آخرین اخبار سایت

این پست برای آقا تختی نیست ...  

کفش و لباسمم همان بود، اسمم عوض شده بود، اما هيچکس ديگر به من بد نمي
گفت...قهرمان شدم اما بر مغزم اضافه نشد...«او پوريای ولی نبود. او هيچ کس نبود، او خودش بود،
بگذار ديگران را به نام او و با حضور او بسنجيم.
او مبنا و معنای
آزادگی است ... و هرگز به طبقه ی خود پشت نکرد.»  جلال آلاحمدچیزی رو که امروز اپ میکنم کمی رنج آور است اما حقیقتی است تلخ ...باید
پذیرفت که هیچ کس را نمیتوان با آقا تختی مقایسه کرد نه در گذشته و نه در
حال حاضر پهلوانی که دست ب

ادامه مطلب  

خونه ی مادر بزرگه....  

خونه ی مادر بزرگه / الان آپارتمانهخونه ی مادر بزرگه / استخر و لابی دارهخونه ی مادر بزرگه / wifi ی مفتی دارهکنار خونه ی اون / همیشه پارتی برپاستپارتیهای محله / پر شور و شوق و غوغاستمادر بزرگه الان / مازراتی سوارهرنگ موهاشم هر روز / جور واجورو باحالهمادر بزرگه الان / شلوار جین می پوشهکفش کالج و کیفش / همیشه روبه روشهخونه ی مادر بزرگه / هنوز خیلی باحالهخونه ی مادر بزرگه / حرفای خاصی داره !

ادامه مطلب  

خونه...  

چند وقتیه داریم دنبال خونه میگردیم...
تقریبا همه بسیج شدن...فران به دوستاش و همسایه ها میسپاره،افسان به رییس و همکاراش،پروین خانووم هم همینطور و...خودمونم که نگوووو از بس دنبال خونه گشتیم کلافه شدیم...
خونه های کوچیک و اجاره های سرسام آور...خونه هایی که هیچکدومشون اون انرژی مثبتی که باید بهمون بدن رو ندادن...
دلم برا خسیو میسوزه...میدونم چی میکشه...
لب تابو دادیم به عمووووجان...برا همین کمتر میام اینجا وگرنه کلی حرف دارم...
اونروز خسرو کلی سرزنشم کر

ادامه مطلب  

 

از روزی که تو بغل خسرو گریه کردم از درون شادم...
چند روزیه که حالم خوبه...پرانرژیم...مثل سابق...
امروز رفته بودم باغ...کمی قدم زدیم و لابه لای درختا و چمنا عکس گرفتیم...موقع برگشت به خونه کلی با خسرو توی ماشین رقصیدیم...خیلی لذت بخش بود...احساس میکردم به اندازه تمام آدمهای روز زمین انرژی دارم که باید بریزم بیرون...حالم زیبا بود....بازم مست شده بودم...
امروز کلی از نگاه کردن به خسرو کیف کردم...دیدنش برام لذت بخشه...مثل مسکن آرومم میکنه...
وقتی سرمو از شیشه م

ادامه مطلب  

دومین یادداشت تابستونی  

سلام
یه سلام تابستونی به همه
چقدرررررررررر هوا گرمه،واقعا خیلی گرمه،گرم بودن هوارا دوست ندارم
واقعا مردم جنوب کشور چقدر اذیت میشن بنده خداها
امروز کل خونه را تمیز کردم،جاروبرقی کشیدم،بخارشو کشیدم
حتی راه پله ها هم تمیز کردم
من عاشق تمیز بودن  ومرتب  بودن زیاد...
میخام موهام کوتاه کنم،مامان وخواهرم مخالفن میگن مو به این خشگلی حیفه هرگز نباید کوتاه کنی
اما خیلی اذیت میشم، مخصوصا واسه خشک کردن موهام
اما میدونم که بی فایده اس ومامان اجازه ن

ادامه مطلب  

الصَّوْمُ فِي الْحَرِّ جِهَاد  

...
آدمی که قصد جهاد داره باس مجهز باشه. خودمو تجهیز کردم به یک پیراهن بلند رنگ روشن، یه چیزی شبیه به دشداشه عربی که یه خورده گل منگولیه [همونکه تو گفتی قشنگه مامانِ آنی]. لباسی مناسب برا یه ماه رمضونِ گرم! باید هروقت اراده کردی بتونی پاهاتو تا زانو بگیری زیر شیلنگ آب یا نه!؟ [لباس بیرون رو هیچ رقمه نمی شه اصلاح کرد! ای خداااا...] کلیپسی که نهال واسم خریده بود رو هم گذاشتم جلوی چشم که موهای همیشه وحشی رو بتونم جم کنم بالا سرم بلکه گردن و گوش‏هام هوا

ادامه مطلب  

رحمتی اسپانسرآورده است؟؟؟؟  

به گزارش خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران، رحمتی با شرایط ویژه به پیکان رفت و قرار است یک فصل را در این تیم سپری کند، زیرا عنوان شده است که وی علاوه بر مبلغ قرارداد که با پیکانی‌ها امضاء کرده از اسپانسر و حامی مالی این تیم نیز بهره می‌برد زیرا وی از شرکتی که پیراهن و لباس خود را درون دروازه پیکان به عنوان حامی مالی استفاده می‌کند نیز نفع مالی می‌برد.
گفتنی است، وی زمان حضور در استقلال نیز این شرایط را داشت زیرا برای پیراهن خود حامی مالی جداگ

ادامه مطلب  

رحمتی اسپانسرآورده است؟؟؟؟  

به گزارش خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران، رحمتی با شرایط ویژه به پیکان رفت و قرار است یک فصل را در این تیم سپری کند، زیرا عنوان شده است که وی علاوه بر مبلغ قرارداد که با پیکانی‌ها امضاء کرده از اسپانسر و حامی مالی این تیم نیز بهره می‌برد زیرا وی از شرکتی که پیراهن و لباس خود را درون دروازه پیکان به عنوان حامی مالی استفاده می‌کند نیز نفع مالی می‌برد.
گفتنی است، وی زمان حضور در استقلال نیز این شرایط را داشت زیرا برای پیراهن خود حامی مالی جداگ

ادامه مطلب  

آخ جووون  

اولا خدایا مرسی واقعا که بنده را معاف کردی ...منم قول میدم فردا عین چی بشینم بخونم...اول احمد و موس رو میخونم بعد میرم سرم خادم..قول میدم صبح زود پاشم..بازم مرسی..اقا این خونه ی من حد وسط نداره یعنی وقتی هم خونه ی خودمون بودم اتاقم حد وسط نداشت یا تمیز تمیز بود یا کثیف کثیف:)کثیفیشم از اونجایی شروع میشه که میخوام تشریف ببرم بیرون و نمیدونم چی باید بپوشم :))) و بعد برمیگردم و همه چیو یه ور میندازم..امروز افطار کلیییییی خودم و تحویل گرفتم بماند:| دیگ کل

ادامه مطلب  

یتیم خونه  

چند روز پیش به عمه م میگفتم ک میخوام برم یتیم خونه ببینم چن نفر دیگه مثل من بی مادرن بیام راحتتر زندگی کنم ک بابا تو دنیا فقط من ی نفر مادرم فوت نکرده ک.
عمه فرمودن لازم نیست تو همین فامیل ی چرخ بزنی معلومه ک تنها نیستی.
اومدم با خودم چرتکه انداختم دیدیم دو تا از عمه هام فوت کردن پس بچه هاشون یتیمن
دایی فوت کرده پس بچه هاش یتیمن
دختر عمه م فوت کرده، بچه هاش یتیمن
هر چهارتا مامان بزرگ و بابا بزرگم فوت کردن پس کلا تیرو طایفه ما همه از دم یتیمن
پیشنه

ادامه مطلب  

 

                     دامن کوتاه دخترونه                            پیراهن نخی گلدار                          پیراهن کوتاه دخترانه قرمز                       مدل لباس مجلسی پوشیده                 تونیک آستین بلند دخترانه                        تونیک های دخترونه                        
مانتوهای اسپرت دخترانه                  مدل پیراهن کوتاه زنانه آبی              جدیدترین مدل های کت و دامن

ادامه مطلب  

1038  

 
رفتم دکتر میگم دکی جون پر*یود نمیشم! هی هم خارش میگیرم با اینکه خیلی حواسم به خودمه!
دکتر ثابت کرد حامله م :)))))))))))
هیچی دیگه میخواست از این امپول هورمونیا بده! گفتم نمیخوام! تازه دارم هورمونامو مرتب میکنم. صبر میکنم عادی خودش پیش بره... بگو چه غلطی کنم عفونت نکنم... قرص و کرم داد.
بعد میخواستم معاینه ی سینه بکنه. گفت توی این سن سرطان سی*نه تقریبا محاله!!! ولی بعد از تموم شدن پ*ریو*د بهترین زمان برای چکاپ سی*نه س. اونموقع بیا!
هیچی دیگه!
منتظرم بچه م ب

ادامه مطلب  

1032  

 
امروز 5م تیره! ع اومده پیش دوستش که خونشون با خونه ی ما 10 مین فاصله داره!
امروز دو روز گذشته از تولدم! هنوووووووووووز نیومده منو ببینه!
امروز  3 روزه یه تلفن خشک و خالی به من نزده...!
من سختگیرم؟
زور نداره حتی تولدت نیاد ببینتت؟
بهش بگمم میگه تو چرا زنگ نزدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! درصورتی که پنجاه بار کوتاه اومدمو زنگ زدم...
میره دوستشو میبینه تا اینجا نمیاد یه سر؟
بیشعور عوضی. بگه بیام ببینمت قبول نمیکنم. کادوشم بخواد بده جوری سرد رفتار میکنم تا بخو

ادامه مطلب  

123  

میدونی که امروز برای من مقدسه : )
سوم3 خردادِ فراموش نشدنی دوستت دارم : )
-- یاد آقـــآی معجزه میشه اشک منُ در نیاری ؟
- نه نمیشه عشق پُر از سختیه خانوم  تو باید اشک بریزی . یادت رفته ؟: (
-- چشم یادِ آقای معجزه ...
+ این دل پر از خونه
اگه بخوای جدا شی
میمیره هر لحظه خونه نباشی
دستامو ول کردی
قلبم ترک خورده بعد از تو احساسم دووم نیاورده ...

ادامه مطلب  

خبر های کوتاه مانی این د بنک  

خبر های کوتاه مانی این د بنک
- وید برت از مسابقه لدر مچ کنار گذاشته شد
- برندگان احتمالی طبق آخرین اطلاعات : کین (لدر مچ اول) - ست رولینز (لدر مچ دوم) - روسف - پیج - استارداست و گلداست - اریک روان و لوک هارپر - سامر ری
- دنیل برایان گفت نمی داند کی برمی گردد و دکتر ها گفتند که باید یک جراحی دیگر انجام بدهد

ادامه مطلب  

ماه رمضون  

اولین ماه رمضون تو خونه ی خودمون با استنبلی دیشب  شروع شد و قیمه ی افطار....اولش فکر میکردم خیلی سخت باشه خونه خودت باشی و روزه باشی و غذا هم بپزی اما اونقدرام سخت نبود....واسه سحرم که بساطو جمع کردیم اومدیم خونه فلاور اینا و گویا تا افطار اینجا هستیم همچنان:-D 
 

ادامه مطلب  

یخبندونای قطبی چشمات...  

یخبندونای قطبی چشمات، حرارت دستامو کم کردهچشمای من ماسیده رو عکسات،از بس نخوابیده ورم کردههوا چهل درجه تب داره، اخبار میگفت آسمون صافهاما من امشب ابر میسازم، از دود سیگار عطر نسکافهخونه دلتنگه، صندلی خستست، کوچه لج کرده بی تو بن بستهرادیو دق کرد،قبضِ رو تاقچه صداتو روی تلفن بستهقرصا کم میشن، ساعتا خوابن، خودنویس از تو گریه میسازهخندتو بردی، آینه تب کرده، راهو برگردون، در هنوز بازهامشب دلم بدجورآشوبه، دستای تو صد سال ازم دورنتوی دلم یه

ادامه مطلب  

نماز و عشق و... پرواز!  

گفتم «تو که واسه خاطر خدا می‌جنگی، حیف نیس نماز نمی‌خونی؟!» اشک توی چشم‌هاش جمع شد و با لبخند گفت: «می‌تونی نماز خوندن رو یادم بدی؟» خجالت کشیدم ازش بپرسم برای چی؟همان وقت زیر آتش خمپاره‌ دشمن تا جایی که خستگی اجازه داد، نماز خواندن را یادش دادم.توی گردان شایعه شده بود که نماز نمی‌خونه. مرتضی رو کرد به من و گفت: «پسره انگار نه انگار که خدایی هست، پیغمبری هست، قیامتی، نماز نمی‌خونه...»باور نکردم و گفتم: «تهمت نزن مرتضی. از کجا معلوم که نمی

ادامه مطلب  

نمایش تفریق با انتقال در پایه دوم ابتدایی  

نمایش تفریقهای با انتقال :
مانند :                             235 
                                     157 -
مردی وارد کلاس می شود : سلام ، بچه ها اسم من یکی است ، من یک خونه در جدول ( مکانی ) دارم ، آن خونه ، خونه یکی ها ست ، بچه ها من همیشه یک رقم هستم . اگر یه وقتی تعداد من زیاد بشه که به  10  برسم  یا  از  10  بیشتر  بشم .

ادامه مطلب  

ويكند!  

اخر هفته هاي من معمولا به خريد هاي يخچالي و خونه تميز كردن و دسشويي حموم شستن ميگذره! البته شباش با پيمان ميريم بيرون ولي روزاش اين مدليه!! 
امسال ميخوام يكم تابستونم فرق كنه، دريا با خونه ما يه ربع فاصله داره و من پارسال فقط يه بار رفتم كنار دريا دراز بكشم ريلكس كنم، امسال ولي فرق ميكنه
صبح هوا عااالي بود يه صبح خنك تابستوني، قرار بود با رييسم بريم پياده روي كه مامانش (رييس بزرگه) مريض شد و نيومد ولي من خودم رفتم ساعت ٧ خيابونا خلوت همه جا تمي

ادامه مطلب  

کسالت آرتینا خانم/فروش خونه/عروسی  

دختر مامان از دیروز کمی کسل و بدحال بود و صبحی کلی نق نق کرده بود. روز گذشته هم بدنش داغ بود و خیلی اذیت بود. با کمی قطره استامینوفن کمی بهتر شد. الان هم که خونه مامان جون هست و زنگ زدم خدا رو شکر بهتر بود. البته کمی سرفه می کرد.
دیروز بابا علی یکباره هوس فروش خونه رو کرد و با یک اگاهی نه چندان معتبر در سایت دیوار، دو سه تا مشتری در کمتر از یک ساعت پیدا شد. دیورز عصری قصد خرید لوستر و میز نهار خوری رو داشتیم که توی فروشگاه یکی از مشتریان سمج زنگید و

ادامه مطلب  

سیندرلا جاری جدید!  

بالاخره سیندرلا جاری جدید پیدا شد. بعد از یک جلسه صحبت خصوصی، یک جلسه خواستگاری و کلی تحقیق دو طرف، پنجشنبه شب یکم خرداد مراسم بله برون آقا داماد عاشق و سیندرلا انجام شد. انشالله قراره نیمه شعبان مراسم عقد برگزار بشه. این جاری واقعا سیندرلاست و در چارچوب توجهات خاص!!!!!
آقا داماد هم که دل تو دلش نمونده، همچنان نگران و مضطرب از ترس از دست دادن سیندرلا، انشالله خوشبخت بشن. از اونجا که کلاه پیراهن آرتینا خانم شب بله برون خونه سیندرلا جا موند  و ا

ادامه مطلب  

ای حسن یوسف دکمه ی پیراهن تو  

ای حسن یوسف دکمه ی پیراهن
تو
دل می شکوفد گل به گل از دامن
تو
جز در هوای تو مرا سیر و سفر
نیست
گل گشت من دیدار سرو و سوسن
تو:
آغاز فروردین چشمت، مشهد
من
شیراز من اردیبهشت دامن
تو
هر اصفهان ابروی تو نصف
جهانم
خرمای خوزستان من خندیدن
تو..
من جز برای تو نمی خواهم خودم
را
ای از همه من های من بهتر، من
تو
هر چیز و هرکس رو به سویی در
نمازند
ای چشم های من، نماز دیدن
تو!
حیران و سرگردان چشمت تا ابد
باد
منظومه ی دل بر مدار روشن
تو!

** شعر از قیصر

ادامه مطلب  

یا ابا عبدالله ع  

ديشب خواب عجيبي ديدم.
ديدم تو خونه مون تنهام. حس ميكنم ارواح و اجنه تو خونه مون در رفت و امدن.يك شبح در هيبت مرد بلند قد با موهاي بلند و در دستش از اون عصاهايي كه يه انتهش شمشيرِ بود.
من حواسم بود كه به خونه راهشون ندم.كاهي پرده ها حركت ميكردن.تو خواب فكر ميكردم نكنه يكي از رفتكان ميخواد باهام  ارتباط برقرار كنه.اما اون حس رو پيدا نكردم.
تعداد اشباح و اجنه رو به فزوني بودن و منو تو خواب ميترسوندن.با خودم كفتم نبايد به همسرم چيزي بكم چون وقتي تنها

ادامه مطلب  

تحولات  

دیروز رفتیم دو تا خونه حیاط دار 250 متری سه طبقه قیمت کردییم در یه جای متوسط به بالای شهر
قیمت ها یک و نیم تا دو  میلیارد بودن
نمیدونم کی میشه ما کسری بودجه نداشته باشییم
البته هنوز قضیه انتقالیمون در ابهامه/ هر چند بعید میدونم درست شه.
ان شالله هر چی صلاحه
بعدنش یا دنبال تعویض خونه تو همین شهر یا خرید خونه تو تهران باید باشیم ان شالله

ادامه مطلب  

خوشبخت ترين مرد  

روزي پادشاهی پس از يك بیماري
طولاني و درمان بي نتيجه پزشكان دربار گفت: نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم
که بتواند مرا معالجه کند.
تمام آدم‌های دانا دور هم جمع
شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست كه چه ميشود
كرد.
تنها یکی از مردان دانا گفت:
فکر کنم می‌تواند شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را
بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.
شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن
یک آدم خوشبخت فرست

ادامه مطلب  

فرشته نوشت 124  

ما با موهای فرفری فرشته داستانها داریم ,شونه کردنش خیلی سخته ,انواع و اقسام ماسک مو ,روغنها,اسپریها و ... امتحان کردیم اما ....
خلاصه چندروز پیش صدای غرغر نزدیک به گریه ی فرشته رو شنیدم رفتم دیدم داره برس میکشه و چشماش اشکیه
گفتم :موافقی موهاتو کوتاه کنیم تا کمی بزرگتر که شدی و تونستی از پس موهای قشنگت بر بیایی اونوقت بلندش کنی؟
گفت میشه صافش کنیم؟
گفتم بزرگتر شدی میتونی ,اما یادت باشه موهات خیلی قشنگن و درسته که سخته ولی قشنگه و من عاشقشونم !
خل

ادامه مطلب  

45  

رژیم و تمرینات ماه رمضون ایمیل شد برام...الان با دقت هر دو تاشونو خوندم...برنامه خوب نه عااااااااااااالی هست...فقط به لحاظ خواب فک کنم برام مشکل باشه...چون اولا من عادت ب خوردن سحر نداشتم...شاید در طول یک ماه 4/5 بار سحری میخوردم...تمریناتم باید 60 تا 75 دقیقه بعد افطار انجام بشه...بعدش میوه...بعدش شام...بعدش خواب...بعدش سحر...تازه سحرم 1 ساعت قبل اذان...بعدش خواب...مطمئنا خوابم مختل میشه واسه منی ک صبح ساعت 8 باید دفتر باشم خیلی سخته...مطمئنا خانوم خونه یا دخ

ادامه مطلب  

43  

برخلاف هفته های گذشته امروز صبح رو ترازو نرفتم...همون قبل شام میرم ک فقط اعلام وزن داشته باشم ب جناب مشاور!!!چیزی ک خیلی خوشحالم کرده اینه ک من اول اسفند ک رفته بودم تهران خرید اون موقع سایزم 42 بود ولی دو تا تاپ مجلسی خوشگل خریدم یکی سایز 42 و یکی هم سایز 40!!!هر دو تا مشگین ولی مدلاشون کاملا فرق داره....دو هفته پیش ک دخترعمه ام اینا اینجا بودن رفته بودیم خرید،ی دامن مشگی جذب کوتاه ک خیلی وقت بود دنبالش بودم دیدمُ خریدم...دامنُ با هر کدوم تاپا میپوشی

ادامه مطلب  

کاکا رسما با میلان فسخ کرد  

سایت رسمی ویژه برنامه جام جهانی - هافبک برزیلی میلان رسما قراردادش را با این تیم فسخ کرد تا به لیگ آمریکا برود. به گزارش بیست چهارده، باشگاه میلان از فسخ قرارداد کاکا، هافبک برزیلی خود خبر داد و این بازیکن فصل آینده را با پیراهن میلان به میدان نخواهد رفت.
باشگاه میلان در بیانیه ای اعلام کرد: با کاکا بر سر فسخ قراردادش به توافق دو طرفه رسیدیم و او دیگر با پیراهن میلان به میدان نخواهد رفت.
کاکا هم در گفت و گویی که با شبکه تلویزیونی باشگاه میلان

ادامه مطلب  

بیچاره ها  

 
موهام را که صاف می کرد ازم پرسید:موهاتو رنگ کردی؟
گفتم:نه.
گفت:واقعا"؟خیلی مشکیه.حیفن.کوتاه نکن.
گفتم:حوصله ندارم.بهشون نمی رسم.تازشم همش جمعشون می کنم بالای سرم.گرمه.کوتاه کنید.
هی چندسانت چندسانت موهام را می گرفت توی انگشت هاش می گفت:انقدر خوبه؟من می گفتم نه بیشتر.هر چندسانتی که می آمد بالا می گفت:پشیمون میشی ها!من می گفتم نه.تا روی شونه هام که رسید باز گفت.عصبانی شدم.حوصله نداشتم.لاله ی گوشم را نشان دادم گفتم:ببینید،تا اینجا.تا اینجا کوتاه

ادامه مطلب  

خانه وسقف بالای سرمان  

دوست دارم این لحظه های ناب و یکتای زندگی مشترکمون را ثبت کنم.امروز 31فروردین 93 ,شبی که رفتیم خونه را دیدیم  وپسندیدیم و قرار شد بشه خونه عاشقونه ی ما دوتایه چیزی بالاتر از تصورم بود بهتر وتر وتمیز تر,دلباز وافتابگیرخداراشکر بابت اینکه قسمتمون از خونه شد این خونه!امیدوارم روزای عشقولانه وخوشی به همراه شوهرکم زیر سقف این خونه پیش رومون باشه.امیدوارم  مجبور نشیم سالهای دیگه جابجا بشیم تا خونه خودمون حاضر بشه اینطوری وسایل دسته گلم خورد خاکشی

ادامه مطلب  

پندنامه  

شب که می‌شود حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی
کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را
با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.پادشاهي دلقکي داشت که با همه درباريان مزاح مي کرد و آن ها را مسخره مي کرد جز يک نفر به نام اصيل الدين.روزي پادشاه به دلقک گفت: تو چرا همه را مسخره مي کني جز اصيل الدين.گفت: چون همه به من دو دينار مي دهند و او صددينار.شاه
اصيل الدين را احضار کرد و سبب پرسيد

ادامه مطلب  

 

زردی من از تو سرخی تو از من..من دلم سخت گرفته ست...نوشته هایم کوتاه شده اند کوتاه کوتاه . یک جورایی گیر کرده ام حتی فرق درست و غلط هم برایم سخت شده این منه حالا منی نیست که دلم میخواست دلم میخواهد این من را بگیرم گوشش را بکشم یکی بزنم توی صورتش از خود برانمش بعد بنشینم یک گوشه این بغض لعنتی را بشکنم بعد یکی را پیدا کنم بذارمش جلوی خودم ، صاف توی چشم هایش نگاه کنم و بگویم چه مرگم شده هیچی نگوید فقط بگذارد من بگویم چه مرگم شده بعد بگذارد برود بعد من

ادامه مطلب  

خونه خواهر جون...  

سلام همدمم....
ديروز عصر رفتم خونه آبجي مرضيه. سحر و مريم هم بودن و بعدش هم آبجي فاطمه با دخملش(مريم) به جمعمون اضافه شدن. خيلي خوش گذشت. تازه واسه خودمون آش رشته(به قول مريم آش بي ننه بابا يعني بدون نخود و لوبيا) هم درست كرديم و نوش جان نموديم... جات خالي. آبجي فاطمه كه رفت سعيد اومد دنبالم و رفتيم خونه يك كم چيز ميز برداشتم و دوباره برگشتم خونه خواهرجون. آخه ميخواست تاديروقت تو كارگاه باشه و من تنها بودم. همگي با هم رفتيم پارك كنار خونشون(لاله) و ت

ادامه مطلب  

خونه ی مادر بزگه(طنز)  

خونه ی مادر بزرگه-الان اپارتمانه
خونه ی مادربزرگه-استخر و لابی داره
خونه ی مادر بزرگه-wifiمفتی داره
خونه ی مادر بزرگه-دیش و lnbداره
کناره خونه ی اون-همیشه پارتی بر پاست
پارتیهای محله-پرشور و شوق و غوغاست
مادربزرگه الان-مازراتی سواره
رنگ موهاشم هر روز-جورواجورو باحاله
مادربزگه الان-شلوار جین میپوشه
کفش و کالج و کیفش-همیشه روبروشه
مادربزرگه هر شب-GEM TVرو میبینه
خرم سلطان و سنبل-لامیارو میبینه
خونه ی مادر بزرگه-هنوز خیلی باحاله
خونه ی مادر بزرگه ح

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1