دل تنگم...  

 دل تنـهــا و غریــبم منو ایــن حـــال عجیـــبم                                                حــــال بارون زده از چشــمای ابـــری دل دل دله تنـــگم منـو این حــال قشنـــگـم                       حــال ابـری شـده از دردو بی صبــری انـگــار دل مــنـه کـه داره میـــشـــکـــنــه                      صــبــورو بــی صـــداهــرلحــظه بامنه گویــا از ایـن همه حــســـ که تو عــالمه                                             

ادامه مطلب  

کشور ما ایران  

1) سوباتان ییلاق سوباتان به جرات یکی از زیباترین نقاط طبیعت ایران است که بدلیل سختی دسترسی برای عموم کمتر شناخته شده است ولی دربین ماجراجویان ایرانگردی به زیبایی بی وصف شهره است. سوباتان در ارتفاعات تالش قرار دارد ولی عموما گردشگران از ضلع جنوب غربی ارتفاعات و از دریاچه نئور راهپیمایی به سمت این دهکده بی نظیر را آغاز می کنند. بهترین زمان برای سفر به سوباتان خرداد ماه است که گل های تازه شکفته و عطرآگین زیبایی بهشتی این منطقه را بی مثال می کنن

ادامه مطلب  

 

وارد هفته ی 17 شدم . فکر میکنم شکمم هنوز خیلی کوچیکه . وزنم هم همون اوایل که سه کیلو زیاد شده دیگه فرقی نکرده با اینکه خوب غذا میخورم . 
سر موضوع پایینی قرار شد اگر بچه مون پسر شد از یه نفر که مورد اعتماد هر دو مون هست بپرسیم . رییس مرد که خودش ایرانی و پزشک و روزنامه نگار هست و همسرش فعال حقوق بشر هست و الان توی پارلمان کار میکنه . اگر این دو تا بگن که اگه پسر داشتن اینکارو انجام میدادن من قبول میکنم . دو تا دختر دارن . ولی موضوع نهایی اینه که اگه اون

ادامه مطلب  

مرگ  

دنیا برایم تاریک وتنگ است گاهی مرگ زیبا ترازحظور دراین دنیای سخت وسنگی است دل شکستن دراین دنیارسم است وبی وفایی شهره شده دربین ادمیان
وقتی به یادبچگی میفتم گریه ام میگیره چه خوش بودیم کسی نمی گفت چرافلان کارروکردیم چون بچه بودیم
اماالان انگارزیرذره بینیم اگه بچگی میگفتیم فلان کس رودوست داریم همه به ما می خندیدنداما الان دیگه عاشق شدن شده گناه. شده .......... 
دیگه خسته شدم ازبودن و نبودن ازاین که احساس میکنم کسی من رودوست نداره یه سوال
ایااحس

ادامه مطلب  

امیرمهدی  

من از صبح که بلند میشم تاشب بازی میکنم خیالبافی میکنم یا دو چرخه بازی میکنم خلاصه خیالبافی مانند نام های عمر خنده های باران ماهی حمید و بهناام و غیره نقش های من محمد مهرداد حمید  دایی مرود که اسم جالبی بود من بزرگ شدم میخوام  بازیگر بشم شاید باور نکنید که بازیگری رو خیلی دوست دارم به خاطر همین خیالبافی میکنم خلاصه من با پسر خاله دختر خاله ام هم خیالبافی میکنم من می خوام برم کلاس چهارم اما خیلی ریزه میزه ام شاید باورتون نشه که می خوام برم کلاس

ادامه مطلب  

توکل  

یاد گرفته ام (به من یاد داده ) که نگران نباشم نگرانی من چیزی را عوض نمی کند دنیا کار خودش را می کند
و معمولا هم اتفاقات خوب می افتد و بعد فکر میکنم به تمام نگرانی های بی موردی که داشتم
بیشتر مواقع دعا میکنم اما توکل کردن بلد نیستم فراموشش می کنم اما امشب شاکرم و دعا میکنم و البته توکل و بعد سپردن همه چیز به خودش اگر دعا کردن و صدا کردن نامش فقط بر زبان نبود و از قلبم بود و ایمان داشتم به کسی که به سویش دعا میکنم همه چیز را می سپردم به خودش و در حال

ادامه مطلب  

چه احساسی دارم  

از زمانی که یاد مرگ به سراغم اومد و هر شب درد و پشیمانی از غفلت را حس کردم ، 
احساس تنهایی میکنم البته به خودم میگم خدا دوست منه اما خب قبلا دورم شلوغ بود با هرکسی دمخور میشدم اما الان تا دوست مفیدی پیدا نکنم تنهام، 
احساس میکنم مرگم نزدیکه، میترسم نه از عذاب خداوند از رسوایی خودم و اعمالی که انجام 
دادم، به لطف و محبت خداوند ایمان دارم که او بخشنده و مهربان است. 
 احساس میکنم باید گذشته را جبران کنم ، عوض کنم ، 
 احساس میکنم باید از بند عادات

ادامه مطلب  

مراحلی که دارم طی میکنم  

کارهایی که این چند ماهه دنبال کردم، و دارم سعی میکنم کاملترانجام بدم. 
این بوده :  ترک گناهان بزرگ ،  مواظبت از تکرار گناهانی که عادت شده و عادیه ، دوری از همنشین بد که به اصول و دین بی اعتنا بود و و بسوی گناه می کشاند، مراقبت از زبان تا جایی که یادم بوده و سعی کردم مواظب حرفم باشم، مراقبت از نگاه و جایی که حواسم به برنامه نبوده استغفار کردم و دوباره سعی کردم،  پاکی ظاهر و جسم و پاکی فکر ،  سعی میکنم قضاوت نکنم، سعی میکنم  گله و شکایت نکنم ، سپا

ادامه مطلب  

اصرار  

خدا نخواه از من
من میدونم باید تا نتیجه دعاهام 
و آرزوم باید صبر کنم
منم صبر میکنم
اما کوتاه نمیام
من این سری کوتاه نمیام
مثل قبل نیست که بگم نه پشیمون شدم
اندازه من نیست
نه.....نه....
این سری سخت پای خواستم هستم خدا
مگه نمیگی اصرار در دعا منم اصرار میکنم
اصرار....اصرار...اصرارررر

ادامه مطلب  

این فرشته خط خطی ست  

ساعت 6صبح است،هنوز هوا روشن نشده.موهای خیسم را شانه میکنم و چشمهایم به تاریکی اتاق عادت میکند.باد سردی پرده را تکان میدهد ؛بغض میکنم چشم هایم آرام خیس میشوند.
گوشه ی تختم مچاله میشوم و به دخترکی فکر میکنم که پشت پلکهایم با پیراهن بلند نباتی اش قدم میزند و گل های نرگس را پرپر
میکند...


ادامه مطلب  

اصرار ميكنند...!!!  

آدم ها می آیندخودشان را نشان می دهندوقتی که برایت مهم نیستاصرار می کنند !اصرار برای اثبات وجودشانبرای اثبات بودنشانو ماندنشان !اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشانهمان آدم هاوقتی که پذیرفتی بودنشان راماندنشان راوقتی که باورشان کردی…می روند !به بهانه‌های پوچبه بی‌بهانگیبه سادگیمی روند…می روند…و تو می مانی با باوری که...!!

ادامه مطلب  

24  

امروز وقتی بیدار شدم بهش اس دادم و گفتم کیوان؟... طبق معمول جواب نداد... خیلی دلتنگ آقای سنگدل بودم و واسه این که حواس خودمو پرت کنم، یه چند ساعتی مشغول گردگیری و مرتب کردن خونه شدم ولی خبری ازش نشد، رفتم یه خورده وب گردی، یه متن خیلی قشنگ دیدم که کپی کردم و به کیوان فرستادم... چند لحظه بعد جواب داد... خیلی نامرده، منه بیچاره این جا دارم بال بال میزنم واسش، اونوقت اون عین خیالشم نیست و فقط وقتی پی ام میدم جواب میده، اونم نه همیشه... خدایا من چقدر بیچ

ادامه مطلب  

4  

    بعد از کنسل شدن برنامه ی دیروز احساس میکنم کاخ آرزوهام فروریخت! دیگه حتی اجازه ی فکر کردن به آینده رو هم به خودم نمیدم. تا فکری و رویایی به ذهنم میاد فوری کنسلش میکنم، شاید نشه شاید به این چیزایی که دارم بهشون فکر میکنم نرسم... پس بهتره راجع بهشون فکر هم نکنم تا بعد غصه ی نشدنش رو نخورم. واقعا حس میکنم همه ی رویاهام نابود شده... اون همه فکر نقشه برنامه... سر یه لجبازیه بچگانه و احمقانه به هم ریخت... وقتی این برنامه پیش اومد حس کردم همه چیز درست ش

ادامه مطلب  

رهایی  

رها میکنم خویش را در خلوت هیاهوی زمان...رها میکنم روحم را در ورطه بی پاسخی...رها میکنم تصویر خویش را در عکس های قدیمی ..دیوار زندگی را با اکسیر ی نامریی میکنم..واز ان عبور میکنم...شاید غافل از حقیقت تقدیر تخته گاز میروم..اما شتاب روح مرا تقدیر جلودار نخواهد بود..من از منیت هراس دارم.اما....من من نیستم من انم که خالقم بر من بخشید..پس من نمودی از قدرت مطلقم..قطار زندگی را دنبال نمیکنم من هدایتگر انم..پس میشود به گرمای زیر صفر اعتماد کرد..وبه خنکی افتاب ا

ادامه مطلب  

هرکاری میکنم ازم نمیگذره  

یکی همیشه هست که عاشق منه نگام که میکنه پلک نمیزنه تنهاست خودش ولی تنهام نمیذاره دریا که چیزی نیست عجب دلی داره با گریه هام میاد غمامو حل کنه نزدیک میشه تا منو بغل کنه از آسمون شب خیلی پایین تره درو که وا کنم خدا پشت دره چشمامو بستم از کنارش رد شدم چشماشو بسته تا نبینه بد شدم هر کاری میکنم ازم نمیگذره حسی که بین ماست از عشق بیشتره چشمامو بستم از کنارش رد شدم چشماشو بسته تا نبینه بد شدم هر کاری میکنم ازم نمیگذره حسی که بین ماست از عشق بیشتره نام

ادامه مطلب  

برای شیرین جان....  

سلام عزیزم.امیدوارم حالت خوب باشه و دغدغه و نگرانی نداشته باشی! بازم برای فوت پدربزرگت تسلیت میگم.امیدوارم غم آخرتون باشه...این مراسم باعث شد که همه فامیلاتون شوهر خوب و آقاتو بشناسن.واقعا آقا فرهاد با شعور و با درکه.و داشتنش افتخاره برات.اونجا ک گفته بودی مامان و بابات همدیگه رو دیدن واقعا ناراحت شدم.معلوم بود ک خیلی دلتنگ مامانت بوده ک واسه ناهار بهش اصرار میکرده.شیرین جان مراقب شوهرت باش.یه جوری که ناراحت نشه بهش بگو که از این دشمن رفیق نم

ادامه مطلب  

* پست فوق العاده " پانصد و هفتاد و هشتم " *  

 
- حبیب دهقان نسب / فریده دریامج / سعید داخ
 
                    
 
- شهرام حقیقت دوست / سحر دولت شاهی / پانته آ پناهی ها / نگار جواهریان
 
                    
 
- آرش قادری / بنیامین مظفری / مجید مظفری / علی برقی / امین مومنی پور
 
                    
 
- " لیلا بلوکات " و " شهره سلطانی "
 
                        
 

ادامه مطلب  

 

چشمامو آروم باز میکنم صورتت رو میبینم که خم شده روی صورتمموهای بلندت رو که با خم شدنت با صورتم بازی میکنهعطر وگرمی نفسهات که سرمای خونه رو از بین بردهدستامو دور گردنت حلقه میکنمسرتو میکشم به طرف لبامآروم لبمو روی لبات میزارم  و.....چشمامو باز میکنم خونه در سکوت و تنهاییه رویات هنوز بامنهمیام پشت پنجره و بارون رو تماشا میکنمو تو رو که آروم می باری بر من ... 

ادامه مطلب  

بربر شاهی یا ( کل اکبر )  

 
بیری واریمیش بیری یوخ ایمیش بربر ( اینی نین کلیبری )  شهرینده بیر اکبر آددا شاه واریمیش مردمه چوخ اذیت ائلرمیش قادداریمیش ایسلامین اواییلی حضرت ایمام علی ( ع ) دؤورونده بو شهرده حکومت ائیلرمیش بیر گون حضرت ایمام علی ( ع )  گلیر بو شهره گؤرور میللت ییغیلیب بیر چایین قاباغینا هئی تورپاق ییغیرلر بو چایین قاباغین آلانمیرلار گلیر یاخینا دئییر:  نه ایش گؤروسوز 
ایشله ینلر دئییرلر : اکبر شاه بئله دئییب کی بو چایین قاباغین آلاق بوردا بیر بؤیوک گؤ

ادامه مطلب  

عجب صبری دارد خدا  

حدیث قدسی ...

خداوند متعال می فرماید :
ای فرزند آدم :
حاجت از من
می طلبی ولی من برآورده نمیکنم , چراکه به منافع تو آگاهم
( و می دانم
آنچه که تو از من میخواهی ضرر به تو می زند ) سپس تو نسبت
به خواسته ات
اصرار می ورزی , در نتیجه آنچه که میخواهی به تو میدهم .
آنگاه از
همان داده هایم برگناه و معصیت کمک میجویی . پس اراده میکنم که
آبروی تو را
بریزم و تو دست به دعا بلند می کنی و من آبروی تو را حفظ میکنم .
چقدر با تو
با خوبی رفتار کنم و تو چقدر با بدی و زشتی ب

ادامه مطلب  

دخترخاله  

 
دخترخالم اصرار اصرار ک شب برم پیشش بخوابم
ی کمی ب زور میرم ناراحت نشه
بعد کل شبو میشینه پای نت تو چت روم!
ی بالشم نمیاره ما بخوابیم حداقل!
میگه تا اذون نگفتن نباس بخوابی
تا نماز صبح گوزپیچ میشم بس ک سوالای چرت میکنه ازم!
بعد نماز میخوام بخوابم میگه من خوابم نمیبره میرم نت!
میگم بیخود!رفتی دیگه نمیام پیشت!
میشینه سر جاش!والا!
راستش از من یاد گرفته بره چت روم
هرچند من الان تقریبا گذاشتمش کنار
ولیکن باید مراقب اثر عمل بود!
میترسم دانشگاه ک رفتم خ

ادامه مطلب  

روز من  

با اینکه خیلی برنامه میریزم ولی گاهی حس میکنم کارام از دستم داره در میره و همه چی به هم میریزه ولی باز هم امید دارم. و خدا رو شکر میکنم واسه همه چی . خدایا خدای مهربونم ممنونم به خاطر همه چیز. مهمون دارم سفر میرم چقدر کار دارم من

ادامه مطلب  

اهداي كتاب  

53 عنوان رمان فارسي به ارزش نه ميليون و دويست هزار ريال به همت خيرين ،خريداري و به كتابخانه عمومي وكيلي اهدا شد.كتابهاي خريداري شده از نويسندگان مشهوري مانند شهره وكيلي،ماندا معيني،تكين حمزه لو شهلا ظهوريان،اعظم توكلي ... و از رمانهاي پرخواننده و پرطرفدار ميباشد.

ادامه مطلب  

حال وروز من در این روزها ی گرم...  

خیلی وقت است اینجا چیزی که دست نوشته ام باشد ننوشته ام  ما ه رمضان وروزه داری بی حالمان کرده شاید ریشه ذوقمان خشکیده است تمام روز عین یک جنازه قشنگ گوشه ای روبه قبله می افتیم تا راحت تر گرمای تیرماه و شکم گرسنه تشنگی را تحمل کنیم امید است قبول افتد شاید تنها حسنش برای من همین باشد که نماز صبحمان قضا نمی شود این روزها یک درگیری جدید پیدا کرده ام آدمی که این روزها وسط زندگیام افتاده و گاهی گوشه قلبمان را قلقلک می دهد هنوز باورش نکرده ام اما او ا

ادامه مطلب  

دیر اومدی خیلی دیره...جای دیگه دل اسیره!  

دیشب ساعتها آهنگ های دهه شصت و هفتاد رو تو یوتیوب تماشا کردم. آهنگهای قدیمی از لیلا فروهر...از سوزان روشن...از شهره صولتی.....
آهنگایی که اون زمان به ترانه معروف بودن
و برای من پر از نوستالژی کودکی ان.
یکی یکی آهنگا رو گوش می دم وجلوی چشمام خودم و خواهرم رو می بینم که در حوالی ده سالگی با بلوز دامن های گل و گشاد که اون موقع مد بود تو عروسی خاله منیژه و دایی حمید داریم با این آهنگا قر می دیم!"تپش تپش، وای از تپش، وای از دل دیوونه...دارم می رم سر قرار ای

ادامه مطلب  

منتظرم  

سلام نفس
دیشب خوابتو دیدم .وچه آرامشی تو خواب بهم دادی الان هم با همون حس آرومم هرچند خیلی دلتنگتم خیلی به حدی که کلی گریه کردم.
دمت گرم که به فکرمی وبه خوابم اومدی .
نفس هرچی فکر میکنم نمیتونم  با رفتنت کنار بیام .نمیتونم بانو
باور کن کلی کار سر خودم ریختم تا کمتر فرصت فکر کردن داشته باشم اما تو همه ی کارام توهستی .خودت میدونی من همه کارامو به تو میگفتم وتو از همشون خبر داشتی . هرجا میرم هر کاری میکنم تو هستی نفس .
گاهی ساعتها با عکسات حرف میزنم

ادامه مطلب  

 

سلام نفس
دیشب خوابتو دیدم .وچه آرامشی تو خواب بهم دادی الان هم با همون حس آرومم هرچند خیلی دلتنگتم خیلی به حدی که کلی گریه کردم.
دمت گرم که به فکرمی وبه خوابم اومدی .
نفس هرچی فکر میکنم نمیتونم  با رفتنت کنار بیام .نمیتونم بانو
باور کن کلی کار سر خودم ریختم تا کمتر فرصت فکر کردن داشته باشم اما تو همه ی کارام توهستی .خودت میدونی من همه کارامو به تو میگفتم وتو از همشون خبر داشتی . هرجا میرم هر کاری میکنم تو هستی نفس .
گاهی ساعتها با عکسات حرف میزنم

ادامه مطلب  

 

ای کاش تکلیفم با خودم با تو با احساسم با احساست با همه چی معلوم میشد. ای کاش میفهمیدم دوستم داری یا نه و اگه داری چقدر دوستم داری و اگه دوستم داری به درد هم میخوریم یا نه و اگه به درد هم میخوریم منم دوست دارم یا نه. میتونم با خساستت سر کنم یا نه. ای کاش میدونستم خیلی چیزها رو برام عزیز هستی ولی گاهی کارایی میکنی که میزنه تو ذوقم در هر حال من همه چی رو سپردم به خدا و خیالم راحته که خدا حواسش بهم هست. آرزو میکنم که آخر هفته ازم بخوای که باهات بیام کوه

ادامه مطلب  

روز از نو دیدار از نو  

هر روز صبح پر از انرژی و امید چشم هام رو باز میکنم و از شوق دوباره دیدن تو به آسمان به زندگی به خورشید لبخند میزنم. هر روز هزاران بار خدا را شکر میکنم که من و تو را اینگونه در مسیر هم قرار داد ولی با این همه بازم تسلیم خواست خدا هستم و شک ندارم که بهترین رو برام رقم خواهد زد. خدایا فقط فقط فقط از تو میخوام و به تو توکل میکنم و خوب میدونم که تو برام کافی هستی.
منتظر دیدار دوباره ات هستند چشمان بی قرارم بیا ای آرام دل و جانم
 
یا حق

ادامه مطلب  

به غم چنان دچارم که غم دچار من است!  

سلام !
بالاخره رسید روزی که صبح ها با خستگی کابوس های دیشب بیدار میشوم ! زود دستم میرود سمت گوشی اما...:( باز هم تاریخ دارد تکرار می شود!
باز هم روز شد و من کار میکنم و کار میکنم و کار میکنم اما فکر نمیکنم! خسته میشوم و باز هم اصلا دراز نمیکشم تا برای خودم رویا ببافم ...راستش دروغ چرا رویاهایم را برداشت برد. خب خودم گفتم برود خودم خواستم رنج ها تمام شود اما لبخندش شب ها می آید به کابوسم ...
غم گینی لبخندش کابوس ناب من است.

ادامه مطلب  

خاطراتت  

خخخخخ رفتیم کافه هشت نفری خدایی خیلی خوب بود با متین اشتی کردم شبم رفتیم پارک گشت گرفتمون ولی مامانم اومد ولمون کردن خخخخخخ
خیلی شبه پایه ای بود خیلی باعث شد بخندم خوشحالممممم تازه جمعه داریم میریم شهره بازی امیدوارم اتفاقی نیوفته

ادامه مطلب  

حالو روز این روزام  

سلام.
این چندروز سرم خیلی درد میکنه ،گاهی اوقات خیلی بهم فشار میاره،نمیدونم چم شده؟!!!نمیدونم از این پروژمه که مینویسم وهمش نگاه به صفحه کامپیوتر میکنم.این چندوقت کمی سرم شلوغه،از ی طرف باید با عموم باغو درستاراستش کنیم برا سال آینده که درخت کاری کنیم همش میگه بیا بریم باغ،از طرفی پروژم،ازطرفی کارآموزیم،از طرفی کارم.از طرفی امتحان عملی فنی حرفه ای،هنوزم که از اسنوا باهام تماس نگرفتند،تازه پسرخاله دامادمون اونجا(اسنوا)مشغوله کاره،دامادم

ادامه مطلب  

من که میدونم اینا بعدا خاطره میشن!!  

از نو شروع میکنم...
از نو کتابارو باز میکنم...
از نو جزوه هامو رنگی میکنم... میخونم... نکته برمیدارم
از نو آزمون ثبتنام میکنم...
از نو خلاصه میکنم...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ اینکه من امسال میدونم چی میخوام بزرگترین هدیه خدا تو این تابستون بوده واسم! نیرویی که با نداشتنش پزشکی تهران هم کم اهمیت میشد...
+ دیگه موقع درس خوندن به دیوار خیره نمیشوم و خیال نمیبافم... همه چیو واقعی میکنم! (در واکنش به این سوال بابام که واسه

ادامه مطلب  

گل های بنفش  

 
میگوید امشب شب دحوالارض استبا خودم میگویم اوهومو می روم
میگذرد تا برسم به نماز مغربمقنعه ام که گل هاب کوچک بنفش دارد سر میکنمبعد توی آینه خودم را نگاه میکنممثل دختر کوچولوها نگاهم را کج میکنم و مقنعه را در میاورمیک رژ بنفش انتخاب میکنم و به لب هایم می مالمو دوباره مقنعه با گل های کوچک بنفش را سر میکنم اینبار مرتب ترو تو آینه به خودم شایدم به خدا میگویممی خواهم عروس خدا شوم...
 

ادامه مطلب  

 

حرکت بسوی کمال
 
مرد    دنیا     دیده   و   خود    ساخته****عارفی   بود   و   بسی     فرهیخته
در  سیاحت    بود   و  در  حال   سفر****تا  که از شهری   بزرگش   شد  گذر
چون   به عالم   شهره     بود  و نامور****از  حضورش    شد  اهالی    با خبر
زین سبب  خواستند از او  پیر و جوان****تا  که  او  وعظی    نماید    بهرشان
گفت :  در میدان  شهر از  مرد    زن****جمع    گردند   تا  همی گویم     سخن
چون  بشد   میدان  پراز  پیر و  جوان****تنگ   شد    جا  از  بر

ادامه مطلب  

حماسه سازانی که در پرتوی ایمان شهره عرش و عرشیان شده اند/ به مناسبت هفته دفاع مقدس  

پایگاه خبری امروله : دوم مهر ماه سال 59 روزي بود كه نيروي هوايي جمهوري اسلامي با 140 هواپيماي جنگنده به مراكز نظامي و شهر هاي مختلف عراق حمله مي كند و قدرت هوايي ايران را به رخ صدام مي كشد اين عمليات به كمان 99 مشهور مي شود .
لینک خبر

ادامه مطلب  

قاصدک  

زیر این سقف بلند در پی دوری از خوشه ی ماه رخ تومن قلم را به تمنای تو میفرسایم..تو آزاد چرا  خسته ی از شعشعه ی عشق شدی؟من که در بند تو ام یک نفسم حرفی نیستتو چرا آه کشی؟آه و دردت همه در جان و تنمای به قربان تو این دفتر ناچیز دلم.تو بخند بر من ، آری تو  بخند.من فدای همه گلهای حیاط دل تودر چمنزار وفا خوشه ی احساس دلم در چمن حسن تو رستیاد تو رنگ غم از چینی احساسم شستقاصدکها همه در پیش من اندخبری هیچ ندارند مگر از کام دلتخبر از باد صباخبر از تخم محبتخبر

ادامه مطلب  

بیکاری...  

پروژه ام رو تحویل دادم.. حالا بیکارم
چون همسر روزه میگیره مجبورم بمونم اینجا غذا درست کنم وگرنه میرفتم خونه مامان بابام..
مجبورم نیستم بمونم می تونمم برم ولی جون پارسال تنهاش گذاشتم گفتم امسال دیگه بمونم واسه ماه رمضون..
ولی فقط تا عید فطر.. گفتم بهش فقط تا اون موقع دیگه میرم
من واسه همین این همه هزینه میکنم دانشگاه میرم که تنها نباشم... ولی الان دیگه بیکارم حوصلم سر میره
اینجا شهره فوق العاده گرمیه اصلا هم نمیشه رفت بیرون حتی شب!!! همسر هم همش س

ادامه مطلب  

چه چیزایی از من می خواینا!  

من قرار بود به خاطر عوض شدن روحیه م هر روز پیاده روی کنم.
من هر روز مسیری که قرار بود توش قدم بزنمو تو ذهنم میارم،توش قدم میزنم،نفس عمیق میکشم و حتی سرعتمم تنظیم میکنم،حرکت دستام کاملا تحت اختیارن و هرجایی رو که نگاه میکنم همون چیزیه که میخوام ببینم،اما هر روز تو ذهنمم وقتی به اون آب نمای مزخرف پرخاطره میرسم احساس خیسی میکنم و از پیاده روی پشیمون میشم،حتی توی ذهنم!
 

ادامه مطلب  

هعی ...!!!  

گاهی ادم ها می ایند
خودشان را نشان می دهند
وقتی که برایت مهم نیست،اصرار می کنند!
اصرار برای اثبات وجودشان،برای اثبات بودنشان و ماندنشان!
اصرار می کنند که تونیز باشی همراهشان...
همان ادم ها،
وقتی پذیرفتی بودنشان را،
ماندنشان را،
وقتی که باورشان کردی،می روند!
به بهانه های پوچ!
به بی بهانگی!
به سادگی!
می خواهند که بروند
وتو باید درک کنی که بخاطر ارامششان باید بذاری که بروند
وبالاخره می روند
وتو می مانی با بی باوری و دوگانگی...
اخرش هم رها در دنیای

ادامه مطلب  

 

گاهی فک میکنم میون یه جماعت خاله زنک گیرکردم
گاهی هم فک میکنم خودم سردسته این جماعتم
گاهی فک میکنم انسانهای دارای درجه اجتماعی بالاچه خوب میشدخودشونونمیگرفتن
گاهی هم حس میکنم اونقدر آدم بی جنبه وسواستفاده کن وجوددارن که نمیشه باهمه گرم گرفت
گاهی دلم واسه صاحبش تنگ میشه
گاهی هم فک میکنم هیچ آدمی ارزش دل بستن رونداره
گاهی عرشم گاهی زیرزمین
کلا مات ومبهوتم تو این جماعت
فقط میدونم که تواین دنیانبایدکسی روبه چشم حقارت نگاه کرد
مبادا دلی بشکن

ادامه مطلب  

یادته اون وختا...(خاندان حاجیها)  

یادته یه روز بهت گفتم بیا بریم خونه خاله ، گفتی باشه . میدونی چرا زود گفتی باشه ؟ چون که خونه خاله نزدیک بود و ما با هم پیاده تا اونجا رفتیم . اما امروزه روز نه دیگه از تو خبری هست و نه از خاله . چون که خاله رفته اون دور دورا و تو هم خونت اونطرف شهره . فقط می تونیم گاه گاهی به هم تلفن کنیم و یا ممکنه اتفاقی همو ببینیم و یا تو عروسی و یا عزا ممکنه همو ببینیم . آخه اونروزا تو هم حونتون با ما تو یه کوچه بود و هر روز همو می دیدیم . ولی حالا چی . بازم یادته یه

ادامه مطلب  

 

وقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنمآهی از دل کشم و حلقهٔ ماتم شکنمگر مراد دل من را ندهد این گردونهمه اوضاع جهان، یکسره در هم شکنمباده از کاس سفالین خورم و از مستیبه یقین جام جهان بین به سر جم شکنمگر شود رام دمی ساقی و می گیرم از اوترک عقبی کنم و توبه دمادم شکنمشرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهمشهرت گریه یعقوب، مسلّم شکنمسر شوریدهٔ خود، گر بنهم بر زانوصبر ایّوب، از این شهره به عالم شکنمبارها یار بدیدم به صبوحی می‌گفتعزم دارم که ز هجرم قدت از غم شک

ادامه مطلب  

زاغك وپنير  

"زاغکی قالب پنیری دید" از همان پاستوریزه های سفید! پس به دندان گرفت و پر وا کرد روی شاخ چنار مأوا کرد اتفاقا ازان محل روباه می گذشت و شد از پنیر آگاه گفت :اینجا شده فشن تی وی! چه ویوئی !چه پرسپکتیوی! محشری در تناسب اندام کشتهء تیپ توست خاص و عوام! دارم ام پی تریّ ِ آوازت شاهکار شبیه اعجازت ولی اینها کفاف ما ندهد لطف اجرای زنده را ندهد ای به آواز شهره در دنیا یک دهن میهمان بکن ما را! زاغ ،بی وقفه قورت داد پنیر! آن همه حیله کرد بی تاثیر گفت کوتاه کن سخ

ادامه مطلب  

حس خوبی ندارم  

حس میکنم بعد چند روز رویایی از امروز رابطه مون میره توی فاز قبلی و ازار دهنده..حس میکنم دوباره به خاطر اتفاقاتی که واس دختر عموت افتاد تغییر رفتار بدی..اما تو رو جون من اینکارو نکن...اعصابم ریخته بهم.
به تو و حضورت و حرفای ارامش بخشت نیاز دارم.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1