روانشناسی چهره ها در چشمان  

 
در كل داشتن چشمهای درخشان و پر حركت دلیل وجود هوش است. چشمان درشت و زیبا: نشان دهنده صفا ،صمیمیت ، هنرمند و عاطفی ،منصف و غیرتمند ، تمایل به اغراقگویی،
 دارای ذهنی روشن و متعالی ،در
 دوستی خونگرم ،مدیران موفقی هستند. _____________________________ چشمان بهم نزدیك و كم فاصله: حسودی و كوتاه نظری ،احساساتی ،زنان این گروه درونگرا و پنهان كار ،حیله گر و
حسابگر ،موفق در امور تجاری و سیاسی ______________________ چشمان نیمه باز: حیله گری و دلالی ،غیر قابل اعتماد _______

ادامه مطلب  

گفتگویی با اشکان شاپوری...(من تا تهش رفتم)  

                                             من تا تهش رفتم...                     "  گفتگویی با اشکان شاپوری "                                        
گفتگو با اشکان شاپوری از آن فرصت هاییست
که به سختی بدست می آید.اشکان شاپوری شخصیتی جذاب و حرفهای بسیار شنیدنی دارد... حرف های اشکان شاپوری مثل اشعارش زیباست هنرمندی که حرفهایش آن قدر
تاثیر گزار است که احساسات را زنده می کند...شنیدن خبر اتمام تصویربرداری فیلم تازه
اش و کامل شدن کتاب ترانه های این شاعر صاحب سبک د

ادامه مطلب  

تئاتر در اسپانیا  

ویل دورانت در فصل ششم از تاریخ تئاتر ادامه می دهد : میگوئل سروانتس (1617-1547) با وجود زندگی سختی که داشت ،بسیار پر کار بود و ده ها نمایش نامه نوشت که یکی از آن ها توانست تماشاگران را به خود جذب کند .
ولی آن چه که موجب محبوبیت سروانتس گشت ، در واقع انتشار رمان " دن کیشوت " بود که " آینه ی عادات و آداب بود " و " اخلاق بشر را آشکار می ساخت و آن را به صورت فلسفه در آورد ".
این کتاب تاثیر به سزایی بر روی آثار ادبی در اسپانیا ، ایتالیا ، فرانسه و انگلیس گذاشت و حت

ادامه مطلب  

سخنی با شما 2  

هوار
 
 
هو
به نام خداوندگار جمیل
دوست عزیز: اگر می گویم در نوشتن رمان علاوه بر خواندن ها و نوشتن های بسیار، به ویژه داستان کوتاه، باید تجربة زندگی را هم داشت؛ دلیل منطقی برای گلایه نیست. و نیز دلیل کافی برای من نیست که رمان بر آمده از قلم جوان را نخوانم و نسبت به آن بی تفاوت بمانم.
احمد بیگدلی

ادامه مطلب  

جوان آنلاین  

تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۰
 
يك يادداشت كاملاً شخصي
احمد بيگدلي
همزمان با ترجمه رمان زنگ انشا، نوشته زيگفريد لنتس (Siegfried. Lenz)، ترجمه رمان زندگي و زمانه مايكل ك، نوشته جي.ام. كوتسيا (J.M.Coetzee) را مي‌خوانم. معمولاً پشت ميز كتاب نمي‌خوانم. روي فرش مي‌نشينم، چهارزانو و مي‌گذارمش روي بلندي بالش مخصوص تكيه دادن- كه جلوم گذاشته‌ام. چشم‌هاي خواندنم ضعيفند- نه خيلي زياد، با اين وجود دوست ندارم عينك بزنم. وقتي خسته مي‌شوم، كمي بهشان وقت مي‌دهم

ادامه مطلب  

مصاحبه با مهر  

راه رفتن احمد بیگدلی روی طناب/ نویسنده اصفهانی[ اهوازی اصفهانی]خودش را نوشت
 
 
 
احمد بیگدلی از پایان تالیف نخستین مجلد از سه‌گانه خود با عنوان «راه‌رفتن روی طناب» خبر داد.
احمد بیگدلی در گفتگو با خبرنگار مهر از پایان تالیف نخستن مجلد از سه‌گانه «راه رفتن روی طناب» خبر داد و گفت: کتاب اول از این مجموعه در حجم تقریبی 180 صفحه به پایان رسیده است و فعلا کار نوشتن را کنار گذاشته‌ام تا بتوانم تالیف مجلد دوم آن را شروع کنم.
وی با بیان اینکه نوشتن

ادامه مطلب  

مصاحبه با ایسنا 3-93  

جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۳ /
Aug 15 2014


 
 
 

احمد بیگدلی مطرح کرد 

چرا سینما از ادبیات استفاده نمی‌کند؟

چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۱:۵۹

 
احمد بیگدلی با بیان این‌که ساخت فیلم اقتباسی به کارگردنی نیاز دارد که سینما و ادبیات را به خوبی بشناسد می‌گوید، اکنون ادبیات ما چندان به خلق آثار ماندگاری که منبع اقتباس قرار بگیرد، توجه ندارد.
 
این داستان‌نویس در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره تجربه خود از اقتباس ادبی گفت:

ادامه مطلب  

باز آمد بوی گند مدرسه!!!  

                                   باز آمد بوی گند مدرسه                                  بوی شیطونی راه مدرسه                            بوی ماه مهر مهر ماه چرت و پرت                            بوی پرسش های خشک مدرسه                                 باز می بینم ز چشم بچه ها                                 گریه هایی در کلاس هندسه                                 بوی امتحان را خواهم شنید                                

ادامه مطلب  

 

چند ماه پیش بود که با گرفتن رمانی از آلبا دسس پدس -نویسنده ایتالیایی کوبایی تبار-  به نام «با عشقی بزرگ» از دوست عزیزی غافلگیر شدم. اگرچه این رمان متاسفانه به دلیل مرگ نویسنده ناتمام باقی‎ماند، اما در همین صفحات نه چندان زیاد، نویسنده با بیانی شیوا به مرور خاطرات کودکی‎اش و سفرهایش به کوبا می‎پردازد... نویسنده در یک ملاقاتی که با فیدل کاسترو داشته، پرسش زیبایی را مطرح می‎کند و با جواب زیباتری از کاسترو مواجه می‎شود که همین پاسخ باعث شد ن

ادامه مطلب  

رماندونی  

بسم خداو خالقم تنهااو
سلام دوستای عزیز من براساس یه سری مستندات و واقعیت های زندگی یه عاشق که خودم باشم یه رمان بااسم رهای مرگ دارم مینویسم و فصل اولش کامل شده میخوام این فصل رو به صورت امتحانی قراربدم واگرموردتوجه شماقرارگرفت برای آغاز رمانم فصل های دیگه رو هم براتون میذارم اینم عکس شخصیت اول رمان که خانم سوگند باشنگ بازیکن تیم ملی والیبالمونه که من اسمش رو در رمان رهاکاویانی گذاشتم

ادامه مطلب  

عاشقانه های ساده ی من  

 
 
 
هر شب تنهايى
 
تو نيستى که من از اين طرحهاى مکالمه ى شبانه با200% تخفيف!!!!!!فعال کنم و تا صبح با تو حرف بزنم.نيستى که صحبتمان را با موبايلم ضبط کنم وهزار بار صداى مهربانت را گوش کنم.نيستى که من از روزهاى سخت نبودنت بگويم.از همسايه هاى فضول و فاميل هاى حسود.از لباسى که براى عروسى فلانى خريده ام.نيستى که مثل هميشه بگويم که ته ريش بهت مى آيد.که وقتي آن پيراهن سفيده را تنت مى کنى به حد مرگ دوستت دارم.از همه ى حالات و رفتارهاى دوست داشتنى ات که مرا ع

ادامه مطلب  

 

آهنگایی که مثل {دیوونه}
تا صبح گوش میدادم!
رخت خواب نامرتب
لاکــــــای تَرَک و مَخملـــــی و فِرنِچ
هق هق های زیر پتو
3ظهر از خواب بیدار شدن
وایبر و واتــــس آپ
کلوب
وـــبــ
فیلم هام
بالشتی که از ریمل و خط چشم سیاه شده
رمان های عاشقانه 
آهنگای راک 
لباسای نخی و رنگی رنگی
موهای قهوه ای روشنم که همیشه
درست میکردمشون
چشمای مشکی زاغی که دورش رو
خط چشم گرفته
لبایی که همیشه قـــرمــــز بودن
دستایی که پر از دست بند و انگشتر بودن
ـــخـــدآ ــحافــ

ادامه مطلب  

................  

لهجه دارد شعر من بی حد و وصف
عطر و طعمش هم به تلخی میزند
با تمامی فکاهی بودنش
چنگ بر دل های زخمی میزند
مثل من بی مشتری اما اصیل
لحظه ای هشیار و گاهی در خیال
ارزشش بالاتر از صد گوهر است
قیمتش پایین تر از یکصد ریال
لای دفترهای کهنه، روی میز
زندگی کردی و خاکی هم شدی
روی دوشت بار سنگین غبار
واژه واژه خط به خط هم خم شدی
گاه گاهی جوهرت وا رفته است
قامت و آن هیبت مردانه کو
دست من لرزیده حتما، چون رسید
آن زمان خودکار من بر نام او
میرسد خودکار من بر نام او


ادامه مطلب  

عشق  

 
تو حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت
فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد
بچه ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد میکشیدند....قورتش بده....
 چون هیکلم بزرگ بود
اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم
 
باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم
 
بالاخره یه خراش کوچیکی روی صورتم افتاد
 
فرداش خواهرش به من گفت حداقل توام یه مشت میزدی
 
روم نشد بهش بگم. . . آخه چشماش شبیه تو بود
 

ادامه مطلب  

تیم رویا  

امروز اومدم یه رمان با عنوان "تیم رویا" معرفی کنم...
نام کتاب: تیم رویا
نویسنده: آن کوبرن
مترجم: حسنا شم بیاتی
ناشر: پنجره
سال نشر: 1389
موضوع: داستان های تخیلی
درباره کتاب:
اعضای تیم رویا قدشان فقط هفت سانتی متر است؛ شاید کمی هم کمتر.
معلوم نیست کجا زندگی می کنند. روزی چند بار می آیند زمین، و رویای ما آدم ها را بهمان می رسانند.
کارشان را از سال های خیلی دور شروع کرده اند. از عصر حجر، وقتی برای اولین بار، یک آدم، آرزویی از ته دلش کرد، رویا رسان ها کارش

ادامه مطلب  

لئو تولستوی  

 
لئو نیکلایویچ تولستوی (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й) (به انگلیسی: Leo Tolstoy)، نویسنده و فعال سیاسی و اجتماعی روس است. زادروز وی ۹ سپتامبر ۱۸۲۸ در یاسنایا پالیانا از توابع تولا، از توابع استان تولا است. تولستوی در روز ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.
تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین رده‌ی ادبیات داستانی جهان تثبیت کرد

ادامه مطلب  

 

نقدی بر "کتاب قصه جزیره ناشناخته"نوشته: ژوزه ساراماگو     وقتی که اولین جمله را در ابتدای کتاب خواندم می دانستم که این جمله در مسیر داستان به من کمک خواهد کرد. جمله این بود: ساراماگو استاد استعاره است.داستان اینگونه شروع می شود. مردی به قصر پادشاه رفت و گفت: به من یک کشتی بدهید. دو نقد در همین ابتدا وجود دارد. ترجمه عنوان کتاب صحیح نیست چون واژه قصه زمانی استفاده می شود که فضا و شخیت و همه چیز به مرور برای مخاطب مأنوس شود و البته با فهم قصه این ا

ادامه مطلب  

خوندن رمان عاشقونه چجوری میتونه مضر باشه!  

تو این سه روز سفر بودم...
یکی از همسفرام یه معلم بود. تعریف می کرد یه بار از یکی از شاگرداش که داشت سرکلاس زیرزیرکی رمان میخوند رمانشو گرفت. کنجکاو شد ببینه این چیه که انقدر بچه هارو جذب میکنه! میگفت غروب نشستم پاش هی خوندم هی خوندم با خودم میگفتم چرا هوا تاریک نمیشه یهو متوجه شدم اصلا صبح شده!!!!!
با خودم فکر می کنم این نویسنه هایی که انقدر قلمشون خوبه و همه رو جذب میکنه چی می شد اگه در مورد مسائلی بنویسن که واقعا به درد ما جوونا می خوره!بعد خوندن

ادامه مطلب  

رمان زنان کوچک 4  

ازدانشگا داشـــــتم بر میگشتم خـونــــه کـه وسـط راه لاســــــــــــتیک ماشین پنچر شد پیاده شـــــــــدم و با بدبختی جک و بزن و لاسـتیک زاپاس رو بنداز که یه دخترِ جلو ماشیــــــــــنم پارک کرد! پیاده شـــــــد گفت : آقاااا ، میشه لاستیک من رو هم عوض کنی ؟! بلد نیستم :( پنچر شده ..! دیدم چاره ای نیست ، دلــــــــــم سوخــت و شــــــروع کردم به عوض کردن لاستیک ماشینش که هــمون لحظه یه خانـــوووووووم با 206 اومـــــــــد بغلم و گفت ببخشید آقا ،

ادامه مطلب  

رمان زنان کوچک 3  

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ : " ﺳﻮﺭﭘﺮﺍﻳﺰ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﻦ ﺣﺎﻣﻠﻢ " . . . . . . . پسره زيرش ﻛﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻛﭙﻲ !!!! ﺧﺪﺍﯾﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ من خودم با پاي خودم اومدم واسه توبه خدايي قبولم كن !

ادامه مطلب  

رمان زنان کوچک 2  

مورد داشتیم دختره ترم اولی باعصبانیت تمام رفته دفتر مدیر دانشگاه با مشت کوبیده رو میز و گفته : شما منو بدبخت کردین!!! شما آینده منو نابود کردین!!!من برای پیدا کردن شوهر اومدم دانشگاه !!! حالا با این طرح تفکیک جنسیتی من چطور ازدواج کنم!!! . . . این مورد کاملا واقعی بوده و منابع آن موثق:))

ادامه مطلب  

رمان زنان کوچک 1  

زنان کوچک 
نویسنده : لوئیزا می آلکات 
مترجم : شهین دخت رئیس زاده 
چاپ سوم 1374
شرکت انتشارات علمی و فرهنگی 
477 صفحه
منبع:98ia
زنان کوچک که در سال 1868 منتشر شد ، داستان معروف چهار خواهر یعنی مگ ، جو ، آمی و بت می باشد . این دخترها در غیاب پدرشان آقای مارچ ، که به عنوان کشیش به جنگ رفته است ( جنگ های داخلی آمریکا ) با انواع و اقسام ناملایمات زندگی و فقر رو به رو هستند . ولی به یاری عشق و راهنمایی مادرانه خانم مارچ ، نه تنها به این ناملایمات فائق می آیند ، بل

ادامه مطلب  

سکو پرتاب یا سقوط؟  

یاد آخر خرداد افتادم روزی که کارنامه میدادن...تو مدرسه هیچی؛ اومدم خونه دنیا دور سرم چرخید...خیلی خانوادم بد برخورد کردن اصلا توقع همچین چیزی رو نداشتم و اونا هم نداشتن...میدونستم گند زدم اما نه اینقد برای اعتراض دیر رسیدم مدرسه بازم مسافرت بودیم همدان بخاطر خطم عمو مامانم...2 روز اول متوجه عمق فاجعه نشدم ولی وقتی بابا گفت حق نداری بری مدرسه ی شاهد میری دولتی...وقتی گفت کلاس کنکور بیرون و مدرسه تعطیل...وقتی گفت بیخیال کنکور آسان است میشی...وقتی گ

ادامه مطلب  

دارم آرامش پیدا میکنم  

خب دیگه..
به خودم قول دادم اینجوری بیخیال نشینم تا مهر چند روز بیشتر نمونده...از امروز دوباره درس و شروع میکنم ...مخصوصا که قراره از 2 مهر تا 6 مهر بریم عروسی...مامانو به زور راضی کردم لباس نخرم...بخدا اصرافه،مگه چه اشکالی داره اسپرت بپوشم اینهمه لباسای نو تو کمده حتما باید لباس مجلسی بخرم؟یه متر پارچه رو کلی میفروشن،همه ی لباسام نوی نو توی کمدن...بخدا خیلیا هستن از منو و تو نیازمند ترن...اینارو بیخیال... موندم مدرسه رو چیکار کنم خانم نوذری منو میکش

ادامه مطلب  

درگذشت گابو  

چند روز پیش دوستی بهم پیشنهاد میده رمان " خاطرات روسپیان سودا زده ی من" اثر گابریل گارسیا مارکز رو بخونم .پی دی افش رو برام میفرسته میگه کتابش نایابه .، تا وسطاش می رم اما بعدش درگیرکارای دیگه میشم و فراموش می کنم تا اینکه دیشب ساعت یک و نیم بامداد همون دوست بهم پیامک میده که گابریل گارسیا درگذشت و من حیرت زده دوباره میرم سراغ رمانو خاطرات یک پیرمرد 90 ساله رومیخونم با تمام جذابیت هاش !! وبعد می بینم در سطرسطر و صفحه به صفحه ش " زندگی " سیاله و جری

ادامه مطلب  

رمان خوشبختی همینجاست  

سلامی دوباره به دوستای خوبم.
دوباره اومدم یه ادرس دیگه ای بهتون معرفی کنم
امیدوارم راضی باشید
http://romanelahenaz.blogfa.com
خوشبختی همینجاست
نوشته ی خودمه.امیدوارم خوشتون بیاد
تازه خوشحال میشم اگه واسم نظر بذارید وبگید چطوری بشه
دوستون دارم.بووووس

ادامه مطلب  

جشنواره همصدایی کودکان ایران با کودکان غزه  

جشنواره همصدایی کودکان ایران با کودکان غزههنر و ادبیات کودک و نوجوان را ندیدیم رفتار غیرانسانی و کشتار بیرحمانه مردم غزه، بویژه کودک‌کشی بی‌سابقه‌ای که صهیونیست‌ها به راه انداخته‌اند، دل هر شهروند آزاده‌ای را درگوشه و کنار دنیا به درد می‌آورد و رواست که مردم جهان هریک به نوبه خود و به فراخور آنچه در اختیار دارند، در دفاع از مظلومان و مورد تعدی قرارگرفتگان وارد صحنه شوند.
صرفا مفهوم این دفاع، رزم درمیدان و تحرکات فیزیکی نیست ـ هرچند

ادامه مطلب  

توپخانه‌های هویتی-در صفحه 5 جام جم پنج شنبه 5/4/93 بخوانید...  

کد خبر : 1545553862990007832 تاریخ : پنج شنبه 05 تیر 1393 8:50 بازدید:17توپخانه‌های هویتیماه مبارک رمضان در کنار برکات متعددی که به همراه دارد، بی‌تردید فرصتی بی‌بدیل برای ترویج و تبلیغ دین محسوب می‌شود. حال در آستانه این ماه و متقارن شدن آن با روز تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی که در همین هفته بود، می‌توان به چند نکته اشاره کرد.
می دانیم که اساسا موتور تبلیغات دینی و اسلامی پس از پیروزی انقلاب در کشورما روشن شد و دست ها، قلم ها و زبان هایی با درک معا

ادامه مطلب  

10 فيلم حقوقی كه بايد قبل از مرگ ديد  

در زمينه قانون و مسايل حقوقي فيلمهاي زيادي ساخته شده كه من بشخصه 10تا از اونها رو خيلي ميپسندم و سفارش ميكنم تمام حقوقدانان و علاقمندان به دنياي قانون ديدن اونها رو از دست ندن!
اين 10 فيلم عبارتند از:
1.آقاي لينكلن جوان (1939)-آمريكا
اين فيلم ساخته جان فورد با بازي هنري فونداست كه داستانش در رابطه با وكيل شدن آبراهام لينكلن و دادگاه اولين پرونده ي اوست.
در اين فيلم نشون داده ميشه كه دو جوان كه برادر هستند به اتهام قتل يك مرد كه در يك درگيري چهار نفر

ادامه مطلب  

 

آرشیو موضوعی
1-رمان درحسرت آغوش تو
2-رمان ملکه عشق
3-رمان روز نودوســـــــوم
4-رمان آیـــــــــــــــــــــدا
5-رمان اسم من اهــــــــریـــــــمـــن
6-رمان ماسک نفرین شده
7-رمان سفید برفــــــــــــــی{شاداب حسینی}
8-رمان روزای بارونی{هما پوراصفهانی}
9-رمان دختران زمینی پسران آسمانی
10-رمان قصه عشق ترگل
11-رمان آقای مغرور خانوم لجبـــــــــــاز
12-رمان ستاره چشمک زن(شیوااسفندی)
13-رمان ازدواج به سبک کنکوری{پریا}
14-رمان عاشقانه
15-رمان به خاطرعشـ

ادامه مطلب  

 

ستاره شناس کسیت و چه وظایفی دارد؟
ستاره شناسی را شناختیم، شاید ستاره شناسی تنها علمی باشد که هنوز می‌توان دو بخش حرفه‌ای و آماتور در آن فعالیت کرد. افراد آماتور ، کسانی هستند که بر حسب علاقه به این علم زیبا می‌پردازند و البته تحصیلات عالیه و شغل اصلی آنها در زمینه ستاره شناسی نیست، چنین افرادی در تاریخ نجوم زیاد بوده و هستند. سوزن بان قطار ، پزشک ، رمان نویس ، مدرس علوم دینی ، زمین شناس ، میکروبیولوژیست و ... ، اینها شغل بعضی از افرادی است که

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1