آخرین اخبار سایت

قرمزی لبای تو...  

 
سلام پری قشنگم!
دلم نیومد اون کلیپ رو توی وبلاگ نذارم. راستش هر موقع دلم تنگ میشه میام و این کلیپ رو نگاه میکنم.
احساس میکنم این شعر برای تو گفته شده. چون خیلی با تو تناسب داره.
به نظرم زیبایی ظاهری آدم ها توام با زیبایی باطنی شونه. اگه درون آدم زیبا نباشه و فرشته های وجود آدم
بیدار نشده باشن، زیبایی ظاهری به چشم نمیاد.
این شعر و کلیپ رو به مناسبت روز تولدت (اگرچه 20 روز از تاریخش گذشته) اینجا گذاشتم.
البته به نظرم هر روز می تونه تولد جدیدی برای ه

ادامه مطلب  

به جان دل :)  

لازم نبود برای این که دلت بلرزه صدامو بکشم و نازک کنم
لازم نبود واسه این که خوشت بیاد ازم رژ لبای تند بزنم
لازم نبود واسه دل تو هر روز ی مدلی به سر و شکلم بدم
همین که یادم میموند اسنک رو بدون سس میخوری
همین ک یادم میموند ساعت کلاسات رو بدون این ک بهم بگی
همین که هر چن وخ یه بار ی آهنگ واست بفرستم
با همینا دوسم داشتی
االانم که رفتی آرومم
آرامشم ب اینه ک بازم دلت واسه همچین دختری میلرزه
ن واسه این در و دافای خوشتیپ و مدل و خوش صدا

ادامه مطلب  

هجوم ِ تو...  

همه تلاشم رو کردم که امشب زودتر بخوابم ولی نشد، تا الان روو تختم بودم هر چی خودمو به خواب زدم فایده نداشت این شد که اومدم اینجا...
راستش ظرفیت ِ هجوم این همه فکر رو نداشتم، هندزفری موبایلو زدم توو گوشم که اهنگ گوش بدم شاید خوابم برد ولی داغ دلم تازه شد، اخه من با همه این آهنگا یه عالمه خاطره ی نداشته دارم!!!! خاطره ی نداشته.
نمیدونم متوجه حال من میشین یا نه؟ مهم نیس البته ولی کاش ...
یه تیکه از یه اهنگ گفت : "مثل آتیشی تو، من بی تو سردمه/// طعم ِ لبای ِ

ادامه مطلب  

ارزو  

سلام دوستان من امروز بهنرین روز زندگیمهچون به بزرگ ترین ارزوم رسیدمخدا همیشه سایه ی مادرو پدرو بالا سر ما نگه داره از همین جا از مادر مهربونم واولین عشقم بابام تشکر می کنم!دوستون دارم عزیزام بهترین ارزوهارو براتون دارم تک دختر شما شادی!ایشاالله ی روزی همچین خنده ای هم رو لبای شما بیاد!

ادامه مطلب  

 

▶◀▶◀▶◀▶◀▶◀▶◀▶◀▶◀▶یعنی میـــــشه یه روزيمن و تــــو به هم برسیم ؟!بعد یه روز صبح ...من زودتر بیدار شم مثلا بخوام برم کلاس ...بگم پدری جونم ... مواظب پسری باش تا من بیامتو هم خوابالو بگی باشه باشه ... تو برو حواسم هست !یه بوس بذارم رو لبای تو یکی هم رو لپ ثمــره ی عشقمونبعد بگم : میای دنبالم یا خودم بیام ؟؟تو هم بگی زنگ بزن خواستی بیایبگم : خُب ... بچه نیوفته ...بگی : نه بروووو دیگهبعدِ تدو ساعت زنگ بزنم نخیر هیشکی بر نمیداره !!زودی بیام خونه ببی

ادامه مطلب  

بخند که خنده تو دنیای منه..  

 هم نفس من..
  هیچ میدونی چقدر قشنگ میخندی؟؟
  اره؟
  وقتی خنده روی اون لبای نازت میشینه از ته دلم ذوق میکنم..
  ای جان قهقهه که میزنی..
  قهقهه هاتم دوست دارم .
  همیشه بخند عزیزترینم ..
  بدون که ساغرت با این خنده ها جون میگیره..
 

ادامه مطلب  

دنیای من  

همه دنیای من تازگیا دلم ب حال بی کسی خودم میسوزه ، بی کسی تااین حد که تو این چند روزه ک اومدم خونه فقط ی بار دیدمت اونم فقط ی نگاه ..
 همین خوبه .. دیگه کم کم باورم میشه براهمیشه نبینمت ..
دنیای من میدونم ک روزای سختی پشت سر گذاشتی
 بخاطر مشکلاتی ک داشتی من عوضت غصه خوردم
عوضت گریه کردم
عوضت ب خودم گفتم اشکال نداره خدا بزرگتر ازاونی هست ک من فک میکنم مطمئنم ک جبران میکنه این لحظه هارو ..
شاید تو آیندم دوباره این سختیا عذابت بده اماامیدوارم اذیت ن

ادامه مطلب  

 

خیلی وقته دیگه برای خودم دعا نمیکنم...تموم دعاهام شده برای علی...نه اینکه دعا کنم علی برای من باشه...دعام شده
خدایا به علی سلامتی بده..
خدایا به علی آرامش و شادی بده...
خدایا به علی جواب دعاهاشو و خواسته ها و حاجتاشو بده...
خدایا روی لبای علی لبخند بنشون و دلشم مثل چهره اش شاد کن...
خدایا خونوادشو شاد شاد و سلامت براش نگه دار...
خدایا علی رو خوشبخت کن...
خدایا حواست به علی باشه...
من میدونم علی چی رو خیلی خیلی دوست داره..همیشه اونو در کنار اون چیزی که دوست

ادامه مطلب  

بابـــــــــــا  

اولین روز ماه رمضون...
صبح سحر...
قلبی که تند تند میزنه...
صدای داد و ناله های بابام...
منی که با چادر رنگی به سمت خونه همسایه میدوم و با تمام وجود در میزنم...
اورژانسی که اصول دین میپرسه تا بیاد...
بابای ورزشکار که نه قند داره نه چربی نه مشکل قلبی نه تنفسی نه سیگار نه قلیون...
فریاداش هنوز تو گوشمه:
سیـــــــــــــــــــــــــــــما محکم با دو دستت رو قلبم فشار بده...
دارم میمیـــــــــــــــــــــــرم...سیمـــــــــــا بجنب...بجنب تا نمردم...
قلبی ک

ادامه مطلب  

عزیزم گوشی رو بردار  

اول صبحی کل وسایل رو جمع کردم با خودم آوردم تو ماشین تا مرضیه بامداد رو پشت سرم بیاره. وقتی اومد بیاد تو ماشین گل از گلش شکفت و با لبخند گوشه لبای اون صورت نشسته اش بهم سلام کرد. منم سریع پیغامشو گرفتم و کلی قربون صدقه اش رفتم.
همین طور که داشت با گوشه چشمش بهم نگاه میکرد براش خوندم: من از اون نگاه اول دیدمت چشم خریدار عزیزم گوشی رو بردار  و این تیکه گوشی رو بردار رو چند بار تکرار کردم.
بعد یهو دیدم خودشو تو بغل مامان مرضیه جابجا کردو از کنار دند

ادامه مطلب  

دنیای ما دخترا  

دنیای ما دخترا یه دنیای صورتیه 
 
 
 
 
پر از رژ لبای صورتی 
لاکای رنگارنگ 
 
 
 
 
کفشای پاشنه دار با پاپیون صورتی روش
 
 
 
دنیای ما با رمانای عاشقونه معنا پیدا می کنه 
 
 
 
با ساعتای صورتی 
 
 
 
 
با این پایینیا  به راحتی دلتو بدست میاره! اما ارزش قلب صورتیت بیشتر از ایناس!
 
 
 
نذار لاکای صورتیت اشکاتو پاک کنن! 
 
 
 
نذار لبای صورتیت لبای هر کسی رو لمس کنه!
 
 
 
 
نذار چشمای آبی ت رو هر کسی ببینه!
 
 
 
 
نذار دنیای صورتی مون با اشکایی که واسه

ادامه مطلب  

11 ماهگی وروزانه هایش  

دختر قشنگم همه عمروهستی ام   امروز که برات مینویسمهشتم تیر ماه وشما 11 ماه شدی حالا دیگه بازیگوش وشیطونتر شدی عاشق بازی هستی کتاب رو خیلی دوست داری با دقت ورق می زنی وعکساشو نگاه می کنی وبعدم شروع می کنی به پاره کردنش دو تا دندان خوشگلت کاملا بیرون زده بطوریکه وقتی می خدی بامزه تر میشی دیگه بیشتر میوه هاو غذاها رو میتونی بخوری  ولی کلآ عاشق غذاهای نرم و شل هستی عصرا که از اداره میام خونه با اون لبای کوچولوت مامانی رو می بوسی وخستگی رو ازم دور

ادامه مطلب  

حکایت من وشهرزاد..  

من و شهرزاد قصه گو..آمدیم که تقسیم کنیم قصه های هزار و یک شب را...
او هزار و یک شب را برداشت و من..هزار و یک درد را..  
 
قصه ی لبای خندون مال شهرزاد            قصه ی چشای گریون مال من 
قصه ی لیلی و مجنون مال شهرزاد          قصه ی دلای پر خون مال من 
قصه ی شاهزاده با اسب مال شهرزاد      قصه ی عشاق بی پول مال من 
قصه ی دختر خوشبخت مال شهرزاد         قصه ی مردای نامرد مال من  
قصه ی پری و شاه مال شهرزاد              قصه ی طلاق و دادگاه مال من  
قصه ی روزای خوب مال

ادامه مطلب  

افرا  

تقدیم به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه من است،، از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم!چه خوب شد به دنیا آمدی و چه خوب تر شد دنیای من شدی،با من بمان و بدان تا بیکران عشق عاشقانه دوستت دارم, هر روز برات رویایی باشد دردست نه دوردست ،عشقی باشد دردل نه درسر و دلیلی باشد برای زندگی,امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت, امروز با

ادامه مطلب  

دخترونه  

من عاشق این دخترونگی کردنامم..
عاشق این دنیای صورتیم..
عاشق دغدغه های دخترونم..
ست کردن تاپ و دامنم..
گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن از همون اولی..
جیغ های بنفش از ته دل توی ترن شهربازی..
چیدن لاک های رنگ و وارنگم..به هم ریختنشون..چیندشون..و باز دوباره..
دور همی هام با دخترای فامیل، پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند خندیدنامون..
کلکسیون ساختن از رژ لبای رنگارنگم..
لوس شدنام واسه بابایی..
قهر کردنام با مامان خانوم..
گریه های از ته دلم موقع آهنگ گوش

ادامه مطلب  

ازم بیاد نسیم خودم  

سلام نسیم خودم 
آرزوی سلامتی برات دارم 
امروزم با یاد و فکر تو روزم رو شروع کردم 
سرم حسابی شلوغه 
روحیه ام حسابی داغونه 
دپرسم شدید 
چقدر دوست داشتم الان دستات رو داشتم !
جات تو زندگیم خیلی خالیه نسیم جان 
از خدا برات لبی خندون آرزو دارم 
چون خنده به اون لبای خوشکل و غنچه ایت خیلی میاد .
 

ادامه مطلب  

گاهي...  

             
گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری
تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی
  گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو
بکاری رو لباش...
گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی
  اون وقت خدا هم میخنده 
گاهی از خودت بگذر گاهی ...
 
 

 
 
 
 

ادامه مطلب  

پست ویژه  

گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری
تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی
گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش!!
 
 
یکی از دوستای من یه بیماری داره که یکشنبه همین هفته باید عمل کنه!
و خیلی محتاج دعاتونه!!
خواهشم ازتون اینه که یه دعـای خیلی ویژه براش بکنین تا سلامتیش رو به دست بیاره 

ادامه مطلب  

بهترین روز زندگیم...!!!!  

  دیروز بهترین روز زندگیم بود.باورتون میشه نفیسه رو بعد از یک سال دیدم
وقتی پامو از در ورودی پارک بانوان گذاشتم داخل و نفیسه رو دیدم ک باهمون قد کوتاهش و هیکل ریزه میزش و صورت گردش با لبخند همیشگیش روی لبای غنچه ایش داشت میومد سمتم حال خودمو نفهمیدم بعد از یک سال رفتیم تو بغل همدیگه بالاخره بعد از یک سال همه ی سختی هامو فراموش کردم ریخت نحص ندا و برادرش یادم رفت بعد یک سال طعم شیرین بچه راهنمایی بودن رو چشیدم و دیگه حس نکردم ی دختر دبیرستانی ا

ادامه مطلب  

بازی چهارم- ایران0/پولند3 - لیگ جهانی2014  

 بازم به دیشب حداقلش یه ست گرفتیم.
فرهاد آجیم میگه لِه نشو روی زمین، وقتی که توی دریافتا ناکام میمونی. خوشش نمیاد. خب؟
هواداره دیگه توقع داره :|
سید ما خیالمون همچنان تخت هست، باشه، از تخت نیاد پایین صلوات!!  :/
همه یه عکس العملای خاصی انجام میدادن وقتی پوئن مال ما نمیشد. عجیب بود! از کاپیتان بعید بود.!!
تازه علاوه بر قابلیتهای فراوون والیبالیستامون به این پی بردم که بازیگرای خوبی هم میتونن
باشن بچه ها، آخه نقشای جالبی ایفا میکردن:)))
اون غنچه ی ل

ادامه مطلب  

خوش اومدی عزیزم  

امروز ۲۰ فروردین تولد دختر قشنگمه.
از صبح همش لحظه به لحظه سال گذشته رو مرور می کردم.چه استرسی داشتم.یادمه شبش نخوابیدم و صبح زود با رضا راه افتادیم به سمت خونه مامان اینا. رفتیم دنبال مامان و مامان بزرگ بعدشم رفتیم دنبال مامانش.بعدش رفتیم بیمارستان و مراحل بستری شدن و ...
ساعت ۱۰:۲۵ دقیقه هم قشنگ ترین صدای زندگیم رو شنیدم.چه حالی داشت شنیدن صدای گریه ی تیزش! اشک شوق از چشمام پایین اومد...
نیوشای من به دنیا اومد...یه دختر تپل و سفید و خوشگل با لبا

ادامه مطلب  

عاشق دنیای صورتیمم...  

من عاشق این دخترونگی کردنامم...
 
عاشق این دنیای صورتیم..
 
عاشق دغدغه های دخترونم..
 
ست کردن تاپ و دامنم..
 
گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن 
 
از همون اولی..
 
جیغ های بنفش از ته دل توی ترن شهربازی..
 
چیدن لاک های رنگ و وارنگم..
 
به هم ریختنشون..
 
چیندشون..و باز دوباره..
 
دور همی هام با دخترای فامیل،
 
پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند خندیدنامون..
 
کلکسیون ساختن از رژ لبای رنگارنگم..
 
لوس شدنام واسه بابایی..
 
قهر کردنام با مامان خانوم..
 
گریه های ا

ادامه مطلب  

62  

خدایا ممنونم ازت ازاین که من رو در جایی قرار دادی که خیلی احساس خوبی پیششون دارم...
خدایا منو باشون خیلی صمیمی تر کن!
من دنبال صلحم من دنبال خوبی هام! من میخوام از نظر روانی به خودم و اطرافیانم کمک کنم...من میخوام اونا ومن هممون خیلی چیزا بدونیم تا بتونیم زندگی خوبی داشته باشیم! من میخوام همه ما شاد باشیم! همه ماهایی که همو میشناسیم میخوام که شاد باشیم! شاد بودنی که ازش حرف میزنم این نیست که همش بخندیم و هیچی نباشه که ناراحتمون کنه..نه اینطور نمی

ادامه مطلب  

 

توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته دو تا تنها یکیشون تو یکیشون من
دیوار از سنگ سیاهه سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدایی به لبای خسته ی ما
نمیتونیم که بجنبیم زیر سنگینی دیوار
همه ی عشق منو تو قصه هست قصه ی دیدار
همیشه فاصله بوده بین دستای منو تو
با همین تلخی گذشته شب و روزای منو تو
راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده
تنها پیوند منو تو دست مهربون باده
ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیریم
واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم میمی

ادامه مطلب  

شعر-قصه عاشقی ما  

 
قصه عاشقی ما، قصه بارون و خاکه
 
قصه از زمین و خورشید، قصه یه سوز و آهه
 
یه روزی، یه روزگاری، من و تو به زیر بارون
 
چشای تو داشت می بارید،چشای من خیس و حیرون
 
روز اول زیر بارون اسیر سیل نگاهت
 
من تو رو صدا می کردم،ولی تو می رفتی ساکت
 
روز دوم تو رو دیدم، با یه چتر کنارم هستی
 
سرپناهم شده بودی،شده بودی کل هستی
 
حالا امروز من و یادت، زیر بارون، خیس و نالون
 
چشای من هی می باره، لبای تو شاد و خندون

ادامه مطلب  

تقابل  

سلام
نمیشه گفت خوبم. بیشتر غمگینم . دیشب بعد از مدتهای مدیدی فوتبال نگاه کردم. خیلی بازی خوبی بود. کلی حال کردم. هیجان زده شدم. جیغ کشیدم. چشمام رو بستم و کل بازی دعا خوندم وپیر و پیغمبر رو صدا زدم، دیگه آخر بازی نمی فهمیدم چی می خونم.
درسته که ما توقع 3 تا گل به بالا داشتیم که از آرژانتین بخوریم و یه دونه گل تا دیروز و روزای قبل نهایت آرزومون بود ولی کاش گل رو همون اول خورده بودیم یا وسط بازی نه اینکه دقیقه 91. خدایی خیلی زور داشت. دلم خیلی برای فوتب

ادامه مطلب  

تاریخ بزن!  

هوای لحظه هایی
رو کردم که واسم شعر می خونی
تو آروم زمزمه می
کنی و من چشممو می بندم
و انگار تمام
دنیا خیره شده به لبهای تو
دلم هوای بودنت
رو کرده
من دلواپس رفتنت
باشم و تو بیخیال همه ی دلواپسیات
دلم نگرانی می
خواد. از اونایی که بهت میگم و تو می خندی و میگی من درستش می کنم خیالت راحت
عاشقه جیزاییم که
فقط میشه با تو قسمتشون کرد
مثل امروز
چه خوب که
هیچ کس نگاهمون نمی کرد
هیچ کس نبود که
به لبای من چشم بدوزه واسه بله گفتن و من سرخ از خجالت و بی تاب از است

ادامه مطلب  

تقدیم به یگانه همسرم  

 
تو خنده هام،تو گریه هام، عشق تو همصدای من دو همزبون، دو مهربون، اسم تو رو لبای من تو رنگ مهتابی واسم شبا که مهتاب میزنه برام همون سپیده ای سحر که آفتاب میزنه اسیر دیوونگی ام حلقه بزن به پای من میخوام به آسمون بره صدای گریه های من به روزگار عاشقوندلی که بی تب نمیشه شبی که گر یَم نگیره اسم شبم شب نمیشه هرکه در سینه دلــی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز زهره تویی تو آسمان خاکی بی ستاره من اشاره کن به عاشقان عاشق یک اشاره م

ادامه مطلب  

بیا که برویم ....  

جوانی که در آنسوی دره سالنگ زندگی می کند عاشق دختری درکابل است و به دلیل برف و بوران از دیدن یار دور مانده است و در غم و دوری یار ناله های عاشقانه ای می کند.عشق این جوان عشق ممنوعه ایست ! زیرا آن زن جوان شوهر دارد.
در واقع این روایت  یک ترانه محلی و فولکلور افغانی ست که بلال اکبری خواننده افغان آن را خوانده است.
این ترانه را اینجا دانلود و گوش دهید و متن ترانه و برگردانش هم .... ↓
 
بیا که برویم دختر باغبان بگیریم
سیبش بخوریم لبش دندان بگیریم
بابش

ادامه مطلب  

ماه مبارک رمضان بجنب توبه کن  

بیشتر ماها فکر میکنیم که این ماه یعنی نخوردن.اگه یه نگاه بندازیم به تاریخ که چه آدمای معروف و قدرتمندی بودن که الان زیر خروارها خاکن بیشتر از این دنیا زده میشیم همیشه فکر کنین شاید یه لحظه بعد دیگه تو این دنیا نباشین برای اون دنیا آماده این؟خیلیا میترسن از مردن!وقتی به دنیا و این دنیا فکر میکنم گاهی خندم میگیره که چرا این همه برای بعضی مساٌله ها غصه میخوریم مگه همه رو جا نمیذاریم . چرا این همه خساست مگه همه رو جا نمیذاریم.همه این موضوع های ساد

ادامه مطلب  

بدون شرح...........  

 
یعنی میـــــشه یه روزی
من و تــــو به هم برسیم ؟!
بعد یه روز صبح ...
من زودتر بیدار شم مثلا بخوام برم کلاس ...
بگم پدری جونم ... مواظب پسری باش تا من بیام
تو هم خوابالو بگی باشه باشه ... تو برو حواسم هست !
یه بوس بذارم رو لبای تو یکی هم رو لپ ثمــره ی عشقمون
بعد بگم : میای دنبالم یا خودم بیام ؟؟
تو هم بگی زنگ بزن خواستی بیای
بگم : خُب ... بچه نیوفته ...
بگی : نه بروووو دیگه
بعدِ دو ساعت زنگ بزنم نخیر هیشکی بر نمیداره !
! زودی بیام خونه ببینم جفتتون خوابی

ادامه مطلب  

آنروز ِ برفی (قسمت آخر)  

+ موزیک
.. با اینکه تازه بیدار شده بودی اما واقعا محکم چسبیده بودی بهم :) تا تو دست صورتتُ بشوری، من از پشت شیشه به هوای سرد برفی ِ تمیز نگاه کردم. رفتم تلویزیونو روشن کنم که اومدی؛تا به رسم عادت بد ِ هر روز همدیگه رو ببوسیم.. تو رو که دیدم حسابی گرسنه ـم شد.. آخه صبحونه بدون تو اصلا مزه نداره.. چایی صبحونه رو که خوردیم من رفتم رو کاناپه جلوی تی وی لم دادم.. تو هم بعد یه خورده وقت اومدی کنارم، تو بغل من تکیه دادی.من دستم دور گردنت بود ُ گاهی سرتُ میبو

ادامه مطلب  

نامه ی یک متهم  

شاکی پرونده سلام..درسته من متهممحتی برای متهم شدن پیش تو هم کممچه ذوقی کردم شنیدم گفتی شکایت می کنیاما دلم گرفت که گفتی..منو ازیت می کنیمن تو رو اذیت می کنم؟منی که میمیرم براتمنی که زودی می شکنم زیر تولد نگاتتو حکم من نوشته بود ..طبق مواد یک و بیستتو روزگار من وتو این کارا عاقلانه نیستمعلومه عاقلانه نیست..عاشق که عاقل نمی شهولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شهشاکی محترم...گلم...بگو که زندونیم کننبگو پیش پای چشات..یک شبه قربونیم کننبگو به افتخا

ادامه مطلب  

 

توی  یک دیوار سنگی.. دو تا پنجره  اسیرن
دو تا  خسته  دو تا تنها.. یکیشون  تو  یکیشون من
دیوار از  سنگ سیاهه.. سنگ سرد  و سخت خارا
زده قفل بی صدایی.. به لبای  خسته ی ما
نمی تونیم که بجنبیم.. زیر سنگینی  دیوار
همه ی  عشق  من و تو.. قصه هست  قصه ی دیدار
همیشه فاصله بوده..  بین دستای  من و تو
با همین تلخی  گذشته.. شب و روزهای من و تو
راه دوری  بین  ما نیست.. اما  باز اینم  زیاده
تنها پیوند من  و تو..  دست مهربون باده
ما باید  اسیر بمونیم.. زنده هستیم تا 

ادامه مطلب  

من اردیبهشتی ام  

من اردیبهشتی ام...من زاده * اردیبهشتم *یک اردیبهشتی * لجباز *یک اردیبهشتی * شیطون *یک اردیبهشتی که * حرف زور تو کله اش نمیره *یک اردیبهشتی که * گریه هاش واسه خودشه و خنده هاش واسه دیگران *یک اردیبهشتی که * اگه اراده کنه هر چی بخواد به دست میاره *یک اردیبهشتی که * جواب بدیت رو با خوبی میده بلکه کمی شرمنده شی و با یکی دیگه این رفتار رو نکنی *یک اردیبهشتی که * در عین احساسی بودن میتونه با منطقش خلع سلاحت کنه *یک اردیبهشتی که * با بغض اشکای صورتشو میشوره  و

ادامه مطلب  

 

 
نام: Kim JongHyun
لقب ها: بلینگ بلینگ، دزدنام مستعار: Jonghyun تاریخ تولد: Apr 8 1990 محل تولد: سئول قد:173c m
 گروه خونی:AB
اعضای خانواده : یک خواهر دارد
رنگ مورد علاقه:سبز،مشكی
سرگرمی ها: فیلم نگاه کردن،شعر نوشتن،پیانو،چینی حرف زدن موقعیت در گروه: خواننده اول/اصلی 
دختر مورد علاقه: شین سه کیونگ، لی مین جونگ، اولیویا هوسِی (Olivia Hussey)* - این رو تو Hello baby واسه شوخی گفت- . کسی که پوستش سفید و لبای قرمزی داشته باشد. اطلاعات:زورتر از همه از خواب بیدار میشه در نواخ

ادامه مطلب  

باز هم .... و باز هم ....  

 
 عکاس: استاد ِ رفیق!
 
 
دوری که باطل نیست ..... دوری که هربار مرا بلندتر می کند ..... دورتر می کند ..... و زیباتر ..... این دورها از جنس دورهای باطلی که بسیار دارم نیست ...........................
 
 
مگه میشه باشی و تنها بمونم .....
محاله بزاری .... محاله بتونم ....  ( و هزاران هزار بار شکر .... که محاله بزاری ..... )
 
هنوزم به جز تو کسی رو نداره .....   ( هرازگاهی که کسی پررنگ میشه هم خودت دست به کار میشی و میرسونیم به این نقطه ..... تلخ یا شیرین .... میرسم به این نقطه ..... )
 
تحمل ندا

ادامه مطلب  

دیگه نمیذارم از دستم بری  

یه چارپایه ی کوچیک برمیدارم میرم روش آروم لمس میکنم تن زبر یه کیف سیاه زمخت رو و میکشمش از بالای کمد مامان پایین 
خیلی سنگین نیست ولی دستگیره ش رو نمیگیرم . میخوام جای انگشتای شونزده سالگیم روش بمونه . جای انگشتایی ک خیلی فرق میکنن با الان 
زیپش وا میشه .بوی کلیفن مونده و چوب و خاک باهم قاطی میشه و میره تو بینیم . عطسه م میگیره رو بعضی از سیمای ساز هنوز جای آرشه هست . دلم میگیره . یادم میاد چقد دلم شکست وقتی گذاشتمش اون بالا ک چشمم بهش نخوره .ک نبی

ادامه مطلب  

دنیامون قشنگه...  

 
دنیای ما پسرا...
 
پر از پیراهن و شلوار.کتونی و عطر.پراز قرار با رفیقا
تلفونهای 1 دقیقه ای با موضوع
چی کاره ای داداش بریم بچرخیم؟
اهنگ گوش دادن نصف شب تو اتوبان و سیگار
با ناراحتی به یه عکس نگاه کردن
دوش گرفتنای 5 دقیقه ای
1000 بار تکرار کردن این جمله در روز
به ما نمیخوری اخه...
اس شبونه
گور باباش( که کلی غم پشتش نشسته )
کلمه های رمزی که فقط خودمون معنیشو میدونیم
رازایی که فقط خودمون ازشون خبر داریم
گپای ۴ – ۵ نفره دوره میز با نسکافه یا رو یه تخت با ق

ادامه مطلب  

292  

بعد یه روز خسته کننده که هم آزمون داشتم هم کلاس واسه تدریس :) با اینکه خسته بودم و گلومَم بخاطر داد زدن تو کلاس درد میکرد و صدام یه حالت ویبره به خودش گرفته بود :دی دیدن هومنم کلی انرژی داد بهم ... همین که اونهمه راه رو پیاده رفتیم با اینکه بابتام پاهامو زخمی هم کردن حتی، و من مدام نق میزدم اما خیلی خیلی دوسش داشتم اون لحظه هارو ... خیلی خیلی برام ارزش دارن او قدم زدنا تو اون هوای گرم و لبای خشکیده :) خدای خوبم باور کن دلم میخواست حتی صد برابر اون را

ادامه مطلب  

ببین چجوری درگیرتم مامانی ...  

 
این روزا چقدر حس میکنم دلم میخواست میتونستم حس مادر شدن رو تجربه کنم ،حس اینکه یه موجود کوچولو و دوست داشتنی داره درون من ،با من ،نفس میکشه ،میخوابه ،داره با من و در من زندگی میکنه ،حس اینکه یه زندگی داره درونت شکل میگیره و رشد میکنه ،فکر به این که دستم رو بذارم رو دلم و چشم هام رو ببندم و با بچه ای که به اعتماد دستای من میخواد چشم های ناز و کوچیکش رو به این دنیا باز کنه حرف بزنم ،نازش کنم ،قربون صدقش برم ، قلقلکش بدم تا ببینم مثل مامانش قلقلک

ادامه مطلب  

~~بهار~~  

کنار خیابون ایستاده بود . تنها ، بدون چتر ، اشاره کرد مستقیم ...
جلوی پاش ترمز کردم ،در عقب رو باز کرد و نشست ،
آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ، - ممنون - خواهش می کنم ...
حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین ، یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ،نفسم حبس شد ،
 
پام نا

ادامه مطلب  

 

 
 من عاشق این دختـــــــــرونگی کردنامم.. عاشــــق این دنیای  صــورتی
 عاشـــــق دغدغه های دختــــــــرونم.. ســـــــــت کردن تاپ و دامـــــنم.. گشتن تو صــــد تا مغازه و خرید کردن از همون اولــــــــــی.. جیغ های بنفـــــــــش از ته دل توی ترن شهـــــربازی.. چیدن لاکـــ های رنگ و وارنگـــــــم..به هم ریختنشون..
 
چیندشون..و باز دوباره.. دور همی هام با دختــــــرای فامیل، پچ پچ های در گوشیمونو
 
یــــــهو بلند خندیدنامون.. کلک

ادامه مطلب  

بچه های قرارگاه مشکات ولایت  

 
میگن فوتبال مهم تره،نه امام زمان...
آقا این جمعه نیا... ما عروسی داریم. نیا کجا میای؟!؟!؟! ما که به نبودنت عادت داریم.
آقا میگن سال 2006 ایران یه فوتبال بازی کرد که انگاری برای خیلی ها از شما مهمتر بود براشون...
چرا؟!؟! چراشو میگم براتون....
قبل اون بازی تمام رسانه ها به شدت و با هنر تبلیغ کردن که همه ی ملت دعا کنن تا ایران بازی رو ببره.
نیمه ی اول 0-0  تمام شد...
تو نیمه دوم نمی دونم چی شد که ایران گل زد...
نه می دونم چی شد... دعاهای مردم.... دعاهای مادر پدرا...

ادامه مطلب  

عشقـــم زنـــگ زد :)  

سلووووووووووووووم خوبین آجی جونیام؟؟؟؟
من عااااااااااااااالیم اما باز یه کوچولو نالاحت
خیلی خوبه وقتی شب قبلش با عکس عشقت و گریه هات خوابت ببره..
برای سحر بلند بشی وموقعی که سحری خوردی داری نمازمی خونی گوشیت زنگ بخوره
و بدویی سمت گوشی طوری که نزدیک بخوری تو ستون خونه
بعد گوشی برداری ببینی شماره ناشناس و عجق وجق افتاده برداری ببینی از اونور صدای
عشقت میاد...
الوووو خانوممم الوووو
سکووووت {گریه}
عشقم من الان تو فرودگاه میانی هستم میگن ۲تا ۶

ادامه مطلب  

10 +عکس  

پنجشنبه مامان شله زرد پخت.نذر هر سالش رو.شب مهمون دوره ای این ماه خونه ی دختر عموم بود که همه ی شله ها رو بردیم اونجا و تقسیم کردیم.خیلی عالی شد
جمعه افطار دعوت بودیم خونه ی خواهری.هم براش کیک خریدیم بردیم و هم هدیه ی خونه ی جدیدش رو.البته تولد خواهری توی خرداد بود توی خونه مامانجونم هم براش تولد کوچولو گرفته بودیم ولی خب چون خیلی درگیر اساس کشی و این چیزا بود نشد قشنگ براش جشن بگیریم.
یکی از شیرین ترین لحظه های زندگیم وقتیه که به آدی میگم بیا خ

ادامه مطلب  

بهترین هدیه ی روز مرد  

امروز روز مرد... نمیدونم خوشحالم یا ناراحت!
چون نمیدونم مرد خوبی برات بوده و هستم یا نه؟!!اما دیشب خیلی خوشحال شدم چون قشنگ ترین کادوهای
عمرم گرفتم...کاکتوس: که نگاه کردن بهش، بهم آرامش میده! چون
صبوره مثل قلب صبورت...رز: که همیشه زیبایی چشمای نازت برام هدیه
میاره...رنگارنگ: که خوشمزه ترین و شیرین ترین طعم دنیا
را داره، درست مثل طعم لبای شیرینت...شعر: که با خوندنش دلم قرار میگیره، عین
وقتایی که دستای گرمت توی دستامه...(1)ممنون بابت همه مهربونیات و

ادامه مطلب  

 

چرا وقتی سر کفشدوزک رو از تنش جدا میکنی یه قطره خونم نمیریزه ؟یادم نمیاد کی بود و کجا بود! یا اون وقتا که خیلی قدیمی تر بود از کجا و چه جوری شروع شد .خوب یادم نمیاد دیگه! پیری و هزار تا درد بی درمون ..آره بابا پیر شدم دیگه ، کی میگه من جوونم ، جوونی به سن و سال نیست که ، جوونی به دله...آره به دله....اونم که یا من ندارم یا اگرم قرار بود داشته باشم تا حالا هفت کفن پوسونده بود ! پس پیرم...یعنی اولش جوون بودما ولی یهو پیر شدم ، همشم تقصیر اونه که نمیدونم چیه

ادامه مطلب  

نظرتون در مورد برنامه هفتگی سایت  

سلااااااااااااام . سلامی به گرمای این روزای تابستون به کنکوریهای 94 گل مرجع تخصصی کنکوریها
اول از همه حلول ماه مبارک رمضاااان،ماه بندگی رو به همه تبریک میگمـــ
حال احوالتون ؟ اوضاع چطوره ؟ دیگه همه شروع کردین واسه هدفتون یا نه هنوز ؟
خب همونطور که در جریان هستین من تا 19 تیر درگیر امتحانای دانشگام و  تو اوج امتحانام بازم بفکر شمام و سعی میکنم هر هفته چند تا پست بذارم . میدونم هنوز خیلی از شماها با فضای صمیمی اینجا اشنا نشدین اگر ارشیو سایت رو

ادامه مطلب  

خداحافظی...........  

سه شنبه 93/4/10 ..ساعت 18:25
 
 
نیم ساعتی میشه ک از پیشت اومدم ....واست پیراشکی آورده بودم 
 
انگار همه چی تموم شده اس !!!
 
حتما واسه توام سخته ....اما ب روی خودت نمیاری
 
هرچی باشه تو مردی !
 
باید گریه هاتو نگه داری .....باید بغضتو قورت بدی ....
 
مثل من آزاد نیستی واسه اشک ریختن ....
 
تموم شد همه چی .......................
 
چقدر زوووود !!!
 
چقدر راحت ......
 
نههههه اونقدرام راحت نیست ...
 
این پایان داره جون منو میگیره !
 
امروز 1 لحظه حس کردم نمیشناسمت ....
 
حس کردم دیگه مهدی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1