آخرین اخبار سایت

 

مدتیه که به طرز عجیبی از کار صدا و سیمای جمهوری اسلامی متعجبم
خیلی جالبه که یه چیزی رو پخش میکنه،بعد خودش نفی میکنه. مثلا میگه همه ی آهنگایی که توش از تیپ و قیافه ی طرف تعریف بشه و عاشقانه باشه،غیر مجازه. ولی خودش تا دلت بخواد از این آهنگا پخش میکنه.
تازگیا هم که همینطور فرت و فرت شبکه اضافه میکنه و از اونجایی که نمیدونه تو این شبکه های مادر مرده چی باید پخش کنه، فیلمای غیر مجاز (به قول خودش) نشون میده.(راجب فیلمای تکراری هم که اصلا حرف نزنیم بهت

ادامه مطلب  

کسی نیست...  

دلم گرفته شبیه گریه کردن زیر بارون
این آهنگ افشین خیلی قشنگه  دوسش دارم .... الان که می نویسم دلم اینقد
گرفته که حتی
بغضی ندارم فقط گاه بی گاه لبخند میزنم یه اس به
دستم رسید که نوشته بود
"سلامتی لبخندی که نمیذاره دیگران بفهمند
چقد از درون داغونی " راست میگه.
امشب دلم از بابام گرفته،از بابایی که هیچی تو
زندگی برا خانوادش کم نذاشته اما افسوس
افسوس که نمی خواد قبول کنه بچه هاش بزرگ
شدن،نمیدونه یا نمی خواد قبول کنه دیگه نباید
حرف حرف خودش باشه بچه

ادامه مطلب  

تولدی دیگر !  

یه سال دیگه م گذشت ...بعضی وقتا باید به آینه نگاه کنی و خودتو با آدم پارسال همین موقع مقایسه کنی ...شاید از لحاظ ظاهری فقط چن تا تار موی سفید و یه دونه چروک کوچیک رو پیشونی !!ولی وقتی به این یک سال فکر میکنم میبینم این دفعه دیگه بزرگ نشدم !! این دفعه یه مرد شدم !!!مرد شدن سخته ! ، سختی کشیدن میخواد ولی مرد موندن خیلی سخت تره ! دلم میخواد سال دیگه این موقع که اینجا مینویسم مرد مونده باشم !! ،همین واسه من کافیه !!مرد بودن یعنی گذشتن از خودت !! همین یه جمله !!

ادامه مطلب  

20/1/1393  

آشغــــال کجا بودی تو؟! :| چرا پاک کردی وبلاگتو؟ چرا بی خبر گذاشتی یه مدت منو؟! چرا ادرس نذاشتی؟( ولی کلی خوشحال شدم دیدم نظر گذاشتی :) نگرانت شده بودم، یه ادرسی، چیزی بزار )+ باید یه چند جلسه برم پیش مامانم باهام املا کار کنه، اشتباه زیاد مینویسم+ این روزا بی دلیل شادم دارم سعی میکنم دوباره خودمو جمع کنم+یه روز خوب یعنی: این که تو حیاط دانشگاه وقتی با دوستات نشستی حرف میزنی ببینی یه گربه تو حیاط دانشگاه افتاده دنبال گربه دیگه و ول کنش نیست، بعد چ

ادامه مطلب  

17/1/1393  

روز اول دانشگاه گذشت، خوب بود از تو خونه موندن بهتر بودمثل بیشتر وقتا سر دردم، یه یک ساعت نیمی میشه. بخاطر کم خونیم هستامروز متوجه شدم چشمام دیگه خیلی ضعیف شدهبعضی وقتا ادم احساس میکنه واسه کسی اهمییت نداره و مهم نیست بود نبودش..بعضی وقتا ادم خودشم نمیدونه چشه: مثل الان که فقط دلم میخواد گریه کنم ولی نمیدونم چرا..دوستون دارم، تک تک کسایی که تو زندگیم هستن و بودن چه اونایی که اینجا رو میخونن چه اونایی که خبر ندارنهیچ وقت هیچ کس ارزش خودشو تو زن

ادامه مطلب  

15/1/1393  

الان ساعت 16نه میشه گفت خوبم نه میشه گفت نیستممثل بقیه روزای عید از صب که بیدار شدم بیکار پای گوشی یا پی سیاین روزا خیلی غرقم تو خودم، بی خبر از همه چی و همه جاخوشبختانه از فردا دانشگاه، یکم سرگرمم میکنه و به قول دوستم این روزای خونوک تموم میشهباید صبر کرد البته بایدی در کار نیست ولی راه دیگه ای هم نیستفعلا گفتن که سعی کن زنده بمونیحسود نیستما ولی بعضی وقتا میبینم بعضیا دورشون شلوغه و یه سره با دوستاشون بیرونن، دلم میخواد منمبعضی وقتاخیلی دل

ادامه مطلب  

 

خوبممیگذره روزا، دله دیگه، بعضی وقتا میگیرهدیشب یه خواب عالی دیدم، خیلی خوب بود :) . خدایا، ایا میشه به واقعیت بپیونده واقعا؟! :(صبح خوبی بود امروز، بعد دیدن این خواب خوب،از خواب مبارک بیدار شدم و با یک چشم باز به گوشی نگاه کردم ببینم ساعت چنده، صدایی به گوشم رسید گوشامو تیز کردم که دوباره مطمعن شم از صدا، اره دقیقا خودش بود، همون چیزی که میخواستم، صدای افتادن قطرات اب از پنجره طبقه بالایی روی لب پنچره ای فلزی اتاقم. از جام پاشدم و پنجره رو باز

ادامه مطلب  

روز نوشت 105 !  

پریشب مهمون داشتیم من هر دو نقاشیایی که دارم می کشم رو قایم کردم ! ( لزومی نداشت طرح نصفه ببینن ! )
نگو بچه های اینا اینقدر شیطون بودن که پیداش کرده بودن .
یه هو دیدم مادر دارن با دو تا نقاشی و تخته شاسی و.... میان سمت من !!!
من یه لحظه !  اینا رو چطوری پیدا کردن ؟
سریع از مادر گرفتم اومدم بین میز تحریر و کمد جاسازیش کردم !
پسر همین مهمونمون خیلییییی به هنر علاقه داره ! گفت ستایش خانم نمیذارین ما ببینیم ؟؟؟
تو دلم گفتم خب برادر من زودتر می گفتی ! گذاش

ادامه مطلب  

 

حالم خیلی بدهخیلی احساس بدی دارمیک حس بی ارزش  بودن زشتیک حس له شدن شدیددلم میخواد با بلندترین صدای ممکن زجه بزنم و گریه کنمخیلی خسته ام شدیدقلبم می سوزهانگار آتیش گرفتهانگار داره منفجر میشهحقشهتا دیگه غلط بیشتر از وجودش نکنهتا یادش بمونه که هیچ حقی ندارهتا یادش بمونه هیچ کس رو نباید توی خودش باور کنهتا دیگه خوش نشه به هیچ چیز و هیچ کساهچه احساسا مزخرفیخیلی بزرگتر از همه کلمه ها هستو خیلی غمگینتر از همه اواهاوه

ادامه مطلب  

336  

چشم های من بی قرارهچشم های تو چطور؟قلب من پر از عشق و احساسهقلب تو چطور؟اگر قلبم کمی خواسته داشته باشد برای داشتنتقلب تو چگونه خواهد بود؟آیا قلبت برای من خواهد تپید؟************************************چند روزه عجیب شده روزگارمدر مورد هر چیزی که فکر میکنمو هر احساسی که دارم و هر تصمیمی که میگیرم یک اتفاق می افته یک اتفاقی می افته یا یک حرفی میشنومیا یه فیلم میبینمو انگار دنیا میخواد منو درست هدایت کنهانگار چرخگردون بر وفق منهو خدا صدای دلمو میشنوهاینها یع

ادامه مطلب  

335  

امروز توی دانشگاه با فرهاد کوه کن یه کلاس مشترک داشتیمیکم بعد از شروع کلاس اومد و دقیقا صندلیه کنار من نشستصندلیمو کشیدم کنار و چسبیدم به دیوارآروم زمزمه کرد سالللاممممممممنم سرمو فقط تکون دادمیکم که گذشت درباره کلاس استاد آشغال ترم پیش پرسید و گفت :من حذف کردم تو چه کار کردیگفتم 18/5 شدمو بعد به قلبم فکر کردمو دیدم هیچ احساسی حتی یه احساس کوچک توش دیگه وجود نداره که متعلق به اون باشهنمیدونمرسم دنیا اینه یا من خیلی دل زدمیا هیجان بود نه عشقی

ادامه مطلب  

334 بالام جان  

چند روزه بابا به طرز عجیبی مظلوم شدهو دل من ترسان و لرزان تر و وحشت زده تر و البته عاشقتر از همیشهاحساساتم خیلی متفاوت شدهقلبم واسش به تپش می افتهاما نمیدونم واسش چکار کنمهمش دلم میخواد خوشحالش کنماز امروز تصمیم گرفتم به خاطرش قید یه سری چیزهای لذت بخش واسه خودمو بزنمدلشو بیشتر به دست بیارمامروز هرچی مظلومیتشو دیدم اشکم جاری شد واسشمرد عزیز زندگیه منبا دل پراز غمشکه ساکت شده و روزهاشو بی هیچ حرف و گله ای میگذرونهآخ خدایا دلم آتیش میگیرهتو

ادامه مطلب  

بازگشت  

                                              باز گشت
پرستو   یک خبر    داد                   خبر   از  یک سفر  داد
میخواد برگرده    خونه                   زده      دلها      جوونه
عطر و    گلاب   بیاریم                    سنبل  و   گل   بکاریم
سنگ تموم       بذاریم                    گل  رو    قدوم  بذاریم
قدمات روی    چشمام                   خاک پات روی چشمام
ما را تو شاد      کردی                   از ما   تو    یاد    ک

ادامه مطلب  

 

خدایا.؟خدا جونمم.؟من دلم تنگیده برای محمد خیلی دلم تنگ شده اما نمیدونم چرا دستم نمیره واسه اینکه برم نیم باز وقتی مریضی شو میبینم وقتی ناراحتیشو میبینم دلم میخواد یه بار قسمت دادم که دردشو بدی بهم دادی اما واسه چند دیقه من میخوام واسه همیشه داشتهه باشم تا اون واسه همیشه خوب باشه:((

ادامه مطلب  

33  

نمیدونم چرا تنها که میشم همش فکر می کنم لولو میخواد منو بخوره :(یا وقتی کسی خونه نیست و تو آشپزخنه مشغولم همش حس میکنم یه نفر از پشت میاد با یه صدای مهیب و دلربایی (مثلا با صدای اون کوسه تو کارتون در جست و جوی نمو) بگه سلوم :))یا مثلا تو اتاقم نشستم و شبه و من مشغوله وبگردی یه حسی بهم بگه الاناست که یه سگی گربه ای گاوی چیزی بیاد از جلو در اتاق رد بشه بره تو آشپزخونه (مثلا)در این که آدم ترسوییم شکی نیست....اصلادارم نابود میشم با این افکار..+ تعجب نکنید..

ادامه مطلب  

به خوابت نمیام ... کابوست نمیشم ... تو شبای سیاه فانوست نمیشم  

امروز از وقتی که بیدار شدم ... هی این بیتو با خودم تکرار میکنم ....به خوابت نمیام ... کابوست نمیشم ... تو شبای سیاه فانوست نمیشم ......دیگه از دست توام کاری برنمیاد ... باید اروم بگیرم ..همین امشب از غصّه ها می ‏میرمانتقام خودمُ از دوتامون می ‏گیرمدیگه از دست توام کاری بر نمیادباید اروم بگیرم مثل نور یه شهاب كوچیكرد می شم از تو چشاتباز دوباره می افتم از چشاتبی صدا می ‏میرمبه خوابت نمیام،كابوست نمی ‏شمتوُ شبای سیاه،فانوست نمی ‏شمدیگه از دست توام كا

ادامه مطلب  

دلم بچگی میخواد...  

ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻧﻪ مهمونی...ﻧﻪ ﺣﺘﯽ... ﺁﯾـــــــــــﻨﺪﻩ...ﺩﻟﻢ...ﺑﭽـــــــﮕﯿﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ...ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺷﻨــﯽ و ﺩﺳﺘﺎﯼ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮﯾﯽ...ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻼﻝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﮐـــﻞﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺷﻪ...هزار باﺭ ﯾﻪ ﺳﺮﺳﺮﻩ ﯼ 1 ﻣﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﻡ،ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ...چاﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ 10 ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺑﺨﻮﺭﻡ...ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻭ ﻟﻮﺍﺷﮑﻮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻡ...ﺳﺮﭼﯿﺰﺍﯼﻣﺴﺨﺮﻩﺍﻧﻘﺪ ﺑــــﺨﻨﺪﻡ ﺑﯿﺎﻓﺘﻢ ﮐﻒ ﺍﺗﺎﻕ... ﺁﺩﺍﻣﺲ

ادامه مطلب  

یه پست نصف شبی 2...  

انگار که عذاب وجدان گرفته باشه بالاخره پیداش میشه . . . بعد از چند روز . . . تو واتساپ پیغام گذاشته بود . . . شماره ی من رو نداره . . . اما واتساپم با شماره ی قدیمم فعاله . . . میگفت یاد گذشته افتاده و گریه کرده . . . حرفهای شاعرانه میزد . . . اینکه دلش یه قرار عاشقانه میخواد . . . یه قلب کوچولو که پشت در یونی واسش بتپه و منتظرش باشه . . . گفتم فراموش کن فرید . . . تو میتونستی من و رابطمون رو سیو کنی اما نخواستی . . . حرف رو عوض میکرد . . . از این میگفت که هنوز دوستم داره .

ادامه مطلب  

دلم تنگ دیدنته....!  

تو که می دونستی من طاقت دوریتو ندارم
می تونستم وقت گریه سر رو شونه هات بذارم
چرا رفتی؟چرا رفتی؟
دلم تنگه دیدنته داد میزنه تو سینه
همش بهونه می گیره میخواد تورو ببینه
بی تو شبام پر از غمه پر ازسکوت و ماتمه
دلم میخواد یه روز بیای نگات کنم یه عالمه
بگم دوست دارم ولی هرچی بگم بازم کمه
دلم تنگه دیدنته داد میزنه تو سینه
همش بهونه میگیره میخواد تورو ببینه
.......

ادامه مطلب  

روز ششم عید...  

امروز فهمیدم چقد زندگی خوبی دارم و باید بیشتر قدرشو بدونم...فهمیدم چقد داداشامو دوس دارم...فهمیدم بدون آبجی زیبام نمیتونم نفس بکشم...فهمیدم آبجی فریبام چقد ناز و سادس...فهمیدم باید بیخیال باشم و بلند بخندم...فهمیدم یه والیبال دخترونه و بدون داور چقد مزه ای شیرینی میده...فهمیدم چقد داداش محمدم عاشقمونه...فهمیدم بعضی آدما صبرشون از من خیلی زیادتره پس من نباید بگم خدا کم آوردم ....فهمیدم مادرمو با همه ی وجودم میپرستم. دلم میخواست محکم بغلش کنم و الا

ادامه مطلب  

پندار من که...  

این هفته اولاش به قول مسیح کوچولو حشتناک بود
اما سشنبه به بعد حرف نداشت دوستام رو دیدم حرف زدیم و آخ محی جوووووووووووووووووونم و .... پگاه نبود اما هر جا ک هش شادان باشه آروم شدم استادی که گفتن امیدوارم ۲۰ هیچ به نفع تو باشه اولین... ک حرفاشون به دلم میشنه
بابا هنوز منو بچه میدونه و میخواد با دوستام آشنا شه میخواد که ببینتشون مخصوص فرشته و محی
فک کرده مث قبلنا ک همیشه یا بابا یا بابای سیما دورا دور حواسشون بهمون بود و مام راحت ک اونا هستن و...
چه

ادامه مطلب  

این روزها به عادت هرسال....  

 این روزها دلم بهار میخواد...اما دلم نمیخواد بهارم و توی شهر بگذرونم.دلم یه بهار و یه هوا و یه فضای غیرشهری میخواد....دلم شب تاریک اما اسمون پرستاره میخواد.یه جایی که الودگی نوری نداشته باشه و بشه هزاران ستاره رو دید و حسرت یه تلسکوپ فوق پیشرفته نداشته رو خورد.دلم یه شب خنک میخواد و یه ماه درشت مثل یه رعنای تپل که وسط اسمون لم داده باشه...دلم یه صبح خنک میخواد و یه فضای دلگشا و یه اسمون وسیع و فراخ....دلم اگه یه باغ کهن که نه...اما بیست سی تایی درخت ج

ادامه مطلب  

بهارمست...  

نزدیک بهار که میشه بهارمست میشم.خوشحالم ...به هربهانه ای میخندم....ماه هاست که چیزی ازارم نداده.بهار هم که بیاد تنگ روزهای خوبم انگار روی ابرها هستم.مثل بچه ها میشم.پرازانرژی و پرازامید.بااینکه خونه تمییز بود اما نتونستم از لذت خونه تکونی و طراوت و تازگی بعدش چشم بپوشم.اخرین قسمت شست و شو امروز بعدظهرتموم شد و ازفردا چیدن دکوری ها و طراحی سفره هفت سین رو شروع میکنم.فردا گلدونهای کوچک و پرازخاک میکنم و تخم های لاله عباسی رو که ازشمال اوردم و می

ادامه مطلب  

امروزم یادم نبودی...  

امروز همش منتظر بودم که اس بده و بابت دیشب معذرت خواهی کنه ولی خبری ازش نبوداولش خودمو اینجوری آروم کردم که حتما سر کار بوده و وقت نکرده اس بده حتما شب اس میده...ولی...شب هم اومد و باز خبری ازش نشد...تازه یادم افتاد که امروز جمعه بود و اصلا سر کار نرفتهحالام فقط خودمو اینجوری آروم میکنم:حتما با خونواده  یا دوستاش رفته تفریح وقت نکرده اس بده...الانم خسته س  میخواد بخوابه...خدایا ! تو منو دریاب...

ادامه مطلب  

....  

+امروز کلی توراه پشت چراغ قرمزو ترافیک حرف زدیم...خندیدیم...از آینده گفتیم...ا.ر.ض.ا شدیم...امروز...امشب...کلی باهم خوش بودیم...از مشکلات حرف زدیم و به هم امید دادیم و راه حل دادیم...میدونین...به هم رسیدن ما..حل مشکلاتمون...ی معجزه میخواد....ی معجزه...ولی من..ما...امیدمونو از دست نمیدیم...حسابی تلاش میکنیم...من...از ته دل میخوامش...خودم بهم ثابت شده...اونم...میخوادتم...به من ثابت شده...خودشم شده...میدونم...خدایا...خیلی دوستت دارم..ممنون که مارو سر راه هم گذاشتی...ممن

ادامه مطلب  

تاریخ زیبای یک سالگی  

سلام به خاله های مهربونم حالتون خوبه؟امروز ۱ سال و ۱ ماه و ۱ هفته و ۱ روزه شدمچند وقته مامان میخواد برنامه روزانمو بنویسه ولی یادش میرهصبح ۸-۸:۳۰ بیدار میشم و مامان پوشکمو عوض میکنه دست و صورتمو میشوره و لباسامو میپوشم و زودتر از فاطمه دم در وایمیستم تا ببریمش مهد...از وقتی راه افتادم دلم نمیخواد تو کالسکه بشینم و بیشتر راه میرمجدیدن ظرف غذای آبجی رو هم من براش میبرم و هر کی بخواد ازم بگیره جیغ میزنم و بهش نمیدم و خودم میزارم تو یخچال مهدشون و

ادامه مطلب  

دوستانه  

خیلی دوست دارم بتونم همه نوشته های چند سال پیشم رو بذارم تو وبلاگ.. اما اگه بخوام همه رو تو یه روز بذارم دیگه خیلی لووس میشه...هر روز دو سه تاشو مینویسم تا یک بهانه روزانه داشته باشم :-)پی نوشت :1. تمام نوشته هام رو یا براساس یه اتفاقی که واسم افتاده نوشتم.. یا زمانی که خیلی دلتنگ بودم2.بعضی از این اتفاقات رو براتون شرح میدم و بعد دلنوشته ام رو پشت بندش میذارم... و دلم میخواد شما نظراتتون رو بدید و بگید اگه جای من بودین چی فکر میکردین..3.ســــــــــــ

ادامه مطلب  

که در آسیاب نکرده‌ایم کار و نزده‌ایم بار  

بهم میگه، "کاش میشد این کار جدید رو زود شروع کنی، مراحل  اداریش رو طی کنی سریع. هم برا خودت حوب میشه، هم برا من، میدونی چی که بشه."اونم مث من حوصله‌ش سر رفته، میخواد یه کاری انجام بده، حتی اگه خودش شروعش نکرده باشه، حتی اگه خودش هیچ‌کاره باشه. اونم مث من کله‌ش داره پر از موی سفید میشه. 

ادامه مطلب  

چکامه هایی برای سحر - شماره 1  

تقدیم به سحر زندگیم تو به سان سحریپاک و لطیفتو برایم توراتتو برایم انجیلتو همان قرآنیتو کَه طور منیتو مرا مولانانه؛ تو مرا چون شمسیآفتابی که به صبحپرده در می آییو به امید و سروددر دلم میخوانیبانگ جاوید سرورکه بپاخیز ای مردصبحگاهان شده استبهر امرار و تلاشتو زجایت برخیززندگی کن، زنده باش و بنویستا ابد در صحف روز و شبانزندگیرسم خوشایندیستکه زبهر من و دل، زنده بمانمهر و ماه و زهرههمه از بهر تو می پویندکه بدانی همه چیزاز همان باد و نسیم است ک

ادامه مطلب  

مازیار فلاحی  

من سرجلسه امتحان به سبک اهنگ لیلا مازیار فلاحی-اقا چیزی نمونده امتحان شروع شه الانه برگه پخش کنن-چقد خوندی؟...-درس؟هیچی-خوب پس چیکارکنیم؟-هیچی فقط انقد وقت داریم که بنویسیم-تو نمیخوای چیزی بگی؟اخه مال من یه کم خصوصیه-هاااااااااااا این نخونده حاجی این خصوصیه یعنی نخونده بابا--بسم الله الرحمن الرحیم-این نامه رو استاد فقط بخونه.........این نامه رو استاد فقط بخونه......فقط میخوام حالمو بدونه.....مراقبا اطرافمو گرفتن......از دور صندلی هنوز نرفتن.............ا

ادامه مطلب  

هوای گرفته و دل گرفته  

امروز از اون روزا بود ک نمیدونم چی بود، صبح ساعت 11 اینا بیدار شدم بعدم هی با دوستم تو وایبر حرف میزدم، موقع صبحونه ک حدودا 12 اینا خوردم هم داشتم هی مسیج میدادم تو وایبربهش بعدم رفتم تو اتاق خودم ک مثلا دوکلوم درس بخونم آخه استادمون بهمون گف اگ شما تو عید درس خوندین من نمره میان ترمتونو 20 میدم ینی انقد مطمئن تشریف داشتن منم فقط تونستم دوکلوم بخونم و دیگر هیچ با دوستم راجع کسی ک باهاش آشنا شده حرف میزدیم میگف ک دوسش داره و کافی نیستو اینا بعدم ب

ادامه مطلب  

شگفتاااا....  

دقت کردید بعضیا انگاری مشکل روانی دارن....!!! هدفشون فقط آزار اطرافیانه .... کلا کار دیگه ای بلد نیستن...معلوم نیس کی آزار داره گلهای باغچه  جلوی خونه رو از ریشه در میاره میندازه جلوی در....قشنگ میخواد لج دراره...اشکم در اومد محبوبه شب رو دیدم....روانپریش از ریشه در اورد ....بقران کافیه ببینم طرفو چنان سیلی بخوابونم تو گوشش  ک یادش بره  بچه کیه....دوس دارم ببینمش و ...   .اولین بارم نیس.تا باغچه هارو خالی نکنه دست بردار نیس.روانی و  نامرد.....الان اعصابم خو

ادامه مطلب  

کافی نت  

صدای من رو از کافی نت در شهر برازجان می شنوید!!اینجا هوا نسبتا گرم است. دیروز رو کلا بوشهر بودیم و امروز اومدیم اینجا تا اقوام دیگر رو ببینیم. این چند روز اخیر اصلا کار نکرده ام. سه روز قبل هم اومدم کافی نت اما با عجله بود و فرصتی برای نوشتن پیدا نکردم.سه روز قبل دیدم که دکتر ش ایمیل زده و خواهان بخشی از کد برنامه نویسی ام است که تعمیم یافته باشد و قابل کاربرد بر روی هر دیتاستی باشه. من هم فقط براش نوشتم که این کار رو انجام میدم اما چند روزی طول می

ادامه مطلب  

اتوبان و پیچِ جاده کوهستانی  

سلاماینقد از جاده خاطره دارم منراننده کامیونا ندارنیه حسِ عجیبجاده ها متفاوتندر بدترین شرایط با عبور ازش معمولا حالم بهتر میشهگاهی فقط تسبیح خدا رو میتونی بگیگاهی فقط اشک بریزیگاهی فقط لبخند میزنییا گاهی ذوق میکنییه وقتام خسته ایچرتت میگیرهآفتاب تو صورتتهیا ماه تعقیبت میکنهگاهی اینقد خم میشی تا ستاره هارو ببینی(ماشین ما سقفش باز نمیشه که)گاهی دستتو میگیری بیرون برفارو بگیرییه موقه هم شیشه پر از قطرات بارونِاون روزا که مه جاده رو گرفته

ادامه مطلب  

بازگشت گودزیلا  

نمی دونم طبع آدمو میشه تغییر داد یا نه . ولی کاش می شد . مثلا آدمای فورانی رو آروم کرد یا آدمای آروم رو خشن کرد . هارد !بگذریم .از وقتی یادمه هی داشت می بستم . فِـلِـنگ رو عرض می کنم . از هرجا که بودم به یه جای دیگه . همیشه یه ساک دستم بود و مثه کولیا آواره ی ترمینال ها بودم . باز فرودگاه بود یه چیزی . اتوبوس . یعنی اگه مــن ازچند چیز تو عالم مطلقا بیزار باشم یکیش همین اتوبوسه . ترکیب مسخره ی اتو و بوس . زجرش دقیقا در همینحده برام . بوسیدن یک اتو . البته

ادامه مطلب  

شب نوشت سوم  

دوبار نوشتم و پرید...دیگه حوصلم پرید!دوشنبه بعد کلاس دکتر وکیلی جلوی بوفه وقتی که عصبانی بودم و به شادی میگفتم که ازشون خداحافظی کن من میخوام برم  میفهمیدم که چقدر آدما میتونن باهم متفاوت باشن!وقتی که پ میخواد کاری کنه که س بفهمه پ فقط با اون نیس و من بعد از این همه سال بی اعتنایی و برگشتن سر خونه اول هنوزم دارم برای تو مینویسم...دنیای عجیبیه!نمیدونم معجزه زمانه یا فاصله یا هردو اما آروم شدم...حالم خوبه فقط دلتنگم مثل همیشه... 

ادامه مطلب  

من پر از امیدم. یه شروع دوباره  

دیگه عذاب وجدان ندارمحس میکنم سبک شدماز الان دیگ خودمم و خودمحس دل تنگی بیشتر شده ولی میدونم باید باش کنار بیامبهنام نیستمثل همیشه ک نبوداین سه سال فقط خودمو گول زدمانگار همشو رو هوا زندگی کردمولی خب هر چیزی پایانی دارهاین سه سال هم تموم شده و حفره ی خالیش تو قلبم موندحفره ای که میدونم پر نمیشهولی باید سعی کنم باش کنار بیاماین زندگی نیست که من میخواممن دلم میخواد یه دختر عادی باشممثه همه دخترادلم میخواد برم دنبال کارایی که یه عمر خواستم نش

ادامه مطلب  

15 روز دیگه  

سلااااااااااااااااام گل های نازنینم
ان شاا... که همه خوبید ؟
من که حقیقتا داغونم در حد تیم ملی ...راستش اگه
قبلا مشکلم فقط چاقی و اضافه وزن بود الان نسبت  به دنیا...زندگی... تولد ...مرگ ...و خیلی چیزای
دیگه مشکل دارم....
خوب خوب خیلی موج منفی دادم ببخشید فقط خواستم بگم
چرا دیر به دیر میام .
خیلی ها وبلاگ قهوه خونه لاغری مرجان جون
میشناسید بیشتر مواقع مطالبشو میخونم البته خواننده خاموش وبلاگشم ...ولی عاشق
وبلاگشم چون مطالب جالب زیاد مینویسه
لب کلام م

ادامه مطلب  

این پنج تارومیشناسی؟؟  

امروز بهترین دوستم ك از وقتی بدنیا اومدم باهمهمسایه بودیم اومد خونمون ومن عكس وان دایركشنوبهش نشون دادم وگفتم:این پسراخوانندهای موردعلاقمناونم یدفه گف:وان دایركشن؟!من ینی فقط|=یاابولفضل اون واندی رومیشناخت!!!!خوشحالم ك هووم نی چون هری رومیدوستهدرضمن گف پیشیم خیلی نازه(:به آدامم فوش داد):میگ:مرتیكه ی....اوووووووف!!!ولی آدام دیگ نیس تازگیا پسر خوبی شده فك كنمدلش كریسو میخواد!!!!!ای جون٬چی میشهكریس لمبرت!!××

ادامه مطلب  

جزوه جدید بهره برداری امین شهیدی  

بچه ها جزوه جدید بهره برداری امین شهیدی رو گیر آوردم. متاسفانه سرعت اینترنتم پایینه، نتونستم آپلود کنم. هرکی این جزوه رو میخواد، ایمیلش رو توی قسمت نظرات بذاره تا واسش بفرستم. اگر هم کسی زحمت کشید و جزوه رو آپلود کرد، لینکش رو بده تا بذارم روی سایت و مجبور نباشم جزوه رو از طریق ایمیل برای همه بفرستم.یه سوال مهم دارم که لطفا بچه های اهواز، امیرکبیر و تهران جواب بدن... امسال شرکت توتال فرانسه، چند نفر رو از دانشگاهتون برای بورس کارشناسی ارشد ان

ادامه مطلب  

گام اول  

سلام بچه هاانشالله که تعطیلات نوروز رو تا امروز به خوبی سپری کرده باشید. از این تعطیلات نهایت استفاده رو ببرید که بعد از پایان این روزها، دوباره باید کار و تلاش برای برنامه های آینده مون رو شروع کنیم. این فرصت استراحت میتونه یه دورخیز مناسب برای شروع کار باشه. مثل یه بازیکن که میخواد ضربه آزاد یا پنالتی بزنه و قبلش دورخیز میکنه، چون میخواد با قدرت بیشتری شوت بزنه.اول از هرچیزی میخواستم از زحمات آقای طاهری شکیب تشکر کنم که توی مدتی که حضور دا

ادامه مطلب  

دلتنگ لبخند تو  

مهربان!همه ی ما،حتی ماهی قرمز گوشه ی میز آشپزخانهحتی گلهای باغچه ی حیاط خونه دلتنگت هستیم.حتی تر مینا،که همیشه صدای بوس بده بابا گفتنش گوشمو کر می کنه...دلم میخواد دوباره برگردی و شادی برگرده تو دلای پر استرس هممون.دلم میخواد برگردی و چرت نامه هامو بخونی.دوباره روز تولدم برام شعر بگی.خوشگل زیاد پیدا میشه تو دنیا رو بخونی...دلم میخواد دوباره باهات چت کنم.برام جک بفرستی.حتی برام شارژ بفرستی اینترنتی! مثل اونبار...یادته؟گفتی میخواستم بهونه نکنی

ادامه مطلب  

احولاتم + بقیه ایام عید  

سلام .خوبین ؟ خوشین ؟منم هم که شرح احوالاتم مفصله 11 روز دیگه به امید خدا زایمان میکنمکمی درد دارمدر قسمت لگنم .وقتی میخوابم بدتر میشه اگر بخوام تکون بخورم یاغلت بزنم جیقم میره بالا کسی میدونه چرا ؟ دیگه پاهامم درد میکنه و تو ساق پام یه چیزی شاید رگ پام همش در حال کش اومدنه و اگر باستم که دیگه بدترم میشه پای لب تابم که میشینم یهو تپش قلب میگیرم و تندی باید بخوابم تا خوب شماگه براتون نظر نمیزارم ببخشید حالم مساعد نیست حتی پست هاتون رو تو چند سری

ادامه مطلب  

•29•  

 بـترکه چـشم حـسود"ایشاالله"وای نمیدونم خوشحال باشم یا عصبانی !دوست خود ادم از رو حسودی بخواد مثلا ادم و ناراحت کنه سرد کنهمثلا که چی اخه؟ چیو میخواد ثابت کنه؟از دیروز که مارو با هم دیده داره خودشو جر میده !عکس چت هامونو میزارم ادامه مطلب ! !!

ادامه مطلب  

گند ترین بدترین گوه ترین شب زندگیم  

بدترین شب زندگیم ؛ امشب ! الان یچیز شنیدم ک خیلی دلم ازت گرفت خیلی خیلی زیادهمه ی صحبت ها و اتفاقات امشب ی طرف این یه جمله چهارکلمه ای ک به داداشم گفتی و الان شنیدمم ی طرف محاله دیگه فرداشب بیام عروسی عمرا اگه بیام ولی بازم با این حال خداکنه این مسءله تورابطه من و تو بی تاثیر باشه دلم میخواد برم یجا ک هیچکس نباشه باصدای بلند گریه کنم بغض داره خفه ام میکنه .... خوش بگذره بهت .... دلم قدقشنگیه چشمات گرفته . اون چشایی ک توجمع دنبالم میگرده و وقتی پیدا

ادامه مطلب  

فرناز و دانشگاه  

===========================عوا سلاااااام خوبین؟؟؟؟؟؟؟چ خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟کلی وقت بود وبم نیومده بودم آخه اینترنت دم دستم نبود ولی الان دم دستمه اونقدام که فکر میکردم دانشگاه بد نیستاااااوقتی برنامه ریزی کنی خوش میگذرهاین هفته اصن خیلی خوش گذشت رفتیم بیرون با همکلاسیا .......چ طبیعتی داشت!عالی بووودمن الان خونمدوشنبه هفته آینده امتحان آناتومی دارم جان خودتون برام دعا کنین که maxبشم باشه؟؟؟لطفادعاتون میکنما============================ی مدتی هست خدا رو فراموش کردم ولی

ادامه مطلب  

1  

سال جدید زندگی جدید!تصمیمای جدیدهدفای عاقلانه تراراده ی قوی...این روزا یا من خیلی عصبیم یا بقیه... ولی نه انگار من عصبیمخیلی احتیاج دارم چند روزی از اطرافیانم دور باشمدور از آدما و تکنولوژیچه حالی میده زل بزنی به آسمون هرچی میخوای باهاش حرف بزنیانقد وقت داشته باشم که چیزی یادم نره...به خودم قول دادم امسال سال من باشهدلم یه عالمه اتفاق خوب میخواد100% همینطور میشهمن میتونمآدمم دیگهبعضی وقتا دلم میگیرهبا یه کم گریه درست میشه مشکلی نیست :)خدایا ب

ادامه مطلب  

بیچاره دیوار  

 
 
وقتایی که زود به زود پست میذارم
زود به زود به ایمیلا و اکانت هام سر میزنم
زود به زود به گوشیم نگاه میکنم
این وقتا دلم میخواد با یکی حرف بزنم
با یکی سرگرم گفتن از فکرا و دغدغه ها بشم
آدمایی که تقدیر سر راهم گذاشت بدرد نخور
آدمایی که خودم دور خودم جمع کردم و پیدا کردم بدرد نخور تر
خاک بر سر بی عرضه
امشب اتفاقاتی افتاد که باید طبق معمول مثل یه مرد بریزم تو خودم و قدم بزنم
نهایت دو تا مشت تو دیوار بزنم
انگشتام خیلی درد گرفتن
شاید شکسته باشن
 
 
 

ادامه مطلب  

چشماتو می بندی جایی رو داری بری؟  

 
 
سلام
یه وقتایی با خودم تمرین میکنم جلو آینه
سلام و احوال پرسی میکنم
وانمود میکنم میخوام یه موضوع مهمی رو به طرف بگم
بازی میکنم
نقش یه کسی که میخواد خبر مرگ کسی رو بده
کسی که میخواد خواستگاری کنه
کسی که میخواد بگه میخواد بمیره
همیشه هم فیلمام پایان باز دارن
رو به روییم همینطور بهم خیره میشه و یه موسیقی شروع میشه و تیتراژ
بعد خودم رو تماشاگری تصور میکنم که اون پایین نشسته
عین خودم همیشه بعد فیلمایی که دوست داشتم
که چند دیقه تو همون حال خوش ف

ادامه مطلب  

دلتنگی  

مدتها میگذره از اون روزها. از اون روزهای عشق بازی. از اون روزهای پرخاطره. مدتها میگذره از روزهای تلخ جدایی، اون روزهای غم و غصه دار. مدتها می گذره .... مدتها میگذره از اینکه محسن باز برگشت و من موندم و دل دلی شدنها. من موندم و عشق و نخواستن و رد کردن و خواستن و شک و تردید و در آخر رد کردنها.....مدتها میگذره از اومدن من به ا*و*ک*ل*ن*د.... از همه چیز خیلی وقته که میگذره اما من باز دلم هوایی شده انگار باز دلم اونو میخواد. دوسش داشتم لعنتی رو. دلم واسش تنگ شده

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1