آخرین اخبار سایت

روانی (داستان کوتاه )  

 روانی    ( داستان کوتاه )
 
دیروز  یا  فردا بود نمیدانم  که آن 
روانی  از دستم
گریخت  ، نوشتم بلد
نبودم جمعش کنم  - روانی
اومد توی خونه  -
زد  زیر گریه – پوشش لحظه به لحظه
گفتند فوتبال 
-  مسابقه  ایران و لبنان 
در بیروت
بدون حضور تماشاچی
 
آهای  ، آی  برادر 
-  خاهر  ، هوایِ ما را 

هوایِ ما را  در  اعلام وضعیت 
هوا  ومیزان
بارشِ  نزولات  -  که
وقتی  لازم می افتد  نزول نمی کند – اِنزال
کشت برادر این 
اِنزالِ   هر گز انجام  نشده
مایه یِ  شرم

ادامه مطلب  

کربلا کربلا  

کربلا کربلا ، کربلا کربلا کربلا
کربلا

من دلم
گرفته ، ما دلم گرفته من دارم
می ترسم

ما داریم
می ترسم
ما داریم می
ترسیم

ما داریم که بریم که نترسیم کربلا کربلا

من قلم
گچ گرفته ام دستم که نتر سم و بنویسم

یاد آ ن روز ها بخیر
، که معلمی بودم ، چه معلمی

نترس و گرسنه

نترس و ج

ادامه مطلب  

لطیفه های خانوادگی  

 
ارسال از:پارسا اسلامی نیا
عکس مادر شوهر
مادر شوهر از عروسش پرسید:((اگر از من بدت می آید،چرا عکسم را کنار بخاری دیواری گذاشته ایی؟))
عروس گفت:((برای این که بچه ها به آتیش نزدیک نشوند))
***************************************************************************************
دلسوزی فرزند
پدری با پسرش می رفتند که نا گهان پدر  به داخل چاهی افتاد. پسر برلب چاه آمد وگفت:
جان باباجایی نرو،الان می روم طناب می آورم و تو رو بیرون می کشم
***************************************************************************************
مهلت
زن تو

ادامه مطلب  

دویست هزار تومن ناقابل خرج دو ساعت رفت وبرگشت به یه عروسی کنه و بگه مجبورم این کار وبکنم ، مجبور!!  

واقعا آدم چه توقعی می تونه از آدمی داشته باشه که :
فکر می کنه جز ابراز و  نمایش و غلو زیباییش ( ایشش!!)  کار دیگه ای واسه اثبات خودش به دیگری نداره ؟!!
طرف خواستگار قبلیت بوده ، درست!  توی خواستنا و نخواستنای فامیلی حرف زیاد اینور اونور می شه ، درست! آخه با خفه کردن خودت با آرایش و مدل مو و حرکات ناموزون ( آقا من اعتقاد دارم کسی که بلد نیس برقصه ، انقد با اعتماد به نفس ا دای  رقصیدنو نباید  د ربیاره) و کل کشیدنای بی ربط و خودنمایی جلوی داماد!!  بهش هم

ادامه مطلب  

به نظرم عروس حق داره،انقدآرایش وحتی گریم بشه!بالاخره دامادبایدحس کنه بهترین گزینه روانتخاب کرده یانه  

یه مرحله ی محرما رو داریم که به هم حرامن ، مرحله ی بعدیش حلاله که هم محرمن هم حلالیت طلبن!!  بعد... این مرحله اشو الان من  شورت کاتو ایناشو بلد نیستم که فقط تو عروسیا دیگه فرقی نمی کنه کی به کیه ، تاریکیه ، روشنه ، این کیه منه ؟ !!
 تو این مرحله بزنم : حَلاحِل ، درس میشه ؟!!   رَدِّه؟!! 

ادامه مطلب  

حمام عمومی  

اون موقع ها عصر روز عروسی  داماد را مردم با ساز و نقاره از در خونشون تا حموم ده همراهی می کردند یه نفر چراغ توری می گرفت یه نفر آینه در جلوی داماد  ، زمالنی که می رسیدند در حموم یه تعدتد با آقا داماد لخت می شدند و داماد را حسابی مشت و مالش می دادند یه عده هم در حموم با آهنگ ساز و نقاره می رقصیدند و ترکه بازی می کردند ، ودر ادامه نوبت به تیر اندازی به سمت خروس پا بسته نگون بخت می افتاد که اون را روی دامنه تل هادی می گذاشتند و اونایی که تفنگ داشتند ب

ادامه مطلب  

عروس دووووماد  

ﺩﺍﻣﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺁﯾﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﯽ ؟؟؟؟؟
ﻋﺮﻭﺱ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ
ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﭼﯽ ﺑﻔﻬﻤﻢ ؟؟؟؟
ﻋﺮﻭﺱ ﮔﻔﺖ :
.
.
.
....
.
.
.
.
ﭘﺪﺭ ﺳﮓ ﺩﺍﺩ ﻧﺰﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺸﻤﺮﻡ  ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﻭﻟﯽ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ :|
ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﯾﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻡ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪﻩ ﺍﻣﺎ ﻣﻮ

ادامه مطلب  

برادر بسیجی غلامحسین برونسی  

سردار شهید عبدالحسین‌ برونسی‌ 
 
     نام پدر:حسین‌علی‌  محل تولد:شهرستان مشهد 
تاریخ تولد: 03/6/21  محل شهادت :شرق دجله 
منطقه :عملیات بدر
تاریخ شهادت :25/2/63 
گلزار : بهشت‌ رضا مشهد مسؤلیت :فرمانده‌تیپ‌ 
شغل : کشاورزعضویت : کادر 
یگان:لشکر 5 نصر  وضعیت تاهل: متاهل دارای 8 فرزند  زندگی نامه : زندگینامه‌ کودکی‌ را که‌ عصر روز بیست‌ و سوم‌ شهریور ماه‌ هزار و سیصد وبیست‌ و یک‌ صدای‌ گریه‌اش‌ در گلبوی‌ پیچید عبدالحسین‌ نام‌ نهادند. وقتی

ادامه مطلب  

23  

پسر همسایه روبرویی
همان که یک بار دیده بودمش فقط
همان که وقتی همان یک بار دیدمش توی دلم گفتم چه جوان رعنایی
همان که قرار بود بعد از ماه رمضان داماد شود
همان که در اهواز شاغل بود
همان...!!!
دیروز سکته کرد و مرد!!
و امروز من از پشت پنجره خواهرها و نامزد و مردهای خانواده اش را دیدم
که داد میزدند و گریه میکردند و قیامت شد!!
و هنوز هم صدای جیغ یکی از آنها که به گمانم نامزدش است می آید!!
و من دیشب تف کردم به این زندگانی پوچ!!!
که باید بعد از همه حسرت ها و درده

ادامه مطلب  

ترس از ازدواج!!!  

خدایا خودت بمن رحم کن من نمیدونم چرا اینطوری شدم !!!!نمیدونین چه اتفاقی افتاده خبرم اومدم یچیزی بخورم تلفن خونه زنگ خورد مامی گوشی برداشت وقتی فهمیدم خواستگاره کم مونده بود سکته کنم همش تو فکرم این بود وای من باید ی عروس چاق باشم اه ادم هرچقدم خوشگل باشه ولی شکم داشته باشه عروس خوبی نمیشه من ک اینطور فکر میکنم با خودم گفتم خدا جون توروخدا موقعیت خوبی نباشه و من بتونم نه بیارم وگرنه من رووم نمیشه بگم چون چاقم دلم نمیخاد ازدواج کنم دلم نمیخاد ش

ادامه مطلب  

(ضحاک)  

گمان مکن که از خاطرات من پاک میشوی
بر عکس درون گور دلم خاک میشوی
وقتی عروس آرزوهای دیگری شوم
از درد دوریم سینه چاک میشوی
حالا تمام فریب های تو را خورده ام
در شعرم فقط شبیه ضحاک میشوی
وقتیکه دست عشق به خیانت آلوده میشود
جایم تو هم که باشی شکاک میشوی
حالا که سنگ شده ام شیشه میکنم تو را
آیا شبیه من تو بی باک میشوی؟

ادامه مطلب  

مجلس عروسی ملا نصرالدین  

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .
 وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و ازدرب دیگر دعوت شدگان.
 ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.
 در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.
 ملا طبعا از درب دومی وارد شد.
 ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی

ادامه مطلب  

وقایع اتفاقیه  

اینقدر اتفاق تو این دو هفته افتاده که نمیدانیم اول کدامشان را  بنویسیم
بهتره که به ترتیب بنویسیم آقا یادتان هست گفتیم خرداد ماه عروسی دختر جاریمیان میباشد
بعله ماهم شونزدهم خرداد رفتیم برای حنا بندون دختر جاریمون مراسم رو تو خونه ی خودشون گرفته بودن ما که رفتیم دیدیم همه ی جوونا وسطن و دارن حرکات موزون انجام میدن
ما هم که نا سلامتی حاج خانمی هستیم برای خودمان درست مثل حاج خانمها سنگین و رنگین رفتیم و نشستیم و از شادی  جوونا فیض بردیم
شب خ

ادامه مطلب  

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.  نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.  بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.  مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.  موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.  همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.  ۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،  مرد عصای

ادامه مطلب  

چه زشت شدی!  

چند سال پیش عروسی یکی از اقوام دعوت شدیم .
اون زمان ما تازه یکسال بود که مدرک آرایشگریمونو گرفته بودیم
مادر عروس اصرار داشت دخترشو صبح روزی که قرار بود لباس سفید بپوشه
(اینا قبل از لباس سفید پوشیدن لباس محلی تنشون می کنن ) ما ( من و پ )
درستش کنیم .
وقتی عروسو حاضر کردیم مادر عروس راضی بود و مدام تکرار می کرد که:
وای عروس چقدر قشنگه !
دختر خاله مادر عروس هم شب همون روز توسط یکی از اقوام عروس خودشو
چنان با بزک دوزکی غلیظ آراسته بود که  بیشتر شبیه

ادامه مطلب  

شرایط باور نکردنی یک مرد +عکس  

 

خانواده "لی ژیمینگ” (Zhiming) مجبورند در تمامی دورانی که این پیرمرد ۷۴ ساله در خواب است از وی نگهداری کنند.آنها می گویند مجبورند هنگامی که وی خواب است او را بنشانند و به وی سوپ گرم بخورانند. آنها همچنین مجبور به استفاده از پوشک برای وی هستند.عروس این بیمار عجیب و غریب می گوید: زمانی که وی خواب است، گویی در کما فرو رفته. وی افزود: اصلا نمی توانیم این بیمار را از خواب بیدار کنیم، اگر قاشق سوپ را در دهان وی قرار دهیم، بصورت خودکار محتوای آن را می بل

ادامه مطلب  

 

سلامتی پسری که شب 
 
 
عروسی عشقش مست مست 
 
 
رفت دم در تالار نشت 
 
 
اما عروسی رو بهم نزد...
 
 
صبر کرد تا عروس بیاد بیرون....
 
 
عروس اومد همه بهش هدیه میدادن...
 
 
پسر هم رفت هدیه شو داد ...
 
 
عروس گفت این چیه ؟
 
 
پسر گفت این همون قرآنیه که بهش
 
 
 قسم خوردی مال من بشی...
 
خدایا خودت شاهدی چه قسمایی خورد!!!!

ادامه مطلب  

کینه...  

 
تو روح کسی که با گوشاخودم شنفتم که داره میخونه…...هنوووز عادت به چندتایی ندار……مم!!باید هرجوریه طاقت بیااارم….!!هه…د بگو آخه بی وجدان کی مجبورت کرده ک میگی باید..؟؟؟هان؟؟
...............................
سلامتی خودم که مردش بودمو….
گذشتم از گذشتم….
 
..........................
نباشی هستن……بودی ام بودن….هه..عارررره
.........................
سلامتی آرمین۲afm..که باکلیپ صدامو داری نشون داد کسی که خیانت میکنه روباید …دفن… کرد..نه ترک..
.............................
تف تو خیابونی ک فروختن مواد

ادامه مطلب  

بسلامتی...  

بسلامتی پسری که شب عروسی عشقش
مست مست رفت دم در تالار نشست
اما عروسی رو بهم نزد...صبر کرد تا عروس بیاد بیرون....
عروس اومد همه بهش هدیه میدادن...
پسر هم رفت هدیه شو داد ...عروس گفت این چیه؟
پسر گفت این همون قرانیه که بهش قسم خوردی مال من بشی

ادامه مطلب  

لیست جهاز عروس خانما  

 
لیست کامل لوازم منزل
  لوازم برقي الكترونيكي تلویزیون سینما خانواده ضبط صوت پرینتر- اسکنر- فکس- کپی تلفن بی سیم دوربین فیلمبرداري دیجیتال اینترکام - ارتباط داخلی کامپیوتر خانگی- نوت بوك یخچال فریزر آشپزخانه مایکروویو ماشین لباسشویی ماشین ظرفشویی قهوه جوش - کاپوچینو میکر جارو برقی جارو شارژي غذاساز چندکاره چرخ گوشت آبمیوه گیري دستگاه تصفیه آب سرخ کن برقی بخارپز بخار شوي ساندویچ میکر – اسنکساز محافظ وسایل برقی پلوپز آسیاب

ادامه مطلب  

اعترافات پدر زن در دادگاه  

این دادگاه تنها برای پدرزنی که دامادش از او شکایت کرده،برگزار نمی شود بلکه همه ی ما چنین دادگاه هایی را در زندگی مان تجربه خواهیم کرد.
قانون مکافات عمل را در رفتار با خانواده ی همسرتان یا در معاشرت با عروس و دامادتان بیشتر ملاحظه کنید. سیستم پژواک اعمال بسیار حساس و هوشمند است. هر آنچه امروز به مادرشوهر(مادرزن)تان می گویید فردا از عروس (داماد)تان خواهید شنید. پژواک اعمال در جهان جدی است و کاری به بهانه های ما ندارد.

ادامه مطلب  

 

دیشب خونه حاج علی(اسماعیل ساربون)وداداشش حاج داوود مهمونی توپی بود ب نظر عروس دعوت کرده بوده طبق گزارش یک منبع اگاه در منزل حاج علی کمی خنده و رقصو اینا البته واسه بچه ها بوده
هم محل گرامی در صورت داشتن خبر در قسمت نظر دهی نظر دهید
اهااااا علیرضا حاج نعمتم داره بابا میشه ایشالله قدم بچش مبارک باشه
منبع:سر چار خیابوون جیتو

ادامه مطلب  

35- عروسی دوستم..  

بسم الله الرحمن الرحیم
روزها از پی هم میگذشتند...ثبت نامم همچنان بلاتکلیف بود!
این بابا بود که هرروز میگفت اگر پشیمان شده ای برویم برای ثبت نام..
اصلا دوست نداشتم به این موضوع فکر کنم..ولی ته دلم میترسیدم از عاقبت کارم..
با خودم میگفتم اگر یک روز از این کار پشیمان شوم چه؟!
یا اصلا پشیمان نشوم خب بیکار بنشینم توی خانه که چه بشود؟!
باید یک سال صبرکنم حالا یا برای آزمون دوباره کنکور یا حوزه..
از توی خانه بیکار نشستن هم بیزار بودم!
هیچی دیگر عقلمان به

ادامه مطلب  

شعر های جدید  

شعر های جدید که پشت سر عروس خونده میشه :
ساپورت دخترونه ...عروس چه مهربونه ...
 
ساپورت رنگی رنگی ...عروس چقد زرنگی ...
عروس کلیپس طلای...عروس خانم تو ماهی ...
نون و پنیر ارزونیتون...کلیپس نمیدیم بهتون...
شام عروس اوردیم ...ساپورتتون رو بردیم ...
کلیپس خوش اب و رنگه ... عروس قدش بلنده...
اسپند دونه دونه ... ساپورت عروسمونه ...
عروس ساپورتش قشنگه ...انشالله مبارکش باد ...
عروس چه قد بلنده ...کلیپسش مبارکش باد :)

ادامه مطلب  

دومین روز  

امروز روز اول ماه رمضان بود و روز دومی که ما رفتیم خرید بهت یه حس دیگه دارم پیدامیکنم انگارواقعا ما زن وشوهریمو خبر نداشتیم امروز اینه وشمعدون خریدیم همچی خوب بود و اون فکرای که میکردیم خداروشکر اتفاق نیفتاد توهمه این دقدقه ها جای تو واسم خالیه اگه توبودی اگه حتی میتونستم صدای قشنگتو بشنوم قانع بودم هنوزم نبودت باورم نمیشه اینکه امسال تابستون نمیای دیگه نیستی که شبا پیشم بخوابی لباساموبپوشی اخ چقد دلتنگتم چقد دوستدارم چقد جات توزندگیم خ

ادامه مطلب  

پست های هفته چهارم اردیبهشت 1393  

       جاکلیدی و آویز فانتزی چوبی پسرانه
.....................................................................................................................
   خلاقیت و چاپ -عروس دریایی با گواش
.....................................................................................................................
    کاربرگ آشنایی کودکان با سه رنگ اصلی+رنگ آمیزی
....................................................................................................................
   دانلود ترانه کودکانه خداحافظ مربی خوب من
.........................................................................................................
  دانلود ترانه آم

ادامه مطلب  

موسیقی شیطانی  

یه مطلب جالب رو پیدا کردم  تقریبا دو سال پیش گفتم بد نیس شما هم راجع به اون بدونید.
آهنگی هست به نام سیندرلا از کامران و هومن دو خواننده برادر مطرح ایرانی!
این آهنگ در سال 79 ضیط و منتشر شده است.
شاید باورتون نشه ولی در قسمتی از آهنگ که میگه:::سیندرلا.سیندرلا.سیندرلا.سیندرلا::::برگردان این قسمت آهنگ میگه:::من ابلیس.من ابلیس.من ابلیس.من ابلیس::::در قسمتی دیگه میگه::::::طلسم شهر رو وا کرد سیندرلا عروس شد قصه ما تموم شد سیندرلا عروس شد قصه ما تموم شد:::::::::

ادامه مطلب  

كفش پاشنه بلند خر است :|  

 
من اومدم با كلي حرف
اين چند روز كه نبودم عروسي بوديم ،  بودم ولي نصفه نيمه بودم .
خيلي خوش گذشت اما نزديك بود بي فرفر بشيد   شب حنابندون
يه تصادف كردم خفن وحشتناكالبته تصادف نه به اون معنا ، يه حادثه
رانندگي كه همش هم تقصير پسر عمه گرامي بود  يادش مي افتم
بدنم مور مور ميشه ولي بجز اين ، بقيه چيزا عالي بود ، حناي عروس
خانوم رو من درستيده بودم همه پسنديدن ...اينم عكساش
 
 
 
 
همش از حنا درست شده ، هم گل و برگ ها ، هم اون انگور كوچولو كه
نشسته رو ك

ادامه مطلب  

سیزدهم.  

با مامان رفتیم وسایل زهره رو آوردیم. میخواستم ماچش کنم گفتم شاید ناراحت شه بیخیال شدم، خودش گفت "بوسم کن" منم که از خدا خواسته از ته دل بوسیدمش. ازش خواستم اونم ماچم کنه گفت "نه دوربین هست میبینن!" چهارشنبه میریم دنبالش دیگه کلا میاد خونه بیمارستان همینجا میره طرح.
از صبح که بیدار شدم همش به نرگس فکر می کردم. رفتم خونه مامان بزرگ. مامان اونجا بود. ناهارو خوردیم رفتیم دنبال زهره.
....................................
امروز فهمیدم زندگی من و نرگس ازدواج بوده، اما

ادامه مطلب  

دوازدهم.  

مراقبم نبود.
نیومده بود. حالا باید تا دی و بهمن 93 صبر کنم که یه بار دیگه ببینمش. امتحان آخر رو هم دادیم رفت. خوب نبود. یعنی معلوم نیست چی میشه . بعضیا تا 6 برگه گرفتن پر کردن من تو همون یه برگه هم مونده بودم. هروقت مراقبم بود امتحانام رو خوب می دادم اما هروقت اون مراقبم نیست گند می زنم.
بغل دستیم 6 برگ پر کرده بود آخرش گفت کاوه سوال 4 چی میشه؟ بلند گفتم: "زر نزن بینیم، 6 برگه گرفتی پر کردی از من میپرسی 4 چی میشه"
دلم برای مراقبم تنگه.......
با جاوید، مهدی،

ادامه مطلب  

مورد داشتیم.....................  

مورد
داشتیم که خنده دار
موﺭﺩ
ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ پسره ﺗﻮ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻙ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﻓﺎﺭسی ﻣﻴﺬﺍﺷﺖ
ﻓﻜﺮ
ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺍﺭﺯﻭﻥ ﺗﺮ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ
مورد
داشتیم که خنده دار
مورد
داشتیم طرف رفته خواستگاری
بابای
عروس با لپ تاپ اومده میگه جوان
من
اهل تحقیقات محلی و اینا نیست
یوزر
پسورد فیسبوکت رو بزن
مورد
داشتیم که خنده دار
مورد
داشتیم که رفته خونه دختره ویندوز عوض کرده
دختره
گفته اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید
اونم
گفته اونجوری هزینتون بیشتر

ادامه مطلب  

مال من....  

پسره شب عروسی عشقش مست مست رفت در تالار منتظر نشست....نرفت عروسیشو به هم بزنه.منتظر موند تا عروس بیاد بیرون از تالار...بالاخره عروس اومد بیرون.همه رفتن بهش هدیه دادن.پسره هم رفت هدیشو داد .عروسه پرسید این چیه ؟؟!پسره گفت:این همون قرانیه که بهش قسم خوردی که فقط مال من باشی.......

ادامه مطلب  

30  

وزن 61.8
سلاااااااام دوستای خودم.. خوبین؟
اول از دیروز تعریف کنم که بالاخره آرایشگره ساعت 2 اومد و رفتمو موهامو صورتمو خوب درست کرد و راضی بودم. ساعتهای 5 بود که راه افتادیم سمت تهران. یک ساعتی از راهو که رفتیم تازه یادمون اومده حضرت آقامون کرواتشو یادش رفته داشتم واسه اون فکر میکردم ببینم میشه از جایی یه کروات که به کت شلوارش بیاد جور کنیم که یهو دوباره یادمون اومد دوربین رو هم برنداشتیم!! یعنی اسطوره ی فراموشکاری هستیم ما...
خلاصه نزدیکای تهرا

ادامه مطلب  

 

شب عروسی
این پست رو حتمابخونید


شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. 
 
میگن عروس رفته تو اتاق
 
لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته،
 
 در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه
 
میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه.مامان بابای
 
دختره پشت در داد میزنند: مریم ،
 
دخترم ، در را باز کن.مریم جان سالمی ؟؟؟
 
 آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده
 
در رو می شکنه میرند تو.مریم ناز مامان بابا
 
مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.


ادامه مطلب  

مدیریت دوره انتقال گاو شیری  

دوستان عزیز در این پست سمینار انگلیسی ارایه شده توسط دکتر Phil Cardoso رو به صورت فایل ویدیو برای شما اماده کرده ام که دکتر Phil Cardoso 
استادیار علوم دامی در دانشگاه ایلینوز هستند و در رابطه مدیریت و استراتژی  بهداشت و تغذیه برای به حداکثر رساندن تولید شیر، بهبود باروری، و کاهش بروز بیماری های متابولیک در گاوهای انتقال صحبت می کنند. شما دوستان عزیز می توانید این سمینار که به صورت فایل ویدیو هستش از طریق لینک زیر به صورت آنلاین مشاهده و یا دانلود

ادامه مطلب  

یا امیرالمومنین ( ع )  

مردی از بهشت یک بود و یکی بود و خدا بود خدا بود و خدا بی انتها بودخدا می خواست دین تنها نباشد محمد (ص) در زمین تنها نباشدعلی را از بهشت اورد بر خاکبه خاک تشنه ، او چون چشمه ی پاکچو امد کعبه شد گهواره ی اوروان شد ایه ها درباره او زمین و اسمان شد دست بوسش علی (ع) داماد شد زهرا عروسشعلی (ع) با غصه و غم اشنا بود علی با درد ادم اشنا بود برای بی پناهان اشیان ساختبرای بی نوایان سفره انداخت علی (ع) خوابید اما سیر هرگزخورشت دیگری با شیر هرگزعلی (ع) سر در درون

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1