آخرین اخبار سایت

تويوقچو دوكاني  

مملكتده نه خبر؟صاحيب علي شهره گلمه‌ميشدن كنديميزده آدلي بير كيشي ايدي. بير گون شهرده تويوقچو دوكانينا گئتدي. اه‌لي جيبينده تويوقچودان سوروشور : "اه‌شي تويوقون كيلوسو نئچييه؟"تويوقچو باخمادان دئيير : "آلتي ياريم"صاحيب علي شهره گلمه‌ميش كتده تويوقو وار ايدي اينديه‌جن تويوقچودان تويوق آلماميشدي. تويوقچودان بيرداها سوروشدو : "ياني تويوقون بيري نئچييه باخارمي؟"تويوقچو دئدي : "قاليبدي تويوقون يئكه‌ليگينه، خيرداسي اون مينه باخار."صاحيب عل

ادامه مطلب  

صندلی دااااااغ.....  

سلام ضمن تبریک نوروز خدمت همه ی دوستان.امیدوارم این چند روز حسابی به همه خوش گذشته باشه و سال خیلی خوب, پراز شادی وخیروبرکت رو پیش رو داشته باشیدمن از همگی به خاطر صندلی داغ عذر خواهی میکنم وچون دوستان اصرار داشتن که توی  تعطیلات حتما یه نفر بشینه بنده,البته با اجازه ی اقای امانی فر,خانم  سارا فردوسیان رو به عنوان نفر بعد اعلام میکنمنوروز به کام

ادامه مطلب  

تولدت مبارک مامانی  

تقدیم به بهترین مامان دنیا ،مامان شهره خودممامانی همیشه تو از من نوشتی این بار نوبت منهمامانی بدون تو دنیا تنها کسی که عاشقانه،عارفانه ،خالصانه ازصمیم قلبش دوست داره فقط منم دخترت اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم از دلت پاک کنماگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستماگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردماگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختمولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل نه عشق اما هرچه هستم د

ادامه مطلب  

آدم ها....  

آدم ها می آیند ...  خودشان را نشان میدهند ... اصرار میکنند برای اثبات بودن و ماندنشان اصرار میکنند که تو نیز باشی همراهشان! همان آدم ها ...  وقتی که پذیرفتی بودنشان را  وقتی که باروشان کردی ... به سادگی میروند و تو میمانی و باوری که ...

ادامه مطلب  

اگه تو من و نخوای  

اگه تو شب بشی ؟؟
شب و مهتاب میکنم ؟؟
اگه تو روز بشی ؟؟
روزها رو خواب میکنم ؟؟
اگه تو باد بشی ؟؟
باد و زندون میکنم ؟؟
اگه تو دریا بشی ؟؟
موج و بارون میکنم ؟؟
اگه تو پیشم نیای ؟؟
تو رو حیرون میکنم ؟؟
اگه تو من و نخوای ؟؟
عشق و مجنون میکنم ؟؟

ادامه مطلب  

چرا وهابیت اصرار دارد سوره انسان مکی است ؟  

کارشناسان شبکه‌های وهابی مدعی شدند سوره‌ی مبارکه «انسان» در مکه بر پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شده است. (پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید) یادآوری : سوره انسان همون سوره ای ست که شان نزول آن ماجرای روزه گرفتن اهل بیت (ع) به صورت نذر برای شفای بیماری حسنین (ع) و اینکه تو سه شب افطار خودشون رو شبی به مسکین و شبی به یتیم و شبی اسیر دارند. (و یطعمون اطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا)  منبع: سایت مصاف

ادامه مطلب  

 

 
راهم را به سمت خانه ی او دور میکنم
باز از روبه روی خواب او عبور میکنم
هر روز دیر میرسم به کار نمی رسم می مانم
فوقش دوباره یک کار دگر جفت و جور میکنم
ذهنم پر از خاطرات بد و افکار منحنیست
اما به یمن او همه را راهی گور میکنم
چگونه بروم وقتی تمام من اینجاست
به زور هم ببرندم اینجا ظهور میکنم
چشمهای زیبای او مرا نمی بیند
چشم هایم را به قربانی او کور میکنم
نشسته ام به تاریکی این اتاق خیس و نمور
زهی خیال که من التماس نور میکنم
من هیچ ندارم به زندگی تنها

ادامه مطلب  

 

وقتی بعد مدتها صداتا شنیدم دلم میخواست راجع به خودمون حرف بزنیم دلم میخواست بازم بگم عاشقانه دوستت دارم ولی هنوز فرصتش پیش نیومده هنوز زمانش نرسیده این بارم نمیخوام از دستت بدم دیگه اصرار به دیدنم ندارم دلم خیلی برای تو تنگ شده ولی باید تو بخوای منا ببینی باید تو بگی کاش بیای که من تو را بازم ببینم کاش بازم بیای کاش ازم بخوای منتظرم که بم بگی برای دیدن دوبارت لحظه شماری میکنم ولی صبوری میکنم میخوام تو ازم بخوای تا بیام دیدنت کاش این بار فرصت

ادامه مطلب  

داستان کوتاه (طلاق برنامه ریزی شده !)  

ا اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد.شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.از زن اصرار و از شوهر انکار.در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها.زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را.تمام 1364 سکه? بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی .زن با کمال میل می‌پذیرد.

ادامه مطلب  

 

آ دم ها می آیند...
خودشان
را نشان می دهند...
وقتی که
برایت مهم نیست...
اصرار می
کنند!
اصرار
برای اثبات وجودشان،
... برای اثبات بودنشان...
و
ماندنشان!
اصرار می
کنند که تو نیز باشی همراهشان...
همان آدم
ها،
وقتی که
پذیرفتی بودنشان را ،
ماندنشان
را...
وقتی که
باورشان کردی...
می روند!
به بهانه‌های
پوچ!
به بی‌بهانگی!
به سادگی!
می روند...

ادامه مطلب  

 

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . .
اما . . .
من جلوی دهانش را میگیرم
واین روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . .
اما . . .
من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!!
آرزوی خیلی ها بودم اما اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم . . .!!

ادامه مطلب  

مهتاب را..فوت میکنم...  

..
دیدمت پشت علفهای سبز باران خورده....
خراب بودی ...آنگاه که پیداشدی.....
چون ماه........آسمانم
واااااای......
ای ماه.....
ای لالایی....
ای اشک.....
دیدی آخر......دردهایت....سیاهچاله های آسمانم شدند...
خورشید غروب میکند.......برای شب....
من مرور میکنم......کلمه میکنم....سکوت میکنم    ....نگاه میکنم..
نشسته ام در ساحل...گرم قلبت...رو به دریا.....
موج ها را نظاره میکنم.......
و شمعهایی را که آب با خود برده است.....
در شب تولدت.......مهتاب را فوت میکنم...
دست نوشته های من 13/12/92.
 
 

ادامه مطلب  

او  

 اینقدر فکر میکنم و داستان میسازم ک دیونه میشم یا تو ماشین که تنها هستم باهاش میحرفم یا مثلا فکر میکنم اونور کنارم نشسته  دیشب نزدیک بود تو همین فکر بازی ها تصادف کنم. یا مثلا فکر میکنم کنار خیابون واستاده هر چهره ای میبینم فکر میکنم اونه یعنی قیافه اون میاد برام تو ذهنم

ادامه مطلب  

طلوع  

درود دوستان و همراهان همیشگیه من..اینم اولین شعر از دفتر شعر بانوی سرخ تا کمی سپید.که قولش رو داده بودماسمش هست طلوع.امیدوارم خوشتون بیاد.فرزنده توام،برده ی او برده ی خاکم                در بنده زمینم،نشوم پاک چو پاکمدستان گریه خورده ی من رو به تعالی          از آتش این عشقِ کهن،سوخته ام نمانده بالیخاموش مشو سخن بگو برده ی بیمار          چشمان ستم دیده ی خود مکن تو بیداردستان به خون جوهری ات در پی هامان      از شهره خودت سفر بکن مست و خراماندل خست

ادامه مطلب  

95  

مادر منو ببخش،من بی محبتمهم سرد و سرکِشم،هم بی لیاقتممادر منو ببخش،غرق جوونی امتو راهِ مقصدی،من بی نشونی اممن پیش روی تو،پرخاش میکنمدنیای بی تو رو،کنکاش میکنمهر روز پیش تو،گستاخ میشم وبا روحیات تو،سرشاخ میشم وتاحرف میزنی،سرکوب میکنمبا هر بهونه ای،آشوب میکنمهرگز دلم نشد،پیش تو سر به زیرمادر منو ببخش،از من به دل نگیر

ادامه مطلب  

با اینا زمستونو سر میکنم  

یکی از سرگرمی های این روزهام اینه که میشینم چندتا شماره رو شانسی سیو میکنم تو گوشیم ببینم کدومشون واتساپ و وایبر دارن!! بعد که دیدم مثلا دوتاشون داره دلم اروم میگیره و همه اون شماره ها رو پاک میکنم و اینجوری یه کمی از وقتم میگذره :)

ادامه مطلب  

بازم پرایمری...  

تا حالا کت لب بودم. مریض یه آقای 80 ساله با anteroseptal STEMI بود. با اصرار من آنکال آنژیوپلاستی این بیمارستان اومد و مریض رو بردیم کت لب. 3VD بود و همون طوری که حدس میزدم، پروگزیمال LAD کات بود. چون وقتی برا PCI  وبردن مریض به کت لب به آنکال زنگ زدم، پشت تلفن اصرار داشت به مریض فیبرینولیتیک بدم ؛ بعد که تو کت لب دیدیم مریض 3VD با گرفتاری Left main هستش، بهم گفت: دیدی گفتم به این مریض SK بده و تو گوش نکردی! در هر صورت LAD مریض رو استنت گذاشت و فلوی خوبی برقرار شد. هر چند

ادامه مطلب  

2 - بازگشت به متن اجتماع  

این ایام عیدیه همش کنار خونوادم بودم - یه جاهایی ام رفتم به اصرار مادرم - 2 تا کتاب خوندم (70 صفه ی اول یکیشون فقط گریه کردم همینجوری) دکتر حسابی بود - یه نفرم یه کتاب معرفی کرده گفته نخری بخونی خ ری (واج آرایی خ ) امروز رفتم یه کتابفروشی نداشت - وقتی فروشنده گفت نداریم احساس کردم در دو قدمی  خ ر  شدنم  - من تصمیممو گرفتم پیداش میکنمقضیه اینه الان که تعطیلات تموم شده دوس ندارم برگردم دوباره به بیرون و اجتماع و دانشگاه و هرجای دیگه ... البته نمیدونم ن

ادامه مطلب  

 

کنکور ثبت نام کردم.خرداد امتحانشه .دعا کنید قبول شممممممممممممممممممممممممممممممممممممم  خسته شدم از بس گفتم میخوام شروع کنم رژیم و وسط راه ولش میکنم .ولی خب میخوام این دفعه کوچولو کوچولو شروع کنم .نمیخوام یه دفعه زده بشم .هر هفته یه قاشق از غذام کم میکنم .هر ماه فقط یه پفک میخورم .هر ماه یه چیپس .هر ماه یه پفیلا .اینجوری اذیتم نمیشم .ورزشمم از کم شروع میکنم از روزی ۱۰ دقیقه هفته ای ۵ دقیقه اضافه میکنم .درسته چند سال طول میکشه ولی خب بلاخره لا

ادامه مطلب  

برای دوست نیلی ام.  

چند وقت پیش راه خونمون رو گم کردم. شب بود و تو بزرگراه خوابم میومد. یه دوستی به من گفت: " به قول شازده کوچولو هر کسی یه گُلی داره و باید مسئول گلش باشه". دوستم منو بیدار کرد و به خونه رسوند. من پیدا شدم انگاری. با خودم خیال میکنم کدوم گل مال منه، و چه جوری باید مراقبش باشم و مسئولانه دوستش داشته باشم؟. با خودم خیال میکنم کجای این کره زمین مال منه و باید گلم رو اونجا بکارم و آب و غذا بهش بدم و به آفتاب معرفی اش بکنم؟. با خودم خیال میکنم من گل کی هستم و

ادامه مطلب  

خدایا ...شکرت  

خدایا شکرت ... امروز خدا بالاخره جوابمو داد ... اردوی راهیان نورم جور شد ... دلم برای اونجا پر میکشه .. دیگه برام مهم نیست  دانشگاه چی میشه میرم صحبت میکنم ... دعا میکنم حذف نشم خدایا .. چرا دلم انقدر بیقراره ؟؟؟ چرا همش بهونه دارم .. سارا رو هم بهم ریختم ... با بابا تنهام الآن ... همش دارم فکر میکنم دغدغه های آدما چرا انقدر باهم فرق میکنه ...از خودم خسته شدم .. حس میکنم دارم میشم یه آدم متظاهر ... نمازام ... رفتارام ..چیزی که ته دلم میگذره ...خدایا ایمانمو از

ادامه مطلب  

جاست فور پدرام...  

آرزو میکنم توجیب لباست پول پیدا کنی، آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشی ُ هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا کنی، آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن تو اتفاقی رد بشی ُ بشنوی، آرزو میکنم انقدر بخندی ُُ بخندی که از چشمات اشک بیاد، آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری یجا به مشامت بخوره، آرزو میکنم وقتی حواست نیست سرتو بیاری بالا ببینی یکی که دوسش داری داره خیلی عمیق با یه حس مثبت و لبخند رضایت نگاهت میکنه، آرزو میکنم یه چ

ادامه مطلب  

سر؟دل؟  

سرمو گرم میکنم..با دنیای مجازی..با یادگاریات،با خاطراتت، با لباسام، عروسکام،درسام، دوستام..سرمو گرم میکنم تا کمتر اذیتم کنه این درده عجیب!! دردی که تموم وجودمو گرفته و خوب نمیشه..دردی که نمیدونم تا کی باید باهاش بسازم!!!سرمو گرم میکنم با چوب خطاییکه از دیدنشون و شمردنشون حالم بد میشه..سرمو گرم میکنم با حسرتاییکه 1عمر نخوردم و این چند وقت تا دلت بخواد پرخوری کردم..سرمو گرم میکنم به دیدن خوشبختیه آدماییکه هر روز و شب دور و برم میچرخن..سرمو گرم می

ادامه مطلب  

عرف مسخره...  

تو فرهنگ مزخرف کشورم و باور غلطش، زندگی میکنم که اگه ی دختر رو عشقش اصرار کنه، میشه آویزون!تو کشوری زندگی میکنم ک باباها ب پسراشون یاد دادن با دخترهای متفاوت باشن و هر کسی رو امتحان کنن و چقدر پر افتخاره ک اون دختر خانم بهش وابسته شه و براش اشک بریزه چون غرورافرینه! احساس قدرت بهش دست میده!اتفاقا ی حرف مزخرف هم شعار کردن و تو گوشی ها میگرده!میگن خوشبخت پسری که اولین عشق یه دختر باشه و خوشبخت دختری که آخرین عشق ی پسر باشه!این حرف طبق شناخت دو جن

ادامه مطلب  

تهمت  

 
وصال-دل شکسته
گمان بردم وصال اوزعمرجاودان به                                       خداوندا مرا آن ده کز این و آن به
به  تهمت راندند  مرا  با کس نگفتم                                        که راز دوست از دشمن نهان به
دل   ریشم   گدای   یاس  نبی   بود                                        به  حکم  آنکه  عشق  جاودان به
بگفت  بانو  به   تو  یار     قدیمی                                         که این سیب زنخ زان بوستان به
به

ادامه مطلب  

ایرانی بووودن  

من به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم...به اینکه تو کشورم واسه رسیدن به یه جایگاه هم تراز با مردا باید 100برابر تلاش کنم،افتخار میکنم!به اینکه همیشه باید علاوه بر قوانین،یه سری اعتقادات تعریف شده رو قبول کنم افتخار میکنم!به اینکه من مجبورم به خاطر یه سریا بسوزم و چوب تحریمارو بخورم افتخار میکنم!من به دختر بودنم تو ایران افتخار میکنم!من به روابط حسنه ی به دور از دروغو کلک که بر پایه اسلام تو ایران حاکمه،افتخار میکنم!من به ایرانی بودنم افتخار میک

ادامه مطلب  

"واجب فراموش شده!!"  

نمیدونم از بعد از شهادت علی خلیلی چرا اینقدر ذهنم درگیر امر به معروف و نهی از منر شده!!احساس میکنم خیلی دارم کوتاهی میکنم!!اصلا اهل امر به معروف نیستم حتی برای صمیمی ترین دوستام(به غیر از دو مورد که ناخن بلند و بالابستن موها هستش خصوصا که در جمع خانمهای مذهبی خیلی شایع هستش و من به شدت اذیت میشم ،به دو تا از دوستام گفتم) شاید دلیلش این هستش که بیشتر سعی کردم از راه عمل به اطرافیانم یک سری اصول رو بگم بخاطر همین حتی به خانمهایی که به شدت بی حجاب

ادامه مطلب  

 

کلا من بی یارو یاورم نه اینکه ایراد از کسی باشهجونم براخودم بگه که خیلی خوب دارم پیش میرم به امید خدامیخوام تا ۴شنبه حتما ۷۷باشم ومیدونم میرسماشتهام تقریبا کم شده ولی مقاومت هم میکنم و جلوی خودم رو میگیرم وبیشترین چیزی که جلوی میل   هوسم رو میگیره اون مقاله ایه که تو وب هدف جان در مورد ترکیب غذاها خوندم واقعا از وقتی سعی میکنم ترکیب غذاهارو رعایت کنم هم خیلی کمتر میخورم هم احساس میکنم برنامه دارم هم اینکه مشکلاتگوارشیم داره از بین میرهاحسا

ادامه مطلب  

دو نکته درباره مذاکرات  

دانلود عکس
بنده اصرار دارم بر حمایت از مسئولانی که اجرای کار بر عهده شان است ، از همه ی دولتها بنده حمایت می کنم و وظیفه ی ما است.
از آن طرف اصرار دارم بر تثبیت حقوق ملت ایران از جمله مسئله ی حقوق هسته ای ؛ از حقوق ملت ایران یک قدم عقب نشینی نباید بشود.
امام خامنه ای مدظله العالی

ادامه مطلب  

 

دیگه هیچوقت اسممو نیار عارفه هیچوقت کاری میکنم دیدنم ارزوت شه کاری میکنم حتی خاطره هامم فراموش کنی برا من مو میندازی بیرون  باشه هد نمیزنی نزن خدا حافظ برا همیشه ه زندگیم برا تو برا تو حروم شد داییم راس میگفت خداحافظ با تون خانواده اشغالت الان ازادی پاسور شرطی وب کوهات بیرون انداخته شده بری هر جا ک دوس داری دیگه حق اوردن اسممو نداری کاری میکنم علی

ادامه مطلب  

اوراق هویتی  

چندی قبل در جایی بودم از من شغلم را پرسیدند(ایست بازرسی یکی از شهرها)
گفتم کتابدارم
با تعجب نگاهم کردند و گفتند کتابدار؟یعنی چیکاره ای؟
گفتم تو کتابخونه کار میکنم گفتند چیکار میکنی؟
براشون از کتاب و کتابخونه گفتم
گفتند چند ساله که استخدام شدی؟گفتم نزدیک سه سال
از من اوراق هویتی مبنی بر کار کردن در کتابخانه خواستند یا بهتر بگم کارت شناسایی که نشون بده من تو کتابخونه کار میکنم خواستند
بهشون گفتم هنوز کارت شناسایی ندادن و بنده نیز ندارم
همشو

ادامه مطلب  

هزینه ی دانشگاه من  

شنبه کلی کار دارم.صبحش باید برم دانشگاه,ظهر هم مدرسه!راستش رو بگم یه کم میترسم.نمیدونم از پسش بر میام یا نه.آخه من فقط نمیخوام که واحدهای درسی رو قبول بشم,میخوام بهترین باشم.آقای همسر هم میگه (اما کاملا جدی میگه)که باید نمره هام عالی باشن و این شروعی واسه ی رفتن به مقطع دکترا باشه.مثل بچه ها که میترسن نمره ی کم بیارن بعدش مامان و باباشون ناراحت بشن منم میترسم نمره ی کم بیارم.
غیر از اینا یه افرادی هم خیلی بی انصافن! و به نظرشون این رفتن به دانشگا

ادامه مطلب  

 

هعیییییی :))بعضی چیزا هست که آدم وقتی می فهمتشون کلیـــــــ ذوق می کنه :))) ---امروز با کلی اصرار امتحان فیزیکو که زنگ اول بود کنسل کردیم :) زنگ آخر که شد معلمه امتحانشو با موفقیت برگزار کرد :| ایــش ! خب میگی کنسله پای حرفت باش دیگه :(کلی میشد خوند تازشم ! :( پ.ن: شتر موز پنیر :)))) !

ادامه مطلب  

"فرشته..."  

بالاخره تونستم فرشته رو بشناسم...فقط میتونم بگم اون خیلی بزرگواره و روح بزرگی داره ولی چیزی که باعث میشه من و اون مدام در حال بحث باشیم اینه که خیلی زودرنج  هستش و دیر میبخشه و این ویژگی ها در برابر من که این همه اشتباه میکنم و مدام در حال تجربه کردن هستم در تضاد هستش...راستش خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم باید چیکار کنمفعلا دارم سکوت میکنم و سعی میکنم بهش بفهمونم خدایا خودت کمکم کن...

ادامه مطلب  

سفرنامه ی گوک دره ( 2 )  

پس از بازدید از
مدرسه و مرور خاطراتم به همراه بچه ها به طرف منزل شیری آخوند به راه افتادیم که در
راه به رجب برخوردیم. صبح همان روز با رجب تماس گرفته بودم که آن موقع در مراوه تپه
بودند و تازه به روستا رسیده بودند که ما را دیدند. رجب از شاگردان زرنگ و با
استعداد من بود که متاسفانه بعد از اتمام دوره ی ابتدایی ، پدرش وی را علیرغم
اصرار فرزندش برای ادامه ی تحصیل ، از مدرسه بیرون آورده ، دنبال گاو و گوسفندانش
روانه کرده بود و به این ترتیب یکی از استعدا

ادامه مطلب  

«بیگ دیتا»؛ ابزار خطرناک آژانس امنیت ملی آمریکا + سند  

بیگ دیتا (Big Data)
چیست؟ از کدام استراتژی پژوهشی تبعیت می‌کند و چرا برای آمریکایی‌ها مهم
است؟ آژانس امنیت ملی آمریکا با ابزار بیگ دیتا چگونه به آنالیز افکار
عمومی پرداخته و تهدیدات را شناسایی می‌کند؟ برای آشنایی با یکی از
کارکردهای مهم صنعت جاسوسی آمریکا با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.... گفتار صادقانه،
قرن بیست و یکم در محافل غربی به قرنی شهره است که در آن جامعه انسانی، با
تکیه بر فن‌آوری پیچیده و گسترده اطلاعاتی عصر حاضر، به «جامعه اطلاعا

ادامه مطلب  

 

دلم برای صدات یه ذره شدهآخه بی معرفتتو میدونی که چقدر ذوق میکنم وقتی اسممو صدا میزنیالان جای اسم من......اسم یکی دیگه رو صدامیزنیخوشحالم که بخاطر اون منو فراموش کردی ولی برای شنیدن  اسمم از دهن تو حتی یه بارم که شدهلحظه شماری میکنمفقط یه بار

ادامه مطلب  

 

حالم خوب نیست.دلم واسش تنگ شده.خیلی درس دارم.هنوز 9 روز دیگه باید جون بکنم....درد هم دارم....خیلی درد دارم....وقتی میبینم با یکی دیگه ست.....با هیچ کسم نمیتونم حرف بزنم به جز اینکه اینجا درد دلامو بنویسم و راحت بشم...منتظرم این روزا تموم بشه....من با تمام وجودم تلاش میکنم تا موفق بشم...تا جایی که میتونم تلاش میکنم...بقیش دست خدا...خدا خودش بهم گفته باید بلند شم و تلاش کنم و موفق هم میشم....باید قدر وقتو بدونم که روزگار به کامم باشههمه چیز آمادست تا من به هدف

ادامه مطلب  

 

بعد یه موقعی میشه به شدت قهرم....به شدت دلخورم...به شدت حرص میخورم....اما باز عین شاسگولا میشینم برا جفتشون نقشه تولد میکشم !!!!!!!!چی کادو بخریم...چجوری سورپرایز کنم....کجا ببرمشون...با کیا....بعد عین احمقا هزینه ها رو برآورد میکنم و پول و مورد نیاز رو جدا میکنم!!!!!
یعنی دقیقه ای یک بار این حرکتو میکنما!!!!

ادامه مطلب  

 

روز خسته کننده ای بود و من عجیب خستم. تو این مدت خیلی چیزا عوض شدخیلی چیزا درست شدخیلی چیزا از دست رفتخیلی گریه کردمخیلی شکر کردمخیلی خوابیدمخیلی خندیدمو خیلی امید دارمحس میکنم قراره همه چیز بهتر شهحس میکنم تا سال دیگه خیلی چیزا اوکی شدهخیلی اتفاقا افتادهخدا رو حس میکنم که پیشمهکمکم میکنهدر کل حس خوبی دارمیه جور کرختیه همراه ارامشهخدایا بابت همینم ممنون :)))خیلی ممنون

ادامه مطلب  

آنکه یافت می نشود آنم آرزوست!!!  

احساس متفاوت بودن نمیکنم اما گاهی هضم حرفهای اطرافیانم برام سخت میشه...اینکه اونا به چی فکر میکنن؟؟چه برداشتها و قضاوتهایی از زندگی دارن؟؟؟ دنیاا رو چطور میبینن؟؟؟ چقد تفاوت داره بین اون چیزی که من حس میکنم و میبینم و چیزی که اونا میبینن...از نفس کشیدن گرفته تا هر کار و رفتاری که قراره ازم سر بزنه رو گاهی چک میکنم اما بازم تفاوت دارن...مشکل چیه؟؟وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم نسبت به اونوقتا چقدر فرق کردم. یعنی بزرگ شدم؟؟؟ احساسهام، رفتارام

ادامه مطلب  

225:)  

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند!اما من جلوی دهانش را میگیرم،وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!این روزها من خدای سکوت شده ام.خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود.آرزوی خیلی ها بودم امآ اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم...

ادامه مطلب  

روزهای من  

ذهنم رو متمرکز می کنم تا بنویسم..بنویسم از همه چیزایی که با یه اشاره کاملا" بی ربط به ذهنم هجوم میاره و مثل یک فیلم که چندصد بار بادقت دیدمش، برام review میشه و بعد..اما ذهنم خسته تر از اونیه که بتونه لغت ها رو با یه چیدمان خوب ،کنار هم مرتب کنه.شاید هم خسته نیست فقط دلیلی برای این کار نداره و ترجیح میده بی خیالش بشه..هرچی که بهش اصرار می کنم ، باز هم بی فایده ست..اصرار می کنم چون حس می کنم اگه تخلیه بشه ،بهتره..!به نظرم،دلم هم ، این بار با ذهنم "متفق ال

ادامه مطلب  

41  

هنوز خیلی بچه امخیییییلیوقتی میام اینجا فرق خودمو با بقیه می فهمممن یه چیزی بین جوونی و پیری گیر کردم!دلم میخواد بزرگ بشماما هرچی بیشتر تلاش میکنمبچه تر مییشمرفتارای بچگونه زیاد از خودم نشون میدماحساس میکنم همه برام دلسوزی میکنناحساس میکنم همه ازم نا امیدنانگشتام داره بدون هدف تایپ میکنههیچکس نمیدونه من چقد تو زندگیم سختی کشیدمهییییچکسنه که درباره دوس پسر و این چیزا باشه ها! نه!مشکلاتی که تو زندگیم داشتمو دارمو نمیخوام دربارش حرف بزنمچ

ادامه مطلب  

نوازیدن مهمان  

زنگ که زدم بهش خودش اصرار کرد ک بیا خونه؛ بعد از ظهر بود ک رفتم. در رو ک باز کرد ایستاد تو چار چوب در. سلام علیک متعارفی رد و بدل شد. بفرمایید داخلی ک گفت اینقدر سرد بود و تصنعی ک اصلا میلی نداشتم موضوع صحبت رو طرح کنم.بعد از اینکه برگه پایان نامه رو امضا کرد گفت: حالا میومدی ی چایی میخوردی!پ.ن: هر آنچه از دل برآید لا جرم بر دل نشیند

ادامه مطلب  

 

مثلامن دخترعاقله هم....ای خدا....مثلاهمه ازمن حساب میبرن مثلامن تکم....ای خدا....شکرت...من همیشه قبله کارام پیشبینی میکنم....همیشه قبلش فک می کردم....مثلامن دکتراینده خانواده ام.....این کارازم بعیدبود....واقعاتوجیحی براش ندارم حس بی ارزشی دارم....حس میکنم کاملازمین افتادم....نه....من ارتمیسم به همه ثابت میکنم...عقده تک بودن ندارم  چون یقین دارم میتونم....بایه اشتباه من کلام خداعوض نمیشه ...اره من هنوزم تکم چیزی کم نشده...مهم اینه ازاشتباهم پشیمونم..مهم اینه

ادامه مطلب  

تند تند نوشت!  

خوبم خوشم اتفاقِ خاصی نیفتاده ک بیام بنویسمزندگیمون میگذرهروزایِ بهار احساس میکنم کلا تو خابم ینی فک میکنم سرِ کلاس خابم دارم این صحنه رو تو خاب میبینم!74روز مونده تا کنکورِ داداشی!دلم زن داداش خاس!ینی دلم ی کسیُ میخاد ک بشینم ی دل سیر باش بحرفم ی ادمِ مطمینسرم بعضی اوقات یهو تیر میکشه یا ی طرف درد میگیره هنوز خوب نشدهنمیدونم کادویِ روز مادرُ چی بگیرم؟پیشنهاد بدیناین روزا بابامُ بیشتر از همیشه دوس دارم احساس میکنم خیلی دوسم داره خیـــــــ

ادامه مطلب  

اس ام اس جدید  

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم انقددددده حسودیم می شد به اون بچه هایی که بلد بودن با دوتا انگشتشون سوت بزنن!!!!فاجعه یعنی:زمانی که از تنهاییت زجر میکشی دلتو وادار به عاشق شدن کسی کنی که هیچ حسی بهش نداری...آره... التماس و اصرار برای عاشق شدن فاجعسجدیدترین روش ها برای خرید ، خرید شارژ ایرانسل است .بچه ها امروز جمعه ست صلوات و خوندن سوره ی کهف یادتون نره, خیلی ثواب داره..واسه بقیه هم دعا کنین بخصوص مریضا.. ایرانسلروزی میرسد که در خیال خود، جای خالی ام ر

ادامه مطلب  

 

سلام داداشی الان بیست و سه روزه پیشم نیستی الان بیست و سه روزه خونمون شادی ندیده داداشی جات خالیه داداشی هر وقت میام پیشت آروم میشم گریه هام بند میاد . داداشی وقتی میام پیشت احساس غرور میکنم فکر میکنم پیشمه خودت که دیدی . مهیار جون داداش گلم دلم خیلی برات تنگ شده .داداشی  همه جا را نگاه میکنم یاد تو می افتم . داداش مهیار ، اباجی لیلات تنها شده ها ، دعا کن منم بیام پیشت داداشی داداش گلم  

ادامه مطلب  

 

من همش دارم به این فکر میکنم که : سنا تو کی بودی؟  از کجا اومدی؟  با من چیکار کردی؟  سنا من جواب هیچ کدوم از این سوالا رو نمیدونم به خدا تو مدرسه ی خودم شدم عین یه آدم کور چشم جز تو کس دیگه ای رو نمیبینه...  نگو...  هیچی نگو...  نمیخوام دوباره اسمتو ببینم و وقتی نظرتو میخونم ببینم از دستم ناراحت. و داری حرص میخوری...  به خدا تحملشو ندارم خواهش میکنم اینارو تو دلت بگو ... 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1