آخرین اخبار سایت

داستان دانشجوی مهندسی ...  

 
یک دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود.
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از
دختره خواستگاری کرد اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و
درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش
مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه. روزها ازپی هم گذشت و دختره
واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت "
من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت  "اگر منو
بخشیدی بیا و باهام صحبت

ادامه مطلب  

اطلاعیه  

سلام ...
بنا به درخواست شما خوانندگان محترم مبنی بر گرد و خاک وبلاگ و آغاز دوباره فعالیت وبلاگ در قالب رمان های امیر رسایی تصمیم گرفتیم دوباره بنویسیم ...
اما نوشتن من باید همراه با استقبال شما باشه ...
تا الان داستان های حس عجیب و حنا به طور کامل در دنیای مجازی منتشر شده و مورد لطف شما هم قرار گرفته تصمیم داریم داستان راز رو براتون پست کنیم ...
عزیزانی هم که تازه به جمع ما پیوستن این وبلاگ رمان هست اگه واقعا خواننده هستید نظر بذارید و بگید چه سبک د

ادامه مطلب  

ادامه ي داستان قبليم...  

خب امروز هم مي خوام آپ كنم براتون اون هم يه داستان.......ادامه ي داستان قبليم........
خب بچه ها تو داستان قبلي گفتم كه فهميديم يه حسي بين من و جان هست بعدش من تا دو هفته رفتارم عجيب بود تا كسي با من حرف مي زد عصباني مي شدم واكي مي گفت نيوشا تو چت شده؟؟؟؟؟هيچ مي فهمي چي كار مي كني ؟؟؟يه دفعه برگشتم به واكي گفتم داداش ما كي از ژاپن مي ريم؟؟؟واكي گفت ولي براي چي آجي مگه اينجا بده؟هفته ي ديگه ولي چي شده؟من يه دفعه اشك تو چشمام جمع شد گفتم چي؟؟؟؟؟؟بعد با گر

ادامه مطلب  

داستان های آموزنده افراد موفق!  

در این مطلب ۷ داستان کوتاه از افراد موفق  – و ثروتمند – دنیا را برایتان نوشته ایم که می تواند به ۷قانون طلایی برای موفقیت در زندگی هر فرد تبدیل شوند. این افراد کارهایی کرده اند که مردم عادی از انجام آن شانه خالی می کنند.
برای دیدن مقاله لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
 نظر فراموش نشود.

ادامه مطلب  

داستان های آموزنده  

                                                           یک شب سرد یک پروانه اومد پشت پنجره اتاق دخترک وبه شیشه زد.دخترک که سرش حسابی گرم بود برگشت و دید یه پروانه کوچیک اونجاست!پروانه خودش روبه پنجره میکوبید تااون پنجره روبراش باز کنه و از سرما نجات پیدا کنه. ولی دخترک اصلاً اهمیتی به حرکات پروانه نداد.پروانه رفت.دخترک هم بعد از مدتی به رختخواب رفت تابخوابه. پیش خودش فکر کرد که کاشکی پنجره رو برای پروانه بازمیکردم تا اون هم سردش نمیشد

ادامه مطلب  

خانمی  

داستان دو برادر و یک خانواده............از بچگی با هم تفاوت داشتند یکی به موسیقی علاقه داشت یکی به خبرنگارییکی دوست داشت در خفا کار کند یکی در دید.یکی دوست داشت همه تصویرش رو ببینند دیگری دوست داشت هیچ تصویری از وی منتشر نشودبله دوستان این است داستان دو برادر هنرمند یکی خبرنگار واحد مرکزی خبر حسینی بایو دیگری هنرمند با استعداد و خوش ذوق ارنجمنت بای ( arrangement by )خواهر آنها " استند بای " و پدر آنها "های بای " بود.

ادامه مطلب  

روزشمار هزارویکشب شهرزاد، شب نوزدهم  

اولین گام :دیشب با خواهر بزرگ حرفیدیم و قرار شد که امروز با خانه شهرزاد تماس بگیره.! فی القصه بگویم که خواهر گرامی ساعاتی قبل تماس گفته و گفتگویی با مادر شهرزاد خانم داشته که نتیجه آن پیگیری در چند روز آینده شد!و از قضا یکی از خانمهای فامیل که در چند شب قبلی داستان شهرزاد قصد همکاری با ما را داشت ( همان شب گفتگو با پدر) نیز من باب احوالپرسی با مادر زن آینده ام ( خخخخ) نیز به خانه شان زنگیده و سرانگشتی هم به داستان ما نشان داده است . تا به اینجا که خ

ادامه مطلب  

داستان های آموزنده در مورد مدیریت، بازاریابی، فروش، برندسازی، مشتری مداری و تبلیغات  

مدیریت و بازاریابی به زبان داستان(1)
داستان های آموزنده در مورد
مدیریت، بازاریابی، فروش، برندسازی، مشتری مداری و تبلیغات
تالیف، گردآوری و تلخیص: علی خویه و فهیمه احمدی
www.alikhooyeh.blogfa.com
www.khooyeh.com
 
 
 
 
 
 
 
فهرست:
 
 
پیشگفتار مولفان:
دنیای آموزش و یادگیری به شدت متحول شده است دیگر مانند گذشته کسی دنبال تئوری ها و نظریه ها نیست برای یادگیری در دانشگاه های بزرگ دنیا روشهایی ابداع می شود که کاربردی و کارگاهی است دیگر بازاریابی و مدیریت را در دانش

ادامه مطلب  

قصه ای برای تصویر 2 [داستان گروهی]  

 
 
کلیه اعضا از آغاز شنبه چهاردهم تیر تا پایان جمعه بیستم تیر سال جاری، موظف به نگارش و انتشار داستانی بر اساس تصویر حاضر می‏باشند (در چهارچوب قوانین پاراگراف آبی).
 
نحوه ارسال پست مربوط به داستان گروهی بر اساس تصویر:
- عنوان پست به صورت : قصه ‏ای برای تصویر 2 [نام مورد نظر شما برای داستان] خواهد بود.
- زمان ارسال داستان مربوطه از چهاردهم الی بیستم تیر ماه سال جاری ا‏ست.
- جهت جلوگیری از تکرار تصویر در صفحه نخست وبلاگ، عکس را فقط در ادامه

ادامه مطلب  

هلال اول: آیات 62 تا 69 سوره بقره  

موضوع:داستان قتل جوانی در قوم بنی اسرائیل و کشف راز قتل توسط یک گاو ماده
در تفاسیر این آیه نکته بسیار جالبی از امام رضا علیه السلام نقل شده که نکته ای کاربردی و فراموش شده در زندگی روزمره ماست.
داستان طولانی است تا آنجا که صاحب گاو جوانی است که بخاطر احترام به پدر پیرش معامله پر سودی را از دست می دهد و خداوند به واسطه احترامی که این جوان به پدرش گذاشت سود چندبرابری را از طریق فروش این گاو نصیبش کرد.
یادمان نرود حتی نگاه با محبت به پدر و مادر عبا

ادامه مطلب  

نقطه روشن پیاده رو  

همیشه دوست داشته ام با آدم هایی که هر روز از مقابلم در پیاده رو رد می شوند ، حرف بزنم . میخواهم ازشان بپرسم وقتی که برای اولین بار نگاهشان به من افتاد چه حسی پیدا کرده اند و چه حدسی زده اند و دوست دارم که آن ها هم همین سوال را بپرسند و کسی که با نگاه ممتدش مرا نگاه می کند کنجکاویم برای سوال پرسیدن از او زیادتر می شود . وقتی که یک آقای حدودن چهل ساله با کت و شلوار رسمی و چهره ای اخم آلود در خیابان راه می رود ، دلیل اخم آلود بودنش چه می تواند باشد؟ یک

ادامه مطلب  

زمان برای رسیدن به خواسته ها کم است ، لطفا شروع کنید!  

بعضی درخت ها هستن چهار پنج سال بعد کاشتن باید ازشون مراقبت کنی تا  بهت میوه بدن مثه پسته ، اونوقت اون پسته قیمتش ارزشش نتیجه اش رو میبینی بعد چند سال مراقبت و سود نبردن  ، کارهای ما هم تو زندگی اینجوری هستن ، اگه انتظار داشته باشیم که بعد از یک سال کار یک سود خوبی بدست میاریم مثه این می مونه که بخوایم از بوته گوجه فرنگی انتظار پسته  داشته باشیم . نکته اصلی اینه که اگه از سود ها و منافع کوتاه مدت چشم پوشی کنیم میتونیم بعد از چند سال یک مجموعه پر

ادامه مطلب  

داستان خلقت زن توسط خداوند  

داستان خلق زن توسط خداوند
 
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.فرشته‌ای ظاهر شد و عرض کرد: “چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟”خداوند پاسخ داد: “دستور کار او را دیده‌ای‌؟باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.بوسه‌ای داشته باشد که بتواند هم

ادامه مطلب  

از ماندنی ها  

شب های خرداد تند تند بگذره و کسی کنار گوشت،وقتی سرسختانه توی کلمات پایان نامه گم شدی،قصه بگه،قصه ای که سر و تهش در مورد یه دختره،یه دختر که تموم اتفاقی که توی داستان واسش میفته این باشه که پوشک نداره!....
آخ که چه شیرینی تو...اونقدر شیرین که تنها کاری که میشه کرد اینه که عاشقت شد.

ادامه مطلب  

ترســـــــــــــــــــــــــــــــــناک  

 
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا که فقط ۱۲ کلمه است داستان زیر است که نویسنده‌اش مشخص نیست !
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند !!؟
شاید به ظاهر زیاد ترسناک نباشد اما فکر و هوشی که تنها با ۱۲ کلمه بشه یک داستان ترسناک خلق کرد خودش یک نوع هنرمندی هست -
واسه همین تصمیم گرفتم این مطلب رو بزارم براتون – برای من که جالب بود امیدوارم برای شما هم جالب بوده باشه !!!

ادامه مطلب  

رسوم مردم سوریه در ماه رمضان  

رویت هلال
در دمشق قاضی شرع و مسوولان مربوط به شریعت این شهر مسوولیت اعلام آغاز ماه رمضان را به عهده دارند و برای این کار از تحقیقات انجمن های علمی کمک می گیرند. در آخرین شب ماه شعبان دادگاه شریعت دمشق ساعت ها آسمان را زیر نظر می گیرد تا بتواند در بهترین زمان هلال ماه را رویت کند.
با مشاهده هلال ماه رمضان قاضی شریعت از رسانه ها می خواهد تا این مساله را به اطلاع عموم برسانند و در مساجد اعلام کنند. از این به بعد است که باید منتظر شنیدن صدای سحرخوان

ادامه مطلب  

خوش آومدی!  

سلام!
به این وبلاگ خوش اومدید!
با توجه به تعداد زیاد وبلاگ هایی که وجود داره احتمال اینکه یه نفر وارد این وبلاگ بشه خیلی کمه و نزدیک به صفره! امروزه اینقدر تعداد وبلاگ ها زیاد شده که احتمال باز شدن یک وبلاگ توزیعی تقریبا پیوسته پیدا کرده و به صفر میل می کنه... این به صفر "میل کردن" واسم خیلی مهمه. یه بار سر کلاس کلی با معلم جبر و احتمال سال سوم صحبت کردیم که در حالت پیوسته احتمال دقیقا صفر نیست بلکه به صفر میل می کنه و الان می دونم که حرفم درست بو

ادامه مطلب  

فرهمند  

همایش تموم شد اما کارا انباشته شده...از تیم مستند هم تماس گرفتن واین سری یکم بهتر شد..نمونه متن هم مجدد ارسال شد .. وجواب که مثبت باشه با این کارای عقب مونده نمیدونم چه کنم؟
رساله و اصلاحیه اون مقاله هم که تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق در اومده با این اوضاع...
اونوقت تو این همه کار...فکر به موضوعات جانبی که قرار گرفتن تو این وضعیت شکل جانبی بهشون داده...نمیذاره تمرکز کنیم..فرداست که آی ق. تماس بگیره وپیگیر کارایی که سپرده وکلی هم رو اولویتا تاکید کرد

ادامه مطلب  

 

دل سپردن دست او دیوانگیست
اه غیر از من کسی دیوانه نیست
گریه کردن تا سحر کار من است
شاهد من چشم بیمار من است
فکر می کردم که او یار من است
نه فقط در فکر آزار من است
یک شب آمد زیرورویم کردو رفت
بغض تلخی در گلویم کردو رفت
مذهب او هرچه باداباد بود
خوش به حالش که اینقدر آزاد بود
بی نیاز ازمستی می شاد بود
چشمهایش مست مادر زاد بود
یک شبه از عمر سیرم کردو رفت
من جوان بودم پیرم کردو رفت

ادامه مطلب  

مصاحبه ای در مورد فیلم جاده چالوس - پینت بال - شهرام و بهرام  

یک مصاحبه از محسن درباره فیلم جاده چالوس
محسن افشانی از سریال «جاده چالوس» به کارگردانی احمد معظمی که برای شبکه تهران تولید می‌شود سخن گفت و بیان کرد: من در این سریال نقش فرزند بیژن امکانیان و فاطمه گودرزی را بازی می‌کنم.وی ادامه داد: اولین شخصی که در مجموعه در برابر مشکل داستان قرار می‌گیرد این پسر است که در ادامه با پدرش در مسیر داستان برای حل مشکل همراه می‌شود.بازیگر «جاده چالوس» در توضیح فضای این مجموعه عنوان کرد: این کار قصه پرکششی دا

ادامه مطلب  

عشق چيست؟  

به نام خدا
.
بچه ها يه داستان دست گرفتم بنويسم كه فعلا از سروتهش خودمم خيلي خبرندارمو ميخوام لحظه اي پيش برم. فك كردم بتونم اينجوري تابستونم سرگرم شم. شايد داستانه بعضي جاهاش واقعي باشه اما از اساس همه چي تخيليه. مثلااگ حرف از زيستو معلم زيست ك يحتمل سكويا باشه زدم معنيش اصلا اين نيس ك داستان واقعي باشه ها. خصوصا ك معلم زيسته كلا هيچكاره استو فقط واسه نمك داستان  وارد داستان كردمش.
راستي براي اسما كاش كمك كنين.
اسم داستان.اسم شخصيتا... اسم پسر چ

ادامه مطلب  

پژوهشی در داستان "شاه و کنیزک" مثنوی معنوی  

داستان شاه و کنيزک نخستين داستان مثنوی و نخستين سخن مولوی پس از ذکر ماجرای نمادين و تمثيلی نامۀ نی است.
به احتمال قوی به سبب قرابت زمانی و مکانی نی‌نامه با اين داستان، يکی از
جدی‌ترين داستانهای مثنوی است و همان گونه که مولوی تمام آن را که در مثنوی
بيان آن را در نظر داشته، در نی نامه بيان کرده است1،
در اين داستان نيز غالب اصول و عقايد مربوط به جهان بينی، تجارب روحانی و
حياتی و ماجرای روح آدمی در جسم را در قالب داستانی تمثيلی بيان کرده است.
د

ادامه مطلب  

معرفی کتاب برای نوشتن داستان و رمان  

راهنمای نوشتن داستان کوتاه ترجمه ی مریم اسکندری نشر رسش
داستان نویسی ابراهیم یونسی نشر نگاه
قصه نویسی رضا براهنی نشر البرز
راهنمای داستان نویسی ،عناصر داستان، ادبیات داستانی، راهنمای رمان نویسی جمال میر صادقی نشر سخن و عرق ریزان روح جمال میر صادقی نشر نیلوفر
رمان به روایت رمان نویسان ترجمه دکتر علی محمد حق شناس نشر مرکز
فن رمان نویسی ترجمه محمد جواد فیروزی نشر نگاه
بیست و هشت اشتباه نویسندگاه محسن سلیمانی نشر سوره مهر
راوی وحید رنجبر
نو

ادامه مطلب  

گزارش جلسه 25 خرداد 93  

*دومین دوره جایزه ادبی اوسنه*
چهار اصل یا در واقع چهار ستون اصلیِ داستان به قرار زیر هستند:
1- ساخت صحنه‌های باورپذیر
2- ایجاد شخصیت‌های جذاب
3- درون مایه‌ای با معنا
4- پیرنگ قوی
و اما هفت ابزار و تکنیک برای شکل‌دهی به داستان:
1- کنش یا ماجرا: همان چیزی است که در لحظه اتفاق می‌افتد، نه در گذشته، نه در آینده. توصیه: نشان بده ولی گزارش نکن.
2- گفت‌وگو یا همان دیالوگ: مانند کنش در لحظه‌ی حال اتفاق می‌افتد و انتقال مستقیم کلام شخصیت به خواننده به این

ادامه مطلب  

گزارش جلسه 11 خرداد 93  

*اولین دوره جایزه ادبی اوسنه*
از کجا بدانیم داستانی داریم برای نوشتن؟ اهمیت پایانِ یک داستان چقدر است؟ چگونه خود منتقدِ خودمان باشیم؟ خود منتقدی چیست؟ اهمیت بازنویسی در یک داستان؟ بازنویسی یک داستان چه هنگام تمام می شود؟ ویرایش باید روی چه قسمت‌هایی از داستان انجام گیرد؟ قضاوت، آری یا نه؟ اهمیت وجود انفجار در داستان؟ انواع انفجار؟ چگونه یک خواننده بی‌میل را سرِ ذوق بیاوریم؟ کدام صحنه‌های داستان‌مان را دوست داشته باشیم؟
اگر فکر کرده‌

ادامه مطلب  

انتخاب کار برترِ کارگاهی  

سلام، طبق برنامه و برای به سرانجام رساندن اولین کارگاه داستان با شیوه جدید که قرار است ختم شود به انتخاب کارِ برتر کارگاهی، داستان هایی را که تا کنون فرستاده شده اند بدون نام نویسنده‌شان و به ترتیب زمان دریافت شماره گذاری کرده و در ادامه مطلب این پست قرار داده‌ام، از امروز دوستان فرصت دارند داستان ها را بخوانند و پس از انتخاب داستانی که دوستش دارند، شماره آن‌را در خاطر نگه داشته و روز یکشنبه در جلسه انجمن به آن رای‌ بدهند(کاملا واضح است ک

ادامه مطلب  

گزارش جلسه 4 خرداد 93  

*دو در یک*
دو تولد در یک روز با اختلافی چند ساله، امروز همینطور شکلات و شیرینی بود که توزیع می شد میانِ ما و درست بعد از شکلات های مرتبط با تولد خانم جاویدیان بود که ناگهان تمامِ کاج های توی شهر مورب شدند انگار.
بیشترمان دوست داشتیم کتاب را، از فن ویژه و سوژه های متفاوت آقای چنگیزی ستایش کردیم، ولی کار به همین جا ختم نشد و نوعِ شخصیت پردازی در داستان ((گربه در زیرزمین)) باعثِ بحثی شد، کوتاه.
آقای جعفری هم که با شیرینی آمدند شروع کردند به خواندن د

ادامه مطلب  

 

از دیروز که با انا قرار گذاشتیم برویم حوزه ادبیات کودک هی دلم قنج میرود هی به خودم میگویم هاهاه دنیا را ببین من یک روز بوم حوزه ادبیات کودک بنویسم بعدش همینطور که پسر یا دخترم یا حتی همین مهسانمان وقتی میگوید میشه یه قصه بخونی کتاب را بردارم داستان پنجمش را برایش بخوانم نقاشیای خاله انا را نشانش بدهم همینطور که دارد چشمهایش سنگین میشود ببرمش روی تختش اوهم گوشه پیراهنم را بگیرد و بگوید ماماااان بازم بخون من داستان جنگ ارتیشیا را برایش بخوان

ادامه مطلب  

داستان نویسی  

به نام خداوند جان و خردبا درود و احتراماز
همه دانشجویان که آثار ادبی دارد از جمله داستان نویسان دعوت می شود تا
آثار خود را جهت نقد و تحلیل جمع آوری و مکتوب نمایند. این جانب با همکاری
خانه ادبیات افغانستان و مسول بخش داستان خانه، داستان نویسان مطرح و موفق
کشورمان ، قرار بر این شده است تا آثار جمع آوری شده را جهت بررسی و نقد
بهتر و شکوفا شدن استعدادها، ارسال نماییم و یک جلسه برای نقد و ارائه
حضوری هماهنگ شود. امید است قشر فرهنگی دانشجو، قدم ه

ادامه مطلب  

داستان هاي رويت جن.  

داستان جن درگلخانه.
داستان امين
نوشته شده در 93/4/4
منبع:سايت ترسو
اولين ديدگاه را شما بگذاريد:
 
خاطره امروزم مربوط به اتفاقيه كه واسه خواهرم افتاد، اون موقع من كلاس چهارم ابتدايي بودم. خونه ما يك خونه بزرگ 140 متري بود كه چهار تا اتاق خواب داشت و يك حياط بزرگ كه گوشه حياطشم گلخونه خيلي بزرگي بود كه چون استفاده اي ازش نميشد به حالات انباري متروكي در اومده بود...
 

ادامه مطلب..

ادامه مطلب  

داستان زیبای شاه عباس و اوضاع اقتصادی این روزهای ما !!  

داستان زیبای شاه عباس و اوضاع اقتصادی این روزهای ما !!





می گوینـد:
شـاه عبـاس از وزیـر خـود پرسیـد: ” امسال اوضـاع اقتصـادی کشـور چگونـه است؟”
وزیـر گفت: ” الحمداللـه به گونـه ای است که تمـام پینه دوزان توانستنـد به زیـارت کعبـه رونـد!”
شـاه عبـاس گفت:
” نـادان! اگـر اوضـاع مالـی مـردم خـوب بود می بایست کفاشـان به مکــه می رفتند نه پینه‌دوزان… ، چون مردم نمی توانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند ، بررسی کن و علت آن را پیدا نما تا ک

ادامه مطلب  

گفتگو با کتابدار سال  

کتابدار سال امریکا: دلم می‌خواهد احساساتم را روی کاغذ بیاورم/کتاب، بخشی از زندگی من است
شان گیلمارتین می گوید: همیشه افرادی وجود دارند که فکر می کنند داستان عاشقانه چیزی شبیه مسخره بازی یا شوخی است ولی باید بدانند همیشه این داستان ها در صدر پرفروش‌ترین کتابها قرار دارند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از یو‌اس‌ای‌تودی، جایزه کتابدار برتر هر سال از سوی انجمن نویسندگان داستانهای عاشقانه به کسی تعلق می گیرد که در کار تخصصی خود

ادامه مطلب  

۱۰ داستان دینی - تاریخی از «محمود حکیمی» منتشر می‌شود  

محمود حکیمی از انتشار ۱۰ داستان تاریخی ـ دینی با عناوین «سوگند مقدس»،‌ «بازگشت به قرآن»،‌ «سلحشوران علوی»،‌ «بانگ بیداری»‌و ... از سوی انتشارات به‌نشر خبر داد.
به گزارش «فرهنگ امروز» به نقل از تسنیم؛ محمود حکیمی نویسنده  از انتشار ۱۰ داستان خود از سوی انتشارات «به نشر»‌ تا پایان تابستان خبر داد و گفت:‌ پیش از این ۱۰ داستان دینی خود را در اختیار انتشارات «به نشر»‌ قرار داده بودم که اینک در دست حروف‌چینی است و قرار است در قالب یک مجموعه

ادامه مطلب  

معرفی کتاب روزگار سپری شده مردم سالخورده  

کتاب:روزگار سپری شده مردم سالخورده
نویسنده: محمود دولت آبادی
داستان در مورد خانواده ای روستایی است افراد خانواده که پیر شده اند زمان های دور را به یاد می آورند . و هر کدوم تکه ای از گذشته را از دیدگاه خود بیان می کنند و می گویند از اتفاقات دیدگاه ها و ... عبدوس پسری که از بچگی مجبور می شود نان آور خانواده شود و همین ها او را سنگدل جسور و وحشی می کند نبی و رضی و اسد پسرانش از همسر دومش و سامون کسی که شاید قهرمان داستان باشد پسر اولش از همسر سوم .
 
 


ادامه مطلب  

داستان جالب  

 داستان جالبشن و سنگ :حکایت اینگونه آغاز می شود که دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث می کنند و کار به جایی می رسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست می دهد و سیلی محکمی به صورت دیگری می زند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شن های بیابان نوشت:« امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به درياچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آ

ادامه مطلب  

بی آن که بازگشتی باشد قلب من می تپد  

داستان من غم انگیزه, خوب البته هر کسی در مورد داستان خودش اینطوری فکر می کنه. فکر می کنه غم انگیزترین و وحشتناک ترین اتفاق برای اون فقط افتاده در صورتی که وقتی با هم صحبت می کنیم می بینم همون داستان در روایتی دیگه برای ما که اونو خیلی دور از ذهن واسه خودمون می دونستیم اتفاق افتاده.
آره خوب داستان من غم انگیزه اما چیزی که جالبه اینه که من در وهله اول هیچ وقت عمق قضیه رو متوجه نمی شم شوک زده باقی می مونم. مث داستان مجا طوری که امکان داشت برای تسلی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1