آخرین اخبار سایت

 

عکس های عروسی الهام رو دیدم!
دیدم ک چقد بچه بودم!
الان چقد بزرگ شدم!
باورش سخت میشه وقتی ی نگاهی ب خودت میندازی و میبینی این تویی!بزرگ و بزرگ تر میشی!
با وقار و خانوم!
اونی میشی ک مادرت ی عمر منتظر میمونه ک اون لحظه رو ببینع!!
عکس مادرم و مادرش! رفته اند باهم حتی ب شش ماه نکشید!!
عکس ها تلخی شیرینی دارند!!!
فقط اونی میفهمه من چی میگم ک دلش ب عزیزش تنگه!!
دارم ب دوستام ب اونایی ک مادر دارن حسودی میکنم
 

ادامه مطلب  

دیپای از حضور در تیم های بزرگ استقبال کرد  

 
پایگاه هواداران منچستریونایتد در ایران
ستاره ی نوظهور هلند و باشگاه آیندهوون از علاقه اش به حضور در تیم های بزرگ می گوید و مدعی شد احتمال دارد حتی این تابستان راهی یک تیم بزرگ در اروپا شود.او با اعتمادی که ون خال به او داشت توانست در جام جهانی بدرخشد و نامی پیدا کند.
ممفیس دیپای ۲۰ ساله نشانه هایی از یکبازیکن آینده دار را از خود نشان داده است و بنا به گزارشات رئال مادرید و منچستریونایتد خواهان او هستند.
او در مورد آینده اش به سایت فیفا گفت:


ادامه مطلب  

 

نگاه كردم به ارديبهشت سالهاي پيش ودر آن ميان ، ۵ ارديبهشت ۸۹ چه جالب بود
ديدن مدرسه مزگاه براي اولين بار
از آن روز تا امروز دوستان زيادي زا به تماشاي اين مدرسه برده ايم
باد اوري گذشته براي با اميد كاركردن امروز وداشتن روياي فردا

ادامه مطلب  

 

از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم:                               
بزرگ ترین اشتباه؟                                          
گفت: عاشق شدن...                                            
گفتم: بزرگ ترین شکست؟                                           
گفت: شکستِ عشق...
گفتم: بزرگ ترین درد؟
گفت: از چشمِ معشوق افتادن...
گفتم: بزرگ ترین غصه؟
گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن...
گفتم: بزرگ ترین ماتم؟
گفت: در عزای معشوق نشستن...
گفتم: قشنگ ترین عشق؟
گفت: شیرین و فرها

ادامه مطلب  

داستان سلام  

یک روز سارا داشت به خانه ی عمه زهرا یش می رفت.
او عادت دارد سلام نکند.
و برای همین مادرش به او می گفت 
دخترم تو دیگر بزرگ شدی با ید هرجا که
من می خواهم بروم تو هم باید مثل من سلام
کنی اگر سلام نکنی کسی در خانه نمی زارد بروی
اما سارا هر جا می رفت سلام نمی کردمادش هر چه
می گفت سلام کن اما سارا سلام نمی کرد .
یک روز سارا ومادرش به خانه ی پدر بزرگ سارا رفتند.
اما سارا باز هم سلام نکرد  پدر بزرگ پر سید سارا 
چیزی یادت نرفته سارا گفت وای باز هم یادم  رفت
سل

ادامه مطلب  

عید بزرگ مبعث مبارک!  

عید بزرگ مبعث و آغاز نزول قرآن کریم را به همه شما تبریک عرض می کنم.ز احمد هردو عالم آبرو يافتدمي خنديد و هستي رنگ و بو يافتاگر احمد نبود آدم کجا بودخدا را آيه اي محکم کجا بودچه مي پرسند کاين احمد کدام است؟که ذکرش لذت شرب مدام است همان احمد که سرمستان سرمدبخوانندش ابوالقاسم محمد (ص)محمد ميم و حاء و ميم و دال استتدارک بخش عدل و اعتدال استمحمد رحمة للعالمين استکرامت بخش صد روح الامين است...بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه مطلب  

اگه دیونه نشدی بگو!  

از یه دیوونه پرسیدن چرا دیوونه شدی:
گفت من یه زنی گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت ، دختر زنم با بابام ازدواج کرد . در نتیجه، زن من ، مادر زن پدرشوهرش شد. از طرفی دختر زن من که زن بابام بود ، پسری به دنیا آورد که میشه برادر من و نوه ی زنم ، پس نوه ی منم میشد . در نتیجه من پدر بزرگ برادر ناتنی خودم بودم . چند روز بعد زن من پسری به دنیا آورد که زن پدرم ، خواهر ناتنی پسرم و مادر بزرگ او شد . در نتیجه پسرم، برادر مادربزرگ خودش بود، از طرفی چون مادر فعلی من یعنی

ادامه مطلب  

سالگردت شد پدر بزرگ عزیزم..  

امشب یه غم خاصی تو دلمه..غم نبودنت بابا بزرگ..نبودنت 1 ساله شد عزیزم..رفتنت..پر کشیدنت..1 ساله شد..باورم نمیشه ..1 ساله از کنارمون رفتی1 ساله که صداتو نشنیدم..1 ساله چهره ی دلنشینتو ندیدم..واااای که چقد دلم برات تنگ شده..از مادر پدرم هم بیشتر دوستت داشتم..سخته تحمل کنم..دلتنگتم..خیلی..دلم تنگ شده واسه آروم راه رفتنت..واسه بغل کردن بدن نحیفت..باورم نمیشه که واسه دیدنت باید فقط نگاه به عکست کنم..به جای اینکه مثل همیشه در بزنم و بیام تو اتاقت ، حالا دیگه با

ادامه مطلب  

عین. الف  

+ تولدت مبارک :) :) :)
- (یک لبخند خشک و خالی هم نمی زند)
+ این هم هدیه ی من.. :)
- (باز هم سرش در کار خودش است. حواس ش هست اما حرفی نمی زند)
+ چند ساله شدی حالا ؟
...
+ اممممم.. 56 تا 86 سی تا، 86 تا 90 سی و چهار.. رفتی توی سی و هشت!
..
+ خوش حال نیستی بزرگ تر شدی؟
- (با این حال ت ":|" سرش را می آورد بالا و می گوید) :
آدمیزاد از یه جایی به بعد بزرگ نمیشه، پیر میشه..
 
و من درصدد این بر می آیم که هر طوری شده این جمله را نفی کنم و چند دقیقه از چیز های خوب پشت هم ردیف کنم و او، سرش به

ادامه مطلب  

خداحافظ  

خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزون
تو اين شب هاي تو در تو  خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
ن

ادامه مطلب  

روتووش آسفالت خیابان ها به سبک شهرداری تهران!  

شهرداری تهران: انسان های بزرگ از خودشان توقع دارند و انسان های کوچک از دیگران!انسان های بزرگ! جسارتا آسفالت های خیابونا رو درست کنید تا ما انسان های کوچک با این چاله چووله ها نریم توی باقالیا! بعدشم دوباره بیاید بالای سر جنازمون یه شعر دیگه از حیات و ممات و بهشت و جهنم و پرنده مردنی است و ...تلاوت بفرمائید!

ادامه مطلب  

در برابر حق چگونه ای؟!  

 


1. جهل و ناآگاهی، به انکار حق از سوی انسان می انجامد، به گونه ای که حتی او را وادار می سازد در برابر امام زمانش نیز ایستادگی کند.
2. حسد و کینه، از بزرگ ترین موانع حق پذیری است.
3. غافل شدن از یاد خداوند، شیطان را بر انسان مسلط و او را از درک حق و حقیقت ناتوان می سازد.4. لجاجت و تعصب نادرست، انسان را از پذیرفتن حق باز می دارد.5. راهیان حق جو، پیش از هر اقدامی باید ریشه تکبر را در خود بخشکانند که بزرگ ترین مانع راه آنهاست.
6. رفاه بیش از حد و راحت طل

ادامه مطلب  

سری جدید اس ام اس های زیبا  

اس ام اس خنده داردنبال دلتان بروید
اما “عقلتان” را هم با خود ببریدمتوسل شدن به خشم و عصبانیت مانند این است که
قطعه زغال داغی را به قصد پرتاب به سوی کسی در دست بگیرید
تنها فردی که می سوزد شما هستیدعشق حقیقی
داستان رومئو و ژولیت نیست که با هم از دنیا رفتند
بلکه حکایت مادر بزرگ و پدر بزرگ است که به پای هم پیر شدند

ادامه مطلب  

سری جدید اس ام اس های زیبا  

اس ام اس خنده داردنبال دلتان بروید
اما “عقلتان” را هم با خود ببریدمتوسل شدن به خشم و عصبانیت مانند این است که
قطعه زغال داغی را به قصد پرتاب به سوی کسی در دست بگیرید
تنها فردی که می سوزد شما هستیدعشق حقیقی
داستان رومئو و ژولیت نیست که با هم از دنیا رفتند
بلکه حکایت مادر بزرگ و پدر بزرگ است که به پای هم پیر شدند

ادامه مطلب  

 

امروز تولد حضرت مهدی و من دلم گرفته ...نمیدونمم چرا ... شاید بخاطر به سنگ خوردن تمام تیرام ...چرا هیچوقت توی عشق توی احساس موفق نبودم ..چرا از هر کی خوشم میاد یه اشکالی داره ...یه نفرو حتی نمیبینی ...یعد که تلاش میکنه تا ببینیش ..وقتی که دیدیش ..بیشتر دیدی بیشتر خوشت اومد...بعد یه حادثه ..یه اتفاق همه چیو خراب میکنه و میفهمی این همه مدت اشتباه دیدی .. چرا همیشه آخر این قصه ها یه شکلن ..کی میتونم دلمو قرصو محکم به یکی ببندمو دیگه واسه همیشه مال من باشه .. مال

ادامه مطلب  

از اونجا  

مشکل دقیقن از اونجایی شروع شد ک من خدا رو فراموش کردم
                    از اونجایی                ک خودمو با بقیه مقایسه کردم
                    از اونجایی                ک  نداشته های چرتو بیخودمو بزرگ کردم
                    از اونجایی                ک حرفامو تو دلم نگه داشتم
                    از اونجایی                ک شروع کردم ب خاص بودن
                    از اونجایی                ک فکر کردم هرچی دارم از خودمه ن از وجود خانوادم
                    از اونجایی

ادامه مطلب  

بزرگمردی داریوش در فتح کارتاژ  

 
 
بنا به داستان عبدالعظیم رضایی در کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران :
داریوش در تسخیر کارتاژ که حریف که شکست خورده و مردم آن آماده پذیرش شرایط داریوش بودند، ‌به‌جای باجگیری یا تاراج شهر دستور داد که نخست خوردن گوشت سگ میان آنان بازداشته شود و دوم مردم شهر دیگر نباید برای بت خود نوزاد قربانی کنند.( بت آنان گونه‌ای ساخته شده بود که دست‌هایش به گونه افقی رو به جلو دراز شده بود و مردم نوزادی را بر ساعدهای او گذاشته و زیرش آتش روشن می‌کردند تا کب

ادامه مطلب  

ﺧﻮﺷﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺰﺭﮒ  

 
ﯾﻪ خوشی هایی توی دنیا هست که به همه بزرگیه دنیا می ارزه...... ﺻﺒﺢ زود داری میری سرکار که یه بچه مدرسه ای از کنارت رد میشه و ﺑﻬﺘﻮﻥ سلام میکنه.....توی راهروی یه اﺩﺍﺭﻩ منتظر نشستی، چشمت به چشم ارباب رجوع دیگه ای میوفته و یک ﻟﺒﺨﻨﺪ قشنگ برات میزنه.... همکارت ﻭﻗﺘﯽ مرخصی هستی بهت زنگ میزنه و میگه: فردا هم نیا، کارهات رو من انجام میدم....ﯾﻪ موزیک پنج دقیقه ای گوش میدی که واقعا بهت بال برای پرواز میده.... یه نفر که خودش دیگه وبلاگ نمینویسه، چنان ب

ادامه مطلب  

آرزوی غیر ممکن تا ابد  

روزهای بیخیالی :
بازیها شیطنت ها سربه سر گذاشتن ها زیر نظر بزرگترها بادوستان بیرون رفتن تفریح کردن شاد بودن
بزرگترهارو دیدم که چطور هرکاری دلشان بخواد انجام میدن ومن برای انجام یه کار ساده باید اول اجازه بگیرم
پیش خودم گفتم چی میشد من هم بزرگ بودم تاهرکاری دلم خواست انجام بدم ..........
گذشت و گذشت تا اینکه بزرگ شدیم برای خودمون کسی شدیم خب حالا نوبت انجام کارهای خودمه نه بزار بعداز این کار( چند ساعت) بعد حالا برم ....آخ دیدی چی شد یادم رفت...... او

ادامه مطلب  

واحد کارمونته سوری - راه رفتن با کفشهای بزرگ  

واحد کارمونته سوری 
راه رفتن با کفشهای بزرگ
معلم چند کفش بزرگ (ترجیحاً سه یا چهار سایز بزرگتر از پای نوآموزان) به کلاس می­آورد و از آن­ها می­خواهد تا در ابتدا با کفش­های خودشان روی یک خط صاف راه بروند و...

برای دیدن عکسهای این فعالیت و آشنایی بانحوه اجرا و  اهداف و نتیجه این بازی
کلیک کنید

ادامه مطلب  

اجتماع بزرگ لبیک  

روابط عمومی سپاه حضرت محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ: اجتماع بزرگ مردم تهران به منظور حمایت از مردم عراق و در محکومیت گروه‌های تروریستی از جمله گروهک داعش با عنوان اجتماع لبیک برگزار می‌شود.
در این اجتماع مردمی که با حضور اقشار مختلف تهران و مدافعان حرم برگزار می‌شود، ضمن حضور مقامات لشکری و کشوری، امیرصالحی فرمانده ارتش جمهوری اسلامی و سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخنرانی می‌کنند.
این مراسم روز سه‌شنبه 3/4/93 ساعت

ادامه مطلب  

 

وقتي بعد از دو سال كه يه دفه با يه دروغِ بزرگ ولش كردم،عكسشو ديدم،وسوسه شدم بهش پي ام بدم...
حالم از خودم بهم خورد وقتي نوشتم"چه قدر بزرگ شدي" و ارسال كردم...
وقتي بعد از دو ماه ياهو رو چك كردمو ديدم خودشو پاره كرده تا جوابشو بدم و من اصلا آن نشده بودم كه ببينم...
***
وقتي ميدونم سهند بي هيچي باهام صميمي نشده و ميدونم داره نزديك ميشه...
حالم از خودم بهم ميخوره وقتي خودمو به خواب ميزنم كه يعني خواب بودو پي امات و نديدم
بعد فرداش آن ميشم ميبينم خودشو پار

ادامه مطلب  

خاک شود یاد دلت روی دیوار دلم.....  

+حس میکنم چیزی درونم درحال شکستنه.....
سوختنه....
یه سوختن کوچیک که کم کم شعله میگیره تا جونمو بسوزونه....
این بار بحث دل تنگی نیس.....
یا دلگیری......
یا ناراحتی ها و دلخوری های بچگانه......
ولی انگار این حال بد یا بهتر بگم حال متفاوت.....
آغاز یه تغییره تو وجودم.........
انگار باید این تغییرو بپذیرم......
"بزرگ شده ام....
یاد گرفتم این فاصله ی کوتاه بین اشک و لبخند نامش زندگی است...."
+آرامش توی چشمای سیاهم......
ضعف یا بی قراری درونم رو نشون نمیده......
وقتاییکه نیاز دار

ادامه مطلب  

5سالگیم  

گاهی وقتا دلم میخواد وقتی از خواب بلند میشم ببینم 5سالمه و از غم دنیا فارغم..
از تموم استرسا و ناراحتیها و دلخوریا و غمای روزگار..
یک بچه 5ساله رو تصور کن! دوست داره بره مدرسه به همه میگه میخواهم دکتر شم!!!اسباب بازیاشو برمیداره و میشینه ساعتها بازی میکنه و بزرگترین مشکلش نداشتن اسباب بازی هم بازیاشه...
حرفاش کسیو ناراحت نمیکنه و نمیرنجونه..
نمیدونه که قراره بزرگ بشه غمای دنیا بیاد سراغش ! درگیر زندگیش بشه و یروزی حسرت روزای بچگیشو بخوره..
تا بچه

ادامه مطلب  

ظرف من کوچک است!  

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند.
یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمیدانست.
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد.
ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود.
لذا پس از مدتی از او پرسید : چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می

ادامه مطلب  

خط خطي 1  

خيلي وقته نمي دونم با خودم چند چندمنمي دونم دارم به خودم گل ميزنم يا به دنيافقط مي دونم دارم بزرگ ميشميعني دارم سعي مي كنم بزرگ بشمتصميماي بزرگ مي گيرم كه خيلي سختنولي هنوز نمي دونم دارم دنبال چي مي گردم تو زندگيمكلا هنوز نفهميدم هدفم چيه تو زندگيمي برنامه ريختم تا دوردست هاامافقط واسه اين كه برنامه داشته باشم و وقتم هدر نرهاما واقعا هدفم چيه ؟؟شما هدفتون تو زندگي چيه؟مي خواين به چي برسين؟؟؟

ادامه مطلب  

حضرت موسی  

موسی و بدترین بنده خدا - موسی و بدترین بنده خدا
http://www.beytoote.com
روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.
ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است.
حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.
پس از بازگشت، رو به درگا خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت:

ادامه مطلب  

آدم ها..  

آدم‌هاعطرشان را با خودشان مي‌آورندجا مي‌گذارندو مي‌روند‌‌ آدم‌هامي‌آيند و مي‌روندوليتوي خواب‌هاي‌مان مي‌مانند‌‌ آدم‌هامي‌آيند و مي‌روندوليديروز را با خود نمي‌برند‌‌ آدم‌هامي‌آيندخاطره‌هايشان را جا مي‌گذارندو مي‌روند‌‌ آدم‌هامي‌آيندتمام برگ‌هاي تقويم بهار مي‌شودمي‌روندو چهار فصل پاييز رابا خود نمي‌برند‌‌ آدم‌هاوقتي مي‌آيندموسيقي‌شان را هم با خودشان مي‌آورندو وقتي مي‌روندبا خود نمي‌برند‌‌ آدم‌هامي

ادامه مطلب  

هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم  

اقیانوسی از صبر و استقامتبا آغوشی باز بزرگ ترین غم های دنیا را در بر می گیردو کوچکترین موج و نا آرامی ای در چهره  آسمانی اش به چشم نمی آیدحتی سکوتش را نمی شکندفقط در ژرفای نگاهش یک کلمه را می شود دید"الحمدلله"چه قدر دلم برای نگاهش تنگ شده است... رونوشت: به دوست عزیز و مهربانم 

ادامه مطلب  

گتسبی بزرگ و چند رمان دیگر...  

گتسبی بزرگ واقعا بزرگ و شاهکار بود....خواندم و لذت بردم از کتابی که روزگاری توی دانشگاه تکلیف کرده بودند بخونیم و اما من فقط از اسپارک نوتز خلاصه و نقدش رو خونده بودم...به یک شب تا صبح بیداری می ارزید..
گتسبی بزرگ سن زیادی ندارد اما روح عاشقش بزرگ است و اراده ای بزرگ هم دارد ....برای رسیدن به تنها عشقش ثروت بزرگی به هم میزند...اما نه از راهی که از یک آدم بزرگ میتوان انتظار داشت: از راه قاچاق مشروبات الکلی در دوره ای  که خرید و فروش مشروبات الکلی در آ

ادامه مطلب  

مراسم سالگرد رحلت امام(رض)وشهیدآیت الله احسانبخش و قیام 15 خرداد در مسجد بزرگ خواهرامام(س)  

بمناسبت  گرامیداشت سالروز ارتحال حضرت امام(ره) و شهید آیت الله احسانبخش و قیام خونین ۱۵ خرداد مراسمی در مسجد بزرگ خواهرامام (س) رشت برگزار گردید که حجت الاسلام والمسلمین نوری سعید امام جماعت محترم مسجد با بیان برکات وجود حضرت امام(ره) و شهید آیت الله احسانبخش و قیام ۱۵ خرداد اشاره و آحاد مردم را به پیروی از راه امام و شهداء توصیه نمودند.

ادامه مطلب  

برترین های جهان در ایران زمین  

برترین های جهان در ایران زمین
نخستین منشور حقوق بشر جهان در بابل
منشور حقوق بشر کوروش بزرگ یا استوانه ی کوروش استوانه ای سفالین است که در سال 539 پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و گرداگرد آن سخنان و فرمان های کوروش بزرگ به زبان و خط میخی اکدی (بابلی) نوشته شده است. این استوانه که نخستین منشور حقوق بشر در جهان است در نیایشگاه اسگیله در شهر بابل پیدا شده است. نخستین بار از این منشور در زمان محمد رضا شاه پهلوی پرده ب

ادامه مطلب  

سرداران و فرماندهان ایران(از هخامنشی تا ساسانی)  

فرماندهان و سرداران بزرگ ایران
زمان هخامنشی
- هارپاگ: سردار و فرمانده بزرگ مادها در زمان آژی دهاک وی بعدها به خدمت کوروش بزرگ در آمد
- کوروش بزرگ: سردار بزرگ ایران که پیش از رسیدن به پادشاهی سپاه پارس و ماد را فرماندهی می کرد
- کریزانتاس پارسی: فرمانده سپرداران ایران در جنگ ماد با آشوریها
- آرتاباز: فرمانده پیادگان و سواران پارسی در جنگ با کلدانیها
 

ادامه مطلب  

زندگی.گر هزار باره بود, بار دگر تو, بار دگر تو....  

تا اینجا همه چی خوب پیش رفته,نمراتم همه بالای ۱۷ :)) بززززززنم به تخته :) همه چی آرومه خداروشکر, منم آرومم, حالم خیلی خویه :) زندگی داره می چرخه, فعلا که ۲ به ۱ به نفع منه :) بعععععععله آقای دنیا اینطوریاس :))))  می خواستم ترم تابستونی بردارم که دیدم حس اردبیل موندن اونم تو تابستون نداااااارم :) میخوام برم کلاس طراحی :) و سنتور :) دیگه که :دلم تنگ شده واسه آرش ننا :* براش کتاب هوش سه تا شش ماهگی خریدم :) هر روز آجی ازش عکس میفرسته و هر روز دلم من

ادامه مطلب  

جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند  

جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند
 
جواب قاطع رهبری به مطهری در خصوص ادامه حصر
«جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود.»

ادامه مطلب  

بزرگ شديم و فهيديم ...  

 
 
بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود ...
بزرگ شديم و فهميديم كه چيز هايي ترسناك تر از تاريكي هم هست ...
بزرگ شديم به اندازه اي كه فهميديم پشت هر خنده مادرم هزار گريه بود ...
و پشت هر قدرت پدرم هزار بيماري نهفته بود  ...
بزرگ شديم و فهميديم كه مشكلاتمان ديگر با يك شكلات ، يك لباس يا كيف حل نمي شود ...
و اينكه والدينمان ديگر دستهايمان را براي عبور از جاده نخواهند گرفت
و يا حتي براي عبور از پيچ و خم هاي زندگي...
بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبود

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1