دخترم با تو سخن می گویم
زندگی در نگهم گلزاریست
و تو با قامت چون نیلوفر ، شاخه ی پر گل این گلزاری
من به چشمان تو یک خرمن گل می بینم
گل عفت ، گل صد رنگ امید
گل فردای بزرگ ، گل فردای سپید
چشم تو آینه ی روشن فردای من است
گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ
کس نگیرد ز گل مرده سراغ
دخترم با تو سخن می گویم
دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش
همه گل چین گل امروزند
همه هستی سوزند
کس به فردای گل باغ نمی اندیشد
آنکه گرد همه گل ها به هوس می چرخد
بلبل عاشق

ادامه مطلب  

آخرين نفس هاي درياچه  

در پی طرح مجدد مسأله دریاچه ارومیه، مؤسسه جغرافیایی، کارتوگرافی و
آینده‌پژوهی «تصویرسازان فردای خاکستری (تصویرسازان فردای سبز سابق)» آخرین
تصویر ماهواره‌ای از دریاچه ارومیه را در اختیار الف قرار داد. بر
اساس این تصویر که میزان دقت آن هنوز به تأیید کارشناسان تأییدشده نرسیده،
خوشبختانه جای دریاچه در مختصات محل سابق آن بر جای مانده است، که خود
چراغی برای راه آیندگان می‌باشد. این مؤسسه یاد دریاچه را گرامی و راهش را
پررهرو اعلام کرده اس

ادامه مطلب  

لذت یک موسیقی خوب... (22)  

لیلای من کو، حمید حامی
کو آشنای شبهای من،کو؟دیروز من کو،فردای من کو؟شهزاده من، رویای من کو؟کو هم قبیله، لیلای من کو؟
وقتی نوشتم عاشق ترینمگفتی نمی خوام تو رو ببینمبرات نوشتم یه بی قرارمبا خنده گفتی دوس ت ندارم
رو بغض ابرا نامه نوشتمقلبمو مهر نامه گذاشتمبا تو می گیره ترانه هام جونوقتی نباشی می میره مجنونچند روزه بارون داره می بارهبوی شکستن برام میارهمیگه غزلپوش تو رو نمی خوادلیلای خوابت دیگه نمیاد
کو آشنای شبهای من کودیروز من کو، فردای من

ادامه مطلب  

 

فردای روزی که نیروی دریایی انگلستان توانست نیروی دریایی اسپانیا را شکست دهد ملکه الیزابت تصمیم گرفت به همه افراد نشان لیاقت دهد این موضوع به گوش دریا سالار وارک که مرد نکته سنجی بود رسید فورا یک حکم نظامی صادر کرد چون زیبایی علیا حضرت ملکه خیره کننده بود هر فرد سرباز باید دست راست خود را هنگام گرفتن مدال حائل بر چشمش میکرد البته این یکی از احتمالات پیدایش سلام نظامی است 
کتاب 100داستان 100معما مولف علی پور علی دانشور 

ادامه مطلب  

میلاد امام حسن مجتبی (ع )  

سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!
سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏ السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.
 
ولادت با سعادت کریم اهل بیت ،مظهر جود و کرم و بخشش مبارک
 

ادامه مطلب  

آری! فردای من اینگونه است  

ساعت یک بعدظهر است و مامور مخابرات برای نصب خط E1 شرکت قرار است مراجعه کند.
اما من دانشگاه هستم، چرا که سه جلسه غیبتم پر شده و اگر نروم ترمم حذف می شود.
اما پدرم را فرستادم؛ اما به موقع نمیرسد و مامور مخابرات  مدام با همراهم تماس میگیرد.
همراه من در حالی زنگ می خورد که شکم روش گرفتم و به سمت دستشویی هجوم میبرم.
در حالی که به سمت دستشویی هجوم می برم؛ در آن لحظه عشق در یک نگاه را تجربه میکنم!
در حالی عشق در یک نگاه را تجربه میکنم که دوستم که از من ارث

ادامه مطلب  

M:همه چی باتوقشنگه عشق من  

 
 چقدر رویایی وقشنگه شبی که دستامونوواسه همیشه تودست همدیگه میزاریم وبادل هامون قسم میخوریم که تاابدکنارهمدیگه بمونیم.
 
چقدرخوبه که توی اون شب قشنگ جمله ی قشنگ دوستت دارم عشق من رو به همدیگه بگیم وزندگی مشترکمون روشروع کنیم
چقدرقشنگ میشه که جلوی همه ی مهمونا دست به دست همدیگه باعشق برقصیم
چقدرقشنگ میشه که فردای عروسیمون وقتی چشمامون روبازمیکنیم نگاهمون توی همدیگه قفل بشه
اماهمه ی این قشنگی هافدای یه لبخندعاشقانه ی تو.بدون تو هیچی تود

ادامه مطلب  

خانه تکانی دل  

سلام،سلام بر حسین (ع)
سلام بر امامی که برای حفظ دین و  شریعتش از هیچ کاری ابایی نداشت و میخواست دین اسلام در جان دل مسلمونا نفوذ کنه و....
ایشالا در عزاداری هامون بتونیم قدری هم برای خودمون دعا کنیم تا آدمی باشیم که امام حسین میخواست.
آدمی باشیم که فردای قیامت شرمنده امام مون نباشیم.
آدمی باشیم که بتونیم جلوی رقیه 3 ساله و علی اصغر 6 ماه سرمونو بلند کنیم.
التماس دعا
من و یادتون نره****

ادامه مطلب  

ah zendgi........  

به سلامتی کسی که وقتی بغلش کردم ....تمام تنم لرزید!!!نه واسه خوشحالی یا عشق بازی!!!!!واسه ترس از فردای بدون اون!!!به سلامتي كسي كه دوست داشتم كنارش باشمكنارم باشهبرم تو بغلشسر رو شونه هاش بذارموزار زار اشك بريزمواسه فرار از دلتنگياموساه فرار از تنهاييام برم تو بغلشواسه فرار از خيليا و خيلي چيزا برم تو بغلشآروم بگيرماما نشدچون فرسنگ ها و كيلومترها با هم فاصله داشتممن نيمه شمالي كشور بودم و اون دقيقا نزديك خيلج هميشگي فارسخيلي دلم ميخواست و ميخو

ادامه مطلب  

 

شعر شهریار هنگام دیدن معشوقه اش ثریا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سرب

ادامه مطلب  

من آنجا چشم در راه توام ناگاه تو را از دور میبینم که می آیی ...  

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
 
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
همان فردای افسون ریز و رویایی
همین فردا که راه خواب من بسته است
همین فردا که ما را روز دیدار است ...
 
من آنجا چشم در راه توام ناگاه
تو را از دور میبینم که می آیی
تو را از دور میبینم که می خندی
تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی ...
نگاهم باز حیران تو خواهد ماند
سرا

ادامه مطلب  

من دختر روزای تنهاییم  

من دختر روزای تنهایی با هر عذاب تازه جنگیدم از غصه ی فردا نگو با من روزای از این بدترم دیدم
 
تا مرز وحشت ، تا جنون رفتم از ترس دیوونه شدن کم نیست تو اومدی و من به غیر از تو چیزی به جز تصویر یادم نیست
تو اومدی تا فکر روزای تلخ گذشته از سرم وا شه من ضربه خوردم تا قوی تر شم فردای من میتونه زیباشه … ♫♫♫ هر اتفاقی که برام افتاد شاید دلیل محکمی داره وقتی ورق برگرده میبینی این زندگی به من بدهکاره این زندگی به من بدهکاره..
باید منو باور کنی تا عشق سقف ا

ادامه مطلب  

ای چراغ راه، ای کشتی رهایی  

 
 
 
و اما تو ای حسین!
 
با تو چه بگویم ؟
" شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل "
و تو ای چراغ راه، ای کشتی رهایی، ای خونی که از آن نقطه صحرا ، جاودان می‌طپی، و می‌جوشی، و در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسل‌ها می‌گذری، و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می‌کنی، و هر بذر شایسته را، در زیر خاک ، می‌شکافی و می‌شکوفایی، و هر نهال تشنه‌ای را به برگ و بار حیات و خرمی می‌نشانی،
 
ای آموزگار بزرگ شهادت !
برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما ب

ادامه مطلب  

نقطه ای بگذار بر خط پایانم ....برو  

 

نقطه ای بگذار بر خط پایانم .....برو
روزگار عشق را این است تاوانم...برو
رد شو از تنهایی رنجور و محنت پیشه ام
راه این آوارگی را خوب میدانم .....برو
شیشه ی بشکسته سنگی را نمی خواهد دگر
خاک من اینجاست در کوی جانانم ...برو
پشت هر تکرار تو یک آسمان تردید بود
وای از این تقدیر درد است درمانم ....برو
خاطراتم پشت پایت اشک ریزان می چکید
کاش می مردم نمی گفتی پشیمانم ...برو
قاب عکس کهنه دل یادگاری ماندنی است
من همینجا پیش چشمانت میمانم ...برو
حال من خوب است فکرش را

ادامه مطلب  

کار اداری  

وقتی برای جریان معافیت به نظام وظیفه رفته بودم با یک سرگرد بحثم شد. مشاجره سر این بود که ایشان نیم ساعت مرا علاف کرده بودند و خیلی خونسرد میگفتند تازه شما که منتظر نماندید؛ بروید ببینید بقیه دو سه ساعت منتظر بودند. از کوره در رفتم و چنان خیز برداشتم به سوی میزش که سرباز صفری که در آن حوالی بود به سرعت آمد طرفم. سرگرد هم که دید اوضاع پس است و این شیر زخمی( خودم:)) ) اصلن قابل کنترل نیست و سرباز نحیف لاجون هم نمیتواند از پسش برآید به اشتباه خود اعتر

ادامه مطلب  

..رانی فردالورفت +شوخی  

حکایت الله خان .همان سخنگوی صومعه سخنرانی فردای شیخ درجمع مریدان که پشت درهای بسته اجراخواهدشد راچنین فاش کرد که ای مریدان صومعه اطراف اوکراین :
مدتی است دیگر دستم به قلم نمیرود .اینکه مشکل ازقلم است یادستم بماند ولی  هرگاه موضوع مهمی رامیخواهم بنویسم ناگهان دستم دهانم راگازمیگرد...ازاین روترجیح میدهم سکوت کنم ..
اودرادامه علت برپائی مراسم فردا درپشت درهای بسته راتهدید  جدائی طلبان کوبانی درحمله باموادشدیدالاحتراق جدیدی بنام اسیدغنی شد

ادامه مطلب  

علاقه مادرزن  

زنی سه دختر داشت که هر سه ارذواج کرده بودند.یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدنداز قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این

ادامه مطلب  

بهشت گم شده  

بهشت گم شده
هِه... ناسلامتی برای خودت مردی شده ای!
شنیده ام تازگیها لب به سیگار میبری!
با تو ام دختر آریایی!
حواست هست به کجا میروی؟ میدانی چه میکنی؟ با خودت چه کار کرده ای؟
 
چه شد آن لطافت و عشوه دخترانه ات؟
بهشت زیر پایت را گرفتند! حواست هست؟! زیر پایت را خالی کرده اند!
 جایگاهت را به تاراج میبرند و تو سیگار دود میکنی تا ثابت کنی که مردانگی به مرد بودن نیست!
نمیخواهی به خودت بیایی؟
فرزندان فردای این مرز و بوم مادر میخواهند. مادری با همان اح

ادامه مطلب  

چهارشنبه 930807  

سلام . امروزهم روز کاری بود و ... خودم رو به سرقرار رسوندم و با دوستان دیگه رفتیم مدرسه ... زنگ اول رو که یه مراسمی از طرف بسیج دانش آموزی برای بچه ها گذاشته بودند درمورد پدافند غیر عامل ... رئیس اداره هم اومده بود واسه بچه ها صحبت کنه ... یه چند دقیقه نشستم گوش کردم ولی چون هوا سرد بود رفتم داخل... بعد از سخنرانی ... رئیس اومد تو دفتر و برای آقایون دبیران هم یه صحبتهایی کرد ... بعدشم نظرات دوستان رو درباره مشکلات مدرسه خواست...مدیرمدرسه هم صحبتهایی از مش

ادامه مطلب  

مباهله  

پیامبر اسلام در سال دهم هجرت نامه‌ای به اسقف نجران نوشت و طی آن مسیحیان نجران را به دین اسلام دعوت کرد. نمایندگان پیامبر اسلام، عتبة بن غزوان و عبدالله بن ابی‌امیة و الهدیر بن عبدالله و صهیب بن سنان، نامه را به اسقف مسیحیان نجران رساندند. وی پس از خواندن نامه، شورایی مرکب از شخصیت‌های مذهبی و غیرمذهبی تشکیل داد که وارد مدینه شوند و از نزدیک با پیامبر دیدار کنند و دلایل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند.
هیئت مسیحیان نجران متشکل از ۴۰ یا ۶۰

ادامه مطلب  

داستان...  

اصالت بهتر است یا تربیت
روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت
عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با
افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟شیخ گفت : هر
چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او
گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک
نتوانستند یکدیگر را قانع کنند. بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ
دعوت کرد تا حر

ادامه مطلب  

با صفحه کلید زندگی کار کنید  

«آ» : «آرامش» وقتی به سراغت می‌آید که «تلاش» کرده باشی.«ا» : «اعتماد به ‌نفس» یک «سرمایه» است نه یک «کلمه»!«ب» : برای «بهتر» شدن زندگی‌ات، «بهتر» فکر کن!«پ» : چرک‌نویس‌های زندگی‌ات گاهی به «پاک‌نویس» احتیاج دارند!«ت» : «تفاهم»، درک کردن نیازهای طرف مقابل است نه دانستن نیازهای خود!«ث» : «ثابت‌قدم بودن»، یکی از راه‌های «موفقیت» است.«ج» : «جرأت» با داشتن «ترس» به‌وجود می‌آید.«چ» : «چگونگی برخورد با مشکلات و ناکامی‌ها» مهم است، نه خود مشکل

ادامه مطلب  

اولین خواستگاری :(  

سلامممممممممممممممم آبجیاو داداشای مهررررررررررررررربوووونم
سلام عمرم امروز میدونی چه روزیه ؟؟؟یادت میاد ؟؟؟؟؟
بزار خودم بگم پارسال همین روز یعنی8/6/92اومدید خواستگاری یعنی اولین خواستگاری بود هم تو هم من اونروز هردومون استرس داشتیم چون با حرفایی که بابام زد مطمعن شدیم که جواب منفی میخواد بده بهتون !!!اون روز بعد اینکه رفتید بابای من گفت دخترم شما به درد هم نمیخورید من ی عالم التماسش کردم ولی قبول نکرد فردای اون روز به تو زنگ زدو جواب منف

ادامه مطلب  

کوهنورد  

 داستان درباره کوهنوردی است که می خواست بلند
ترین قله را فتح کند .بالاخره بعداز سال ها آماده سازی خود، ماجراجوییش را آغاز
کرد اما از آنجایی که آوازه فتح را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از
قله بالا برود.او شروع به بالا رفتن 
کرد،اما دیر وقت بود و به جای چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد،تا
اینکه هوا تاریک شد.سیاهی شب بر کوه ها سایه افکنده بود وکوهنورد قادر به دیدن
چیزی نبود.همه جا تاریک بود.ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند

ادامه مطلب  

حرّ در برابر امام  

حرّ در برابر امام حُرّ به خیام اهل بیت نزدیک می شد، در حالی که دست بر سر نهاده بود و زمزمه
می کرد: «أَللّهُمَّ إِلَیْکَ أَنَبْتُ، فَتُبْ عَلَیَّ، فَقَدْ أَرْعَبْتُ قُلُوبَ أَوْلِیائِکَ وَ أَوْلادِ بِنْتِ نَبِیِّکَ». هنگامی که نزد
امام رسید با ناراحتی و پشیمانی گفت: «جانم فدایت، ای فرزند رسول خدا، منم کسی که راه را بر
تو بستم و سایه به سایه با تو آمده و از تو جدا نشدم و تو را در این سرزمین پر آشوب نگه داشتم.
به خدایی که هیچ معبودی جز او نیست،

ادامه مطلب  

 

گاهی وقت ها با خودم می گویم کاش می شد از روی دست خدا تقلب کرد و فقط یک ذره از فردا را دید.
 همان روزهایی که می مانم میان رفتن و ماندن، گفتن و نگفتن، صبر کردن یا نکردن.
چه بلاتکلیفی تلخی می شود زندگی گاهی.
 میان این همه علامت سوال که هر روز جلویم سبز می شوند. معطل می مانم که با این عقل ناقصم چه کنم. من که همه چیز را نمی دانم. هیچ کس نمی داند.
ترس از اشتباه همه وجودم را می گیرد. آن وقت است که دلم می خواهد شبی نصفه شبی آرام در اتاق خدا را باز کنم. پاورچین

ادامه مطلب  

 

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند...... دکتر علی شریعتی
 
-----------------------------------------حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. .....دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و

ادامه مطلب  

نگاه بارانی  

 
 
***ای کاش ها ا ا ا ا *** 
 
 ***   یا به زبانی دیگر ناشکریها  ***
 
کاش یه کم قدم بلند تر بود ! ! !
 
اگه یه کم خوشگلتر بودم چی می شد ! ! !
 
اگه مثل بعضیها پول دار بودیم ! ! !
 
کاش پوستم سفید بود ! ! !
 
اگه شوهرم شغلش بهتر و پر در آمد تر بود ! ! !
 
کاش خدا به جای دو تا دختر ،یه پسر و یه دختر بهم داده بود ! ! ! 
 
کاش وضع خونم بهتر و شیک تر بود ! ! !
 
کاش  کاش  کاش . . . . . 
 
 
                        ***  داشته های زندگی ***
 
خدایا شکرت . . .
 
که قدم متوسطه وگرنه پول پارچه برای

ادامه مطلب  

پیام دکتر شریعتی به دکتر مصدق!  

پیام دکتر شریعتی به دکتر مصدق
‏‎‎
 
ای سردار پیر سر از  زانوی اندیشه ات بردار و خروش فرزندانت را بشنو که با سینه های مالامال از امید به فردای پیروزی نام تو را می برند .
 
ای دهقان سالخورده تاریخ ما … کاش می توانستی دیوارهای قلعه ای را که در آن زنجیرت کشیده اند ، بشکافی و بیرون آیی تا به چشم خویش ببینی از بذری که در مزرعه اندیشه ها افشانده ای ، نسلی روئیده است که جز به جهاد نمی اندیشد و جز به راه تو گام نمی گذارد و تو آنگاه می دیدی نهضتی را که تو

ادامه مطلب  

پیشنهاد اتاق های تجارت هرات، به حکومت جدید ...  

اتاق های تجارت و صنایع هرات ادعا دارد که دولت افغانستان در سیزده سال گذشته حامی و پشتیبان تجار نبوده است.
مسئولان این اداره میگویند که اکنون باید سکتور های خصوصی در محراق توجه دولت قرار گیرند.
توجه به شهرک صنعتی، پشتیبانی مالی، و جلوگیری از ورود کالاهای مشابه از دیگر ممالک، از جمله بزرگترین خواسته های تجار در هرات است.
از سوی دیگر آگاهان اعتقاد دارند که پلان های دولت در طول سیزده سال گذشته بر روی اقتصاد کشور نادرست بوده و باید توجه بیشتری ص

ادامه مطلب  

من روی کاپوت ماشین می شینم و بهش فرمون می دم.  

توی شرهانی فاصله خط مقدم ما با عراقی ها خیلی کم بود برا همین ، فرمانده خط مقدم که از بچه های لشکر ذولفقار ارتش بود از قرارگاه خواسته بود که جلوی یگانش مین گذاری بشه . ماموریت رو به یگان ما دادند ما با پای پیاده روز رفتیم و جاده رو شناسایی کردیم و از پشت خاکریز های ایران محل هایی که باید شب مین گذاری می شد رو دیدیم . خلاصه ، شب با یه دستگاه خودروی کا ام حرکت کردیم .
به محلی رسیدیم که دیگه باید چراغ خاموش می رفتیم چون به محض دیدن نور چراغ خودرو ، عرا

ادامه مطلب  

امیر قلعه نویی : با هیچ بازیکنی تعارف ندارم  

به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال، امیر قلعه نویی در نشست خبری پیش از دیدار تیمش و صبای قم گفت: همه بازیای لیگ شرایط خاصی دارند. الان همه تیمها پیشرفت کرده اند و هر بازی شرایط خاص دارند مثلا جلوی پارسه یک نیمه ما از این تیم عقب بودیم. بازی فردای ما برابر صبا خیلی سخت است. مرفاوی مربی باهوشی است و بازیکنان خوبی دارد. ما روز به روز بهتر می شویم. مصدومان ما به شرایط تمرین رسیده اند اما به شرایط مسابقه نرسیده اند با اینحال احتمالا فردا مگویان بازی

ادامه مطلب  

جملات کوتاه درمورد مهر ماه وبازگشایی مدارس  

فصل مهر، فصل رویش جوانه های امید، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسید، فصل مهر، فصل آشنایی با خدا، فصل خوشه چینی ستاره ها، فصل همکلاسی های دیروز و هم نیمکتی های امروز، از راه رسید.
امروز زنگ آگاهی به صدا در می آید و پرچم دانش برافراشته می شود، درب گلستان معرفت گشوده می شود و صدای جنب و جوش و شور و هیاهوی بچه ها، فضای مدرسه را پر می کند.



یاسمن ها از قصّه های دیروز می گویند و معلمین درس امروز می دهند و کبوتران وجود را به پرواز در می آورند، تا به دا

ادامه مطلب  

شعر .................. پرسپولیسی  

ما کيسه نيستيم
تو دنیای زمین و توپ رنگـی یه پرسپولیس داریم به چه قشنگي

اسم قشنگش روی تخت جمشید از اون قدیم ندیما می درخشید
رنگِ آتـیش غـیرت پــیرهنش مـی یاره افـتخار واسـه مـیهنش
طرفداراش سر به فلك می كشن عــاشـق رنـگِ مـثِ آتـیشِشَن
دفـاع ِ مـحكمش مثِ یه سـدِه هر كسی از جـونش بزاره ، ردّه
دروازه بـاناش مثِ پـادشاهن شــاهینن و بـدون اشتــباهن
آقــای گل همیشه از قرمزاس حسابِ سرخ از همهُ لیگ جداس
یه پرسپولیسه با یه دنیا عاشـق یه دشـتِ غـرقِ

ادامه مطلب  

همایش اهر،شهرهالا؛تجربه ای بزرگ وماندگار  

26 مهرماه سال 1392 شاهد رویداد بزرگی بودیم که از سال ها پیش آرزوی عملی شدن آن را در دل داشتیم. همایش؛ « اهر، شهر هالا» و همراه با آن « نکوداشت استاد اسماعیل ملک جهانی» بنیانگذار هنر رزمی هالا و همچنین افتتاح خیابان نام گذاری شده به نام نامی اسماعیل ملک جهانی و افتتاح مدرسه هالا.
ایده برگزاری چنین همایشی در سال 88 کلید خورد ( ضمن این که؛ « تلاش برای اعتلای ورزش رزمی هالا» یکی از مفاد قطعنامه دومین همایش توسعه ارسباران بود که 26 و 27 مهرماه سال 1388 در د

ادامه مطلب  

اندکی تامل...  

در آستانه محرم اندکی تامل و تعمق درجملات زیر از  دکترعلی شریعتی می تواند مفهوم و هدف عزاداریهای این دهه رابیشتر به ما بشناساند...ما که شاید از سر تکرار فراموش کرده ایم که آرمان و مسیر راه حسین (ع) چیست و گریه هرساله مان برای کیست و برای چیست...!؟
ما که این سالها عزای محرم را با طبلهای چینی ، برهنه شدن در جمع عزادارن ، سبکهای تند و بعضا لس آنجلسی نوحه خوانی ، اشعار بعضا سخیف و  hاسراف در آش و پلوهای نذری !   از مسیر واقعیش منحرف نموده ایم و جهالت چند

ادامه مطلب  

«او که آمده بود»  

 
به گوشه­ی مسجد آمده بود و در همان گوشه تنها نشسته بود. حتی یک پارچه­ی کوچک هم همراه خودش نیاورده بود. نمی­دانست چکار کند. کولر مسجد هم مدام سرمایش را به جان آدم های داخل مسجد می ریخت.
    نشسته بودم و از دور می­دیدم­اش. او هم مدام به این و آن نگاه می کرد. حرف نمی زد. سفره ی افطاری را که انداختند، نشست و کامل غذایش را خورد. رفت گوشه ای دراز کشید و خوابید. به نظر خیلی خسته می آمد؛ خیلی. هنوز نگاهم به او بود.
    برای نماز صبح که همه بیدار شدند، مسئول

ادامه مطلب  

محرم در جبهه  

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 نزدیک محرم توی جبهه غوغا بود و همه خودشون رو آماده برای عزاداری ابا عبدالله‌الحسین(ع) می‌کردند.
اصلا جبهه رو سینه‌زنهای امام حسین تشکیل داده بود و جنگ روی کاکل اونها می‌چرخید. به همین خاطر ایام محرم، جبهه‌ها حال و هوای خاصی داشت که وصف‌ناپذیر بود.
شاید برای شما هم جالب باشه که بدونید ماه محرم در ۸ سال دفاع مقدس در چه ایامی بود.محرم سال  ۵۹، هفته سوم آبانماه؛ یعنی اوایل تجاوز عراق به میهن اسلامی ما.محرم سال۶۰، هفته دوم آبا

ادامه مطلب  

گريه امام زمان(ع) در مصيبت حضرت ابوالفضل(ع)  

 
در یکی از این سالها که عهده‏ دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه‏ هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو

ادامه مطلب  

اتاق  

نقشِ یک مردِ مُرده در فالت...توی فنجانِ مانده بر میزمخط بکش دورِ مردِ دیگر را...قهوه‌ات را دوباره می‌ریزمزندگی از دروغ تا سوگند...خسته از زیر و روی رو در روزیر صورت هزارها صورت...خسته از چهره‌های تو در توچشم بستی به تختِ طاووسم...در اتاقی که شاه من بودممردِ تاوانِ اشتباهت باش...آخرین اشتباه من بودم...چشم وا کردم از تو بنویسم...لای در باز و باد می‌آمداز مسیری که رفته بودی داشت...موجی از انجماد می‌آمدمفت هم بوسه‌ام نمی‌ارزد...وای از این عشق‌های دو

ادامه مطلب  

بیدار شدن برای نماز صبح  

نکاتی جهت بیدار شدن برای نماز صبح:
1. هر چه معده در هنگام خواب شب سبک باشد، به هنگام صبح راحت تر می توانید از خواب برخیزید. از این رو فاصله ی دو ساعت بین خوردن شام و خواب فاصله ی مناسبی است . البته بهتر است غذایی که میل می کنید، نیز غذایی سبک و کم حجم باشد .حضرت عیسی (علیه السلام) می فرماید : ای بنی اسرائیل! پرخوری نکنید؛ زیرا هر که زیاد بخورد، زیاد می خوابد وهر که زیاد بخوابد، کمتر نماز می خواند وهر که کمتر نماز بخواند، در زمره غافلان قلمداد می شود.

ادامه مطلب  

مرثیه‌ای برای یک پایان  

۱.
ولی‌عصر را آمدیم به سمت شمال. دیرش شده بود. تقصیر من بود. صبح دیر بیدار شده بودم. از دیر بیدار شدن من رسید به بی‌مسئولیت بودن و ول‌گردی و بی‌خیالی و فلان. خواستم بگویم که تقصیر تو هم بوده، بعد فکر کردم که مهم نیست، ارزش بحث کردن ندارد. چشم‌هایم را بستم. قرار است اجازه ندهم هیچ چیز - مطلقن هیچ چیز - روز آخر را خراب کند. روز‌ آخر باید بدون نقص قاب گرفته شود تا بگذارمش در دالان « دوست‌داشتنی‌های تلخ » ، در کنار روز اعلام نتایج، روز شروع دو

ادامه مطلب  

مخاطب خاص  

زمان زیادی گذشته بود از آخرین و تنها باری که دختری تونسته بود باعث بشه دلم بلرزه،تو این مدت زندگیم دستخوش بزرگترین اتفاق زندگیم بود و بی شک اون بیماریم بود.از وقتی این اتفاق واسم افتاد عهد کرده بودم که خودم رو وارد مسایلی نکنم که باعث بشه زندگیمو تحت شعاع خودش قرار بده اما انگار اتفاقهای بزرگ زمانی سراغ آدم میاد که انتظارشو نداره...شرایط زندگیم به کلی عوض شده بود و من همچنان در سردرگمی چرایی این بیماری بودم ،با پیشنهاد یکی از آشنایان و پرس و

ادامه مطلب  

خواب مقبل کاشانی شاعر اهلبیت  

خواب مقبل کاشانی شاعر اهلبیت
 
 
 
مرحوم حاج اسماعیل سبزواری در کتاب عددالسنه کیفیت خواب مقبل را از حزن المؤمنین نقل نموده و فرموده که خود احقر در اصفهان در خانواده مقبل کیفیت خواب را به خط او نیز دیدم که خوابش را چنین نقل نموده: در سالی که زوار بسیاری، از اصفهان به جهت زیارت عاشورا عازم کربلا شدند و من مرد تهی دستی بودم، به یکی از دوستان خود گفتم که میترسم بمیرم و آرزوی زیارت سیدالشهداء روحی له الفداء در دلم بماند، پس او دلش بر من سوخت و بر ح

ادامه مطلب  

مطلب خواندنی  

در قدم نخست ماه محرم و شهادت حسین ابن علی و یارانش را به تمامی آزادیخواهان جهان تسلیت، اما پیروزی خون بر شمشیر و آزادی در برابر جبر و بردگی را تبریک عرض می کنم.
محرم ماهیست که امام حسین با لشکر کوچک اما پیروزش آزادی و عدالت انسانی را یکبار دیگر در تاریخ بشریت رقم زد. حسینیان کربلا درست 1400 سال قبل از امروز برای آزادی من و تو مبارزه می کردند، آزادی، حق و کرامت من و تو در قفس های یزید و معاویه زندانی شده بودند اما کسی که یکبار دیگر برای ما آزادی، ح

ادامه مطلب  

مطلب خواندنی  

در قدم نخست ماه محرم و شهادت حسین ابن علی و یارانش را به تمامی آزادیخواهان جهان تسلیت، اما پیروزی خون بر شمشیر و آزادی در برابر جبر و بردگی را تبریک عرض می کنم.
محرم ماهیست که امام حسین با لشکر کوچک اما پیروزش آزادی و عدالت انسانی را یکبار دیگر در تاریخ بشریت رقم زد. حسینیان کربلا درست 1400 سال قبل از امروز برای آزادی من و تو مبارزه می کردند، آزادی، حق و کرامت من و تو در قفس های یزید و معاویه زندانی شده بودند اما کسی که یکبار دیگر برای ما آزادی، ح

ادامه مطلب  

مطلب خواندنی  

در قدم نخست ماه محرم و شهادت حسین ابن علی و یارانش را به تمامی آزادیخواهان جهان تسلیت، اما پیروزی خون بر شمشیر و آزادی در برابر جبر و بردگی را تبریک عرض می کنم.
محرم ماهیست که امام حسین با لشکر کوچک اما پیروزش آزادی و عدالت انسانی را یکبار دیگر در تاریخ بشریت رقم زد. حسینیان کربلا درست 1400 سال قبل از امروز برای آزادی من و تو مبارزه می کردند، آزادی، حق و کرامت من و تو در قفس های یزید و معاویه زندانی شده بودند اما کسی که یکبار دیگر برای ما آزادی، ح

ادامه مطلب  

رمان نیمه کره ای | قسمت هشتم: پیمان  

 
قسمت هشتم: پیمان
فردای اون روز مدیر کیم به گو آرا اطلاع داد که از جانب خودشون مشکلی با این همکاری ندارن و منتظر جواب سی جس هستن. این درست همون چیزی بود که آرا ازش می ترسید. نمی دونست بعد از گفتن اون اراجیف و رفتار ناشایست، چطور می تونه جلوی یوچون آفتابی بشه؟حالا چند دقیقه ای می شد که با لی یون هی حرف می زد. اون هم مثل گو آرا عضو کمپانی اس ام بود و تحت نظر همین کمپانی به فعالیت ها مختلفی می پرداخت. اما خب همیشه فعالیت بیشتری در زمینه ی بازیگری نسب

ادامه مطلب  

مباهله  

مباهله در لغت
«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اهل) بوده و به رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی گفته می شود[1].
مباهله در اصطلاح
مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آنها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین کردن دو طرف به یکدیگر) است؛ این گونه که هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ی مساله ای مهم، مانند مسائل مهم مذهبی با هم گفتگو کرده و به نتیجه ای نرسند، در یک جا جمع می شوند و به عنوان «آخرین حربه»، به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند تا در

ادامه مطلب  

متن کامل خطبه غدیر با ترجمه فارسی  

بسم الله الرحمن الرحیم
عید غدیر خم بر همه شیعیان جهان مبارک باد.
 
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَدا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1