آخرین اخبار سایت

 

ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ،ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ
ﻣﻐﺎﺯﻩ
ﮔﻔﺖ : 500 ﮔﺮﻡ ﮊﺍﻣﺒﻮﻥ ﻣﺮﻍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ کیفیتشﺧﻮﺑه ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ، ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯿﺒﺮﻡ
ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ ﺷﺪ 700 ﮔﺮﻡ ، ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺳﮕﻢ ﭼﺎﻕ ﻣﯿﺸﻪ،ﮐﻤﺶ ﮐﻦ!
ﺩﻭﺳﺘﻢ |:

ادامه مطلب  

خانه ما  

تا یکماه دیگه بازی های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان شروع میشه و دانشگاه دیگه این ترم بهمون خوابگاه ندادن ما هم با ۲ تا از بچه ها یه خونه اجاره کردیم که فکر میکنم کم کم برای ۴۰۰ سال پیش باشه... جون میده توش فیلم های ترسناک بازی کنن... دوستم بهش میگه خانه ارواح که البته فکر نمی کنم ارواح هم جرات کنن تو خونه ما بیان.... یه زیر زمین داره که یه جورایی آشپزخونه ما محسوب میشه... زندگی برای ۳ تا پسر مجرد خیلی سخته... کاشکی یه زن پیش ما بود... فکر بد نکنید اما ما برای پخ

ادامه مطلب  

To Day...  

امروز دوستم یه دفه بهم یه مجله داد ومن|:رفتم خونه و مث خانم مارپل تكتك صفحاشوگشتم ك ببینم واندی داره یانه!وسطای مجله بودك..ك...خودتون قیافشو ببینین دیگ!من تنهاكاری ك كردم دراون موقع این بود:وااای!آدامه!””انگارپسرخالمه!””ولی خدااااااییش اینجابهتر از بعضی وقتاش افتادهسمت چپیه رومیگما!ن اون راستیه/=خلاصه از همین جااز دوستم تتشكر میكنممسییییییی!!(-:*

ادامه مطلب  

شروع ذوباره  

امسال سال جالبی بود .... از همون اولش تا آخرش ... شروع با جمعه ... انتها با جمعه ... نیمه ی شعبان با جمعه ....خدایا میشود مهدی ما .. امام ما بیاید؟؟؟؟ ان شا ا...21 /12 / 1392 - ساعت 11 ظهر :خیلی با استرس سوار ماشین شدم دوستم رو هم که تاخیر داشت سوار کردیم و با پدر گرامی به سمت مقصد رفتیم هنوز حوالی محلمون بودیم که یه لحظه فکر کردم اگه واقعا نرسیم ینی ... ینی چی میشه ؟؟؟؟ اشک تو چشمام جمع شد . گفتم شهدا شما که میدونید چقدر دلم پره ... اگه شما دعوتم کنید سنگم بباره من م

ادامه مطلب  

چشاتو باز کن نفسم  

آقایی من گناهم چیه ؟؟؟چرا اینقد اذیتم میکنی ؟؟؟
تورو خدا چشمای قشنگتو باز کن .تورو خدااااااااااااااا
آقایی جونم ،نفسم ،عزیزم بخدا دق میکنماااااااا،
آقایی تورو به حرمت امام رضا تورو به عزیزت قسم چشماتو باز کن
آقایی برمیگردی مگه نه ؟؟؟؟؟؟اون دکترا به دوستت دروغ گفتن
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟
آقایی تو ۸ ساعت تو اتاق عمل بودی تحمل کردی ،الهی من فدات بشم
تورو خدا چشماتو باز کن  بزار خیال هممون راحت بشه ،
آقایی چقد زود جا زدی ،مگه نگفتی من مال تو هستم ؟

ادامه مطلب  

دوسم داری؟  

وقتي با ستاره تو حرف ميزنم،وقتي که بهش خيره ميشم
 يا بهش چشمک ميزنم !هميشه ازم يه چيزي ميپرسه :ميگه دوستم داري ؟ منم ميگم دوستت دارم ولي ديشب از من يه سوال ديگه پرسيد گفت : "تو چرا هيچ وقت از من نميپرسي که دوستت دارم يا نه منم ازش پرسيدم :تو چي دوستم داري؟ ميدونی چي گفت ؟ گفت:"قلبتو بده !!؟ گفتم:چه جوري؟ گفت چشماتو ببند، يه نفس عميق بکش وخودتو رها کن .قلبت پرواز ميکنه وخودش مياد پيشم. منم همون کارو کردم که ستاره گفت ستاره تو قلبمو گرفت و روش يه

ادامه مطلب  

036  

دقیقن ده سال پیش بود. تازه افتاده بودم تو دنیای اینترنت و یه چند وقت بعد واسه خودم یه وبلاگ زدم. روزای بی خود و چرت و پرتی بود. به شدت احساس تنهایی می کردم. زندگیم خالی خالی بود. هیچ آدمی نبود که دوستم داشته باشه. مدام عاشق می شدم. عشق های کوچولو موچولوی یه روزه! حالا بعد ده سال دوباره وبلاگ زدم. حوصله سر زدن به هیچ وبلاگی رو هم ندارم. این وبلاگ بیشتر حمک دفتر یادداشت های روزمره رو برام داره. گیرم عمومی شده باشه! ولی به هر حال یه خرده حالم جا میاره.

ادامه مطلب  

سخنانی ناب از کوروش کبیر  

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیستخداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کنآنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .

ادامه مطلب  

مینا خانم  

رفتم دنبال دوستم تا بریم بیرون یه گشتی بزنیم داشت دختر کوچولوش رو آماده میکرد ، دخترش بد قلقی در می اورد و یه دفعه گفت : بزار اول پوشک مینا خانم رو عوض کنم و بهش شیر بدم بعد بریم
من و میگی !!
دوستم گفت از اسم تو خوشش اومده اسم عروسکش رو گذاشته مینا خانم

ادامه مطلب  

سدا های عجیب و غریب  

یک روز در خانه با دو ستم تنها بودیم . کارتون ترسناک گزاشتیم  . کمی بعد متوجه  شدیم که صدا هایی از اتاق می  اید  باشدت  همدیگر را بغل کردیم از ترس جیغ زدیم  بعد در زنگ خورد دوستم را جلو اندا ختم او رفت و در را باز کرد بعد دیدیم که پسر خاله ام است وخیلی خوشهال شدیم .

ادامه مطلب  

فاطمه کجاست؟؟  

سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏خوانند؛ در غروبی که شاخه‏ات را شکسته بودند.
امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بی‏حدیث حضور او، خاموش است.
... علی، شبانه یاس می‏کارد! شبانه، داغ دلش را به خاک می‏گوید؛ اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید.
دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد.
و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد.
کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟

ادامه مطلب  

دلگیرم...  

.. دوست من
! این روز ها چرا اینگونه شده ایم ؟
...لحظاتمان پر شده از انتقام ... از تلافی ...
عادت کرده ایم بدی را پاسخ دهیم
...اگر پسرها خائنند ما هم مثل انها شویم ...
...اگر دختر ها اهن پرستند ما هم تن پرست شویم ...
...اگر دلم را شکستی منتظر باش دلت را بشکنم
اگر مرا که دوستت داشتم تنها گذاشتی منتظر باش من هم انان را که دوستم دارند تنها بگذارم
...بدزدند می دزدم ...بشکنند میشکنم ...
این روزها انگار جواب های فقط هوی است . کسی از کسی نمیگذرد مگر از روی جنازهاش ...
ا

ادامه مطلب  

خاطره خنده دار منو......  

با گوشی دوستم به مخاطب خاصش اس دادم که: دو روز گوشیم دست داداشمه یه موقع اس نفرستیاونم جواب داد okمنم شمارشو حذف کردم و شماره خودمو به اسم اون ذخیره کردماما جالب اینه دوستم که ادعاش میشه به مخاطب خاصش رو نمیده از دیروز دوتا شارژ۵ تومنی برام فرستادهاما شارژ به کنار این دو روز اونقدر به دوستم گفتم عزیزدلم و دوستم فدای من شده که حالم از جفتمون بهم میخوره
 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ادامه مطلب  

تلخ و ابی ...  

یک درک شلوغ و بی صداسبک درد کشیدن بی ندابا لبخند و نگاه مبهممغزم خالی از بتمپلک هایم را به سنگفرش دوختهاستخوان هایم تا مبدا سوختهتنهایی ،خالی از دست هاقلبی ،وابسته به بست هانبینم،منتظری رابود تنها سوالم،رفتی چرا?کز عشق تو کور شده اماما همچنان تو را ستوده امتو را می پرستم،چرا که نمی خواهم به تو برسم

ادامه مطلب  

نو...  

ذهنم شلوغ نیسـت...باورم کنهنوزم چشمانم خیس است,که سراب را نبینمقلبم به من خیانت میکندنگاهم را سرد کردمهوا گرم شد اما هنوز یخ زده املحظه ها...یک خط خالی و امتداد...یک ثانیه گذشتاما تو نگذردرد را احساس نمیکنمسپیده با تـــــــوام؟ اما تو  هــم...رفتی...من از باتو بودن خالی هستم,خالـــــــــــــــی.

ادامه مطلب  

عشق یعنی............  

شخصی ژاپنی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد(خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوار های چوبی هستند).این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دیدکه میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد!
 
وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرداین میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!چه اتفاقی افتاده؟
 
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!
 
در یک قسمت تاریک بدون حرکت٬چنین چیزی امکان ندارد و غیرقابل تصور

ادامه مطلب  

...  

میدونی ... حرف زیاد گفتی که باعث شد ته دلم خالی شه ... از همون اولین باری که رابطتو کم کردی ...اما میدونی بدترینش چی بود ؟" من تو انتخاب تو مرددم " مریم من دیگه مردم...اصلا نمیدونم با سردرد ها چه کنم.یادش بخیر ...مریم جان مریم ؟دوستم داری ؟آره !:'(

ادامه مطلب  

من 5 ساله  

۲۳سال میگذرد،۲۳سال از روزی که از هم جدایمان کردند.من بودم، تو بودی، پدر بود ،خانه نقلیمان بهترین خانه دنیا یادت میآید؟یک فرش و یک کمد داشتیم تلوزیون را هم تازه خریده بودیم. یک اتاق خواب هم داشت که برای من درستش کرده بودید.اتاقم را دوست داشتم، دوست دارم بهترین اتاق دنیا بود.پرده هایش را خودت دوخته بودی، پدر نصب کرده بود تختم، تخت دست دوم پسر عمه هایم بود .و رو تختیم،که هرروز میدیدمش و هرروز به شکلهای رویش با دقت نگاه می کردم و به آنها فکر میکر

ادامه مطلب  

اگر تنها بود ...  

رودخانه که خشک بود و تنگ خالی ماند و ...
جای تخم مرغ ،خیال را رنگ زد و ...
جای سبزه را خالی کرد و ...
یک سیر دل خوش در کاسه ریخت و وسط سفره گذاشت و ...
سیب را هم که پسرک دزدید و از پس باغبان تند دوید و ...
ته جیب هم سکه ای نمانده بود و ...
پشت بند قبض آب بالای ماه قبل همه سنبلها خشکید و ...
آنقدر آتشش تند بود که سمنو ته گرفت و ...
جای سرکه هم دید شراب بیندازد ... به جایی برنمی خورد اگر یک سین بشود شین
کبریت را روشن کرد و جای شمع سیگاری آتش کرد
از لابلای دیوار نازک خ

ادامه مطلب  

 

چیزی نمانده ... چشم بر هم زنی این چند روز هم سپری خواهد شد و بهار است که بار دیگر بساطش را پهن می کند وسط حیاط خانیمان ... امروز دیدم که شکوفه های سر شاخه به من سلام می دادند ... دیدم که روی بدن عریان رودخانه خالی از آب شهر ردپای مرغ دریایی ست ... امروز باغبان دیگر روی سنگفرش کوچه جارویش را نمی دواند ... خورشید جور دیگری می سوزاند ... ابر حرمت آسمان آبی را نگه داشت ... باد و نسیم در کلنجار بودند ... امروز دیدم پیرمرد دوباره برگشته و صدای آوازش عابران تازه ر

ادامه مطلب  

برای دوست نیلی ام.  

چند وقت پیش راه خونمون رو گم کردم. شب بود و تو بزرگراه خوابم میومد. یه دوستی به من گفت: " به قول شازده کوچولو هر کسی یه گُلی داره و باید مسئول گلش باشه". دوستم منو بیدار کرد و به خونه رسوند. من پیدا شدم انگاری. با خودم خیال میکنم کدوم گل مال منه، و چه جوری باید مراقبش باشم و مسئولانه دوستش داشته باشم؟. با خودم خیال میکنم کجای این کره زمین مال منه و باید گلم رو اونجا بکارم و آب و غذا بهش بدم و به آفتاب معرفی اش بکنم؟. با خودم خیال میکنم من گل کی هستم و

ادامه مطلب  

 

اتوبوسی آمده از تهران یکی از صندلی هایش خالی است قطاری می رود از تبریز یکی از کوپه هایش خالی است سینماهای شیراز پر از تماشاچی است که حتما ردیفی از آن خالی است انگار یک نفر هست که اصلا نیست انگار عده ای هستند که نمی آیند شاید،کسی در چشم من است که رفته از چشمم نمی دانم .. - بیژن نجدی

ادامه مطلب  

هنوزعاشقتم...  

يک بار دختري حين صحبت با پسري که عاشقش بود، ازش پرسيد:- چرا دوستم داري؟ واسه چي مي گي عاشقمي؟- دليلشو نميدونم ...اما واقعا" دوست دارم- تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان کني... پس چطور دوستم داري؟چطور ميتوني بگي عاشقمي؟- من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت کنم- ثابت کني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي

ادامه مطلب  

خالی ام، خالیِ خالی...  

این روزها تمام شده ام انگار... خالی ام، خالیِ خالی...
آنچه این روزها هر لحظه و هر جا با خودم تکرار میکنم این است:
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند...
 
نورِ من! نورِ من!... ببین... راضی مباش این همه بال و پر زدن را
شأن بلند تو نیست این همه خاموشی، تو نور باشی و ما گرفتار این همه ظلمت و تاریکی؟؟؟؟
 

ادامه مطلب  

نگرانم...  

برای خودم نگرانم...یادم رفته چطور باید زندگی کرد چطور کار و تلاش کرد ؟انگار یک مرده متحرکم...خالی از احساسات خالی از لبخند خالی از همه چی.... برق چشمانم از بین رفته.... لبخندی رو لبام نیست و یادم رفته راستی عشق چه رنگیه؟ اصلا عشق چیه؟ زندگی چیه؟

ادامه مطلب  

 

سرم درد  میکنه. چشمام درد میکنه. همه جای بدنم درد میکنه. خسته ام. فکر میکردم دوباره به ثبات و آرامش رسیدیم. فکر میکردم دیگه بهانه گیری و پر توقعی و خودخواهی (که البته از من بپرسی میگم حق داری اما...) ازت نمیبینم. فکر میکردم دیگه داری مراقبم میشی و دیگه نمیذاری قلبم بشکنه. فکر میکردم وقتشه که دوباره ازت بپرسم دوستم داری؟ تو هم جواب بدی که آره. دوستم نداری. وقتی به خوساته هایی که از من داری نمیرسی دوستم نداری. حقیقت تلخیه.اونقدری که بخوام خودمو گو

ادامه مطلب  

کاریکلماتور- یخچال خالی  

*سروصدای یخچال خالی با سروصدای شکم خالی سمفونی گرسنگی برپا کرده بود.* عکس خوراکی ها روی یخچال خالی دهن کجی می کرد.* شیشه آب تنها مونس یخچال خالی بود.* یخچال خالی به فکر انتحار بود و یخچال پٌر در حال انفجار!* یخچال خالی از شکم های خالی خجالت می کشید.

ادامه مطلب  

فقط دوستم باش  

دوستم باش ولی پاسوزم نباشدوستم بمان ولی نشو نا مهرباندوستم داشته باش ولی شب و روزت را با یاد من خراب نکنمرا دوست خود بدان ولی مالک خود مپنداردوستی وقتی قشنگ است که عادت نشودوقتی قشنگ است که از خود گذشتگی داشته باشد نه از سر نیازگفتم که بدانیم...# بگذار دوست بمانیم! عشق همه چیز را خراب میکند #

ادامه مطلب  

کوروش کبیر :  

1- تمام سپاس ام  از ان کسی است که به من نیازی نداشت اما فراموش ام نکرد.2- انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند.3- باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست4- خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

ادامه مطلب  

بدون عنوان !!  

چقدر توی این سال جدید جای بعضی ها خالیه...
جای "شهید همت" خالی که خانمش میگفت:همیشه به شوخی بهش میگفتم اگه بدون ما بری گوشتو میبرم..اما وقتی جنازه رو اوردن دیدم که اصلا سری در کار نیست...جای "شهید چمران" خالی که یه روسری به همسر لبنانی اش غاده جابر هدیه داد و گفت:بچه های یتیم خانه دوست دارن شما را با حجاب ببینن...جای "شهید حمید باکری" خالی که خانم فاطمه امیرانی همسرش میگفت:به چشم من خوشگلترین پاسدار روی زمین بود...جای "شهید زین الدین" خالی که میگفت:در

ادامه مطلب  

سلام  

سلام حوصله ام خیلی سر رفته بود دیگه قراره برم کلاس زبان الانم نصف مقش های زبانم را انجام دادمدر هفته دیگه به جای پیاده روی واسکی وجنگل ودریا ومهمونی و پیش دوستم وخریدوکتاب خوندنشده کلاس زبان و پیش دوستم و خرید ومشق های زبان واینترنتخوبه دیگه البته یه کار دیگه هم ذره ذره بهش اضافه میشه...............

ادامه مطلب  

حساب و كتاب  

هر شب می‌نشینم پای حساب و کتابم . چند بار گفته‌ای دوستم داری .چند بار دوستم داشته ای .چند بار بارانی شده‌ای برای من .چند بار باریده ای .چند بار عارف شدی ، عاشق شدی ، شاعر شدی .چند بار برای نبودنم مردی و زنده شدی .چند بار از آمدنم ناامید شدی .چند بار از رفتنم شکستی .چند بار از دیدنم دوباره بهاری شدی . هر جور حساب می‌کنم می بینم هنوز هم من بیشتر دوستت دارم .می بینم هنوز هم لحظه های بی‌ تو کشنده است .می بینم صبورانه تحمل می‌کنم بودن و نبودنهایت را .م

ادامه مطلب  

استاد  

این برای استادکلاس زبانم خانم راسخه...خیلی هاازشون بدمی گن...چرا؟چون یه ترم به من بیشترین نمره ی کلاس روداد...حتی بهترین دوستم...(ک.م)(ادامه مطلب)خیلی هاازشون بدشون میاد...چرا؟؟؟چون نمی دونم چرا...خواخه مگه اون بیچاره باهاشون چی کارکرده؟هرچی باشه استادمونه وبزرگ ترازماست...بایداحترامشونو نگه داریم...طرف درمیادمی گه من چیزی ازگرامرنفهمیدم...اخه ادم عاقل این گرامرکه برای چندترم پیش بوده...چراالکی حرف می زنی؟...(خیلی خیلی عذرمی خوام ازتون امانمی تو

ادامه مطلب  

عاشقانه-تیکه دار-غمگین  

زندگی شطرنج دنیا و دل است
قصه پررنج صدها مشکل است
شاه دل کیش هوس ها می شود
پای اسب آرزوها در گل است
فیل بخت ما عجب کج می رود
در سر ما بس خیالی باطل است
ما نسنجیده پی سرباز او
غافل اینکه او حریفی قابل است
مهره های عمر من نیمش برفت
مهره های او تمامش کامل است

هزاران کلمه در جای خالی ات ریختم اما
جای خالی تو پر نشد
از جنس بی نهایتی

به خانه‌ام بیا
اندکی از قلبم مانده
ما که با هم این حرف‌ها را نداریم
آتشش ....
برای دیدن ادامه مطالب روی ادامه مطلب کلی

ادامه مطلب  

تو...  

صدایم کن عزیزمبگذار صدایت در گوش تنهایی ام ته نشین شوددستانم را بگیراجازه بده بهار از تلاقی سرانگشتانمان چشم باز کندکنارم بمانو نگذار فاصله هابه خاطره هایمان ریشخند بزنند دوستم داشته باشدنیا به کوتاهی یک خواب استو مرگ با زدن ضربه ای به شانه ماناز خواب بیدارمان می کند!دوستم داشته باش من از هر دستی که به شانه ام می خوردمی ترسم ..."مریم توفیقی"

ادامه مطلب  

 

دو سه روزی میشه که خاب ازدواجش میبینم. شایدم توهمش رو میزنم! خیلی سخته که یه روزی یه جایی با یکی دیگه ببیمنش. تا اینکه دیروز وقتی که با دوستم پیاده رو این ور خیابون میرفتم، بی اراده نگاهم به پیاده رو اونور خیابون افتاد!!!! ای دل غافل! انگار پاهام قفل شدن. دوستم گفت هوی چرا باز وایسادی؟ بیا دیگه خره دیرمون میشه؟ (دوستم کمی نفهمه) کمی برگشتم عقب تر تا خوب نگاشون کنم. نخیر همون قد، همون لباس پوشیدنااا، همون ادا درآوردن حین راه رفتن و... کمی چشمام جمع

ادامه مطلب  

رو به فنا  

مدتی هست که زندگیم رو به فنا هست. دست افراد بی انصاف و دور از خدایی افتاده که نه خدا میشناسن و نه معرفت. اهل زندگی ساختن نیستن و اهل خراب کردن هستنددروغ به من میچسبونند و تهمت زدن نا روا ناهار و شام زندگیشون هست.این روزا همه از من بدی میشنوند بی مدرک !خدا باعث بانی این همه تهمت رو نبخشه. کسی که باید دوستم داشته باشه نداره و خودشو هم سپرده دست بزرگترای احمقی که طلا و زرق و برق دنیا رو به زندگی ماها ترجیح دادن و نابود کردن ماهارو .و توقع دارن که با ا

ادامه مطلب  

من قلب ِ کوچولویی دارم...  

من قلب ِ کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزرگم می گوید: قلب ِآدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند، مثل ِ یک گلدان ِ خالی، زشت است و آدم را اذیت می کند. دلم می خواد تمام ِ تمام ِ این قلب ِ کوچولوی کوچولو را، مثل یک خانه ی قشنگ ِ کوچولو، به کسی بدهم که خیلی خیلی دوستش دارم... یا... نمی دانم... کسی که خیلی خوب است؛ کسی که واقعا حقش است توی قلب ِ خیلی کوچولو و خیلی تمیز من خانه داشته باشد. خوب، راست می گویم دیگر، نه؟پدرم می گوید: قلب، مهم

ادامه مطلب  

جوادی آملی: اقتصاد مقاومتی یعنی خزانه ملّت خالی نباشد!/ ملتی که خزانه او خالی است مقاوم نیست  

 

ثروت ملّی باعث مقاومت و قیام و ایستادگی ملت است؛ منظور
ایستادنِ فیزیکی نیست، فرمود این مال، عامل قیام است اگر ملتی بخواهد قائم باشد و
ایستادگی داشته باشد باید جیبش خالی نباشد لذا فرمود این مال را به دست سفها
نسپرید، کسی که نتواند خوب اداره کند به او مال ندهید

ادامه مطلب  

یه خاطره :-)  

عاقا حدودا سه سال پیش آخرای بهار بود...اون موقع هنوز نی نی نداشتم.... یه روز شوعرم گفت که قراره شب با دوستاش بره استخر و شام هم بیرون باشن....منم ازونجایی که تنها بودم, بهش پریدم که یعنی چی... چه معنی داره آدم متاهل, تنها بره بیرون... پس من چی...میخوای منو تنها بزاری بری پی تفریحت.... البته اینم بگم که کلا اونروز تو فاز سگی بودم, وگرنه من خیلی مهربونم...  ;-)خلاصه انقدر بهش گیر دادم که گفت بااوشه بابا اصلا نمیرم, خیالت راحت شد....  و من خیالم راحت نشد, ولی فق

ادامه مطلب  

طاووس پرواز میکند..  

بالفرض که سفر کانادا و مکزیک و اروپا و ایران فعلا به تعویق افتاده، پارک محله و خانه های اطراف و حیات وحش اینجا را که کسی از من نگرفته. جای رنگ مدتی در مهربانیخالی بود که با این طاووس که در حیاط پشتی یک خانه با خیال راحت قدم میزد پر شد. کاش چتر فریبایش را هم میگشود که رنگیتر میشد. با دیدنش یاد آهنگ مرضیه افتادم :هر کسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا …من همان طاووس مستم چتر خود نگشاده بستم یک جهان ذوق و هنر هستم ولی با صد دریغا ...سینه ای بی کین

ادامه مطلب  

عید تون پیشاپیش مبارک  

دوستم بدار نه برای سرگرمیت
دوستم بدار نه برای اشک ریختنت در خزان زندگیم
دوستم بدار ولی هرگز نگو دوستت دارم
دوستم بدار همانگونه که دوستت دارم
**عیــــــــدت مبارک بهــــــــــار زندگیـــــــــــم**....................حالا ما که هیچ !
اما امیدوارم عکس های شما توی سال جدید ۲ نفره باشه !
عیدت مبارک....................صحبت های اینجانبسلامی دوباره دوستای گلم من دیگه تا 5 فروردین نیستم سفر میریم به مشهدبرای همتون دعا میکنمایشالله سال خوبی در پیش داشته باشین همتو

ادامه مطلب  

 

جای هیچ حرفی نمانده بود من همه ی حرف هایم را به بطری ها زده بودم صد ها بطری، هزارها بطری.
بطری های خالی بطری های پر.آخرین بار اما من از هر حرفی خالی شده
بودم.درست مثل یک بطری خالی شده.بطری ها اما جایشان را خوب می دانند.بطری
های پر بطری های خالی بطری های خیلی خالی بطری های لب پَر بطری های لب پُر
بطری های ما تحت گشاد بطری های رقصان بطری های ترسیده بطری های آوازه خان
بطری های شکسته...حرف هایم زده شده همه شان می دانند همه شان شب ها تا صبح
گوش داده ان

ادامه مطلب  

گنج آنجا پنهان است  

خالیا ناشناخته است . وقتی تو واقعاً خالی هستی ، ناشناخته بر تو نازل می شود . این گونه نیست که تو اول خالی می شوی و بعد ناشناخته وارد می شود . تو خالی هستی ، و ناشناخته وارد شده است . یک لحظه فاصله نیز وجود ندارد . خالیا و ناشناخته یکی هستند .
در آغاز آن بر تو همچون خالیا به نظر می رسد ؛ آن تنها صورت ظاهر است ، زیرا تو همیشه با نفس پر بوده ای .  

ادامه مطلب  

عاشقانه های سال 93  

با گریه هام چشامو دریا میکنمبا تلخی های روزگار تا میکنمتو دفتر خاطره ها میگردموخاطره های تورو پیدا میکنمبه یاد تو دنیارو زیبا میکنمباز در خونه رو تماشا می کنماگه بازم به خونه ی دلم بیایخودم درو به روی تو وا میکنمدلتنگ که باشی،آدم دیگری می‌شویخشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ ترو جالبتر اینکه، با اطرافیان هم کاری نداریهمه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی،که دلتنگ اش هستی...خدایا کمکم کن...تازه داشتم از یاد می بردمش...!!!ولی الان ا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1