اداره کتابخانه های عمومی شهرستان آبادان برگزار میکند:  

 
 
 
 
مسابقه کتابخوانی ((حضرت امام رضا(ع)- جلد 10)) توسط اداره کتابخانه های عمومی شهرستان آبادان به مناسبت دهه کرامت و با هدف آشنایی با زندگی و شخصیت حضرت امام رضا (ع) و حضرت معصومه (ع) برگزار می گردد.
کتاب دوستان عزیز برای کسب اطلاعات بیشتر  و شرکت در این مسابقه می توانید به شبکه کتابخوانان حرفه ای مراجعه نمایید.

ادامه مطلب  

دلتنگم  

دلتــــــــــنگم...!دلتـــــــــنگ کسی هستم که دلتنگی هایم را ندیدگاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیـــــــــاد میشودکه دنیــــــا با تمام وسعتش برایم تــــــــــــنگ میشود...!دلتنگــــــــــــم...!دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حــــــــرکت ایســـتاد....!دلتــــــــنگ کسی که دلتنگــــــــــیهایم را ندیـــــد...دلتــــــــــنگ خودم...خودی که مدتهاســـــــــت گـــــــــم کرده ام...... 

ادامه مطلب  

جوانان مس شهربابک  

تیم جوانان مس که فردا راهی مسابقات انتخابی المپیاد کرمانیان میشود اخرین تمرین خود را درچمن استادیوم تختی برگزار کرد.
این تیم با دو تیم رفسنجان و انار هم گروه است. اقای اسدی مربی تیم خاطر نشان کردند این بازی ها برای ما محک خوبی است برای حضور در بازی های قهرمانی استان که در اوایل مهرماه برگزار میشود.با ارزوی موفقیت تیم شهرمان

ادامه مطلب  

روزمرگی هایم...  

این جماعت دائم میگویند سال هزارو سیصدو نود وچهارکه بیایدهمه چیزدرست میشود. ...این جماعت روی چه حسابی برای سال ها عدد تعیین میکنند ؟! وقتی به تقویم دلم نگاه میکنم میبینم نوشته سال هزار و سیصد و تنهایی ...از وقتی چپ و راستم را فهمیدم همین بود الان هم همین طور است ...من منتظر سال جدیدی هستم که هنوز نیامده ...سال هزارو سیصد و ما ... سالی که من و تو پیش هم باشیم و مال هم ... سالی که فقط با امدن تو اغاز میشود بانو ...سالی که من و تو با هم میشویم ما...

ادامه مطلب  

 

من عاشق نیستم فقط گاهی حرف تو میشود.....دلم مثل اینکه تب کند
گرم و سرد میشود.....آب میشود.....تنگ میشود.....
اگر می تونستم مجازاتت کنم از تو میخواستم به اندازه ای که تو را
دوست دارم دوستم داشته باشی
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم سینه می گوید من که
تنگ آمدم فریاد کن......

ادامه مطلب  

معجزات خنده  

میشود با خنده از دردی رهید میشود با خنده فریادی کشید میشود با نقد یک لبخند سبز قلب یک شهزاده را ارزان خرید میشود حتی کلامی سخت را از زبان خنده ای اسان شنید میشود با خنده از دنیا گسست در دل ویرانه ای سکنی گزید میشود با صوت لبخندی سپید از سکوت بدصدا دیگر برید میشود از بند غم ازاد گشت سوی لبخندی ز آزادی پرید میشود با خنده پر زد تا به عرش جز خدا و خود دگر چیزی ندید
شاعر گمنام

ادامه مطلب  

طفلکی پاییز ..من..تو  

چقدر اینروزها شبیه خودم شده ام یانه خیال میکنم شبیه تو شده ام..
شبیه دودهای سیگارت...شبیه دلتنگیهایت..شبیه غرورت..شبیه لبخندت..حتی شبیه صدایت..
آخ پاییز که میرسد هوایی ام میکند...مثل وقتی توهوایی میشوی...
و ناهول پتو را روی سرت میکشی..نفست میگیرد بند میاید و اینجا...
تمام پنجره ها دیوارها ..من..حتی پاییز تکان میخورد...
پاییز که میشود تو دلت میگیرد...همینجور روی صندلی ِ راحتی ِ رقصانت به خواب میروی..
پاییز که میشود من دلم میگیرد..
روزی هزار بار پشت پنجره

ادامه مطلب  

صحنه دراماتیک میشود...  

قطار سوت کشان خودش رابه جنگل میرساند...میایستد دونفر کنار کلبه مشرف به یک دره پیدا میشوند..انبوه درختان.. کلبه را و پرچینهای ابی اش رامیان خودش گرفته قطار سوت کشانو زوزه کشان.. دور میشود..و هفته بعد همینروز همین وقت از اینجا رد خواهد شد...دومسافر ارام به سوی کلبه میروند...پرچینها رارد میکنند پله هارا...پنجره هارابازمیکنند..درست رو به غروب خورشید...بعد صدای سکوت همه کلبه رافرامیگیرد..بیرون باران شروع به باریدن میکند...کلبه گرم میشود...دودکشهایش کار

ادامه مطلب  

..میدانم شهریور دارد تمام میشود...  

آه  دل ِ تو که میگیرد دل ِ تو که تنگ میشود دل من هم..نمیدانم..نمیدانم..
آه شهریور است...شهریور...شهریور دارد تمام میشود؟شهریور؟
آه دارد مهر میشود...مهر..
میشود کاری به کار ِ دلت نداشته باشی؟میشود؟
دل مرا...هم....
دلت که تنگ میشود...
بیچاره دلت..
بیچاره تر دلم..
آه شهریور است...شهریور دارد تمام میشود...
تو که خوب میدانی..
خوب میشناسیَم...
بس که احساساتی و لوس و ناز نازی ام..
آه نفسم دارد بند میاید
میدانم میدانم شهریور است...
دارد مهر میشود...
میشود اینقدر سراسی

ادامه مطلب  

تولدی دیگر  

 نگاه کن غم درون دیده ام  چگونه قطره قطره اب میشود .
چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست افتاب میشود.
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود .
شراره ای مرا به کام میکشد مرا به اوج میبرد مرا به دام میکشد.
نگاه کن تمام اسمان من پر از شهاب میشود.
............................................................................................................................................................

سهم من اسمانی است که اویختن پرده ای ان را از من میگرد.
 
 
 
 

ادامه مطلب  

خواص فلفل سبز  

ترکیبات گیاهتحقیقات نشان داده است که اسید بیرنگ کپساسین به عنوان فعالترین عنصر موجود در فلفل میباشد.کپساسین، سبب کاهش میزان کلسترول خون و کاهش شدت سیگنالهای درد در بدن میشود. این ماده کپساسین" ماده ای در فلفل است که سبب گرم بودن این گیاه میشود. هر چند که فلفل گیاهی گرم است، اما کپساسین موجود در آن در واقع سبب کاهش درجه حرارت بدن میشود که یکی از دلایل اصلی تمایل مردم مناطق آب و هوایی گرم به مصرف زیاد فلفل محسوب میشود.این ماده همچنین به بسیاری

ادامه مطلب  

مـــــــــن عاشـــــــــق نیستم!!!!  

 
مـــــــــن عاشـــــــــق نیستم!!!!
 
       فقط گـــــــــاهی......
 
 
حرف تـــــــــو کہ  میشود
 
 
      دلـــــــــم.......
 
 
مث اینـــــــــکه تـــــــــب کند
 
 
گـــــــــرم و ســـــــــرد میشود
 
 
توی سینـــــــــه ام
 
 
        چنـــــــــگ میزند
 
 
        آبـــــــــ میشود
 
 
       تنـــــــــگ میشود
 
 

ادامه مطلب  

وقتی دیوانه برای "او" دست به قلم میشود!  

روی صندلی کافه ی تنهایی خودم نشسته ام؛میخواهم عاشقانه ترین شاعرانه ها را برایت بنویسم....قلمم را دست میگیرم،و چشمانت در ذهنم شکل میگیرند؛و این میشود آغاز رویا!میشود "سد نویسندگی"میشود التماس های دوستانم که هر از گاهی به کافه ام سر میزنندآنها میخواهند دوباره "من" شوم!اما چه میدانند!چشمان تو،چند قرن پیش "من" را کشت!/
+اصن مهم نیس که چرت و پرته!:)) مهم نیته! :))

ادامه مطلب  

مراقبه دوش نور  

مراقبه دوش نور در مطالب قبلی فهمیدیم که بدن ما از هفت چاکرا تشکیل شده که انرژی حیات یا پرانا را به تمام قسمتهای بدن میرساند. در این پست میخواهیم از طریق مراقبه دوش نور یاد بگیریم که چگونه چاکراهای خود را از انرژیهای منفی پاکسازی کنیم. برای این کار در اتاقی در سکوت روی یک صندلی یامبل بنشینید. کار خود را با یک دعا آغاز کنید. از خدا میخواهیم که در این مراقبه به شما آگاهی لازم را بدهد. چند نفس عمیق از راه بینی بکشید و بازدم انرا هم از راه بینی

ادامه مطلب  

عاشقی  

خط ابرو می کشی تاآسماندلبری را میکنی ,فصلی بیانمیشود تا انتهای چشم رفتبا خیال عاشقی تا این گمان,,,,,دل ستاندی  آخرین میعاد رابا خروش چشمکی بیداد رامیشود تا ابتدای اشک رفتاین وصال عاشقی  فریاد را,,,,,سینه,بی تاب ازنگاه یار شد لحظه ها  را خلوت اغیار شد میشودتا انتظاری خواب رفتتا مثال ازبوسه ای بیدار شد,,,,,,غمزه آری درکمین سایه ها میگذاری خاطراتی لحظه هامیشود تا التماسی راه رفتتا خصال نرگسی را  واژه ها ,,,,,حسرتی را دل نشاندقهرتو سوز بر غوغا فشاند

ادامه مطلب  

37.  

 
از دیشب مدام نوشته ام و پاک کرده ام . فکر کرده ام به اینکه آنجا که بنده کم میشود . آنجه که سخت میشود ، آنجا که حقارت را در خودش میبیند و به تعبیرِ امروزی ها به دردِ هیچ کاری نخور میشود . آنجا که مثلِ آدم برفی مقابلِ چشم های خودش هی آب و آب و آب تر میشود . نشسته ای گوشه ای و نگاه میکنی و میگویی :
"أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ" ؟
و بنده غرق دنیای خویش ، غرق ناامیدی های خویش و غرق "من" نمیتوانم های خویش دست و پا میزند و تو دوباره و دوباره و دوباره میپرسی و او نمی

ادامه مطلب  

یا رضا ...  

 
چشم ان مستی که هر شب وقف مولا میشود خشک هم باشد ولی یک باره دریا میشود
قصه قدری فرق دارد بر گدا در این حرم هر که فکرش هم نکرده نیز اقا میشود
من که هر کاری شده کردم ندیدم شاه را دل به بیماری زدم اینبار، حالا میشود؟
از چه رو هر مبتلایی را که بخشیدی شفا قبل خارج گشتنش از صحن عیسی میشود؟ !
چند تا حاجت که می بینی غلامانش دهند شاه گر لطفی کند بالای صدتا میشود
امشبی اقا بیا یک سفره از دل پهن کن تا ببینی هر چه دلبر هست رسوا میشود
اندکی کمتر ضمانت کن تو آه

ادامه مطلب  

 

سلام بر عشقی که پر پر شد
سلام بر روزهای خوب
خاطرات دیرین....حالتان چطور است؟؟
چه شتابان رفتید وحتی
ندادید فرصت دست تکان دادنی را
بیاد داری شبی را
که با تو گفتم
یعنی میشود دوباره دستانت را بگیرم وتو برایم بخوانی؟
گفتی:اری بزودی
چه دیر  زود   میشود
چگونه در باورت بگنجانم که تاچه اندازه دلم تنگ توست
منی که حتی درآغوش مرگ هم بیاد تو خواهم بود
منی که وصیت کرده ام پنجره ای در قبرم بگذارند
تا همه بدانند چشم براه تو از دنیا رفتم
آدمها گوش کنید
چندی ست

ادامه مطلب  

چهل شب مانده.......  

چهل شب مانده تا 72 غروب....میشود 40 زیارت عاشورا خواندمیشود 40 سوره ی فجر خواندمیشود 40روز مراقبت کردمیشود 40 نماز اول وقت خواندمیشود 40 نفر را عاشورایی نمودمیشود 40 نغمه ی انتظار سر دادمیشود 40 روز به احترام ارباب آب خنک نخوردمیشود 40 روز به احترام گرسنگی کودکان سیر نخورد.....و میشود مانند گذشته نیز گذراند

ادامه مطلب  

بهترین غریبه ام میمانی...  

وقت از تو نوشتن که میشود
دل و من و جان و قلم همه ذوق میشود
و این منم که نمیدانم از کجا میرسم به تو
به تو که شاید پایان همه جستجوی منی
سفر مرا از پس فاصله ها به تو رساند
و چه زیبا مقصد تو شدی و راه همه شوق
و حیف که لحظه های ناب عمرشاه همیشه خدا کم است
به سان لحظه هم اغوشی نگاه من با نگاه تو
و دلم که بیتاب و خجل از این وصلت است
حالا که حواس خدا پرت نمیشود
حالا که جز به سفر وصلت میسر نمیشود
من سنجاق میکنم دلم را به اسمانی که
تو به زیر طاق ان نفس میزنی غری

ادامه مطلب  

با تو...  

به روزهای با تو بودن که نزدیک میشوم
وجودم سرشار میشود
از تازگی...
از طراوت...
از تو...
از زندگی...
واما
خدا...
به روزهای برای هم شدن که نزدیک میشوم
شب و روز
آسمان و زمین
میشود پانزدهمین روز
از هشتمین ماه
اما...
از سالهای قمری
برای هم بودنمان مبارک...

ادامه مطلب  

فقط یک موبایل باز میداند...  

فکر آدم که درگیر باشد نتیجه اش چه میشود؟
نتیجه اش این میشود که شب,قبل از خواب نیت میکنی که فردا روزه بگیری و آن فردا وقت نماز یک دل سیر آب میخوری وبعد تازه میفهمی چکار کردی...
حالا فکر این آدم درگیر چه میتواند باشد؟درگیر عشقش؟دوست پسرش؟درسهای نخوانده اش؟شکست عشقی اش؟
نه!!درگیر موبایل خرابش که حالا پنج روز از دوری اش میگذرد...
فقط موبایل بازها میتوانند حال الان مرا درک کنند...
 

ادامه مطلب  

 

دلـــم گــرفته است..یا دلــگیرم....یا شاید هم دلــــــم گیر است...نمیدانم...اما هیچ وقت فرق بین اینهارو نفهمیدم!!!!فقط میدانم دلـــم یه جوری میشود..جوری که مثل همیشه نیست.....!!!دلـــــم که اینطر میشود غــصــه های خودم که هیچ غــصــه همه دنیا میشود غــصـــه من..... 

ادامه مطلب  

تاریخ انتشار pes14  

چندی پیش کونامی تایید کرد که عنوان Pes2014 که هرساله نسخه ای از آن منتشر میشود در تاریخ ۲۴ سپتامبر(۲مهر) در آمریکای شمالی و ۲۷ سپتامبر(۵مهر) در بریتانیا عرضه خواهد شد.(در ایران احتمال زیاد 28 مهر پخش میشود)این بازی که با موتور Fox engine ساخته میشود و توقعات بسیار از آن بالاست که بتواند پس از سالها فیفا را شکست دهد در تاریخ مشخص شده برای پلتفرمهای PC-PS3-XBOX360 عرضه خواهد شد.

ادامه مطلب  

هوای خانه  

هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی
 
از این زمانه دلم سیر میشود گاهی
 
عقاب تیز پر دشتهای استغناء
 
اسیر پنجه تقدیر میشود گاهی
 
صدای زمزمه ی عاشقان آزادی
 
 فغان و ناله شبگیر میشود گاهی
 
نگاه مردم بیگانه در دل غربت
 
به چشم خسته من تیر میشود گاهی
 
مبر زموی سپیدم گمان به عمر دراز
 
جوان زحادثه ای پیر میشود گاهی
 
بگو، اگر چه به جایی نمیرسد فریاد
 
کلام حق دم شمشیر میشود گاهی
 
بگیر دست مرا آشنای درد بگیر
 
نگو "چنین و چنان" دیر میشود گاهی
 
 به سوی خو

ادامه مطلب  

تست فصل 7  

در همه ی قسمت های یک لوله ی نفرون .....
الف) برخلاف لوله ی پیچ خورده ی دور ATPمصرف میشود
ب) برخلاف بخش نازک بالا رو لوله ی هنله NACLباصرف انرژی بازجذب میشود
ج) همانند  لوله ی پیچ خورده دور  پدیده انتشار صورت می گیرد 
د) برخلاف لوله ی هنله و لوله ی جمع کننده ادرار ،ترشح با صرف ATp و درجهت شیب غلظت صورت می گیرد .

ادامه مطلب  

31 شهریور  

لپ لپو جانم سلام ..تو هم این روزها را روزشماری میکنی؟روز شماری نبودنم را .. روز شماری روز خداحافظی را؟تو هم مثل من دلت میگیرد ؟ تو هم غمگین میشوی؟ تو هم مثل همین الان من اشک در چشمانت جمع میشود؟چه کسی قرار است به اندازه ی من دوستت داشته باشد؟چه کسی قرار است به جزء من به تو بگوید عاشقت است؟چه کسی قرار است به تو بگوید تو لپ لپوی من ...انقدر این حرفارا به تو زده ام که دیگر برایت تکراری شده و به چشمت نمی آید .. ولی من .. من احمق دلم برای همه ی این چیزها ت

ادامه مطلب  

میروم نگو که ...  

  چمدانت را بدار ...قرآن را ببوس ... مادرت را هم ...و برو ...برو همانجایی که باید بروی ... جایی که خانه نیست و آدمها تورا برای خودشان دوست دارند ....همانجایی که تویی و خودت و یک دنیا دغدغه اضافه میشود به یک کهکشان دغدغه ای که قبلا داشتی ... ولی تو کمرت خم نمیشود ....خسته میشوی ، گریه میکنی ، گلایه میکنی .... اما دوام می آوری ...دوام می آوری و یک روز دوباره چمدان به دست برمیگردی ... برمیگردی در حالی که چمدانت خسته است و تو خسته تر ...خسته از کوه ِ روی شانه ات که 

ادامه مطلب  

باز گشایی مدارس  

میکشم بر لوح دل طرح و نمای مدرسهتا بماند در دلم جغرافیای مدرسهمیشوم مست از هیاهوی کلاسنیست صفایی چون صفای مدرسهماه مهر میثاق میبندیم بادوستان با وفای مدرسهکوکب بخت من اندر آسمان دست توای معلم ای همای مدرسههر که نابیناست بینا میشودبا تو در دارالشفای مدرسهکشتی طوفان زده ای نوح با تدبیر تومیشود آرام به دست ناخدای مدرسهشد حیاتم دست تو بعد از خداوند کریمای معلم ای خدای مدرسه

ادامه مطلب  

هر که فکرش هم نکرده نیز اقا میشود. ..  

 
یا علی بن موسی الرضا
 
چشم ان مستی که هر شب وقف مولا میشود
خشک هم باشد ولی یک باره دریا میشود
 
قصه قدری فرق دارد بر گدا در این حرم
هر که فکرش هم نکرده نیز اقا میشود
 
من که هر کاری شده کردم ندیدم شاه را
دل به بیماری زدم اینبار، حالا میشود؟ 
 
از چه رو هر مبتلایی را که بخشیدی شفا
قبل خارج گشتنش از صحن عیسی میشود؟ !
 
چند تا حاجت که می بینی غلامانش دهند
شاه گر لطفی کند بالای صدتا میشود
 
امشبی اقا بیا یک سفره از دل پهن کن
تا ببینی هر چه دلبر هست رسوا

ادامه مطلب  

موزیک ویدیو سریال کوزی گونی  

دوست جونیام.امروز واستون موزیک ویدو
ترکی اصل سریال کوزی گونی آوردم
که خودم هم این سریال بودم
هم ایکو کارایال.
این آقایی که توی این عکس
با کیوانچ میبیند.این آقا
تویگار ایشیکلی
هست آهنگساز و خواننده ی
سریال های عشق ممنوع و
فاطما گل(فاطمه گل) و
کوزی گونی و ایزل و....
هست.توی این موزیک ویدیو
خواننده هم ایشون هستن.
موزیک ویدیو رو حتما دانلود کنید.
بی نهایت موزیک ویدیو قشنگی هست
اینم لینک دانلود موزیک ویدیو:
http://s5.picofile.com/file/8141489326/Toygar_Hayat_Gibi_Topnaz_com.MP4.html


ادامه مطلب  

شرمسارم خدای مهربان  

خواندمت به هزار ویک اسم الهیت ...
گاه باحضوردل و گاه بدون دل !
اگر بادل خواندمت تنم لرزید و اشک چون باران بهاری بر پهنای صورتم باریدن گرفت
هق هق صدایم در زمین و آسمان پیچید و زبانم در کام خفه شد !
مگر میشود اسماء حسنی تو را به آسانی برزبان آورد ؟!
مگر میشود تورا خواند و از بزرگیت کوچک نشد !
مگر میشود یا رب یارب کرد و تو را دورتر از همیشه دید !
با هراسمی تو به من نزدیک تر شدی و در این قربت من شرمگین تر از همیشه آنقدر شرمگین که خم شدم
مگر میشود در مقابل

ادامه مطلب  

باید بگذرد  

میگذرد و میگذرد و هر لحظه شیبش تندتر میشود. گاهی احساس میکنی این شیب پیچ آخر است و... گاهی شتاب در سرعت پنهان میشود و ثبات نزول را مخفی میکند. هر لحظه که میگذرد به پایان بیشتر نزدیک میشویم. حالا یا حالا و گویا هر لحظه دیر شده است. باد سرعت چهره ها را میتکاند و چروکیده میکند. شاید به خاطر چروکیده شدن غمگین شویم اما برای ناجاودانگی نه. 

ادامه مطلب  

پندهای طلایی  

 
هیچوقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن زیرا حرمت ها شکسته میشود.
هیچوقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن زیرا تبدیل به وظیفه میشود . 
حرف دلت را امروز بزن! اگرامروز زدی اسمش "حرف
دل" است واگر نزدی فردا میشود" درد دل" .
زندگی به من آموخت که همیشه آماده دفاع ازحمله
احتمالی کسی باشم که به او محبت فراوان کردم.
در کشا قوس حوادث حکما را مثلی است
درجهان هرعملی موجب عکس
العملی است
هر که  شد صرف ستم 
پیشگی اندیشه او
عا قبت  بر کند 
اندیشه او ، ریشه او
رو

ادامه مطلب  

دلم تنگه برایت ...  

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود
گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد
گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود
                                                                  تا خسته شود تا بشکند
http://www.rabiasalak.blogfa.com/

ادامه مطلب  

می شود نزدیکی کرد...  

میشود تمام روزها را شکست داد...
تمام تنهایی های ناخواسته و خودخواسته را......
می شود باران را زیر تمام سقف ها بارید
تمام کوچه ها را بن بست دید
جایی میان ازدحام اتوبان های شب
می شود "بوسیدن" آموخت...
و
به تمنای همان بوسه های شبانه
میشود...
تمام دور بودنهایمان را
نزدیکی کرد...
 

ادامه مطلب  

به لمس ِ انزوای تو  

لباس زیر میشوم به قامت چشم تو ، سیاه به سان ِ رقص ماه ، پرنده ی برهنه ی نگاه تو ، تقاطع زننده ی   نفس های من / آخرین بن بست سیگار های مشترک ِ تو و تو / نگاه کن به من ، به ماه
به لمس انزوای تو / لهجه ی فرانسوی دست های من / بوسیدن ِ خشم چشم های تو /به عطر چای و قهوه ای که شعر ِ نبودنت میشود گاه به گاه / به من که خیس میشود از شعله ی کبریت لب های تو / به من که پناه می برد به آغوش ِ دموکراسی خرافاتی ِ ناله های ماه
اعتیاد مشترک ساعت و چمدان به دست های تو / قدم زد

ادامه مطلب  

 

 
 مشخصات شخصی
 
نام اصلی : Kıvanç Tatlıtuğ
نام به فارسی : کیوانچ تاتلیتوغ
متولد : ۲۷ اکتبر ۱۹۸۳
محل تولد : آدانا
والدین : اردم تاتلیتوغ (پدر) – نورتَن تاتلیتوغ (مادر)
محل زندگی :  استانبول
کشور : ترکیه
شغل : بازیگر ، مدل
سال فعالیت : 2001 تا کنون
رنگ چشم : آبی
شماره پا : 44
ورزش مورد علاقه : بسکتبال
کیوانچ تاتلیتوغ (به ترکی استانبولی: Kıvanç Tatlıtuğ) هنرپیشه و مدل ترک متولد ۲۷ اکتبر ۱۹۸۳ است. کیوانچ در ترکی به معنی افتخار، غرور است و تاتلیتوغ از دو بخش «تاتلی» به

ادامه مطلب  

177  

من شعر می پزم ،دانه های گریه را پاک میکنمگرد میگیرم از خستگی امهی تو را جارو می زنم از زندگی امتو اما سخت چسبیده ای به پرزهای فرشنمی رویظرف های نشسته ی فکرم مانده هنوز!لباس های تنهایی ام چرک ...سفره ی بی رنگ تکرارمان پهن ...زمان در ما پیر میشود!تو نمیروی ...و تمام غذاهایمانبی عشق ...سرو میشود

ادامه مطلب  

دلتنگم......  

گاهــی حجـم دلــــتنـگی هایــم
آن قــــــدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام وسعتش
برایـَم تنگ میشود …
دلتنــگـم …
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد …
دلتنگ خودم …
خودی که مدتهــــــــاست گم کـر د ه ام …
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم !
حالا یک بار از شهر می رویم
یک بـــار از دیار …
یک بـــار از یاد …
یک بـــار از دل …
و یک بــــار از دســــت…
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

17.  

شب میشود. این موقع از شب میرسد. زمانی که مال من است. دو آدم جدا از من و متصل به من هر دو میخوابند. سکوت میشود و زمان من آغاز میشود.
تاریکی همراه با نوری که از بالکن یک متر در یک مترمان به سالن می آید همه جا را میگیرد. سکوت میشود و هر از گاهی صدای عبور یک ماشین از اتوبان پشت خانه می آید. چشم دکمه ای غلتی میزند و بعد میم یک سرفه بلند در خواب میکند و پتویی که حتی در گرمای چله تابستان هم از خودش دور نمیکند را محکمتر به خود میپیچد
در این زمان تنهایم. بلند م

ادامه مطلب  

چهره ات  

چهره ات بی روسری وقتی نمایان میشودبین باد و پنجره , پرده پریشان میشود
در درونم کودکی مشتی به قلبم میزندآدم از طرز نگاه کوچه حیران میشود
زلزله می آید و زانو زمینم میزندپایم از پیمایش کوچه پشیمان میشود
مردی از جنس خداوندان عاشق دیده ای؟بنده ای میبیند و یک گوشه پنهان میشود

ادامه مطلب  

 

 گاهی دلم
  نه!
  گاهی تمام وجودم برایت تنگ میشود..
  واژه ها را باز فرا خواهم خواند
  کاسه هایشان را
  پر از احساس خواهم کرد
  اما
  از چه بنویسم؟
  تُنگ کلمات تنگ است و
  با این حرف های معلق و بی وزن
  بار سنگین این دل را نمی توان سبک کرد.
  با من بگو
  بگو تو کیستی که وقتی شعر نوحه گر هجرانت میشود
  چکاوک بی قرار شوق
  گریبان از قفس سینه چاک می کند و
  سرگردان تو می شود... 

ادامه مطلب  

این یعنی خدا...  

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زماناما بقدر فهم تو کوچک میشودو بقدر نیاز تو فرود می آیدو بقدر آرزوی تو گسترده میشودو بقدر ایمان تو کارگشا میشودو به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشودو به قدر دل امیدواران گرم میشودیتیمان را پدر می شود و مادربی برادران را برادر می شودبی همسرماندگان را همسر میشودعقیمان را فرزند میشودناامیدان را امید می شودگمگشتگان را راه میشوددر تاریکی ماندگان را نور میشودرزمندگان را شمشیر می شودپیران را عصا می شودو محت

ادامه مطلب  

سلام بر تو ای آسمان هشتم...  

چه بارگاهی... چه فضای روحانی و دل‌انگیزی. انسان متحیر میشود از این جلال و جبروت... انگار که گنبدش تکه‌ای جداشده از خورشید است! انگار که مست میکند جرعه‌ای از آب سقا خانه‌ی اسماعیل طلالش! و چه نوای دل‌انگیز و زیبایی دارد، انگار که روح از بدن جدا میشود هنگام نوازش نقاره‌هایش. صحن گوهرشاد و پنجره فولادش که... و چه بی‌تاب میشود دل با دیدن این مکان جان‌فزا و ناخودآگاه، هروله کنان به دنبال ضریحش به تکاپو می‌افتد که ببیند شبکه‌هایش را و دخیل کند خ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1