یاد دارم در غروبی سرد سرد         می‌گذشت از کوچه ما دوره‌گرد
داد می‌زد کهنه قالی می‌خرم     دست دوم جنس عالی می‌خرم 
کاسه و ظرف سفالی می‌خرم        گر نداری کوزه خالی می‌خرم
اشک در چشمان بابا حلقه زد      عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است نان در سفره نیست ‌  ای خدا شکرت ولی این زندگی‌ است؟
خواهرم بی‌روسری بیرون دوید          گفت آقا سفره خالی می‌خری؟

ادامه مطلب  

اقا سفره خالی می خرید...؟  

یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت
از کوچه ی ما دوره گرد داد می زد :
کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت:
اقا سفره خالی می خرید...؟
 

ادامه مطلب  

چهارشنبه سوري  

يکی از آیین‌های نوروزی امروز - که بایستی آمیزه‌ای از چند رسم متفاوت باشد
- " مراسم چهارشنبه سوری " است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر
سال  گویند.

برگزاری چهارشنبه سوری، که در
همهً شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین
چهارشنبه سال (‌یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه‌)، بیرون از خانه، جلو
در، در فضایی مناسب، آتشی می‌افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی
آتش می‌پرند و با گفتن‌: "‌زردی من از تو، سرخی تو

ادامه مطلب  

عاقبت عشق  

عاقبت عشق را در سیاهی شبهای تنهایی باید جست عاقب عشق را در دشتی که دیگر کویری خشک و بی جان است باید جست کجاست آن سرسبزی و طراوت؟ کجاست آن رود آرام و پر آب؟ دیگر هیچ نیست در اینجا ، حتی خودت هم نیستی تو کجایی؟ خدا میداند عاقبت عشق را در آن دنیا باید دید باید دید و گریست و به عشقهای این زمانه خندید بدون التهاب آشیانه عشقت را ویران کرد ، تو در اینجا آرام و قرار نداشتی. بدون پشیمانی قلب بی گناه تو را به دست ابدیت سپرد ، تو در اینجا یخ زده بودی. عاقبت ع

ادامه مطلب  

یاد یاد یاد  

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرد:دوره گردم ، کهنه قالی می خرمدست دوم جنس عالی می خرمگر نداری کوزه خالی می خرمکاسه و ظرف سفالی می خرماشک در چشمان بابا حلقه بستعاقبت آهی زد وبغضش شکستاول ماه است و نان در خانه نیستای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!بوی نان تازه هوش از ما ربوداتفاقا مادرم هم روزه بودچهره اش دیدم که لک برداشتهدست خوش رنگش ترک برداشتهسوختم دیدم که بابا پیر بودبدتر از این خواهرم دلگیر بودمشکل ما درد نان تنها نبودحتم د

ادامه مطلب  

بدون شرح  

یاددارم در غروب سرد سرد میگذشت از کوچه ی ما
دوره گرد
  
دادمیزد کهنه قالی میخرم کاسه وظرف سفالی میخرم گر
نداری  
کوزه خالی میخرم اشک در چشمان باباحلقه زد عاقبت اهی
کشید و  
بغضش شکست اول ماه است ونان درسفره نیست ای
خدا شکرت  
ولی این زندگیست بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم روزه بود   
خواهرم بی روسری بیرون دویدوگفت اقاسفره ی خالی
میخرید... 

ادامه مطلب  

ضرب المثل های عربی با معادل فارسی  

لا توخِّرعمل الیوم لغدٍ
کار امروز را به فردا مینداز
أکلتم تَمری و عَصَیتُم أََُمری /جزاء سِّنِمار
نمکدان خوردن و نمکدان شکستن
کُلٌ إناءٍ ینضح بما فیه
از کوزه همان برون ترواد که در اوست
عَلی أهلها تجنی براقِش
از ماست که بر ماست
باکر تسعد
سحر خیز باش تا کامروا شوی
بلع السّیلُ الزُبی
کاسه ی صبرش لبریز شد
ترک الجوابِ علی الجاهلِ جوابٌ
جواب ابلهان خاموشی است
لا یُجمَع سفیان فی غمدٍ
با یک دست دو تا هندوانه نمی توان برداشت
مَن جَدَّ وَجَدَ
عاقبت

ادامه مطلب  

آیا کوزه گر در کوزه می افتد ؟! ایالات امریکا در مسیر استقلال خواهی ، تجزیه امریکا و افول استکبار  

خبرگزاری انگلیسی رویترز (Reuters) در گزارشی به قلم «اسکات مالونه»، در بحبوحه همه‌پرسی استقلال اسکاتلند که پنج‌شنبه هفته گذشته برگزار شد، اقدام به انجام یک نظرسنجی در میان آمریکایی‌ها کرده است.
این نظرسنجی از سوی «رویترز» و «موسسه ایپوس» به صورت مشترک و در فاصله زمانی اول تا ۲۵ شهریور انجام شده است و در آن ۸ هزار و ۹۲۵ آمریکایی مشارکت داشته‌اند. بر اساس نتایج این نظرسنجی، یک چهارم آمریکایی‌ها خواستار استقلال ایالتشان از دولت مرکزی هستند. آ

ادامه مطلب  

آخر یک روز..عاقبت یک شب..  

آخرِ سر،
یک شب،
این قهوه،
کار خودش را می کند..
توی رگِ سیاهی مستِ آمیخته به سپیدار
می جوشد..
و یک روشنی ظریف،
چشم های تنگ خمارش را
به چالش می کشد..
عاقبت یک روز
به خنکای یک صبح گرگ و میش،
می تازد
و توی شعاع طلایی خورشیدِ ظهر
می تاید
غروب،
آه غروب...
غروب سرخ..غروب نارنجی...
مثل تمام قوانین دنیا
پا به پای این افول ارغوانی،
می شکند...
و بغضش لا به لای آن همه نارنجی
می پاشد..
بنگ..
می پاشد..
هق..
می شکند...
آخر یک روز، 
عادتِ این قهوه های دوست داشتنی
از سرم می ا

ادامه مطلب  

عاقبت  

عاقبت درد و غم آرام بگیرد
مهدی بیاید قاتلان آزاد بگیرد
یکروز که جنگ و هیاهو آزار دارد
مهدی بیاید و ز عالم غم را بگیرد
آنروز که صبح مکه جلوه گر شد
تکیه به کعبه میزند و یار گیرد
بعد آنکه ظلم ها را بیرون راند
دنیا به حق و عدل زیباتر خو بگیرد

ادامه مطلب  

عشق ممنوع  

 
 
عاقبت یوسف خریدار  زلیخا می شود
 عشق ممنوع زلیخا ...تازه معنا می شود
 
 در خزان سرد و خاموش زلیخا... عاقبت
از دم عیسایی یوسف... مسیحا می شود
 
تازه تعبیر تمام خواب های گنگ و دور!
پیش چشمان معبر زاده!! پیدا می شود
 
ـ مادر گیتی چه بی رحمانه قسمت می کند:
داغ ننگ و چشمه ی اشکی که دریا می شودـ
 
دفتر  رسوایی و  آوارگی ها بسته شد
چون زلیخا عاشق معبود یکتا   می شود...
 
***
 
تا که یوسف ...خسرو  و مجنون و شیدا  می شود
پس زلیخا تا ابد شیرین و لیلا می شود....
شهری

ادامه مطلب  

طرح کتابخوانی (کوزه سحرآمیز)  

در راستای طرح کتابخوانی دومین طرح(کوزه سحرآمیز ) است  
کوزه ای تهیه کرده ایم و اعضا کتابهایی را که می خوانند عنوان کتاب راروی کاغذ می نویسند وداخل کوزه می اندازند آخر هفته ها کوزه را خالی می کنیم واعضا با کتابهایی  که دوستانشان مطالعه کرده اند  آشنا می شوند وآن کتابها را انتخاب می کنند مطالعه می کنند وهر کس کتابی را که خودش خوانده ولذت برده برای اعضا معرفی می کند 

ادامه مطلب  

خدا با ماست ...  

اینجا کسی باورم نمیکند ...
در فرهنگ ما کسی به احساسات دیگری فکر نمیکند !!
قوت قلب و اعتماد کیلویی چند است ؟!!!!
بزرگترها همیشه درست میگویند !!
و ما کوچکترها غلط میکنیم خودمان را توجیح کنیم !!
ولی برایم اهمیتی ندارد ، تورا دارم بقیه را میگذارم دم کوزه آبشان را میخورم !!!

ادامه مطلب  

کوزه فرش هنرمند آذرشهری  

کوزه فرشی که در تصویر ملاحظه می فرمائید اثر هنری دوست و همکار عزیزم در امور برق آذرشهر جناب آقای « اللهوردی بابازادۀ قاضیجهانی » میباشد.ارتفاع این اثر برابر 1/35 متر و نقشۀ آن توسط خود ایشان بصورت ترکیبی از نقشه های کریم ترقی، شعبانی ، نوین فر و سلیمان زاده طراحی شده و در مدت 12 ماه بصورت نیمه وقت،خارج از ساعات اداری ، بافته شده است.                                                                                                             

ادامه مطلب  

برای مدیران امروزی/ 'آقا مهدی، سمینار نگو، بگو دومینار  

برای مدیران امروزی/ 'آقا مهدی، سمینار نگو، بگو دومینار
به گزارش جهان، مرحوم «مصطفی الموسوی» از نیروهای کهنه کار لشکر ۳۱ عاشورا و از هم رزمان  «مهدی باکری» ، خاطره ای از آن سردار شهید نقل کرده است که بسیار تکان دهنده و تاثیرگذار است و حقیقتا مایه شرمنده‌گی بسیاری از آقایان و عزیزانی است که بار مسئولیت مدیریت های گوناگون را بر گردن دارند. خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر بگرداند، همان گونه که عاقبت مهدی باکری را.  و العاقبة للمتّقین

ادامه مطلب  

عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او  

عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و
تدبیر کردن در صحت او




بشنوید
ای دوستان این داستان




 


خود
حقیقت نقد حال ماست آن






بود
شاهی در زمانی پیش ازین




 


ملک
دنیا بودش و هم ملک دین






اتفاقا
شاه روزی شد سوار




 


با خواص
خویش از بهر شکار






یک
کنیزک دید شه بر شاه راه




 


شد غلام
آن کنیزک پادشاه






مرغ
جانش در قفس چون می­طپید




 


داد مال
و آن کنیزک را خرید






ادامه مطلب  

صدای پای عید، عیدقربان  

صدای پا.
صدای پا نزدیک است.
صدای پای عید. عید قربان، عید اضحی.
همان عیدی که حاجیان عاشق با پوشیدن لباس یک رنگی، با تراشیدن سر و کندن مو از بدن به نشان طهارت و پاکی ، عزم بر شناخت و معرفت پیداکرده اند. و با گذر از میدان و صحرای عرفات و خلوت به خدا، محبت و عشق غیر خدا ، از دل کنده اند. و با گذر از مشعر، به شعور و عرفان رسیده و مجهز و آماده با گلوله هایی از سنگهای یک نواخت و تیرهای بکر، صبحگاهان از مشعر عبور می کند و همزمان با طلوع آفتاب به منی، می رود ت

ادامه مطلب  

کوزه در آب  

ملا روزی کوزه ای را برداشت و به کنار نهر رفت تا آب بیاورد. ناگاه کوزه از دستش رها شد و در آب افتاد . ملا کنار نهر آب منتظر نشست. یکی از رهگذران پرسید : در اینجا چه میکنی؟
ملا گفت:
منتظر کوزه ام هستم که در آب افتاده و فرو رفته است. انتظار میکشم که بر روی آب آید تا آن را بگیرم!!؟

ادامه مطلب  

تاريخچه قربان  

چون شب هشتم ذی الحجه (یوم الترویه) فرا رسید، حضرت ابراهیم بعد از انجام وظائف عبادی، سر بر بالین استراحت نهاد و در خواب به او ندا شد:«ای خلیل گر تشنه ی وصال مائی برخیز و با کارد تیز فرزند دلبند خود را قربانی کن!»ابراهیم از هیبت این خطاب بیدار شده و با خود گفت آیا این امر رحمانی است یا وسوسه شیطان ی؟ شب عرفه نیز همان خواب را دید ودر شب نحر(عید قربان) نیز همین خواب را دید و یقین او زیاد شد و صبح روز عید قربان ابراهیم خلیل با همسرش هاجر وداع کرده و با

ادامه مطلب  

لیوانم شعر می خواد...  

   
 
                      امروز خالیم
                    از گریه     لبخند      درد    
                    هرچه شعر از سماورت سرریز کرد
                    بفرست برایم
                     امروز خالیم از شعر از پنجره از آسمان
                   امروز گرد هیچ کوزه ای نمی گردم
                   و حتی نیم نگاهی هم به لبهای خشکیده ام نینداختم
                   امروز مهمانم کن به صرف شنیدن
                    در قهوه خانه

ادامه مطلب  

عید قربان مبارک  

امروز زائرین به جمره عقبه سنگ زدند.
از محل چادرهای ایرانیان تا محل جمرات حدود 3 کیلومتر راه وجود دارد که رفت و برگشت 6 کیلومتر طاقت فرسا پیاده روی دارند.
بعد از رمی جمرات و قربانی زائرین لباس احرام از تن بیرون می کنند و سرهای خود می تراشند، ولی هنوز حاجی نشده اند. و چند عمل دیگر در راه دارند.
 
 

ادامه مطلب  

ققنوس عشق  

عاقبت ققنوس عشقم ساز کرد عشق من راه دگر آغاز کردعاقبت کنکور عشق آغاز شد از پی ان تست هایش راز شدعاقبت عشق است در قاموس من همچو ققنوسی به وقت سوختنعاقبت عشقم به سبک دلبریست رنگ عشق من همه خاکستریستعاقبت من در ره حق امدم یاد منصورو اناالحق امدم عشق بر دلداده ها جان میدهد عاشق دیوانه را ان میدهد

ادامه مطلب  

 

  سریال ترکی کوزی گونی کوزی و گونی دو برادر از یک خانواده متوسط هستند و پدرشان نانوا محله هست و آدمی خشن و  مستبد است.در
همسایگی این دو برادر دختری به نام جمره زندگی می کند که دو برادر پنهانی
به او علاقه دارند تا این که شبی کوزی با خریدن هدیه ای می خواهد راز دلش
را برای جمره فاش کند.اما برادرش گونی زودتر از او رسیده و کوزی خشمگین به خانه بر می گردد و با پدرش درگیر می شود و از خانه بیرون می رود.گونی به خانه بر می گردد و وقتی از ماجرا اطلاع پیدا می

ادامه مطلب  

 

 
کار را هر لحظه سخت تر می کنی.
قطور ترین کتاب جهان را چگونه بیابم تا لحظه ای از خواندنِ برایم باز نایستی؟
همه ی راه های دنیا را چگونه هموار کنم تا برایم تا ابد بخرامی؟
تمام آب های جهان را چگونه در کوزه ای بریزم تا لب بر لبش بگذاری و در برابرم بنوشیش؟
همه ی گل های این کره خاکی را چگونه فراهم آورم تا چشمانت را ببندی و جلوی دیدگانم ببوییشان؟
کار را سخت می کنی، سخت....

ادامه مطلب  

ختم بخیر  

دیروز داشتم برمیگشتم . شلوغی و هیاهوی دوروبرخودما نظاره گر بودم . به ناگاه یه چیز توذهنم گذشت که عاقبت خدم و این همه آدم به گجاست . آیا تابحال دقیق بهش فکرکردیم . ایا جوری رفتار کردیم که حسن عاقبت داشته باشیم. همه این افکار ازذهنم گذشت . قلم و برگه یاداشتم رابرداشتم و همون جا تو ایستگاه اتوبوس شرع کردم به نوشتن.برای چه بماند .
خداوندا به قول امام جعفرصادق(ع):عاقبت ماراختم بخیر بفرما  (آمین)

ادامه مطلب  

آوای قنوت دستان ما در شبی از شب های قدر  

 

باز هم شب قدری دیگر آمد. امسال اولین سالی است که شب قدر
را در کنار همسفرم، مراد هستم. در خانه دوستش حجت. با دعایی که از رادیوی او می آمد،
لحظه کوتاه و دلنشین اتصال فراهم شد. در آن لحظه زبانم به سمت و سوی شکر در حرکت
بود و چشمانم اشکی به دور از بغض نیاز می ریخت. همیشه دوست داشتم ارتباطم با او
زمانی اوج گیرد که نیاز خاصی را از دنیا در دلم حس نکنم. شاید هم یک حسابگری
ناخواسته است که می دانم همه چیز با حضورش در زندگیم شکل می گیرد و دوام می یابد. نمی
د

ادامه مطلب  

دانلود سریال کوزی گونی  

برای دانلود از لینک های اکسپرس لیچ از پسورد ۳۳۳ استفاده کنیدتا قسمت 130اپدیت شد.:: سریال عاشقانه و فوق العاده زیبای کوزی گونی – Kuzey Güney ::..:: دانلود سریال کوزی گونی قسمت ۱۳۰ با کیفیت بالا و دوبله فارسی با لینک مستقیم و لینک کمکی ::.اطلاعات کامل : IMDBمنتشر کننده فایل : پارس فیلمفرمت : Mkv و MP4حجم : ۲۰۰ – ۳۰۰ مگابایتمحصول : ترکیهزبان : دوبله فارسیزبان اصلی: ترکیژانر : درام | عاشقانهخلاصه داستان : دانلود سریال کوزی گونی کوزی و گونی دو برادر از یک خانوا

ادامه مطلب  

سریال عاشقانه و فوق العاده زیبای کوزی گونی – Kuzey Güney  

دانلود سریال کوزی گونیتا قسمت 122 اپدیت شدسریال عاشقانه و فوق العاده زیبای کوزی گونی – Kuzey Güneyدانلود سریال کوزی گونی قسمت ۱۲۲ با کیفیت بالا و دوبله فارسی با لینک مستقیم و لینک کمکیاطلاعات کامل : IMDBمنتشر کننده فایل : پارس فیلمفرمت : Mkv و MP4حجم : ۲۰۰ – ۳۰۰ مگابایتمحصول : ترکیهزبان : دوبله فارسیزبان اصلی: ترکیژانر : درام | عاشقانهخلاصه داستان : دانلود سریال کوزی گونی کوزی و گونی دو برادر از یک خانواده متوسط هستند و پدرشان نانوا محله هست و آدمی خش

ادامه مطلب  

 

یاد گرفتـــه امانسان مدرنـــی باشــــمو هــر بار که دلتنـــــــگ میشــــومبـه جای بغـــــض و اشــــکتنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــههوای بـــد ایــن روزهــاآدم را افســــــــرده میکنـد . . .------------------------------به اندازه ی باورهای هر کسی؛ با او حرف بزنبیشتر که بگویی، تو را احمق فرض خواهد کرد . . .-------------------------------کمی صبر کنیـــد...بـلافـاصـله پـس از مـرگـممـرا بـه خــاکــ نسپـاریــد؛دوسـتـانــم عادتـــ دارنــد کـهدیــــر بیــاین

ادامه مطلب  

دیدی ای دل...  

بچه ها این شعر یادگاری یکی از دوستامه که هیچ وقت فراموش نمیشه                                    دیدی ای دل عاقبت زخمت زدن                                        گفته بودم مردم اینجا بدندیدی ای دل ساقه جانت شکست                                        آن عزیزت عهد و پیمانش شکستدیدی ای دل حرف من بیجا نبود                                      یار تو آن عشق رویاها نبودآن بهار عمر را دیدی چه شد                                  

ادامه مطلب  

روز دعا و نیایش :)  

امروز روز  عر فه  روز دعاو نیایشه .اگه توفیق شب قدرو از دست دادید تو این روز بازم میتونید از خدا عاقبت بخیری و سرنوشت خوب و طلب عفو و بخشش کنید .
ایشالااا که خدا بازم بهمون رحم کنه و برامون تقدیری پراز خوشی و سلامتی و عاقبت بخیری خودمونو خانواده هامونو رقم بزنه و خانواده هامونو از شر همه ی شرو بلا و مریضی و ناراحتی در پناه خودش حفظ کنه .
التماس دعاااا از همتون .با دلای پاکتون منم یاد کنید

ادامه مطلب  

داستان کوتاه  

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد.هر چ

ادامه مطلب  

عاقبت انديشى  

الامام علی (علیه السلام) مَنْ تَوَرَّطَ فِی الأُمُورِ بِغَیْرِ نَظَرٍ فِی العَواقِبِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلنَّوائِبِ.هر كس بدون عاقبت انديشى در كارها دست به كارى زند، خود را گرفتار سختيها و مصائب كند .
تحف العقول، ص 356
Imam ali (A.S.) If you attempt to do a job without pondering on its consequences, you will only run into trouble

ادامه مطلب  

عاقبت دل...  

چند روزیست دلم سخت هوایی شده است
گوش من تیز،به امید صدایی شده است
 
می کشدبار دلم،پای به این سو،آن سو
چشمها خیره به ایوان سرایی شده است
 
گنهی نیست بر این بی کس تنها شده را
که اگر باز سرش گرم به جایی شده است
 
سر وپا را نشناسند،اگر عیب کنند
آن که را ،خیره سر وبی سر وپایی شده است
 
بی خطا نیست در این شهر ،دل وچشم کسی
هر کسی مستحق کار خطایی شده است
 
دل من تا که عجین گشت به احساسی پاک
همچو اشک است که لبریز صفایی شده است
 
یادیا"بنگر عاقبت کار دلم !
د

ادامه مطلب  

داستان های جالب 2  

افسانه ای هندی
 
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد.
 
 
 
یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
 
مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف و

ادامه مطلب  

نان آور سفره های خالی  

سفره خالی
یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد،داد می زد :
کهنه قالی می خرم دسته دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است و نان در سفره نیست
 ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت اقا سفره خالی می خرید...؟
 
ای کاش علی شویم و عالی باشیم هم سفره کاسه سفالی باشیم چون

ادامه مطلب  

کوزه  

 
 
يک سقا در هند ، دو کوزه بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از يک
 
 سر ميله اي آويزان مي کرد و روي شانه هايش مي گذاشت . در يکي از
 
 کوزه ها شکافي وجود داشت . بنابراين در حالي که کوزه سالم ، هميشه حداکثر
 
 مقدار آب ممکن را از رودخانه به خانه ارباب مي رساند، کوزه شکسته
 
 تنها نصف اين مقدار را حمل مي کرد.
 
براي مدت دو سال ، اين کار هر روز ادامه داشت . سقا فقط
 
 يک کوزه و نيم آب را به خانه ارياب مي رساند. کوزه سالم به موفقيت
 
 خودش افتخار ميکرد. موفقي

ادامه مطلب  

عید قربان  

 
 
در وصف تو ای گل مرا جانی هست / یادم آمد گذر از نفس نشانی هست به وقت سرور و مستی ات، سالها / در عید سعید قربان شادمانی هست
 
روز قربان چه روزیست؟چون شب هشتم ذی الحجه (یوم الترویه) فرا رسید، حضرت ابراهیم بعد از انجام وظائف عبادی، سر بر بالین استراحت نهاد و در خواب به او ندا شد:«ای ابراهیم خلیل گر تشنه ی وصال مائی برخیز و با کارد تیز فرزند دلبند خود را قربانی کن!»ابراهیم از هیبت این خطاب بیدار شده و با خود گفت آیا این امر رحمانی است یا وسوسه شیطان

ادامه مطلب  

از کوزه همان برون تراود که در اوست...  

از کوزه همان برون تراود که در اوست
سرنوشت انسان ارتباط مستقیمی به نگاه او در مسائل اطرافش دارد که همواره در حال تغییر می باشد و قابلیت های هر فرد به طرز تفکر و باورهای درونی او مرتبط می شود
انسانهای موفق از درون ، افراد پیروز و سعادتمند می باشند زیرا آنان قبل از بروز موفقیت در عالم بیرون، این موفقیت و پیروزی را در اعماق وجودشان کسب نموده و بر مبنای آن ما به خلق پیروزیهای بیشتر می پردازند.
هر پیروزی مقدمه پیروزی بزرگتری در آینده نزدیک می باشد

ادامه مطلب  

عاقبت...  

سلام دوستان مدت ها بود توی وبلاگ چیزی ننوشته بودم و دور بودم از این فضا...
حالا با ی غزل برگشتم ...
باشد که مقبول افتد....
عشق من این زندگی بعد از تو اسان میشود
میشود اری ولی با قیمت جان میشود
عقل میکوشد که دور اندیش تر باشد ولی
هر چه عشق اول بگوید،عاقبت ان میشود
فکر میکردم که کافر عاقل است اما دریغ
گاهی حتی کفر هم منجر به ایمان میشود
زندگی گاهی فقط در مرگ خواهد بود،نوح
هر که در کشتی نشست اخر پشیمان میشود
زندگی بیرحم بود و هست و خواهد بود پس
دفتر

ادامه مطلب  

هیئت الرضا برگزار می کند:  

مراسم شام غریبان حضرت امام علی (ع)سخنران :حاج آقا قندهاریمداحان : کربلایی زهیر رحیمی و برادر سعید کوزه گریزمان :8/05/1392  سه شنبه شب ساعت 23:00  بیست یکم رمضانمکان : بندرگز _ خ ایت اله نصیرییدان امام علی (ع)فردوس 11 تکیه امام حسن مجتبی (ع)

ادامه مطلب  

دو عاقبت!!!  

احتمالاً تصاویر عاقبت نقد و نسیه یادتان هست . این تصاویر را هم به همان سبک تقدیم بازدید کنندگان کرده و عاقبت تدبیر و احساس مسئولیت شهروندی و عدم آن را مشاهده کنید!!!! مقایسه ی شادگان و تمیزی هلسینکی فنلاند!
بنده واقع بین هستم و هرگز نمی خواهم شادگان را با هلسینکی یا هر شهر دیگری مقایسه کنم ولی بدایند و حتماً می دانید که اگر کمی به ثروت و داشته های خودمان اهمیت می دادیم اوضاع این جور نبود!!!! ضمناً اگر حرف بنده را قبول ندارید فقط به تصاویر نگاه کن

ادامه مطلب  

مدرسه...  

اولی ها شلختهدومی ها پاتختهسومی ها پلیسنچهارمی ها رئیسنپنجمی ها رفوزه یه وری میرن تو کوزهکوزه که در نداره ، باباش خبر ندارهوقتی که در دار شدباباش خبر دار شد…!یاد دوران مدرسه بخیر…
حلول ماه مهرماه اتمام خوابهاي روياييشب بيداري هاي طولانيبخور بخواب و بيکاريگشت و گزار و عياشيبر شما خجستگان عزيزتر از جان ، تبريک و تسليت باد …
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1