حس عجیب!  

به نامت معبودم
یه احساس عجیبی منو احاطه کرده
الان ایمیل لاله رو خوندم و حالا هم اینجا
معبودم چقددددددر ما به تو نیازمندیم.... من... لاله... همه...
این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمتست
                             کین همه درد نهان هست و مجال آه نیست

ادامه مطلب  

 

و میشود گفت که نگاه
آدم به برخی چیز ها و مکان ها متفاوت است...
و میشود به سادگی
عاشق شد بی آنکه خودت خبر داشته باشی....
آنقدر
ساده که در نیمکت چوبی پارک لاله بنشینی و بگویی که چرا من عاشق شدم؟ و هیچ جوابی جز یک لبخند ساده برایش پیدا
نکنی...
مثلا میشود روزهایی
که از خدا چیزی نخواهی....میشود پر از آرزو باشی اما فقط به خدا نگاه کنی و هیچ
نگویی....
مثلا روزهایی هست
که دیوانه بشوی و چله ی واقعه بگیری....که شاید روزی،جایی ،مکانی واقع شود آن واقعه
ی خوب زند

ادامه مطلب  

فرا رسیدن ماه محرم ماه ثارالله تسلیت باد  

دیدم شهاب بی سری تا اوج می رفت            دریای خون با لاله های خون می رفت
اسب سفیدی بی حظور نور می تاخت              تا ناکجا تا دور های دور می تاخت
ماه محرم سینه ها را چاک کردند                  خورشید را بی سر ولی در خاک کردند
فریادها می جوشد امشب از خم نای            وای من ای وای من ای وای من ای وای

ادامه مطلب  

منزل دوم:ورود به کربلا  

اینجا که آمدیم غم و غصه پا گرفتدلشوره ای عجیب وجود مرا گرفتحس غم جدایی این دشت لاله خیزبال و پرم جدا و دلم را جدا گرفتفالی زدم به مصحف پیشانی ات حسینآیات غربت تو دلم را فرا گرفتدر این حسینیه که همان عرش کبریاستحق امتحان ز قافله ی انبیاء گرفتتنها دلیل بودن من سایه ی سرمزینب فقط به عشق برادر بقا گرفتبین خیام خیمه ی عباس دیدنی استشکر خدا رکاب مرا آشنا گرفتتا وقت هست حلقه ی انگشتری در آراز ترس ساربان دل زینب عزا گرفتوای از دل رباب که بیند به جای آ

ادامه مطلب  

بازی های کشوری  

پایاسازه تبریز-شهرداری ساوه جمعه 93/8/2 ساعت 16 شهیدپور شریفی تبریز لیگ برتر فوتسال هفته نهم
داور:سعید عباسی- داور دوم:رضا فلاح زاده- داور سوم:مجید اکبری- وقت نگه دار:یوسف افضلی
 
مس سونگونورزقان-دبیری تبریز پنج شنبه 93/8/1 ساعت 16 شهید پورشریفی تبریز لیگ برتر فوتسال هفته نهم
داور:علیرضاعبدالغنی-داور دوم:علی حفیظی-داور سوم:رضا فلاح زاده-وقت نگهدار:مجید اکبری
 
 
شهرداری رشت-شهرداری همدان پنج شنبه93/8/1 ساعت11:30 شهید عضدی رشت مسابقات لیگ نونهالان کشور


ادامه مطلب  

گل شمعدانی  

 گل ها همه زیبایند ؛ دلربا و شامه نواز ... اما ، پیشتر  و بیشتر از هر گلی ، گل محمدی  را عاشقم که مفهوم مطلق گل است و معنای تمام زیبایی و خوشبویی و لطف پروردگار ، و آن گاه ، این گل ها برایم دوست داشتنی و خاطره انگیزند : یاس ، مریم ، نرگس ، شمعدانی ، آهار ، لاله عباسی و نیلوفر پیچ ...  و نیز گل های وحشی بابونه و شقایق .
* چقدر انتظار کشیدم تا این شمعدانی گل بدهد و چه لذتی داشت عکس گرفتن ازآن .

ادامه مطلب  

یاحسین (ع)  

   
 
 
گل خوش رنگ و بوی من حسین است
بهشت آرزوی من حسین است
مزن دم پیش من از لاله رویان
که یار لاله روی من حسین است
من آن مداح مست سینه چاکم
که ممدوح نکوی من حسین است
همه در گفتگوی این و آنند
ولیکن گفتگوی من حسین است
سخن بی پرده می گویم زمستی
می و جام و سبوی من حسین است
چو مرغ حق که از حق میزند دم
طنین های و هوی من حسین است
از آن بر تربتش سایم جبین را
که عز و آبروی من حسین است
احد گوئی از آن باشد شعارم
که پیر و نکته گوی من حسین است 
 

ادامه مطلب  

محرم  

فرا رسیدن ماه محرم ،
ماه پیروزی خون بر شمشیر را بر عاشقان آن حضرت تسلیت عرض می کنیم . 
 
بمان که روشنی دیده ی ترم باشی شبیه آیینه ای در برابرم باشی هوای خیمه ی من بی نگاه تو سرد است بمان که ممایه ی دل گرمی حرم باشی تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده بمان که روشنی دیده ی ترم باشی
-----
داغ لاله می چکه از دل اشک چیه جز خون جگر حاصل اشک تاقیامت به یاد روز دهم می شه خاک کربلا محفل اشک
----
:: عالم ، همه خاک کربلا بایدمان پیوسته به لب، خدا خدا بایدمان تا پاک شود

ادامه مطلب  

 

 
بنام خداوند شور آفرین
خداوند والفجر و فتح المبین
 
خداوند آنها که پرپر شدند
شب آتش و خون کبوتر شدند
 
خداوند موسی ، خداوند نوح
خداوند شبهای فتح الفتوح
 
خداوند مردان اهل نبرد
خداوند غیرت، خداوند درد
 
بنام خدایی که نور آفرید
شب حمله عشق و غرور آفرید
 
خداوند گردان قایق سوار
خداوند شیران شب زنده دار
 
بنام خداوند حال و قدیم
خداوند شبهای هورالعظیم
 
خداوند دستان ذکر و دعا
خداوند مجنون خیبر گشا
 
خدایی که شادی و غم آفرید
محرم نوشت و علم آفرید
 

ادامه مطلب  

بناب بدون سرعت گیر  

سرعت گیر های بناب پاک سازی شد و برخی از مناطق درون شهری به پیست اتومبیل سواری تبدیل شده از جمله ی این مناطق مسیر دانشگاه آزاد کوی لاله می باشد که در گذشته ای نچندان دور با وجود سرعت گیر ها شاهد تصادفات سنگین در این منطقه بودیم ، امیدواریم رانندگان سرعت درون شهری را رعایت کنند تا شاهد اتفاقات ناگوار نباشیم و راهنمایی رانندگی برای مدتی نظارت دقیق تری داشته باشد

ادامه مطلب  

: آمد بهار و از تو نیامد خبر هنوز  

«آمد بهار»آمد بهار و از تو نیامد خبر هنوزگل جلوه کرد و از تو نبینم اثر هنوزخندید غنچه صبحگهان بر رخ نسیمدور از رخ تو دیده ام از گریه تر هنوزتنها چسان به روی گل و لاله بنگرمگلچهر لاله روی من اندر سفر هنوزیاران میان سبزه و گل جام می به کفمن می خورم به داغ تو خون جگر هنوزهر جا حکایتی ست ز شور و جنون منتنها تویی ز درد دلم بی خبر هنوزاز شرح غصّه ام جگر سنگ آب شداین شعله در دل تو ندارد اثر هنوزتعجیل در فرج امام عصر و منتقم حضرت فاطمه سلام الله علیها صل

ادامه مطلب  

فايزه حسين بيگي (دانشجوی علوم كامپيوتر)16  

تا شعله ی هجران تو خاموش کنم بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنمبسيار بکوشيدم و، نتوانستم يک لحظه غم تو را فراموش کنماي کاش، دمي دهد امانم اين اشک تا نقش تو را به ديده منقوش کنمآخر چه شود، شبي به خوابم آئي تا جام محبت تو را نوش کنمبنشيني و، در برت، مرا بنشاني تا زمزمه ی نوازشت گوش کنمگر بار دگر مرا در آغوش کشي صد بوسه بر آن دست و بر آن دوش کنم سجاده تو، که مي‌دهد بوي تو را برگيرم و، بوسم و، در آغوش کنمچون درد فراق تو، ز حد درگذرد زين عطر تو قلب خويش، مدهو

ادامه مطلب  

تجربه من از تافل  

 
اگر زمان برگرده TPO  ها رو چند بار می خونم.  درسته که تست های Complete quide و Kaplan و Cambridge Toefl و Barrons و Longman هم مفید بود. اما امتحان تافلی که دادم بسیار زیاد شبیه TPO ها بود.   البته The Official Guide to the TOEFL Test  هم خیلی شبیه TPO ها و امتحانِ دیروزم بود.  در حالت کلی باز هم می گم که بهترین منبع واسه تافل TPO ها هست. ارزشش رو داره که چندین بار خونده بشه. امروز رو استراحت کردم اما از فردا باز هم تمرین می کنم... 10 روز طول می کشه نتایج بیاد. شاید نمره ای که می خوام نیارم. نمی

ادامه مطلب  

اجازه هست؟  

 اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمهاجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟اجازه هست.

ادامه مطلب  

«همای رحمت»  

 
 
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را 
 
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ هما را 
 
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین 
 
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را 
 
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند 
 
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ بقا را 
 
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
 
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را 
 
برو ای گدای مسکین در خانه‌ علی زن
 
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را 
 
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
 
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدار

ادامه مطلب  

جدول افعال ماضی ضمایر متصل و منفصل در عربی  

 

جنس

تعداد

شماره صيغه

ضمير منفصل

معني ضميرمنفصل

فعل
ماضي


غائب

مذكر

مفرد

1

هُوَ

آن مرد

فَـعـلَ


مثني

2

هُما

آن دو مرد

فَـعـلــا


جمع

3

هُم

آن مردان

فَـعـلُـوا


مؤنث

مفرد

4

هِيَ

آن زن

فَـعـلَتْ


مثني

5

هُما

آن دو زن

فَـعـلَـتـا


جمع

6

هُنَّ

آن زنان

فَـعـلْـنَ


مـخاطب

مذكر

مفرد

7

اَنتَ

تو
يك مرد

فَـعـلْـتَ


مثني

8

اَنتُما

شـما
دو مرد

فَـعـلْـتُما


جمع

9

اَنتُم

شـما مردان

فَـعـلْـتُم


مؤنث

مفرد

10

اَنتِ

تو
 يك زن

فَـعـ

ادامه مطلب  

و...  

ساده به دستت نیاورده بودم،
که یک روز 
بغضم را همسفرت کنم،
چمدانت را به دستت بدهم؛
و به خدا بسپارمت.
ساده به دستم نیاورده بودی،
که از سر ایوانت بپرم...
به روی خودت نیاوری،
و دیگر
هیچ گاه،
روی هره برف گرفته،
برایم خورده نان نریزی.
 
برو
ولی نگو مرا نمی شناسی.
سایه واژه هایم،
همیشه بر سر اندوه توست.
وقتی هنوز 
نیمه های شب،
از خواب می پری؛
و نمی دانی
گنجشکی 
که روزی عاشقت بود
چرا در سینه ات بال بال می زند؟
 
چمدانت را برندار؛
قبل از رفتن،
مرا در آغوش ب

ادامه مطلب  

سِد مهدی موسوی  

شعر می گویم و گُه روی ورق می آید
 از همه زندگی ام بوی عرق می آید 
 
خواب خوش بودم و سردرد ِ پس از بیداری ست
عاشقی چیز قشنگی ست . . . ولی تکراری ست
 
 چشم بی حالم در کاسه ی خون افتاده
رخت خابم جلوی تلویزیون افتاده
 
ریشه ام سوخته و کهنه شده ته ریشم
 نیستی پیشم و به تر که نه باشی پیشم !
 
 زنگ من می زندت با هیجان در گوشی
 باز هم گم شده ای در وسط خاموشی
 
خسته ام مثل در آغوش کسی جا نه شدن
خسته ام مثل هم آغوشی و ارضا نه شدن
 
 بی تفاوت وسط گریه شدن یا خنده
می

ادامه مطلب  

 

آدمهايى هستند در زندگيتان؛ 
نمي گويم خوبند يا بد..
چگالى وجودشان بالاست...
 
افكار، 
حرف زدن، 
رفتار،
محبت داشتنشان 
و هر جزئى از وجودشان امضادار است...
 
يادت نمي رود 
"هستن هايشان را.."
بس كه حضورشان پر رنگ است و بسیار "خواستنى"...
 
ردپا حك مي كنند اينها روى دل و جانت...
بس كه بلدند "باشند"...
 
اين آدمها را، بايد قدر بدانى...
وگرنه دنيا پر است از آن ديگرهاى 
بى امضايى كه شيب منحنى حضورشان، هميشه ثابت است. . .

ادامه مطلب  

بیاین درباره ی رفتارهای  

 
بچه ها بد جور حوصلم سر رفته
بیاین درباره ی رفتارهای ساختارگرایانه از رهیافته های مدرن پوپولیستی
در جوامع توسعه نیافته با رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت
از دید روشنفکران بلوشوویست و چپی های سیورال
بحث کنیم!!!
***************************
آقا ما هرجا واسه كار رفتيم يه نگا بهمون انداختن گفتن تست اعتيادم داري؟؟؟ .... . . . حالا واسه معافيت سربازي که رفتيم دکتره گفت جوون به اين پهلووني حيف نيست نره سربازي!؟!؟!! ********************دیشب ماشین دختره خراب شده بود در یک حرکت

ادامه مطلب  

 

با همه بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدن آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه طوفانی ام
دل خوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی سرگشته دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
تشنه یک صحبت طولانی ام
ها...به کجا می کشی ام خو

ادامه مطلب  

شعر غدیر  

عید غدیر




آیینه تمام نمای خدا، علی است 
نقشی که زد رقم، قلم ابتدا، علی است 
دست خدا، زبان خدا، صورت خدا 
در بندگیش بندة بی انتها، علی است 

ذکر علی به وقت دعا یا محمد است 
ذکر نبی به درگه معبود یا علی است 
مولای دیگران دگری بود و دیگری 
یارب گواه باش که مولای ما، علی است 

دانید جای شیعه به روز جزا کجاست؟ 
سوگند میخورم به خدا هر کجا علی است 

دشمن، به دشمنی خود اقرار می کند 
مردی که

ادامه مطلب  

غربتی دلم را قلقلک می داد...  

 
غربتی دلم راقلقلک می داد...
بعد از گرفتن وضو روی پله ها نشستم......
رو به روی گردان مقداد.....
صدایی گوشم را به سوی خود فرا می خواند......
""کاروان ها...کاروان ها میروند...عاشقان را می برند.....مقصد این قافله....دشت عشقم
کربلاست....""
بچه هارا تماشا می کردم......یک عده تو خودشون بودند........چه سکوت عاشقی.....
سکوتشان درونشان را معلوم میکرد......عجب غوغایی در دلشان بود.......
دوست داشتم از شون بپرسم: مگر چه دیدین........که این گونه عاشقی از چشمانتان
می بارد....
از آسمان چه با

ادامه مطلب  

 

غدیر عید همه عمر با على بودن


غدیر آینه‏دار على ولى الله ست
 

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر


غدیر نقش ولاى على به سینه ماست
 

غدیر یك سند زنده، یك حقیقت محض


غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست
 

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه


غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است
 

هنوز لاله «اكملت دینكم» روید


هنوز طوطى «اتممت نعمتى» گویاست
 

هنوز خواجه لولاك را نداست بلند


كه هر كه را كه پیمبر منم، على مولاست
 

بگو كه خصم شود منكر غدیر، چه باك


كه آفتاب، به هر سو نظر ك

ادامه مطلب  

لا اله الا الله!  

یه شعر جالب:
اول روضه می‌رسد از راهقد بلند است و پرده‌ها کوتاه
آه از آنشب که چشم من افتادپشت پرده به تکه ای از ماه
بچه‌ی هیأتم من و حساس به دو چشم تو و به رنگ سیاه
مویت از زیر روسری پیداست دخترِه ... ، لا اله الا الله!
به «ولا الضالین» دلم خوش بودبا دو نخ موی تو شدم گمراه
چشمهایم زبان نمی‌فهمنددین ندارد که مرد خاطرخواه
چای دارم می‌آورم آن ورخواهران عزیز! یا الله!
سینی چای داشت می‌لرزیدمی‌رسیدم کنار تو ... ناگاه ـ
پا شدی و شبیه من پا شداز لب داغ

ادامه مطلب  

 

 زان یار دلنوازم شکریست با شکایت              
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
 بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وح

ادامه مطلب  

جدول صرف فعل مضارع همراه ضمیر-اسم عام-اسم خاص  

 


 
جدول صرف فعل مضارع (یَذهَبُ )


*******

مـــذکــــر

مـــونــــث


*******

شخص فعل

فعل

ترجمه

شخص فعل

فعل

ترجمه


غــــــایـــــــــب

مــفــرد

هُوَ

 
یَذهَبُ

می رود
(یک مرد)

هِیَ

 
تَذهَبُ

می رود
(یک زن)


علیٌ

مریمُ


الطّالِبُ

الطّالِبهُ


مــثــنی

هُما

 
یَذهَبانِ

می روند
(دو مرد)

هُما

 
تَذهَبانِ

می روند
(دو زن)


علیٌ و سعیدٌ

مریمُ و فاطمهُ


الطّالبانِ

الطّالِبَتانِ


جــمــع

هُم

 
یَذهَبُونَ

می روند
(چند مرد)

هُنَّ

 
یَذهَبنَ

می ر

ادامه مطلب  

 

 خدایا پس چرا من زن ندارم؟    زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟    دوتا زن دارد این همسایه ما    همان یک دانه را هم من ندارم    آژانس ملکی امشب گفت به من:    مجرد, بهر تو مسکن ندارم    چه خاکی بر سرم باید بریزم؟    من بیچاره آخر زن ندارم    خداوندا تو ستارالعیوبی    وبر این نکته سوءظن ندارم    شدم خسته دگر از حرف مردم    تو میدانی دل از آهن ندارم    تجرد ظاهرا”عیب بزرگی است    من عیب دیگری اصلا”ندارم    خودم میدانم این”اصلا” غلط بود    در این

ادامه مطلب  

روز بزرگداشت شهریار...  

"""روز بزرگداشت سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار
رابه شماتبریک میگم"""
....................آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا؟
بی وفاحالاکه من افتاده ام ازپاچرا؟
............................
علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا
که به ماسوافکندی همه سایه ی همارا
دل اگرخداشناسی همه دررخ علی بین
به علی شناختم من به خداقسم خدارا
...............................
                        " روحش شادویادش گرامی باد"

ادامه مطلب  

 

 
تا شکفته است ، جان عاشقم
سبز می شود ، جهان عاشقم
سوخت نسل پشت نسل ایل من
عاشقی ز دودمان عاشقم
سالها بهار در بهار سرخ
آمدند ؛ خاندان عاشقم
مانده ام که عاقبت چه می شود 
سرنوشت آسمان عاشقم
در دلم هنوز سبز می شود
شعرهای ناگهان عاشقم
آنچنان که فکر می کنم هنوز
بیست ساله ام ، جوان عاشقم
نذر توست عاشقانه های من
باز من ، همان شبان عاشقم
 
 ***
متصل به هیچکس نبوده ام
توی باند شاعران عاشقم
 

ادامه مطلب  

بت پرستی  

این شعر را خیلی وقت پیش سرودم و پست کردم،چون مطلب تازه ای نداشتم از آن استفاده کرده و وبم را به روز کردم.امیدوارم دوستانی که یادشان نمیاید خوششان بیاید وآنهایی که قبلا آن را خواندند عذرخواهی مرا بپذیرند.
 
 
تراشیدم  ز سنگ سخت و خارا
تن همچون گلت را ،ای دل آرا!
مبان دیدگانت گلی از جنس مهتابش نهادم
به روی برگ لبهایت گل نیلوفری را آب دادم
تنت را  از طبیعت آفریدم
در آن از نرگس مستان دمیدم
تو را عمری پرستیدم
تو را من؛خود،خدا کردم
پرستیدم دو چشمان

ادامه مطلب  

 

عاشقم،
اهل همین کوچه بن بست کناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من 
دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی...
من دلداده به آهی
بنشستیم،
تو در قلب و
من خسته به چاهی
گنه از کیست؟
از آن پنجره باز؟
از آن لحظه آغاز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و لحظه و
چشمت،همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب 
تو را تنگ در آغوش بگیرم...

ادامه مطلب  

کار دنیا  

کار دنیا را ببین
گرگهایی در لباس بره ها
بی سر و بی هیچ صدایی
نه که آرام و یواشی
و نه در کنج و کنار خانه ای؛
در حضور دیگران 
بره ها را می درند.
وای عجب از این زمان...
همگان در پی افکار خودند
و چه آرام و قشنگ
از کنار بره تکه شده می گذرند
همه دلسوز درندگان شدند و سپس...
مابقی را تو خودت خوب بدانی،والسلام
وای عجب از این زمان......
 
(از سروده های خودم)
 

ادامه مطلب  

تنهايي آدم‌ها از تنهاييشان پيداست ..........  

تنهايي آدم‌ها از نگاهشان پيداست يا نگاه نمي‌کنند يا با نگاهشان دنبال کسي مي‌گردند ...تنهايي آدم‌ها از "دست‌دادنشان" پيداست دستشان هميشه سرد است !!!يا دست نمي دهند يا دست که مي‌دهند ديگر رها نمي‌کنند انگار مي‌خواهند دستشان با گرماي دست تو گرم شود تنهايي آدم‌ها از راه رفتشان پيداست ...آرام و ظاهرا باوقار هر چند وقت يکبار به عقب بر مي‌گردند ببينند کسي دنبالشان ميکند يا نه ؟!تنهايي آدم‌ها از تلفن همراهشان پيداست هرجا که باشند چشم مي‌دوزند

ادامه مطلب  

 

خاطراتت صف کشیده اند ! یکی پس از دیگری … حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند ! و من … فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که … خیلی دوستش دارم خیلی ! . . . شاید تو… سکوت میان کلامم باشی! دیده نمیشوی اما من تو را احساس می کنم! شاید تو …. هیاهوی قلبم باشی! شنیده نمیشوی اما من تو را نفس می کشم! . . . دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز! هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود! آخرین باری که شمردمشان تنها یک دلیل برایم مانده بود..!

ادامه مطلب  

5 نعمت  

روایتی از پبامبر(ص)
 
اگر خدا بخواهد خیری را به خانواده ای بدهد 5چیز به او میدهد:
 
1_فقهه فی الدین* آگاه در دین می کند 
 
2_ ووقرصغیرهم کبیرهم * احترام کوچکتر به بزرگتر 
 
3_ ورزقهم الترفق فی معیشتهم * مدارا کردن در زندگی (راضی بودن 
 
به آ نچه روزی او شده شوهر ،فرزند ،خونه ،و ... )
 
4_ والقصد فی نفقاتهم* میانه روی قسمتشون می کنه (در خرج کردن و . 
 
. . )
 
5_وبصرهم عیوبهم فیتوبوا منها * (عیبهای یکدیگر را به هم تذکر می دهند
 
و توبه می کنند وبر می گردند )
 
 
 


ادامه مطلب  

 

مکه از نظر حسین پناهی:
 
مکه که رفتم خیال می کردم  دیگر تمام گناهانم پاک شده است
غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و
تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود...
در مکه دیدم خدا چند سالیست از شهر مکه رفته
و انسانها به دور خویش می گردند.
....
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست،
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید
غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود...
در مکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی طی کنم
ت

ادامه مطلب  

146  

خندیدن تو اوج گریه  روخیلی دوست ...
اعتراف به یک ناگهانی ِ قشنگ که دستِ خودت نیست ولی دوسش داری ..
چیزی که هم آزاره هم درد ِ و هم لذت ....من این لحظه ها رو چشیدم ..لحظه هایی که به شدت از هم فرار کردیم و محکم تر به هم خوردیم ...
+ فیلم Love And Other Drugs رو بالاخره دیدم ...
....پس،  متاسفانه  ، من بهت نیاز دارم و تو هم به من نیاز داری
-نه ندارم 
چرا داری
-نه ندارم
چرا داری
-بس کن دیگه اینقدر این حرفونزن 
تو یه نفرونیاز داری که ازت مراقبت کنه
-نه ندارم
همه این نیازو

ادامه مطلب  

اشک وچفیه  

به آسمان می نگرم ...
خالی تر از همیشه است .
دیگر ستارگانش برایم جلوه ای ندارد و سوسوی آنها دلم را سرشار از شور و شعف نمی کند.آسمانی غم گرفته آسمانی پرازهیچ...اماانگارشهابی دیدم...شهابی درحال عبور است امانه عبورنمی کند.نوردرخشانش دلم را روشن کرده است.گویی به من لبخند می زند...شایداصلا این شهاب توباشی...تویی که درآسمان زنده گیم درخشیدی وجاودانه ماندی وروشن بخش زندگیم شدی...
یاران مردانه رفتند اماهنوز تکبیر وفاداریشان از مناره های غیرت این دیاربه گ

ادامه مطلب  

اینجا به وقت محرم،امشب شب رقیس...  

 
"دارد زمان آمدنت دیر می شود"
کم کم سه ساله دخترکت پیر می شود
 
بر نی نشسته ای، به تو دستم نمی رسد
امّا نشسته ام که چه تقدیر می شود
 
وقتی بیای ای پدر آسمانی ام
رویای من کنار تو تعبیر می شود
 
با وضع حلق اصغر من زخم کاری
تیر و کمان حرمله تفسیر می شود
 
با این قد کمانی و این صورتم پدر
ایّام کودکی تو تصویر می شود
 
تا دست روی شانه ی دیوار می زنم
عمّه دچار حالت تغییر می شود
 
از دست زجر این لب من درد می کند
بوسیدن از لب تو زمانگیر می شود
 
........
+
مامور قبض

ادامه مطلب  

قربانگه عاشقان  

هويزه مثل‌ هيچ‌ جا نيست‌! نه مثل‌ شلمچه‌نيست، هويزه حرفها در درون خود دارد.
هويزه فقط‌هويزه است‌! با قتلگاه‌ي به وسعت كربلا و دشتي باز‌.
هويزه قربانگه‌علي اكبر‌هاست‌ به‌ درگاه‌ خداي‌ حسين(ع)‌.
هويزه را سينه‌اي‌ است‌ به‌ وسعت‌ جهاد اكبر در سرسراي عشق.
هويزه ‌ را دلي‌ است‌ به‌ پهناي‌ عمق وجود هستي هست خداوند كريم ومهربان.
هويزه ‌ را باغ هايي‌ است‌ به‌ سر سبزي‌ بهشت خدا.
هويزه ، روحي‌ دارد به‌ لطافت‌ ابرهاي‌ گريان‌ در شب‌ عا

ادامه مطلب  

 

من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چهار فصلش همه آزادگی است
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم،دل هر کس دل نیست
قلبها صیقلی از آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
سخن از مهر من و جور تو نیست،سخن از 
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پنداره سرور آور مهر...
(حمید مصدق)

ادامه مطلب  

من مي مانم و اشک ...  

من ، همه حرفهايم اشک همه بهانه هايم اشک با تو بودنم اشک بي تو ماندنم اشک چقدر بي رحمي تو ؟!من مانده ام و اشک از اشک هايم مي‌گريزي ?!تو مي روي ...من مي مانم و اشک
ــــــــــ
درد مي کاهدم من تن خسته ام جان مي‌دهم اين همه درد رنجم ميدهد يا بمان و مرهمم شو يا برو بگذار اين درد کشنده جانم بگيرد

ادامه مطلب  

خبر از من داری؟  

خبر از من داری؟…خبر از دلتنگی های من چطور؟و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…خبرش رسیده که مرده اند؟هیچ سراغ دلم را میگیری؟کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟مچاله ام از دلتنگی؟آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هموجدانت راحت…
خبرهای من به تو نمی رسد…

ادامه مطلب  

صدای پای کاروان کربلا می آید...  

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبــری سلام الله علیها
 
فقط ز نرگس چشمت نگاه می خواهم       به قدر یک ، دو ، سه لحظه پناه می خواهم              شبیه برکه ی کوچک که دور افتاده است       برای قاب دلم عکس ماه می خواهم              میان راه وصالت همیشه سر گردان       شب چهلم عهد است ، راه می خواهم!              صدای ماه محرم به گوشها خورده است       ز دست های تو شال سیاه می خواهم              دم محرم و آقا کمی دعایم کن...       دعای خیر و کمی سوز و

ادامه مطلب  

اینجا به وقت محرم،شب چهارم...  

السَلامُ عَلَی الاَعضاءِ مُقَطَعاتِ...
سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده...
 
اگر که درد تو در ناله ام اثر دارد
و گر که از دل من روح تو خبر دارد
مزن به سینه ی من دست رد، نباید دید
برادری به دلش این همه شرر دارد
اگر چه خواهر تو بی بضاعت است اما
ببین میان بساطش دو تا پسر دارد
یکی برای رسیدن به اکبر و قاسم
که شوق و شور پریدن به بال و پر دارد
که دیگری که امید دلش به اذن شماست
که ذره ای غمت از روی سینه بر دارد
و من تعجب از این می کنم، نمی دانم
برادرم به زبان نه

ادامه مطلب  

 

عاقبت به این نتیجه میرسیم که حضورِ بعضی‌ انسانها در زندگی ما آنقدر پوچ و بی‌ معنا بوده که جای خالی‌ آنها را فقط همین نبودنشان پر میکند !..بیشتر از آنچه سزاوارش باشم بهم صدمه زدی فقط به این خاطر که بیشتر از آنچه سزاوارش باشی عاشقت بودم !..دوست داشتن دلهای بزرگ لیاقت میخواهد ، چیزی که تو نداشتی بی لیاقت من !..هرچند بی حد تو رو میخواستم اما باز تو در حد من نبودی !..یکی “بهتر از من” پیدا کرد درحالیکه به “صدتا بهتر از اون” گفتم : “یکی دارم” !..فکر کر

ادامه مطلب  

اين عيد که عيد نيست  

اين عيد که عيد نيست وقتي هواي دل ما بارانيست زندگي زيباست به چشم زيبا بيــــنچشم دل من نابينا ،نديده ام زندگي‌ي که سرشار از زيباييست ؟به خدا خنده من تلخ و تبسمم دردناک استدرد مردم واقعيت دارد ، هيچ کدامش رويا نيست .بايد بوسيد دست و قلم کسي که از درد و سختي مردم مي نويسد از عشق و عاشقي نوشتن کافيست ...

ادامه مطلب  

میان راه سری هم به کربلا بزنیم.  

  
             میان راه سری هم به کربلا بزنیم.
   بيا   شبي   ز   ته   دل  خدا ! خدا ! بزنيم                به عرش و کرسي و لوح و قلم  صَلا  بزنيم
  اگر   دعا   و   مناجات   ذکر   خود  سازيم                به  آنچه  در  دو جهان است، پشت پا  بزنيم
  به  راه  دوست  اگر  گشت  مِهرمان   ثابت               به عهد هر   که بجز  اوست،  مُهر" لا " بزنيم
  به  راه  کعبه  اگر  مي  زني  قدم  ،  آن به              که    بين  راه  سري  هم   به   کربلا

ادامه مطلب  

شعر مهدوی  

امروز جمعه نیست...
آقای من...
قرار نیست که فقط غروبهای "پنجشنبه تا غروب جمعه" سراغت را بگیریم....
قرار نیست فقط جمعه ها انتظار ظهورت را بکشیم...      آری....
"شنبه" هم می شود از دوریت ناله سر داد...
"یکشنبه" هم می شود انتظارت را کشید...
"دوشنبه" هم می شود دنبال گمشده گشت...
"سه شنبه" هم می شود با آقا درد دل کرد...
"چهار شنبه" هم می شود به خاطر آقا گناه نکرد...
   "یابن الحسن"
دوریت درد بی درمان است
ای "پسر فاطمه"
                   ادرکنی
                          

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1