آخرین اخبار سایت

 

رفته بودم سر حوضتا ببينم شايد ، عكس تنهايي خود را در آب ،آب در حوض نبود .ماهيان مي گفتند:هيچ تقصير درختان نيست.ظهر دم كرده تابستان بود ،پسر روشن آب ، لب پاشويه نشستو عقاب خورشيد ، آمد او را به هوا برد كه برد.به درك راه نبرديم به اكسيژن آب.برق از پولك ما رفت كه رفت.ولي آن نور درشت ،عكس آن ميخك قرمز در آبكه اگر باد مي آمد دل او ، پشت چين هاي تغافل مي زد،چشم ما بود.روزني بود به اقرار بهشت.تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي ، همت كنو بگو ماهي ها ، حوضشان بي آ

ادامه مطلب  

سي و يك  

بعضي وقتا آدما واسه ادامه دادن،واسه زندگي كردن،واسه نفس كشيدن،يه دلخوشي ميخوان،يه اميد ميخوان،يه دلگرمي ميخوان،ولي وقتي كه ميبيني توي تمام اين سالها زمين و زمان ميخوان كه جلوي راهت رو بگيرن و يا به قول معروف توي سختي ها امتحانت كنن،اونجاست كه به سيم آخر ميزني و با خودت ميگي بي خيال هرچي كه تو رو ميخواد به اين زندگي بركردونه.من اصلا آدم نا اميدي نيستم،به هيچ وجه،بر خلاف اطرافيانم كه اينجوري فكر ميكنن،چون اونا هيچ وقت من رو نشناختن،خيلي وق

ادامه مطلب  

وقتی خرّم سلطان و چنار و ارمیا، نفس صداوسیما را می گیرند.  

وقتی خرّم سلطان و چنار و ارمیا، نفس صداوسیما را می گیرند...



كثیریان، کیوان - کیوان کثیریان



"دیشب ماهواره همسایه داشت فلان برنامه رو نشون
میداد..."؛ خود شما چندبار این جمله را به زبان آورده اید یا از زبان دوست
و همکار شنیده اید و بعد هم کلی با تمسخر خندیده اید؟چند سالی است که
این شوخی بی مزه بین همه ما جریان دارد. مثل یک رازِ مگو که از قضا

ادامه مطلب  

 

جهان هر کس به اندازه‌ی وسعت فکر اوستیک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند،اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این شرکت بود درگذشت.شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدندامّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در ادا امّا پس از مدتى، کن

ادامه مطلب  

روز درختکاری در ایرین  

حضرت رسول اکرم (ص):خداوند درخت را برای انسان آفرید، از اینرو او باید درخت را بکارد، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد.دهیاری ایرین با مشارک اهالی روستا و مدیریت محترم و دانش آموزان مرکز آموزشی شهید منتظر قائم روستای ایرین و همچنین آقایان علی احمد علی و علیرضا حیدری از اعضای محترم شورای اسلامی روستا اقدام به کاشت بیش از 200 اصله نهال (سرو، چنار، توت، کاج، تبریزی و ...) در ابتدای ورودی روستا(حد فاصل ساختمان چند منظوره الی کوچه شهید نادر شفیعی) مجا

ادامه مطلب  

 

پس چشمانت چه زمان در خواهند یافت که نگاه  زاده ی علاقه است ؟تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداستتنها به نگاه او می سپارمت...دلمان کوچک استولی آنقدر جا دارد که برای عزیزی که دوستش داریمنیمکتی بگذاریم برای همیشه...محبت چشمه ایست از جنس نورهم ارادت هم سلام از راه دور...به چــــه تشبیه کنم نــام تو رابه بــــهار یا به آبی  زلال دریــــاســـــاده تر می گویم تــو تمامیـــت احساس منی...لقمه ای بزرگتراز دهانش بودم برای همین بودکه مراخوردمیکردتااندا

ادامه مطلب  

آدور  

سیگنال های مغز مرا کور کرده ایتو آش شعر های مرا شور کرده ایتا حرف های مفت تو را باورم شودهی قصه های بیخودکی جور کرده ایخود را به چشم آینه ی قلب کوچکمیک آدم مزخرف منفور کرده ایهی توی آتشی که درون دلم به پاستچوب و چنار وتخته و آدور کرده ایگفتی: همیشه حرف مرا گوش کن عزیز!!!من که نخواستم! تو مرا زور کرده ای...*آدور: تیغ، بوته خار

ادامه مطلب  

در گذشت فردي كه مانع پيشرفت مي شد.  

 یک روز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنيم.

ادامه مطلب  

چرا حال نماز اول وقت نداشتم  

 چند روزی بود که حال عجیبى پیدا داشتم؛ یعنى حال نماز شب و حال نماز اوّل وقت خواندن را نداشتم. از این گذشته از خواندن نماز و رابطه با خدا لذّت نمى‌بردم. حسابی از خودم تعجب مى كردم كه چرا چنین شده‌ام؟ هرچه گریه و زارى و التماس مى‌كردم باز به جایى نمى رسیدم تا آنکه شبى از همین شبها خواب بسیاری عجیبی دیدم. در آن رویای شگفت به من گفتند: «كسى كه خرماى حرام بخورد، معلوم است كه دیگر عبادت را دوست نداشته و از آن لذتى نخواهد برد!»وقتى از خواب بیدار شد

ادامه مطلب  

سطرهای سپید  

هرقدر مى خواهم کلمه هام را کنار هم
بچينم تا بنويسم , نمى شود که نمى شود . از مشغولى و خستگى نیست واژه
براى طلوع نگاه تو پيدا نمى کنم , واژه براى بيان همه ى دوست داشتنم , که
اگر عمر اين است مى خواهم تا ابد اينگونه کنار تو آرام باشم و حيات را از
چشمهاى تو , بگيرم يا نه از همه ى سکوتت , همه ى آن وقت که در متن موسيقى
دلنشينتر مى شوى , همه ى خنده ات , حتى وقتى توى فکرى .. + اى همه شور و  نشاطهاى بعد از ديدار طبيب , اى همه دردهاى مرا تو دوا ...  میلادت مبارک

ادامه مطلب  

 

بخداموندم خدا وقتى اىنوخلق مىکردجزدروغ چى ىادش داد؟ازعصررفته بىرون موهاش روغن زده وتىپ زده مىگه رفتم ر ماشىن امدادکارکردم(چندوقته ىه جرثقيل امدادخودروخريده البته دست رانندس) ساعت ده شب اومده موهاش يه قره روغن نداره معلومه حموم بوده مىگه توپارکىنگ نىروى انتظامى سرموشستم که برم اراىشگاه.اى خداااااااا سقف ازدروغاش ترک خورد اخه مگه شامپوداشتى که موهات اىنقدتمىزشد؟بعضى مردابلانسبت چقدنامردن

ادامه مطلب  

 

بخداموندم خدا وقتى اىنوخلق مىکردجزدروغ چى ىادش داد؟ازعصررفته بىرون موهاش روغن زده وتىپ زده مىگه رفتم ر ماشىن امدادکارکردم(چندوقته ىه جرثقيل امدادخودروخريده البته دست رانندس) ساعت ده شب اومده موهاش يه قره روغن نداره معلومه حموم بوده مىگه توپارکىنگ نىروى انتظامى سرموشستم که برم اراىشگاه.اى خداااااااا سقف ازدروغاش ترک خورد اخه مگه شامپوداشتى که موهات اىنقدتمىزشد؟بعضى مردابلانسبت چقدنامردن

ادامه مطلب  

 

مـصاحبـه : تـا 20 سـال دیـگه خـودت رو چـطور میـبیـنی؟ جـاستین : ازدواج کـردن بـا
یـه بـلیبـر زیبـا
 آهـنگ مـورد عـلاقـه ی سـلنا از جـاستین Never
Let You Go هسـت! ولـی در حـقیقت جـاستین ایـن آهـنگ رو واسـه کـیتلیـن خـونده
بـود یـبار جـاستین یـه بلـیبر رو مـلاقـات کـرد و ازش خـوشش اومـد! ولـی
دیـگه هـیچوقـت نـدیدش , آهـنگ Stuck iN The Moment بـرای اونـه یـبار
جـاستین بـه کـنسرت مـایلـی رفـته بـود و یـه قـسمت دید کـه طـرفدارهـای مـایلی
دارن مـایلی رو مس

ادامه مطلب  

 

سیزده بدر رفتیم تنگ چنار !!عالی بود!
مهدیار -محمد-حسین-فاطی-فاطمه-زهرا-ازی-علیرضا-لیلا-محمود-خاله زهرا و خاله صدیقه علیرضا !!!!!همه اینا بودن!!
ما دختر پسرا حلقه زدیم و چسب زدیم ب پیشونی و حدس میزدیم!
والیبال بازی کردیم و کلی خندیدیم!هیچ سالی اینقد نخندیده بودم!!!خیلی خیلی خیلی خوش گذش!!
سه شنبه هم رفتم یزد گردی!!!زندان اسکندر!!اب انبار!!خونه های خشتی و خیلی جالب!کوچه های اشتی کنان و ساباط!!!
قالیچه های قدیمی و گرون!!!!
عالی بود!این همه یزد زندگی کردم ول

ادامه مطلب  

خستگی را زندگی کرده ام  

چه سخت است تنگ ماهی بودن
اگر بشکنی قاتلی و اگر نشکنی زندانبان
خوش به حال آب !خستگی را زندگی کرده ام
می خواهم کمی هم زندگی را خسته کنم !میگیم میگذره ، آره میگذره
همه چی میگذره حتی من ، حتی تو
افسوس که روزامون گذشت و فردامون مثل امروز ، امروزمون مثل دیروز
وقتی به خودمون میام که میگن روحش شاد آدم خوبی بود !خوش به حال رفتگر
درسته شبا با آشغال سروکار داره ولی روزا با بعضی آدمای آشغال سر و کله نمیزنه !دنیا دار مکافات است :
وقتى پرنده اى زنده است مورچه ه

ادامه مطلب  

نشد....  

امروز از صبح که بيدار شده بودم همش تو اين فکربودم که چه جورى بيام پيشت ..... فکرش به ذهنم رسيدو به مامان گفتم,قبول کرد,کلى خوشحال شدم ,يه انرژى خاصى گرفتم ,چند تا از لباسامو آوردم که کدومو بپوشم!!!!خلاصه اينکه کلى حالم خوب بود ولى کمتر از يک ساعت اين حال خوب و داشتم....مهمون اومد ...وقتى خالم اينا گفتن ميخوان بيان انگار يه پارچ آب سرد روم ريختن ,يهو حالم گرفته شد.....من دلم واسه عشقم تنگ شده به کى بگم آخه!چرا هيچ کس منو نميفهمه....

ادامه مطلب  

داستان میزان فاصله قلب ادمها و تن صدا  

استادى از شاگردانش پرسید:چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می زنیم؟چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟
 
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می دهیم

ادامه مطلب  

من روح كريسمس گذشته ام  

آقا من اگه مسيحي بودم بطور كاملا رسمي با خدا درگيري پيدا مي كردم. نه جدا اين چه وضعشه؟ شب كريسمس و نه برفي نه اسكروچي نه سرمايي، هيچي به هيچي. اون وقتها برف ميومد كرور كرور  اسكروچ نشون ميداد زرت و زرت تازه نه از اين اسكروچهاي تيري دي سوسول بازي جيم كري دار، نه، از اونها كه دانلدداك داشت و ميكي موس و گوفي از اونها كه بيل كوچولو از فرط فقر يك نخود فرنگي را نصف مي كرد ميخورد از اونها كه خواهر شادمانم نخود فرنگي مي پخت ميشست با چاقو امتحان كردن كه

ادامه مطلب  

اراذل و اوباش  

يكى از دوستانمان وقتى در مهمانى هستيم باچنان صداى بلندى مى خندد كه انگار صوت شكسته شده است.كسى مى داند صو ت شكسته شده است يعنى چه؟ من هم دقيق نمى دانم يعنى چه اما اين اصطلاحى بود كه زمان جنگ وقتى هواپيماهاى عراقى حمله مى كردند و بعدش يك جاىى را شديد بمباران مى كردند مى گفتند صوت شكسته شده است.كنايه از صداى خيلى بلند است  و اين دوست ما با صداى خيلى بلند در مهمانى ها مى خنديد تا اينكه امروز در خانه خودش مهمان بوديم و دوستان با صداى بلند و نه در حد

ادامه مطلب  

عكاسخانه  

وقتى از ميان انبوهى عكس گرفته شده با دوربين هاى حرفه اى و توسط عكاس هاى نيمه حرفه اى ؛ده تا عكس جدا شودبدون شك آن عكس ها ارزش ديدن دارد.اما دارد كه دارد.چه معنى دارد كه پرسنل عكاسى جلوى چشمان خودت فايل عكس ها را باز كند و نگاه كند؟بعد هم عليا حضرت،خانم مانتو و مقنعه پوشيده  ى جلوى رويش را با خانم بلوز بنفش  و بدون روسرى توى عكس ها مقايسه كند و هى تو  رانگاه كند و هى عكس ها را نگاه  كند و هى بگويد :- نچ،نچ،نچ...من اصلا باورم نمى شد كه پرسنل عكاسى ها

ادامه مطلب  

سلام بر نمازگزار  

قال الصادق - عليه السلام -:اذا دخلت المسجد و القوم يصلون فلا تسلم عليهم و سلم على النبى - صلى الله عليه وآله - ثم اقبل على صلاتك و اذا دخلت على قوم جلوس ‍ يتحدثون فسلم عليهم ؛ هنگامى كه داخل مسجدى شدى و زمانى كه مردم مشغول نماز هستند، بر آنها سلام نكن ، بلكه بر رسول خدا (ص ) سلام كن و مشغول نماز شو، ولى وقتى وارد بر گروهى شدى كه مشغول صحبت هستند، بر آن ها سلام كن .(بحارالانوار، ج 76، ص 8)

ادامه مطلب  

مناظره چنار و کدو  

نشنیده ای
که زیر چنار کدو بنیبر جست و
بر دوید بر او به روز بیستپرسید از
آن چنار که تو چند روزه ایگفتا
چنار : سال مرا بیشتر ز سی ستخندید پس
کدو که من از تو به بیست روز برتر شدم
بگوی که این کاهلیت چیست ؟او را
چنار گفت : که امروز ای کدوبا تو
مرا هنوز نه هنگام داوری ستروزی که
بر من و تو وزد باد مهرگان








آن دم
شود پدید که نامرد و مرد کیست 

ادامه مطلب  

سال نو مبارک  

ز باغ ای باغبان ما همی بوی بـهار آیدکلید باغ ما را ده که فردامان به کار آیدکلیــــد باغ را فــــــــردا هزاران خواســـتار آیدتو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آیدچو اندر باغ تو بلبل به دیــــدار بـــــــهار آیدتو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آیدسال نو مبارک باد

ادامه مطلب  

داستان آموزنده مانع پیشرفت شما کیست؟  

وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:دیروز
فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در
مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت
مى‌کنیم!در ابتدا ، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت
مى‌شدند اما پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت
آن‌ها در اداره مى‌شده چه كسی بوده است!!؟این کنجکاوى، تقریباً تمام کارم

ادامه مطلب  

شب تولد  

مى دو نيد آدم وقتى خو شحا له همه چيز زيبا به نظر مير سه امشب تو لدم بؤ د  نا خدا گا ه از صبع خو شحا ل بؤ دم يك سال به تجر به ام أ ضا فه شد تو ى آينه خو دم را كه مي بينم  شا يد  چين و چر وك صو رتم بيشتر شده باشه  ولى إحساس مى كنم دور نم زيبا تر شده به خو دم مى بألم بخا طر بچه هاى مهر بان و سالم و شاد ى كه خدا به من داده  و همسر م كه هنو ز عا شقا نه من و دو ست داره  خداوند اين شا د ى را از ما نگيره  جا ى شما خا لى شب خو بى بود بچه ها با آمد نشأ ن خيلى خو شحا لم ك

ادامه مطلب  

حكايت سيد محمد جبل عاملي  

  مرحوم نورى مى‏نويسد: عالم متّقى مرحوم سيد محمد جبل عاملى از اهالى قريه جب شليت، از ترس حاكمان ستم پيشه و ظالم آن منطقه، كه قصد داشتند سيد را وادار كنند به نيروهاى نظامى آنها بپيوندد، بطور مخفيانه با دست خالى از جبل عامل خارج مى‏شود و پس از تحمّل سختى‏ها، خود را به نجف اشرف مى‏رساند و مجاور حرم حضرت اميرالمؤمنين على‏عليه السلام زندگى ساده و فقيرانه‏اى را شروع مى‏كند. شرايط آن زمان به گونه‏اى بوده است كه تقريبا اكثر مردم حتى در تأمين م

ادامه مطلب  

حقایق جاستین بیبر  

- کـِنی بـادیگـارد جـاستین میـگه چـِرت تـرین جـک هـارو جـاستین تـعریف مـیکنه 2- نـایل از اعـضای گـروه وان دایـرکشن میـگه دوسـت دارم سـمت دمـی لـواتـو بـرم تـا از طـریق اون بـه سلـنا نـزدیک شـم و از طـریق سـلنا بـه جـاستین بـرسـم!3- سـال 2009 جـاستین گـفت سـلنا خـوش قـیافس ولی ازش خـوشم نـمیاد4- وقـتی جـاستین بـچـه بـود تـخـت نـداشت5- جـاستین الـان انـدازه ای شـده کـه سـایز کـفشـاش بـا کـفش هـای پـدرش بـرابـری میـکنه7- جـاستـین میـگه 3 تـا بـچ

ادامه مطلب  

حكايت سيد محمد جبل عاملي  

 
 مرحوم نورى مى‏نويسد: عالم متّقى مرحوم سيد محمد جبل عاملى از اهالى قريه جب شليت، از ترس حاكمان ستم پيشه و ظالم آن منطقه، كه قصد داشتند سيد را وادار كنند به نيروهاى نظامى آنها بپيوندد، بطور مخفيانه با دست خالى از جبل عامل خارج مى‏شود و پس از تحمّل سختى‏ها، خود را به نجف اشرف مى‏رساند و مجاور حرم حضرت اميرالمؤمنين على‏عليه السلام زندگى ساده و فقيرانه‏اى را شروع مى‏كند. شرايط آن زمان به گونه‏اى بوده است كه تقريبا اكثر مردم حتى در تأمين م

ادامه مطلب  

طلب سه حاجت از امام زمان  

امام زمان
جناب حجة الاسلام على مرعشى به نقل از عمویشان جناب حجة الاسلام سید محمود مرعشى و او نیز به نقل از شیخ محمد خاقانى فرمود: با این كه حدود 30 سال از زندگى‎ام مى‎گذشت، ازدواج نكرده بودم. مریضى، فقر و تنگدستى نیز زندگى مرا فرا رفته بود. روزى خبر یافتم كه در همسایگى ما دختر لایقى است تصمیم گرفتم به خواستگاریش رفته و او را به همسرى در آورم ولى او از خانواده ثروتمندى بود، در حالى كه من فقیر محض بودم . تنها راه چاره را توسل به حضرت بقیة الله دان

ادامه مطلب  

رفع فقر به واسطه صلوات  

مردى خدمت رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - آمد، و از فقر شكايت كرد، آن حضرت فرمود:((وقتى داخل خانه خود شدى سلام كن - خواه كسى در خانه باشد و خواه نباشد - و بر من سلام فرست ، و بعد از آن سوره اخلاص بخوان .))و آن مرد، چنان كرد و در اندك روزى توانگر گرديد، چنان كه بر همسايگان و خويشان خود افاضه مى نمود.

ادامه مطلب  

اوقات نماز های پنج گانه  

 نماز صبحنزديك اذان صبح، از طرف مشرق، سپيده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن را «فجر اول» گويند. زماني كه آن سپيده پهن شد «فجر دوم» و اول وقتِ نماز صبح است و زماني كه آفتاب طلوع کرد آخر وقت نماز صبح. - البته بهتر است نماز صبح را قبل از روشن شدن هوا در همان تاريکي اوّل صبح بجا آورد. نماز ظهر و عصراگر شاخص(چوب يا چيزى مانند آن) را به طور عمودى در زمين هموار فرو برند، صبح موقع طلوع خورشيد، سايه آن به سمت مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالاتر مى آيد اين سايه

ادامه مطلب  

پنج شنبه آخر سال...  

هر کجا دیدی که در تقویم خط خورده بهار
یا به وقت بای بای ، یک مسافر در قطار
هر کجا دیدی سکوتی می شود حجم هوار
یا که دستی فالش می زد نت به نت بر یک سه تار
هر کجا مردی نشسته پوچ و خالی مثل صفر
تا یکی آید و صفرش را رساند تا هزار
یا که دیدی جمله ی من دوستت دارم گلم
با تبر حک می شود بر قامت سبز چنار
یاد من باش و بدان این حال امروز من است
 ای نشانی تمامی، درختان انار
راستی این روز ها روح من اینجا بی کس است
عید نوروز آمده ، یک بوسه بر قبرم بکار...

ادامه مطلب  

جاماندن درد دارد....  

نمى شود اينطور که...وقتى مى رود.....تو جا بمانىوقتى مى روی......باز هم تو
جا بمانى !                                           "جا ماندن" درد دارد .... نمى شود..........ته مانده ى آبى باشى کهنه می
نوشند.....نه دورت می ريزند.....تنها ترکت می کنند .....تا خشک شوى !اصلا نمى شود
که..........هم بروى و هم بمانى و هم ترکت کنند و هم ننوشند ....              وقتى کسى بيادت نمى
آورد  چطور فراموشت کند ؟!

ادامه مطلب  

نمیشود ...  

نمى شود اينطور که...وقتى مى رود.....تو جا بمانىوقتى مى روی......باز هم تو
جا بمانى !                                           "جا ماندن" درد دارد ....نمى شود..........ته مانده ى آبى باشى کهنه می
نوشند.....نه دورت می ريزند.....تنها ترکت می کنند .....تا خشک شوى اصلا نمى شود
که..........هم بروى و هم بمانى و هم ترکت کنند و هم ننوشند ....              وقتى کسى بيادت نمى
آورد  چطور فراموشت کند ؟

ادامه مطلب  

چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست ( حامد عسکری )  

چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاستلطف خط شکسته بــه شیب کشیده هاستهرکس که روی ماه تو را دیده، دیده استفرقـی کـه بین دیده و بین شنیده هاستمـوی تـــو نیست ریختــه بر روی شانه هاتهاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاستمن یک چنار پیـــرم و هر شاخــه ای ز مندستی به التماس به سمت پریده هاستاز عشق او بترس غزل مجلسش نروامروز میهمانی یوسف ندیده هاست

ادامه مطلب  

لذت حجاب  

  نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى
سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترين زن‏هاست را مى‏زند.
نمى‏دانيد چقدر
لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و
فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛ دوباره مى‏پرسم: آقا! اينا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى
مش‏كرده زن ديگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى‏بيند. باز
هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون مى‏آيم.
نمى‏دانيد؛
و

ادامه مطلب  

ایرانی واقعی چه طوریه؟؟؟  

قابل توجه عزیزان غرب زده که فرهنگ های غلط که از دوره گربه شاه های قاجار توسط همین اروپایی ها به ملت تزریق شده رو فرهنگ ایرانی میبینن و شیفته فرهنگ های دیگر هستند. فرهنگ ایرانی اینه:در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابى تصمیم مى‌گیرد
سفره هفت سینى براى انیشتین و جمعى از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله
«بور»، «فرمى»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچیند و آنها
را براى سال نو دعوت کند... آقاى دکتر خودش کارتهاى دعوت را طر

ادامه مطلب  

عاشق كه باشى...  

آدما واسه زندگى بهانه ميخوان.بهانه اى كه بهشون انگيزه بده،كه سر پا نگهشون داره و باعث حركتشون بشه.واسه خيليا اين بهانه عشق ميتونه باشه.عاشق كه باشى زندگى برات معنا ميگيره،حالا حتما اين عشق نبايد به يه آدم باشه ميشه عاشق هرچى بود،وقتى اين عشق نباشه زندگيت به پوچى ميرسه كم كم به قهقرا ميرى.ميشى يه آدمى كه ديگه نه چيزى شادش ميكنه و نه چيزى غمگينش ميكنه،ميشى يه آدم خنثى...عاشق كه باشى زندگى برات معنا پيدا ميكنه،لامصب مثل دوپينگ ميمونه،وقتى عاش

ادامه مطلب  

کیذقان برفی  

این هم چنار معروف روستای کیذقان که از قدمتی زیاد برخوردار است و در قیاس با قامت آدمیان می توان به عظمت آن پی برد:تنه و ریشه ی این درخت سترگ بخش اعظم حیاط مسجد روستا را به خود اختصاص داده:نقل شده که در گذشته نه چندان دور در زیر این درخت کهن مغازه ای فعال بوده اما در حال حاضر این محل از جایگاه مناسب برخوردار نبوده که به یقین توجه سازمانهای و دوستداران محیط زیست را می طلبد:بناهای به جا مانده از گذشته که متاسفانه به حال خود رها شده اند و در معرض تخر

ادامه مطلب  

چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم ؟  

چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیماستادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیماستاد پرسید: این که آرامش مان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خ

ادامه مطلب  

چرا وقتى عصبانى هستید داد می‌زنید؟  

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست استاما چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟
چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟شاگردان هر کدام

ادامه مطلب  

درخنکی سایبان چادرم, طراوت رااحساس میکنم  

مي‏ دانيد؛ واقعاً نمي ‏دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى که چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترين زن‏هاست را مي‏زند  .نمي ‏دانيد؛ واقعاً نمي ‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى که به خيابان مي ‏آيند تا لذت ببرند، ذره ‏اى به تو محل نمي ‏گذارند.نمي
‏دانيد؛ واقعاً نمي ‏دانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خيابان قدم
مي ‏زنيد؛ در حالى که دغدغه اين را نداريد که شايد گوشه ‏اى از زيبايي
‏هاتان، پاک شده باشد و مجبور نيستيد خود را با

ادامه مطلب  

زن بی وفا...  

حکیمی جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت:شوهر
من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در
کارگاه آهنگرى از دست داد و مدتى بعد از سوختگى علیل و از کار افتاده گوشه
خانه افتاد تا درمان شود.وقتى
هنوز مریض و بى‌حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم
ولى به جاى اینکه دوباره سر کار آهن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1