تا حالا شده تو یه خواب عمیق باشی در حال دیدن یه خواب خوب؟ یعنی خودت نفهمی این چیزا که می بینی خوابه. آخه بعضی وقتا آدم تو خواب آگاهی داره. من الان داشتم یه خواب خیلی خوب می دیدم. اتفاق خیلی خوبی واسم افتاده بود. شاید همون نشونه هه از سمت خدا که منتظرشم. تو خواب خیلی حالم خوب بود و داشتم فکر می کردم چه جوری این خبرو به بقیه بدم. بعد یه دفعه از خواب پریدم دیدم همش رویا بوده...حالم خیلی بد شده. اشکام میریزه پایین و قلبم درد گرفته. چقدر خوب بود اون لحظه

ادامه مطلب  

آریا در اولین گام جام رمضان ( هوش از سر ها ) برد !!!!!!!!!  

تیم فوتسال جوانان آریا در اولین گام از سری مسابقات جام رمضان 93 از ساعت 23:30 شنبه شب در سالن شهدای هفتم تیر به مصاف تیم کزبا رفت...
بازیکنان تیم آریا که در مقابل بازیکنان تیم کزبا از تجربه ی بسیار کمتری برخوردار بودند با یک بازی بسیار حساب شده و منطقی،موجب تحیر همگان شدند.آریایی ها که در این بازی سه بار از حریف خود پیش افتادند در نهایت با بد اقبالی بازی را با نتیجه ی 5 - 4 واگذار کردند.
مهرداد محمدرحیمی با دو گلی که برای جوانان آریا به ثمر رساند،ستا

ادامه مطلب  

خواب  

دلم خواب میخوااااد
اونم یک هفته
دور از این هیاهوی کار و استرس و سیاست سیاسین و  آدمهای هزار رنگ
شاید خستگیها و دردهای روح و جسم ام از تن بدر بشن
خداکنه ایندفعه یا مرخصی ام موافقت کنن
دلم 1 هفته هاااا ، فقط یک هفته خواب میخواد
برم یه جایی این موبایل لعنتی را هم خاموش کنم
فقط بخوابم

ادامه مطلب  

 

 
 
 
تو با من؛که لب به سخن می گشایی ،و من ؛غرق در کلام تو جایی  میان لبهایت ؛ شیفتهء طعم شیرین آن زبان پر از احساست می شوم،گاه میان خواب  ، گاه در آغوش تو من ،مدهوش رویایت می شومکه من مجنون و تو لیلای نگاهم می شوی تو در ضمیر احساس من میان بازوان خسته ام به خواب آرامش های گرم می رویو من ؛میان آغوشت ، غرق در احساس بی کرانت به خواب چشمانت می روممن تو را در احساسم ، بی کران حس می کنمکاش دریابی ؛ قطره شبنمی که دریا می جوید...
 
 
 

ادامه مطلب  

50-خواب  

دیشب ی خواب دیدم
دانشگاه ارشد قبول شده بودم ،بعد تو یک اتاقی بودم،بایک دوستم ،بعد ازش پرسیدم مگه مشهد دانشگاه آزاد داره اونم گفت نه!!!اینجا نیشابوره!!!!!اینکه می گن خواب زنها برعکس میشه درسته دیگه نه؟؟؟؟حالا برعکس این خواب من چی میشه؟؟؟؟؟

ادامه مطلب  

 

عبدالله بن عمر  نقل می کند که « پدر را گفت که ای پدر چون از دنیا بروی کی تو را ببینم ، گفت: بدان جهان ! گفت: زودتر می خواهم . گفت : شب اول یا دوم یا سوم مرا در خواب بینی » اما « دوازده سال بر آمد او را به خواب ندید. پس از دوازده سال به خوابش آمد و گفت: یا پدر نگفته بودی که پس از سه شب مرا در خواب بینی ؟! گفت : مشغول بودم که در سواد بغداد پلی ویران شده بود و گماشتگان تیمار آن نداشته بودند ، گوسفندان بدان پل می گذشتند. گوسفندی را پای به سوراخ فرو شد و بشکست ،

ادامه مطلب  

بباز ........ مردانه بباز !!!!!  

تیم جوانان آریا دوشنبه شب و از ساعت 23:30 ، در سری مسابقات جام رمضان 93 به مصاف آریا ب رفت.
آریا ب که تیم یک دست و منسجمی نشان میداد با دو گل غیر منتظره که در دقایق انتهایی نیمه اول به ثمر رساند نیمه را به سود خود به پایان برد.
آریا در ابتدای نیمه دوم توسط مهرداد محمدرحیمی توپ را به تور دروازه حریف چسباند تا اختلاف را به حداقل برساند و در حالی که همگان انتظار داشتند تا تیم آریا به بازی برگردد و گل های بعدی را به ثمر برساند این آریا ب بود که در عین ناب

ادامه مطلب  

پندنامه  

چگونه خواب امام زمان (عج) را ببینیم ؟!شاگرد : استاد ، چکار کنم که خواب امام زمان (عج) رو ببینم ؟!استاد : شب یک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب ....شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت .شاگرد : استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم !‏خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب می نوشمکنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم !در ساحل رودخانه ای مشغول …...استاد گفت: تشنه آب بودی خواب آب دیدی ‏؛‏تشنه امام زمان (عج) بشو تا خواب امام زمان (عج) را ببینی

ادامه مطلب  

2-  

 این روزها آشفته ای بی خواب هستی       جانم فدای تو چرا بی تاب هستی؟
از تو زن زیباتری دل می رباید                     از من تو وقتی در کنارم خواب هستی
شیرین لبی مثل حکایت های سعدی          فرقی ندارد در کدامین باب هستی
هرقدر می خواهی برایم دلبری کن             در نقش یک دیوانه هم جذاب هستی
باید که بی تاثیر باشد چشم هایم              وقتی خودت مثل شراب ناب هستی
این روزها از طرز رفتار تو پیداست                از چشمه ی شیرین تری سیراب هستی
دیوانه جان! زن

ادامه مطلب  

شهید همت  

______
 
حاج آقا ماندگاری تو یکی از منبر هاش به نقل از یه استاد دانشگاه فرمود::یه استاد دانشگاه میگفت خوابیده بودم خواب شهید همت رو دیدم با موتور اومد به من گفت بپر بالا نشستم پشت موتورش همین طور که داشت تو خیابونای تهران می رفت چشمم به اسم خیابونا و کوچه ها می‌افتاد انگار داره بهم آدرس میده خلاصه از کوچه ها وخیابونا که گذشتیم در یه خونه رسیدیم از خواب پریدم لباسم رو پوشیدم و دنبال اون آدرسی که تو خواب یادم مونده بود رفتم جلو در همون خونه رسیدم ن

ادامه مطلب  

مهدی ...  

عشقم اگه واسه دخترای دانشگاه مثلا خ شیخ ویسی اینا ،گاهی بهت میگم ... ب خدا شوخی می کنم ، ازاین بابت ها  
بهت اعتماد کامل دارم ...
اما بازم تو مختاری !!! حتی اگه بخوای هر دختری رو  دوستش داشته باشی ... حتی اگه دیگه دوستم نداشته باشی ...!!
حسودیم میشه !!! اما ، بازم مثل همیشه دوستت دارم ...
مهدی نخندی ها...
با اینکه ظهر دیدمت اما دلم خیلی خیلی برات تنگ شده!!
یعنی تا شنبه طاقت میارم؟؟
میدونی دلم میخواد  با بوس تو روی گونه هام خواب به چشام بیاد و توی بغل تو ، آرو

ادامه مطلب  

خسته نباشی عزیز تر از جانم  

 
صبح با صدای نفس هایش اگر بیدار شدی
ساده گذر نکن...
خودت را مچاله کن در آغوشش، چشمهایت را ببند
و گوش بسپار
زندگی خلاصه میشود در همین دم و بازدم هایش
پیشانیش را ببوس، انقدر محکم که بیدار شود
و سیر تماشا کن لبخندی را که قبل از باز شدن چشم هایش
روی لبانش می نشیند
خیره شو در آن چشم های خواب الود و خواستنی
و آرام بگو: صبح بخیر عزیز روز و شب من
شب که شد باز هم چشمهایش را خوب نگاه کن
خستگی چشم هایش را بفهم
دستانش را بگیر و بلند و شمرده بگو
تو برای من خواب

ادامه مطلب  

من آنجا چشم در راه توام ناگاه تو را از دور میبینم که می آیی ...  

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
 
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
همان فردای افسون ریز و رویایی
همین فردا که راه خواب من بسته است
همین فردا که ما را روز دیدار است ...
 
من آنجا چشم در راه توام ناگاه
تو را از دور میبینم که می آیی
تو را از دور میبینم که می خندی
تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی ...
نگاهم باز حیران تو خواهد ماند
سرا

ادامه مطلب  

ماجرای آب گرفتگی قبر و بدن حضرت رقیه(س)  

ماجرای آب گرفتگی قبر و بدن حضرت رقیه(س)
مرحوم شيخ احمد كافى اين شهيد گمنام و سرباز واقعى امام زمان و عاشق ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف و واعظ شهير و شهيد در راه دين رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: مرحوم سيد هاشم رضوان اللّه تعالى عليه يكى از علماء بزرگ شيعه شام بود كه سه دخترداشته ، مى گويد يكى از دخترهايم خواب رفت يك شب بيدار شد صدا زد: بابا در شب بى بى رقيه را خواب ديدم . بى بى به من فرمود: دختر به بابات سيدهاشم بگو آب آمده در قبر من و بدن من

ادامه مطلب  

پرسپولیس با درخشش سوشا در ضربات پنالتی صعود کرد  

 
 تیم فوتبال پرسپولیس در ضیافت‌های پنالتی برابر راه آهن به پیروزی رسید.
دیدار دو تیم پرسپولیس و راه آهن از ساعت 16 و 40 دقیقه در ورزشگاه آزادی و در حضور حدود 4 هزار تماشاگر برگزار شد. دیدار دو تیم تا پایان 90 دقیقه قانونی با نتیجه مساوی یک بر یک به پایان رسید. در وقت اول  اضافه نیز دو تیم بازی محتاطانه‌ای را انجام دادند تا بازی دوم تیم در 120 دقیقه برنده نداشته باشد.پنالتی‌های پرسپولیس: اومانیا، سوشا مکانی، مهرداد کفشگری، مهدی طارمی پنالتی‌های

ادامه مطلب  

اسید پاشی شما؟  

خواستم از اسید پاشی بنویسم که بیخیال شدم.
میدانید چرا؟ چون فکر میکنم که فایده‌ای ندارد فحش دادن به مزدور. از آن‌جایی که به شدت پیگیر مسائل سیاسی و اجتماعی بوده و هستم و دستی هم در این امور دارم، تقریبن برایم روشن است که این کارها سازماندهی شده و زیر نظر یک تشکیلاتی‌ست که چند ماه پیش اولتیماتوم داده بودند که اگر دولت وارد عمل نشود ایشان خودشان وارد عمل میشوند. این اسید پاشی هم زهر چشم است و اصلی‌ترین برنامه‌هایشان هنوز رو نشده.
کسی که از عا

ادامه مطلب  

اس.خوزستان2–ذوب آهن3/عبور يحيي از بحران  

اس.خوزستان2–ذوب آهن3/عبور يحيي از بحران
درخشش مهدي رجب زاده در اهواز ذوب آهن را فاتح بازي سخت مقابل استقلال خوزستان کرد.






به گزارش "ورزش سه"، دو گل از مهدی رجب زاده و تک گل قاسم دهنوی شاگردان یحیی گل محمدی را به جمع 8 تیم جام حذفی رساند. آنها در بازی بعدی میزبان استقلال یا پارسه خواهند بود.
مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی،ساعت :15،ورزشگاه: غدیراهواز،تماشاچی:2000 نفر داور: بیژن حیدری، کمک‌ها: سعید زارع و قهرمان نجفی اخطار: علی همام(27) مهرداد قنبری(

ادامه مطلب  

صبا 0 - پرسپوليس 2؛ بازگشت قرمزها به ليگ برتر  

ديدار تيم‌هاي صباي قم و پرسپوليس تهران با پيروزي ياران دايي به پايان رسيد.






 
پرسپولیس با گل‌های عالیشاه و طارمی ، میزبانش را شکست داد تا به رده هفتم جدول صعود کند.هفته ششم لیگ برتر؛ ورزشگاه یادگار امام قم، تماشاچی: 12 هزار نفرگل: عالیشاه (6) و طارمی (60) برای پرسپولیسداور: البرز حاجی‌پور، کمک‌ها: حمید غمزه، مهدی عالیقدراخطار: محمد نوری 36، مهدی طارمی 62 (پرسپولیس) و آچیله 90 (صبای قم)صبا: مهرداد طهماسبی، مسعود حق جو، روزبه چشمی، هادی شکوری، ا

ادامه مطلب  

دیدار دوباره  

سلام عزیزم . الان که دارم می نویسم ، تو خوابی ... البته آروم خواب نیستی...
شاید یه خواب آشفته..بخاطر بدی های اطرافیان . 
شاید باید یه تجدید نظری نسبت به اطرافیانمون بکنیم...
شاید غیر از شیطان ، اطرافیان هم جزء بزرگترین دشمنامون باشن.
من دیروز برگشتم ، چند روز ، صبح . ظهر . حتی شب باهم بودیم.
دستات توی دستام ، آروم ، پر از محبت و آرامش بودیم.
بهترین روزای زندگیمون رو داشتیم تجربه میکردیم.
کنار تو همه چیز عالیه . همه چیز آرومه . همه چیز راحته .
همیشه باش...

ادامه مطلب  

من آن ِ تو ام ! مرا به من باز مده  

 
فوتوبای می!
منی که اگر خودم هم سیاه پوش نشوم دلم سیاه پوش است .خش خش ِ برگ های زردی ک ِ شاید ان ها هم در فراق ِ حسین ریخته اند! این روز ها اگر موهایم را نمیبافم اگر گوشه ی اتاق با یک متکا کز میکنم و خواب چشمانم را میبرد، اگر دلتنگم، اگر اشک نمیریزم و فقط خیره میشوم، از فرق  حسین است ! شاید از درد ِ تنهایی اش باشد ! تنهایی ِ حسین! اگر تنهایمو سکوت کرده ام... اگر نیمه شب میشود و من نمیخوابم و ناخن ِ انگشت ِ دوم دست چپم را میجوم اگر روی لاک های ِ ناخن پا

ادامه مطلب  

خـــــواب دیدم...شعر امام حسین  

بچه ها فقط بخونید خیلی قشنگه
 
خواب دیدم خواب اینكه مرده ام
خواب دیدم خسته و افسرده ام 
روی من خروارها از خاك بود
وای قبر من چه وحشتناك بود 
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر كن سنگ لحد را گل گرفت 
ناله می كردم ولیكن بی جواب
تشنه بودم تشنه یك جرعه آب
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و كور و تنگ بود
خسته بودم هیچ كس یارم نشد
زان میان یك تن خریدارم نشد 
هركه آمد پیش حرفی راند و رفت
سوره حمدی برایم خواند و رفت 
نه شفیقی نه رفیقی نه كسی
ترس بود و وحشت و

ادامه مطلب  

 

 
یه وقتایی هست که دوست داری عشقت خواب باشه و
 
خیلی حرفارو تو خواب بهش بگی          
بگی که بدون اون میمیری        
بگی که از بودنش خدارو ممنونی     
   بگی که تمام دنیای تو توی اون خلاصه شده    
   یا حتی آروم ببوسیش و خیالت راحت باشه که آرووووم خوابیده
  
   وتا صبح بهش نگاه کنی و از دوست داشتنش لذت ببری             
 
 
 

ادامه مطلب  

دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود ...  

خوشي خوشي تو ولي من هزار چندانم
به خواب دوش كه را ديده ام نمي دانم ...
نمي دانم ....
+++++++++++++++++++++++++++
تو كيستي كه من اين گونه بي تو بي تابم
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم ...
++++++++++++++++++++++++
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند...
 

ادامه مطلب  

 

 
 
 
 

دفتری بود که گاهی من و تو
می نوشتیم در آن
از غم و شادی و رویاهامان
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو ،
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد
که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا !!!
تو نوشتی از من ،
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخت ترین انسانم...
ول

ادامه مطلب  

گسترش فولاد 1 - پديده 2، صعود با سر پيرمرد  

پديده با پيروزي خارج از خانه مقابل گسترش فولاد به جمع 8 تيم برتر جام‌حذفي صعود کرد.






به گزارش "ورزش سه"، در مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی، پدیده با شکست گسترش فولاد راهی دور بعد شد.  ورزشگاه: اختصاصی گسترش فولاد تبریز داور:قاسم واحدی، کمک‌ها:‌ مهدی عالیقدر و علی‌اکبر عظیم‌پور اخطار: میلاد غریبی 43 ، پراهیچ 88 از پدیده؛ محمدامین درویشی 58 برای گسترش فولاد اخراج: محمدامین درویشی 108 برای گسترش؛ یونس شاکری 120 برای پدیده گل: محمدامین درویشی 55 برا

ادامه مطلب  

?  

چند شب پیش خواب دیدم یکی از اقوام ( دور از جونش ) فوت کرده  . خوابم رو یواش واسه آقای پدر تعریف کردم و آخرش کمی بلندتر گفتم  تو خواب همش گریه می کردم و ناراحت بودم از اینکه بهش نگفتم چقدر دوستش داشتم .
آرتین در حال بازی بود یه دفعه اومد گفت : برو باهاش ازدواج کن.
من : ؟؟؟ با کی ؟؟؟
آرتین : با همون دیگه ! بهش بگو دوسش داری بعد باهاش ازدواج کن .
من :   !!
باباش :   !!!
البته بعد براش توضیح دادم که من چون با بابایی ازدواج کردم نمی تونم دوباره ازدواج کنم و در ضم

ادامه مطلب  

خواب کوچولو  

لالا لالا گل کاشی،  یه خونه توی نقاشی
لالا لالا گل پسته،  پدر بار سفر بسته
 
لالا لالا گل سوسن، نخای رنگی و سوزن
لالا لالا گل مهتاب، بدوزم نقش تو در خواب
 
لالا لالا گل نازم، سپند آویز می سازم
لالا لالا گل نرگس، که بد بر تو نیاد هرگز
 
          لالا لالا گل زیره، نشه روزت شب تیره           
لالا لالا گل ریزم، به گوشت طوق میاویزم
 
 لالا لالا گل ارزن، الهی پیر شی فرزند
لالا لالا گل زردم، پناه پیری و دردم
 
لالا لالا گل لادن، نگهدارت خدای من
لال

ادامه مطلب  

ایران من  

میشود با درد شکل درد را تغییر داد
میشود مادر شد و افکارها را شیر داد
من فقط از عشق گفتم در دفاعم در عوض
دست سربازی که با من بود یک زنجیر داد
شاعری از دولت و تدبیر و راه چاره گفت
یک نفر از بینماد بیخود به وزنش گیر داد
جرم نوش آور به اثباتش نمی ارزد ولی
نوش دارو را چرا از گنجه با تاخیر داد ؟
مادرم دلکن شو از من ، مادرم ایران من
خواب بودی و شغالی کودکت را شیر داد
 
29/07/1393

ادامه مطلب  

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین...  

خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوانبنده: خدايا سه رکعت زياد استخدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوانبنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا اللهبنده: خدايا!من در رختخواب هستم

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه هم اندیشی هیئت کاراته استان کهگیلویه وبویراحمد  

 جلسه هم اندیشی هیئت کاراته استان با حضور داوران ، مربیان ، پیشکسوتان ، روسای هیئت های شهرستان های تابعه ، نمایندگان سبکهای فعال استان و قهرمانان کاراته کای استان مورخ 11/7/93 در سالن اجتماعات اداره کل سازمان تبلیغات با همکاری حاج آقا علی نسب در شهرستان یاسوج برگزار گردید.
در ابتدای جلسه ضمن تقدیر و تشکر از زحمات ریاست سابق هیئت کاراته استان آقای شیهان علی اسپندار  ، حضار محترم به بحث وگفتگو و ارائه پیشنهادات و انتقادات در خصوص مسائل و راهکا

ادامه مطلب  

 

ديروز تولدم بود
تاساعت ۱ و نيم داشتم گريه ميكردم...
پريروز تولد همسرم بود يه سبد گل بزرگ با يه كيك تولد فرستادم دفتر كارش كلي ذوق كرد و سوپرايز شد و در كل روز خوبي بود ولي ديروز كه تولدم بود اصلا بهم خوش نگذشت
تا بعدازظهر داشتيم ميگفتيم و ميخنديدم ولي شب بعد از اينكه از خونه مامان عزيزم برگشتيم با هم بحثمون شد خواستم از دلش در بيارم ولي يه دفعه قاطي كرد و شروع كرد فرياد زدن و فحش دادن به خودش
شوكه شده بودم
نميدونم چرا همچين ميكنه به خدا مريض هم

ادامه مطلب  

خبر آمد....  

خبر آمد شبی، عشقم در خواب بود
گریستم که او بی خبر از دل یار
احوال را سپری میکند باوفا
با وفا اشکهایم بر گونه مانده
نیامدی صدایم را بشنوی
گلت پژمرده شد
به راستی چه شد، به کجا رسید،چگونه رسید
روزی بود  با چشمان من آرام بودی
با چشمان من شب را شب زنده داری میکردی
برو ای دوست که من حال خراب دارم
حال من آنقدر خراب است در کهنه دلم شرم دارم
من آنم که بی تو آب ننوشیدم
زمانه چرخ فلک را گرداند و من بیچاره بیچاره شدم.....

ادامه مطلب  

قهرمانی پرسپولیس  

همه لژیونرهای پرسپولیس


نام
سال لژیونری 
تیم
کشور
مهدی عسگرخانی
1351
السالیمه
کویت
پرویز قلیچ خانی
1356
اردکوتیک
امریکا
بیژن ذوالفقارنسب
1359
بروکسل
بلژیک
حسین فرکی
1360
الاهلی
امارات
حمید درخشان
1365
نادی القطر
قطر
ناصر محمدخانی
1365
نادی القطر
قطر
شاهرخ بیانی
1365
نادی المینا
قطر
محمد پنجعی
1367
القطر
قطر
کریم باوی
1367
السد
قطر
مرتضی کرمانی مقدم
1368
الاتحاد
قطر
محسن عاشوری
1368
الاتحاد
قطر
حسن شیرمحمدی
1370
الاتحاد-پودانگ
قطر-چین
علی دایی
1375
السد-بیله فلد-

ادامه مطلب  

همچنان که تیرگی بال می گستراند، پیمان بستیم تحولی بزرگ ایجاد کنیم*  

امروز یادم آمد چقدر طی این سالها باور هایم عوض شده اند. آخر دیشب خواب گذشته ها را دیدم. خوابی که اگر چند سال پیش می دیدم خوشحالم می کرد.. زمان بعضی آدم ها را مثل خمیر شکل می دهد، ولی بعضی دیگر مثل سنگ تکان نمی خورند. نمی دانم باید از این خمیر بودن خرسند باشم یا نه.امشب فهمیدم دیگر دوست ندارم موقع شام خوردن صدای تلویزیون باشد تا احساس کنم خانه ساکت و خواب آور نیست. فهمیدم همان سکوت یا جمله های تصادفی و کوتاه یا طولانی، همان صدای جیرجیرک که از پنجر

ادامه مطلب  

 

مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشم
که عقل و دین شده چون قصه ها فراموشم
تو از مساحت پیراهنم بزرگ تریببین نیامده سر رفته ای از آغوشم
چه ریختی سر شب در چراغ الکلی ام که نیمه روشنم از دور و نیمه خاموشم
همین خوش است همین حال خواب و بیداری همین بس است که نوشیده ام ... نمی نوشم
خدا کند نپرد مستی ام چو شیشه ی می معاشران بفشارید پنبه در گوشم
شبیه بار امانت که بار سنگینی است سر تو بار گرانی است مانده بر دوشم ....

ادامه مطلب  

!!!!  

به مامانم میگم عروسی پسر خاله کراوات بزنم یا پاپیون؟ برگشته میگه:زنگوله بنداز موقع برگشت دیگه گمت نکنیم دنبالتم نگردیم. :|
 
یارو اومده خونمون دزدی هیچی پیدا نکرده!منو از خواب بیدار کرده میگه :دارم میرم ولی خدایی این زندگی نیست شما دارین
 
مارکوپولو در سفرنامه اش مینویسد: در راه چین به سرزمینی رسیدم که مردمانش هم از دزد میترسیدن، هم از پلیس
 
 
 
 

ادامه مطلب  

راهنمای هک بازی با سه دلار اگبته باید با فیلتر شکن برید  

راه های دریافت جم (الماس) رایگان
نشر توسط:مهرداد محمدی شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ درترفندهای بازی کلش, توضیحات دیگر ۷ نظرات
راه های دریافت جم (الماس) رایگانReviewed by مهرداد محمدی on Sep 13Rating: 4.5راه های دریافت جم (الماس) رایگانراه های دریافت جم (الماس) رایگان
برای دریافت الماس یا جم رایگان راه های زیادی وجود دارد اما معمولا یا تقلبی در کار است و یا آنقدر طول میکشد که از خیرش خواهید گذشت اما ما در این پست قصد داریم سریع ترین راه های تست شده را به شما معرفی کنیم
۱-

ادامه مطلب  

مهتاب  

اونقدر دور شدي از من.
كه تو حرفات .
هيچ حرفي از من نيست.
ميخواستم كنارم باشي
ولي رفتي ُ دستااااااااااات.
ديگه تو دستايِ من نيست......
من خواب ديده بودم
كه منو تنها ميزاري
تعبير شد خوابم.
تو ديگه دوستم نداري
هر جا كه ميري
يه وقتايي
يكم فكر كن.
به اون كه
بي تو داغونه.
ميري و هيچي
از منو اين رابطه
يادت نميمونه.
اونقدر دور شدي از من.
كه ميخواي
ديگه هيچوقت
با هم نباشيم.
تقدير اين نبود
اين تو بودي كه ميخواستي
از هم دور باشيم.
من آرزوهامُ
واسه تو آرزو كردم.
ت

ادامه مطلب  

 

دلم بهانه تو را دارد...تومیدانی بهانه چیست؟.بهانه همان است که شب ها خواب از چشم من میدزدد...بهانه همان است کهروزها میان انبوهی از آدم ها چشمانم را پی تو می‌گرداند.بهانه همان صبری است که برلبانم سکوت میدهد تا .......گلایه نکنم از نبودنت...!!!
 

ادامه مطلب  

 

ک لحظه خودم را در کوچه ای پاییز زده دیدمیک عمر عاشق پاییز شدمفصل طلایی من ، زیباترین فصل سال در برابر چشمهای مندر این کوچه باغ پاییزی ،اگر بی احساس هم باشی ، این فصل رویایی تو را به اوج احساس خواهد بردحالا من هستم و قلب پر احساسم و یک دنیا برگهای طلاییاز آسمان می بارد برگ ، بر روی زمین ریخته یک دریای برگدنیا میدرخشد در پادشاه فصلهای سالآسمان طلایی است ، وای که غروب پاییز چه رویای زیباییستخورشید میدرخشد در لا به لای برگهای طلایی و میدرخشند در

ادامه مطلب  

چشمات و دروغ ؟!  

چشمات ... یادم نمیره چشمای درشتتو ...دوس داشتم همینطور تو چشمات خیره بمونم بدون هیچ حرفی ...عین یه دریا بود ... میدرخشید بعدش فهمیدم دریای چشمات دروغه! کاش عشقت راست بود.شایدم دروغت ب نفعم بود ...! ک بری ... ک دیگه نباشی ... ک یکی بدتر یا بهتر بیاد جات ...شاید ... +فقط دلم گرفته ... یه خواب سبک با یه بغض و کمی اشک .+ادرسمو عوض کردم شاید بعدا برگشتم جای قبلی !

ادامه مطلب  

 

پيچيده بوي نم از آب مشك تو     يا اينكه روي خاك چكيده اشك تو ديدي كه خيمه ميسوزه تو قحط آب/ غيرت الله پاشو ببين اشك منو صداي هلهله بلند شد پاشو باز/ بده با يك رجز جواب دشمنو خيمه ديگه نداره  امشب يه خواب راحت اهل حرم آمادن       عباس! واسه اسارت يا ساقي العطاشا 4 کنار بدنت شکسته کمرم           به خیمه تنتو چجوری ببرم اولين باره كه ميام پيشت داداش/ مي بينم پيش من شدي نقش زمين به روي فرق تو نشست جاي عمود/ حق داره باورش نشه ام البنين اينجا پيچيده ب

ادامه مطلب  

 

وقتي ديشب پاي اجاق گاز ايستاده بودم كه براي افطار همسر غذا درست كنم ، از خواب بيدار شد و لباس پوشيد و رفت بيرون غذا خورد و اومد خونه ...
خندم ميگيره نميدونم با اين كاراش چيكار كنم . يعني اون فكر نميكنه كه من ممكنه دلم بشكنه از اين كارش ؟ تنهايي بيرون رفتن و شام خوردن !! وقتي كه من توي آشپزخونه در حال غذا درست كردن بودم چرا بايد بره بيرون غذا بخوره . اولين باري بود كه تنهايي ميرفت بيرون و شام ميخورد. بعد از رفتنش كلي اشك ريختم حتي وقتي هم كه خودم گري

ادامه مطلب  

چقدر  

چقدر بیخوابی اینجوری خوبه
 
گیچ خواب داری از خستگی میمیری.
 
اما بخاطرش بیداریو تحمل میکنی
 
نمیخوابی چون میدونی تنهاست
 
چون دوست نداری تنهایی بیدار باشه
 
بیدار میمونی چون نگرانی که ناراحت بشه
 
بیدار میمونی چون نمیخوای رفیق نیمه راه بشی

ادامه مطلب  

عزاداری ها قبول  

يتم سيرکادين يک چرخة تقريباً 24 ساعته در فرآيندهاي بيوشيميايي، فيزيولوژيک يا رفتاري موجودات زنده است که به بدن براي سازش با چرخة روزانه (نور و تاريکي) کمک مي‌کند. ريتم‌هاي سيرکادين به وسيلة ژن‌هاي CLOCK کنترل مي‌شوند. اين ژن‌ها دستور ساخت پروتئين‌هايي را مي‌دهند که با الگوهاي ريتميک افزايش يا کاهش مي‌يابند. اين سيگنال‌هاي بيوشيميايي اعمال مختلفي از قبيل خواب و استراحت، بيداري و فعاليت،  دماي بدن، فعاليت قلب، ترشح هورمون، فشار خون، مصر

ادامه مطلب  

ترانه...  

امشب گذشت و باز هم
من موندمو این راه دور
این زخمه ساز لعنتی
زل میزنم با چشم کور
امشب گذشت و عطر تو
هوش از دل من میبره
این قرص تاثیری نداشت
خواب از سر من میپره...
بی من کجا این وقت شب ???
مانای هرشبهای من
مشکی ترم از آسمون
خون مرده توو رگهای من
دلواپس صبح سپید
کوک میکنم گیتارمو
من خسته ام...کو دست تو
روشن کنه سیگارمو...
تنها..کنار پنجره
از بی تو بودنها پرم
فرش قدمهای توام..
کهنه شدم..پا میخورم...
ر. ری را..

ادامه مطلب  

 

نمی خواستم ناراحتت کنم،اما انگار کردم! با دوست داشتن ِ زیادم با هِی ببینمت هایَ‌م با همیشه ببخش‌ها وُ همیشه، دلَم برایِ تو تنگ شُده‌هایَ‌م نمی خواستم ناراحتت کنم،اما انگار کردم! وقتی که با شانه‌هایِ بالا گرفته از تو می‌گفتم وقتی که نامِ تو را بلند می‌خواندم وقتی که در همیشه، هر جا تو را به نام ِ کوچَکَ‌ت صدا می‌کردم نمی خواستم ناراحتت کنم اما انگار کردم! وقتی که آن همه تو را خواب دیدَم... نمی‌خواستم اما...
 
 

ادامه مطلب  

For U: 139  

غم انگیز است پاییزو غم انگیزتر اینکه  تو باشی امّا آنقدر دورکه من مجبور شومبرگ‌ها را -با خیالت-تنها قدم بزنم...+از خواب که می پرم بیشتر بی قرارت می شومچقدر نیستی جانِ دلم!اگر چه خیالت تمامِ شب ها همبسترِ تنِ خسته و قلبِ شکسته ی منَست...+کِی تمام می شود این نبودن هایت بانو؟؟؟

ادامه مطلب  

مهدی موسوی(شاعر تمام شده)4  

 
1
به کودکم که نشسته ست در سر و رَحِمت!
به عشق: پایان بندی ِ روزهای غمت
به افتضاح ترین حالت درونی تو
به رگ زدن هایم روی خواب خونی تو
به پنجره که به مشتی تگرگ چسبیده
پریدن از خوابی که به مرگ چسبیده
به کودکی که به سختی ادامه می دهدم
به دختری که پس از مرگ نامه می دهدم!
به ماه های رسیده به سال و بعد سده!
به کلّ «می دهدم»های توی ذوق زده
به اینهمه چسبیدم که شعرتان بکنم
که عشق را وسط مرگ امتحان بکنم!
2
تشنّجم در دستت، تو و زمین لرزه
فرار کردن ِ از سال ها زن ه

ادامه مطلب  

قباله بهشت  

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد… پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت. ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1