سراپا الماس  

سالروز ولادت حضرت معصومه (س)و روز دختر بر تمام دختران ایران زمین مبارک باددخترم با تو سخن می گویم ‏
زندگی درنگهم
گلزاریست ‏
و تو با قامت چون
نیلوفر،شاخه ی پر گل این گلزاری ‏
من به چشمان تو یک
خرمن گل می بینم ‏
گل عفت ، گل صدرنگ
امید ‏
گل فردای بزرگ
گل فردای سپید
چشم تو اینه ی روشن
فردای من است ‏
گل چو پژمرده شود جای
ندارد در باغ ‏
کس نگیرد زگل مرده
سراغ
دخترم با تو سخن می
گویم ‏
دیده بگشای و در
اندیشه گل چینان باش
همه گل چین گل
امروزند ‏

ادامه مطلب  

داستانی آموزنده  

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود
با خودش گفت:
"هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "
و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود
هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم
 این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
پس فردای اون روز
تنها یک تار مو رو سرش بود اوکی امروز دم اسبی میبندم
همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!
فریاد زد ایول!!!
امروز درد سر مو درست کردن ندا

ادامه مطلب  

خدا  

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم،
مباداگم کنم راه قشنگ آرزوهارا... مبادا گم کنم اهداف زیبارا
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت... دلم بین امیدو ناامیدی
میزند پرسه، میکندفریاد... میشود خسته
مرا تنها تو نگذاری... خداوندا...!!!!!

ادامه مطلب  

شهیدابراهیم هادی...**  

 
 ابراهیم کشتی گیر بود
یه روز وقتی از باشگاه داشته می اومدچون هیکل درشت و ورزشکاری داشتدو تا دختر پشت سرش از اون تعریف می کنن و عاشق ابراهیم میشنابراهیم متوجه نمیشهفردای اون روز یکی از دوستاشمی گه ابراهیم دیروز دوتا دختر از تو داشتن تعریف می کردن و عاشقت شده بودنابراهیم از فردای اون روزلباس گشاد و بزرگ پوشید تا اندامش دیگه پیدا نباشهوقتی با اعتراض دوستاش که چرا لباس گشاد پوشیدی مواجه شددر جوابشون گفت:ورزش اگه برای خدا باشه میشه عبادتوگرن

ادامه مطلب  

سردیت از نژاد فصلت ... هست ..  

چقدر عاشقانه متنفرم ازت ..
تک تک برگای زرد و نارنجتو با نفرت می پرستم ..
تک تک بارونای دردناکتو از ته دل قدم می زنم..
چشم ها .. چشم دل شکستن هست
یادت هم که نباشد یادم که هست ..
میایی جنونم را زنده کنی؟ .. بس نیست؟
چه نیازی؟ من که حتی از تحمل خودم خارجم واقعا هنوز هم نیازی هست؟
تا برقصانیم برقصم من؟؟
خداوند خیمه شب بازی ..
دست فردای قصه را رو کن
روشنم کن چگونه می میرم!
 

ادامه مطلب  

بوی خدا می‌دهد، پاییز  

بوی خدا می‌دهد، پاییزبوی «فردای خوب» می‌دهد پاییز. بوی روز خوبی که همیشه انتظارش را می‌کشیم. همان روز خوبی که قرار است «فردا» از راه برسد و معجزه‌ای هرچند کوچک، اما تازه را به دل‌هایمان ببخشد. دریچه‌ای از نور که حالمان را خوب می‌کند. 

ادامه مطلب  

عقیقه  

روز 21 ماه رمضان ،درست زمانی که محمد 28 روز داشت، گوسفندی به عنوان عقیقه برایش ذبح شد. و فردای آن روز آبگوشت خوشمزه ای طبخ کردیم (البته مامان و بابا نخوردند) .آب گوشتی که خیلی پربرکت بود.
متأسفانه عکسی از مراسم ذبح و پخت و افطاری پیدا نکردم فقط یه عکس از محمد که اون شب گرفتم ...

ادامه مطلب  

در وصف حال امروز  

در وصف حال امروز همین بس که از ساعت 6 بعدازظهر تا 12 شب بیرون بودم.
خوب بود. عروسی و پارک. حسش نیست بنویسم. بی خیالش. مگه هر اتفاقی افتاد باید نوشت؟؟؟
وصف حال امروزم هم که خونه رفیقم دعوت بودیم. این میشه فردای امروز پستی که گذاشتم یعنی چهارشنبه:D
 

ادامه مطلب  

::: تنها بهانه ی من :::  

مثل چشمه ای که آخرش به دریا می ریزه
در من جاری شو و لبریزم کن از خودت
مثل گلبرگی که رو به فردا باز میشه
گذشته مو پاک کن
بیا که خو شبختی جای هر چی حسرته رو بگیره
و در خونمو بزنه
بذار همه ی دردهام توی دیروزهام بمونن
بیا و فردای من باش
سالهاست که خسته ی انتظارتم
خسته اینکه هی به دلم گفتم صبر کن  صبر داشته باش
بیا و از این حسرت آزادم کن
بیا و فردای من باش
بیا و واسه یه عمر
همه ی هستی من باش ...
سمیرام ..
خیلی دوستت دارم ..
همه ی وجود منی عشقم ..

ادامه مطلب  

حالا چرا..........  

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟ عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟ وه که با این عمر های کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟ آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟ ش

ادامه مطلب  

اعترافات!  

من کجا و آزادی کجا؟!آزاد تویی که فارغ از دیروز و فردایی و در حال سیر آفاق میکنی!آزاد تویی که با لب و تشنه و شکم گرسنه دم نمیزنی اله به حق!آزاد تویی که پادشاه عادل ملک وجودی!آزاد تویی که همه بود و نبودت را فدای هست و نیست اصولت کرده ای!آزاد تویی که در کشاکش میانه میدان،زائر هفت شهر عشق عطاری!آزاد تویی که بی نیاز از تن و پیرهنی!آزاد تویی که پوست از گرده دیروز کنده ای و فردای نیامده بیمناک از حضور توست!آزاد تویی که دمادم نفس به سلامت میکشی،نه منی که

ادامه مطلب  

تازه وارد  

    هرگزمنتظر فردای خیالی نباش >سهمت راازشادی های زندگی همین امروز بگیر ........                      سلام دوستان خوب این وبلاگ من تازه به جمع شما اومدم وامیدوارم ازپستای من لذت ببریدوبانظراتتون بنده رو خوشحال کنید .......ارادتمند شما aseman abi

ادامه مطلب  

اطلاعیه  

سلام من رز هستم مدیروبلاگ این وبلاگ برای شماست شمامطالبتون رودرباره زندگی ازطریق قسمت نظر میفرستیدبعدمنم واستون توصفحه اصلی ثبت میکنم بعدازچندوقتم به بهترین نمره میدم.مطلبتون میتونه داسنان کوتاه یا پنداموزدرباره زندگی باشه.لطفااسمتونم بنویسید.نوشته هاتون فردای روزی که فرستادین ثبت میشه.
ممنونم ازتون.رز

ادامه مطلب  

جواهرصبرجوهروصل...  

 باید صبرکردوصبوربود.این مشق همیشگیه ماست که هرشب وروز وحتی هردقیقه وثانیه بایدبنویسیم و توذهنمون داشته باشیم.همیشه بین انجام هرکاری بامعلوم شدن نتیجه اش فاصله ای وجود داره.مگه نه اینه ک الان به دوستمون اس میدیم چندقیقه دیگه یانه چندثانیه دیگه جواب میده,تیرماه کنکورمیدیم و نتایج شهریورمیاد,امروز ی کارخوب انجام میدیمو فردای قیامت بهره شو میگیریم.نتیجه ی مطلوب, معجزه ی صبره.خدابه فکروتوقلب ادمای صبوره.خودش گفته:الله مع الصابرین...

ادامه مطلب  

تیر است که می آید"من کبوتر تیر خوردی توام یاحسین"ای نور منشورم"شب ضریح ترا میبوسم"برزوامیری=(علی)  

باسلام:تیر است که می آید"من کبوتر تیر خوردی توام یا حسین"ای نور منشورم"شب ضریح ترا میبوسم"ای کاش روزگاران بر میگشت"چه بود که ادب قامت کشید بود"روز عصر ترا خواهم بوسید"کاشتی نگار خواهم گماشت"سمتی از فردای تو"گم شده رد بیدریغ انگشتان شکسته ی تو نبود"دلم تنگ است میدانم"دلم از نامردی روزگار کودکان فقر میسوزد"جنگ بازی مدیران جهان"رهبران جهان جنگ آورند"۱۳۹۳/۷/۱برزوامیری=علی امیری۰۹۱۲۱۰۵۲۴۶۱شایدعشق...ترازوبره؟کرمانشاه...بیستون...شیرین فرهاد؟

ادامه مطلب  

حس بی تعلق  

تمام لحظه ها می گذرند 
وتنها در سکوته پر از ایهام 
صدای تیک تیک عقربه ها 
ندای رفتن سر می دهند 
وبه یادم می آورند که یک روز از روز تمام شدنم کم می شود 
وتمام لحظه ها 
بی ملاحظه درد دوریم را بر صفحه روزگار ثانیه می زنند 
چه جالب......خدای لحظه ها 
دلم برای رفتن عمر نمی سوزد ....
دل نگران فردای نیامده ام نیستم 
بی حس گلایه فقط میشمارمشان 
وه چه زیباست این حس بی تعلق 
وچه با شکوه است پرواز بی پر 
وچه تکرار بی مرزی است تیک تیک ساعت

ادامه مطلب  

دیروز  

دیروز با خانواده رفتیم لباس فرمم و لوازم التحریر بگیریم.رفتیم خیاطی.رنگش فرق می کرد.پیراهن کرم قهوه ای و شلوار کتان قهوه ای.شلوارم دوخته بودند.خلاصه گفتم مگه قرار نبود شلوار سرمه ای یا مشکی باشه؟گفتند این رنگ به مرور زمان کچل میشه.روی هم شد 100 هزار تومن.بعد رفتیم سراغ لوازم اتحریر که من سعی کردم بهترینا ها رو بگیرم که همینم شد.خواهرمم گرفت ولی با مال من بعضی هاش فرق داشت.
بعد از اون رفتیم خونه ی پدربزرگم لباس رو که پوشیدم خودم خیلی ازش خوشم او

ادامه مطلب  

کاسیاس فردا از روی نیمکت بازی را اغاز می کند  

ایکر کاسیاس در بازی رئال مادرید و الچه روی نیمکت خواهد نشست.
کیلور ناواس فردا برای اولین بار در ترکیب اصلی رئال قرار خواهد گرفت. آنچلوتی تصمیم گرفته که به برخی بازیکنانش در بازی فردا استراحت بدهد که کاسیاس یکی از این نفرات خواهد بود.
آنچلوتی با کاسیاس صحبت کرده و به او اطلاع داده است که در بازی فردای رئال مقابل الچه روی نیمکت خواهد نشست.

ادامه مطلب  

بمناسبت گرامیداشت استاد شهریار  

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم م

ادامه مطلب  

امید دارم یه روز......  

آن قدر زندگی بهت غم هدیه داد که شادبودن برایت گویی گناه است . به زندگی ادامه میدهی هرروز امید تازه داری...امید داری که آینده خوب است .فردای تو آینده تو است فردایت را با افکارت زیبا تصور کن تا زیبا برایت خلق شود و در آن به زیبایی زندگی کنی ....

ادامه مطلب  

خیال عشق  

می گویند در دوران قدیم،سربازی عاشق دختر
بازرگانی شده بود.مدام در پی استفاده از هرفرصتی برای ایجاد رابطه دوستی با او
بود.در نهایت،دختر شرطی گذاشت و به سرباز
گفت:"اگر100روز زیر پنجره اتاق من بنشینی،با تو ازدواج خواهم کرد."         
می گویند سرباز،صندلی خود را فردای آن روز زیر
پنجره خانه دختر قرار داد.آفتاب آمد.او نشسته بود.باران گرفت.اونشسته بود.
تاریک شد.او نشسته بود.صبح وشام روی آن صندلی
نشسته بود و روز شماری می کرد.روز اول،دوم،سوم،دهم،بیست

ادامه مطلب  

صالحی:غرب راهی جز تفاهم ندارد  

 رییس سازمان انرژی اتمی گفت: راهی به جز تعامل و رسیدن به نتیجه در گفت و گوهای ایران و 1+5 باقی نمانده است و این امر می تواند امروز یا فردای دورتر محقق شود.
به گزارش ایرنا، علی اکبر صالحی عصر سه شنبه در مراسم تجلیل از خانواده های شهدا و ایثارگران سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره پیشنهادات آمریکا مبنی بر قطع لوله های اتصال سانتریفیوژها گفت: من بنا ندارم نسبت به این مواضع رسانه ای پاسخ دهم چون بسیاری از آنها موضع گیری های رسانه ه

ادامه مطلب  

صالحی:غرب راهی جز تفاهم ندارد  

 رییس سازمان انرژی اتمی گفت: راهی به جز تعامل و رسیدن به نتیجه در گفت و گوهای ایران و 1+5 باقی نمانده است و این امر می تواند امروز یا فردای دورتر محقق شود.
به گزارش ایرنا، علی اکبر صالحی عصر سه شنبه در مراسم تجلیل از خانواده های شهدا و ایثارگران سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره پیشنهادات آمریکا مبنی بر قطع لوله های اتصال سانتریفیوژها گفت: من بنا ندارم نسبت به این مواضع رسانه ای پاسخ دهم چون بسیاری از آنها موضع گیری های رسانه ه

ادامه مطلب  

صالحی:غرب راهی جز تفاهم ندارد  

 رییس سازمان انرژی اتمی گفت: راهی به جز تعامل و رسیدن به نتیجه در گفت و گوهای ایران و 1+5 باقی نمانده است و این امر می تواند امروز یا فردای دورتر محقق شود.
به گزارش ایرنا، علی اکبر صالحی عصر سه شنبه در مراسم تجلیل از خانواده های شهدا و ایثارگران سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره پیشنهادات آمریکا مبنی بر قطع لوله های اتصال سانتریفیوژها گفت: من بنا ندارم نسبت به این مواضع رسانه ای پاسخ دهم چون بسیاری از آنها موضع گیری های رسانه ه

ادامه مطلب  

صالحی:غرب راهی جز تفاهم ندارد  

 رییس سازمان انرژی اتمی گفت: راهی به جز تعامل و رسیدن به نتیجه در گفت و گوهای ایران و 1+5 باقی نمانده است و این امر می تواند امروز یا فردای دورتر محقق شود.
به گزارش ایرنا، علی اکبر صالحی عصر سه شنبه در مراسم تجلیل از خانواده های شهدا و ایثارگران سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره پیشنهادات آمریکا مبنی بر قطع لوله های اتصال سانتریفیوژها گفت: من بنا ندارم نسبت به این مواضع رسانه ای پاسخ دهم چون بسیاری از آنها موضع گیری های رسانه ه

ادامه مطلب  

صالحی:غرب راهی جز تفاهم ندارد  

 رییس سازمان انرژی اتمی گفت: راهی به جز تعامل و رسیدن به نتیجه در گفت و گوهای ایران و 1+5 باقی نمانده است و این امر می تواند امروز یا فردای دورتر محقق شود.
به گزارش ایرنا، علی اکبر صالحی عصر سه شنبه در مراسم تجلیل از خانواده های شهدا و ایثارگران سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره پیشنهادات آمریکا مبنی بر قطع لوله های اتصال سانتریفیوژها گفت: من بنا ندارم نسبت به این مواضع رسانه ای پاسخ دهم چون بسیاری از آنها موضع گیری های رسانه ه

ادامه مطلب  

آخرین بازوی حیدر(ع)  

پر می‌شوم از باور فردای تازهپر می‌گشایم تا فراسوهای تازهیک آشنا می‌آید از سمت بهارانگل می‌کند در کوچه رد پای تازهعمریست اینجا چون کویر تشنه ماندمبر من ببار ای ابر باران‌زای تازهای ناخدای کشتی طوفان سوارانما را ببر تا ساحل دریای تازهبا ذوالفقار ای آخرین بازوی حیدربشکاف اینک فرق مرحب‌های تازه
محمد ظاهر احمدی «مهاجر افغانی»

ادامه مطلب  

داستان پرواز 27 و 28 تیرماه 93  

با توجه به 2 روز تعطیلی که داشتیم و اطلاعی که از طریق سیستم ارسال پیامک به بچه ها داده بودیم روز جمعه به ییلاق سامانلو رفتیم و قبل از ظهر 2 پرواز رو انجام دادیم و در پرواز دوم با سعید منتظر شدیم تا هوا کاملا ترمیک بشه تا بتونیم مسافت تمرین کنیم که با هم کمی تمرین کردیمو در ساعت 2 لند کردیم . فردای اون روز روز شنبه قبل از ظهر 2 پرواز انجام دادیم و در پرواز دوم باز با آقا سعید مسافت تمرین کردیم.  عصر حدود 12 الی 15 کیلومتر باد از سمت شمال شرق داشتیم یک پ

ادامه مطلب  

اختلاف قلعه نوعی و افشارزاده نمایان شد  

 
ایران - فرازنیوز: شکست‌های متوالی استقلال و تغییر گفتمان امیر قلعه‌نویی در قول قهرمانی دادن با اظهار نظر متناقض مدیرعامل این باشگاه مواجه شده و به نظر می‌رسد اختلافات بر روی یک موضوع به چالشی جدید در باشگاه آبی تهران تبدیل خواهد شد.
به گزارش فرازنیوز، مصاحبه‌های اخیر افشارزاده و امیر قلعه‌نویی را که کنار هم بگذارید متوجه می شوید که افشارزاده بسیار نرم اما جدی در حال مخالفت کردن با امیر قلعه نویی است.
آن روز که امیر قلعه نویی اعلام کرد

ادامه مطلب  

le regard est toujours bavard  

 دوباره کتابخانه و امروز، جمعه است.آن دوشنبه که نقلش رفت و آن دخترک که روایتش گذشت، گذشتند و تمام هفته ای که بود، به درس و مجاهده و مکاشقه گذشت. هفته را به دو شب insomnia شروع کردیم. مابقی را دست به نقد خمیازه کشیدیم. تا آمد خواب از سرمان بپرد، چهارشنبه بود. در میانه ی مهمانی تولد، یک شب زمستانی، مشغول خوش و بش با آشنا و نا آشنا، پیش خودمان فکر می کردیم و خوشبین فردا روز زیبایی باشد، شاید آفتابی و نسبتا گرم، برف نبارد و بشود تا آن گالری عکس خیاب

ادامه مطلب  

بهترین آرزو  

به نام خدا
بهترین آرزو
ربیعه پسر کعب می گوید :
روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله به من فرمودند :
ربیعه ، هفت سال من را خدمت کردی ، آیا از من پاداش نمی خواهی؟
من گفتم :
یا رسول الله مهلت دهید تا فکری در این باره بکنم .
فردای آن روز محضر حضرت رسول اکرم رفتم ، حضرت فرمودند : ربیعه حاجت خود را بخواه
گفتم : از خدا بخواهید مرا همراه شما داخل بهشت نماید .
فرمودند : این در خواست را چه کسی به تو یاد داده است؟
گفتم : هیچ کس به من یاد نداده است لکن من با خودم فکر

ادامه مطلب  

 

 
 
آغاز سال نو، با شادی و سرورهم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نورآغاز مدرسه، فصل شکفتن استدر زنگ مدرسه، بیداری من استدر دل دارم امید، بر لب دارم پیامهم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلاممهر از افق دمید، فصلی دگر رسیدفصل کلاس و درس، ما را دهد نویدشد فصل کسب علم، فصل تلاش و کاردانش به نسل ما، می‌بخشد اعتباردر دل دارم امید، بر لب دارم پیامهم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلامای در کنار ما، آموزگار ماچون شمع روشنی، در روزگار ماروشن ز نور توست، کاشانه دل

ادامه مطلب  

تنها خدا میداند  

 کشاورزی اسب پیری داشت که از آن در کشت و کار مزرعه اش
استفاده میکرد.یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ای فرار کرد.همسایه هادر خانه او جمع
شدند و به خاطر بدشانسی اش با او به همدردی پرداختند.
کشاورز به آنان گفت : شاید بدشانسی بوده ، شاید هم خوش
شانسی....تنها خدا میداند.
یک هفته بعد اسب کشاورز با یک گله اسب وحشی از آن سوی تپه
ها بازگشت.
این بار مردم دهکده بخاطر خوش شانسی به او تبریک گفتند.
کشاورز به آنان گفت : شاید خوش شانسی بوده ، شاید هم
بدشانسی....تنها خدا

ادامه مطلب  

بازآرید شهیدان مرا"بازآرید لاله ی سبز سرخ مرا"  

باسلام:بازآرید شهیدان مرا"بازآرید لاله سبزسرخ مرا"بازآرید انتقام فهم ها"بازآرید کودکان و نوجوان و پیر مرا"دفاع مقدس قامت تو را شکست"دفاع مقدس نشانه گرفت سر مرا"ای کاش جهان آرام گرفته بود"ای کاش جهان مرا گرفته بود"به گمانم آری.تو میآیی"نگران این نیستم که"شب دیگر من"فردای صبح عصر تو میآیی"مدینه انتظار من"مدینه رویایم"ای اسفا نردبان خدا"میگریست"از قدم تو راضی نبود"مریم مادران صفدر عشق"ای چشیده پرد دری"ای چشانده ی پایه ی روز گم شده"ای قدیم در قدیم

ادامه مطلب  

 

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفتوهی این و آن سرسری آمد و رفتولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرددلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکردیکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه استیکی گفت چه دیوار هایش سیاه است.یکی گفت چرا نور اینجا کم استو آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتریومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟و فردای آن روز خدا آمد و توی قل

ادامه مطلب  

میلاد اولین گل بوستان علی و زهرا مبارک باد  

 سلام بر لحظه هایی که تو را آوردند!سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.
 

ادامه مطلب  

بساط رباعی  

(1)
دنیای مرا به درد آلودی تو
هر روز به درد من می افزودی تو
 
من در پی دستان تو بودم اما
دنبال گرفتن مچم بودی تو
 
(2)
من اهل بساط شعر و دودم خانم
اینگونه اگر زرد و خمودم خانم
 
کی گفت به من پاسخ مثبت بدهی؟
من آدم زندگی نبودم خانم
 
(3)
از زندگی ام بوی عدم می آید
فردای سیاه دم به دم می آید
 
غیر از تو که اندوه مرا می فهمی
از هر کس و هر چیز بدم می آید
 
 

ادامه مطلب  

به جهنم!  

گر منتقدی باش، ولیکن به جهنم
اشک تو چکیده‌ست به دامن؟ به جهنم!
 دلواپس فردای وطن گشت برادر؟
زخم است به جان وی و بر تن؟ به جهنم!
صلحی که نمودیم، نیارزد به پشیزی
کوبیدن آب است به هاون؟ به جهنم!
 ما پسته خورانیم، شما غصه خورانید
در شهر گرانی شده؟ اصلاً به جهنم!
 ماشین چو گران است، مکدر شده باشم
ماندید چو در له‌شده آهن، به جهنم!
 ما جمله دل‌آرام، شدیداً همه شادیم
بشنید کسی مطلب موهَن؟ به جهنم!
 اندر صف ناجور سبد له‎شده‎گانید
کم آبی و کم نانی و کل

ادامه مطلب  

اولین گزارش جنگی رهبرانقلاب از تریبون مجلس در روز اول مهر 1359  

فردای همان روزی که صدام جنگ را علیه کشورمان آغاز کرد، گزارشی در مجلس ارائه شد که نشان می داد مسئولان سیاسی و نظامی کشور با اعتماد به نفس و آمادگی ، از کیان جمهوری اسلامی ایران دفاع می کنند.
 
 روز اول مهر 1359 مجلس شورای اسلامی به روال عادی تشکیل جلسه داد. ابتدا رئیس مجلس در باره جنگ سخنانی ایراد کرد. آیت الله هاشمی رفسنجانی به صدام و نیز برخی از عناصر ضدانقلابی داخل کشور هشدار داد و پس از تقدیر از ارتش، تریبون را به آیت الله سیدعلی خامنه ای که د

ادامه مطلب  

با نام خداوند مهربان و بزرگوار شروع می کنم.  

 
سلام سلام سلام به نیت نزول برکت به زندگی همه ما. خوشحالم که اولین پیامم رو شب میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت ، امام مهربانی ها می نویسم .امامی که یه روز بنا به دلایلی دنبال کتابی ازش می گشتم و فردای اونروز بلیط سفر به مشهد رو برام فرستاد و مستقیم منو دعوت کرد به حرم امنش و اصل ماجرا . امامی که یه روز وقتی فرزندم دور از جون خودش و همه با پریدن یه آبنبات تو گلوش خداینکرده داشت خفه می شد ، با آوردن اسمش ، یه سرفه کرد و آبنباتو بیرون انداخت .ا

ادامه مطلب  

حتماً حکمت خداست 93/7/1  

حتماً حکمت خداست
روزگاری پادشاهی بود که وزیری داشت که همیشه همراه پادشاه بودوهر اتفاق خیر یا شری که برای پادشاه می افتاد،خطاب به پادشاه می گفت : " حتماً حکمت خداست !تا اینکه  روزی پادشاه  دستش را  با چاقو برید  و  وزیر مثل 
همیشه  گفت : " بریده شدن دستت حکمتی دارد !" پادشاه این بار عصبانی شد و با تندی با وزیر برخورد کرد 
و اورا که به حکمت این اتفاق باور نداشت ،وزیر را به زندان انداخت. فردای آن روز طبق عادت به شکار بود که عده ای مردان  بومی  او  را

ادامه مطلب  

تصمیم امروز وضعیت فردای ما را رقم میزند  

امروز همه اش در این اندیشه بودم که "IT"  یا یک سال دیگر نشستن و خواندن و یا رشته عوض کردن و رفتن به حوزه هنر "مجسمه سازی". کدام راه بهترین راه است برای کنکوری ما اینک باید به سوی المنتش راهنما باشم؟ داشتم می آمدم خانه که همسایه امان را دیدم. پرسید نتیجه کنکور فرزند شما چه شد؟ گفتم. گفت آی تی بدرد نمی خورد. خیلی ها را می شناسد که بیکارند. گفت یک نفر بود که می آمد به او کامپیوتر بیاموزد یک کتاب هم در زمینه "کارآفرینی" ترجمه کرده بود ولی مدتها است که کار

ادامه مطلب  

عاشقی  

خط ابرو می کشی تاآسماندلبری را میکنی ,فصلی بیانمیشود تا انتهای چشم رفتبا خیال عاشقی تا این گمان,,,,,دل ستاندی  آخرین میعاد رابا خروش چشمکی بیداد رامیشود تا ابتدای اشک رفتاین وصال عاشقی  فریاد را,,,,,سینه,بی تاب ازنگاه یار شد لحظه ها  را خلوت اغیار شد میشودتا انتظاری خواب رفتتا مثال ازبوسه ای بیدار شد,,,,,,غمزه آری درکمین سایه ها میگذاری خاطراتی لحظه هامیشود تا التماسی راه رفتتا خصال نرگسی را  واژه ها ,,,,,حسرتی را دل نشاندقهرتو سوز بر غوغا فشاند

ادامه مطلب  

ملایر خدا به تو نظر داره....-حمید هنرجو  

روزگار، بالا و پایین داره، خیر و شر دار هاَ ترقی مُکنه که
همت و هنر دارَهروله! شوگار هرچی اَم بُلن باشه، سحر داره
به خدا قسم دعا اثر داره
ملایر! خدا به تو نظر داره...عمری سرد و گرم روزگار
چشیدی وطنم!چه روزای تلخ و شیرینی که دیدی وطنم!تو به مو رسیدی اما نبریدی
وطنم! هروجب خاک تو، کلی زر
داره ملایر! خدا به تو نظر داره
...یاد جوکار افتادم با اُ همه ب

ادامه مطلب  

داستان کوتاه...  

يه دوست من دارم كه ايشون ميگه ما صد مترجلوتراز خودمونا مي بينيم وفقط خداست كه كيلومترها جلوتر ازمارا مي بيند.نظر شما چيه؟
ممکن است
كشاورزی بود كه تنها یك اسب برای كشیدن گاوآهن داشت. روزی اسبش فرار كرد. همسایه ها به او گفتند: چه بد اقبالی! او پاسخ داد: ممكن است. روز بعد اسبش با دو اسب دیگر برگشت. همسیه ها گفتند: چه خوش شانسی! او گفت: ممكن است. پسرش وقتی در حال تربیت اسبها بود افتاد و پایش شكست. همسایه ها گفتند: چه اتفاق ناگواری. او پاسخ داد: ممكن است.

ادامه مطلب  

نمره نقاشی - داستان  

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره‌ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره‌ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!» فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می‌تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟» م

ادامه مطلب  

نتایج سومین روز مسابقات والیبال اینچئون  

 
نتایج سومین روز مسابقات والیبال اینچئون
سومین روز مسابقات والیبال بازی های آسیایی با برگزاری شش مسابقه در دور مقدماتی دو گروه مردان و زنان پیگیری شد .تیم های کویت، هنگ کنگ و تایلند در گروه مردان این رقابت ها به پیروزی رسیدند و زنان ژاپن، قزاقستان و چین تایپه نیز برابر حریفان خود به پیروزی رسیدند.در گروه دوم مردان کویت سه بر صفر عربستان سعودی را شکست داد. در گروه ایران (گروه سوم) نیز هنگ کنگ سه بر صفر از سد مردان مالدیو گذشت. در گروه چهارم نی

ادامه مطلب  

به سوی اعمال بشتابید  

 
به سوی اعمال بشتابید 
 
 
 
        بنا بر اصل مدیریت زمان، همه کارها زمان و موقعیت مناسبی را برای اجرا می‌طلبند و تعیین این اوقات، برعهده همین اصل است. گاهی اقدام زود هنگام، نتیجه ای ندارد. گاهی نیز درنگ بی جا و از دست دادن فرصت‌های ناب و کم نظیر، زمان را به هدر می‌دهد. تأکیدهای مکرر حضرت علی علیه السلام بر انجام دادن تکالیف، به اهمیت و نقش مؤثر زمان در کارها اشاره دارد و آدمی‌را به تفکر در مسائلی چون بلاهای تقدیری، فرا رسیدن اجل و مرگ، گذش

ادامه مطلب  

سرود حادثه  

 
((سرود حادثه))
 
شاید قیام لحظه ها
تکرار فردای منست
صدای حبس ابد
این قلب تنهای منست
 
شاید نبود تو دگر
خالی شود از دلهره
آسانترین راه شود
گذر از عشق آینه
 
شاید سرود حادثه
مرا بسویت آورد
نگاه پر زدرد من
از اشک دل نمی کند
 
شاید به حرم این زمان
تا مرز رفتن آورم
دستی پر  از خالی عشق
قلبی پر از نبود جان   
 

ادامه مطلب  

دخترکوچولوی ف  

ازصبح دیروز تا صبح امروز اتفاق های زیادی پیش اومده.بعضی ازاونها بیات شده وبعضی ازاونها روهم دیگه حوصله ای برای نوشتن یا یادآوریشون ندارم.دیروز بعدازاینکه من ومامان ازدانشگاه برگشتیم، رفتیم خونه ی عمه جون.دلم برای دخترهاش تنگ شده بود، جفتشون هم باردارن. روزهای خوبی باهم داشتیم،وقتی به ده سال قبل برمیگردم وخاطرات من وداداش واون دوتا رو مرور میکنم بی اختیارلبخندگرمی روی لبام میشینه.چه زودتموم شد اون روزا! ازدعواهای وسط خاله بازی تا انتخاب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1