بارگذاری ویدئوهای هیات در شبکه آپارات  

با سلام، 
 
بنا به درخواست برخی از اعضای هیات تعدادی از فیلم های هیات
عاشقان امام حسین علیه سلام در شبکه آپارات بارگذاری شد. شما می توانید در ادامه مطالب نحوه دسترسی سریع به فیلم های بارگذاری شده را ببینید.
در ضمن بارگذاری تمامی تصاویر موجود در کانال تعریف شده در دستور کار خدام هیات قرار دارد.
التماس دعا.

ادامه مطلب  

کاردستی  

             مجموع :گلسازی وعروسک سازی
 
 
آموزش ساخت گل صد پر با بلندر
 
برای ساخت این گل زیبا شما به بلندر ، چسب حرارتی ، ساقه گل آماده نیاز دارید ( کاغذ بلندر یا فومی از فروشگاه های گلسازی و خرازی قابل تهیه است ).
بلندر را به شکل مستطیلی با ابعاد ۲۰ سانتیمتر در ۸ سانتیمتر برش بزنید ( اندازه ها را میتوانید تغییر دهید ).
مستطیل را تا کنید و دو سر آنرا با استفاده از چسب حرارتی به هم متصل کنید.
بخش بالایی بلندر را برش های طولی و یک اندازه بزنید ( بخشی

ادامه مطلب  

اندر خوشمزگی های پهلوان  

زنداییم استکان نبات داغ رو به کیان داد . نبات داغ رو خورد و  خیلی جدی  به مامانش نگاه کرد  و
گفت: خیلی خوشمزه بود ایشالا داماد شی
بهش گفتم: تو ایشالا داماد بشی نه مامانت...چشمهاشو گرد کرده بود و با تعجب گفت: مگه من
برات چیکار کردم که داماد بشم
بعد اومده میگه بیشتر دلش میخواد کار آفرین بشه

ادامه مطلب  

ای داد بی دود  

به اطلاع دوستان میرسانم که خبر رسیده از شنبه کلاسهای دانشگاهمان شروع شده و
ما غیبت هم،خورده ایم و باید فردا هشت صبح سر کلاس حاضر شویم:|
خلاصه کلام اینکه خدا نگذرد از آن کسی که با رفتنش باعث شده ما غیبت بخوریم:دی
به جان خودم خیلی زشته دانشجو قبل از مهر بره دانشگاه
 
+  بعدا نوشت : با دوستم رفتیم دانشگاه و فهمیدیم فقط به خاطر یک نفر که  از یه شهر دیگه
 اومده! کلاسها رو غیبت خوردیم. جالبیش اینجا بود بهش گفتم این هفته کلاسها رو نریم بقیه
الکی غیبت نخ

ادامه مطلب  

 

مامان حاجی من را فرستاد بروم از اتاق امیرحسین یک چیزی بیاورم که یادم نیست. لامپ را روشن نکردم. نور چراغ های حیاط افتاده بود تو اتاق. یک چیزی روی میز برق می زد. حلقه امیرحسین بود. برش داشتم تو شلوغی خانه گم نشود که صدای خنده اش را شنیدم. از پنجره حیاط را نگاه کردم. زیر درخت سیب ایستاده بود. پلوور سرمه ای سیری که خودم برایش خریدم را پوشیده بود امشب. آستین ها را هم زده بود بالا. خیلی بهش می آمد. داشت با خنده با یکی حرف می زد که نمی دیدم. خم شدم جلو. یک زن

ادامه مطلب  

پاسخ خود آزمایی ادبیات 3 تخصصی  

- معراج
3ـ خانه اي كه داراي حرمت و جنگ كردن در آن
حرام است وهر كس در آن پناه مي گرفت از حمله ي ديگران در امان بود.
4ـ بزرگ داشت ، پاس داشت و گرامي
داشت.
 5ـ  گل زرد  ياگل
نرگس.
6ـ عطارد دبير فلك و مظهر نويسندگي
است .
 7- فرشتگان.
 8 – بيت6 درس ستايش خدا←
 «نماند هيچ كس او ماند و بس»
خودآزمايي درس دوم( رستم و اسفنديار
1)ص13
1ـ  الف)چهار چهره در ميان
اسطوره ها داريم كه رويين تن هستند. آن ها عبارتند از:  الف)آشيل:قهرمان
داستان ايليادازهومر(يوناني)كه به جزپاش

ادامه مطلب  

سید در هشترود  

دلیل رفتن سید به هشترود
سید و خواهرشون شادی جون و خالشون به هشترود آذربایجان شرقی رفتن! برای جشن عروسی خواهرشون مریم جون...
اسم داماد هم محمد هست و آذری هستن و دکترای برنامه ریزی شهری دارن...
ممنون میشم در این باره سوال نپرسین چون جواب نمیدم... 
مصاحبه سید در هشترود :     پارت 1      پارت 2

ادامه مطلب  

آشانایی با مراکز و رسانه های قرآنی  

 
سلام به همه روزه داران فرزانه!
دیروز  رفته بودم نمایشگاه وخیلی به یادتون بودم...براتون ادرس وتلفن مراکز وسایت ها و نرم افزارعایی که به نظرم بهتر بود اینجا نوشتم تا راحت تر بتونین استفاده کنین(کنیم)
التماس دعا در لحظات افطار
اینم هدیه من از نمایشگاه برای شما:
 
آشانایی با مراکز و رسانه های قرآنی:
 
 -پورتال جامع آستان مقدس امام رضا(ع)
 سایت:
www.aqr.ir
 تلفن:تلفنخانه سازمان مرکزی آستان قدس 8-05112224820
 خدمات:دارالقران رضوی،پاسخ به سوالات دینی،زیارت

ادامه مطلب  

عنکبوت...  

آیا میدانید چند نوع عنکبوت داریم ؟؟؟ . . . . یک نوع عنکبوتهایی هستند که تار میزنند بقیه بلد نیستند تار بزنند پیانو میزنند یکسری هم هستند که ساز بلد نیستند دست میزنن اگه کاری ندارید من برم دنبال اکتشافات بعدی
دیگه کار از قهر کردن با پدر مادر و خواننده شدن گذشته
مورد داشتیم طرف با خوانندگی هم قهر کرده رفته فوتبالیست شده! :
به دوستم اس ام اس دادم ( دقت کنید اس ام اس دادم زنگ نزدم )
شماره ی فلانی رو بده
تو جواب اس داده می گه : یاداشت کن یه بار می خونما .

ادامه مطلب  

علاقه مادرزن  

زنی سه دختر داشت که هر سه ارذواج کرده بودند.یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدنداز قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این

ادامه مطلب  

مسافرت همدان  

به هر حال یک مسافرت یک هفته ای به همدان داشتیم. مسافرتی که از قبل قرار بود بابا و مامان من، همراهمان باشند اما پدر بنده طبق معمول خود را مشغول امور روزمره کرده و همراهی نکردند. در این مسافرت با یک تیر سه نشان زده شد : اول اینکه بعد از یک مدت زمان طولانی به مسافرت رفتیم . دوم اینکه به شهر کاشان و دیدن خواهر بزرگم هم رفتیم. سوم اینکه در راه برگشت، به قم رفتیم و اماکن متبرکه را زیارت نمودیم که علاوه بر سیاحت، زیارت هم حاصل شد و مامان و همسرم خیلی خوش

ادامه مطلب  

زنـــدگی بهانه استـــ ♥♥من هــوا را به امیـــد همنفســـی با تو تنفـــس میکنم♥♥  

          
 
پسری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ ...ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ

ادامه مطلب  

ورود امام زمان ممنوع!!!  

 
ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ.
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﺎﻻﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺁﺫﯾﻦ ﺑﺴﺘﻪ
ﺍﻡ.ﺧﻮﺑﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﻻﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻣﺠﻠﺲ ﻣﺨﺘﻠﻂ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺟﺪﺍ.
ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺮﻗﺼﻨﺪ
ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺠﻠﺲ ﮔﺮﻡ ﺷﻮﺩ.
ﺁﺧﺮ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ. ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻮﺩ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺷﺐ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺤﺮﻣﻨﺪ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺒ

ادامه مطلب  

تنها صداست که میماند...  

همه ی اتفاقای خوب مثه بارون همین جمعه ی پیش داره تند تند میافته وسط زندگیم!
 مهلت نمیده بهم!ببینم کدوم از کجا و سر چی برام رخ دادن!
 از شنبه و انتخاب من به عنوان گوینده ی رادیو!
 از یک شنبه  و دیر رسیدن من به کلاس و نشتن تنهام تو اولین ردیف که فریبا و فرناز اومدن چسبیدن بهم!
از دوشنبه و تعطیلی کلاس!رفتن خونه ی سیستر...
از سه شنبه و خواستگاری پیامکی...
از چهارشنبه و برگشت مکه ای ها!
و روزای بعدش که هی اتفاق خوب خوب افتاد!
 دیروزم هی دیدمش!
 و دوباره کا

ادامه مطلب  

انقدر خسته بودم و هستم!  

بعد جشن عید غدیر خیلی دلم میخواست سریع برسم خونه!و برم تو اتاقم و دراز بکشم و گریه کنم!ولی فقط اعصابم خورد بود و موند!انقدر نبود که بشه باش گریه کرد!اصن ارزش نداشت!
 بعدم آش خوردیم و کلی خوش گذشت!
 فرداشم کلی ظرف شستم و کلی کار خونه کردم!اخه زلال دستشو به تیغه ی سبزی خورد کن ناجور بریده بود!گوشت چرخ کردم من!
 بیشتر پستام راجع به تربیتن!انقدرام که فکر میکردم نگرانی نداشت!
 دو جلسه رفته بود و  استادی داشت بس با حال!بعدم گفت وسایل گرمایشی هست تو سال

ادامه مطلب  

دیشب یه خوابی دیدم!  

وای دیشب یه خوابی دیدم!
فقط به یه نفر خوابم رو گفتم!که ای کاش نمیگفتم!
خواب دیدم بابا زنده شده بود!بعد 17 سال!
مامان روسری قهوه ای نوش سرش بود!سر لپاش قرمز بود!شاداب بود!موهای بابا مشکی و یه مش سفید هم جلوش!
اول فکر کردم فرامرزه!چون خیلی شبیهه!
بعد فهمیدم نه باباست!صدای تبل و شیپور میومد!حس میکردم عاشوراست و هیئت امام حسین(ع)داره میاد این سمت!!
ولی خلاف باقی روزا سر دو تا سفره نشسته بودیم!خانمها جدا اقایون جدا!
بابا تکیه داده بود به ستون توی حال!دلم

ادامه مطلب  

 

مورد داشتیم پسره رفته خاستگاری بعده کلی حرف زدن درمورده شغل و کارو درآدو...
پدره عروس گفته با تشکر از توضیحات کامل خواهر آقا داماد. خوده آقا داماد کجا تشریف دارن ؟؟
از بس که ابروهاشو قشنگ برداشته بوده .
بععععععععععععععله اینطوریاست!!!!!!

ادامه مطلب  

 

داره محرم میاد...
 
همه هم منتظر رسیدن محرم هستن...
اما...
هستن دخترایی که از الان دنبال جدیدترین آرایش و مد لباسن...
هستن پسرایی که باشگهای بدنسازی رو شلوغ کردن واسه مسابقات محرم!!!
خرید لباسهای مد روز،آرایشگاهها شلوغ!
شماره های نوشته شده،آماده تو جیبا..
خنده های شیطانی بعضی دخترا به عزادارای حسین!
چشمکهای هوس آلود بعضی عزادارای حسین به دخترا!
چه قرارا،زیر خیمه حسین!
دخترایی که خودشونو عروس میکنن تو خیابونا!
پسرایی که تا میرسن به دخترا یادشون می

ادامه مطلب  

تجربه من از روش های ترک اعتیاد و روش درمان (dst) و بهترین راه  

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .
وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و ازدرب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دومی وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وا

ادامه مطلب  

کرمانج ها  

کُرمانج
 
 
Ez caylek je Baçiyan im
من جوانی از باچیانلو هستم
ئه‌ز جایله‌ک ژه‌ باچیان
 
Navoxiyan kuşnîger in
ناوخی ها (ناوخلو) کشتی گیر هستند
ناڤۆخیان کوشنیگه‌رن
Caylê topan çav û birî reş û navzirav in
جوانان ایل توپکانلو دارای چشم و ابروان سیاه رنگ و کمر باریک اند
جایلێ تۆپان چاڤ و بری ڕه‌ش و ناڤزراڤن
Tagmeran (Tekmeran) rêkoça qeremanan e
ته‌گمه‌ران (ته‌کمه‌ران) ڕێکۆچا قه‌ره‌مانانه‌
تکمران کوچ راه ایل قهرمانلو است.
Ziyan le Qoçanê û Kelatê ne
زیدانلو ها در قوچان و کلات هستند
زیان له‌ قۆچ

ادامه مطلب  

خندوانه.............  

 یه سیب زمینی خانومش میمیره اصلاح نمیکنه میشه کیوی....
 
******************************
 
سرسفره عقد*****حاج آقا:آیا بنده وکیلم؟؟؟؟
عروس:پ نه پ متهمی!!!!!!!!!! 
 
***********************
 
یه نفرنوشابه میخره گازشو میگیره میره شمال........
 
*******************
 
به طرف میگن ماه عسل خوش گذشت؟؟؟میگه خیلی
میگن پس چراخانومت گریه میکنه؟؟؟
میگه اینو یادم رفت باخودم ببرم.........
 
 

ادامه مطلب  

عروسی  

 
پنجشنبه پیش عروسی عمو پیام بود و آرتین خان تو این عروسی یاد گرفت شادباشهایی که رو عروس داماد می ریزن رو جمع کنه !
 
جمعه آرتین با پولهایی که جمع کرده بود یه ماشین بنز ! خرید !
 
شنبه ازم می پرسه مامان کی دوباره عروسی می شه من پول در بیارم واسه خودم اسباب بازی بخرم؟؟؟؟

ادامه مطلب  

آیا شما یک خیاط حرفه ای هستید؟  

آیا شما یک خیاط حرفه ای هستید؟
 
 
آموزش خیاطی دامن نمونه ای از موارد آموزشی بسیار متنوع از مجموعه آموزشی خیاطی خانم سیما عمرانی می باشد.به طور کلی مجموعه آموزش خیاطی خانم عمرانی در قالب ۱۷ دی وی دی، هر آن چه که برای مبدل شدن به یک خیاط ماهر و حرفه ای را لازم دارید، با هزینه ای اندک و با کیفیتی عالی، در مدت زمان کوتاهی در اختیار شما قرار می دهد. یکی از مباحث آموزشی موجود در این مجموعه،آموزش خیاطی دامن می باشد. این مبحث شامل، تمامی نکات و مطالب

ادامه مطلب  

خیاطی را حرفه ای یاد بگیرید  

خیاطی را حرفه ای یاد بگیرید
 
اگر شما نیز به دنبال روشی هستید که بتوانید به کمک آن آموزش اولیه خیاطی را به زبانی گویا و شفاف، گام به گام به همراه ارائه توضیحات لازم به صورت تصویری فرا بگیرید، ما به شما مجموعه آموزشی خیاطی خانم سیما عمرانی را پیشنهاد می کنیم.مجموعهآموزش اولیه خیاطی خانم عمرانیدر قالب۱۷ دی وی دی خیاطی را به طور مرحله به مرحله و با سرعتی باور نکردنی و با قیمتی بسیار مناسب به شما آموزش می دهد. در صورت تمایل شما نیز می توانید از

ادامه مطلب  

راه کارهایی اخلاقی درجهت تثبیت خانواده ربیع صادقی استاداخلاق دانشگاه  

 
 
 
اولين قدم براى ايجاد محبت شناخت يكديگر و روحيات طرفين است ، اينكه يك سلسله مفاهيم و دستورات را شما ياد بگيريد و بدون درك موقعيت مناسب همسرتان آن را بكار بريد چه بسا برعكس نتيجه مى دهد.خلاصه آنكه عقل و هوش و درايت و ذكاوت همسر در اين راه مهمترين وسيله براى موفقيت است .اينكه شوهر يا همسر شما از چه چيز خوشحال مى شود و يا ناراحت مى شود؟ نسبت به چه كسانى يا چه كارهائى علاقه مند است ؟ چه وقت خسته است ؟ چه وقت بايد او صحبت كرد و چه صحبتى بايد كرد؟

ادامه مطلب  

روز های خاکستری که هرگز سبز نمی شوند...  

باز هم جریان خونه...باز هم دعا برای فردا که خدا به خیر بگذرونه.بابا باز زده زیر قولش و میخواد حق ما رو بالا بکشه.باید دعا کنیم تا فردا مشکلی پیش نیاد.امشب بابا بعد از مدت ها حسین رو آورد خونه مون.امشب وقتی داشتم طرف های شام رو میشستم و به حسین نگاه کردم برای اولین بار حس بدی داشتم.یاد خانواده ی بابا اون فاطمه ی کثافت .... انگار همه ی خاطرات بد باهم به سمتم  هچوم اوردند. در مجموع اتفاق خوب این تابستون سفر به مشهد بود که واقعا هم خوش گذشت.از وقتی که از

ادامه مطلب  

منم مثل تو مات این قصه ام  

سلام
اول صبح که میخواستم از خونه بیام بیرون پدرم گفت: یادت نره صدقه بده آیه الکرسی هم بخوان خودتم آرام برو .معمولا " هر روز فقط میگه یه بسم الله بگو ولی امروز سه تا سفارش اکید کرد.مادرم پرسید طوری شده ؟ که پدرم گفت : خواب بد دیدم .رادیو جوان همیشه راس ساعت 7 آیة الکرسی پخش میکنه صوتش رو خیلی دوست دارم رادیو تنظیم کردم که هم گوش بدم هم سفارش پدر جان رو بجا بیارم آروم هم رفتم پول خردهایی که کنار ترمز دستی بود به عنوان صدقه کنار گذاشتم.خداروشکر صحیح

ادامه مطلب  

من استثنا نیستم، شما استثنا هستید  

حجت الاسلام وافی؛ طلبه ٣٢ساله ای که ٩فرزند و ٢ داماد دارد...الان پوتین اعلام کرده است که اگر کسی در روسیه بیش‌از چهار تا بچه به‌دنیا بیاورد، تا ١٠‌سال خانه رایگان در اختیارش می‌گذارند. مرکل هم گفته است در خانواده‌هایی که بیش‌از چهار بچه دارند، به هر بچه ماهیانه دوهزارو۴٠٠یورو جایزه می‌دهند. مسئولان ما هم اعلام کرده‌اند که یوزپلنگ‌های بیابان‌های یزد بیمه هستند، بچه‌های وافی نه! این نگاه‌های کِرمی مسئولان درباره این مسئله است.
 «ص

ادامه مطلب  

نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟  

پاسخ :
زماني كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در مكه مبعوث شده و دين اسلام را در ميان مردم به صورت علني اعلام فرمود ، با مخالفت قريش و به ويژه سران آن‌ها روبرو شدند . از آن جاي كه سران قريش قدرت گرفتن دين اسلام را با منافع خود در تضاد مي‌ديدند ، در برابر رشد روز افزون دين مبين اسلام وحشت كرده و جنگ همه جانبه‌اي را آغاز كردند ؛ تا جايي كه هر كسي را كه مسلمان مي‌شد ؛ به ويژه اگر از بردگان و كنيزان بود ، به شدت مورد آزار و اذيت قرارمي‌ دادند

ادامه مطلب  

سلامتی سرباز  

سلامتی سرباز
نه بخاطر سربازیش بلکه بخاطر ترس از عروس شدن عشقش
سلامتی سربازی که اونقد به عشقش نامه داد تا این که عشقش عاشق پستچی شد
سلامتی سربازی که با چندرغاز حقوقش واسه عشقش مانتو خرید ولی یکی دیگ دکمه های مانتو رو باز کرد
سلامتی سربازی که رو برجک به امید عشقش پست داد ولی عشقش توی تخت خواب به یکی دیگ ... داد
سلامتی سربازی که تو ایست بازرسی شیشه مشروبو دید ولی فقط خندیدو گفت یه پیکم سلامتی دوس دخترم بزنین اخه امشب عروسیشه
سلامتی رفیقم که داره

ادامه مطلب  

کوبانی  

دخترانی که موهایشان پیداست وعروس خاک می شوند!
آنجا پر شده از دخترانی که زن را معنایی دیگر می دانند
دخترانی که موهایشان پیداست،
حجاب ندارند،
انگشانشان لاک ندارد،
لبهایشان پرتز ندارد،
رژغلیظ ندارند،
اما:
پرند ازنجابت..
هیچکدامشان لباس مارک دار نمی پوشند...
اما:
هرشب موهایشان را شانه می کنند..
وهرصبح می بافند..
دستان ظریفشان سنگینی اسلحه را تاب میآورد...
با این همه ...آنقدر زن هستند،
که امروزه همه مردان دنیاعاشقشان باشند...
آنها به همه درس میدهند..


ادامه مطلب  

مباهله  

مباهله را تعريف و شرايط آن را در اسلام بيان فرماييد.
آيه 61، سوره آل عمران را آيه مباهله گويند که از اين قرار است:
«فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبينَ؛ هر گاه بعد از علم و دانشي که (درباره مسيح) به تو رسيده (باز) کساني با تو به بحث و ستيز برخيزند به

ادامه مطلب  

 

اوضاع بد نیست.اینکه میگم بد نیست دلیل بر خوبیشم نیست
من درس میخونم....حتی شده با زور :/
چون وقتایی که کارام میمونه منم میمونم .با یه گیجی احمقانه که نمیدونم باید از کجا شروع کنم
مداد جنس خوبم گم شده ...الان مداد مامانو زدم که جنس خوب نیست :)) چشممو میسوزونه
الان کافینتم...داشتم میمومدم دقیقا جای اصلیو نگاه نکردم....شاید واسه اینکه بابا سرش طرفم بود....
اوضاع بد نیست...یه کوچولو چاق شدم :)
با اینحال مینو هنوز بهم میگه نی قیلون :)
من کافی نتم و دلم آیس ÷ک می

ادامه مطلب  

دحوالارض  

 
 25 ذيقعده، روز دحوالارض است . يعنى روزي است كه زمين ها از زير خانه خدا كشيده شدند و پهن شدند، چه آن كه اول موضعى كه از زمين خلق شد، موضع خانه كعبه بوده و لهذا كعبه را «ام القرى» مى گويند و اين روز از آن چهار روز است و هر كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزه دار اين روز، هر چه در ميان آسمان و زمين است، استغفار كند و اين روزيست كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذك

ادامه مطلب  

پسرک  

 
پسرک رو به مزار دختر ایستاد، برایش از دلتنگیش گفت، از آغوشی که این
 
روزها خیلی هوایش را کرده...
 
از شوخی های دلنشینش، از چشمان مهربانش، از حرف های نگفته اش،
 
از یک دنیا بغضش... برایش کادو گرفته بود آمده بود تا لبخندش را ببیند!  
 
هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود...
 
پسر: 
 
برات… کادو… برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلاب… و یه بغض
 
طولانی آوردم…! 
 
تک عروس گورستان!
 
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!
 
اینجا کنار خانه

ادامه مطلب  

WeddinG  

خبــــــ من اومدم 
دلیل اینکه این روزا نبودم کاملاً واضحه خب عروسی بودم دیگه :///
اول از روز سه شنبه شروع میکنم 
امتحان فیزیک رو خیلی بد دادم - زیست ازم پرسید و دست و پا شکسته جواب دادم 
از اون جایی که من خیلی لوس و دیوونه و احمق هستم اومدم خونه کلـــــــــــــــی گریه کردم 
چشمام کاسه ی خون شد سرمم داشت میترکید چندتا فحش آبدار هم مامانم بهم داد 
از شانس من روز عروسی نشستم این همه گریه کردم واسه فیزیک 
بعد از حمومم حاضر شدم و چون فرداش امتحان د

ادامه مطلب  

عشق...  

دختر جوانی بر اثر سانحه ای زیبایی خود را از دست داد
چند ماه بعد...
نا باورانه نامزد وی نیز کور شد
موعد عروسی فرا رسید
مردم گفتند چه خوب
عروس نا زیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد
20 سال بعد از اذدواج زن از دنیا رفت
مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را باز کرد
چون او هیچ وقت نابینا نبود

ادامه مطلب  

ازدواج خوب... خواستگار خوب... دختر خوب.  

چند روز پیش مصیم  ، از درد و دلهاي يكي از همكاراش كه براي ما ناشناسه ميگفت:
اين خانم از خانواده هاي متمول و مذهبي اصيل تهران هستند و خداوند بهشون يك پسر داده و از قضا اين جناب پسر! ، كاكل زري تك فرزند، يك پسر خلف و سر براه بزرگ شده و از لحاظ تحصيلات و موقعيت اجتماعي و شغلي و كمالات اخلاقي ، صاحب نمره ۲۰ كلاسه
وقتي اين گل پسر وقت زنش ميشه ؛ كار رو به بزرگترا ميسپاره تا طبق ازدواج سنتي ، يك دختر خوب و نجيب از يك خانواده اصيل و با ايمان براش پيدا كنند

ادامه مطلب  

همسايه  

حدودا یه دختر ۸ الی ۹ ساله بودم ؛ كه خانه همسايه پشتي مامان اينا يك عروس و داماد جوان ساكن شدند. به سياق تمام ساختمانسازيهاي چندسال قبل شهري كه پنجره  پشتي خانه هاي شمالي يك كوچه ،بسوي حياط خانه هاي جنوبي كوچه بغلي باز ميشد ؛ ما با اين عروس و داماد ، همسايه رخ به رخي شديم كه تنها بينمان ، عرض ۴ متري حياطشان فاصله انداخته بود.
هيچ  يادم نميرود تمام مدتي كه قبل از جشن عروسي ، نزديكان عروس و داماد براي نظافت منزل و چيدمان جهيزيه به واحد رفت و ا

ادامه مطلب  

سبک زندگی شهدا به روایت همسرانشان  

خاطره همسر شهید جان‌بزرگی از خطبه عقدی که توسط رهبر انقلاب خوانده شد
همسر شهید جان‌بزرگی در خاطرات خود از زندگی با وی می‌گوید:
يكي دو بار بيشتر نرفتيم سينما. فيلم‌هاي سينمايي را از تلويزيون مي‌ديد؛ شبكه يك جمعه‌ها بعد از برنامه كودك. فيلم‌هاي جنگي خودمان را دوست داشت ولي مي‌گفت نصف فيلم ساختگي است از خودشان درمي‌آورند. جنگ را ديده بود و اين حرف را مي‌زد. اين وسط «آژانس شيشه‌اي» و «از كرخه تا راين» برايش فيلم‌هاي ديگري بودند. اولين ب

ادامه مطلب  

acceptable...!  

یکی از پسرامون ابروهاشو برداشته ب چ باریکی!!!!!! سیبیل هم داره ب چ کلفتی!!! والا ما موندیم دم خروسشو باور کنیم یا قسم حضرت عباسشو.......استاد گرام نمیدونم در مورد چی حرف میزد ک این نکته گهربار رو فرمود..عروس رو ارایش میکنن ک attractive بشه چیزی هم ک attractive باشه  acceptable هم هس...!!! 

ادامه مطلب  

سلف اساتید...  

برا شیرینی عروسی تپل مجبورش کردیم بهمون پیتزا بده.....چار نفری راه افتادیم بریم کافی شاپی ک جدیدا تو یونی زدن...ی چن دقیقه ای ک رفتیم یادمون اومد ای بابا ما ک اصلا نمیدونیم مکان کذایی کجاست!!!!!ی خورده این ور و اونور رو گشتیم ک بنر تبلیغاتیش رو پیدا کردیم....فلان ساختمان جنب سلف اساتید...اغاااااا بالاخره پیداش کردیم...فکر میکنی کنارش چی بود؟؟؟؟؟ ی دستشویی!!! ای خندیدیم ای خندیدیم ب این سلف اساتید...اصن روانمون شاد شد...(بعدا فهمیدیم ساختمونو دور زدی

ادامه مطلب  

کسی از او پرسيد .......  

آیا شما زنی شاغل هستيد یا خانه دار؟؟
او پاسخ داد: بله من يك خانه دار تمام وقت هستم. من 24 ساعت در روز کار می کنم .....
من یک "مادر" هستم، من یک همسر هستم، من یک دختر هستم، من یک عروس خانواده همسرم هستم
من یک ساعت زنگ دار هستم، من یک آشپز هستم، من یک پيشخدمت هستم، من یک معلم هستم، من یک گارسون هستم،
من یک پرستار بچه هستم، من پرستار هستم، من دستيار هستم، من یک مامور امنیتی هستم، من یک مشاور هستم،
من ارام بخش هستم، من تعطیلات ندارم، مرخصی استعلاجی ندارم

ادامه مطلب  

دلم میگیرد از یــــــــــــادت  

دلم می گیرد از یادت 
            کجا رفتی 
حالا گرم خفته ای در بازوان کی 
امشب حتی ندارم نا 
         که اشک ریزم 
امشب مهتاب شدی در آسمان کی 
تو که گفتی 
        فقط با تو کنم پرواز 
حالا در زندگی گشتی دو بال کی 
تو که معبود جان بودی 
     میان خاطرات من 
حالا محبوب شدی تو در خیال کی 
شبی سرد 
    ارزو کردم 
            تمامت را 
حالا ای بی وفا گشتی تمام کی 
عروس آرزو بودی 
         حالا غم خاطره گشتی 
عابد امشب زنی نامش به نام کی
نارفيق میزنی جامت به ج

ادامه مطلب  

ملانصرالدین  

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .
وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و ازدرب دیگر دعوت شدگان.
ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.
در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.
ملا طبعا از درب دومی وارد شد.
ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وا

ادامه مطلب  

زیارت عاشورا و هدیه به علمدار کربلا  

چهل روز زیارت عاشورا، هدیه به محضر قمر بنى هاشم علیه السلام
حجة الاسلام و المسلمین آقاى شیخ على صافى اصفهانى ، فرزند مرحوم آیة الله آقاى حاج شیخ حسن اصفهانى رئیس حوزه علمیه اصفهان ، طى نوشته اى مرقوم داشته اند:کرامتى را که مى نویسم مربوط است به سید محمدمهدى حیدرى ، فرزند حجة الاسلام والمسلمین حاج سید علیرضا حیدرى یزدى ، عالم وارسته و با نفوذ استاد یزد؛ و بنده ، که داماد ایشان هستم آن را از زبان ایشان (حاج سید علیرضا حیدرى ) و همچنین از زبان ما

ادامه مطلب  

توفارقان-ین «وروسته­‌ی» کندينده مهجور قالمیش «تاختا چالانلار» رسمی  

دكتر حسن-م. جعفرزاده
توفارقان-ین(1) پوروسته­ی‌(2) کندینده محرملیکده «تاختاچالانلار» آدلی مذهبی بیر رسم کئچیریلر. یازار توفارقاندان باشقا بیر یئرده بو رسمه راست گلمه­‌میشدیر. ائله اونون اوچون ده بو رسم  خالقیمیز و خصوصی ایله فولکلورچولاريميز آراسيندا تانینمامیشدیر. دئمک بو رسم عاشورانین ایکی تازا ائولنمیش، گنج شهیدلری  یانی «حضرت قاسم» هابئله  «حضرت علی اکبر» اوچون کئچیریلن رسمدیر.
رسم تاسوعا  گونو‌(3) ناهاردان سونرا، آخشاما یاخین کند

ادامه مطلب  

روز اَلَفِه: مجوز عید ما  

خاطره
و اتفاقات نوستالژیک چیزی است که نزد هر کسی یک عالمه میلیان از آنها پیدا می‌شود.
از ریش‌سفیدهای خیلی سال تجربه کرده بگیرید تا بچه‌های هفت هشت ساله. همه را دیده‌ام
که وقتی اشاره‌ای به گذشته و خاطراتشان می‌شود، نمی نامرئی در چشمشان می‌نشیند و
با حسرت به گذشته نگاه می‌کنند. مثلا وقتی فرزاد 6 سالش بود و با او صحبت می‌کردم
چیزهایی از گذشته و کودکی‌اش به یاد می‌آورد و با حسرت می‌گفت یادش به‌خیر، چه
خاطرات شیرین بود که آدم فکر می‌کرد ی

ادامه مطلب  

داماد خوش قدم  

مامان خیلی بی صبرانه منتظر امشب بود
نمیدونم این دوستاشو از کجا میاره و کی منو به اونا نشون میده؟!!!
خانواده شون مثه خانواده ی خودمون 4 نفره بود
دقیقا ی دختر و یک پسر
سحر(درواقع خواهرشون بلژیک تشریف داشتن)شهابم ارشد تربیت بدنی شاخه ی فیزیولوژی میخوند ...پشتوانه ش و امیدش هم ظاهرا پدرش بود
26سالش بود و با مامان و باباش اومده بودن...ی دسته گل خیلی بزرگ طبیعی آوردن که خیلی قشنگه و ی جعبه شیرینی از قنادی یزدی ها(مثلا سنگ تموم گذاشتن)
اصالتا هم یزدی بود

ادامه مطلب  

باز هم رج زدن حرف الف...  

باز هم دخترکی سر به هوا دختری گیج که اسمش کبری است...باز هم سیل پیام های دل داده های دوره کوکب خانوم مادرعباس که به ت روانه می شود. اصلن هر چه که دنیای پیش رو از دنیای این بچه ها فاصله می گیرد، کارشان را خوب بلدند این ها. دلتنگی شان را به هر شکلی شده، با هر دنیای غریبه حال و روز آن وقت ها هم که شده فریاد می زنند. بچه هایی که دلِ با کرشمه را همانجا که کبری کتابش را پیدا کرده بود زیر همان درخت گذاشتند و رد شدند. یا کنار دل های حلقه شده دور سفره کدبانوی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1