بذار حس کنم امشبو با منی
کنارم تو بارون قدم میزنی .....
 
          برای من این دلخوشی کافیه
          بذار حس کنم امشبو با منی .....
 
                    تو این لحظه چشماتو از من نگیر
                    من از بودن تو نفس میکشم .......
 
                                  "   بهت قول میدم نباشی یه روز    "
                                "   از این زندگی پامو پس میکشم ........  "
 

ادامه مطلب  

سی داستان خالق قصه های مجید در «ته خیار»  

سی داستان کوتاه هوشنگ مرادی کرمانی در قالب کتابی با عنوان «ته خیار» منتشر می‌شود




 
به گزارش لیزنا، «ته خیار» مجموعه‌ بیش از 30 داستان کوتاه است که مرادی کرمانی خود آن‌ها را زهرخند می‌خواند.
 او می‌گوید: بیش‌تر داستان‌های این مجموعه زهرخندهایی هستند که به موضوعات غم‌انگیز همچون مرگ، بیماری و پیری می‌پردازند ولی از آن‌جایی که «پشت هر فاجعه‌ای کمدی‌ای نهفته است» من در این مجموعه به جنبه‌های طنز این واقعیت‌ها پرداخته‌ام. «ته خیار»

ادامه مطلب  

 

"روز و شب یوسف"نوشته :محمود دولت آبادیداستان خوب شروع می شود و خوب هم ادامه می یابد .امتیاز مهم اش همین به اندازه حرف زدن است . زیاده گویی نمی کند و داستان کشش خود را تا پایان حفظ می کند .روز و شب یوسف دقیقا داستان همان روزها و شب های یوسف است با گره ای که مخاطب را تا پایان داستان نگه می دارد و دغدغه یوسف را به درستی بیان می کند .داستان از آنجا شروع می شود که یوسف از سایه ای می ترسد که دنبالش می کند .نمی دانیم چرا سایه او را می ترساند اما همین بس که یو

ادامه مطلب  

داستان های اموزنده 3  

روزی روزگاری دو میمون که اسمشون عنتر خانوم و چاقال خانوم بود در جنگل قدم میزدند
که ناگهان جفتشون پایشان را روز دم ماری گذاشتند
مار که بسیار عصبی شده بود
زبان خود را هی بیرون می اورد و به داخل می بورد...
و عنتر خانوم و چاقال خانوم که از ترس ریده بودند زبانشان بند امده بود
مار که کمی گرسنه هم بود گفت:
هَ هَ هَ چه میمون های خوشمزه ای 
به نظر میاید که همجنس بازهم هستید؟!
خودتان انتخاب کنید که کدامتان را ببلعم
عنتر خانوم و چاقال خانوم که از ترس بیشتر

ادامه مطلب  

وجدان اخلاقی  

(از مجموعه تاکسی نوشت های من)
مرد عینک آفتابی همان طور که تقریبا با شخص آن طرف خط تلفنش یقه به یقه شده بود وارد تاکسی شد. سر و صدای مرد همه مان را داشت اذیت می کرد. راننده سرش را تکان می داد و غرولند می کرد.تلفن مرد که تمام شد چند لحظه همه مان ساکت ماندیم. راننده گفت:«یعنی این آسفالت افتضاحه، افتضاح. تازه هم آسفالتش کردن ها!»مرد عینک آفتابی اش را درآورد و رو به راننده کرد و گفت:«وجدان آقا، وجدان اخلاقی از بین رفته! نیست»راننده گفت:«بله، نیست»مرد

ادامه مطلب  

الگوی شلوار  

 
                                            اندازه گیری لازم برای شلوار:دور کمردور باسندور رانقد شلوار (از کمر)قد زانو (از کمر)شلوار: (الگوی جلو)4/1 دو باسن منهای 1 برای پهنای کادر (A-B) ß خط کمراز این نقاط قد شلوار را تا پایین رسم کرده و کادر را کامل کنید. سپس قد باسن رارسم کنید.(C-D)4/1 دور باسن منهای 2 یا 3 برای قد فاق (برای افراد چاق نیازی به کم کردن نیست) (E-F)نقاط (A-B) قد زانو را مشخص (G-H)20/1 دور باسن برای پنهای فاق که ازخط فاق به بیرون رسم می‌شود و به

ادامه مطلب  

 

وبالاخره من  یک داستان نوشتم که زیر 1800 کلمه و خیالم راحت است که حق هیچ چیز و هیچ کس را وسطش نخورده ام. حتی نیم فاصله ها را هم راعایت نکردم اما چشمم دیگر به واژه شمار ورد سفید نشد. و این موفقیتی است برای خودش برای من
پ.ن: زیاد جو گیر نشوم این قرار بود داستانک بشود و حالا داستان کوتاهی شده است. نمی دانم چرا شعرهایم اینقدر کوتاه و داستان هایم اینقدر زبان دراز می شوند.
پ.ن2: روباهه چه کار می کند؟
هیچی کاندیشنر مامان را روی سرش خالی کرده و حالا لیز شده و

ادامه مطلب  

ترس و لرز نوشته ساعدی  

از بین کتاب‌هایی که از ساعدی خوانده‌ام، ترس و لرز یکی از بهترین‌هاست. ترس و لرز از منظری ادامه داستان عزاداران بیل است منتها در فضای اقلیمی دیگری روایت می‌شود. اقلیم در داستان ترس و لرز نقش به سزایی دارد، به طوری که ترس و لرز بدون فضایی که در آن روایت می‌شود بی‌معنا و بی‌هویت می‌شود. ترس و لرز داستانی است در جایی خیالی در جنوب و فضایی وهم‌گون دارد که به مدد دیالوگ و گفت‌و‌گو ساخته می‌شود تا با فضاسازی. ترس و لرز هم همانند عزاداران بیل ا

ادامه مطلب  

 

محسن اسدی می خندد و رو به من میگوید: میدانی فقط پنج درصد خوانندگان همشهری داستان پسر هستند؟! نود و پنج درصد دیگر همه دخترند! خنده اش را کشیده تر میکند و ادامه میدهد: و این را هم میدانی که هیچ یک از دست اندر کاران همشهری داستان حتی به مخیله شان هم نمیرسد که فردی با تیپ شخصیتی تو یکی از مخاطبانشان باشد؟!
میخواستم بگویم درست است به خواست و اصرار خودم به نام دیگر چاپ میشود ولی من هم...
اخلاق خودم را میدانم دوست ندارم خیلی چیزها را خیلی کس ها بدانند...
-

ادامه مطلب  

باسن  

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺫﻫﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ... ﺍﺻﻦ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻧﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭﺍﺳﻢ... ﻣﮕﻪ ﺑﺎﺳﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﮑﺸﻪ !" ؟! ؟ ! ؟! ؟! ؟ نه..! ﺧﺐ ﭘﺲ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﺯﯾﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ '' ﺑﺎﺳﻨﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﻦ !!!!
 
 

ادامه مطلب  

هالاسانا ( گاو آهن )  

هالاسانا ( گاو آهن ) Hala به معنای خیش است.۱ - به پشت دراز بکشید , زانوها را خم کرده به سمت قفسه سینه بکشید و دستها را صاف و به موازات بدن در دو طرف باسن قرار دهید . دستها به سمت پاها کشیده می شود.۲- بازدم کنید و باسن را از زمین بلند کنید , آرنجها را خم کنید و دستهای خود را روی باسن قرار دهید .تنه را به کمک دستها بالا ببرید تا عمود بر زمین شود و قفسه سینه چانه را لمس کند.۳- کف دستها را در پشت تنه قرار دهید طوریکه نوک انگشتان به سمت باسن باشد . هر چقدر د

ادامه مطلب  

ساروانگاسانا (ایستادن روی شانه ها )  

ساروانگاسانا (ایستادن روی شانه ها )ساروانگاسان را مادر آساناها نام گذاشته اند. همچنان که مادر در جهت هماهنگی و شادمانی خانواده تلاش می کند این آسانا نیز برای هماهنگی سیستم بدن تلاش می کند و نوشدارویی برای بیماریهای عمومی است. Sarva به معنای تمام یا کل و Anga به معنای عضو یا بدن پس Sarvanga به معنای کل بدن یا همه اعضا است. به این آسانا از اینرو این نام را داده اند که تمام بدن , تحت تاثیر تمرین قرار می گیرد.۱ - به پشت دراز بکشید , زانوها را خم کرده به سمت قف

ادامه مطلب  

داستان غم انگیز عاشقانه (طنز)  

یک داستان چینی غم انگیز 朣楢琴执㝧执瑩浻牡楧㩮㔱硰执㝧执獧浻牡楧敬瑦瀰絸朣杢㑳执獧扻捡杫潲湵潣潬㩲昣昸昸㬸慢正牧畯摮椭慭敧敷止瑩札慲楤湥楬敮牡氬晥⁴潴敬瑦戠瑯潴牦浯㡦㡦㡦潴捥捥捥戻捡杫潲湵浩条㩥眭扥楫楬敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散戻捡杫潲湵浩条㩥洭穯氭湩慥牧摡敩瑮琨灯㡦㡦㡦捥捥捥㬩慢正牧畯摮椭慭敧獭氭湩慥牧摡敩瑮琨灯㡦㡦㡦捥捥捥㬩慢正牧畯摮椭慭敧楬敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散戻捡杫潲湵浩条㩥楬敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散汩整㩲牰杯摩䐺䥘慭敧牔湡晳牯楍牣獯景牧摡敩瑮猨慴瑲潃潬卲牴昣昸昸䔬摮潃潬卲牴攣散散㬩潢摲牥硰猠汯摩⌠㙣㙣㙣搻獩

ادامه مطلب  

22  

در ایام پزشکی عمومی در یک درمانگاه شهری که مردم آن به خست و ناخن خشکی مشهور بودند کشیک می دادم.
یک شب پیرزنی بی سواد و روستائی با درد شکم مراجعه کرده بود که پس از معاینه برایش یک آمپول هیوسین نوشتم و تزریقاتی امپول را تزریق کرد.15 دقیقه ای گذشت و دیدیم پیرزن هنوز نشسته و نمی خواهد به خانه اش برگردد.
وقتی مسئول تزریقات پرسید چرا نمی خواهی بروی
پیرزن گفت: لطفا پوکه ء آن آمپول را به من بدهید!
تزریقاتی:
پوکه را می خواهید چکار؟
پیرزن: می خواهم اگر دفعه

ادامه مطلب  

من قهرم....  

بچه ها من قهرم کلا!دیگه داستان نمیزارم!بهم برخورده حسابی!
داستان الی و لی لی نظر میزارین بعد داستانایه من تا حالا یه نظرم نداشته!
من دیگ داستان نمیزارم!تازه اگه نظر هم بزارین بازم قهرم....تا وقتی الی داستان نزاره بنده شرمنده رویه ماه همتونم!بعله...

ادامه مطلب  

از بهرام حیدری منتشر شده است  

 
 ا

 
 
از بهرام حیدری منتشر شده است:
 
 به خدا که می‌کُشَم هرکس که کُشتَم (سه داستان)، 126 صفحه، انتشاراتِ زمان، تهران، 1356لالی (بیست و دو داستان)، 333  صفحه، انتشاراتِ امیرکبیر، تهران، 1358زنده‌پاها و مُرده‌پاها (دو داستان)، 106 صفحه، انتشاراتِ زمان، تهران، 1358کوهِ ساکنِ اجساد، رودِ جاریِ انسان (شش داستان)، 247 صفحه، انتشاراتِ افسانه، سوئد، 1996عقرب‌ها، آهوها، عقاب‌ها (داستانِ بلند)، 126 صفحه، انتشاراتِ افسانه، سوئد، 1996منزلگاهِ بادهای سُرخ (سی

ادامه مطلب  

 

 
 
یک هفته ست به هر دری می زنم که حالم خوب شه نمیشه... آمپول... قرص... لیمو... لیموشیرین... ویتامین سی... کوفت... زهرماررررررر
بدتر میشم که بهتر نمیشم. آخرشم اون اتفاقی که نباید افتاد. دوباره گند زده شد به ریه هام.
از زمین و زمان حالم بهم می خوره وقتی به این حال و روز می افتم.

ادامه مطلب  

شاهنامه  

 
شاهنامه
 
در اینجا کلیک کنید...
 
فهرست
آغاز کتاب
گیومرت
هوشنگ
تهمورث
جمشید
ضحاک
فریدون
منوچهر ۱
منوچهر ۲
منوچهر ۳
منوچهر ۴
منوچهر ۵
پادشاهی نوذر ۱
پادشاهی نوذر ۲
پادشاهی زوطهماسپ
پادشاهی گرشاسپ
کیقباد
پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران ۱
پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران ۲
پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران ۳
رزم کاووس با شاه هاماوران ۱
رزم کاووس با شاه هاماوران ۲
سهراب ۱
سهراب ۲
سهراب ۳
داستان سیاوش ۱
داستان سیاوش ۲
داستان سیا

ادامه مطلب  

مظنونین همیشگی - The Usual Suspects  

امتياز فيلم در (I MDB (8.7/10
در حاشیه فیلم «مظنونین همیشگی» نویسنده: محسن آزرم
یك: «هوارد هاكس» كارگردان سرشناس سینمای كلاسیك آمریكا سال ها پیش گفته بود كه مهمترین وظیفه هر كارگردان، پیداكردن داستان های خوب است و اگر كارگردانی داستانی خوب داشت فیلم كردنش چندان سخت نیست. هاكس اضافه كرده بود كه داستان های خوب گنجینه ای پایان ناپذیرند. ثروتی هستند كه همیشه در جایی مخفی شده اند و كارگردان اگر داستان گوی قابلی باشد، می داند كجا باید به دنبالشان بگرد

ادامه مطلب  

یک داستان.  

از آنجا که عشق از سروکول من بالا می رود و به عقلم نمی رسد، خواستم در یک داستان عاشقانه هم که شده، عقل را تماما مغلوب کنم. البته که چکش خواری لازم دارد. به لطف دوستان و دو-باره خوانی خودم و سه-باره و چهار-باره و ... .
 
رمز را بخواهید. با تشکر. زحمت خواستنش، به زحمت اجازه دادن برای خواندنش در می شود آن وقت. 
 
"داستان در دست تعمیر است."
 

ادامه مطلب  

بچه ها !!!  

بچه ها بدویید برید این وب یه وب داستان نویسی جدید هست و راجع به وان دی هست و جالب تر از اون یه پسر
می نویسه داستانو و کلا داستان هم خاصه ...
برید خیلی جالبه نظرا رو به 30 تا برسونین تا به اپه...خواهههههههههههههههش برید..سریع تر..
http://storyof1direction.blogfa.com
 

ادامه مطلب  

ادامه داستان  

همش وقتی میخوام از داستان الی و ارش بنویسم تنبلیم میگیره برم ببینم تا کجا از 
این داستان نوشته بودم و حالا باید ادامشو بنویسم 
اصلا دقت کردین چقدر تنبل شدم 
خودم حواسم هست بدجوری تنبل شدم 
یعنی دستم به نوشتن نمیاد شاید هم اسیر عادتها شدم 
مثلا عادت به کپی کردن مطالب و خوندن شعرها 
اگاهی بعضی عادتها عجیب به ادم میچسبه 

ادامه مطلب  

داستان های کوتاه غادة السمان  

غادة السمان یک بانوی سوریه ای است که دکترای ادبیات انگلیسی خود را از لندن گرفته است. وی زنی باذوق و خوش قریحه است و شعرها و داستان های زیبایی دارد. اشعار او توسط دکتر عبدالحسین فرزام با ادبیاتی فاخر و دلنشین به فارسی ترجمه شده است. این زن فرهیخته ی عرب، کتابی داستانی به نام چشمانت سرنوشت من است دارد که توسط اینجانب ترجمه شده است. این مجموعه، شامل ۱۶ داستان کوتاه است که ۱۱ داستانش گلچین و ترجمه شد و در انتشارات خسروشیرین در دست چاپ است. شکل، م

ادامه مطلب  

داستان..کاکتوس....مهم ترین ارتباطات  

جلسات داستان برای ما و شما دست به قلم های راوی  در چند بخش مهم است من جمله زمانی که در این جلسات داستان ها و نوشته هایتان را میخوانید  فرصت شنیده شدن به خودتان داده اید.از طرفی نقد کردن این نوشته ها و به بحث گذاشتن شان ، به تنهایی فرد نویسنده را زنده می گرداند و او تبدیل به کسی می شود که پایش روی زمین است و بین مردم  که مخاطبان وی محسوب می شوند ، قدم و قلم می زند . نفس می کشد.

ادامه مطلب  

شفای بیمار  

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی بازدیدکنندگان عزیز
از شما دوستان گرامی من خواهشی داشتم.میخواستم بگم دختری 12 ساله هست دچار به بیماری ناشناخته ای شده و هر 5 روز یکبار باید آمپولی بزنه تا زنده بمونه و دختره همکار مادرم هستش و هنوز که هنوزه هیچ درمانی برای بیماری ایشون یافت نشده قیمت هر آمپول 250،000 تومان است. من از شما خواهش میکنم به لینک زیر برید و توضیحات رو کامل بخونید و اگر خواستید برای این دختر دعا کنید تا شفا پیدا کند.اگر شد سوره حشر رو

ادامه مطلب  

داستان های مولوی  

داستان های زیبای مثنوی معنوی  برای همه سنین حتی کودکان آموزنده است. بخصوص اینکه پرویز امینی آن ها را با نثر ساده و قابل فهم برای کودکان و نوجوانان ویراسته است. سری کتاب های داستان های زیبای مولوی از انتشارات وزیر خلاصه داستان های مثنوی است که اتفاقاً استقبال خوبی از این کتابها در کتابخانه ما شده است.
با هم یکی از این داستان ها را مرور می کنیم:
داستان انگور و عنب، ماجرای 4 دوست با 4 زبان مختلف است که همه ی آنها یک چیز را می خواهند ولی چون هر کدام

ادامه مطلب  

عشق در مدرسه موسیقی  

اینم یه داستان جدید دیگه....
نام داستان: عشق در مدرسه موسیقی
نام نویسنده: نیوشا بیبر
نام تهیه کننده: نیوشا بیبر
زمان نمایش قسمت اول داستان: هر وقت نظر های قسمت 8 و 9 داستان طلاق به سبک جاستینی 15 تا شد
دنبال کنندگان داستان قبلی: درسا - مهسا - سروین - شقایق - نادیا - آتنا - مینا - مبینا - جورجیا (اگه کسی رو فراموش کردم دیگه ببخشید )
از همتون ممنونم که دنبال کننده های داستانهای من بودید....
توضیحاتی درباره داستان عشق در مدرسه:
من حدود 2 ماهه دارم روی این داست

ادامه مطلب  

تفاوت داستان کوتاه و رمان 3  

گلشیری رمان نویس، گلشیری داستان نویس دکتر حسین پاینده در ابتدای این نوشتار اشاره کردیم که استنباط نادرستی از داستان کوتاه و رمان که در کشور ما بسیار متداول است و تفاوت های این دو گونه ادبی را عمدتاً یا صرفاً به تفاوت کمی آنها (کم بودن واژه های داستان کوتاه) فرو می کاهد، در برخی از نویسندگان امروز ما موجد این برداشت غلط شده است که گویا با نوشتن داستان کوتاه می توانند خود را برای پیمودن راه سخت رمان نوشتن آماده کنند. بسیار می شنویم که نویسنده ی

ادامه مطلب  

تفاوت رمان با داستان کوتاه 2  

تفاوت رمان با داستان کوتاه قسمت دوم
نحوه «آغاز» روایت در داستان کوتاه و رمان یکی از مشهودترین تفاوت های کیفی بین رمان و داستان کوتاه، نحوه آغاز شدن روایت در این دو ژانر است. هر نویسنده یی، خواه قصد نوشتن داستانی کوتاه را داشته باشد و خواه بخواهد رمان بنویسد، ناگزیر باید روایتش را به تاثیرگذارترین شکل ممکن آغاز کند. به بیان دیگر، آغاز هر داستانی اولین انگیزه را برای دنبال کردن آن داستان به خواننده می دهد و از این رو، نویسنده یی که نتواند آغا

ادامه مطلب  

تفاوت رمان با داستان کوتاه 1  

تفاوت رمان با داستان کوتاهتفاوت رمان با داستان کوتاه -دکتر حسین پایندهقول مشهوری است که داستان نویس برجسته کترین منسفیلد چند بار کوشید تا رمان بنویسد، اما هیچ یک از تلاش های او قرین موفقیت نشد. همچنین در بسیاری از کتاب های مربوط به ادبیات داستانی از نویسنده برجسته امریکایی ویلیام فاکنر نقل قول شده که نوشتن داستان کوتاه، به مراتب طاقت فرساتر از نوشتن رمان است. در نگاه اول- و شاید به خصوص از نگاه بسیاری از داستان نویسان امروز ما- این هر دو قو

ادامه مطلب  

داستان فرشته ی کوچک  

درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بیا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید، مادرم خیلی مریض است. دکتر گفت : باید مادرت را اینجا بیاوری، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نمیتوانم، اگر شما نیایید او میمیرد! و اشک از چشمانش سرازیر شد. دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او ب

ادامه مطلب  

سانحه در کوه !!!  

دیروز با بابام و دوستم و خونواده ی دوستم رفتیم کوه !!! اینا از اسفالت میرفتن ما بالاترشون از سنگا و ...
خلاصه خر درونم داشت خودنمایی میکرد و همش کارای خطری ازم سر میزد و میدوییدم و میپریدم
و دوستمو که همون اسفالتم به زور میرفت، مسخره میکردم !!!!!!!!! 
برگشتنی افتادیم تو تاریکی ... یه مسیر تقریبا عمودی پیدا کردم به همه گفتم وایسین حال کنین اینجارو 
چطور میدوام تا بالا و برمیگردم !!!! بابامم تریپ نصیحت برداشته بود به دوستم میگفت مثل من زرنگ باشه
و از چی

ادامه مطلب  

 

یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم.  
اما الان دیگه از این خبرها نیست... ! همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند:)))))
**********************                       *************************************
همیشه تو مدرسه عاشق اونایی بودم که موقع حل تمرین داوطلبانه میرفتن پای تابلو و میذاشتن ما یه نفس راحتی

ادامه مطلب  

 

 
اولین کارگاه داستان نویسی
داستان کوتاه کوتاه
در فضای مجازی شروع به کار کرد
 
کارگاه داستان کوتاه کوتاه در گذشته به صورت حقیقی و خصوصی تحت عنوان « قدم به قدم با داستان کوتاه کوتاه » به سرپرستی " سیامک احمدی " دایر بوده و در خدمت دوستداران و علاقه مندان به داستان کوتاه کوتاه قرار داشته است .
اکنون این کارگاه درفضای مجازی ، بنابر تقاضای جمعی از مشتاقان داستان کوتاه کوتاه تحت عنوان « به سوی داستان کوتاه کوتاه » کار خود را دوباره از سر گرفته اس

ادامه مطلب  

طنزمدرسه ي بهار1  

داستان رااز اين جا شروع ميكنيم كه آقاي مهران مدرك ليسانس خود را كرفته بود وبه دنبال كار استخدامي ميرفت_درآنجا يك شغل خالي بودو آن هم معلمي بود_دراين هنكام او قبول كرد ولي جاي آن خيلي دور بود_روستاي بهار نام آن بود_در ورود او به بهار داستان شروع ميشود_ استاد مهران به سركلاس ميرود_استاد:سلام بحو

ادامه مطلب  

دمی سکوت برای شنیدن  

گفتم: مدتهاست خبری از شخصیت های دوست داشتنی در وجودم نیست.مدتهاست هیچ چیز خلق نکرده ام.
و بعد اتفاق جالبی افتاد.
شنیدم
شنیدم 
شنیدم
و
.
.
.
یادم افتاد مدتها بود داستان ادمها را نشنیده بودم.
نمی دانم خبری از موجودات عزیز خواهد شد یا نه اما حتی اگر نتوانم داستان گوی خوبی باشم 
می توانم ادمهای اطراف را بشنوم و در پیچ و خم داستان هایشان کشفشان کنم.
 

ادامه مطلب  

 

...
سه گلوله برای نوشتن سه زخم، از تاریکی شاه نشینی شلیک می‌شود. تو از قاب پنجره به حوض پرتاب می‌شوی، کلماتِ جسد کوچک تو در متن نقره‌ای حوض پراکنده می‌شود. مهم نیست چه کسی به تو شلیک می‌کند. تفنگ در دست‌های شکارچی داستان ماست، و شکارچی آن مرد ویران شده باشد یا آذر، تمهیدی داستانی است تا جسد تو از میان کلمات داستان به در آید، تا با حرف‌های وجودت دوباره زنی به نام توبا نوشته شود، تا تو، توبا دور از شرارت جمله‌ها در برابر نویسنده بنشینی و نویس

ادامه مطلب  

کلاه گیسی با های لایت بنفش  

خیلی وقت بود دوست داشتم موهایم را های لایت بنفش کنم .تصور رنگ بنفش لابلای موهای سیاه پر کلاغیم بهم یه حس خوب می داد.به اتاقم نگاه میکنم انگار یه هاله از نور بنفش روی همه چیز رو پوشانده نور آباژور ،شمع ها،کوسن حتا جای آمپول روی مچ دستم که یک نیلی مایل به بنفشه ودلمو میبره احمقانه س نه ؟ آدم از جای نیلی روی دستش دلش بره .....احساس درد میکنم تزریق داروهای شیمی درمانی توانانم رو گرفته جلو میز آرایش می نشینم بشدت رنگ پریده ام رنگ پریده گی بهم میاد حال

ادامه مطلب  

الکل  

دختره سنگین ترین پیکش \\\"پیک نوروزی\\\" بوده، اونم باکمک فک وفامیل حلش کرده،حالا هی پست میزاره این پیک و میزنم به سلامتی ایناین پیک رومیزنم به سلامتی اون،حالابری أزش آزمایش بگیری میبینی آخرین باردکتر الکل به کونش مالیده آمپول زدهوالا :|

ادامه مطلب  

شوخی های خداوند  

 
کارگردان: پرویز شیخ طادیمدت زمان: ۸۷ دقیقهسال تولید: ۱۳۸۵بازیگران: علی صادقی، رضا داودنژاد، رضا شفیعی جم، حمیدرضا ارژنگ و…خلاصه داستان:داستان یک دیده بان است که از یک سو در زمان حصر آبادان با دشمنان مبارزه می کند و از سویی دیگر به مقابله با دزدی که به خانه اش آمده می پردازد…

ادامه مطلب  

فرمول ساده جلوگیری از سوء تفاهم  

عصرایران ؛ محمدسعید روزبه - در کتاب ارتباط شناسی دکتر محسنیان راد داستان جالبی نوشته شده است. حتماً به خواندنش می ارزد: « فرض کنید پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار متولد شود. آنها در نقطه ای در یک شهر پرجمعیت زندگی می کنند و ساکن آپارتمانی کوچک هستند. هزاران رویداد کوچک و بزرگ، زندگی پسرک را تشکیل می دهد. مثلا وقتی خیلی کوچک بود، یک روز بارانی با مادرش از خیابان عبور می کردند. پسرک در یک لحظه که مادرش مشغول صحبت خودش ر

ادامه مطلب  

قلقلک ( آمپول)  

پلیس به بابام گفت : این دزد همه وسایل خانه شما را دزدیده . می توانید او را ببخشید ؟
من گفتم : بابا او را ببخش ... چون آمپولهای من را هم دزدیده است .
 
بابام همیشه می گوید دوست دارم بچه شوم . یک روز رفتیم دارو خانه . به بابام گفتم :
حالا می توانید بچه بشوید آمپول من را بزنید ؛ بعدش هم گریه کنید !
 
مادر بزرگ من خیلی پیر است . دست هایش می لرزد . وقتی او آمپول من را می زند ؛
اصلا دردم نمی آید . چون که آمپول را به تشک می زند نه به من !
 

ادامه مطلب  

داستانک  

داستانک ( short short story) که اصطلاحا به آن داستان مینیمال هم گفته می شود یکی از ژانرهای داستانی نو ظهور در قرن بیستم است… . این ژانر خاص که به دلیل حجم کم و خصوصیات کیفی منحصر به فرد و شگفت انگیزی محتوا، توانسته است در ای…ن مدت کوتاه جای خود را در میان ژانرهای مهم و غول پیکر رمان، نووله و داستان کوتاه به خوبی باز کند. با این وجود باید خاطر نشان ساخت هنوز تحلیل جدی و کیفی شایسته و اصیلی در مورد این ژانر صورت نگرفته است. تمام تحلیل ها در کتب و مقاله های

ادامه مطلب  

آی قصه ،قصه،قصه.  

سلام به همگی
یه مسابقه داستان نویسی داریم.این مسابقه در دو بخش کوتاه و طنز برگزار می شود. خواهشمند است داستان ها بیشتر از 15خط نباشد.
داستان هارا میتوان در بخش نظرات تایپ و یا در صفحه یک وبلاگ نوشت و آدرسش را در بخش نظرات  همراه با نام و نام خانوادگی و آدرس وبلاگ نوشت.
به بهترین نویسنه در وبلاگ لقب نویسنده برتر داده می شود و می تواند داستان های خود را در این وبلاگ به اشتراک قرار دهد.
در صورت نداشتن وبلاگ برای اطلاع از نتایج ساعت 6 بعد از ظهر به وب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1