آخرین اخبار سایت

رایت مهدی  

رسیدی و پروبال فرشته ها واشدشب از کرانه هستی گذشت و فرداشد
به یمن نام بهارآور تو ای خورشیدگره زکار فروبسته زمین واشد
لطیفه ای که خدا پشت پرده پنهان داشتقیام کردی و در قامتت تماشا شد
تو آمدی و به یمن نگاه تازه توخطوط مبهم و مخدوش عشق خواناشد
تو آمدی و در آیینه چراغانتفروغ گمشده داغ شیعه پیداشد
در آسمان و زمین عطر عاشقی پیچیدتمام بادیه مجنون بوی لیلا شد
به پیشواز تو هرماسه قطره ای بارانبه  پیشواز تو این خاک تشنه دریاشد
دمیدرایت مهدی،وزید آیه

ادامه مطلب  

ببار باران....  

 
 
ببار باران
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد ببار باران
بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد ببار باران
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش ببار باران
درخت و برگ خوابیدن
اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن ببار باران
جماعت عشق را کشتن
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن
ولی باران ، تو با من بی وفایی
توهم تا خانه ی

ادامه مطلب  

همیشه  

ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ،
ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻨّﺖِ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﻭ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ
ﻭﻟﻰ ... ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ
ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝِ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﻓﺮﺩِ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻔﺴﻬﺎﯼِ ﺁﺧﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ !
ﭘﺲ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﮔِﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﯾﻢ
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﻓﻘﻂ ﺧ

ادامه مطلب  

 

 
 
 
چگونه بخوانمت؟
 چگونه یادت كنم؟
كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم و متجاوزخدایا !شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.خدایا ! خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند.خداوندا شرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند.خدایا !غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی ه

ادامه مطلب  

کودکی هایم کجا ماندی؟!  

 
 
چه ساده بود خنده ها
 و چه ساده بود پریدن ما
 از بالای پله های حیاط
 و پنهان شدن زیر گذرگاه خیال
 وقت بازی
 چه راحت بود
 دویدن روی لاله عباسی ها
 آزاد کردن مورچه های خاکی
 از دستان آب
 و دیدن نور آفتاب از زیر نردبان قدیمی
 وقت غروب چه باصداقت بود انتظارمان
 برای طلوع فردا
 برای نور و روشنایی در حیاط
 و برای باهم بودن،اما آن شب
 شادی مهتاب با آب روی سنگ فرش حیاط
 و آشتی دوباره ی عروسکها
 با قسم خوردن من و تو
 در مهمانی قلب کوچکمان پایان گرفت

ادامه مطلب  

اردوی انجمن ریاضی  

اولین جلسه اردو تفریحی انجمن ریاضی دانشگاه شهید باهنر همدان با همراهی و همکاری استاد لاله چینی (مدیر گروه ریاضی) و خانم منوچهری (مسئول امور فرهنگی ) در تاریخ 31/2/1393 ساعت 9 صبح .پس از مدتی تاخیر و تصمیم گیری برای تغییر مکان اردو به دلیل شرایط نامناسب آب و هوایی د ساعت 9 صبح چهارشنبه به طرف تپه عباس آباد حرکت کردیم . در طول گردش علاوه بر پیاده روی نکات اخلاقی فراوانی را از استاد لاله چینی فراگرفتیم در نهایت همه ی اعضا از این گردش تفریحی راضی و خشنود

ادامه مطلب  

رسوای منم (برای مخاطب خاصم)  

نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
 در غم ما روزها ، بی گاه شد
روزها با سوزها همراه شد
 روزها گر رفت ، گو رو ، باک نیست
تو بمان ، تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست
 تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست
شمع و پروانه منم ، مست می خانه منم
 رسوای زمانه منم ، دیوانه منم
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم
 یار پیمانه منم ، از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم ، دیوانه منم
 رسوای زمانه منم ، دیوانه منم
چون باد صبا در به درم ، با عشق و جنون هم سفرم
 شمع

ادامه مطلب  

تا تو بودی...  

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
 
 
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگر چه هیچ نذری عهده دار  وصل نیست
 
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
 
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم
بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
 
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!
ساده ازمن «بی تو می میرم» گذشتی خوب من
 
من به این  یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم
لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
 
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان

ادامه مطلب  

 

تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـتبی انصاف چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر؟قـرار بـگـذار …هــر جـای دنـیـا کـِه بـاشی به دیـدارتــو خـواهـم آمدچـمـدان خـاطــره ها را هَم خواهـم آورددست نخــورده تریــن احساس هایــم رابرای روز مبادای عشـق تو احتکار کرده ام

ادامه مطلب  

 

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
 
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی
 
ز تو گر تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی
 
همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون
شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی
 
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
 

ادامه مطلب  

بوی خون  

در گذر زمانه ها...فریاد بیکسیم دیگر عادتی شده است در گوش اطرافیانم...بوی خون گرفته است این دریا...خونی به سرخی گل های لاله...نفس هایت دگر دریایم را گرم نمیکند...شاید باید مرد تا زنده ماند...خوابی چون گلبرگ لطیف ... واقعیتی چون خار خشن...و زمان .... نه...به فریادم نمیرسد...بوی خون تمامم را پر کرده...

ادامه مطلب  

شعری از برای تو  

بنویسم شعریبگذارم دراین بطری تنهایی خویشوبه آب اندازمبه همان آب که با اشکهایموبه یاری دلی تنگوگرفته؟!به راه انداختمدرمیان دریاودراین دریای طوفانینبودهیچ کسی؟!غیر از تو؟!توهمان قایق زیباییدرکنار دریا!ومن اینجاچقدربی تابمتاتوآن بطری تنهایی رابه چنگ گیری وبخوانی آن را!ومن اینجانگاهت کنمکه چه زیبایی توهمچون آن کوه قشنگهمچون آن رود روانهمون ان لاله ی نازهمچون آن شهر نیازهمچون آن لاله ی زیبای بلندکه ربودی دل مندل من در هوس بودن تودل من دره

ادامه مطلب  

امیرخسرو دهلوی  

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا گذری کـن که ز غـم راه گذر نیسـت مراگر سرم در سر سودات رود نیسـت عجـب سر سودای تـو دارم غم سر نیست مراز آب دیده کـه بـه صـد خـون دلـش پـروردم هیچ حاصل بـجز از خون جگر نیست مرابی رخت اشک همی بـارم و گل می کارم غـیر از این کـار کنون کار دگر نیسـت مرامـحـنت زلـف تـو تـا یافـت ظـفـر بـر دل من بـر مـراد دل خـود هیچ ظـفـر نیسـت مرابـر سـر زلف تـو زانروی ظفر ممکن نیسـت که تـواناییی چـون بـاد سحـر نیست مرادل پـروانه صفت

ادامه مطلب  

تحت فشار  

این روزا خیلی تحت فشارم
هم از درون خودم ، و هم از بیرون خودم
امتحان ها بهونه است، زندگی ادامه داره
درد من پیدا کردن راه درسته، راه حقیقی. این که به کجا میخوام برم و یا این که به کجا باید برم
این اهنگا یه کمی ارومم میکنه، اما لحظه ای هستن. خدا جوووووووووووووووووووووووون، بزار گریه کنم، بزار. بزار یه کمی راحت بشم
هر کاری میکنم دارم ازت دورتر میشم، دیگه دارم به آخر خط میرسم،
من کی بودم، کی هستم، کی میشم...  چرا؟
زندگی چیه، چی کار باید بکنم، دارم به

ادامه مطلب  

خدا همیشه به یاد ماست  

تنها بازمانده‌ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد.
 
او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. روزها افق را به دنبال یافتن کمک
 
از نظر مي گذراند اما كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد
 
از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از باد و باران محافظت كند و دارا يي هاي اندكش
 
را در آن نگه دارد. روزي كه پس از پرسه روزانه و جستجوي غذا در حال برگشتن به كلبه بود
 
با دیدن دود غلیظی که از آنجا بلند می شد با شتاب خود را به ک

ادامه مطلب  

دلـَــ م را ديگــر هیـــ چ نمـے لرزانــد !  

 
دلـَــ م را ديگــر هیـــ چ نمـے لرزانــد! 
 در مـَـ ن دلهـُــره در مـَـ ن تـــرس.....
 در مـَـ ن احســآس مُــرده است!
معشوقـــــــــــــه ای پیـــــــــــدا کـــــــــــرده ام
 به نـــــــــــام روزگــــــــــــار!!!!
 ایــــــــــــن روزهــــــــــــا ......
 سخـــــــــــت مرا درآغــــــــــــوش خــــــــــویش
به بـــــــــــازی گــــــــــــرفته اســـــــــــت ..!!!
 

ادامه مطلب  

ماه رمضان  

آخ یه لیوان شربت آب لیمو حال میده الان ! (ستاد افزایش اجر معنوی روزه داران )
.......... خدایا تو این ماه رمضونیه که ما گناه نمیکنیم این دوتا فرشته رو شونه هامونم بیکارن قربونت بگو یکم شونه هامو ماساژ بدن ، مرسی
...........
قدیما :هرکی روزه نبود باید می رفت یه گوشه ای یه چیزی میخورد بقیه نبیننش الان : هر کی روزه است باید بره یه گوشه مزاحم غذا خوردن بقیه نشه!
..........
مامان حیف نون بهش میگه پاشو سحره حیف نون هم بیدار میشه و به خوبی و خوشی سحری میخوره ! شما مشک

ادامه مطلب  

اوچوا بهترین بازیکن دیدار هلند و مکزیک  

تیم‌های ملی فوتبال مکزیک و هلند از مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی 2014 برزیل در ورزشگاه کاستلائو به مصاف هم رفتند که در پایان هلند با نتیجه دو بر یک به پیروزی رسید.
جیووانی دوس سانتوس در دقیقه 48 برای مکزیک و وسلی اسنایدر 88 و کلاوس یان هونتلار 93 (پنالتی) برای هلند گل زدند تا لاله‌های نارنجی به مرحله یک چهارم نهایی برسد.
در پایان این دیدار گیلرمو اوچوا به خاطر عملکرد خوبش موفق شد عنوان بهترین بازیکن زمین را از آن خود کند.

ادامه مطلب  

تقديم به اقايي خـــــــــــــــــــــــــــــــودم  

هـــــــــــــــــــــــــــــي تووووو!!!
نمي دانم نامت راچـــــــه بگذارم؟؟؟؟؟؟؟مخاطب خاص؟تمام زندگي ؟دليل نفس كشيدن
ياتنهـــــــــــاعشقم..........به هرنـــــــــامي كه باشي.....اــــــــــــــ رـــــــــــــــ اــــــــــــــــ م .....برايت جان
مــــــــي دهـــــــــــــم
**********تقديم به يگانه وجودم فـــــــــــــــــــــــــــــــرهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد***********

ادامه مطلب  

حمله داعش به ایران!  

   داعش ﭼﻬﺎﺭ ﺷﻨﺒﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ............ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﯼ عربی ﺧﺒﺮ ﺯﺩﻩ ﮐﻪ داعش ﭼﻬﺎﺭ ﺷﻨﺒﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻢ ﮐﺎﻣﻨﺘﻬﺎﯼﺯﯾﺮ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻓﺎﺭﺳﯽ!___ ﻣﺎ 4ﺷﻨﺒﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻟﻄﻔﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯﯾﻦ ﺟﻤﻌﻪ___ ﻣﻦ ﭼﻬﺎﺭﺷﻤﺒﻪ ﭼﮏ ﺩﺍﺭﻡ !___ ﻣﻨﻢ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ . ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯿﮑﺎﺭﮐﻨﻢ . ﺑﺮﻡ ﺟﻨﮓ ﻧَﺮَﻡ ﺟﻨﮓ ...___ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻮ ﻧﮕﻔﺘﻪ؟! ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﻮﻧﻪﻧﺒﺎﺷ

ادامه مطلب  

توچه گفتی سهراب؟  

توچه گفتی سهراب؟
توچه گفتی سهراب؟
قایقی خواهم ساخت...
باکدوم عمردراز؟
نوح اگرکشتی ساخت
عمرخودراگذراند
با تبر روز و شبش
بردرختان افتاد
سالیان طول کشید
عاقبت اماساخت
پس بگوای سهراب...
شعرنوخواهم ساخت
بیخیال قایق...
باکه میگفتی...
تاشقایق هست زندگی باید کرد؟
این سخن یعنی چه؟
باشقایق باشی...
زندگی خواهی کرد
ورنه این شعروسخن یک خیال پوچ است
پس اگرمیگفتی...
تاشقایق هست حسرتی باید خورد
جمله زیباترمیشد
توببخشم سهراب...
که اگردرشعرت،نکته ای آور

ادامه مطلب  

به قول پرستو (نوروز1393)  

چه شد؟ خاك از خواب بيدار شد        به خود گفت: انگار من زنده ام!        دوباره شكفته است گل از گلم           ببين بوي گل مي دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته اي            گل لاله را بر لب جويبار                  چه شد؟ باز انگار آتش گرفت            همه گل به گل دامن سبزه زارچنين گفت در گوش گل،غنچه اي:      نسيمي مرا قلقلك مي دهد               زمين زير پايم نفس مي كشد            هوا بوي باد خنك مي دهدصداي نفس هاي نرم نسيم          

ادامه مطلب  

بيا بيا .............................  

   سلام صبح قشنگتون بخير..........
   در فكرتم، در فكر دوري تو
   در هجر تو اين چند صبا در خود شكستم
   تازه فهميدم با اين همه ، چقدر تنهام
   بيا كه از دوريت، جانم بر لب رسيده
   بيا كه كنج اتاق، نشيمنگاهم گشته
   بيا كه بي تو، غرق افكار خويشم
   بيا كه بي تو، من شايد،نه حتما هيچم
   حال كه مي آئي ،آرام بيا،آرام بيا
   تا كه آمدنت را با تمام سلولهاي تنم احساس كنم
   بيا  بيا ...................................................
 
                   

ادامه مطلب  

...  

 
وقتی که سرت شلوغه ؛ 
وقتی که داری خوش میگذرونی ،
اون موقعه اگه به یادش بودی …
دوســــت داشتنت رو نشــــون دادی
وگرنـــه همــــــــــــه توو تنهاییشون
دنبال یه  
همدم میگردن… 
.....*.....*.....*
خدایا به تو سپردمش . . !
فقط یه خواهش دارم . . !
یه روزی . . !
یه جایی . . !
بغل یه غریبه . . !
مسته مست . . !
بدجوری یاد من بندازش . . !  
.....*.....*.....*
آدم گاهی تهی می شود… 
خالی می شود…!
دلش یک گوش می خواهد که فقط برایش حرف بزند….غُر بزند…
دلش می خواهد….زیر دوش آب ریز ریز ب

ادامه مطلب  

تو فقط یکم مرد باش...  

 
 وقتی یه زن باهات بحث میکنه،
 
غر میزنه،
قهر میکنه،
دلش میگیره،
از دستت گریه میکنه،
خوشحال باش!
براش مهمی که اینجوریه!
اگه همش صدات میکنه،
اگه دوسش داری،
ذوق کن..
چون خیلی دوستت داره
سکوت یه زن خیلی معنی داره
یعنی:
خسته شده ...
دیگه کم آورده ..
یعنی نا امیـــــــــــــــــــــد شده
اگه مردی..
قدر مهربونیاش رو بدون..
بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره
بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشی
بهش بگو چقدر دوسش داری
زن به همین راحتی آروم می

ادامه مطلب  

شعری در اوصاف کنونی عراق  

سيد مجيد ميرجلالي شعري درباره اوضاع جاري در عراق براي ما ارسال کرده است:  
دوباره ابرهه ای راهی حرم شده استدوباره لشکر ابلیس هم قسم شده استدوباره لشکر ابن زیاد و شامی هادوباره آمده یک لشکر از حرامی هاکه باز خیمه ی خورشید را بسوزاندکه باز پرچم توحید را بسوزاندکه باز آینه ها را یکی یکی بکشدسپاه خون خدا را یکی یکی بکشدزمانه غیرت مارا دوباره میسنجدعیار همت ما را دوباره میسنجداگرچه قصه ی تاریخ میشود تکرارسپاه حرمله ها کور خوانده اند این بارنصی

ادامه مطلب  

دکتر علی شریعتی  

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود
آن هم به سه دلیل:
اول اینکه کچل بود
دوم اینکه سیگار می کشید
و سوم_که از همه تهوع آور بود_ اینکه باآن سن و سال زن داشت!
......چند سالی گذشت..
یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم
آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :
زن داشتم &سیگار می کشیدم و کچل بودم!
و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم
از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند
ممکن است در خودش

ادامه مطلب  

سخنان نغز استاد دکتر دانشوری کوهبنانی  

 
دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،
 
 دلم تنگ شده‌ها را
 
 عاشقتم‌ها را
 
 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
 
 باید آدمش پیدا شود!
 
 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی
 
و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
 
 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده،
 
 کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده
 
که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!
 
 فرصت نداری صندوقت را خالی کنی!
 
 صندوقت سنگین شده و

ادامه مطلب  

 

4/4/2014بوی چمن میاد.چمنهای باغچه را با ماشین چمن زنی کوتاه کردیم.همسایه بذر گل داده بود کاشتم.خودم بذر داشتم اونا رو هم کاشتم.سبزی خوردن؟کاشتم.همه چی کاشتم آب پاشیدم نشستم چارقل میخونم از دل سیاه خاک بیان بیرون.الان فقط لاله های خوشرنگ دارم که امید زندگیم ان.تز؟:(ساعت چهار رفتم تو تخت گرم بشم خوابیم تا هشت.خوابم خیلی خوبه بی رویا می وابم.خواب و خوراکم تو این همه غم و غصه مثل ساعت کار میکنن.چشم نخورن یه فقط.پ.ن. تلفن نزد کاترین. مارو گذاشت تو خماری.

ادامه مطلب  

صعود دراماتيک هلند به يک‌چهارم‌نهايي جام‌جهاني  

 
مکزيک و هلند سومين ديدار مرحله يک هشتم نهايي جام جهاني را در ورزشگاه کاستلائو شهر فورتالزا برگزار کردند که اين ديدار با نتيجه 2 بر يک به سود هلند به پايان رسيد.دو تيم در نيمه نخست بازي تقريبا متعادلي به نمايش گذاشتند. مکزيکي‌ها در ميانه‌هاي نيمه نخست با ضربه کارلوس سالسيدو خطرناک ظاهر شدند و هلند نيز سه دقيقه در دقيقه 26 با ضربه فان پرسي جواب اين حمله مکزيکي‌ها را داد. در دقايق پاياني نيمه نخست آرين روبن در محوطه جريمه مکزيک سرنگون شد اما

ادامه مطلب  

 

پس از آفرينش آدم ،خدا گفت به او :نازنينم آدم .…با تو رازي دارم ..!اندکي پيشترآي ..آدم آرام و نجيب ، آمد پيش ...زير چشمي به خدا مي نگريست ...محو لبخند غم آلود خدا ...دلش انگار گريست .نازنينم آدم ، ) قطره اي اشک ز چشمان خداوند چکيد (ياد من باش … که بس تنهايم ...بغض آدم ترکيد ...گونه هايش لرزيد ،به خدا گفت :من به اندازه ي .…من به اندازه ي گلهاي بهشت ..… نه …به اندازه عرش ... نه .… نهمن به اندازه ي تنهاييت ، اي هستي مندوستدارت هستم ...آدم ، کوله اش را بر داشتخسته

ادامه مطلب  

بازم جمعه بازم انتظار  

 
 
تمام راه ظهور تو را با گنه بستم
 
 
 
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
 
 
 
كسی به فكر شما نيست راست می گويم
 
 
 
دعا برای تو بازيست راست می گويم
 
 
 
اگرچه شهر برای شما چراغان است
 
 
 
برای كشتن تو نيزه هم فراوان است
 
 
 
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
 
 
دوباره بيعت و بعدش عبور می ترسم
 
 
 
من از سياهی شب های تار می گويم
 
 
 
من از خزان شدن اين بهار می گويم
 
 
 
درون سينه ما عشق يخ زده آقا
 
 
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
 
 
 
كسی كه با تو بماند ب

ادامه مطلب  

روز پدر مبارک  

به سلامتی پسر
بچه ای که پولاشو جمع کرد تا واسه باباش
کادو بخره  رفت تو مغازه به فروشنده گفت
کمربند میخوامفروشنده گفت
چه جور کمربندی میخواین؟



پسر بچه گفت
قشنگ باشه ولی دردش کم باشه
 
 
سلامتی اون پسری که،
10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی
نگفت،
20سالش شد باباش ز تو گوشش هیچی
نگفت،
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر
گریه،
باباش گفت چرا گریه می کنی؟
            گفت:آخه اونوقتا دستت نمی لرزید...!
 
پدرم رفت 
زمانیکه هوا سرد و زمستانی بود
پدرم رفت زمانیک

ادامه مطلب  

شعر زیبای غم انگیز  

حسّ
و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم شوق
یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم               گفته
بودم به کسی عشق نخواهم ورزیدآمدیّ
و همه ی فرضیه ها ریخت به هم! روح
غمگینِ تودر کالبدم جا خوش کردسرفه
کردی و نظام ریه ها ریخت به هم       در
کنـار توقدم  می زدم 
و دور و برمچشم
ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم روضه
خوان خواست که از غصه ی ما یاد کندسینه
ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم پای
عشق توبرادر کشی افتاد به راهشهر
از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم بُغض
کردی

ادامه مطلب  

شعر مرگ  

پشت
دیوار همین کوچه بدارم بزنیدمن
که رفتم بنشینیدو...هوارم بزنید باد
هم آگهی مرگ مرا خواهد بردبنوسید
که: "بد بودم" و جارم بزنید من
از آیین شما سیر شدم.. سیر شدمپنجه
در هر چه که من واهمه دارم بزنید دست
هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!خبر
مرگ مرا طعنه به یارم بزنید آی!
آنها!! که به بی برگی من می خندید!مرد
باشید و... بیایید ... و.... کنارم بزنید 














 

ادامه مطلب  

شعر درد عشق  

درد
ِعشقی کشیده ام که فقط ، هر که باشد دچار می فهمدمرد
، معنای غصّه را وقتی ، باخت پای قمار می فهمد! بودی
و رفتی و دلیلش را ، از سکوتت نشد که کشف کنمشرح
ِ تنهایی مرا امروز ، مادری داغدار می فهمد ! دودمانم
به باد رفت امّا ، هیچ کس جز خودم مقصّرنیستمثل
یک ایستگاه ِمتروکم ، حسرتم را قطار می فهمد ! خواستی
باتمامِ بدبختی ، روی دستِ زمانه باد کُنم !درد
آوارگیِ هر شب را ، مُرده ی بی مزار می فهمد هر
قدم دورتر شدی از من ، ده قدم دورتر شدم از اوعلّت
شکّ سجد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1