اختراع کامپیوتر  

در زبان انگلیسی «کامپیوتر» به دستگاه خودکاری می‌گفتند که محاسبات ریاضی را انجام می‌داد. بر پایهٔ «واژه‌نامه ریشه‌یابی Barnhart Concise» واژهٔ کامپیوتر در سال ۱۶۴۶ به زبان انگلیسی وارد گردید که به معنی «شخصی که محاسبه می‌کند» بوده‌است و سپس از سال ۱۸۹۷ به ماشین‌های محاسبه مکانیکی گفته می‌شد. در هنگام جنگ جهانی دوم «کامپیوتر» به زنان نظامی انگلیسی و آمریکایی که کارشان محاسبه مسیرهای شلیک توپ‌های بزرگ جنگی به وسیله ابزار مشابهی بود، اشاره م

ادامه مطلب  

نکات اولیه در چرم دوزی  

 

 

نکات ظریف و اولیه در چرم دوزی وجود دارد که لازم است هر فردی که به این هنر علاقه دارد
در ابتدا بداند . اولین نکته ، این است که ما چگونه سوزن را نخ کنیم تا از مواردی بسیار جزیی
که شاید مهم نباشد ولی در تمیزی کار بسیار موثر است جلوگیری کنیم و کار زیبایی داشته باشیم .
 
 
 
همانطور که می دانیم نخ موم زده هنگام کار ممکن است  تاب بخورد یا کمی از موم آن کم شده یا به حالت ریش ریش درآید ....
هنگام دوخت چرم به خصوص چرم های که دارای بافت های ضخیم تر مانند گا

ادامه مطلب  

پیتزای خانگی  

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، در ابتدا میخوام از فیدیلیو تشکر کنم که این فرصت رو بهم داد که بتونم براتون طرز تهیه غذاهایی رو که قبلا در فیدیبورد عکس هاش رو گذاشته بودم در اینجا بهتون آموزش بدم، البته میدونم خیلی هاتون خیلی بیشتر از من تجربه و دانش آشپزی دارید، این مطالب رو من برای کسایی که علاقه به تهیه غذاهای متنوع در خانه دارن مینویسم تا تجربیات خودمو در اختیارشون قرار بدم که یه چیز جدیدی یاد بگیرن. امروز میخوام بهتون طرز تهیه "پیتزا خانگی

ادامه مطلب  

همه قورباغه ان  

دوستان این حرفهای مدیر شبکه farsi 1 رو لطفا بخونید!
 
مجری برنامه:
 برنامه آینده شما چیه؟
 
مدیر شبکه farsi 1:
تا سال 2020 کاری می کنیم که مردهای ایرانی خودشون زنهاشون رو برای نمایش دادن از خونه بیرون بفرستن.
 
مجری برنامه:
مگه میشه مردهای ایرانی با اون غیرتشون همچین کاری انجام بدن؟
 
مدیر شبکه farsi 1:
وقتی توی آب صد درجه یه قورباغه رو بندازی یه دفعه بیرون میپره، چون خیلی داغه، اما وقتی یه قورباغه رو بندازی توی آبه خنک، براش خیلی خوبه و وقتی آروم آروم آب

ادامه مطلب  

عاشقانه ها  

هیچوقت این حرف را قبول نداشته ام که می گفتند آدم ها یا ذاتا زرنگ هستد یاذاتا تنبل.چیزی که آدم ها را به دو دسته کاملا متفاوت تقسیم می کند چیزی نیست جز انگیزه.شاید بشود اسم دیگرش را امید،انرژی یا هدف گذاشت.چیزی شبیه به محرک.اینکه وقتی من تا اواخر ترم دو با کراهت دانشگاه می رفتم و نشستن سرکلاس ها برایم زجر آور بود.اما یک روز بهاری توی کلاس طبقه سوم دانشکده دچار یک حال عجیب شدم و توی یک روز دیگر پشت درب همان کلاس با لبخند یک نفر به قول احسان خواجه ا

ادامه مطلب  

دنیای مجازی رو دوست دارم!  

دنیای مجازی رو دوست دارم. وقتی از دنیای واقعی خسته میشی خیلی خوبه که یه جایی رو داری که می تونی برای چند ساعت هم که شده خودتو بهش بسپاری و فراموش کنی که اون بیرون داره چی میگذره! تو دنیای مجازی اگه آدم ناحسابی سر راهت قرار بگیره می تونی راحت بذاریش کنار! خونه ی پرش اینه که اونجایی که داری رو ول می کنی و می ری یه جای دیگه بساطتت رو پهن می کنی! نه پاسپورتی لازم داری نه اجازه ورود و خروجی! دنیای مجازی رو دوست دارم چون آدم اینجا راحت تر می تونه "خودش" ب

ادامه مطلب  

مثل بز نگاه می کنه!!!!  

عرضم به حضورتون که... یه عکسی تو اینستا گذاشته بودم که مورد توجه قرار گرفت. گفتم بد نیست ضمن این که عکسو اینجا می ذارم یه خاطره هم ازش تعریف کنم.
تابستون سال 91 بود که رفته بودیم به روستای کدیر تو استان مازندران اون سال هنوز بافت سنتی و قشنگی داشت (گریزی به گذشته) هرچند که الان شنیدم دیگه انقدر ویلا ساختن که اون جا هم دیگه زیبایی طبیعی اش رو از دست داده... بگذریم...
یه روز به هوای تماشای اسب هایی که برای چرا رفته بودن بالای تپه های روبه رو راه افتادی

ادامه مطلب  

با هم بخندیم 6 + سوتی های ماندگار + صدای ما  

* یه قانونی هم هست که میگه: اصولا وقتی پرنده هم تو کوچه پر نمی زنه خیلی راحت و با یه فرمون در عرض چند ثانیه ماشین رو می بری تو پارکینگ. اما.... امان از اون روزی که کوچه شلوغ باشه :| 
** روزای اولی بود که تو سینماها با افتخار اعلام می کردند: "فلان فیلم... با صدای دالبی سُراند " طرف خیلی جدی برگشت به افراد همراهش در سینما نگاه کرد و گفت: هر روز یه خواننده ی جدید در می آد... دالبی سراند دیگه کیه؟ :|
*** امروز یکی داشت جلوش حرف می زد و سر به سرش می ذاشت و بهش میگف

ادامه مطلب  

مگرملائکه نا محرم نیستند؟  

الله اکبر، سر نماز هم بعضی دست بردار نبودند. به محض این که قامت می بستی ، دستت از دنیا! کوتاه می شد و نه راه پس داشتی نه راه پیش، پچ پچ کردن ها شروع می شد. مثلاً می خواستند طوری حرف بزنند که معصیت هم نکرده باشند و اگر بعد از نماز اعتراض کردی بگویند ما که با تو نبودیم! اما مگر می شد با آن تکه ها که می آمدند آدم حواسش جمع نماز باشد؟ مثلاً یکی می گفت: واقعاً این که می گویند نماز معراج مؤمن است این نماز ها را می گویند نه نماز من و تو را . دیگری پی حرفش را م

ادامه مطلب  

............  

سلام به دوستای خودم !!!به قول پانته آ خوفین؟؟؟یه خبر......دیشب عقشمودیدمخوب راستش دیشب شام خونه پانی اینا دعوت بودیم.من نمی دونستم خاله ایناش هم هستن(امان ازدست این پانته آ)به من نگفته بود.تا رفتیم دیدیم اااااااا پارسای خودمونم که هست منو میگی انگار برق بهم وصل کردن بماند که اینقد ذوق مرگ شدماز اول مهمونی ما(من وپارسا)اینقد حرفیدیم البته بازهم بماند که این آرمان هی پارازیت مینداختومخ پارسامو به کار میگرفت واین پانته آ منو میبرد اون طرف سالن ح

ادامه مطلب  

مخصوص رها جوونم.....  

سلام دوستایه خوشجلم خوفین؟؟؟
رهااااااا میگم چرا واتس و وایبرت قطه؟؟⊙_⊙ دیشب آرمان کی برگشت خونه؟ ؟؟ آخه بهم تک نزد که رسیده بسییییی نگران بووودم
وایییی رها یادم رف بت بگم دیروز جات خالی بعده کلاس زبان آرمان اومد دنبالم باهم رفتیم رستوران  هات پینکه بوداااااا واییییی عالی بود جات خالی کلی کیف کردیم اینقد خوش گذشت آرمان هم کم نذاشت بعدش رفتیم خرید عا من اینقد چیز میز گرفتم (آخی عقشم افتاد تو خرج ) ابنقدر خوف بووودددددددددد خعلی حاللل داد ;)


ادامه مطلب  

آسمان را گفتم :  

 آسمان را گفتم :می توانی آیابهر یک لحظه ی خیلی کوتاهروح مادر گردی ؟صاحب رفعت دیگر گردی ؟گفت نی نی هرگز !!!من برای این کارکهکشان کم دارمنوریان کم دارممه و خورشید به پهنای زمان کم دارم !...
خاک را پرسیدم :می توانی آیادل مادر گردی ؟آسمانی شوی و خرمن اختر گردی ؟گفت نی نی هرگز !من برای این کاربوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم !

ادامه مطلب  

كتگورى: خاطره  

تكستاى شب آخر تهرانو  نگه داشتم، داشتم ميخوندمشون، توش پر از عشق و نگرانى و دلتنگى بود...
الناز، سايه، الهه، نسرين...
آدمايى كه هم ميخواستن شب آخر منو ببينن هم نميتونستن... نسرين كه اومد خونه تا بريم فرودگاه اما انقدر حالش بد شد فرستاديمش خونه! سايه و الهه كه خواستن آخرين تصويرى كه ازم دارن تصوير آخرين بارى باشه كه همو ديديم. الناز هم از دو روز قبل رفتنم اومد پيشم و عصر رفتيم گذاشتيمش خونشون، آخرين بسته عود شير آفريقاييشو بهم داد و اشكالود خداف

ادامه مطلب  

شعر آقای علیرضا قزوه  

سرم پایین است وتمام تنم می لرزدخم می شوم خون می خورماز دست بادهای هواتا زار، زیر شود من مرده امبیا این خیزران و خلخال و پیراهن تمیزاز آن توفقط از مرکبت پیاده شو و برو:کل زار وفو... و انا ما وفونی ...**در من بادهای هواستبابای زار!با بادهای هوسمضراب ساز هوایم بابازار!این مضراب از شاخ گاو و گوسفندان نیستاز سرپنجه های لعنتی من استمن مبتلا به زارمزار و نزارم بابازار!و بادهای جورواجورتسخیر کرده اند مراهفت روز در حجاب بپیچانم به دور از چشم این قبیله ک

ادامه مطلب  

احتمال محرومیت یک ساله مدافع پرسپولیس  

   محمدرضا خانزاده مدافع پرسپوليس که همراه با تيم زير ۲۳ سال ايران به اينچئون کره جنوبي رفته تا در بازي هاي آسيايي شرکت کند روز گذشته و در آخرين دقايق بازي با ويتنام از بازي اخراج شد اما با هل دادن بازيکن حريف و برخوردي که داشت نگاه ها را به خود جلب کرد.گروه ورزش«تیتریک» ؛حالا شايعه شده احتمال دارد اين بازيکن که همراه تيم به جام جهاني رفته به مدت ۶ ماه تا يک سال محروم شود. اين اتفاقي است که مشابه آن سال ها قبل گريبان علي کريمي جوان اول آن روزها

ادامه مطلب  

هنوز منتظرم  

نمی خوای سری بهم بزنی
نمیگم برگرد
میگم یادی از کسی کن که دلش را شکستی
که تنهایش گذاشتی
بی وفاااااااا
ا من هنوز منتظرم...
هیچ کس برای من ”تو”نمیشود
هیچ کس نمیتواند جای تو را در قلبم بگیرد
وقتی که هنوز جای تو در بهترین نقطه قلبم است
وقتی که در خوبترین جای دلم خونه کردی
هیچ کس هرگز نمیتواند برای من”تو” باشد

ادامه مطلب  

احسان فداکار  

بزن به سلامتی احسان.
احسانی که مردونه پای عشقش موند
احسانی که همتا نداره،
احسانی که یاد نگرفته فقط به پدر و مادر خود احسان کنیم
 احسانی که اوج غیرت مردونه ایرانیا رو به نامردا نشون داد
احسانی که میگفت یه جاهایی بریدم اما وقتی میومدم خونه به روی خانوم گلم نمی آوردم 
درود بر مادری که شیر پاک به بچش داده
درود به مادر احسان مادری که به بچش یاد داد بجای بازی با ناموس مردم مردونه پای عشقش بمونه
درود بر عشق بی همتایت ای مرد
درود بر عشق پاک و مقدست

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1