آخرین اخبار سایت

10 - دختر وبلاگ نویس  

تازه بابام اینترنت گرفته بود و بیشتر اوقات اینترنت بودم وبلاگ خواندن و وبلاگ نویسی ، میرفتم وبلاگهای بقیه رو میخوندم اکثرا این مطالب رو نوشته بودم بعنوان پست ثابت : خودم آس رفیقام خاص و ....یا : من یک دختر مغرور هستم خصوصی بدی ....!یا : مخاطب خاص ندارم منظورم خداست ! بعد آدرس وبشون اسم پسر بود !! خلاصه کلی خودشون رو گرفته بودن !
ادامه مطالب رو بخونید

ادامه مطلب  

بااا...باا...! → منو بذار بالا!  

لذتی که تو بالا رفتن از جاهای عجیب _ غریب که هم خودآزاریه ، هم مادرآزاری ، هست ، تو شیر کاکائو با سس اضافه!  نیست...
. رو سبد لباسا → درشو شکونده
.. از رو صندلی به روی میز تحریر آجی ، از اونجا تو کتابخونه!! → سه بار با مخ اومده رو زمین ، عبرت بگیرم نیس
...کمد لباسام که دیگه جز موارد قابل ذکر نیست اصن ، بی خیال!
....رو میز کنار تخت ، از اونجام رو قفسه ی کمد اسباب بازیا!! → این یکیو هر بار میره ،گیر میکنه ، جیغش میره هوا هی کمک می خواد!  هی می گه : بابا. ! بابا!

ادامه مطلب  

همه چیز یه طرف اونم این طرف!  

امروز از اون روزها بود که از اول صبح  هی دنبال یه چیزی میگشتم که خودم رو امیدوار و همچنین کنترل کنم!
خلاصه بعد دیدن و جویدن و خوردن همه ی جملات امیدوار کننده حس میکنم یه کوچولو بهترم!
یعنی کل مشکلات زندگی یه طرف!یعنی همه اش هاااااااااا !!!!!از ناارامی تو عراق و سوریه بگیر تا مشکلات 1+5 گرسنگی تو افریقا فقر و بیکاریُ حملات داعشُ و خلاصه هرچیزی که الان به ذهن من نمیرسه اینا همه اش یه طرف!اینکه یه خانم اینقدر در طول ماه نوسانات روحی و روانی داره یه طر

ادامه مطلب  

انیجوری نگین میترسم شبا خوابم نمیبره  

دیروز داشتم ورزش میکردم حدود 50 تا دراز نشست 50 تا شنا 50 تا طناب دیگه زیر پوشم شده بود دریای خزر
بعد لباسمو دراوردم لخت شدم فقط لباسمو دراوردم یه وقت فکر بد نکنید
یه فیگور جلوی ایینه گرفتم به خودم گفتم ایولا بعد بابام دید گفت:بزنم به تخته هیکل مرغت داره یه خوشگل میشه
اقادیشب داشتم بازی برزیل و شیلی رو میدیم که یه دفعه دیدم مامان اشکان زنگ زد گفت:میشه گوشی رو بدی به بابات
گوشی رو دادم به بابام    بعد بابام گفت:نه اشکال نداره بیاد امیرم خوشحال میش

ادامه مطلب  

!:  

اقا از تکواندو  منم زیاد از اون شهرکت سردرنمیارم بعد کیان بهم گفت میخوام ببرمت یه دیوار گرافیتی بهت نشون بدیم که اینجا حرف اولو میزنه یه خورده پیاده امدیم دیدم روی تابلو اتوبوس نوشته فاز3 گفتم اینجا فاز 3 هست  بعد کیان بهم گفت اره   ما اون موقعه از یه جای فاز 3 وارد شدیم برای فوتبال
خلاصه منو برد یه جا بعد منو پیچوند منو دوستم اکبری بدبخت دنبال این کیان میگشتیم یادم رفته بود ازش بپرسم کجا داره میره خلاصه از یکی از اون کارگرا پرسیدم دیوار گراف

ادامه مطلب  

به هیچ احدی اتو نمیدم  

اقا یه خبر بدم داره یه بچه به خانوادمون اضافه میشه اونم یه دختر که اسمش ریحانه هست قراره اگه خدا بخواد مامانش اجازه بده یه بار بقلش کنم  حالا از اینا بگذریم
رفتم کلاس فوتبال ثبت نام کردم تازه گروه ناز لونا هم هستن که اینشالله بریم بارسلونا  بترکونیم
دیروز رفتم تکواندو در شهرک غرب یعنی همون اکباتان  که الان کلاس تکواندو مون رفته اونجا
من نمیدونم تهران این همه منطقه داره ما باید یه راس بریم اونجا میدونستن بیان منطقه 1 منم از خونمون میامدم یه

ادامه مطلب  

روزگار تو گفتی وقتمه از دست ندم شکست نخورم نگم خسته اس تنم  

دیروز بعد از 1 ماه رفتم تکواندو دیدم همه بچه ها دارن مبارزه میکنن  بعد استاد منو دید گفت به به امیر خان چه عجب یادی از ما فقیر فقرا کردی
منم خندیدم گفتم حال شما خوبه   معلم تکواندو گفت الان بهت میگم حالم خوبه یا نه
بهم گفت 100 دور باید دور زمین بزنم           منم پیش خودم گفتم یا امام حسین
خلاصه به اخر کلاس رسیدم که معلمه گفت بچه ها ما داریم نقل مکان میکنیم و داریم منطقه5
منو میگی پیش خودم گفتم :اکباتتتتتتتتتتتتاااااااااااااااان بعد گفتم بدبخت

ادامه مطلب  

شارژ  

امروز شارژ اینترنتم تموم می شه می ره پی کارش
از دیشب تا حالا جون کندم تا این اینترنت رو تمومش کنم
کلی فکر کردم چی دانلود کنم تا این تموم بشه تموم شدنی نیست
انگار !
هر چی نرم افزار بدردخور یا بدردنخور پیدا شد دانلود کردم بازم تموم نشد
با فیلتر شکن رفتم فیس بوک بازم تموم نشد الانم هر چی رمان پیدا کردم
( با وجودیکه بهش علاقه ای ندارم ) گرفتم شاید شبا با گوشی تو رختخواب بخونم خلاصه به یه
بدبختی این نت ما رسید به 97 تا
ایندفعه رو شارژ کمتری می گیرم

ادامه مطلب  

روزشمار هزارویکشب شهرزاد، شب هجدهم  

اولین برف یه چند روزی بود که عازم مامویت شده بودیم. در شهر کثیف و شلوغ تهران! نرم افزار هواشناسی گوشیم نشون داده بود که روز دوشنبه سه شنبه توی شهرمون برف میاد. ولی هوای تهران و کرج هم همچی باحال بود که تا روز برگشت در سر سودای برف داشتیم!خلاصه تهران و کرج که برفی نیامد ولی دوشنبه توی شهر ما برف باریدن گرفته بود و من توی کرج داشتم خودمو میخوردم. از اونطرف زیباترین لحظات رو منو شهرزاد از هم دور بودیم. تلاشمونو کردیمو همون دوشنبه ماموریت رو ختم به

ادامه مطلب  

زندگی روی دور تند!  

بلکه من تو این بلاگ سر بریده داشتم باشم، آخه عزیز من، دوست من، فک و فامیل من، چرا بدون اجازه من رو میخونی؟ بابااا این وبلاگ شخصیه!!!!!!!
 
روزهای خیلی شلوغ... همش الکی ها. تهران رفتن پی در پی برا مراسم آقاجون (یعنی دهنمون سرویس شد با این همه مراسم) و عمل مامان تو تهران و ... خلاصه پدرمون در اومد...
 
**شهبازی ازم قول گرفت دکترا همینجا بمونم!!! چون میخواستن اسم رو رد کنن و باید مطمئن میشدن که من میام و IPM نمیرم مصاحبه!  البته خلاصه جریان اینه. کل جریان جوری

ادامه مطلب  

خاطرات آخرین روزاستقرار درزبانکده سابق!روحش شاد..  

سلام
ما شنبه به مکان جدید زبانکده داریم میریم بقول منشی بالاخره ازاون(....)خلاص شدیموالاه .جای خوبی بود اما خب کوچیک بود امروزم من یکمی گریه زاری راه انداختم وچنتا عکس گرفتم ولی الان نمیذارمشون..ایشالاه یکشنبه که همکاران پایه دراموزشگاه حضور بهم رسانیدند طی یک عملیات فوق سری چندین عکس ازآن مکان زیبا گرفته وبعد ازسمع ونظر مدیریت محترم()دروبلاگ زیبایم میگذارم.
 
امروز صبح معلم یکی ازکلاسا گرمازده شده بود نتونست بیاد(آخی...همکار بیچاره ام..البت

ادامه مطلب  

کنکور + استاد رمضانی  

تموم شد.
سخت بود. خداییش سئوالا از پارسال سخت تر بود.
اما سخت واسه همه سخته.
من منتظر نتایجم. با کلی امیدواری.
......................................................................
اگه قرار باشه از خوبیای سال کنکورم بگم شاید تو یه کلمه خلاصه بشه.
کلاس استاد رمضانی
آقای رمضانی :
ممنون که به ما یاد دادید کلاس یعنی چی ،معلم یعنی چی ،درس یعنی چی!
ممنون که بهمون یاد دادید حسادت بدترین خصلت دنیاست. بین دانش آموزای شما نباید همچین چیزی باشه.
ممنون که گفتین عربی راحت ترین درسه .ما همه

ادامه مطلب  

دانلود امتحان و یادآوری آموزشی کلاس پنجم ( تمامی دوروس)  

 

آزمون ریاضی پایه پنجم - خرداد93
آزمون تاریخ و مدنی پنجم - اردیبهشت93

آزمون علوم پایه پنجم - اردیبهشت93
پیک آدینه پنجم (ورد)- اسفند 92
پیک پایه پنجم - اسفند 92
سوالات درس به درس مدنی پنجم
سوالات درس به درس تاریخ پنجم
سوالات درس به درس جغرافی پنجم
پیک پایه پنجم - بهمن 92
پیک پایه پنجم - دی 92
پیک پایه پنجم - دیماه 92
آزمون ریاضی پایه پنجم - دیماه 92
پیکهای  آدینه هفتگی پایه پنجم - 7 پیک
پیک آدینه پایه پنجم - هفته آخر  آذر 92
پیک آدینه پایه پنجم - آذر 92


ادامه مطلب  

 

سلام سلام
عزیزای خودممممممممممم
ممنون بابت تبریکاتون
اول از همه اعلام کنم وزنی که بالا نوشتم رو ان شاا... تا اخر ماه رمضان میشم تاکید میکنم تا اخر ماه رمضان
دیشب مامانم برای افطار لازانیا درست کرده بود به خاطر تولدم
بابا هم شمع و کیک گرفته بود برام
عزیزجونم اینا و پدر جونممم اومدن موقع افطار
خلاصه منم مثل دخترای خوب 1برش کوچیک لازانیا خوردم و 1لیوان آّب به 1لیوان چای و2تا خرما
بعد از افطار هم مراسم تولد
خواهرمم برام موقعی که داشتم تو اتاق فیلم

ادامه مطلب  

 

سلام سلام
عزیزای خودممممممممممم
ممنون بابت تبریکاتون
اول از همه اعلام کنم وزنی که بالا نوشتم رو ان شاا... تا اخر ماه رمضان میشم تاکید میکنم تا اخر ماه رمضان
دیشب مامانم برای افطار لازانیا درست کرده بود به خاطر تولدم
بابا هم شمع و کیک گرفته بود برام
عزیزجونم اینا و پدر جونممم اومدن موقع افطار
خلاصه منم مثل دخترای خوب 1برش کوچیک لازانیا خوردم و 1لیوان آّب به 1لیوان چای و2تا خرما
بعد از افطار هم مراسم تولد
خواهرمم برام موقعی که داشتم تو اتاق فیلم

ادامه مطلب  

حرف هاي عاشقانه  

از صداي سخن عشق نديدم خوش تر؟؟سلام دوستان عزيز ميخوام كمي باهم درمورد مفهوم عشق باهم حرف بزنيم بنظرمن عشق هم عشق هاي قديم كه به واقع دوس داشتن از دل وجان بود و فداكاري در هرشرايط بود_متاسفانه عشق تو اين دوره زمانه خلاصه شده تو صداي جيرجير تخت_اكه واقعا كسي رو ميخوايد طرفو دوسش داشته باشيد_از دست دادنش بهتراز كفتن الكيه عاشقتمه البته اين نظرمنه_نظرشماجيه؟

ادامه مطلب  

مناسبت خودش می آیه!  

یک هفته ای از ساختن وبلاگ میگذره اما خب امان از آدمی که مساحت پایین تنه اش نسبت به بالاتنه اش خیلی متناسب نباشه! تو فکر ردیف و قافیه جور کردن واسه چرت و پرت هایی بودم که از تو ذهنم رژه میرن و دمار از روزگار و خواب از چشمم گرفتن اما خب هی جور نمیشد!
با خودم گفتم کاش یه فرجی بشه و القصه که تیم ملی گل کاشت! البته هم فوتبال هم والیبال!
خواستم بگم همه اینا دست به دست هم داد که بتونم بنویسم، یه مناسبت بشه برای شروع نوشتن،برای اینکه اینجا یه استارت نو بز

ادامه مطلب  

 

سلام بر رفقای گلدوستان ی خبر خوش دارم واستون اونم اینکه بالاخره گواهینامه رو گرفتمدیروز توی ده دقیقه امتحانمو دادمو افسر گفت که دست فرمونت خیلی خوبهخلاصه کلی خوشال شدمو همه بهم تبریک گفتن.درسته که آزمون تو شهری رو دو بار رد شدم اما خب به هرحال بار سوم قبول شدمروز قبل امتحان رفتم آموزشی تمرینُدیگه خلاصه مربیم کلی قوت قلب بهم دادو گفت که رانندگیت خیلی خوبه فقط هول میشی.تنها مشکلت همینه.دیگه هی گفت که بابا افسر که هیولا نیست اینقدر ازش میترسی

ادامه مطلب  

دیالوگ ماندگار  

پسرخاله:
آدما نباس دوست پیدا کنن،
چون وقتی میرن،وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی،وقتی نمی تونی دردودل کنی یا حتی باشون شوخی کنی و بخندی...
و همه ی دوستی خلاصه میشه تو عکسا و خاطرات...
هی بغض تو گلوت گیر میکنه و خفت میکنه.
آدما باس همیشه تنها بمونن.

ادامه مطلب  

شک  

این که آیا کلمه ی "ذهنیات" را اینطور که هست بنویسم یا نه فقط به کمبود تشدیدش مربوط نمی شود. گفتم شاید به فرهنگستان زبان و ادب پارسی بر بخورد که برای وبلاگم نامی عربی برمی گزینم. شاید بهتر است بنویسم "ذهنی ها!" آخر این فرهنگستانی ها می گویند تا ما خودمان درفارسی "ها"ی به این زیبایی و برازندگی داریم، چرا برویم و از نشانه های جمع عربی استفاده کنیم. خلاصه خیلی مردم را می گذارند در آمپاس( ببخشید، مضیغه (یازم ببخشید، تنگنا)).

ادامه مطلب  

جلسه شانزدهم (مهدی یاوری)  

یا انیس من لا انیس له...
*جلسه شانزدهم (مهدی یاوری)
پنج شنبه:93/4/5
استاد:حاج آقا سلیمی...
*خلاصه ای از مبحث گفته شده در کلاس
 
-عوامل موثر بر تربیت انسان:
1-خود
2-دیگران:
1-خانواده   2-گروه دوستان وهمکلاسان    3-گروه فامیل
 
*گروه دوستان وهمکلاسان:
(ارتباط ما با دوستانمان به سه گروه زیر تقسیم بندی می شود)
1-ارتباط شلوغ(برون گرا)
2-ارتباط خلوت گونه(برون گرا)
3-ارتباط کنترل شده (براساس نیازهای واقعی)
(که بهترین ارتباط ما با دوستان ارتباط کنترل شده می باشد)
*گر

ادامه مطلب  

جلسه هفتگی...  

یا احسن الخالقین...
 
*جلسه سیزدهم 93/3/15،پنج شنبه...
استاد:حاج آقا سلیمی..
*خلاصه ای از مبحث گفته شده...
 
*ریشه های اصلی تربیت انسان:
1-درونی(خود):
1-افکار وخیالات
2-حال؛اوضاع روحی و روانی
 
2-بیرونی دیگران(محیط):
1-خانواده ،پدر ومادر وبرادر
2-جامعه
3-دوستان،همکلاسان،همکاران
*با اهل گناه زیاد ننشینید
**********************************
شعبان ریشه لغوی آن ((شعب))
شعب یعنی پراکندگی(پراکنده شدن)
پراکنده شدن:1-خیرات 2 -بدی ها
*عظمت مناجات شعبانیه  مثل بهشت می ماند از نظر عظمت


ادامه مطلب  

جيغ  

رفته بود توي دستشويي يه چيزي بشوره. يادم نيست چي.
اومد بيرون و گفت: مامان ! سوسك! خودم ديدم! رفت زير دمپايي!
در اثر سمپاشي از اين قرتي بازيا تو خونه نداشتيم!!! اگه باباشون خونه بود نيازي نبود مردانگي به خرج بدم. اما الان چاره اي نداشتم. بايد خودم مي كشتمش!
محمدهادي تاكيد كرد كه مامان! جيغ نزني آ! وقتي جيغ ميزني من مي ترسم! خيلي بزرگ نيست. يه كم بزرگه.
گفتم باشه مامان!
(لازم به ذكر است در دو سه موردي كه در اين پنج سال عمر مبارك محمدهادي سوسك در منزل روي

ادامه مطلب  

خلاصه کتاب کلیدهای رفتار با کودک یک ساله(بخش دو)  

بخش 2 :   چگونگي خلق و خو
 
كودكان نه تنها در آنچه انجام ميدن با هم متفاوت هستند بلكه درباره چگونگي انجام اون هم با هم فرق ميكنند...خلق و خوي طبيعي كودك هر چه باشه،درك  اون به درك بهتر كودكتون كمك ميكنه...كيفيت شخصيتي و خلقي هر فرد 9 جنبه متفاوت داره كه در كليدهاي 10 تا 18 در اين بخش توضيح داده شده:
 

ادامه مطلب  

...  

همه چیز عجیب است
همه چیز بوی تو را میدهد
تمام کوچه های شهر
تمام پارک هایی که نیمکت هایشان زیر سایه درختی نشسته اند
همه چیز این روزها خلاصه می شود در تو
خلاصه می شود در خنده هایی که روی لب های تو زندگی می کردند
همه چیز بر مدار چشم های تو می چرخد این روزها
باور نداری؟!
لحظه ای چشم هایت را ببند تا قیامتی بر پا شود
تا همه چیز...
تا همه چیز ....
می دانی یک روز که پیر شوم تو جایی باشی دورتر از همه رویاهایی که من با خیالت ساخته ام
من نشسته ام پشت یک میز
با عی

ادامه مطلب  

فامیل دور  

سه نوع دور داریم: اونی که دستت بهش نمیرسه ، اونی که چشمت بهش نمیرسه، اونی که فکرت هم بهش نمیرسه
گاهی کسی رو دوست داریم اما او نمیفهمد گاهی کسی مارو دوست دارد ما نمیفهمیم، خلاصه یه مشت نفهم  دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم..
.......................................
نمیدونم کار درستی کردم دوباره برگشتم  
فقط میدونم زیر قولم زدم

ادامه مطلب  

طنز ماه رمضان/ خندۀ حلال 3  

سحرگاهان به قصد روزه داری // شدم بیدار از خواب و خماری برایم سفره ای الوان گشودند // به آن هر لحظه چیزی را فزودند برنج و مرغ و سوپ وآش رشته // سُس و استیک با نان برشته خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم // کمی از این کمی از آن چشیدم پس از آن ماست را کردم سرازیر // درون معده ام با اندکی سیر وختم حمله ام با یک دو آروغ // بشد اعلام بعداز خوردن دوغ سپس یک چای دبش قند پهلو // به من دادند با یک دانه لیمو خلاصه روزه را آغاز کردم // برای اهل خانه ناز کردم برای اینکه یابم صب

ادامه مطلب  

يازده  

امروز روز خوبى بود...
خيلى اتفاق ويژه اى نيفتاد غير از اينكه مامان و بابا روزه بودن و من آشپزى كردم
منم ايشالا الآن ميرم حموم,غسل مى كنم و فردا رو روزه ميگرم
يه غذايى از معلم زبانمون ياد گرفته بودم ك توى گوجه رو پر ميكرديم...
ولى واقعا دستور پختش درس حسابى يادم نبود و خوب قولشو ب مامانو باباى روزم داده بودم:)
واسه همينم رفتم از تو رزا دلمه ى گوجه فرنگى رو نگا كردم و واس افطار درس كردم.
 
مايه ش خيلى زياد اومده بود و مامان با بقيه ش توى بادمجونو پر ك

ادامه مطلب  

بزرگی خدا  

خدایا من دوست دارم
خدایا بیا و مرا در اغوشت بگیر تنهایم
دوستان میخوام یه چیزی از خودم بگم شاید باورتون نشه اما امیدوارم باخوندن این مطلب خداروبیشتر یاد کنید و ایمان واعتقادتون به خدای ارحمن الراحمین بیشتر بشه
سال سوم راهنمایی بودم یه مشکلی داشتم ۲سال درگیرش بودم اما کسی نمیدونست تا خانوادم فهمیدن کلی گریه کردن قرارشد فردای اون روزی که خانوادم فهمیدن بریم دکتر خیلی دلم شکسته بود اون روزا من نماز میخوندم اما تو حالو هوای جوونی بودم خلاصه ش

ادامه مطلب  

 

 
             سلام دوستان گلممممممممممممممممممممممممم....
             من اومدم...دلم واسه همتون تنگیده بود....ازهمتون ممنونم بهم سر میزدید..
             سال جدید روبه همتون تبریک میگمممممممم
              واسه همتون دعا کردم...خلاصه جای همتون خالی

ادامه مطلب  

خلاصه خوبیها  

لبخند تو خلاصه خوبیهاستلختی بخند خنده گل زیباستپیشانیت تنفس یک صبح استصبحی که انتهای شب یلداستدر چشمت از حضور کبوترهاهر لحظه مثل صحن حرم غوغاسترنگین کمان عشق اهوراییاز پشت شیشه دل تو پیداستفریاد تو تلاطم یک طوفانآرامشت تلاوت یک دریاستبا ما بدون فاصله صحبت کن ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

ادامه مطلب  

خلاصه ای از نامه های یک مسلمان و یک مسیحی|قسمت اول  

خلاصه ای از نامه های یک مسلمان و یک مسیحی
مسلمان:انجیل تالیف کیست و در چه زمانی تحریر شده است؟
مسیحی :تقریبا هشت نفر از مومنان به مسیح،در قرن اول میلادی ،27 قسمت کامل نجیل را نوشته اند،و تاریخ آن از سال 45 تا 90 میلادی است.
مسلمان:اسامی نویسندگان چیست و آیا آنان پاک و منزّه بودند تا مورد اطمینان باشند یا خیر؟
مسیحی:چهار تن از نویسندگان بزرگ اناجیل عبارتند از:لوقا،متی،مرقس،یوحنا که انجیل را به زبان یونانی نوشتند و آنها بسیار پاک و منزّه بودند چن

ادامه مطلب  

دانلود پروژه کارآفرینی فنی و مالی تولید قطعات پلاستیک  

مقدمه
پلاستیکها به علت خواص مختلفی که دارند اغلب جایگزین مواد طبیعی شده و بدین ترتیب در صنایع مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. حتی امروزه از آنها در ساخت اعضاء داخلی بدن نیز استفاده می شود.
برای تهیه پلاستیکها به طور کلی نیاز به مونومرها می باشد، تنوع و تعدد پلاستیکها ایجاب می کند که مونومرهای متعددی نیز منظور ساخته شود. طرز تهیه این مونومرها و در نتیجه چگونگی تولید پلاستیکها کار بسیار پیچیده ای می باشد که در اینجا به آن پرداخته نمی شود.
در

ادامه مطلب  

شنا در عمق!  

 
ياد يه خاطره ، از زماني که درس عملي تربيت بدني رو کلاس شنا تشکيل مي داد ، منم با اجازتون شنا رو خوب نميدونم ، واگه تو پروفايلم نوشتم به شنا علاقه دارم منظورم قسمتهاي کم عمق درياي جنوب و استخر آبگرم بود .
خلاصه ... جلسه دوم بود که بعد از کار کردن مقدمات شنا، استادمون گفت بريم قسمت عميق استخر ! منم با دل ترس و نترس ، استاد نکنين ، نسازين، حالا چه اصراريه! گفت نه الا و بلا همتون بايد راست مثل ميخ بپريد تو آب و پاتون رو بزنين کف استخر بياييد بالا ! ترس

ادامه مطلب  

مشتی خاک!  

سر تا پایم را که خلاصه کنندمیشوم مشتی خاککه ممکن بود خشتی باشد در دیوار یک خانه یا سنگی در دامان یک کوهیا قدری سنگریزه در انتهای یک اقیانوسویا شاید خاکی از گلداناما.....او مرا از این میان برگزیدبرای نهایتشرافت برای انسانیتمن مشتی از خاکم که خدایم اجازه داد به انتخاب و تغییربه شوریدنبه عشقپس وای بر من اگر هبوط کنم به خاک

ادامه مطلب  

ضد حال  

چند بار از درمانم نوشتم دستم خورد پاک شد ضد حال خوردم شدید ممنون از دوستای عزیز که جویای حالم
هستین فعلا با دارو بهترم دو روز شمال موندم شنبه با اقایی برگشتم خونم بدون اقایی نمیتونستم باشم خیلی
سختم بود دخترمم اذیت میکرد . تا سر فرصت برم پیش یه دکتر خوب خانوادم که میگفتن همش عصبیه بس حرص
میخوری مگه میشه ادم غصه زندگیشو نخوره اونم من ادم حساس و زود رنج خلاصه گفتم خودمو بزنم به بیخیالی تا
ببینم چی میشه.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1