آخرین اخبار سایت

جمره و کوزه ی  

 فصل فصلِ زندگی را جستجو کردمابر بسیار دیدم !اما هیچ بارانی چون تومرا به دریا نبرد ! کاش. . .از شماره بیفتد. . .تمام نفس هایی که بدون تو. . .
دم و بازدم میشود. . .من عاشق سریال کوزه ی گونی هستم...وطرفدار جمره وگونی هستم شما هم برید ادامه مطلب وبگید طرفدار کدومشونید؟

ادامه مطلب  

کی ازهمه خوشگلتره؟  

نشستیم‏ ‏پای‏ ‏تلویزیون‏ ‏فیلم‏ ‏کوزی‏ ‏می‏ ‏بینیم،‏ ‏عشقم‏ ‏بهم‏ ‏میگه‏ ‏به‏ ‏نظرت‏ ‏جمره‏ ‏خوشگلتره‏ ‏یازینب؟‏ ‏منم‏ ‏ازهمه‏ ‏جا‏ ‏بی‏ ‏خبرمیگم‏ ‏جمره،‏ ‏بعدش‏ ‏زندگیم‏ ‏بهم‏ ‏میگه‏ ‏حالابه‏ ‏نظرمن‏ ‏میدونی‏ ‏واقعاکی‏ ‏ازهمه‏ ‏خوشگلتره؟میگم‏ ‏نه‏ ‏بگو،‏ ‏جوابی‏ ‏که‏ ‏دادی‏ ‏منو‏ ‏تا‏ ‏آسمون‏ ‏خداپیش‏ ‏فرشته‏ ‏هابالابرد،‏ ‏گفتی‏ ‏من‏ ‏ازهمشون‏ ‏خوشگلترم،‏ ‏بهم‏ ‏میگی‏ ‏منو

ادامه مطلب  

آموزش سبزه کوزه ای  

 
سبز کردن تخم شاهی روی کوزه سفالی
 
روی یک کوزه سفالی یک جوراب زنانه بکشید ؛ تخم شاهی را به مدت4 2  ساعت درون اب قرار دهید تا لعاب بیاندازد سپس با دست یا قلمو تخم شاهی را از سمت پایین به بالا روی جوراب بکشید.
 
کوزه اماده شده را درون یک سینی قرار داده و داخل کوزه آب بریزید ؛ پس از 3 روز تخم‌شاهی‌ها جوانه زده و کم کم ریشه دار میشوند و طی 1 هفته سبز خواهند شد.
 
درون کوزه باید همیشه پر آب باشد و ظرف زیر کوزه نیز هر روز باید خالی شود ؛ میتوانید برای زی

ادامه مطلب  

رباعیات خیام  

این روزا مدرسه ما و بچه ها یک شور و حال دیگه دارهدو سالی هست که تو شهر ما جشنواره رباعیات خیام برگزار میشهبه این صورت که 40 رباعی مشخص شده توسط اداره به مدارس فرستاده میشهو بچه ها رباعی هارو  از حفظ می کنن و در هفته سوم اردیبهشت همه بچه ها با مربیان در آرامگاه خیام جمع می شوند و به نوبت اشعار حفظ شده رو میخوننبچه ها رباعیاتو خیلی دوست دارن و تلاش برای خوندن و از حفظ شدن میکنن بچه های من از روز شنبه تا امروزسه رباعی رو از حفظ کردن و من بی نهایت خوش

ادامه مطلب  

حسه خوب رهایی ................  

از پله های  آجری زیر زمین پایین میروم ...از پنجره  هایی که با شیشه های
رنگی پوشیده شده ...تشعشعات نور آفتاب  با خطوطی در امتداد موازی روی
اثاثیه ی قدیمی و خاک خورده ی زیر زمین تابیده و روشنایی خفیفی ایجاد
میکند ..نگاه میکنم ..همه جا تار بسته ....اینور و آنور .....
تعدادی کوزه های رنگی خاک گرفته روی طاقچه ی کنار دیوار توجه ام را بخود
جلب میکند به طرفشون کشیده میشوم....کوزه های گلی رنگی ...رنگ
لعابدار ...اولین کوزه را بر میدارم ....درست یادم نمیاد چه رنگی

ادامه مطلب  

از کاستی های خود نهراسیم........  

یک پیرزن روستایی دو کوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد . یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت . هر بار که پیرزن پس از پر کردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود . دو سال تمام ، هر روز پیرزن این کار را انجا

ادامه مطلب  

43  

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت ! بگریه گفتمش آری : ولی چه زود گذشت !... بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید ، بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود گذشت شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود ، که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت ، شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت ! گشود بس گره آن شب از کارهای بسته ی ما صبا چو از برِ آن زلف مشک سود گذشت مراست عکس تو یادآور سفر ، آری چسان توانم ازین طرفه یادبود گذشت غمین مباش و میندیش ازین سفر که ترا

ادامه مطلب  

کوزه های خالی  

ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده
است. اما به بردگی ای بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم. اندیشه ما را بَرده
کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما
را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ،
هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و
از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده
اند. و اکنون بر

ادامه مطلب  

بهار  

زندگی کوزه رنگین هست،آب این کوزه گهی تلخ شور و گهی شیرین است.زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته استتا در آن دوست نباشد همه درها بسته است.عید شما مبارک@----------------------------------------------------------------------------------گندم های هفت سین به گندم های آسیاب گفتند:قصه ما گرچه نان نداشت اما پایانی سبز داشت.پایان امسالت سبز باد.-----------------------------------------------------------------------------------بهار بهتربن بهانه برای زیستن است.آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک...................................................

ادامه مطلب  

سفره هفت سین با ظروف سنتی  

 تزیین سفره هفت سین با ظروف سنتی
گندم ، عدس یا ماش را بعد از خیس کردن هنگامی که شروع به جوانه زدن
میکند روی یک کوزه بلند که قبلا با جوراب روی آن را پوشانده ایم قرار
میدهیم تا کاملا سطح آن با جوانه ها پر شود و بر روی آن شکل گرفته و رشد
نمایند. حتما باید مرتب کوزه را نم دار و در جایی که کمی حرارت بالاتر از
هوای نرمال اتاق باشد نگهداری شود تا سبزه ها رشد خوبی پیدا کنند...

سفره آرایی و میوه آرایی-تزیین سفره هفت سین با ظروف سنتی میتوانید
از چند ظرف س

ادامه مطلب  

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش  

در میان قالب های شعر فارسی ، رباعی یکی از قالب های اصیل
ایرانی است که کمتر مورد استقبال شاعران قرار گرفته است . رباعی از کلمه رباع به
معنای «چهارتایی» گرفته شده و چهار مصراع دارد که بر وزن لا حول ولا قوه الا بالله
است . رباعی ها یا مضمونی عاشقانه دارند مثل رباعی های رودکی یا مضمونی صوفیانه
دارند مانند رباعی های ابوسعید ابوالخیر ، عطار و مولانا . اما معروفترین رباعی
های ادبیات ایران رباعیات خیام است که مضمونی فلسفی دارد .
برخلاف آنچه که در داخ

ادامه مطلب  

در کارگه کوزه  

دوستان متنی که
خدمتتون گزاردم اندک است و می طلبد که خودتان نیز بر آن تفکری بی افزاید .
در کارگه کوزه
گری رفتم دوش
دیدم دوهزار
کوزه گویا و خموش
نا گاه یکی
کوزه بر آورد خروش
کو کوزه گر و
کوزه خر و کوزه فروش
خیام درین
رباعی به گذر زمان و مرگی که در کمین انسانهاست اشاره دارد . ادمیان می آیند و هر
کدام از خود اثری به جا میگذارند و میمیرند .آنچه ساخته اند یا خریده اند یا فروخته
اند می ماند اما صاحبانشان آنچنان از دنیا رخت بر بسته اند که گویی نبوده اند.

ادامه مطلب  

کوزه شکسته  

سلام به همگی امروز یه متنی رو اینترنت خوندم خیلی خوشم اومد گفتم واستون بذارم شاید شما هم خوشتون اومد:یک پیرزن چینی دو کوزه بزرگ داشت که آنها را آویزان بر دو انتهای یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می کرد .یکی از کوزه ها شکسته بود در صورتیکه دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن به طور کامل به مقصد می رسید .طی مسیر طولانی بین چشمه تا خانه نیمی از آب کوزه شکسته بر زمین می ریخت .به مدت دو سال هر روز این اتفاق تکرار میشد و زن همیشه یک کوزه و نیم ، آب به خانه می

ادامه مطلب  

عاشقانه های سال 93  

اینهاکه می بینید دلنوشته های خیسروزهاوشبهای تکراری من است...بااینهاعاشقی میکنممی دانم تا پلک به هم بزنممی آیی؛ با انار و آینه دردست هایت!!به قول ِ فروغ:” من خواب دیده ام ”برای عشق تمنا کن ولی خوار نشوبرای عشق گریه کن ولی به کسی نگوبرای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکنبرای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کنبرای عشق خودت باش ولی خوب باشبرای عشق بمیر ولی کسی رو نکشاز بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت تازه شکفته ام هنوز نمیدانماز تابستان پرسیدم عشق یعن

ادامه مطلب  

موانع بازگشایی بازارچه مرزی کوزه‌ رش سلماس حل شود  

امام جمعه سلماس گفت:کم لطفی و نداشتن اهتمام کفی از سوی مسئولان قبلی
استان آذربایجان غربی سبب بازگشایی نشدن بازارچه مرزی کوزه‌ رش سلماس است.حجت الاسلام سیدمحمود موسوی در مراسم معارفه شهردار جدید سلماس که با
حضور معاون عمرانی استاندار آذربایجان غربی برگزار شد اظهار کرد: منطقه
ویژه اقتصادی و بازارچه مرزی کوزه‌رش سلماس بعنوان یکی از مطالبات مهم مردم
از مسئولین شهری و استانی است و باید برای تحقق این مطالبه به حق مردم
تلاش لازم انجام شود.


ادامه مطلب  

حرکت مثبت دولت روحانی  

شنیدن این حرفها در وبلاگ خدای مسیح شاید شما را متعجب کنه ! کوتاه میگم من این دولت را با دولت های شصت سال اخیر ایران مقایسه میکنم (با اجازه قاجاریه را اصلا ادم حساب نکردم !!!) این تنها حرکت غیر شعاری این چند سال است ، کدوم حرکت ؟! همین که به مردم گفته شده اگر صلاح میدانید یارانه نگیرید ! همه ما میدانیم که اگر مردم یارانه هم نگیرند و همه آن هم به حساب دولت برود باز هم چپاول شده و هیچی دست مردم را نمیگیرد ولی این جمله ، این حرکت و این دادن اختیار به مرد

ادامه مطلب  

اين گونه شعر  

با سلام سوال: در عبارت( اين گونه شعر  ) هسته كدام است ؟ با استناد به كتاب دستور زبان فارسي امروز غلامرضا ارژنگ ص 69  اين گونه يكجا وابسته ي هسته است و واژه هاي مانند اين نوع يا اين جوريكجا وابسته هستند پس در گروه اسمي اين گونه شعر - شعر هسته است و اينگونه وابسته اي پيشين است.

ادامه مطلب  

 

    از تذکره الاولیاء عطار نیشابوری : نقل است رابعه روزی مریض شد ، علت بیماری را پرسیدند ، گفت : در سحر گاه دل من به بهشت میل کرد و دوست سرزنشم کرد ، علت بیماری خشم دوست است . مالک دینار گفت : نزد رابعه رفتم ، او را دیدم که با کوزه ای شکسته که از همان آب می خورد ، وضو هم می گرفت و فرش زیر پایش ، حصیری کهنه بود و بالش او خشتی .

ادامه مطلب  

ضرب المثل فوت کوزه گری  

 
ضرب المثل فوت کوزه گری
استاد کوزه گری بود که خیلی با تجربه بود و کوزه های لعابی که می ساخت خیلی مشتری داشت .شاگردی نزد وی کار می کرد که زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه های کاری خود را به او یاد داد .شاگرد وقتی تمام کارها را یاد گرفت . شروع به ایراد گرفتن کرد و گفت مزد من کم است . و کم کم زمزمه کرد که من می توانم بروم و برای خودم کارگاهی راه اندازی کنم و کلی فایده ببرم .هرچه استاد کوزه گر از او خواهش کرد مدتی دیگر نزد او بماند تا شاگرد

ادامه مطلب  

دانشجو موجودیست...(طنز)  

موجودی
است بیکار که 4 سال از عمر خود را به شکل خودجوش هدر میدهد و حتی برای این
کار در ازمونی به نام کنکور شرکت کرده و خود را به اب و اتش میزند. قوت
غالب این موجود سیب زمینی و تخم مرغ میباشد. از فعالیت های روزانه وی
میتوان به پرسه زدن در محوطه دانشکده،‌تیکه انداختن به استاد، رفتن به فیس
بوک با وایرلس

دانشگاه به هر بدبختی که شده،خوابیدن،و خیره شدن به جزوه ی استاد برای دقایقی و سپس دور انداختن آن اشاره کرد.
این موجود به شدت علاقه مند است که وی ر

ادامه مطلب  

سکوت شکسته  

سکوت مندر شکستن قلب برگ هنگام جدا شدن از شاخه درختهنگام شکستن آبه داخل کوزه , بر روی شانه ای دخترک روستاییبه هنگام ترک خوردن حوض سیمانی با قطرات اشک آسمانی ...بارانبه هنگام نوشتن درد لخت کویر بر پشت پلک خیس چشمان آبی دریا شکسته است 

ادامه مطلب  

افسردگی باردارانه  

فک کنم افسردگی دوران بارداری گرفتم.همسر بهم می خنده و می گه اون افسردگی بعد از زایمانه افسردگی بارداری نداریم.پس چرا انقدر اعصابم  الکی و بی خودی خورده؟ چرا انقدر دلم تنگه؟چرا همش دلم می خواد بشینم و زار زار گریه کنم؟چرا همه ی کاسه کوزه ها رو سر همسر بیچارم می شکنم؟چرا فقط زورم به اون بنده خدا می رسه؟ اصصصصن یه وضی

ادامه مطلب  

یادمهربانان  

چشم برهم نهادیم گردش دوران گذشت،بهریکی سخت وبردیگری آسان گذشت،روزگاری خواهدآمدباخودت نجواکنی /یادبادآنروزگارانی که بایاران گذشت/گل رابه عزیز می دهندمحبت رابه مهربانان ،لایق شماچه باشد که هم عزیزی هم مهربان!تقدیم به داداش گلم (لطیف)جان.

ادامه مطلب  

گذشت...  

ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ !ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ...ﺁﺩﻡ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ، ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ، ﺁﺭﺯﻭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ : ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻛﻢ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭼﻴﺰﻱ ﻋﻮﺽ ﺷﻮﺩ ...ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ : ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ !ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﻱ ﺩﻭﺭ ﺫﻫﻦ ﺭﺍﻧﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﭘﺎﻱ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ، ﺣﺴﺶ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ .

ادامه مطلب  

چهارپاره / عاشورایی  

قلم از غم
دگر ندارد نا
از زمین
خورده ای بگیری دست
دل اگر
کوزه ی سفالی بود
کوزه افتاد
بر زمین و شکست !

قلم از غم دگر ندارد نا
که تو را لااقل صدا بزند
بنویسد: « حسین تشنه لب است »
سرمه بر هول چشم ها بزند

قلم از غم
دگر ندارد نا
بنویسد که
« آب آوردند ! »
بنویسد: «
که قدر یک جرعه
ـ بهر طفل
رباب آوردند ! »

قلم از غم
دگر ندارد نا
که بگوید
به مشک « او » چه گذشت !
من ندیدم ،
ولی شنیدم که
مشک شد پاره
... بر عمو چه گذشت ؟!

من ندیدم
ولی به من گفتند:
تا به

ادامه مطلب  

دلتنگی  

سلام عشقم این روزا اونقدر سرم شلوغ هس که وقت نمیکنم بیام نت یه وقت فکر نکنی که به یادت نیستم هر ثانیه ای که بی تو میگذره واسم یه عذابه راستی امشب 2ماه از جدایی مون گذشت فقط موند 13ماه بعضی وقتها به خودم میگم این مدت چطوری گذشت بقیه اش هم میگذره ولی این مدت خیلی سخت گذشت آرزوم شده دیدن تو ولی چیکار کنم قول دادم بهت قول ميدم عوض این روزای سخت رو با خوشحالی تو جبران می کنمعزیزه دلم برای من مواظب خودت باش  دوست دارم خیلی زیاد 

ادامه مطلب  

دل نوشته 1 : مهربان باشیم  

 
مهرورزی خوشبختی دو دنیاست
 محبت، مهربانی، عفو و گذشت در دین مبین اسلام از چنان جایگاه بلند و مقام و منزلتی عظیم برخوردار است که از همه‌ مردم خواسته شده است برای خود و دیگران از محضر حق که منبع بی‌نهایت  مهربانی و گذشت است، رحمت و عفو و گذشت بخواهند.

ادامه مطلب  

بولوت قارا چورلو(صمد؟!)  

صمد!
نه یازیم صمد؟!
دنلی خرمنیمین یانماسین یازیم؟!
سرین سو کوزه مین جالانماسین یازیم؟!
داغلی سینه مین آلوولانماسین یازیم؟!
من سنه نه یازیم صمد؟
 
حسرتیمی کیم یاخاجاق؟
گؤز یاشیما کیم باخاجاق؟
 آراز؟
یئنه ده آخاجاق!
صمد!
کیمی چاغیرم؟
صمه...........د!
سؤیله منه ،سؤیله آراز؟
نه دن بیزله اولدون بیله آراز؟
کسدین ایکی قارداش آراسین.
بوغدون ائلیمین ده یرلی بالاسین.
بسدیر!
 بس.................دیر!
قوربانیمی قبول ائیله آراز.

ادامه مطلب  

علت خلقت مگس  

غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان
خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت
خود می زد تا مگس را دور کند.مدتی گذشت، پادشاه از غلامش
پرسید:«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟» غلام گفت: «مگس را آفریده
تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»

ادامه مطلب  

سفرنامه نویسی8  

عرفه، روز عرفان، روز شناخت
صبح روز جمعه نهم ذی الحجه
مصادف با روز عرفه، پس از صبحانه اعلام شد که داوطلبین می­توانند برای مراسم برائت
از مشرکین به طرف چادر بعثه بروند.
من و مهدی تصمیم گرفتیم
بمانیم و کمی در اطراف سرزمین عرفات قدم بزنیم و در پیرامون این سرزمین اندیشه
کنیم. به طرف کوه جبل الرحمه که در وسط سرزمین عرفات بود رفتیم و با فاصله به
تماشای کوه ایستادیم. این سرزمین محل هبوط آدم و حوا است. جبل الرحمه در قلب عرفات
جایی است که آدم و حوا در آن

ادامه مطلب  

پاره تن امام  

در جای‌جای قرآن سخن از الگو و تمثیل‌ها‌ست. از سرگذشت حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) تا  سرگذشت قوم عاد و ثمود. از مثال بهار و زندگی دوباره تا بسته‌شدن نطفه‌ی انسان. و این‌گونه است که حجت بر عباد‌الله تمام می‌شود. نیاز به الگو‌ها نه فقط در زمان صدر اسلام بلکه در تمامی عمر هزار و چند ساله آن  بعد از رحلت حضرت رسول و هم‌اکنون در زمان غیبت و ظلمات جاهلیت ثانی بیش از پیش حس می‌شود. الگو‌هایی در زمان ما، که ملموس و قابل ادراک باشند؛ در این زمان زیسته

ادامه مطلب  

باد و بارون  

روز شلوغی بود.دیروز 5 سال گذشت!یعنی امروز شد 5 سال و 1 روزچه روزایی گذشت....چه روزایی قراره بگذره؟!!خبر آمد خبری در راه است.....من هم دلخوش به خبر گیج میزنم :|این هفته به امید خدا کنکور دارم...خدایا به امید توبه دعای سبزتان نیازمندم... 

ادامه مطلب  

Futur proche en sha Allah  

اکثر شبها با حسن میریم بیرون. یه شبهایی هم تنها می آم بیرون و تا نونوایی بربری میرم, نون میخرم و بعد تنهایی میخورمش. برای فرداش هم نگه میدارم. به روزهایی که رفته فکر میکنم؛ بعد به آینده فکر میکنم. از اتوبان ارتش طهران معلومه. کمی با طهران حرف میزنم, و بعد به حرفهای مادرم فکر میکنم. آقای الماسی میگفت هر وقت یکسال از خدمتت گذشت بیا بهت بگم چیکار کن. با رسیدن اول دیماه من هم هشت ماه خدمت شدم. هفته ی اول آموزشی خیلی دیر گذشت و سخت بود. سه ماه اوّلی که د

ادامه مطلب  

ساعت دلتنگی  

دو ساعت ...
دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشتتمام عمرِ من انگار در خیال گذشت -ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است...نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشتدرست روی همین صندلی تو را دیدمنگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت- چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اماچه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت...گذشت و رفت و به تو فکر می‌کنم ـ تنها ـدو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت

ادامه مطلب  

سیب سرخ دوستی - شعر  

برای سهراب سپهرییک نفر آهسته از محدوده ی باران گذشت نرم نرمک آمد و از پشت هیچستان گذشتکوله‌باری سیب سرخ دوستی آورده بود بی صدا مثل غزل از حوزه ی عرفان گذشت مثل اشکی کز نگاه آسمان باریده بود تا صدف ها را بیاورد از حریم جان گذشت این مسافر در میان زورق دردی غریب پله پله از شقایق زار کوهستان گذشت در حضور آینه دستی به روی شب کشید بر ستاره بوسه زد، از سردی انسان گذشت خسته بود از حس کج بینی و این اغراق ها خویش را کوچک نمود از میله ی زندان گذشت ن

ادامه مطلب  

این جمعه هم گذشت...  

این جمعه هم گذشتساعات عمر من همگی غرق غم گذشتدست مرا بگیر که آب از سرم گذشت مانند مرده ای متحرک شدم بیابی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت می خواستم که وقف تو باشم تمام عمردنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده اماز راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایماز خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت تا کی غروب جمعه ببینم که مادرمیک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت... مولا شمار درد دلم بی نهایت استتعداد درد من به خدا

ادامه مطلب  

فصل دوم - عاشقانه 362  

براي زيباترين فصل عاشقانه هستی 
باز يادت دلبرم با فصل رويايي گذشت / لحظه هايم در سكوت ِ عشق و زیبایی گذشت
باز هم  آرامش يك  آسمـــان شعر  و  غزل / در عبور واژه هاي نا شكيبايي گذشـت
مانده حسرت هاي دل،چشم انتظاري هاي جان/ روزهاي زندگي در رنج ِ رسوایی گذشت
دیده ها در آسمان ها جستجويت مي كنـنـد/ انتظارم در دل يك شوقِ دريايي گذشــت
تا كه روحم  در كنار ســاحل  آرامشت / لحظه اي آرام گيرد ، موج ِ شيدايي گذشـــت
ابر باراني قلبم گريه كرد و اشك ريخت /  فر

ادامه مطلب  

درس پرستو در قاف  

۱- زیرا
خود را به پرستویی تشبیه کرده که برای یافتن خدا به اوج قاف (مدینه و بقیع ) پر
کشیده است مثل سفر پرندگان در منطق الطیر عطار که برای رسیدن به سیمرغ (خدا) به
سوی قاف پرواز کردند .
۲- حدیثی است که درموسم حج شانزده هزارفرشته ازآسمان به زمین می آیند ، با توجه به
این حدیث پس می توان عطر بال فرشتگان را حس کرد و علاوه بر این مدینه محل نزول وحی
بوده است و عطر بال جبرئیل ، فرشته ی حامل وحی را هنوز هم می توان با مشام جان
بویید .
۳- بوی مدینه می آید – شهری
س

ادامه مطلب  

نجات تخم مرغ  

خیلی خوش گذشت ، به کلی ادم قول شیرینی پیروزی داده بود ، اخرش هم 110 تومن رفت تو پاچمون ،اما روز بسیار خوشی بود ، qfc هم خیلی خوش گذشت ، به قدری که طعنه های بچه ها یه ابسیلون روم تاثیر نداشت ، هر چند مقام اول رو هدف گرفته بودیم ولی سومی به دست اومد . از همه خوشحال تر هم هم تیمیم بود ، واسه اینکه جلو دوستاش کم نیاره .سازه بچه ها هم با دوبار تست جواب نداد ، متاسفانه !!یا علی

ادامه مطلب  

SENI ISTEYRAM  

33 روز جدایی سخت گذشت33 روز بودنه بدون تو خیلی سخت گذشت33 روز پریشونی33 روز فکرای مضخرف و لعنتی33 روز آه و حسرتِ دیدن یار33 روز حرفای نگفته33 روز خنده های مصنوعینمیدونم چجوری گذشت. گفتم اصلا نگذشت، گفتی خیلی بد، ولی دیگ گذشت! .. . دیوونه ی همین استدلالاتماصلا میخام همه بدونن..... آهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای من دیـــــــــــوونـم من دیوونه ی رضامم جرم من عــــــــــــــــــاشقیِ دوسدا

ادامه مطلب  

وجه تسمیه چهارشنبه سوری  

  برخی بر این اعتقادند که این آیین از هنگامی به غروب آخرین سه شنبه
ی هر سال موکول شده است که زرتشت با رسیدگی حسابهای گاه شماری به تنظیم و تدوین
دقیق  تقویم دست پیدا کرد و آن سالی بود که تحویل سال به سه شنبه ای مصادف شد
که نیمه ی آن تا ظهر جزعی از سال کهنه و نیمه ی آن جز سال نو به حساب می آمدو چون
آغاز هر روز را نیمه شب همان روز می دانستند بنابراین فردای آن سه شنبه را نوروز
شناخته و شبش را مطابق سنوات گدشته جشن گرفته و آتش افروخته و از آن پس آن شب را

ادامه مطلب  

چند شعر از شاعران دیگه  

درود دوستان.یه مدت که خودم فعلا شعری جدید ننوشتم این شعرا رو از شاعرای دیگه براتون میذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.عطر بوسه از ایرج زند(صفا)لبم چو در دل شب با لبت در آمیزد       ز غنچه ی دهنت عطر بوسه برخیزددلی که سوخت ز بیداد آتشین نگهی      چگونه با غم جانسوز عشق بستیزدسبو کشی که اسیر است در محبت دوست     ز باده نوشی شبها،کجا بپرهیزدز گریه چشمه ی صحرای خشک را مانم       که اشک پاک ز مژگان بدامنم ریزدرهی کجاست که در بزم شاعرانه ی ما       ز دلنشین غز

ادامه مطلب  

مراسم چهارشنبه سوری روستای توتونسیز  

                     مردم روستایمان بخصوص خانمها از بعداز ظهر آخرین  سه شنبه سال به تکاپو می افتند وسایل چهارشنبه سوری را آماده میکنند ازجمله خرید آجیل تهیه تخم مرغ  جهت رنگ کردن وتهیه حنا جهت رنگ آمیزی قسمتی از ستونهای داخل اتاقها و پیشانی گوسفندان و بره ها.مادران تخم مرغ ها را بوسیله پوست پیاز و سایر رنگهای طبیعی رنگ آمیزی میکنند و به فرزندان کوچک فامیل هدیه میدهند . به عنوان (بایراملیق).هنگام غروب اهالی خانواده جمع می شوند و چوب و تخته

ادامه مطلب  

گذر تعطیلات  

چه گذشت و چطور گذشت به یک طرف اینکه برای من هنوز تمام نشده و تا چند روز دیگه ادامه دارد یک طرفطی یک دوره 10 روزه با یک تور فامیلی از تهران شروع کردیم از تهران به اصفهان شیراز بندر لنگ کیش بندر عباس سیرجان فردوس و فعلا در شهر فیض آباد توقف کردیم تا مابقی جریان سفر

ادامه مطلب  

بی تو  

یک روز دیگر گذشت بی   تــــــو ،
 و همچنان لحظه های زندگی ام بی تو ســــــــــــــــــــــــــرد است ،
یک روز دیگر با دلتنگی گذشت و همچنان دلم هوای تــــــو را کرده است ،
لحظه های سرد زندگی ام بی تــــــومیگذرد اما هنوز هم به یادت هستم وبا عشقت زندگی میکنم ،
اگر زنده ام به عشق بودنت است که نفس میکشم ،
یک روز دیگر بدون  تــــــو گذشت و دوباره یک قطره اشک دیگر از چشمانم سرازیر شد ،
و همچنان لحظه های بی  تــــــوبودن میگذرد اما من هنوز در کنار

ادامه مطلب  

یادم باشد  

نه تو می مانی و نه اندوهو نه هیچیک از مردم این آبادی...به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشندیادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشندیادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرمکه من اگر خود

ادامه مطلب  

سبزه عید نوروز روی سطح دیوار  

آیا دوست دارید برای عید نوروز امسال ،  علاوه بر درست کردن سبزه سفره هفت سین ، مقداری سبزه هم روی سطح دیوار حیاط خودتان ، و یا بر
روی یک کوزه داشته باشید ؟ برای این کار مواد و وسایل زیر را آماده کنید : nasrollahi5.blogfa.com
مقداری خزه ( از باغچه یا جنگل پیدا کنید ) یا تخم شاهی ، آبدوغ ، کهنه
بچه ( مای بیبی ) ، دستگاه مخلوط کن ( مثلاً مولینکس ) ، قلم نقاشی ( نمره 1 ) ،
آب .
 روش کار : ابتدا 60 میلی‌لیتر آبدوغ و 350 میلی‌لیتر آب را به درون
مخلوط کن انتقال دهید . سپس دو م

ادامه مطلب  

راهی که پیمودم...  

بسم الله النورامسالم را که گذشت بهتر است نگویم چه جور گذشت...با ارفاق زیاد از جانب حضرت حق...شاید با نمره 10 فقط امسال را گذراندم...می خواهم از این به بعد سال هایم را نام گذاری کنم.نام سالی که گذشت را بهتر است نگویم...اما حتما در دفتر خاطراتم ثبت میکنم تا یادم بماند چنین سالی هم در زمان حیاتم وجود داشت!اما می خواهم امسالم سال ذکر باشدسالی باشد که خدارا حاضر ببینم...و خودم حاضر باشم در محضرش...تا دو ملک ثبت اعمال برایم حاضری بزنند...و نامم را در زمره غا

ادامه مطلب  

از چشمت که افتادم...  

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
عشق  زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست                                            
وقتی از چشم تو افتادم نمید

ادامه مطلب  

روزهای تکراری  

روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
شب های تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1