موزیک ویدیو سریال کوزی گونی  

دوست جونیام.امروز واستون موزیک ویدو
ترکی اصل سریال کوزی گونی آوردم
که خودم هم این سریال بودم
هم ایکو کارایال.
این آقایی که توی این عکس
با کیوانچ میبیند.این آقا
تویگار ایشیکلی
هست آهنگساز و خواننده ی
سریال های عشق ممنوع و
فاطما گل(فاطمه گل) و
کوزی گونی و ایزل و....
هست.توی این موزیک ویدیو
خواننده هم ایشون هستن.
موزیک ویدیو رو حتما دانلود کنید.
بی نهایت موزیک ویدیو قشنگی هست
اینم لینک دانلود موزیک ویدیو:
http://s5.picofile.com/file/8141489326/Toygar_Hayat_Gibi_Topnaz_com.MP4.html


ادامه مطلب  

کاش...  

چقدر زود گذشت 
پاییز پارسال میگم میبینی ؟
پاییز پارسال از مهر برای دوتا مون فصل عاشقی بود 17روز دیگه تا تاریخ یکی شدنمون مونده
ولی امسال پاییز ب جای اینکه این روز رو باتو جشن بگیرم دور ازتو توی غربت جشن دلتنگی میگیرم
کاش پاییز نمیومد امسال 
وقتی نیستی من دست کی رو بگیرم و باهاش قدم بزنم
باکی توی زمستون برم روی پل عشاق بگم وبخندم و منو با کاپشینش گرم کنه
باکی برم رستوران همیشگی سوپ جو بخورم
با کی از کلاس جیم بشم ک بریم دور دور
باکی شبا توی حیاط

ادامه مطلب  

قنوت  

یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه
 
بدی هاش یادت میره
 
نامردیش یادت میره
 
بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره
 
وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره
 
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!
امروز تو قنوت نمازم از خدا خواستم فقط یه دقیقه ببینمت...

ادامه مطلب  

 

خانه ای خواهم ساخت سایبانش همه عشق ،زیرپافرش غرور،وحصارش همه تکرارصفا ،من دراین تنهایی لطف دیدار تو را می طلبم .ای کاش تو دنیا سه چیزوجود نداشت عشق وغرور ودروغ تاانسان مجبور نباشه بخاطره عشق از روی غرور دروغ بگه .ثمره عمر ادمی یک نفس است وان نفس ازبرای یک هم نفس است گرنفسی با نفسی هم نفس است ان نفس برای عمری بس است.در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت ،واز آن رودی می گذرد به نام صفا ،ودران جویباری میرود به نام وفا ،وهمه به رودخانه ای میریزن

ادامه مطلب  

کاش هیچوقت تموم نشه  

 
میدونی ؟ دست من نیست بلاخره منم ادم فراموشکارم بعضی وقتا یادم میره که تو هستی ، یادم میره داری نگام میکنی ، یادم میره وقت حرف زدن کنارم نشستی و بهم گوش میدی ، یادم میره وقتی از حرص گریه م میگیره و حس میکنم تنها تو همون لحظه بهم چشم دوختی . وقتی دارم کار بدی میکنم و فکر میکنم هیشکی نمیفهمه یادم میره . ولی وقتی توی اوج همه ی "نه" ها و نشدن ها یه آن غافلگیرم میکنی حس شرمندگیم مثل اینه که داشتم عقب عقب راه میرفتم و ناغافل میخورم به کسی که خیلی باهاش

ادامه مطلب  

وقتی خدا راضی باشه همه چی خوب پیش میره  

بسیار بسیار روز خوبی بوده تا الان .   صبح اداره کار رفتم و پیگیر کار سخت و زیان آور پرسنل . بعد هم یک سری به اداره ارشاد زدم . برنامه های همایش خانواده خوب داره پیش میره . خدایا سپاسگزارم . کمک کن تا آخر سال هر 12 سمینار رو به خوبی بتونیم برگزار کنیم .

ادامه مطلب  

امشب میره  

دیروز رفتم پیشش عشقش کورم کرده هیچی رو نمیبینم جز اون شوکه شده بود
خیلی خوشحالم که رفتم اگه نمیرفتم دیوونه میشم اگه نمیدیدمش میمردم بغلشو با تمام دنیا عوض نمیکنم اصلا نمیدونم چی بنویسم دیوانه وار عاشقشم
امشب میره بعد ده روز میاد خدایا بهم صبر بده بتونم تحمل کنم خیلی سخته بدون حتی یه پیام یه زنگ کاش حداقل میتونستم برای یبارم که شده تو اون ده روز صداشو بشنوم 
 

ادامه مطلب  

ديالوگ هاي ماندگار 2 : شوخي كردم ، مهران مديري  

 
 
 
 
 
در قدیم پدیده ایی وجود داشت به نام ازدواج های از راه دور,یعنی پسره تو فرنگ که چرخاش رو میزد,پول باباهه که ته میکشید,با دیدنی های جهان که آشنا میشد اونوقت دلش قنج میزدبرا قورمه سبزی,بعد سفارش میداد تو ایران یه دختر آفتاب و مهتاب ندیده براش ببین,عقد کنن بفرسن... الان ازدواج های از راه دور جاش رو داده به زندگی های از راه دور یعنی آقاهه سره کاره,خانمه تو پاساژا مشغول خرید بعد آقاهه میاد میره تو فیس بوک ,خانمه میره میشینه پا سریالاي ترکیه ا

ادامه مطلب  

میترسم!!!!!  

من از شب های تاریک بدون ماه می‌ترسم نه از شیر و پلنگ، از این همه روباه می‌ترسم
مرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست ولی از دوستان آب زیر کاه می‌ترسم
من از صد دشمن دانای لامذهب نمی‌ترسم ولی از زاهد بی عقل نا آگاه می‌ترسم
اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید اما نه از سختی ره، از سستی همراه می‌ترسم
من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی‌ترسم من از نفرین یک مظلوم، از یک آه می‌ترسم
مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست من از قداره بندان مرید شاه می

ادامه مطلب  

خدا بزرگ است  

یه وقتهایی دوست دارم کنارم بشینه و در سکوت به حرفام گوش بده . یه روزایی دوست دارم سرم رو رو زانوهاش بذارم و نوازش دستاش و تو موهام حس کنم . یه وقت هایی دوست دارم دستم رو بگیره و یا علی بگم و بلندم کنه . یه وقت هایی گرفتار میشم و قبل از اینکه من صداش بزنم میاد کمکم . همه کاری برام میکنه اما من نامردتر از اونی هستم که نشون میدم . میدونی چرا ؟؟؟؟ چون بعضی وقت ها یادم میره که کنارمه . یادم میره که مواظبمه . یادم میره اونقدر بهم نزدیکه که همه افکارم رو می

ادامه مطلب  

378  

مامان:اه مریمممممممممممممممم پاشو خودتو جمع کن . بچه شدی؟
مریم:مااااااااااااااماااااااااااااان خوبه حالا هر مشکلی داری میای به من میگی . من بهت راهکار میدم ها . حالا بچه شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصن دلممممممم میخواد
مامان:مریم جووونم . پاشو عزیزم . اینکه غصه نداره . انقدر از این روزا میاد و میره که یادت میره . اصن این مشغله نیس که . پاشو عزیزم .برو به کارات برس . اعصب خودته هم خرد نکن
مریم:ماااااااااااااامان . خوبه این حرفا رو خودم بهت میزنم ه

ادامه مطلب  

 

طرف بی دعوت میره عروسی !!؟؟؟میبینه جلوش دوتا در هست روی یکیش نوشته مهمانا با کارت و روی یکی نوشته مهمانان بدون کارت چون کارت نداشته از در دوم میره تو دوباره به دو در میرسه روی یکی نوشته مهمانان با هدیه و روی یکی نوشته مهمانان بدون هدیه چون کادو نداشتم از در دوم وارد میشه که میبینه .....برگشته تو خیابون اصلی
من امسال با پشه های محترم خونمون به یک توافق اولیه رسیدمتعهدات بین طرفین:من گزینه نظامی (پشه کش) رو از روی میز برداشتمو اونام قول دادن غنی سا

ادامه مطلب  

از شما ممنونم /نی محزون  

به تک درخت نگاه کرد به او گفت : "دارم میرم ...تونستم برم "تک درخت به روی او لبخند زد 
یک لبخند غم انگیز ,و گفت : مطمئنی میری ?
و به دریچه کوچک میان شاخه هایش اشاره کرد همان جایی که برگها از هم فاصله گرفته بودند ,همان جایی که نشانه ای از توقف زمان بود ,انگار جای خالی چیزی بود .چیزی مثل قلب 
صدای کسی در گوشش پیچید """"پا همون جایی میره که "دل میره "و دستش را روی سینه اش گذاشت ,,,آه قلبم ... قلبم را جا گذاشتم 
دیگر دیر شده بود ,قلبش را جا گذاشت 
کنار همان نیمکت 

ادامه مطلب  

 

17روزه چیزی ننوشتم وبلاگ همه رو می خونم ولی نمیتونم تو پرشین بلاگ کامنت بزارم
 روزا تند و تند میگذره همکار و هم اتاقیم 2-3 روز دیگه نینیش به دنیا میاد و میره مرخصی
بعدش من تهنا میمونم اخه تو اداره ما فقط 2 تا خانوم هست
 این همکارم بره یه سری از کارهاشم من باید انجام بدم
از الان دارم غصه می خورم
بزرگ شدن یه چیزیش بده اونم اینکه تو همه چیزو باید درک کنی و تحمل کنی
یه خانم تنها بودن یکم سخته هم تو کار هم اینکه ادم حوصله ش سر میره ولی چاره ای نیست
تو ا

ادامه مطلب  

دختر بودن...  

       
        دختر بودن یعنی شالت افتاد..!!
دختر بودن یعنی عکس کیه تو گوشیت..!!
دختر بودن یعنی این چی پوشیدی گمشو عوض کن..!!
دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن..!!
دختر بودن یعنی خوشگله میشه برسونمت...!!!
دختر بودن یعنی همون که یه روز میره گل بچینه , میره گلاب بیاره تا شوهرش بدن بااجازه ی ، بزرگترا...!!!
دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله وعمه ت هستن..!!
دختر بودن یعنی 100 تا سکه کمه , من دخترم رو زیر 150 تا نمیدم....!!!
دختر بودن یعنی اول ن

ادامه مطلب  

 

 
در ببندیدو بگوییدکه من
 
 
جز از او -از همه کس بگسستم...
 
 کس اگر گفت چرا؟
 
باکی نیست... فاش گویید که عاشق هستم
 
 قاصدی گر خبر آورد ز دور...
 
 زود بپرسید که پیغام از کیست...
 
گر از او نیست...
 
 بگویید آن زن دیرگاهیست در این منزل نیست...
 

ادامه مطلب  

معرفی جلسات و سخنرانان آذربایجان باکی  

1- حاجی شاهین حسنلی(haci sahin)
حاجی شاهین جوان باسنی حدود 40 سال ساکن باکی  هستند به نظر من قوی ترین سخنران اخلاقی در بین سخنرانان شیعه ی ایران وآذربایجان هستندوسخنرانی تکراری نمیکنند ویژگی سخنرانی های ایشان این است که به نکات ریز ومهم مشکلات اخلاقی وارد می شوند و راهکار عملی برای حل مشکلات ارائه میدهند ونکته قابل توجه درمورد ایشان این است که ایشان در قم و نجف تحصیل نکرده اند تمام تحصیلات ایشان در باکی انجام شده است اگر به باکی سفر کردید به سیدی

ادامه مطلب  

حمام پسر  

 حمام پسر مراحل
ساعت 4بعد از
:
ظهر:

1-همونطور که رو تختش
دراز کشیده لباساشو درمیاره پرت میکنه
 
تو گوشه اتاق
 
2-نیم وجب حوله رو میگیره میزاره دور باسنش
میره حموم


















 
 
 
3-میره جلو ایینه شکمشو میده تو بازو میگیره
فیگور راست-فیگور چپ!
 
نیم ساعت قربون صدقه خودش میره(این قدو بالارو
ببین چه کرده
 
لا لای لا لا لای!!!)مامانش هم از تو اشپزخونه
تایید میکنه
 
 
4-زیر بغلشو بو میکنه رنگ چهره اش برمیگرده
سبز -ابی-بنفش
 
 
5-درکمدو باز ن

ادامه مطلب  

 

زنه دیگه!وقتی تو خیابون راه میره، اگه یه مردی بهش چیزی بگه که احساس کنه ضعیف فرض شده، و به دید یک ضعیفه بهش نگاه شده.شاکی میشه، قلدر میشه، شاخ میشه که روی طرفو کم کنه.که ثابت کنه ضعیف نیست.ولی همین زن وقتی به مردش میرسه ضعیف میشه،دوست داره ضعیف باشه،دوست داره به مردش تکیه کنه.دلش غنج میره وقتی یه کاری رو نمیتونه انجام بده و مردش براش انجام میده.زنه دیگه...!

ادامه مطلب  

دو حدیث از امام هادی (علیه السلام)  

 
 مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ
هرکس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و کارشکنی دیگران باکی نخواهد داشت.
بحارالا نوار: ج 50، ص 177، ح 56
 السَّهَرَ اءُلَذُّالْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فی طیبِ الطَّعامِ شب زنده داری ، خواب بعد از آن را لذیذ می گرداند؛ و گرسنگی در خوشمزگی طعام می افزاید.
بحارالانوار: ج 84 ص 172
 

ادامه مطلب  

بضی ها متوجه میشوند  

این کلام ناب امام متاسفانه کمتر مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته است عده ایی هستند این مورد را متوجه میشوند واز دشمن باکی ندارند فلذاترس در خودشان راه نمی دهندچون معتقدند ما می توانیم در همان سطح به انها حمله کنیم واسیب برسانیم : بعضی ها متوجه نمی شوند باید چه کنند؟

ادامه مطلب  

 

سلام خانومم عطیه ببین الان ساعت چنده اینو نوشتم همین الان از سر کار اومدم تا بوق سگ کارمیکنم ولی حواصم پیش توهه که باید الان بیام ببینم جوابمو دادی یانه که ندادی عطیه صبح رفتم با علی ازساعت8:30تا5عصر برای یه کارخونه سیستم علام حریق نصب میکنیم چند روزه بعد رفتم خونه علی دوباره شب ازساعت 10تا3کابل کشی مترو رفتیم بعد باید بیام ببینم خانومم کسی که یه تار موشو به دنیا نمیدم اینطوری بام رفتار میکنه بم میگه تو دیگه برام مردی اندازه ی نگاهم ارزش نداری

ادامه مطلب  

البته که مردونگی کرد نزد رو اسفالت کتلت م کنه :دی  

 اشکایی که دو طرف صورتش راه پیدا کرده رو پاک میکنه .از خنده ش خنده م میگیره و میگم خب تقصیر خودش شد.باز قهقهه میزنه .باز من لبریز از شادی میشم که باعث میشم خنده کسی رو دربیارم.بریده بریده میره میگه فلانی بیا بیا..فلانی میاد..میگه این جیگر منو میبینی؟ پسر ِ بهش گفته جووون بخورمتنبینم مه لقا خانوم تنها باشه و بعد این میدونی چی گفته؟ خیلی با دقت نگاش کرده و با لبخند گفته دور دهنتونو پاک کنین! اونم اسگل میشه پاک میکنه و این ورپریده م... وای آرزو خدا ب

ادامه مطلب  

450  

اصولا دوران مدرسه واسه هرکسی بیانگر یه سری خاطرات خوب و بده ، منم از این قائله مستثنی نیستم هرچند خاطرات خوبم خیلی بیشتره
مثلا یکیش اینکه من روز اول مدرسه ها ، جلوی در مدرسه، قبل از اینکه پامو بذارم تو مدرسه با دختری دوست شدم که شد بهترین دوست دوران دبستانم که همینم باعث کلی اتفاقات شیرین تو اون دوره شد
اووووم از خاطرات بد بخوام بگم ، خب یکیش این که کلاس اول که بودم انقدر کلاسمون شلوغ کرد که اخر معلممون رفت بیرون در قفل کرد ماهم مونده بودیم چ

ادامه مطلب  

اشتباه...!  

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟
..........................

ادامه مطلب  

قصه ی ما به سر رسید...!!!  

سلام
خب شد دو سال
کیوان قصه مون بعد ماه رمضون قبل محرم یه روزی تا اخرای تابستون داماد میشه و به همه ی این قصه پایان میده 
میره تا زندگیشو یه جور دیگه ادامه بده
میره تا از یه زن دیگه پدر بشه
میره تا توی خونه ای زندگی کنه که به قیمت جووونی من خریده شد
میره تا یه بار واسه همیشه تموم کنه این همه روزهای سخت رو
ولی من میمونم !!!
میمونم تا یادم باشه که ازدواج مال همسایه س...........!!!
تا یادم باشه که من فعلا باید درس بخونم !!!
میمونم تا بزرگتر بشم
میمونم تا حا

ادامه مطلب  

ازادی های حقیقی زنان  

1) روزی دختر شیخ یک تبلت گوگل نکسوس بخرید و بر شیخ عرضه نمود!شیخ بگفت: این تبلت که خریدی اولین کار چه کردی؟عرض نمود: یا شیخ بر صفحه اش برچسب زدم و دور آن کاوری بس محکم قرار دادم.شیخ فرمود: ایا کسی تورا به این کار مجبور کرد؟- خیرفرمود: ایا تو به شرکت گوگل توهین کردی که چنین کاور بر آن نهادی؟- خیر.اتفاقاً خود گوگل که آن را ساخته توصیه نماید که بر آن کاور نهیم.- آیا چون این تبلت چیپ و درپیت است کاورش کردی؟- خیر، بلکه چون ارزشمند است و کلی تکنولوژی صر

ادامه مطلب  

روز من  

با اینکه خیلی برنامه میریزم ولی گاهی حس میکنم کارام از دستم داره در میره و همه چی به هم میریزه ولی باز هم امید دارم. و خدا رو شکر میکنم واسه همه چی . خدایا خدای مهربونم ممنونم به خاطر همه چیز. مهمون دارم سفر میرم چقدر کار دارم من

ادامه مطلب  

 

رفتم دانشگاه گفت 7روز دیگه بیا برگه انتخاب واحدتو بدم بهت
کلاسا هم از 15مهر شروع میشه
دلم واسه همسریم تنگ شده
خداکنه باز استاداشون یه چندروزی نیان و آقایی بیاد پیشم
شاید امروز برم خونه مادرشوهرم
اما وقتی عارفم نیست اونجا یه جوریه حوصلم سر میره
برادرشوهرمم هست همش بخاطر من میاد خونه سر میزنه که حوصلم سر نره
اما زیاد باهاش راحت نیستم و رودربایستی دارم
ولی اگه نرم مادرشوهر ناراحت میشه
مجبورم شب اونجا بمونم...
خیلی حوصلم سر میره
کاش همسرجانم بو

ادامه مطلب  

ترکه میره جنگ میشه فرمانده  

ترکه میره جنگ میشه فرمانده داداشش شهید میشه...
با بیسیم بهش میگن لااقل جنازه داداشتو برگردون عقب...
میگه اینا همشون داداشای من هستن،کدومشونو بیارم ؟
آره !!!...اینبار جوک نبود!!!!!!!!!
فارس،،نژاد پرست نیست (مگه کوروش نژاد پرست بود؟)
رشتی بی غیرت نیست (مگه میرزا کوچک خان بی غیرت بود؟)
مازندرانی کله ماهی خور نیست (مگه نیما کله ماهی خور بود؟)
لر هالو نیست (مگه لطف علی خان یا آریوبرزن هالو بود؟)
ترکها نفهم نیستن(مگه ستارخان و باقرخان نفهم بودن؟)
قزوینی همج

ادامه مطلب  

آی خونه دار و بچه دار،خاطرَتو بردار و بیار  

دیشب یکی از بهترین شب های من و شیرین بود. کلی برگشتیم به گذشته. برام از گذشته هایی گفت که گفتنش خیلی سخته. یه چیزی که یادم رفت بنویسم، خاطرش از بازگشت آزاده ها بود که می گفت خوب یادشه از یکی از اونا، بیسکویت گرفته. این صحنه ها رو با دنیا دنیا پول عوض نمی کنم. یکی میره خوره طلا و جواهر میشه، یکی میشه خوره خونه و ملک و باغ و زمین و مستغلات، یکی میشه خوره زن و دختر، یکی میشه خوره افیون و تریاک و دود و دم، ما هم شدیم خوره خاطره  بازی و خاطره های مردم. ب

ادامه مطلب  

 

بهت میگم یه بار بدون اینکه گیر بدی آرومم کن...آروم کردن تو کارت نیست؟
منه زخم خورده مگه ازت چی خاستم؟ خاستم که یه شب دل به دلم بدی...همدمم باشی...تقصیر تو نیست...تقصیر منه که توقعم زیاده...یادم میره حقم چیه...
باید بسوزم با این دردی که سنگینی میکنه رو سینم...

ادامه مطلب  

baran  

بگو بینم باهاشون هستی خودیاسمی از من میاری وقتی مست میکنییا وقتی بحث پیش میاد که باکی دوست بودیمیگی هیشکی و بحث و عوض میکنیبزار حالا که دارم از تو جدا میشمبگم فراموشیت آسون نی خداییشمبا اینکه هنوزم اون عاشق دو آتیشمو صبحا به عشق تلفن تو پا میشمدیگه نمیخوام یه لحظه ام با تو قاطی شمدیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدمخوب منم دیگه عین تو بدمدروغ میگفتی دوسم داشتیمنم تصمیم گرفتم دل به تو ندمآخه دست خودت که نیست یکم عقده ای شدیخدایی من نمیخواستم ان

ادامه مطلب  

از سگ بدتر  

 
پادشاهی به شکار می رفت.در بیرون شهر دیوانه ای را دید
 
که سگی در پهلو بسته و خوش و خرم نشسته.
 
وزیر را گفت : بیا تا قدری دل به دیوانه ای خوش کنیم.
 
وزیر گفت : مبادا بی ادبی کند.گفت : باکی نیست.
 
شاه پیشتر رفت و گفت : ای آزادمرد،سگ خوب تر است یا خودت؟
 
دیوانه گفت : قربانت گردم،سگ هرگز از فرمان این دیوانه سر نتابیده.
 
پس شاه و گدا اگر فرمان را خدا برند از سگ بهترند و گرنه سگ از هر دو بهتر.
 
 
350 لطیفه ی زیبا

ادامه مطلب  

خاطرات تلخ 1  

خانمی حدودا ۳۰-۳۵ ساله:
دخترم هفت سالشه،امسال میره کلاس اول. قبلا نمیدونست مریضم. هی میگفت مامان چرا دیگه خوشگل نیستی؟! چرا روسریتو درنمیاری؟ چرا نمیذاری موهاتو ببینم؟
حالا فهمیده "سرطان" دارم...
تازگیا با خدا قهر کرده. میگه اینهمه دعاکردم چرا خدا خوبت نکرد؟!
 

ادامه مطلب  

خخخخخخ  

امروز تو ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بود  بغل دستم تو تاکسی
 
کف دستش میخارید میگفت پول داره میاد...
 
گوشش میخارید میگفت دارن پشتم حرف میزنن...
 
کفه پاش میخارید میگفت پول داره میره...
 
اصلا ۱%به ذهنش نمیرسید که حموم بره شاید درست شه
 
 

ادامه مطلب  

اسپارتاکوس  

عاغا ی روز دبیر تاریخمون داشت درباره ی نلسون ماندلا صحبت میکرد یهو برمیگرده . . . میگه : شما کسی رو که مثل نلسون باشه میشناسید ؟؟ یکی از بچه ها برمیگرده میگه : اسپارتاکوس. دبیر هم تو فکر فرو میره . ما هم داشتیم زمینو گاز میزدیم

ادامه مطلب  

منو تو وتنهایی  

پسرم
این روزها وشبها بابایی تو نمایشگاه غرفه گرفته وروزها تو کارگاهه وشبها هم بعدشام میره غرفه که کارگرش بره استراحت واسه همین منو وتو تا 1شب تنها میمونیم وفقط باباروسر ناهار وشام میبینیم.
تنهایی خیلی سخته ولی من وتو کلی باهم بازی وشادی میکنیم که تو جای خالی بابارو نفهمی.
خدایا هیچ گاه جمع ما رو کم نکن وبر شادی ها وخوشی هاش ضرب بذار.

ادامه مطلب  

روزای سخت،روزای درد...  

روزای سختیو دارم میگذرونم، همه چیزم ریخته بهم ولی درد من از مشکلات نیست درد من از تنهایی!!!!
اره تنهایی، من تنهام، ینی تا وضعیتم ریخت بهم تنها شدم ولی باکی نیست، الان اسمون من ابریه بالاخره به همین زودیا آسمون منم صاف میشه آبی میشه اونوقته که تو اسمون من پرواز کردن ممنوع  میشه.
تو این روزا چیزایی دیدم چیزایی شنیدم اونم از کسایی که براشون کم نذاشتم ولی......
دوست نداشتم ناراحتیمو منتقل کنم ولی خوب نیاز داشتم بازم سلامتی همه شما دوستای مجازی که

ادامه مطلب  

مهدی  

مهدی یه آدم عوضی و حال بهم زن یه دروغگو که حتی حرفاشم یادش میره، حالم ازش بهم میخوره باید بره سرشو بزاره بمیره پسره چش سفید بد زبون، فک می کنه خداس و هر غلطی دلش میخاد می کنه، فک می کنه عقل کل و همه کاراش درست کسی نیست بهش بگه بس کن بزار آدم باشی ....
الان دوس دارم پاشم برم بزنم تو دهنش و هر چی فحش بلدم بهش بدم
تا چند وقت پیش وقتی بهش میگفتم یا حق بهم میگفت این حرف رو نزن حالا واسه من خداپرست شده، دروغگو دروغگو دروغگو دروغگو دروغگو دروغگو...................

ادامه مطلب  

زندگی سالم....  

یارو صبح از خواب بیدار نشده کپسول معدشو که باید ناشتا بخوره میندازه بالا.... سر میز صبحونه با اخرین جرعه چاییش یه کدویین و یه قاشق شربت اکسپکتورانت میخوره و میره دنبال کارش.... ساعتای ده ده و نیم یه ارام بخش و یه اسپرین میخوره.... ظهر بعد از نهار یه پروپرونونول و یه قاشق شربت معده با یه ارام بخش میخوره.... سر شب قبل از شام باز یه اسپرین و بعد از شام باز یه ایندرال 20 میره بالا و در نهایت قبل از خواب یه مشت دیازپام و لورازپام و زناکس و دو تا قرص معده و یه

ادامه مطلب  

بامشاد و بامشاد و بامشاد  

شخصیت انسان حول محور یکسری از خصوصیات ساخته میشه،با تغییر محیط و ب تبعش تغییر فرهنگ،بعضا تابوهای یک فرهنگ ب مزایای اصلی اون فرهنگ تبدیل میشه.کسی ک از یک فرهنگ ب فرهنگ دیگه میره،با تغییر این ارزش ها -ب احتمال زیاد-احساس عدم اعتماد ب نفس و خودشکستگی پیدا کنه
 

ادامه مطلب  

گریه کن  

 

گریه کن تا دلت می خواد، گریه کن با دلت زیاد ، گریه کن تا یادت بیاد
شاید این بار آخره، لحظه ها داره میگذره، گریه کن تا یادت نرهپیدا کن شبو مثل من، گوشه ای واسه گم شدنگریه کن اگه عاشقی، عاشقا گاهی گم میشنگریه کن پای رازقی، گریه کن پای نسترناین تویی که شکسته ای، این تویی اگه خسته ایمثل من اگه عاشقی، چشماتو اگه بسته ایاین تویی که یادت میره، عهدایی که شکسته ایاین تویی تو شبای تار، چشماتو روی هم بزار، خورشیدو به خاطر بیاراون که گل به تو هدیه داد،

ادامه مطلب  

 

حوصله ام داره سر میره ...
اووووف....
عجب وضعیه ها...
دلم تنگ شده...
اولش که یه چیزیوداری قدرشو نمیدونی وقتی از دستش میدی تازه میفهمی چی شده...
"اگر وجود خدا باورت بشه خداهم یه نقطه میذاره زیر باورتو یاورت میشه"
نمیدونم من وجود خدا باورم نشده یاکه اون زده زیرشونخواسته یاورم بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید همون اولیه باورم نشده شاید که نه حتما همون اولیه....

ادامه مطلب  

شکستن نفس  

بعد از نماز ظهر بود. کل بچه‌های گردان دور هم جمع بودند. یکی از مسئولین لشکر آمد و گفت:
رفقا دستشویی اردوگاه خراب شده. چند نفر رو آوردیم برای تعمیر، گفتند باید چاه دستشویی تخلیه بشه! برای همین چند تا نیروی از جان گذشته می‌خوایم. در جریان ماجرا بودم. زیر دستشویی‌های اردوگاه حالت مخزن داشت. هر وقت پر می‌شد، با ماشین‌های مخصوص تخلیه می‌کردند. اما این بار دیوارهای کنار دستشویی ریخته بود. امکان تخلیه با ماشین نبود. برای مرمت دیوار باید چاه، تخلی

ادامه مطلب  

 

ساعت 1:04دقیقه شب
حالمو خوب میکنه بایک تماس غیر منتظره 
وقتی مثل یک دختر بچه قربون وصدقه ات میره وقتی ک میگه یادت نره ک یک نفرهس اینور دنیا
مثل کبوتر برات بال بال میزنه
اگه میخام ناراحت باشم خو برم طلاقت بدم ولی اگه دارمت باید خوشحال باشم وبرای وجودت خدامو هزار مرتبه شکر کنم
دلم کمی آروم گرفت گریه ام بند اومد خدایا شکرت برای وجودش شکرت برای همه چیز:-) 

ادامه مطلب  

حالم بده...  

وقتی دروبازمیکنی میبینی چشام بسته اس و دارم آهنگ گوش میدم یعنی حالم بده!
وقتی تاریکی اتاقمو ازم میگیری ومن سگرمه هام میره توهم یعنی حالم بده!
وقتی میبینی ریملم پاشیده زیرچشمام یعنی حالم بده!
وقتی اشکامو ازت قایم میکنم یعنی حالم بده!
دیگه پرسیدن نداره مامان....من حالم بده!
 

ادامه مطلب  

پست ها نانوشته  

روزا یکی بدتر از اون یکی داره میگذره و هیچ طوفانیم نیست که آرامش سیاهشو بهم بزنه. ارتباطم با جواد برا کار زیاد و دلخوری کم شده، کلی قربون صدقه ام میره اما حسی ب حرفاش ندارم.
دوستام دیگه مث قبلن نیستن همه بد شدن و این بدی نشات گرفته از منه ، اما کدوم کار من باعث این رفتاره؟ کدوم کاره من نتیجه اش اینه؟ کارها و رفتارامو  تو دفترچه نوشتم و پاسخ اطرافینمو اما چ خوب و چ بد باشم جوابم بدیه. کم کم باید آماده شم واسه رفتن، رفتن واقعی ....

ادامه مطلب  

511  

میدونی، تو با همه ی وجناتت(!) اگر فکر کردی زرنگی، من ده هزار بار  ازت زرنگ ترم
اگرم فکر کردی من خنگم که تو ده هزار بار از من خنگ تری
هیچی گفتم که درجریان باشی. من چه خنگ باشم چه زرنگ، تو اینقدر از من پایین تری که نمیشه مارو با هم مقایسه کرد.
در ضمن، حسود هرگز نیاسود! اگر دختر به مادر میره که تو الان این نبودی! منم این نبودم خب! ولی حسود هرگز نیاسود.
مادر عروس دریایی هم جلبکی بیش نیست.
بسی مزخرف شدم مدتیه. اه.
 

ادامه مطلب  

سوپ  

یارو میره رستوران سوپ بخوره سفارش میده ولی خیلی طول میکشه میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جلوشه و داره سیگار میکشه میگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که اومد مال شما ... سوپ رو که تا آخرش میخوره میبینه یه مارمولک خشکی تهش چسبیده ! ... هر چی خورده بود بالا میاره تو کاسه ! اون سیگاریه میگه : تو هم دیدیش؟!!

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1