آخرین اخبار سایت

هرجمعه یک داستان  

زکاوت بوعلی                   در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمی‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوان‌تر میشود.تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون د

ادامه مطلب  

یک داستان بسیارجالب  

در زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب
می افتد و لگنش از جایش در می‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش
می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند هر چه به دختر میگویند
حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار
نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر و ناتوان‌تر میشود تا اینکه یک حکیم باهوش و
حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او
را مداوا

ادامه مطلب  

نظری بر در ستایش داستان (معرفی کتاب در ستایش داستان اثر حسن میرعابدینی)  

 
چکیدهقصه گفتن و قصه شنفتن همواره برای انسان دل­انگیز بوده و بخشی از وقت او را پر کرده است. نوشتن در باب قصه و داستان نیز خواننده و طرفدار جدی خود را دارد. در تاریخ ادبیات ایران قصه جایگاه درخوری دارد. از شروع دوران جدید حیات ایران نیز داستان به شکل نوین و فنی آن، ذهن و زبان برخی از متفکران و نویسندگان را به خود مشغول کرده است. حسن میرعابدینی ...

ادامه مطلب  

132- مانتوی شالدار  

شماره 1 : (تصویر بالا)این مانتو از جلو فقط توسط یک سنجاق سینه در بالا میتونه بسته بشه و زیرش هم یک تاپ داره میتونید این تاپ رو رنگ خود مانتو بگیرید یا اینکه رنگ تاپ رو با شلوار ست کنیدیک الگوی اولیه ریون تهیه میکنیمبرای مانتو بهتر است از اندازه های واقعی استفاده شدو (بدون کم کردن) و حتی 2سانت هم آزاد شودتاپ زیر مانتو هم میتواند یک تاپ کاملا جدای حلقه ای باشد یا فقط یک جلوی تاپ باشد و از درز پهلو به مانتو وصل شوداولی بهتره چون راحت تر میشه درش آورد

ادامه مطلب  

نقد داستان و فیلم گاو  

این داستان نوشته ی زنده یاد غلامحسین ساعدی (۱۳۶۴-۱۳۱۴) می باشد که یکی از داستانهای پر محتوا می باشد که طبق این داستان فیلم "گاو" نیز به کارگردانی داریوش مهرجویی و فیلم نامه نویسی ایشان و به بازیگری عزت اله انتظامی در نقش مشدی حسن و نیز علی نصیریان در نقش مش اسلام در سال ۱۳۴۸ به اجرا درآمد.این داستان دو پیام دارد که پیام محوری آن نهایت برده کشی و استثمار است و استثمار ملتها و بهره کشی از آنهاست و پیام دیگر آن الیناسیون (خود باختگی) است

ادامه مطلب  

کوتاه‌ترین داستان جهان اثر ارنست همینگوی  

ارنست همینگوی کوتاه ترین داستان جهان را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمی‌توان داستان نوشت، نوشته است. اگر تا به حال این اثر همینگوی را نخوانده‌اید، آن را به شما پیشنهاد میکنیم.
For Sale: Baby Shoes, Never Wornبرای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشدهنوشته بالا فقط یک جمله نیست, بلکه کوتاه ترین داستان جهان است که توسط «ارنست همینگوی» نوشته شده. گفته میشود «ارنست همینگوی» این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه داستان کوت

ادامه مطلب  

لاشی باشی باید تا کمر تاشی...  

در تاریخ چند هزار ساله این مملکت ، نداشتیم که لیلی عاشق باسن مجنون
بشه ! سر جدتون شلوارو بکشین بالا . !این مارک شورت رو هم بکنین ،
بچسبونید روی پیشونیتون اگه خیلی واجبه ! برو عقب عزیز من!!من خودمم اینقد به خودم نزدیک نمیشم، شما ک جای خود داری!!!!

ادامه مطلب  

آرتین نفسم  

امروز آرتین 55 روزه شه من این مدت وقت نکردم بیام و خاطرات نفسم رو ثبت کنم چون همش درگیر کاراش بودم . خداروشکر الان پسر گلم بزرگ شده و من یکم وقت آزاد دارم سعی میکنم بیشتر بیام و خاطرات پسر گلم رو براش ثبت کنم . 5 روزه دیگه باید بریم و آمپول دو ماهگی آرتین رو بزنیم .

ادامه مطلب  

133- باز کردن الگو (1)  

سلامامیدوارم تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشینمتاسفانه تو این مدت اصلا فرصت نشد پست جدیدی بذارمپستهایی که در ادامه میذارم مربوط به ژورنال میشه و با توجه به این پستها باز کردن الگو رو یاد میگیریماین تصاویر و الگوها نشون میدن که ساسون سرشانه رو به چه قسمتهایی میتونید منتقل کنید و چطور اوازمان بدیناگه اینها رو یاد بگیرین به مرور و تمرین میتونید هر تصویری که دیدین الگوشو برای خودتون باز کنید و متوجه بشین که چطور الگوش رو ترسیم کنیدبرای باز

ادامه مطلب  

سرماخوردگی  

از دیشب حالم خیلی بدشد تب ولرز داشتم
صبح مصطفی برام پول ریخت رفتم دکتر
برام سروم نوشت با کلی آمپول پنی سیلین وقرص
مصطفی زنگ زده بهش میگم برام کمپوت بیار فشارم افتاده .میخنده
خدا نعمت سلامتی رو از کسی نگیره
آدم وقتی مریض میشه قدر سلامتیشو میدونه
 

ادامه مطلب  

یکی این پوست موز را از جلوی پای روحانی بردارد  

یکی این پوست موز را از جلوی پای روحانی برداردپدربزرگی داشتم که تنها پسرش که دانشجوی مهندسی الکترونیک دانشگاه علم و
صنعت بود را برای دفاع از اسلام، راهی جبهه و قربانی کرد. ایشان مغازه ای
هم در بازار تهران داشت که بعد از شهادت دایی من، آنجا را فروخت و همه وقت
و فکر و ذکرش شد کمک به جبهه ها... بعد از جنگ هم خانه نشین شد و بجز
خدمات درمانی، هیچ کمک نقدی یا غیر نقدی دیگری از بنیاد شهید یا سپاه قبول
نکرد.سال۸۹ که دولت برای دریافت یارانه های نقدی ثب

ادامه مطلب  

تهمت وسو الظن زشته عزیزم  

شخصی برایم تعریف کرد: روحانی مسجد بعد از دستشویی بدون این که وضو بگیرد یکسره به سمت محل برگزاری نماز رفت  من هم گفتم: این چه آدمی است که وضو نگرفته می خواهد نماز بخواند .من که به او اقتدا نکردم وفرادا نماز خواندم  .و  به هرکه هم رسیدم  گفتم این روحانی را من دیدم بعد از دستشویی وضو نگرفته نماز جماعت خواند .  تا این که دو سال از آن ماجرا گذشت.  من به علت بیماری به پزشک مراجعه نمودم وبرایم آمپول نوشته بود و مجبور شدم به قسمت تزریقات بروم  خلاصه آمپ

ادامه مطلب  

عشق های امروزی یعنی.‏‎!!!...‎  

عشق یعنی غنچه بی خارو خس*عشق یعنی لابه لای پیش وپس*عشق یعنی مالشی برسینه ها*‏ عشق یعنی انحنای باسن ها*عشق یعنی لذت همبستری خوردن آن نقطه خاکستری*عشق یعنی مخ زدن با یک سخن دیدن عریان سرتاپای تن*عشق یعنی بردن پا در هوا*عشق یعنی صدتکان بی صدا*عشق یعنی از کمر تا پشت پا*عشق یعنی کردن تا خایه جا*عشق یعنی ریزش آب کمر لذت جمعه شبی بی دردسر**عشق یعنی تا سحر سازندگی کردنی با عزت و بالندگی**

ادامه مطلب  

آمپووول  

ارائه خوب بود و استاد کلی راضی بود و تعریف و تمجید حتی!خداروشکر نه سرفه ام گرفت نه عطسه!اما بعدش سی تا عطسه پشت هم!خیلی شانس آوردم.با (م) رفتیم دکتر دانشگاه!گفتم سرما خوردم گفت این قرصا رو بخور!گفتم:من خودم شروع کردم اینارو!دکتر:پس چرا اومدی پیش من؟من:(نیست خودم دکترم)اومدم بهم آمپول بزنید دکتر:م:من:م:من اگه ببینم باید بعدش بهم سرم وصل کنید.آخه (م) خیلی از آمپول میترسه!منم اصرار که منو تنها نذار  ولی قبول نکرد.و من با شهامت رفتم زدم!اما اینو بدون...

ادامه مطلب  

 

 
رفته بودم
آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگوگرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم:
“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
خداروشکریکی دیگه اومدزد!
  
آخری
ندونستیم این پلیس های بزرگراه تو فیلم هشدار برای کبری ۱۱ دقیقا
چی کارن
پلیس بزرگراهن؟ پلیس مبارزه با مواد مخدرن؟ پلیس جنایین؟
چیکارن؟؟؟
 هر کاری
میکنم با شماره و آیدی مردم مچ شوهرمو ب

ادامه مطلب  

نقد وتحليلي برداستان گل‌دسته‌ها و فلك ازجلال آل احمد)...  

راز گل دسته ها
 
(نقد وتحليلي برداستان گل‌دسته‌ها و فلك ازجلال آل احمد)
 
 
         داستان گل‌دسته‌ها و فلك ازكتاب پنج داستان آل احمد تجسّم زيبا و دل انگيزي ازدوران كـودكي و درحقيقت برشي اززندگي يك كودك (خود نويسنده) است. «داستان هاي زندگي‌نامه‌اي مجموعه‌ي پنج داستان (1350) نشان دهنده‌ي اوج خلاقيّت هنري او هستند»(1) اين مجموعه كه پس ازمرگ آل احمد منتشر شد درحقيقت جزو آخرين داستان‌هاي جلال است‌كه «غم غربت بازگشت به جامعه‌ي هماهنگ گذشته

ادامه مطلب  

داستان عشق  

همه ی دوستان عزیز.جریان جدایی از نفر قبلیتون یا داستان عشقتون رو در بخش نظرات برای ما بگذارید تاهمه ی عزیزان بتونن بخونن و کلکسیونی رمانتیک از داستان جدایی دوستان رو جمع آوری کنیم و همدردتون بشیم...با تشکر از همتون(نویسنده و مدیر وبلاگ:سعاد خانم)

ادامه مطلب  

داستان حنظله غسیل الملائکه  

به نام خدابا توجه به بحث هایی که در جلسه هشتم حلقه صالحین (93/1/18) انجام گرفت و بیان داستان حنظله,گفتم چون این داستان به صورت خلاصه در جلسه مطرح گردید برای بیان بهتر و جزئی تر این داستان رو به طور کامل در این پست قرار بدم.جهت مشاهده داستان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.داستان کامل حنظله غسیل الملائکهجهت مشاهده متن داستان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب  

 

ببخشید که نگرانتون کردم  و مرررررسی که به یادم بودین :)))  درگیر امتحانام.. یکی یکی میرم گند میزنم میام :)یکی دیگه مونده ، تموم که بشه میام همچین تلپ میشم اینجا که خسته بشین ازم :))  عاشششقتونم :)  + آهان یادم رفت بگم! از این سرماخوردگی جدیدا گرفته بودم.. وااااای یه هفته ی تمام خوابیدم فقط ، اونم به زور قرص و دوا و آمپول و سرم ( اصلا به همین خاطر بیشتر امتحانامو خراب کردم :(( )

ادامه مطلب  

توصیه های طنزگونه  

توصيه هاي پرستارانه به شمايي كه خداي نكرده بيمار ميشي و يا به عنوان همراه بيمار به بيمارستان مراجعه ميكني:1.سرم شفا نميده!در مواقع افت فشارخون نيازه كه سرم تزريق شه،شمايي كه خيلي خوشحال و خندان مياي نيازي به سرم نداري!ضمنا وقتي فشار بالاي 16 هست هي اصرار به سرم نكنين...ميتركين...2.وقت شناس باشين!...شمايي كه از 3 روز قبل سرماخوردي لزومي نداره حتما ساعت 3 صبح بياي بيمارستان...تا صبح نميميري،نترس!3.مودب باشين!لزومي نداره وقتي مياي بيمارستان صداتو بلن

ادامه مطلب  

فرهنگ مُعَیَن  

مشغول الذمه: برای این کلمه روایات فراوانی موجود است که ما به معتبرترین آن اشاره میکنیم:مش غول و زمبه: آورده اند که در داستان های کهن محصول مشترک ایران و ژاپن داستانی است به نام "مش غول و زمبه" که در این داستان به شرح زندگانی غولی که در مشهد زندگی میکرده و سگ او به نام زمبه پرداخته شده. در این داستان کهن توجه مبسوطی به بحث مدیون بودن و مباحث مربوط شده و سپس پس از گذشت سالیان دراز نام این داستان نمادی شد برای مدیون بودن و اکنون نیز به علّت کثرت است

ادامه مطلب  

معرفی تازه های کتاب  

"داستان بهنام"؛روايت دلاوريهاي يك نوجوانداستان بهنام نوشته" داود اميريان" روايتي منسجم از دوران نوجواني شهيد "بهنام محمدي "متولد مسجد سليمان و بزرگ شده خرمشهر كه در روزهاي آغازين جنگ به صف رزمندگان مي پيوندد و با متجاوزين بعثي مبارزه مي كند .صحنه هاي مبارزه اين نوجوان ايراني حيرت آور و داستان زندگي اش خواندني است.كتاب داستان بهنام توسط نشر شاهد در تيراژدو هزار نسخه و قيمت هزار تومان به چاپ رسيده است .گفتني است داستان بهنام به چاپ پنچم رسيده

ادامه مطلب  

سرما خوردگی آبلیمویی  

سرما خوردم حسابی تب ولرز گلو درد .اسدم مرتب میگه_ پاشو بریم دکتر و منم قبول نمی کنم اخه می دونم الان باز چندتا آمپول پنی سیلین میخواد بده و منم عاشق آمپولواز اونجایی که طب سنتی رو خیلی می دوستم چندتا راهکار برا کاهش گلو دردم کشفیدماول شتشوی گلو با آب نمک وآبلیمو(یه لیوان اب یه مقدار خیلی کم نمک چند قطره آبلیمو )بعد خوردن مرتب شربت عسل با آبلیمو(منظورم آب لیمو تازه این لیمو سنگی هست بزرگا نه آبلیمو صنعتی اینا بیشترش اسیده نه ابلیمو خوردن یه جا

ادامه مطلب  

 

 خوشم میاد کلا دیدی راجع به این عمله نداشتم....اندازه تمام عمرم بم آمپول زدن کثافتابا آبکش فرقی ندارم الان رسما:(پ.ن.1.یعنی متنفرم از سایتا و وبلاگایی که تا واشون می کنی شروع می کنن آهنگ خوندن...پ.ن.2. امشب یه فیلم happy ending دیدم و کلیم خوشم اومد...من از فیلمایی که آخرش همه چی خوب و خوش و خرمه بدم میاد...ولی تو این یکی انقد دلم واسه این یارو Russell Crowe می سوخت که از همون اول دلم می خواست بتونن فرار کنن که خوب موفقم شد شکر خدا:دی

ادامه مطلب  

شصت ُِ پنجُم.  

همه چیز را به همان خاک پس دادم در قالب بسته هایی لیکویید، در شش مرحله...همه چیز را به همان خاک در قالبِ استفراغ پس دادم و بازگشتم و دیدم زندگی م را دزدیده اند.و تنها شواهدِ من از پاک بازگشتنم،جایِ سِرم بود بر دستم و آمپول بر پایم.

ادامه مطلب  

پروتز حجم دهنده و فرم دهنده باسن، پروتز سینه  

لينك سايت اين آگهيهمه آگهی های parsbeautyshop قيمت:  00000
خدمات » زيبايي و بهداشتپروتزباسنپروتز حجم دهنده و فرم دهنده باسن، پروتز سینهپروتز حجم دهنده و فرم دهنده باسن، پروتز سینهاگر شما مایل به استفاده کپسول و ژل و محصولاتی از این قبیل نیستید می توانید از پروتز های ما استفاده کنید این پروتز ها بر روی اندام مورد نظر قرار می گیرند به گونه ای که تشخیص آنها از روی لباس غیر قابل ممکن می شودپروتز حجم دهنده وفرم دهنده باسن وسینه ساخته شده از سیلیکون که ن

ادامه مطلب  

روزهای دور از خانه  

دیگه من با سرماخوردگی رفیق جینگ شدم ، رفیق یه دونه ی خودم که سر بزنگاه درس و بدبخیتم از پشت یهو بغلم میکنه . امروز صبح بعد کلی تلاش و کوشش در راستای فراگیری علم و سر پا نگه داشتن خودم با انواع مسکن های پیل افکن ! دست آخر مجبور شدم برم دکتر :( انقدی که تو یک ماه گذشته من رفتم دکتر فکر نکنم کسی تا حالا رفته باشه . سر سر ماخوردگی عید که با پگاه رفتم دکتر ، چهار تا آمپول زدم ، سر گردن درد دو تا آمپول زدم ، سر این یکی هم باز چهار تای دیگه ... دیگه خسته شدم از

ادامه مطلب  

جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای زنان باردار بیمار غزه  

در
اثر استفاده اسرائیل از سلاح‌های نامتعارف در حمله به غزه، هزاران جنین
قبل از تولد می‌میرند / زنان باردار بیمار غزه برای درمان و دارو نیازمند
کمک‌های مردمی هستند.
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین، پس از جنگ 22 روزه غزه (دسامبر 2008 تا
ژانویه 2009) به دلیل استفاده رژیم صهیونیستی از سلاح‌های نامتعارف،
بیماری‌های گوناگونی در غزه شایع شده است.یکی از این بیماری‌ها که
خیلی از زنان باردار به آن مبتلا می‌شوند نوعی ترومبوز یا لخته شدن خون در
جفت ا

ادامه مطلب  

در دهان گس زمستان  

"در دهان گس زمستان" (داستان کوتاه) کار نگاه سهرابی، باکاندیدایی بهترین متن به رقابت محلی در جشنواره ای تحت حمایت اموزش و پرورش در کرج مشغول است. خطی از این داستان:"اگر از ابتدا میدانستم درک روزمرگیم یعنی زندگی، هیچ وقت به دنبال زندگی نمیرفتم."

ادامه مطلب  

دنیای خیالی یا واقعی  

سلاماین اول داستان دنیای خیالی است .البته این دنیا برای من خیلی هم خیالی نیست . چون با تمام وجودم تک تک لحظات شو درک کردم .خندیدم ...گریستم ...ترسیدم ...عاشق شدم!!!شاید از دید بقیه که از بیرون به این داستان نگاه میکنند خیالی بیش نباشه ولی برای من...واسه همین نمیدونم باید اسمشو بزارم دنیای خیالی یا واقعی...مثل خیلی از داستان ها با گفتن از قهرمان شروع میکنم.قهرمانی که من با اون خیلی از احساسات رو برای اولین بار تجربه کردم.شاهین....

ادامه مطلب  

غربت  

 
بعضی چیزها مشکلات رو حل نمی کنه اما مثل مسکن می مونه .. آدمو آروم می کنه
مثل دیدار خانواده
 
بعضی چیزها هم مثل آمپول کمک به حل مشکل می کنه اگرچه تو اجازه نداری بهش دست بزنی
مثل مشورت با افراد فهیم خانواده
 
روزگار این طوری می گذره
و تو مجبوری از "دندون" برای ساکت کردن تلاطم درونت و تحمل این روزگار استفاده کنی
اگر "جگرت" طاقت بیاره...
 
 

ادامه مطلب  

 

اعتماد ب نفست خیلی خوبهاینطور ب خود امید میدی ک فک میکنیداستان من و تو هم مث لیلی و مجنون،ویسو رامین،خسرو شیرین هستشهمه این داستانها  ک تو به خیالت می فهمی و داستانشون رو خوندیهمه شخصیت های زن این داستان ها ی فرق ویژهو اساسی با تو داشتن خودت میدونیتو ی جوجه داری مال اونىبا جوجه ات خوش بخت بشیاز اولم عاشق اون بودی و هستیاز خیانت متنفرم

ادامه مطلب  

اولین قسمت داستان شکسته شدن دلم  

اولین قسمت داستان شکسته شدن دلم :اون روز هم مثل یکی دیگه از روز ها بود .مثل همیشه آماده بودم همونجور که کولمو روی دوشم مینداختم با سرعت از پله ها پایین اومدم آب پرتقالمو خوردم و با سر از مامان خداحافظی کردم.میدونستم اگر یه ذره دیگه بهش وقت بدم شروع می کنه به غر زدن که تو چرا درست حسابی صبحونه نمی خوری !! 

ادامه مطلب  

دانلود کلیپ و داستانهای آموزنده  

این کلیپ ها شامل داستان زندگی کسانی ست که توبه های حقیقی داشته اند...
اشخاصی همچون طیب حاج رضایی،حاج فرج تراب،علی گندابی،رسول ترک و...
داستان شماره 1
داستان شماره 2
داستان شماره 3
داستان شماره 4
داستان شماره 5
داستان شماره 6
داستان شماره 7
داستان شماره 8
داستان شماره 9
داستان شماره 10
 

ادامه مطلب  

صعود عشق  

صعود عشق داستان سرگذشت یک دختر فراری، داستان واقعی است که در سال 2000 اتفاق افتاد. خدمت عده ای از دوستانی که در جریان این واقعه موثق بوده اند، عرض شود که اینجانب قصد گزارش دهی این واقعه را ندارم تا موضوع را با حفظ امانت، دقیقاً مثل ژورنالیستها گزارش دهم. این داستان سرنوشت واقعی یک دختر فراری را به بررسی گرفته و طبیعتاً که در سبک داستان ، نویسنده دست باز دارد تا بتواند در بسیار مواردی افکارش را از زبان قهرمان داستان بیان دارد. واقعه این داستان د

ادامه مطلب  

سبك زندگي رضوي  

داستان تصویری از سبک زندگی رضویدر این تصاویر شما زائران مجازی عزیز، با گوشه هایی از سرگذشت و همچنین سبک زندگی امام رئوف خویش بیشتر آشنا می شوید.داستان تصویری(1)
داستان تصویری(2)
داستان تصویری(3)
داستان تصویری(4)
داستان تصویری(5)
داستان تصویری(6)

ادامه مطلب  

اینم پایان داستان تام و جری با یک قتل دلخراش  

پایان داستان تام و جری با یک قتل دلخراش+ عکسنشرشده توسط:abbasm درتفريح و سرگرمی, عکس جالب, مجله پارس تونت, گالری عکس نظری بدهید بالاخره داستان تام و جری معروفم تموم شد اما با یه قتل وحشتناک که دیدن صحنه قتل قلب آدمو به درد میاره.برای دیدن صحنه قتل به ادامه مطلب برین.داستان عاشقانه خواندنی:نهایت ابراز عشقخلاصه داستان سریال در آرزوی ازدواج

ادامه مطلب  

داستان و حکایت خواندني  

داستان چوپان و امام زادهچوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید ، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.
در حال مستاصل شد...

ادامه مطلب  

109.  

خوندن نوشته هام اگه آزار دهنده است نخونیدشمن اینماز خود سانسوری خسته امهمه دارن زندان بان میشن برامیه طوری سه شیفت دراعصاب خط خطی من اندورد زبونم شده این جمله : به تو ربطی نداره!تقریبا جواب تک تک سوالایی که ازم میپرسن همینهگاهی به سوال ها گوش هم نمیدمهمین طوری میگم : به تو ربطی ندارهخزیدم تو غار خودممث انسان های عصر حجر زندگی میکنمبا همه سر جنگ دارماز زمین و زمان طلبکارمواقعا هم حق دارماعصابم مث تن سرباز های جنگی پاره پاره استهرروز یه دادگ

ادامه مطلب  

کانال خمار  

دارعلی دست روی سر طاسش کشید.به چشم آقا مرتضی!از سنگر فرماندهی گردان بیرون آمد تا کاوه پیک گردان را پیدا کند. موتور تریل را سوار شد و زیر آتش توپخانه دشمن به سمت محل درگیری با دشمن پیش رفت. آب‌گرفتگی سمت راست را که پشت سر گذاشت، توی گرمای ظهر جنوب دو امدادگر بسیجی، هن و هن عرق می‌ریختند و برانکاردی را به عقب منتقل می‌کردند. تا زخمی روی برانکارد را دید که روی صورت چفیه انداخته، مشکوک شد و موتور را نگه داشت و آن را کنار خاکریز رها کرد. نزدیک شد. ص

ادامه مطلب  

مقاله شماره 42. بررسی تطبیقی داستان رستم و سهراب با برخی موارد مشابه در اساطیر جهان  

در بررسی اساطیر و آثار ادبی جهان، به نمونه هایی بر می خوریم که مضمون
آنها نبرد بین خویشاوندان نزدیک و به ویژه پدر و پسر است. این داستان ها به شکل های
مختلف، از جمله اسطوره، تراژدی، حماسه، افسانه و روایات مذهبی دیده می شوند، ولی از
نظر ساختار و طرح کلی به یکدیگر نزدیکند و در برابر ژانرهای دیگر ویژگی های خاص خود
را دارند. اما ریشه این نوع حوادث در چیست؟ در چه نوع جوامعی رخ می دهد؟ آیا تنها به
یک قوم و ملت مربوط و محدودند؟ آیا نوع جوامع و رسم و سنت

ادامه مطلب  

توطئه  

توطئه 
آگاتا کریستی یک روزنامه
نگار ماهر بود او گهگاهی داستانی  نیز می
نوشت  داستان های او بسیار زیبا و آرامش
بخش بود و تمام مردمان آن دیار از داستان های او استقبال می کردند ولی یک شب
روبرتو کارلوس  نقشه ای کشید که می خواست
که دیگر مردم از داستان های آگاتا استقبال نکنند و از داستان های روبرتو استقبال
کنند  او ابتدا یک مدرک جعلی که نشان
دهد روبرتو یک داستان نویس  ماهر است ساخت و
به تدریج داستان و مقاله نیز نوشت و در نمایشگاه ها نشر داد مردم نی

ادامه مطلب  

داستان اموزنده شکست غیر ممکن  

داستان آموزنده “شکست غیر
ممکن”
مدرسه‌ی کوچک
روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز
زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و
هم‌کلاسی‌هایش، کلاس گرم شود. روزی، وقتی شاگردان وارد محوطه‌ی مدرسه شدند، دیدند
مدرسه در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آنان بدن نیمه بی‌هوش هم‌کلاسی خود را که دیگر
رمقی در او باقی نمانده بود، پیدا کردند و بی‌درنگ به بیمارستان رساندند.
پسرک با ب

ادامه مطلب  

راز رهایی یوسف‌علیه‌السلام چیست؟  

همه ما در باره داستان زندگی حضرت یوسف (ع) مطالب فراوانی
خوانده‌ایم اما آنچیزی که حائز اهمیت است این می‌باشد که گرچه کاری که یوسف
کرد، همه‌اش در چند دقیقه اتفاق افتاد اما آن، کار بزرگی بود که نماد پاکی
و پاکدامنی شد و در همین داستان و در سیره یوسف (ع) نکاتی مهم و کلیدی
وجود دارد که می‌تواند برای پیروان حقیقت، در پاکدامنی و عفت کارگشا باشد.

ادامه مطلب  

خر است دیگر  

سرماخوردگی خر استترافیک خر استشب امتحان خر استسردرد خر استآدم فوضول و خبر چین خر استزنگ ساعت خر استروز آخر تعطیلات خر استیخچال خالی خر استأدم زبون نفهم خر استتراکنش ناموفق خر استکابوس امتحان خر استبند کفشی که وسظ خیابون باز میشه خر استکال ویتینگ خر استچراغ قرمز خر استصف نونوایی خر استدندون درد خر استرفیق زیرآب زن خر استصدای بوق ماشین پشت پنجره وقتی خوابی خر استلو باتری خر استفامیل پشت چشم نازک کن خر استناخونی که از توی گوشت شکسته خر استآ

ادامه مطلب  

داستان شما دزدید یا ما  

داستان شما دزدید یا ما مرد فقیری بود که همسرش کره می ساخت .زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویی می ساخت. مرد آنرا به یکی از بقالی های شهر می فروخت و مایحتاج خانه را می خرید.روزی مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.او عصبانی شد و به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمی خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من می فروختی در حالی که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر

ادامه مطلب  

داستان کوتاه ..... داش آکل  

داستان کوتاهی که بر روی وبلاگ قرار گرفته داستانی است از صادق هدایت نویسنده شهیر ایرانی ، که یکی از داستان های مجموعه سه قطره خون محسوب می شود ...  داش ها و عیارها و پهلوان ها ریشه در بطن تاریخ اجتماعی ایران دارند... شواهد تاریخی نشان می دهد که این افراد در زمان اشکانیان حضوری پر رنگ داشته داشته اند و اصلا کلمه پهلوان بازمانده همان دوران می باشد . لازم به گفتن نمی باشد که در دوره صفاریان این افراد در سیستان حکومت را به دست می گیرند و لغت پهلوان و

ادامه مطلب  

نامه زیبای چارلی چاپلین به دخترش ...  

جرالدین دخترم! تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها
بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنیدنی است. داستان
آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می
گیرد، داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام. من درد نابسامانی را
کشیده ام و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از
غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با این
همه زنده ام و از زندگان پیش

ادامه مطلب  

تپه ی داغ  

روی تپه بودند. آفتاب داشت غروب می کرد. آن دو داشتند می رقصیدند. ابرها در
افق به رنگ نارنجی و بنفش در آمده بودند. دختر سرمست و خوشحال می خواند:
این گیوتین است و آن نبات
این برای مرگ، آن برای حیات
می چرخیدند وتاب می خوردند. و پسر محو صورت او شده بود که با حاشیه موهای سیاهش شبیه به عکس های مراسم سوگواری شده بود.
جلاد بیا، آماده شو
معشوقم اینجاست، منتظر تو

ادامه مطلب  

«کسی که مثبت می‌اندیشد حتی شانس بد را به شانس خوب تبدیل می‌کند  

سخنی از این داستان: «کسی که مثبت می‌اندیشد حتی شانس بد را به شانس خوب تبدیل می‌کند.»~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~این داستان مربوط به یکی از ایالات جنوبی امریکاست. در این ایالت که هنوز برای گرم‌کردن خانه‌ها از شومینه‌ی چوبی استفاده می‌شود، هیزم‌شکنی زندگی می‌کرد که انسان ناموفقی بود.او بیشتر از دو سال بود که هیزم خانه‌ای را تأمین می‌کرد و می‌دانست ضخامت قطعات چوب نباید بیشتر از هفت اینچ باشد تا در شومینه جا شود....

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1