آخرین اخبار سایت

 

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟



زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان استپس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کردپس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کردسپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق

ادامه مطلب  

برنامه تشکیل بازارچه مدارس شهرهشترود  

مدرسه نمونه باهنر پسران روز یکشنه93/2/7مدرسه ابن سینا پسران روز چهارشنبه93/2/10مدرسه غیر انتفاعی امام صادق(ع)روز شنبه 93/2/13ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمدرسه دخترانه شهید مطهری(روز سه شنبه با حضور معاون اموزشی اداره ومسئول اموزش وسرگروه درسی ونیز بازدید اولیا در محل حیاط وسالن

ادامه مطلب  

شب طولانی  

امشب در دامان تو می غلتم و می گریمکه باید شبی سیل دل تنگی هایم رابر لبان خشک پارچه های اتاق رانده ومرطوب کنم خاطرات ات را در تنهاییبا انتظاری که در واقع رفت به ابدیتامشب با چشمان باز در شبی بی پایانخیره می شوم بر نگاه بی عاطفه اتغبطه خوران به تمام خوبی ها که می شد با آغوشی گرم در دل بی تابمان گنجاند

ادامه مطلب  

 

مــرا دخـــتر خانـــوم مے نـامــند....
مــضمونــے که جذابيتــش نفــس گـيــر استــــ....
دنياے دخترانه مـن...
نه با شمع...
نه با عروسـک معنــــا پيدآ نمــےکند....
و نه با اشک و افسون....
امــا تمام اينها را در بر مےگيــرد...
مــن....
نه ضعيفم نه ناتـــوان.....
چـــرا که خداونـد مرا بــدون خشونت و زور و بـــآزو مے پــسندد.....
اشکــ ريـختـن ضعفـ مـن نيستـ ....
قدرت روح مــن است.....

ادامه مطلب  

عید آمد و ما لختیم …  

نمیدونم هفت تیر رو مانتو فروش ها شو  باور کنم یا طرح هدفمند کردن یارانه ها؟نمیدونم خوردن ته مونده ها غذاهای وامونده بغل خیابون رو باور کنم یا پیتزای ۱۲۰۰۰ تومنی؟نمیدونم عیدی دولتی رو باور کنم یا قبض برق ۷۸۰۰۰ تومنی؟راستی فکر کنم امسال برای عید با ۲۰ لیتر حاتم بخشی بشه تا دور میدون آزادی برید.طرح بدین. منتظرم

ادامه مطلب  

بد نیست بدانیم  

واحد شمارش    اصله     بکار میرود برای        درخت و الوار   تخته      """"""""""         فرش- پتو- قالی و...  توپ       """"""""""        پارچه-مجموعی از سوزن و سنجاق  جام        """"""""""        شیشه - پنجره- آیینه   دست      """"""""""        لباس- مبل - ظروف بتعداد معین  دستگاه   """"""""""        ماشین آلات - رایو - تلویزیون - دوربین  و..... راس       """"""""""        حیوانات اهلیسر         """""""""""       گاو - گوسفند -گله - افراد خانوادهطاقه       """""""""""       پارچه- شال گردنعراده      """""

ادامه مطلب  

مراسم یابودشهدای شهرک طالقانی مورخ20/1/93  

((درمراسمی که روز چهارشنبه20فروردین93باحضور امام جمعه محترم حاج آقامعرف ورئیس اداره ی آموزش وپرورش شهرستان بندرماهشهردرمدرسه دخترانه حضرت معصومه(س)(شهرک طالقانی)برگزارشد،بااشاره به مقام والای شهدا وتجلیل ازاین بزرگواران وخانواده های محترمشان وادامه دادن راه این شهیدان که برای نگهداشتن این انقلاب واسلام جان خود رافداکردند،درآخرهم بااشاره به حجاب که برای دختران وزنان مصونیت است وآنها راازنگاه های نامحرمان محفوظ میدارد.))

ادامه مطلب  

73  

به قدری لاغر شدم که تو مانتو هام گم میشماز ساعت 7 خوابیدم تا 12 شب و الآن دیگه خوابم نمیادشام هم نخوردممهمون هم داشتیم که من خوابیده بودم و نفهمیدم کی اومدن و کی رفتنیاد روزای کنکور افتادمسال قبل همین موقع چه روزای مزخرف و گوهی بودامروز یه شماره ناشناس تک زد و بعدشم موقعی که خواب بودم اس داده بودفقط منتظرم این ترم تموم شه و تابستون شروع شه...خطمو عوض میکنماعصابم داغونه...کاش میشد یه هفته برم مشهد...تنهایی...زوری نیست که،نمیطلبه دیگه :(

ادامه مطلب  

محبت زنان چگونه است؟  

دختران شیطنت دخترانه دارند و محبت مادرانهاما اقایون اینگونه نمیاندیشندصفای لبخند من برای تو سوء تفاهم شدهو من با نگاه معصومانه ای به نگاه هوس تو بله داده اممن تو را به اشتباه انداخته ام.اگر اراده کنی که خودت را حفظ بکنیپروردگار هم هنگام ارتکاب گناهان ، برای تو ایجاد مانع می کند« مرحوم آیت الله حق شناس (ره) »

ادامه مطلب  

وقتی پسرا با هم خلوت میکنن.....  

-1 ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
۲- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم
۳- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم
میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه راه میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید
حالشو بگیریم
۴- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره
۵- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... امشب خونمون بعله برونه ..امشب خونمون

ادامه مطلب  

ام آی ایسکول گیرل؟  

تو اتوبوس نشستم منتظر که برسم مقصد متوجه سنگینیه نگاه کسی مییشم برمیگردم سمتش میبینم یه پسر دبیرستانیه که لباس قرمزم پوشیده داره از زیر چش میگذرونتم (خیلی ساده بودم با مقنعه و مانتو و خسته  از زبان برمیگشتم ) بعد یه چن بارم دیدم نگاه میکنه !تو دلم میگفتم شانسو میبینی خدا؟هر چی کوچول موچوله گیر ما میفته!:دی یا برعسک!اومدنی بیرون هم به دوستش گفت و دوستش گف سلام خانوم!:)) تیکه ی آماده ی دیگه ای نداشتن!مام سی نه ستبر از جلوشون رد شدیم تا بعدن که دست

ادامه مطلب  

طلا كوچولوي من  

محدثه (طلا)كه الان كلاس دومه ديروز جشن نماز داشته و ما سه شنبه رفتيم خونه خالش و از اونجا براش پارچه چادري با گلهاي ريز صورتي  گرفتيم و ساعت ۸ شب اومديم خونه و من تا ساعت يك و نيم شب چادرش را دوختم براي جشن نمازش . چهارشنبه جشن نماز در سالن مدرسه اش برگزار شده و بهشون گل سر و ميوه و شيريني داده بودند .و دخترم ديگه نمازش را سر وقت ميخونه و خيلي خوشحاله. سه شنبه بابا سعيد يه كادو براي جشن نمازش گرفت و همون روز بهش داد

ادامه مطلب  

داستان زیبای مادر؛ خود عید بود…  

مادر عید بود ؛ اصلا” خود ؛ خود بهـار بود . از چهار ؛ پنج ؛ روز مانده به سال نو گندم و عدس را شسته بود و زیر پارچه سفید  توی بشقابهای خوشگل می چید ؛ گلدانهای شمعدانی را رنگ میزد تا نونوار شوند و از یکماه جلوتر هم خانه تکانی شروع میشد ؛ آن هم چه تکانی … خانه نو می شد ؛ عید می شد ؛ بوی بهار می داد ؛ بوی تازگی ؛ بوی شکوفه.به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب  

داستان زیبای مادر؛ خود عید بود…  

مادر عید بود ؛ اصلا” خود ؛ خود بهـار بود . از چهار ؛ پنج ؛ روز مانده به سال نو گندم و عدس را شسته بود و زیر پارچه سفید  توی بشقابهای خوشگل می چید ؛ گلدانهای شمعدانی را رنگ میزد تا نونوار شوند و از یکماه جلوتر هم خانه تکانی شروع میشد ؛ آن هم چه تکانی … خانه نو می شد ؛ عید می شد ؛ بوی بهار می داد ؛ بوی تازگی ؛ بوی شکوفه.به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب  

ﻫﻰ ﺩﺧﺘﺮ  

ﻫﻰ ﺩﺧﺘﺮﺑﻴﺎ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﺍﺯﻯ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻢ.....ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﻧﺪ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍﭘﺮﺕ ﮐﻨﻨﺪ !ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺍﺷﮏ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !ﻣﻰ ﺗﺮﺳﻨﺪ ﻣﺮﺩﻳﺸﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﻭﺩ!!!ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻯ /??ﺗﻪ ﺻﺪﺍﻳﺶ -ﮔﺮﻳﻪ ﺍﻯ ﺑﻰ ﺻﺪﺍﺳﺖﺑﺎ ﻳﮏ ﺍﻏﻮﺵ ﺳﺎﺩﻩ -ﻗﻠﺐ ﻫﺮ ﻣﺮﺩﻯ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﻭﺭﺩ .ﻧﮕﺎﻫﺶﮐﻦ ???ﻭﻗﺘﻰ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖﻭﻗﺘﻰ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖﻭ

ادامه مطلب  

همسفرا  

حدود یه هفته دیگه باید بریم . هنوز هیچی جمع نکردم .امروز با همسری رفتیم هلال احمر برای واکسن زدن . به همسری میگم تو و علی گشتین و گشتین کاروان پیدا کردین . همه روستایی . نه این که بگم خدای نکرده ایرادی دارند . من و همسری یه خونه داریم تو روستای اجدادی همسر و عاشق رفتن به اونجا هستیم وبا برخوردی که این چند سال با مردم روستا داشتم میدونم که آدم های خوب و ساده ای هستند و دل های خیلی پاکی دارند . این سفر هم زیارتیه و دعا میکنم خدا به خاطر دل های پاک اون

ادامه مطلب  

دختر  

تو را دختر خانوم می نامند...مضمونی که جذابیتش نفس گیر است...
دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون...اما تمام اینها را هم در بر می گیرد...!
دختر! تو نه ضعیفی و نه ناتوان...چرا که خداوند تو را بدون زور بازو و خشونت می پسندد....
اشک ریختن قدرت تو نیست ...قدرت روح توست....
تو دختری....تو جسم ظریف و روح قوی ای داری...
اما مواظب باش...چون هر چیز ظریفی نیاز به مواظبت بیشتر دارد...!
                                                  

ادامه مطلب  

چهل و یک  

به نامش
روز دوشنبه به یمن ولادت حضرت زهرا (س)یه خوابگاه دخترانه رو که حدوداً ۲۵ نفر ساکنش بودند ،شام دادم . خب این تقریبا هزینه ای حدود صد هزار تومن برای من داشت . امروز یک میلیون و هفتاد هزار تومن به حسابم واریز شد . پولی که قرار بود اواخر شهریور ۹۳ پرداخت بشه ،امروز واریز شد. این همون ده برابر شدنه که تا الان بارها برام اتفاق افتاده .
برداشت اول : خدایا شکر . کمکم کن بنده ات باشم .
حال نوشت : خدایا داغونم . داغون داغون. دو روز پیش جواب منفی قطعی رو

ادامه مطلب  

خاهرکم  

خواهرم گو که چرا رنگ برنگ آمده ای؟
مگر از عفت و آزرم به تنگ آمده ای؟
چه بدی دیدی از آیات خداوند رحیم
 که تو با مذهب اسلام به جنگ آمده ای؟
این گناه علنی از تو مسلمان زشت است
تو خوش از اینکه به انظار ، قشنگ آمده ای؟
عصمت و دین جوانان همه بر باد دهی
ای که بی چادر و با مانتو تنگ آمده ایhttp://b-a-shabestar.blogfa.com/tag/ منبع

ادامه مطلب  

 

جسارت …
خاطرات خیلی عجیبن
گاهی اوقات می خندیم
به روزایی که گریه می کردیم
گاهی گریه می کنیم به
یاد روز هایی که می خندیدیم…
گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نسیت
چون باعث میشه نتونی به جایی برگردی
که از همون اول هرگز نباید قدم میگذاشتی…….
سارت میخواهد
نزدیک شدن به
افکار دختری که روزها مردانه
با زندگی می جنگد
اما شب ها…
بالشش از هق هق دخترانه اش خیس است
تمام دنیا
محله ی کوچکی ست
که تو در آن متولد می شوی
و من میان بازیِ بچه های مح

ادامه مطلب  

عروس چه بپوشد؟  

امروز بحث سر عروسی منهکه چی بپوشی؟!((هنوز خبری نیستا)انگار برایشان هنوز هم چادرم غریبه است؟!دلشان برایم می سوزدانگار به زور در یک پوشش قرار گرفته ام!باورشان نمیشود  که عاشق شده ام.دغدغه ذهنشان مراسم عروسی من است.گاهی میگویند عروسی نگیر و گاهی میگویند لباس عروس نپوش.تمام فکرشان به فامیل هست که اگر بیایند از تو عکس میگیرندمیگویند قایمکی از تو عکس میگیرند"باور کنید من بعد از حجاب آوردنم زیباتر نشده ام"گاهی اتهام افراطی بودن به من میزنند که با

ادامه مطلب  

معنی اسم شهلا  

نام دخترانه ی عربی است به معنی دختری که رنگ مردمک چشمش میشی روشن و فریبنده باشدیا بهتر بگویم شهلا همان چشم عسلی خودمان است .اصل این کلمه شَهلاء  است که ما در فارسی همزه ی آخر آن را می اندازیم و مذکر آن أشهَل است .اما ببینیم در فرهنگ ها چه آمده است . البته مطلب ÷ایین با  توضیحات من قدری فرق دارد :
شهلا.  (مأخوذ از تازی شهلاء) چشم سیاهی را گویند که مایل به سرخی باشدو فریبندگی داشته باشد. (برهان ) (از غیاث ). چشم سیاه فام . (اوبهی ). تأنیث اشهل . زن میش چ

ادامه مطلب  

پرسش مهر  

پرسش مهر رییس‌جمهور: توصیه شما به رییس‌جمهور برای نشر اعتدال چیست؟













رییس‌جمهور پرسش مهر سال تحصیلی 92-93 را صبح امروز در آیین بازگشایی مدارس کشور مطرح کرد.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، صبح امروز حسن
روحانی با حضور در دبیرستان دخترانه نمونه دولتی فاطمةالزهرا(س) منطق

ادامه مطلب  

قیچی لعنتی من  

بعضی از چیزها انگار به قلب ادم وصله.
منظورم اشیا و... است.
اگه بدیشون به کسی یا دورشون بندازی تمام خاطره های مهمتو درواقع بخشی از زندگیتو و بعضی وقتا هویتت رو که لابه لای اونها نشسته دور ریختی.
امروز اومدم وسایل تکونی کنم یه یقه اسکی سرمه ای داشتم که اونقدر جنسش خوب بود و چون فقط تو فصل زمستون میپوشیدمش قدمتش رفته بود بالا.هنوز پاره نشده بود ولی کاملا کهنه بود تقریبا میتونم بگم ۷-۸سال داشتمش.
امروز که داشتم با قیچی استین ها و یقشو جدا میکردم تا

ادامه مطلب  

کادو/مهمونی دادن و...  

سلام...
دیروز کادوم رو گرفتم....
مامان برام مانتو گرفته!
یه مانتوی مشکی که دکمه های تزئینی داره و خیلی خوشگله!
امروز پوشیدیم بریم یکی دوجا عیدی ولی خونه نبودن دوباره من پیاده شدم و اومدم تو و
اونا رفتن خیابون...
امروز حدود ۲ ساعت زیست شناسی خوندم....
وای خدا!
چقدر سهل انگاری کردم...
دیشب دختر خاله بابا آفاق و شوهرش و پسرش ابولفضل اومدن بعد از شام.
از اون طرف الهام برام کیک درست کرده بود و میخواستیم بریم پایین ولی میخواستن بیان.
خلاصه ساعت ۱۱:۱۵ رفتن.


ادامه مطلب  

حال و روز یک میت و بستگانش (قسمت سوم. آخر)  

سلام. فاصله افتاد و بدون مقدمه می‌رویم داخل مجلس ختم. تقریبا کلیات ماجرا را گفتم. می‌ماند ظواهر؛ گوشه و کنار ها. (راستش به غیر از مشهد، شهر دیگری مجلس ختم نرفته‌ام، برای همین برخی رسم و رسومات را نمی‌داتم همه‌گیر جایی است و یا مخصوص شهر خودمان.) برای تسلی خاطر بازماندگان، برای شادی روح آن مرحوم و مرحومه، برای تسکین دل داغ‌دیده بستگان، همه این نیت‌ها از یک طرف، از طرف دیگر برای خودی نشان دادن (که البته گویا حدیثی است و می‌گویند و در مجلس خت

ادامه مطلب  

خسرو مؤدب (میرزا حاج آقا) بنیان گذار مدارس جدید در کازرون  

از ادبا و نویسندگان و بنیان گذاران مدارس جدید در فارس و خوزستان بود . وی در سال 1263هجری شمسی در کازرون متولد شد. وی پس از تحصیل علوم رایج زمان چون عربی ، فقه ، اصول ، منطق وغیره ، همّ خود به ایجاد مدارس جدید و رفع مشکلات نظام سنتی آموزش قرار داد و با همکاری برادرش ، شیخ محمد حسن واعظ و همکاری ضیاءالواعظین کازرونی اولین مدرسه به شیوه نوین را در کازرون به نام مدرسه هدایت گشود . پس از چندی به دلیل مخالفت های عوامانه ، این مدرسه تعطیل شد و مرحوم مؤدب

ادامه مطلب  

برداشت های بی رویه از آب، عاملی در خشک شدن تدریجی زاینده رود  

وبسایت اصفهان شرق نوشت :مهندس حمیدرضا فولاد گر نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با اصفهان شرق با اشاره به استیضاح وزیر نیرو در رابطه با مسائل پیرامون آب اظهار داشت: در بحث آب می بایست بیشتر از اقدامات انجام شده توسط وزارت نیرو، بر روی مسائل مرتبط کار می شد و این از موارد مهم عنوان کردن استیضاح توسط نمایندگان مربوطه می باشد.وی تونل بهشت آباد را یکی از موارد پیرامون استیضاح وزیر نیرو خواند و تصریح نمود: بحث تبدیل تونل به لوله

ادامه مطلب  

 

ﻣﻦ ﯾﻪ "دختــــرم "ﻣﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻳﻮﻭﻧـــﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﻴﺸــــﻪﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻫﺴــــــتنﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻳﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﻭ ﮔﻮﺵ ﻣﻴﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗــــﺮﺍﻧـــــﻪﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺭﻳﺘﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﺵ ﻣﺘﻨﻔــــــﺮ ﺑﺸﻪ ..ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻖ ﻫﻖ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﻥ ﺩﻝ ﮔﻮﺵ ﻣﻴـــــﺪﻩﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻐﻀﺎﺵ ﺭﻭ ﺯﻳﺮ ﺑﺎﻟﺶ ﻣﻴﺘــــﺮﮐﻮﻧــــﻪ ..ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻦ ﺳﺨﺘﻪ , ﺳﻨﮕـــ

ادامه مطلب  

شیرۀانگور  

طریقۀ شیره گرفتن ازانگوراین نوشتارباکمک آقای حاج ذبیح الله بیات تهیه گردیده است
اول انگورهاراتمیزمی شویندبعدآنهاراداخل گونی تمیزمیریزندودرداخل قزقان می
گذارند،پاهاراشسته وداخل قزقان شروع به پازدن آنهامی کنندتاآب انگورهاجداشده به
داخل قزقان آیدبعدگونی حامل طفاله هارابیرون آورده ومی فشارندتاکاملاًآب انگورازآن
جداشود.به آب انگورداخل ظرف خاک سفیداضافه میکنند.خاک سفیددارای املاح معدنی زیادی
است واگرآن رابه آب انگوراضافه نکنندشیرۀ

ادامه مطلب  

بانوی ایرانی  

آهای شما آقایونی که از پارک دوبل خانما ایراد میگیرین....هروقت تونستی فرق بین قرمز و آلبالویی و جیگری و سرخ و سرخابی و صورتی پررنگ رو از هم تشخیص بدی، اونوقت حرف بزن...هروقت تونستی با مانتو و دامن و جوراب شلواری بری توالت که نفهمی کدوم رو بالا بکشی کدوم رو پایین، بیا ایراد بگیر....هروقت تونستی با کفش پاشنه ده سانتی ساعت ها راه بری... تازه در مواقع لازم باهاشون بدویی، اونوقت بگو خانومها راننده های خوبی نیستن....هروقت تونستی همزمان هم لباس بپوشی  هم

ادامه مطلب  

294  

امروز اصن تو مدرسه روز خوبــــی نبود !اصلاااتنها قسمت خوبش زنگ تفریح سوم با شقایق و زنگ 4م با اسماء و ملیکا و ریحـانه...خدایا من خیلی آدم عوضی هستم ؟نَه جان من راستش بگو....زنگ اول ک اون امتحان زیست مسغره.... ینی من نمیگم خیلی خونده بودم ولی خیلی بد شد ! :((و ضد حال های بـچه ها ....خدایا خودت میبنی واسه این جلسه معرفتی چقد این درِ و اون در زدم.....کاری کن همه بچه ها بیان...خدایا ازت تمنا میییییییکنم ! :(((((((:((ب خصوص پریســاپریسا باشه جمع حال میده ...آقا من می

ادامه مطلب  

پیروز این میدان، بازنده ست!  

دبستانی بودم... یک روز چند تا دانش جو برای تحقیقشان به مدرسه ی ما آمدند. سوالشان از ما این بود: آیا از دختر بودن خود راضی هستید؟ چرا؟
جواب من ـ بر خلاف اکثریت بچه ها ـ  مثبت بود. من از دختر بودن خودم واقعا راضی بودم! پرسیدند: چرا؟ گفتم: آخه لباس های دخترها خیلی خوشگل تر و زیادتر از لباس های پسرهاست!!!
***
با حجاب بود. معلوم بود که روی شوهرش حساسیت خاصی دارد. با نگرانی می گفت:
آرایش غلیظی داشت، از لباس فرمش معلوم بود که سرکار می رود... با افتخار می گفت

ادامه مطلب  

خدایا بچگی کردم........  

فرم ثبت نام...........سفر سیاحتی وزیارتی و همیشگی آخرت.............ابتدا گذرنامنه ی زیر را تکمیل نمایید:
نام : انسان........ نام خانوادگی : آدمی زاد........ نام پدر : آدم.........نام مادر : حوا..........لقب : اشرف
مخلوقات!!!!!........
نژاد: خاکی..........صادره از : دنیا.......... ساکن : کهکشان راه شیری منظومه ی شمسی زمین.........مقصد :
 
برزخ ........مکان : بهشت اگر نشد جهنم.........ساعت و زمان پرواز : هر زمان که خدا صلاح بداند(بنا به پیشانی
 
نوشت....شاید همین الان)وسایل مورد نیاز :1. حدود 7 متر پارچه

ادامه مطلب  

زیارت کوچه لولو  

کلمه زیارت برای هر کسی یه معنا و مفهوم خاصی داره، یعنی وقتی میپرسی طرف کجاست و جواب میشنوی زیارته هر کسی یه برداشتی از کلمه زیارت داره، اما تو محله ما با شنیدن این جمله فقط یه جا به ذهن من و هم محله ای هام متبادر میشه و اونجا امامزاده یحیی(ع) است... توی پستی که در مورد محله امون نوشتم ، از کوچه ابولولو هم گفتم.امامزاده یحیی(ع) وسط کوچه ابولولو واقع شده، یه امامزاده کوچیک و باصفا و توی یه جای دنج...تو بچگی هر وقت میخواستیم بریم مسجد کوچه لولو از جلو

ادامه مطلب  

خخخخخخخخخخخخخخخ2  

با ﺗﻮﺟـﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﻡ ﺗﺮ ﺷﺪﻥ
ﻫـﻮﺍ
ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﮐﻮﺗـﺎﻩ ﻭ
ﺳـﺎﭘﻮﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟـﻤـﯿـﻊﻣﻠﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ ﺗـﺒﺮﯾﮏ ﻭ ﺗﻬﻨﯿـﺖ
ﻋﺮﺽﻣﯿﮑﻨـﻢﺑـﺎﺷـﺪ ﮐـﻪ ﮐـﺎﻣﺮﻭﺍ ﺷـﻮﯾـﺪ.  بـعـضـﮯ دخـتـرا مثــل
هــایــده و مـهـسـتـﮯ هستن ؛هـمـه بـاشـون خـاطـره
دارن     اصن کارخونه ی
رانـــــــــــــــــــــی
باید..................با شرکت
جـــــی ال ایـــــکس همکاری کنه تایه
آبمیوه بده بیرون که میوه ی تهش از قوطی بیاد بیرون به
را

ادامه مطلب  

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود ...  

دیروز به مدت 4-5 ساعت بی وقفه و با وقفه خواب بودم.چنــــدوقت بود اون سردردهای قدیم به سراغم نیومده بود ،چنــــدوقت بود اینقدر در برابر خوابیدن ضعیف نشده بودم.غزاله که رسید تازه جلسه سوم رو خونده بودم و بدنم هم حسابی درد میکرد (احتمالا تو خواب یکی از رویاهام من رو به قصد کشت زده بود که اینقدر له بودم.) برای شام غزاله و افطار خودم باید یه چیزی میپختم.بادمجون سرخ کردم،کشک سابیدم و پیازها رو سوزوندم :| تا بالاخره یه کشک بادمجونی درست شد.حال عجیبی دا

ادامه مطلب  

تست مايع نافذ  

تست
مايع نافذ ، يکي از روشهاي آزمايش غير مخرب است که موجب آشکارسازي عيوب
سطحي مي شود و لذا تست مايع نافذ روشي است که در جهت پيدا کردن ناپيوستگي
هاي سطحي به کار برده مي شود. عموما همه مواد ( به جز مواد با سطح متخلخل )
را مي توان به وسيله اين روش و به طور معمول تست نمود. بطور خلاصه ، روش انجام اين تست به صورت ذيل است :ابتدا
مايع نافذ بر روي سطح قطعه اعمال مي شود. سپس بعد از گذشت مدت زمان معيني ،
مايع نافذ اعمال شده از سطح پاک مي شود و ماده ظاهر کنند

ادامه مطلب  

289  

من دلم میخواد ماری ببینم !خدایا اصن سر مسئله اون حسا مسغره و عاشقی نیـست .خدایا کاری کن تا دو ماه دیگه ببینمش ... بعد امتحانا ترم :(ینی حس فضـولیه بیشتر .دیروز 5شنبه بود .رفتم کلاس یوگـآ ساعت 10ونیم بعد رفتم خونه وسایلم جمع کردم رفتم کانون ...این مرتکیه مُص خیلی رو عصابه ! بد جور.... داریم میخندیدم ، میاد میگه براتون مُتاسفم ! :|گـُم شووو ینی خدایا دیگه نمیتونم یک دقیقه هم تحملش کنم :| . این معلم ادبی ـمون هم خیلی ب بر و پاچهمن میپیچه ... بابا ول کن منِـُ !

ادامه مطلب  

لبخند  

 اولین لحظه که
دیدمشون یجوری شدم،هی الکی زور میزدم تا یه لبخند رو صورتم بکارم،صدای زهرا تو
گوشم می پیچه..بچه ها لبخند فراموش نشه!کفشامونو  درمیاریم و میریم تو،هدیه ها پخش میشه خوشحالی
رو میشه از صورتشون فهمیدچند نفری جمع
میشیم دور یکیشون،اسمش رقیه ست موهای مشکی و کوتاهی داره،نمی تونه حرف بزنه،با
ایما و اشاره میفهمونه که چقدر از دیدن ما خوشحاله،حالا دیگه خجالتها کنار گذاشته
شده،صمیمی میشیم تابلو ی کوبلن نصفه کارشو نشون میده دفتر مشقشو نش

ادامه مطلب  

24)اندر احوالات فاز دوست داشتن و عشق  

همیشه از بچگی دلم میخواست اگه مزدوج شم 24 سالم باشه...برا همین پست 24 رو به عشق و دوست داشتن اختصاص میدممن در کل عاشق لباسای خانومای بریتانیای کبیر قدیمم که همیشه آرزومه از این لباسا داشته باشم... دامن پرچین و بالاتنه صاف و ساده... شاید ی جورایی اون لباس سفید معروف هم تو ذهن من تداعی کننده این لباساس ولی دلم نمیخواد بپوشمش... ینی کلا دلم نمیخواد برای ایکس سال دیگه که به مخاطب فوق العاده خاصم رسیدم مراسمی تحت عنوان عروسی داشته باشم...درسته هر دختری آ

ادامه مطلب  

یک روز مامان شدن  

تصور کن: شبی که همزمان هم شام درست می کنی، هم سریال می بینی، هم مشق‌های دوقلوها را دیکته می‌کنی، هم فکر می‌کنی که یک سال از شروعِ دانشگاه گذشته و هنوز داری دورِ خودت می‌چرخی و چقدر کارهای ناتمام روی میزت، توی دفترچه‌هایت و لابلای کتاب‌هایت نشسته است تا تو برای شان قصه ای بگویی، چشم‌هایشان که خواب رفت یکی یکی شان را ببوسی و رویشان پتو بکشی و همانطور که دستت روی کلید چراغ خواب است، شب بخیر بگویی و بروی.فکر کن: صبحی که صدای اذانِ دوری از پنجر

ادامه مطلب  

ازدواج جن با یک انسان... ياسين.........  

ازدواج جن با یک
انسان
درروح و جن 18 آگوست 2013 0
195 بازدید

ازدواج جن با یک انسان:
ماجرایی در
تاریخ ۱۳۵۹ شمسی مطابق با ۱۹۸۰ میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به
شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ،
استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:
مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به
که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در
جنگ خون

ادامه مطلب  

$$$عشق$$$  

نامش را هرچه میخوای بگذارتعصبغیرتحسادتمن نامش را عشق میگذارمودلگیرمیشوم ازبعضی آدمها که تورا ازان خود میدانندتوفقط به من تعلق داریشادیت شادی من استوجودت گرمابخش زندگیموتنت پاسخ تمام خواهشهای منمن تورا باهیچ کس تقسیم نخواهم کرداین نامش عشق استتونامش راهرچه میخواهی بگذارمیدانی رفیق . .بعضی زخم ها هست که هر روز صبح باید روشونو باز کنی . . . نمک بپاشی . . .تا یادت نره دیگه سراغ بعضی ادمها نری . . . عشق من . . .عشق اون نیست که در اوج رابطه پاک بمونی .

ادامه مطلب  

من دخترم...  

من دخترم...با تمام حساسیت های دخترانه ام...با تلنگری بارانی میشوم...با جمله ای رام میشوم...با کلمه ای عاشق میشوم...با فریادی میشکنم...با پشت کردنی ویران میشوم...به راحتی وابسته میشوم...با پیروزی به اوج میرسم...هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم...هنوزم هم برایشان لالایی میخوانم...هنوزم هم با مدادرنگی خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...هنوزم هم برای شکلات جان میدهم...هنوزم هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم...من دخترم...پر از راز...هرگز مرا نخواهی دانست...هرگ

ادامه مطلب  

جشنواره غذا در دزفول؛این دفعه در حمایت از کودکان بیمار و نیازمند  

جشنواره غذا در دزفول؛این دفعه در حمایت از کودکان بیمار و نیازمند
همزمان
با ولادت با سعادت بانوی دوعالم، حضرت فاطمه (س) و نکوداشت روز مادر، یا به عبارتی
دیگر،«روز زن» اولین
جشنواره
غذا،ویژه مربیان پیش دبستانی در سالن اجتماعات دبیرستان دخترانه کوثر،و به نفع
کودکان مبتلا به بیمارهای خاص و نیازمند، در شهرستان دزفول برگزار شد.
خانم «گردویی»کارشناس
امور بانوان آموزش و پرورش دزفول در حاشیه ی برگزاری این جشنواره با اعلام این خبر
گفت:اصلی ترین ه

ادامه مطلب  

اجرا و...  

سلامممممممممممم!
وای وای وای!
عجله دارم زودتر دیروز رو بگم.
ساعت ۷:۳۰ بیدار شدم و صبحانه مختصری خوردم و
لباس پوشیدم.
مانتو سفیدم با همون شال ابیه.
کرم زدم و ریمل و رژ لب کمرنگی + لنزهام...
خیلی خوشمل شدم.
ساعت ۸:۴۰ زنگ زدم اژانس اومد!
فک کن واسه اون دو قدم راه!
ساعت یه ربع به ۹ با بچه ها جلوی استانداری قرار داشتم.
اونا هم با هم میومدن.
خلاصه بعد از ۵ دقیقه تاخیر رسیدن.
خانم مسعودی بوق زد و سوارم کردن.
رفتیم که از در عقبی استانداری بریم تو ولی نذاشتن و

ادامه مطلب  

 

 – گزارش بازدید یکروزه ازشهرلای بید 
توفیق یافتم که در معیت نماینده محترم ولی فقیه  و امام جمعه محترم بخش میمه حاج اقا زمانی و ریاست محترم اداره اموزش و پرورش بخش میمه و شهر کامو و اقای مرتضی هاشمیان و اقای برقعی خبرنگار دفتر خبری بخش میمه  سفر و بازدیدی از شهر لای بید داشته باشیم . در طول مسیر به پیشنهاد امام جمعه ی محترم از دبستان بنت الهدی روستای حسن رباط  بازدید شد . در محوطه ی مدرسه دانش آموزانی که مشغول گذران زنگ ورزش بودند یکصدا به مسئ

ادامه مطلب  

2036-اقتصاد سياسي به زبان ساده(14)  

اقتصاد سياسي به زبان ساده(۱۴)
روابط توليدي (مناسبات توليد) در جامعه‌ي‌ ابتدايي:
در اين دوره، انسان مجبور بود به صورت مشارکتي و جمعي زندگي کند؛ زيرا که امکان شکار کردن حيوانات وحشي به طور فردي تقريبا" غيرممکن بود. فقط به صورت دسته جمعي مي‌توانستند حيوانات را شکار و يا دستگير و رام نمايند. برای رفتن به جنگل جهت به دست آوردن دانه‌ها و ميوه‌هاي خوراکي، بازهم مجبور بودند که اين کار را به صورت جمعي انجام دهند. در نتيجه محصول کار دسته‌ جمعي هم به

ادامه مطلب  

راستشو بگیم خدایی......  

بسم الله الرحمن الرحیمخدایا کمکم کن به خودم مسلط باشم...الهی آمین1-یارو میاد عاشق بازیگر و بازیکن(malakeمنظورم تو نیستی فدات من میدونم تو طرز دوست داشتنت با بقیه فرق میکنه فدات)میشه پدر و مادرشو سر یارو------زیر پامیذاره بعد یه مشکل کوجولو مثل سرماخوردگی براش پیش میاد میاد تو اینستا مینویسه تورو خدا دعام کنید حالم خیلی بده واه واه2-یارو من میام عکس قبر میذارم میگه زیادی که یاد مرگ میکنی افسردگی میگیری من شب خوابم نمیبره؟!!!!!!!!!!آخه(جای خالی)برو برو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1