یه پلاکــــــــــــ.....  

یه پلاک که بیرون زده  از دل خاک
روی اون اسمیه از یه جوون
یه پلاک از دل خاک
یه پوتین فقط مونده از یه جوون که خوابید روی مین
استخوون با یه عکس وصیتنامه ی قره خون
دختری که پدر رو ندید و آغوش پدر نچشید
یه پدر بیست و چند سال و چند ماهه چشماشو دوخته به در
مادری منتظر واسه دیدن قامت و روی پسر
یه پلاک از دل خاک
عشق یعنی یه پلاک که بیرون زده  از دل خاک
عشق یعنی یه شهید با لبای تشنه سینه چاک
عشق یعنی یه جوون یه جوون بی نام و نشون
عشق یعنی یه نماز با وضو گرفتن

ادامه مطلب  

داستان کوتاه راننده  

کنار خیابون ایستاده بودتنها ، بدون چتر ، اشاره کرد مستقیم ...جلوی پاش ترمز کردم ،در عقب رو باز کرد و نشست ، آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ، - ممنون - خواهش می کنم ...حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین ، یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ،نفسم حبس شد ، پام ناخودآ

ادامه مطلب  

متن آهنگ معراجی ها  

 
یه پلاک ، که بیرون زده از دل خاک روی اون ، اسمیه از یه جوون یه پلاک ، از دل خاک یه پوتین ، فقط مونده از یه جوون که خوابید روی مین استخون ، یه کلاه با یه عکس وصیت نامه ی غرق خون یه جوون ، که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید دختری ، که پدر رو ندید و آغوش پدر نچشید یه پدر ، بیست و چند ساله و چند ماهه چشماشو دوخته به در مادری ، منتظر واسه دیدن قامت و روی پسر یه پلاک ، از دل خاک… عشق یعنی یه پلاک ، که زده بیرون از دل خاک عشق یعنی یه شهید ، با لبای تشنه سینه

ادامه مطلب  

 

اگه سن یه خانومی رو پرسیدین و اونم جواب داد: “چند نشون میدم؟ ” یعنی الان یه بمب ساعتی گرفتی دستت و اگه کابلو اشتباه ببری میترکه! 
توجه کردین هر وقت همه خوابند و میخواید کاری رو بی سر و صدا انجام بدهید 
حتی ماهی توی آکواریوم هم مثل فیل نعره می کشه؟ 
 
امروز رفتم تن ماهی خریدم ۶۵٠٠ تومن فکر کنم توش پری دریایی داره با این قیمت!! 
 
بچه بودم وقتی اسفناج میخوردم حس میکردم زورم بیشتر شده،میرفتم تو کوچه دعوا ....مثله خر کتک میخوردم، بر میگشتم 
امر

ادامه مطلب  

روز های پاییزی  

بعد از یه روز خوب کاری که تقریبا کسل کننده هم بوده , سوار ماشین میشم و برمیگردم خونه .
وقتی میخوام پیاده شم سوزی که میپیچه توی تنم باعث میشه لرز کنم ! کلید میندازم و میرم داخل .
پله ها رو با ناتوانی وصف ناشدنی ای بالا میرم و احساس میکنم جاذبه ی زمین دو برابر شده !! میرسم جلوی در و قبل از اینکه خودم در رو باز کنم , سمانه در رو برام باز میکنه و از گردنم اویزون میشه ( از وقتی نمیره سر کار حرکاتش با لورا مو نمیزنه ! ) بغلش میکنم و ازم میخواد که ببوسمش .
لبای

ادامه مطلب  

ریپُست یک داستان  

کنار خیابون ایستاده بودتنها ، بدون چتر ، اشاره کرد مستقیم ...جلوی پاش ترمز کردم ،در عقب رو باز کرد و نشست ، آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ، - ممنون - خواهش می کنم ...حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین ، یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ،نفسم حبس شد ، پام ناخودآ

ادامه مطلب  

 

دنیای ما پره از لاکای رنگارنگ...رژ لبای پررنگ...گردنبندای طلایی...پره از کفشا و دامن وتاپای رنگی رنگی...پره از قرارای دخترونه...تلفنای 2ساعته با موضوع مخاطب خاص...گریه کردنای یواشکی زیر پتوهای صورتی...اهنگ گوش دادنای نصف شبی...ارایشگاه رفتنای هول هولکی...پره از فکر اینکه چی بپوشم؟؟؟... اس ام اس دادنای شبونه...بهت زنگ زد؟؟؟...نه... گورباباش.دنیای ما دخترا پره از احساسات پاک دخترونه....

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1