آخرین اخبار سایت

کی ازهمه خوشگلتره؟  

نشستیم‏ ‏پای‏ ‏تلویزیون‏ ‏فیلم‏ ‏کوزی‏ ‏می‏ ‏بینیم،‏ ‏عشقم‏ ‏بهم‏ ‏میگه‏ ‏به‏ ‏نظرت‏ ‏جمره‏ ‏خوشگلتره‏ ‏یازینب؟‏ ‏منم‏ ‏ازهمه‏ ‏جا‏ ‏بی‏ ‏خبرمیگم‏ ‏جمره،‏ ‏بعدش‏ ‏زندگیم‏ ‏بهم‏ ‏میگه‏ ‏حالابه‏ ‏نظرمن‏ ‏میدونی‏ ‏واقعاکی‏ ‏ازهمه‏ ‏خوشگلتره؟میگم‏ ‏نه‏ ‏بگو،‏ ‏جوابی‏ ‏که‏ ‏دادی‏ ‏منو‏ ‏تا‏ ‏آسمون‏ ‏خداپیش‏ ‏فرشته‏ ‏هابالابرد،‏ ‏گفتی‏ ‏من‏ ‏ازهمشون‏ ‏خوشگلترم،‏ ‏بهم‏ ‏میگی‏ ‏منو

ادامه مطلب  

نمی دانم چرا !؟  

گفته بود گاهی به هزاران ناز و ادا نمی شود ! گاه به یک اشاره و ایماء میشود ! گاه به هزاران ناله و آه نمی شود ! گاه مفتاح و کلید است یک نگاه ! گاه نه ناله اثر کند و نه گریه و آه نیمه شب ! گاه جرعه ی آبی به گربه دهی و میشود ! گاه به زور بازوی صد مرد شهسوار ! گاه به بازوی کودکی ناتوان چه ها شود ! گاه به حکم حاکم و امیر نمی شود ! گاه به ناله و اشک مادریست که میشود !

ادامه مطلب  

هواتو کردم...  

یادم نمی آید فروردین یا اردیبهشت،اما یادم است یک روز بهاری بود ،که من درست آنطرف همین میز که الان نشسته ام،نشسته بودم ،همین مانتو را تنم کرده بودم،موهایم را که آن موقع بلند بود بر خلاف همیشه بالا زده بودم،مثل همین الان،حتی یادم می آید یک شاخه گل هم به کنار موهایم زده بودم،آنروز دیده بودمت ،باید حالم خوب میبود،باید مثل همیشه لبخند میداشتم و ناخودآگاه حرکاتم تند میشد،اما تو کمتر به من توجه کردی بودی و حال من بد بود،بد بود که اگر یک روز نبینم

ادامه مطلب  

خدا از دیدگاه ملاصدرا  

خدا بی نهایت است و لامکان وبی زماناما بقدر فهم تو کوچک میشودو بقدر نیاز تو فرود می آیدو بقدر آرزوی تو گسترده میشودو بقدر ایمان تو کارگشا میشودو به قدر نخ  پیرزنان دوزنده باریک میشودو به قدر دل امیدواران گرم میشودیتیمان را پدر می شود و مادربی برادران را برادر می شودبی همسرماندگان را همسر میشودعقیمان را فرزند میشودناامیدان را امید می شودگمگشتگان را راه میشوددر تاریکی ماندگان را نور میشودرزمندگان را شمشیر می شودپیران را عصا می شودو محتاجان

ادامه مطلب  

وقتی بمیرم...  

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد نه جایی بخاطرم تعطیل میشود نه در اخبار حرفی زده میشود نه خیابانی بسته میشود و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود ... تنها موهای مادرم کمی سپیدتر میشود و پدرم کمی شکسته تر ... اقواممان چند روز آسوده از کار ...! دوستانم بعد از خاکسپاری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود ... من فقط تنها گورکنی را خسته میکنم و مداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد ...! و در آخر من میمانم و گورستان س

ادامه مطلب  

آقای من..  

آقای من..
قرار نیست فقط غروبهای پنجشنبه تا غروب جمعه
سراغت را بگیریم..
قرار نیست فقط جمعه ها انتظار ظهورت را بکشیم..
آری..
شنبه هم میشود از دوریت ناله سر داد..
یکشنبه هم میشود انتظارت را کشید..
دوشنبه هم میشود دنبال گمشده گشت..
سه شنبه هم میشود با آقا درد دل کرد..
چهارشنبه هم میشود به خاطر آقا گناه نکرد..
یا بن الحسن
دوریت درد بی درمان است
ای پسر فاطمه
امروز جمعه نیست اما دلم برایت تنگ است..

ادامه مطلب  

 

وقتی زنی عــاشـق میشود،دستــِـ خـودش نیستــ ؛بــا صـدای آرام صـحـبـتــ میکند . . .عـشـوه هـایـش بـیـشـتــر میشود . . .حـسـادت زنــانــه میکند . . . چـون نمیخواهد کـسی حـتـی بـــه عـشـقـش نـگاه کـنـد،هـمـیـشــه میگویـــد تــــو مــال مــن هـسـتـی !دوستــ دارد عشقش، از پشتــ دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد . .چشمانش خــُـمـار میشود.به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد . . .صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم !زن م

ادامه مطلب  

عدد عجیب(2)  

 عدد 142857 را در نظر بگیرید
اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنیم، حاصل: 285714 میشود! (به ارزش مکانی 14 توجه کنید). اگر این عدد را در سه ضرب کنیم حاصل: 428571 میشود!(به ارزش مکانی 1 توجه کنید). اگر این عدد را در چهار ضرب کنیم حاصل: 571428 میشود!( به ارزش مکانی 57 توجه کنید). اگر این عدد را در پنج ضرب کنیم حاصل: 714285 میشود!(به ارزش مکانی 7 توجه کنید). اگر این عدد را در شش ضرب کنیم حاصل: 857142 میشود! (سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده) اگر این عدد را در هفت ضرب کنیم حاصل: 999999 میشود

ادامه مطلب  

چراغ قافله خاموش میشود بی تو  

آذرخشچراغ قافله خاموش میشود بی توتمام شهر سیه پوش میشود بی توترانه هایی مرا باد میبرد با خودسرود عشق فراموش میشود بی تومرا ز خنده نوشین خود جدا منماچه گونه نیش جهان نوش میشود بی تودلی که گرمی آغوش سرپناهش بودبه خاک سرد هم آغوش میشود بی توبه حکم یک نظرم جای ده به چشمانتکه آذرخش سیاووش میشود بی تو

ادامه مطلب  

ماوراء افکارم (3)  

( با تن صدای نزولی بخوانید )هم آغوشی من با طلوع خورشید ، ختم میشود به چای داغ در یک ماگ سفید ساده که لیمو ترشی مظلومانه در آن له میشود و عصاره ی وجودش را به من میبخشد و نمیپرسد  که چه شبی داشتی؟ و نمیپرسد که چرا یک ماگ چای پررنگ مینوشی؟ و نمیپرسد که چرا یک گیلاس ودکا نمینوشی؟ و نمیپرسد پاکت سیگارت چرا پر خیال است؟ و نمپرسد که چرا قلمروی سه تارت را خاک تصرف کرده؟ فقط در دستان زورگویم مظلومانه له میشود ...( با تن صدای خیلی پایینو گرفته بخوانید )هم آغ

ادامه مطلب  

وقتی آنمی به مغز میرسد  

گاهی وقتها،این خودم هستم که میخواهم مغزم بی حس شود.
بقدری که تشخیص ندهد آنچه روبرویش است سقف اتاق است یا کالسکه ای که افقی در حرکت است.
و یا چیزی است بین کالسکه افقی در حرکت و سقف
به این منظور که شاید کالسکه از نیمه های راه به سقف اتاق تبدیل میشود و این گاهی ها،من نفس عمیق که میکشم هردو نابود میشوند ،کم کم هردو سیاهی میشوند و سیاهی کوچک میشود و من در آن لحظه چیزی کمتر از آن سیاهی ام که نقطه میشود و وای...!

ادامه مطلب  

باران...  

دیشب باران خوبی بارید که کشاورزان روستا رو خوشحال کرد چون کشاورزان خیلی وقته منتظر یه باران بودند
باران یکی از نعمت های خوب خداوند است که باعث میشود رنگ و بویی دیگر به این کره خاکی داده شود
باران باعث رشد گیاهان و تامین آب های زیر زمینی میشود.
 

ادامه مطلب  

 

این خانه هم انگار دستخوش تغییرات فصلی شده است , نوشته ها , لحظه ها لبخند ها و حتی نگاه ها همه و همه دچار تغییر شده اند. زمستان میرود و این خانه باید بها را میزبان باشد و بهار باید فرصت میهمانی اش را تا انتهای توانستن از دست ندهد اما نه این خانه میزبانی را میپذیرد و نه بهار میهمان ناخوانده خواهد شدتمام لحظه ها دچار میشوند وقتی لا به لای دل ها درد هایی از دانستن نشسته استتمام دل ها دچار میشوند وقتی هیچ فرصتی برای تپیدن نداشته اندآدمی همین که عادت

ادامه مطلب  

قصه های دست گرم  

هر شب همین موقع ها صدای پایت را میشنوم مثل همین امشبگوش کن .. تو هم میشنوی ؟ صدای پایت که آرام آرام نزدیک میشود .. نزدیک و نزدیکتر .. تو هر شب همین موقع ها تا پشت همین در می آیی و منتظر میشوی تا خوابم ببردخوابم که برد، پا به پای من تا خود صبح خاطره میسازیمن و تو .. چه رویای شیرینی .. من خواب را برای همین دوست دارم .. برای همین رویاها ..راستی دیشب که با هم در همین کوچه پس کوچه های رویایی قدم میزدیم،احساس کردم چیزی جا گذاشتیاما اشتباه کردم .. هر شب این خوا

ادامه مطلب  

حقوق رهبران جامعه و شهروندان  

حضرت علی علیهالسلام  در خطبه 207 نهج البلاغه در مورد حقوق رهبران نسبت به شهروندان و شهروندان نسبت به رهبران جامعه گفته است:خدای سبحان از جمله حقوق مقرر خود حقوقی قرار داده که بعض مردم بر بعضی دارند.بعض آنها ثابت نمیگردد مگر با بعضی.و بزرگترین حقی از این حقوق که خدای سبحان واجب نموده است حق والی است بر رعیت و حق رعیت بر والی.کار رعیت درست نمیشود مگر با صالح بودن والیان, و والیان صالح و موفق نمیشوند مگر با درستکاری و استقامت رعیت.پس زمانی که رعیت

ادامه مطلب  

تختی ...  

هنگام اعطای مدال توسط شاه به تختی:
هرچه دوستش به او گفت:
غلامرضا خم شو، فایده ای نداشت
بعد از مراسم ازش پرسیدن، چرا خم نشدی
برایت دردسر میشود، او شاه مملکت است
گفت :هر که میخواهد باشد
تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم میشودخدایییش دمش گرم ...

ادامه مطلب  

شاید طنز شاید انتقاد شاید حمایت ...  

فرصت نشد خودم بجز چند خط شعر بنویسم از دوست خوبم دوئل کمک  گرفتم (یواشکی نشنوه ها)للحقخوش حالم. برای آن دسته از مردم که خوش
حال اند. و البته امیدوار که در این توافق ها، خون بابای علیرضا و آرمیتاها لحاظ
شده باشد. علی ای حال این روزها، روز بردن آمریکایی هاست. چه در والیبال و چه در
مذاکرات ژنو. کاش در میان این همه شادی، خبر آمدن حضرت آفتاب هم به گوش مان می رسید
و کار تمام مذاکرات را یکسره می کردیم. اما شعر ...... (تبسمی ظریف)"با تبسم پیچ غم شل میشود"بی

ادامه مطلب  

وقتی مرا می بو سی  

وقتی مرا  میبو   سی  خودم نیستم دیگر شخص دیگری میان من  هویدا میشود دریا میشوم..بهار میشوم..گیاه میشوم..درخت  میشوم شکوفه میدهم پیچک میشوم  به دور تنت..قناری میشوم  اواز  میخوانم روی گردنت..قیامتی میشود  اینجا به پا   که نگو..وقتی مرا میبوسی..لطفا.. دیگر نب وس مرا..نظم  همه چیز  بهم  میریزد  اینجا..

ادامه مطلب  

میشود برایم یک " او" تجویز کنید؟؟  

آقای دکترمدتی است دچار یک بیماری دردناک شده ام ، هرچه علایمش را در اینترنت سرچ کردم جوابی نیافتم ، پیش هزاران دکتر متخصص و عمومی رفتم ولی همه ، مثل آدم های گنگ نگاهم کردند و سر تکان دادند و آرام گفتند" عجیب است..."  ،هر چه کتاب های قطور پزشکی را ورق زدم هیچی نیافتممیدانید ، اول فکر کردم شاید فقط منم که دچار این بیماری شده ام ، ولی بعد با خودم گفتم دیووانه مگر میشود تو تنها کسی باشی  که دچار این بیماری شده است؟؟حالا آمده ام پیش شما ، تعریفتان را خ

ادامه مطلب  

مقدمه  

به نام خالق هنر و آرامش ؛به وبلاگ آرامش طراحی خوش آمدید ، امیدوارم لحظات آرامش بخشی را در این وب داشته باشید .در این وب طراحی انواع بنر و لوگو ، تیزر و به ویژه کاور به سبک آرامش طراحی میشود ؛ l طراحی ملایم lدرخواست میشود که برای ارسال سفارش ، پیشنهاد و همچنین انتقاد از طریق ایمیل و یا نظرات اقدام کنید .موفق و پیروز باشید ؛ مدیر وب .

ادامه مطلب  

 

و من هر روز سقط میکنم جنین امید و احساسم را ... و هرررر شب باز از بی احتیاطی های نگاهت آبستن میشوم .هی مینشینم درون اتاقش ... برای احساس مرده ام لالایی میخوانم ...  با امیدها یی که حالا زیر خروار ها خاک اند حرف میزنم  لیوان آبی که گرم شده را میخورم هوایی که سرد شده را میبلعم و با خودم میگویم میشود باز حال دلم و دلت معتدل شود ؟!نیایم خانه ات ، بچه ات خاله صدایم بزند .... +  اتفاق های زیادی افتاده ...حرف های زیادی زده شده ... ولی انگار تا به پایان نرسد قفل د

ادامه مطلب  

نقد کلاس استاد کتابدار  

با سلام به مخاطبان این وبلاگ
در این پست قصد دارم به نقد کلاس روزنامه نگاری آنلاین استاد علیرضا کتابدار در مرکز مطالعات رسانه ها بپردازم.
این کلاس از نظر بار آموزشی بسیار غنی است و این که از بچه ها خواسته میشود در خصوص مطالب کلاس حتما تمرین ارائه دهند باعث میشود در مورد مطالب خواسته شده پیشرفت کنند و نکته مثبت دیگر اجباری بودن گذراندن دوره های آموزشی وبلاگ نویسی توسط سایت درس نامه است که باعث میشود کسانی که تا به حال در این زمینه تجربه ای ندا

ادامه مطلب  

همین!  

به نام خداسیب بچین ! ساز بزن ! صدا دوباره سرد شد... سهره سکوت کرده و سرو سپید میشود... زمان کنار میکشد ... زمین ذلیل میشود...زهد نقاب میزند... زهر در آب میشود... شهر سراب گشته و غصه عظیم میشود...دروغ خیمه میکند... درد دوباره میزند دری در امتدادِ موجهایِ بی نشانه یِ غروب... همین ... تمام قصه بود!بیا عبورِ سبزِ انتهایِ زورقِ خدا ... بیا تمامِ عمر یاری مدام ِ بی قراریم ...چقدر سخت میشود تحملِ تداومِ نبودِ تو ... و بودنِ تمامِ این همه فریب خوردنم...کنارِ آن درختِ سی

ادامه مطلب  

اعزام 4 گلستانی به مسابقات آسیا و اقیانوسیه در تایلند  

مورخه 17فروردین سال93 تیم شهرداری ارومیه متشکل از آق محمد سلاق و برویز فرخی و تیم بندرعباس متشکل از رحمان رئوفی و بهمن سالمی به نمایندگی از ایران جهت شرکت در 2تورنمنت معتبر آسیا واقیانوسیه که در تایلند برگزار میشوند از فرودگاه امام خمینی(ره) عازم بانکوک شدند.
لازم به ذکر است اولین تورنمت در 20فروردین شروع میشود و تورنمنت دوم از 25فروردین در شهر سونخولای این کشور آغاز میشود.

ادامه مطلب  

میشود ما  

خستگی آوار شد بر روی هممن و تو آرام رو در روی هماین دوتا را گر بگیرم روی هممیشود ما من گرفته بغض اعصابم خرابتو گرفته گوشه ای از کنج خوابمعنی یک قرن حرف بی حساب میشود ماچشم میسوزد،نگاهم کو؟کجاست؟نقطه عطف پناهم کو؟کجاست؟جمع درد و سوز و آهم کو؟کجاست؟میشود ماما که یک عمرست کم دارد تو راهم خمار و مست کم دارد تو راآخرش بن بست کم دارد تو رامیشود مامیشود ما قصه یک واقعه ستقصه تخریب ابر و صاعقه ستآنچه مملو از نشان و سابقه ستمیشود ماتو برو دنبال بخت ر

ادامه مطلب  

هر روز که میگذرد  

هر روز که میگذرد بیشتر عاشقت می شوم لحظه به لحظه نفسی از سوی تو دلم پر میکشد به سوی بلندی ها آنجا که هست آشیانه تو…هر روز که میگذرد دیروز برایم بهترین خاطره میشود، همه چیز به آن شبی ختم میشود که خاطره هایت برایم یک آواز لالاییست و من به خواب میروم با صدای لالایی خاطره های تو !دلم میرود به عمق قلب تو ، میشنود صدای تپشهایی که مرا آرام میکند، غرق میشوم در محبت های تو تو چه کرده ای با دلم که اینک بی تاب و بی قرارم ، حساب روزها و لحظه ها از ذهنم رها شد

ادامه مطلب  

دلیل میخواهم بزرگوار  

امروز روز شمس الشموس است...نمیدانم درست است یا نه؟ولی میگویند ک حاجاتت برآورده میشود!خدایا چقدر بگویم و ندهی؟چقدر التماس کنم و شما بی محلی...این است راه شما؟این است دلگرمیتان؟اگر نمیخوای مستجاب کنی پس چرا نشانه میدهی؟؟؟میشود بگویی دلیلش را؟                                                                               *جوجو*  

ادامه مطلب  

خسته ام ...  

دلم گرفته است یا دلگیرم یا شاید هم دلم گیر است...!
نمیدانم....
اصلا هیچ وقت فرق بین
اینهارا نفهمیدم
فقط میدانم دلم یک جوری
میشود...
جوری که مثل همیشه
نیست!
دلم که اینطور میشود غصه
های خودم که هیچ....!
غصه ی همه ی دنیامیشو غصه ی
من
بعد دلم بد جور غروب زده
میشود.....یعنی تموم میشه

ادامه مطلب  

(sara)  

 وقتے مـטּ بمیرҐ هیچ اتفاقے نخواهـב افتاב . . .  نـہ جایے بـہ פֿـاطرҐ تعطیل میشوב . . .  نـہ בر اخبار פرفے زבـہ میشوב . . .  نـہ تـہ פֿـیابانے بستـہ میشوב . . .  ونـہ בر تقویـҐ اسمـҐ نوشتـہ میشوב . . .  تنها موهاے ماבرҐ ڪمے ωـپیـב میشوב . . .  اقوامماטּ چنـב روز آسوבـہ از ڪار میشونـב . . .  عشقـҐ بعـב از مـבتے با פֿـنـבه‌هایش בر آغوش בیگرے مرا از یاב میبرב . . . و בوستانـҐ بعـב از פֿـاڪسپارے موقع פֿـورבטּ غذا آراҐ آراҐ פֿـنـבه‌هایشاטּ شروع میشوב . . .  و م

ادامه مطلب  

گاهی میشود که تنهایی  

گاهی میشود که تنهایی ....خیلی تنها...گاهی یک یاد...یک تداعی برایت لذت هزارها لبخند را دارد.....
گاهی تو می مانی و یک دنیا سکوت......تو می مانی و یک دریا اشک......
دلت که گرفته باشد دیگر حتی حوصله ی خودت راهم نداری چه رسد به دیگری.......
دلت که هوای اورا میکند نه دیگر نه تورا میشناسد نه هیچ کس دیگر را......میشود کودک زبان نفهمی که از زمین و زمان بهانه میگیرد.....
اینطور که میشوی تازه میفهمی فرقی نمیکند دیروز دل کنده باشی یا ده سال پیش .......
یک وقتهایی دوباره بی سوا

ادامه مطلب  

دختر ایران  

من دُختر ایرانممتولد نسلی هستم که به سختی درک میشوداحساسات این نسل له میشودغرورشان جریحه دار و لبخندشان محواشکهای شبانهعشق های پوشالیدوستای خیالیو درددل های مجازیستون های زندگی این نسل شده استما درگیر یک مشت افکار متضاد سنتی و مدرن شده ایمکه نه افکار مدرنش لایق نام روشن فکریستنه افکار سنتی اش لایق نام غیرت مردیستمتانت دخترانمان را با یک  تکه مشکی میسنجند به نام چادرو غیرت پسرانمان را به تعصب داشتن روی خواهر و مادرشانآری هموطن این اَسـت

ادامه مطلب  

دلیلش را نمیدانم  

من همیشه بی دلیل زیاد گریه میکنممثلا وقتی دلم میگیرد..بی سبب و علت هی گریه ام میگردانگار پشت چشمانم را پر کرده اند از کیسه های اشک که  تمام هم نمیشود..یکنفر انگار مدام درون این کیسه ها راپر و خالی میکند..ادم وقتی هق هقش میگیرد یکجور نگفتنی سبک میشودارام میشودانوقت دنیا بوی بهتری میدهد..شکل و شمایلش هم  بهتر میشود..این  اشکها حجم ادمیزاد را مدام پر و خالی میکنندشبیه لیوانهای چای نیمخوردهبعدش انگار به تماشای سبزه زار میرویخیال میکنی اردیبهشت

ادامه مطلب  

تمام  

دیوانه می کند مرا.....صدای شرشر بارانبا شیشه های خیس خورده از قطراتش.........با شبی که پرشده از اشک هایمو خفه کردن هق هق هایم با بالشتمبا مرور کردن خاطرات تلخ و شیرینم از توبا شنیدن اهنگ های مورد علاقه اتگیر کرده ام در میان شبی که با انتظار سر میشودسرانجام در اغوش تنهایی...شب نیز صبح می شودکم کم همه چیز تمام میشودهق هق ها کم میشوداهنگ قطع میشودشب صبح میشودمن اما تمام میشوم..!!!تمام........................................!

ادامه مطلب  

کسی هست که اگر بخواهد میشود  

در هیاهوی زندگی در یافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفتدر حالیکه گویی ایستاده بودم!!!چه غصه هایی که فقط به سپیدی مویم حاصل شددر حالیکه قصه کودکانه ای بیش نبود!!!در یافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود!!!به همین سادگی...

ادامه مطلب  

شعر بسازید  

اگرعلاقه به شعرنویسی دارید!!اگراستعدادشـعرنویسی داریـد!!پس چرا نگاه میکنین!؟ همین الان شعرخودرا به مابفرستیدبرای این کار دوروش وجود دارد:یااین که درقسمت نظرات به مابفرستیدویابه ایمیل زیرپست کنیدtooohid1@yahoo.comمامناسب باشعرشما آهنگ ساخته ومیخونیم وحتما اسمی ازشماهم درآهنگ گفته میشودهرنوع شعری که درمورد غم وجدایی باشد پذیرفته میشود.توجه:لطفاقبل ازشعرنویسی نام ونام خانوادگی خودرا بنویسید

ادامه مطلب  

بهارامد و بوی عنبر خشکیده اورد.  

تنبور میزند تنبور زن... انگشت میرقصاند در هوا .. فرود میاورد بر تارها ..تارها جان میگیرند دست میاندازند در دستهای نتبور زن.. میرقصند..میرقصند... شور بر پا میشود..
سنتور میزند سنتور زن... مضراب با تمام قوا بر سرو روی سیمها خراب میشود دشنه میزند بر جانشان انقدر میزند میزند تا اه بکشند و درد  را مزه کنند و چونی به فریاد ایند که مضراب بشکند در دستان سنتور زن...
نواخته میشود لحظه هایمان با درد با خشم با عشق با لبخند با شادی با حسرت با هزاران احساس شناخته و

ادامه مطلب  

 

فروشنده یک بوتیک است.لکنت دارد.اگر قرار باشد گذرم به ان مغازه بیفتد حالم بد میشود.مجبورم نگاهم را از نگاهش  بدزدم.یاد خودم میفتم.روزهای بد دبستان!روزهای سکوت !روزهای گوشه حیاط مدرسه کِز کردن!روزهای ترس امتحان شفاهی!حتی یاد روزهایی از الان که اگر قرار باشد یکی سرم داد بکشد  داد من نگاهم میشود!-------------------------------------------------------------اصلا نمیدانم چرا الان بعد از این همه سال یاد این بیماری شفایافته افتادم!البته به ظاهر شفا!چون اثار روحی اش الان باعث ش

ادامه مطلب  

دل آدم چه گرم میشود گاهی...  

دل آدم چه گرم میشود گاهیچه ساده.....به یک احوالپرسی ساده...به یک دلداری کوتاه ...به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...... به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری!به یک همراهی شدن کوچک ...به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام ...به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"...

ادامه مطلب  

حدیثی ازپیامبر درمورد نماز..  

نماز باعث محو شدن و جبران گناهان میشود..در حدیثی از پیامبر، ایشان فرمودند:شنیدم مَلَکی به هنگامِ هریک از نماز های یومیه چنین ندا می داد: ای فرزندان آدم!برای خاموش کردن آتش هایی که خود،بر اثر اعمال ناشایسته،برافروخته اید،قیام کنید.گروهی از شما می خیزند،وضومیگرند،نماز می گزارند وگناهان آنان بخشیده میشود.سپس تافاصله ی نماز بعدی مرتکب گناه میشوندوآتش هایی را برمی افروزند وهنگام نمازی دیگر فرامیرسد ومنادی الهی،دیگر بار آنهارابه خاموش کردن

ادامه مطلب  

دل مردگی...  

خدا نکند که دل بشکند که اگر شکست دیگر هیچ گاه خوب نمیشود، هیچ مرهمی
دل شکسته را آرام نمیکند، دیگر این دل غمزده میشود، هیچ چیز خوشحالش نمیکند، دنیا
برایش تمام میشود، از همه چیز متنفر میشود، و اگر کسی از این دل شکستگی با خبر شود
آن وقت است که خنجرها بر این دل پاره پاره وارد میکنند، زمانه یادت میدهد که همیشه
باید تنها باشی و سکوت کنی مبادا آرامش کسی را برهم زنی، دیگر این دل آن دل اول
نمیشود فقط مرور زمان به همه چیز عادتش میدهد، دیگر هیچ چیز برایش

ادامه مطلب  

آنتن فروشی  

مطلبی میخوندم که در آن کارشناسان صدا و سیما درمورد آنتن فروشی صحبت میکردن و میگفتن"وضعیت صدا و سیما از شرایط بحرانی خارج شده و به وضعیت فروپاشی رسیده است،متاسفانه کسی هم به این موضوع توجه نمیکند.اگر این شرایط ادامه پیدا کند آنچه از بین خواهد رفت یک سرمایه ملی است که مربوط به همه ایرانیان است که میتواند ضربه وحشتناکی به منافع ملی کشور بزند.مردم و مصرف کنندگان این حق را دارند که بدانند آن چیزی که پخش میشود دارای برچسب آگهی است یا به عنوان اطلا

ادامه مطلب  

علت درس نخواندن دانشجویان...  

بالاخره بعد از مدتها تحقیق علت درس نخواندن دانشجویان کشف شد !!در هرسال 52 جمعه داریم و می دانید که جمعه ها فقط برای استراحت است و به این ترتیب 313 روز باقی می ماند.حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستان است که به دلیل گرمای هوامطالعه دقیق برای یه فرد معمولی مشکل است .بنابراین 263 روز دیگر باقی می ماند.در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که در مجموع 122 روز میشود بنابراین 141 روز باقی می ماند.اما سلامتی جسم و روح روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که در مج

ادامه مطلب  

 

این روزهابیشتر از هر زمانیدوست دارم خودم باشم..دیگر نه حرص بدست آوردن را دارمو نه هراس از دست دادن..هرکس مرا می خواهدبخاطر خودم بخواهد..دلم هوای خودم را کرده!.......................................چه سکوتی دنیا را فرا میگرفت؛اگر..هرکس به اندازه صداقتش سخن میگفت..!.....................................باید به بعضی ها گفت:عوض نمیشی...؟؟؟خیالی نیست..تعویض که میشی!......................................گاهی دلم میخواهد خودم را بغل کنمببرم بخوابانمش!لحاف را بکشم رویش!دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم..

ادامه مطلب  

 

خدمتی دیگر از شرکت در اقدامی جدید و تغییرات اساسی در طراحی و ساخت محصولات طبی شرکت؛ مشتریانی که در منزل یا اداره صندلی دارند دیگر نگران هزینه ها نباشند.درصورت درخواست متقاضیان صندلی موجود آنها سیستم محصولات شرکت در روی صندلی متقاضیان نصب میشود و یا پشتی طبی برای نصب در روی صندلی آنها ارسال میشود.کمربندها و پشتی های طبی برای همه متقاضیان اماده ارائه می باشد.

ادامه مطلب  

هرجمعه یک داستان  

زکاوت بوعلی                   در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمی‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوان‌تر میشود.تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون د

ادامه مطلب  

واقعیت (الهام) 25/12/92  

واقعیت این است که درهر زمان
هستند افرادی با آئین این و آن
 
گرنباشد رضایت رب جهانیان
منحوس میشود هر آئین درهر زمان
 
آئین ملکوتیان اسلام علویان
افضل است بر همه آئین و ادیان
 
تلاش هر آئین در سراسر جهان
قوام نگیرد مگر با اسلام ناب ایرانیان
 
کامل میشود اسلام با آئین شیعیان
عزت میشود بر مرد و زن و زمین و زمان
 
قیامت که بر پاشود در هر زمان
هیچ عذری پذیرفته نشود مگر بر مستضعفان
 
که اسلام نیاورده اند به رسم شیعیان
حسرت میخورند به کل زمان
 
خواه

ادامه مطلب  

خیلی خنده داره مخصوصا واسه زنان حتما بخونید  

- خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟ناگاه، ابرى سیاه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید که میگفت :- چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟مرد، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت :- اى خداى کریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى کنم !از جانب خداى متعال ندا آمد که :- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى

ادامه مطلب  

آدم منتظر  

وقتی آدم منتظر اتفاقی است هیچ حرفی برای گفتن ندارد!اصلا انگار قدرت ندارد فکر کند!حتی نگاههایش هم سطحی میشود!انگار تمام دنیا تکراری است!فقط دوست دارد زنده بماند تا لحظه ای راکه میخواست ببیند!اتفاقی را که میخواست به عینه تحققش را نظاره کند!وقتی آدم منتظر است بی معنی ترین کلمه"خود" است!در انتظار من فراموش میشود!همه فراموش میشوند!فقط تو میمانی و اتفاق پیش رو که هیچ ایده ای از آن نداری!فقط میدانی که ...!اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی م

ادامه مطلب  

بن 10 خدای فرزندان ما!!!!!!!!  

چند سالی است که ماهواره پایه ثابت زندگی ما ایرانی های شیعه شده است.و در نتیجه مورده هجومه بی وقفه سریال ها.کارتن و تبلیغات و... شده ایم.که برای تمام گروه های سنی ساخته میشود و ارزان و بی دردسر در اختیار آنها قرار داده میشود.امروز میخواهم در مورده کارتن بسیار پرطرفدار بن 10 بگویم.که برای چند رده سنی ساخته میشود و از کودکی 10 ساله شروع شده تا زمانی که بن 10 به حدوده 17 سالگی میرسد.سازندگان کارتن از کودکی بزرها را در درون فرزندان ما می کارند و او را همر

ادامه مطلب  

یک داستان بسیارجالب  

در زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب
می افتد و لگنش از جایش در می‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش
می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند هر چه به دختر میگویند
حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار
نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر و ناتوان‌تر میشود تا اینکه یک حکیم باهوش و
حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او
را مداوا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1