آخرین اخبار سایت

شهره عزیزم  

شهره جان همه راه ها رو بستی...چند بار خواستم بهتون پیام بدم اما نتونستم آدرسی ندارم ازتون...کامنتای وبلاگتون هم همه غیر فعال بودن....پیام شما همه خصوصی هستن و من نمیدونم چطور باید سوالای شمارو جواب بدم...ممنون میشم یه راهی بذارید من باهاتون حرف بزنم...متاسفانه از طریق یاهو هم برام ممکن نیست حرف بزنم...ممنونم

ادامه مطلب  

book  

دارم این روز ها کتاب هیا بابایی رو باز نویسی میکنم ... خیلی اشکال دارم . نه عربیم خوه . نه اشنام به رسم الخط قدیمی ... بی نهایت برام سخت و سنگینه .
خدایا کمک میخوام
خدایا خواهشا کم نیارم ...
پی.نو: اون همه کتاب خریدی کی باید اونا رو بخونی ؟ ای که بدم میاد کتابا ریخته بشن روی هم . چی میشد هر وقت هر کار دقیقا دوس داشتی انجام بدی ؟ نه این که شرایط و محیز و جو تو رو هدایتت کنن ... :( 
پی.نو : از یک سری کارام پشیمونم . . . سخت پشیمون ... 
انسانیت یادم رفته انگار . بابا

ادامه مطلب  

خواب  

به خواب میبینم تو را ، تو را صدا میکنم
چه عاشقانه اما ، تو را نگاه میکنم
من از سکوت سرد تو، چشامو اشک میکنم
یه بار دیگر برای تو ، صدامو صاف میکنم
تو دور میشوی و من قدم هامو سریع میکنم.
برای با تو بودن ، قلب و نثار میکنم.
صدای تو امد ، خود را بهوش میکنم.
تو را به اغوشو غرقه بوسه میکنم.

به خواب میبینم تورا.توخواب زندگی میکنم.

ادامه مطلب  

اگه تو من و نخوای  

اگه تو شب بشی ؟؟
شب و مهتاب میکنم ؟؟
اگه تو روز بشی ؟؟
روزها رو خواب میکنم ؟؟
اگه تو باد بشی ؟؟
باد و زندون میکنم ؟؟
اگه تو دریا بشی ؟؟
موج و بارون میکنم ؟؟
اگه تو پیشم نیای ؟؟
تو رو حیرون میکنم ؟؟
اگه تو من و نخوای ؟؟
عشق و مجنون میکنم ؟؟

ادامه مطلب  

ایرانشناسی 3...  

اینم ایرانشناسی سومی برای دوستان گلم 
اقا دیدی هر کسی یه جایی دوست داره منم شهری که دوست دارم که حتی اگه ببرینم لاس وگاس و نیویورک و لندن اینجور جاها بازم میگم نه هیجا همون شهر نمیشه الیگودرز خودمونه (استان لرستان) من که خودم هر سال حتما باید یه سفر برم الیگودرز یعنی اون سال سال واسه من نمیشه 
نمیدونم رفتین یا نه اما پیشنهاد میکنم حتما برید جاذبه هاشم : هوای خوب و طبیعت اطراف شهره و خود شهر شهر کوچکی هست 
مای فوریت سی تی 

ادامه مطلب  

بخونین  

سلام
ای کاش این وبلاگ دوستاشو هیچ وقت از دست نمیداد که حالا به این روز بیوفته قبلا اگه از درد وناراحتیم مینوشتم با خوندن کامنتا آرامش  بهم دست میداد ما اینجا باهم مثل خواهر و برادر واقعی بودیم ولی از وقتی که دیگه دوستام نمیان اینجا دیگه این وبلاگ برام اهمیتی نداره دیگه توش آرامشی نیست انقد اون دوران خوبو عالی بود که حتی اعضای خانوادم همه دوستای مجازیمو میشناختن فکر میکنم دیگه اینجا برای داییامم جذابیتی نداشته باشه چون خیلی وقته که کامنتاش

ادامه مطلب  

شعر سیاست کثیف  

صحبت از سیاست میکنم 
یک کلام از بینهایت میکنم
به همین که هست قناعت میکنم
چون چاره ای نیست باید باید این کار را کنم
به این دیکتاتوری عادت میکنم 
صحبت از کشوری بی عدالت میکنم
از این اختلاسهای بینهایت میکنم 
گر چه به این هم عادت میکنم
ظلمی نیست تاابد پایدار
عاقبت میشود هر ظلمی اشکار
صحبت از یاران میکنم از شلوغیهای خیابان میکنم
صحبت از تجاوز در زندان میکنم 
صحبت از ازادی بیان میکنم اندیشه ام را پنهان میکنم 
چون ما را هم در زندان میکنند 
عاقبت م

ادامه مطلب  

خدایاشکرت  

1) به خاطر اینکه سالمم خدا رو شکر میکنم...
2 به خاطر اینکه چهره ی خوبی دارم خدا رو شکر میکنم...
3 به خاطر اینکه تونستم درس بخونم و دانشگاه برم خدا رو شکر میکنم...
4 به خاطر اینکه یه کار هر چند موقت دارم خدا رو شکر میکنم...
5 به خاطر اینکه سایه پدر و مادرم بالا سرم هستن خدا رو شکر میکنم...
6 به خاطر اینکه خیلیا برام دعا میکنن خدا رو شکر میکنم...
7 به خاطر اینکه دلم پاکه و حسادت زیاد توش راه نداره خدا رو شکر میکنم...
به خاطر اینکه نشد با اون خواستگار آشغال که بعد

ادامه مطلب  

توجه توجه  

 
اگه نظر ندی دعا میکنم وبلاگت بسته بشه!
 
 
اگه نظر ندی دعا میکنم مجبورشی کارای خونه رو انجام بدی!
 
 
اگه نظر ندی دعا میکنم سوسکا بهت حمله کنن!
 
 
اگه نظر ندی دعا میکنم اینترنتت قطع بشه !
 
 
اگه نظر ندی دعا میکنم هر چی میخری اصل نباشه !
 
 
اگه نظر ندی دعا میکنم برا خرید پول نداشته باشی !
 
 
بعد از خوندنش اگه نظر ندی ایشـــــــــــــــالاسبیل در بیاری!!!

ادامه مطلب  

تنهایی  

کلبه ی کوچک تنهاییم را با تو تقسیم میکنم
گرمای محبت و عشق را با نگاهی به تو تقدیم میکنم
دست هایم گرچه خالیست ولی
بی صدامهربانی ام را تقدیمت میکنم
خسته ای از این همه دوری و من
علاقه ام را روزانه به تو تشدید میکنم
گرچه از من جدا شدی و دور
هرلحظه به خاطرت دلم را تهدید میکنم
با من سردی و بی سرور
ومن همچنان عشقم را تقدیمت میکنم
نگاهم نمیکنی و ساکتی
اما من.....آتش این دل را شعله ور تر میکنم
آری تو رهایم میکنی و من هنوز
    جمله ی دوستت دارم را با تمام ساد

ادامه مطلب  

رفع زحمت  

حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم انگار حافظ بامن ومن با تو صحبت میکنم وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا دارم این بد قولیت دیریست عادت میکنم چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیرهست تقدیر و ویران میکند من هم مرمت میکنم در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین من دارم از چشمان زیبایت میکنم نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت هر جای دنیا که روم احساس غربت میکنم بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست در حمل بار غصه ات با شوق شکت میکنم یک شادی کوچک اگر از رو

ادامه مطلب  

..ح و سین..  

بسم رب حسین
میفروشم گوشوارم را اگر پیدا شود
                                             در عوض انگشتری زیبا برایت میخرم...
جای گله ز فاصله ها گریه میکنم
با نام سید الشهدا گریه میکنم
من که تمام عمر ز داغت گریستم
در بین قبر هم چه بسا گریه میکنم
 
باید هزار سال برای تو گریه کرد
قدر هزار سال تو را گریه میکنم
 
من سمت روضه میروم و عابری به من
میگوید التماس دعا گریه میکنم
 
تو خواستی و حاجت من شد روا حسین
بر نذر های گشته ادا گریه میکنم
 
حالا تو بخ

ادامه مطلب  

trieste  

** یه شهر شلوغ.یعنی در برابر تورکو من شوکه شدم!! خیلیییییییی شلوغ و پر جنب وجوش. مردمانی خونگرم و خوش صحبت
** فوق العاده مهربونن. یعنی فوق العاده... داشتیم آدرس از یکی میپرسیدیم، یه رهگذری شنید. گفت دارید میرید اونجا؟ گفتیم آره.گفت دارم با ماشین میرم همون جا. اگه میای، بدو بالا!!! :))))
تو راه از چند نفر آدرس هتلمون رو پرسیدیم. بلد نبودن، ولی همونجا موبایل در می آوردن، گوگل میکردن! تا پیدا نمیکردن که دست بردار نبودن!!! یعنی یه جورایی خیلیییییییییییییی

ادامه مطلب  

الان  

گوش میکنم:به خاطر سنگفرشی که مرا به تو می رساند
فکر میکنم:همه ی ما اشتباه میکنیم!زندگی جایی پشت این سنگ فرش هاست
نگاه میکنم:پرنده باز کوچک!فیروزه ای هنوز هم زیباست
حس میکنم:لیوان سرد کنار دستانم آرام آرام گرم می شود
تصور میکنم:کودکی در آغوشم دارم وتکانش میدهم

ادامه مطلب  

 

احساس میکنم خیلی دوست بدی ام :(
ماندانا میگه خیییییییییلی خوبم ولی واقعا الان نمیتونم حرف ماندانا رو باور کنم
احساس میکنم بدم که با ویانا دعوام شد
احساس میکنم بدم که وقتی بهم گفت خفه شو تارا لدفن حالم خیلی خوبه تو هم هی میرینی توش ناراحت شدم
احساس میکنم من بهترین دوست ویانا نیستم 
احساس میکنم بدم که تازگی ها اینقدر نسبت به بقیه بی حوصله ام
احساس میکنم بدم 
من یه دوست بدم :|
مگر اینکه خلافش بم ثابت بشه
احساس میکنم بدمممم بد 
احساس میکنم لیاقت ب

ادامه مطلب  

خاله دنا و شپلک  

سلام دوست جونی هام
حالتون چطوره؟ تابستون خوش میگذره؟
کنکوریا امتحانتون رو چیکار کردین؟
به منم خوش میگذره. دارم حسابی از فرصت استفاده میکنم تا اول مرداد که میخوام برم سر کار کلی انرژی داشته باشم
چه کاری؟ نگفتم؟
یه سریال هستش به نام "خاله دنا و شپلک" به کارگردانی خانم شهره لرستانی و تهیه کنندگی خانم لیلا مردادنیان که تا آبان تصویربرداریش طول میکشه و برای گروه کودک و نوجوان شبکه دو سیما ساخته میشه
داستانش درباره آشنایی بچه ها با حیات وحش و حی

ادامه مطلب  

غزل از امام خمینی(ره)وجواب امام خامنه ای دراین خصوص  

احساسات نامحسوس
من به یک احساس خالی دلخوشم ... من به گل های خیالی دلخوشم
                      غزل چشم بیدار امام خمینی(ره) و جواب مقام معظم رهبری
 
 
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم     چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم
 
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم       همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم
 
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى       کـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم
 
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز        

ادامه مطلب  

آبی‌ترین شهر جهان +تصاویر  

 
شهری کوچک و تاریخی و با معماری منحصربفرد در شمال مراکش وجود دارد که رنگ آبی بسیار جذابش آنرا شهره کرده است. این شهر دارای کوچه‌های پر پیچ و خم بوده و با تلفیقی از معماری اسپانیایی ساخته شده است. مردم این شهر بر این باورند که رنگ آبی باعث دفع پشه‌ها می‌شود.

ادامه مطلب  

مرگ  

دنیا برایم تاریک وتنگ است گاهی مرگ زیبا ترازحظور دراین دنیای سخت وسنگی است دل شکستن دراین دنیارسم است وبی وفایی شهره شده دربین ادمیان
وقتی به یادبچگی میفتم گریه ام میگیره چه خوش بودیم کسی نمی گفت چرافلان کارروکردیم چون بچه بودیم
اماالان انگارزیرذره بینیم اگه بچگی میگفتیم فلان کس رودوست داریم همه به ما می خندیدنداما الان دیگه عاشق شدن شده گناه. شده .......... 
دیگه خسته شدم ازبودن و نبودن ازاین که احساس میکنم کسی من رودوست نداره یه سوال
ایااحس

ادامه مطلب  

و... از گذشته های نه چندان دور...  

اعتراف میکنم یکی رو به این دلیل رد کردم که گفت موهای من از تو پرپشت تره!
جریان از این قرار بود که این آقای همکلاسی از من خواستگاری کرد و من گفتم باید بیشتر بشناسمت
من عادت دارم به موهام روغن نارگیل یا بادوم یا فندق میزنم
و درنتیجه هر روز باید شسته بشه
و از اونجایی که توی امتحاناته پایان ترمم بود، وقتم کم بود و نمیتونستم هر روز دوش بگیرم
و چون موهام خیلی مشکیه و پوست سرم خیلی سفید، وقتی خیلی چرب میشه، پوست سرم زیادی خودشو نشون میده
همون روز یهو

ادامه مطلب  

عشقت تو خون امه!  

کارهرروزم شده ..................
عکستو میذارم روبروم تمامشو نقطه به نقطه میبوسم!
 باهات حرف میزنم
اخم میکنم واست
 لوس میکنم خودموبرات
 بغلت میکنم محکممممممممممممم
 وکلی قربون صدقه های مکرر که هردفعه تصدق نگات میکنم
! آرهههههههههههههههههه دلم تنگه خیلی ام تنگه!
 عشق خونمِ کم شده زود برگردنفسم!!!!!!!!!!!!

ادامه مطلب  

آرزو میکنم  

سلامروزگار میگذره....بدک نیستخوبمفکرم رو کارمه و خانوادم این خیلی عالیه که بیشتر کنارشونم....اوضاع خودمم معمولیههنوز هم جا به جا نشدمامشب شب آرزو هاست....برام دعا کنید...آرزو میکنم عاقل شمآروم شمآرزو میکنم با خدا باشم آرزو میکنم فهمیده شم....

ادامه مطلب  

دلی که شکست...  

لاک های ناخنم را پاک میکنم... آرایشم را پاک میکنم... موهایم که آن همه وقت برای درست کردنش گذاشته بودم، را باز میکنم.... به خودم در آینه نگاه میکنم... اشکهایم روی صورتم سر میخورند.... کمی از آن را میچشم.... شور است... دلم برای خودم میسوزد.... برای احساسم.... برای وفاداریم... برای سالهایی که از دست دادم....

ادامه مطلب  

❤...::: 486+حس ناب :::...❤  

همیشه میگفتم ببینمت توی فرودگاه کلی گریه میکنم ولی الان یه حس ناب ه
حسی وصف نشدنی... هر وقت بهش فکر میکنم دلم ضعف میره .... 
وقتی تک تک لباسام رو بر طبق سلیقه ت توی چمدون جا میدم بغض میکنم
که تموم شد... 
خودمم باورم نمیشه فقط 3 روز... 
خدا شکرت... 

ادامه مطلب  

شهری تاریخی به رنگ آبی در کشور مراکش  

باشگاه خبرنگاران: شهری کوچک و تاریخی و با معماری منحصربفرد در شمال مراکش وجود دارد که رنگ آبی بسیار جذابش آنرا شهره کرده است.این شهر دارای کوچه‌های پر پیچ و خم بوده و با تلفیقی از معماری اسپانیایی ساخته شده است. بسیاری از مردم این شهر  بر این باورند که رنگ آبی باعث دفع پشه‌ها می‌شود.

ادامه مطلب  

خدا ، آفتاب، عشق  

        خدا. افتاب. عشق تو را شکر میکنم. به خاطر افتلب که بر زندگی ام میتابد.تو را شکر میکنم . به خاطر مهتاب که چراغ زندگی ام در شب ها است.تو را شکر میکنم. به خاطر باران که کوچه ی دلم را شستشو میدهد.تو را شکر میکنم. به خاطر گناهانی که نکردم. بدبختی هایی که ندارم. به خاطر عشقی که زندگی ام بخشیدیو تو را شکر میکنم . به خاطر اینکه تو خدای منی.  

ادامه مطلب  

عشق  

رنگهای شادراصدا میزنم
وستاره هارادعوت میکنم
ومرغ عشق را بر روی سر انگشتان نازکم مینشانم
وشکوفه های به خواب رفته را بیدار میکنم
وشبنم های به غنچه نشسته را نوازش میکنم
وعشق را به بلندای روشنی ونور میرسانم
وطرحی میزنم از تمام زیبایی ها
وهدیه میکنم به تو 
به تویی که تمام هستیم شدی
ای آینه خوبی ها...

ادامه مطلب  

 

باور تنهایی  آدمها می آیند...................خودشان را نشان میدهند....وقتی که برایت مهم نیست..............................................اصرار می کنند..........اصرار برای اثبات وجودشان...........................................اثبات بودنشان.....................................................................و ماندنشان.............اصرار که تو نیز بمانی........................................به همراهیشان.........آنگاه که پذیرفتی .......................به سادگی ...........................................بودنشان، و به باور نشاندی................................................................................مان

ادامه مطلب  

تعارف  

دیروز خسته و بی حال بودم و سردرد داشتم جایی بودم وخواستم به خانم خونه کمک کنم فکر کردم شستن ظرفها با خودش و من هم اشپزخونه رو مرتب میکنم  هرچی گشتم دستمال اشپزخونه رو پیدا نکردم رفتم طرف سینک که خانم برگشته به من میگه به خدا اگه بزارم شستن ظرفها به خودمه حالا منم موندم چی بگم گفتم شما این همه زحمت کشیدین خسته شدین شستن ظرفها با من هم اون خیلی اصرار کرد و هم من اخر سر خودم همه ی ظرفها رو شستم

ادامه مطلب  

زندگی من،،،،  

تو این غروب5شنبه 22اسفندخیلی دلم گرفته،،،اسمون هم ابری وبارونی ،،،،سال92هم گذشت با خوبیها وبدیهاش مثل سالهای گذشته ،،،پنجره رو باز کردم  بوی بارون وخیلی دوس دارم میرم رو ترانس سرمو بالا میگیرم وقطره های بارون به صورتم میخوره،چشامو باز میکنم واسمون  با ابرهای سیاه نگاه میکنم عاشق روزهای بارونی وخصوصا غروبشم،هنورم تو این شهر احساس غریبی میکنم مردم وشهرشو دوس ندارم احساس دلتنگی میکنم،نمیدونم به این شهر و مردمش عادت میکنم یا نه نمیدونم،،،،

ادامه مطلب  

تا آسمان عشقمان رنگن کمانی است  

تا آسمان عشمان رنگین کمانی است             دنیا شبیه تاج گل یا شمعدانی است
در دفتر حاضرغیاب درس عشقت                   پیری به غیبت شهره و حاضر جوانی است
در شور و شیدایی عشق تو خدا هم              شوخ است و گرم بازی کفتر پرانی است
صد یاسمن دستش به دست یک صنم بود       گم شد صنم از چشم وقت شادمانی است
کاغذ چه طناز وقلم در دلبری بود                   تنها کلاغ شهر در مرثیه خوانی است
با پاره های معجزه ایجاز واعجاز                     

ادامه مطلب  

خاکستر امواج  

دقت کردی چند وقته اصلا دست به خاکستر امواج نزدی ؟
همش شدی غم و غصه
نه 
اصلا نمیگمت غم هاتو فراموش کن
ولی زندیگتم فراموشنکن
بخاطر عزیزات که داریشون ، دیدیشون و بیشتر از اشنای غریبی که ندیدیش دوستشون داری
دوست دارم اونی بشی که یکی میگفتش
من که سراینده ی این دفترم 
شهره ی شیطون ......
اخی
یادش به خیر ... 
به هر حال ازت انتظار دارم 

ادامه مطلب  

طلاق برنامه ریزی شده!!!  

با اصرار از شوهرش می خواهد که طلاقش دهد شوهرش می گوید چرا؟ ما که زندگی خوبی داریم از زن اصرار و از شوهر انکار در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می پذیرد، به شرط و شروط ها زن مشتاقانه انتظار می کشد شرح شروط را تمام 1364 سکه بهار آزادی مهریه آت را می باید ببخشی زن با کمال میل می پذیرد در دفترخانه مرد رو به...(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه مطلب  

 

جرعه جرعه شراب می ریزد ازآسمان چشمت
بی خود و هلاک می ششوم
در بیابان تنم
که حالا سراب شده اشکهایم در فراق
روزهای اول خوب است
می خندی
کمی که گذشت غم عشق به سراغت می آید
نفسم می گرفت بی تو
اندکی سرخوشی
و حالا بی قراری
بعد از این
می ترسم دیوانه ات شوم
شهره شدم به عاشقی
و حالا راهی نمونده تا به راستی مجنونت شوم
کاش روز نیمه شعبان شب تولد معشوقت
یک شاخه گل که دوست دارم از تو به دستم برسد
تا باور کنم
اینها خیال نیست
و ما روزی آغوشمان پر می شود از  عطر رس

ادامه مطلب  

یادم رفت خوب  

یه چیزی رو یادم رفت بگم در حال حاضر شدیدا دارم رو چیزایی که اعتماد به نفسم رو کم میکنه کار میکنم مثلا چاق بودنم اینپلنت دندونم ارشد خوندن جراحی فک یه مزیت دیگه هم داشت اینکه همه میگن خوشگل شدی ولی کسی متوجه جراحی نمیشه و چه کیفیییییییییییییی میکنم من فعلا دارم به ایپلنت 3 عدد و جراحی بینی 1 عدد فکر میکنم و خدا رد شکر میکنم که خانواده ام با من همراهنو خدا این قدری به بابام داده که من بتونم با پزشک های خوب کار کنم خدارو شکر واقعا توی اون 1 ماه کذای

ادامه مطلب  

 

                         چشم بیمار
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم ..... چشم بیمار تو را دیدم وبیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم ....... همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم شرری ....... که به جان  امدم و شهره بازار شدم
درمیخانه گشاییدبه رویم شب و روز ....... که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریاکندم وبرتن کردم ........  خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد ...... از دم رند می الوده مددکارشدم

ادامه مطلب  

شهادت حضرت  

 مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذاشت و اصرار کرد که امام از آن انار میل کنند. اما حضرت از خوردن سرباز زدند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ کرد و حضرت به زور, قدری از آن انار مسموم را میل فرمودند. بعد از گ

ادامه مطلب  

 

عشقبازی میکنم با گریه های هر شبم
اون شبایی رو که اسمت عاشقونه است رو لبم
 
عشقبازی میکنم با بغض سرد تو گلوم
انگاری هستی هنوزم باز نشستی روبروم
 
عشقبازی میکنم با خاطرات پرپرم
کاشکی بودی پیش من در لحظه های آخرم
 
عشقبازی میکنم با قصه هات و وعده هات
هرگز از یادت نبر دستی که میلرزه برات
 
عشقبازی میکنم با جای خالیت با غمت
گر میگیرم تو خیال از بوسه های نم نمت
 
عشقبازی میکنم با غربت تلخ غروب
عاشقم ،حال میکنم با خاطرات تلخ و خوب
 
عشقبازی میکنم با ن

ادامه مطلب  

فدای غیرتت برادر...  

کشاندن جنگ از سوریه به عراق، تدبیر داعش نیست....
تاکتیک نظامی عباس است، تا دشمنان را از اطراف خیمه خواهر به سوی خود بکشاند...
 
اینجاست که باید به شاعر دستخوش گفت که گفت:
به یکتایی قسم یکتاست عباس
به مردی شهره دنیاست عباس
اگرچه زاده ام البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس
 

ادامه مطلب  

 

گریه ی پشت شیشه های       نبودنت همیشه های
دس نزاری روی دلم                توی دلم آتیشه های
بردی همه نشونه هام
                        تا هیچ کسی نتونی های
دوباره پیدات بکنه                 اینو یادت بمونه های
بمونه های....بمونه های.....بمونه های
خیلی دلم تنگ  شده های 
خیلی دلم گرفته های
همش به خواب من بیا
خیلی دلم تنگ شده های
رو شیشه ی پنجرمون اسم تو رو ها میکنم
تو نیستی و با اسم تو دارم تماشا میکنم
با همه ی دنیا دارم این روزا بد تا میکنم
خواب می بینم تو او

ادامه مطلب  

 

حق داشت استادم
سر یه پایان نامه امانت گرفتن عجب دنگ و فنگی داشتم
میگفتم بابا خودش اجازه داده پایان نامه اش رو ببینه میگه برا من مسئولیت داره. گفتم مسئولیتش رو کی گذاشته رو شونه شما؟ جوابی نداره. یه چیزی میدونست استادم گفت اگه بهت پایان نامه ام رو ندادن اصرار کن و خودت بگرد.
 
با کلی مکافات بالاخره یکیشون رو مجاب کردم زنگ بزنه به رئیس دانشگاه و اون پایان نامه اش رو بگیره. 
من اون الف رو آدمش میکنم خدا کنه با قدرت برگردم دانشگاه خودمون از جمله کس

ادامه مطلب  

من فرشته ها رو اذیت می کنم ....  

خدایا من فرشته هات رو اذیت میکنم واقعا نمی خوام این کارو بکنم اما مثل این که وجود من اونا ور آزار می ده مثل این که مشکل خود منم اونا منو دوست ندارن فقط یکیشون هست که فک میکنم با وجود این که اذیتش میکنم بازم دوستم داره و اون مادرمه اما در هر صورت بازم من اذیتش میکنم

ادامه مطلب  

فروش فول آلبوم صولتی . قمیشی . شمس . شاهرخ . شکیلا . شهره در استریو یاس زیاران  

 
فروش فول آلبوم آهنگ های شهرام صولتی . سیاوش قمیشی . سیاوش شمس . شاهرخ . شکیلا . شیلا . شهره . شهیاد . شاهرخ در استریو یاس زیاران
 
تمامی آهنگ ها به با کیفیت عالی و هر گیگ هزار تومان داخل دی وی دی
با مدیریت محمد جعفری 02832833031    09193821025
 
پر کردن هارد پذیرفته می شود.
 

ادامه مطلب  

 

 
جای هیچ چیز را با چیز دیگر نمی توان پر کرد. نقشه کشیده بودم: خودم را با کار سرگرم کنم و انقدری غرق شوم که دیگر علیرضایی نماند که یادش بیفتد باید عاشق شد، باید گشت یک نفر را پیدا کرد که از زندگی تو را بخواهد که از زندگی او را بخواهی
بدترین قسمتش باید این باشد که ببینی نتوانسته ای. نتوانسته ای از یاد ببری. هی مدام با خودت کلنجار بروی که فراموش کنی و همین کلنجار رفتن باعث شود بیشتر به خاطر بیاوری
قرار بود باران بیاید، و نیامده بود. قرار بود تو اصرا

ادامه مطلب  

شهادت امام  

شهادت امام:
 در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حض

ادامه مطلب  

93/3/18  

این روزا اخلاقم خیلی گند شده ... خیلیا رو از خودم ناراحت کردم ... با بهارم میونمون شکراب شده ولی درستش میکنم ... تقصیره من بود ...
امتحاناتمم شروع شده .... شده قوزبالاقوز ... کم کم دارم کنترل زندگیمو از دست میدم ... ولی درستش میکنم ...
کلن همه چیو درست میکنم
   

ادامه مطلب  

 

من حرف میزنم و او میگوید که دختر زرنگی هستم و من میخندم.من حرف میزنم و اوی دیگری میگویید "چه دختر شیرینی" و من میخندم.من راه میروم و او میگوید "چه با اعتماد ب نفس" و من میشنوم"مثل قلدر ها" و باز میخندم.
من زبان بازی میکنم و بحث میکنم واز پس زبانم بر نمی آید و میگوید"عجب بچه ی تخسی"(این مورد از بسیاری از "او" ها شنیده شده).من گریه میکنم و او میگوید "عجب آدم لوسی و زود رنجی" و من بیشتر گریه میکنم.من ادا در می آورم و دلبری میکنم ب شوخی و او میگوید"از آن لوند

ادامه مطلب  

!!!  

از وقتی ماه رمضون اومده تو حسرت یه خواب درست و حسابی موندم. شبا که طبق معمول دیر وقت میخوابم دوساعت نشده برا سحر بیدار میشم اونم تو شرایطی که خودم روزه نمیگیرم، بعد از سحر هم بیخوابی میزنه به سرم و تا بخواد دوباره خوابم بیاد فعالیتهای روزانم شروع میشن و ... فکر کنم اینجوری پیش بره از کم خوابی دچار مرگ مغزی بشم....
دیروز بعد از کلی تحقیق و بررسی برای اینکه ایلیا وابستگیش بهم کم شه و تو باشگاه هم زیاد ازم آویزون نشه بردم مهد کودک ثبت نامش کردم که یک

ادامه مطلب  

 

حرف دلتو میخوام
     هنوزم حسی بهم نداری
         باشه صبر میکنم حتی اگر اخر داستان باز هم با شکستن من باشه
                باهام حرف بزن التماست میکنم . مشکلاتتو نمیدونم اما میدونم بار سنگینی رو دوشت هست
 توقع هیچی ازت ندارم . فقط میخوام باهات حرف بزنم. خواهش میکنم. اگر هم میخوای برا همیشه بری باز بهم بگو

ادامه مطلب  

یک مساله عجیــب!  

و بالاخره تموم شد...!
دوره کد فیدبک شنبه مورخ 7 تیر 1393 با سختی های فراوان (که 90% سهم فیدبک بود) به اتمام رسید.
واقعا روزهای سختی بود ، ولی 4ماه از سربازیش رد شد و این چندماه بقیه اش هم از اینجا  دور به نظر می یاد ولی بالاخره اون هم میگذره...
اما غرض از نوشتن نه تنها یاد آوری و ثبت این اتمام بلکه ثبت مشکل عجیبی ست که این روها باش مواجهیم!
این مشکل تازه مساله زمان بندیهاست ، زمابندی زندگی اطرافیان و ما و اینکه اجازه نمیدن ما حتی 1 ساعت تنها شیم!
و این واق

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1