ببخش....  

من را ببخش... ؛ اگر دیگر نیستم که وقتی از همه خسته ای دلداریت بدهم ... اگر احساس تنهایـی میکنی و نیستم که بگویم نگران نباش ، ( من با تـو هستم ... ) ... ببخش که نشد که برای هم باشیم.... برای دلیلی که حتی خودم هم نمیدانم ! ببخش که میخواستیم تا آخره خط بــاهم باشیم اما نشُـد ... ببخش که دیگر در بیخوابیهای شبانه ات همراهت نیستم... بیخوابیهایی که با لالاییهای عاشقانه!!! به خواب آرام تبدیل میشد... مرا ببخش... که دلیل شکستنه دلت مـن شدم ،... دلیل گریه های شبانه ات و ...

ادامه مطلب  

ادم مرد نباشه اما نامرد هم نباشه!  

 
بی تو دنیا بر سرم آوار شد
 
 
بین ما هر پنجره دیوار شد
درد عاشق بودن ما ریشه داشت
رفتن و مردن علاج کار شد
آنکه اول نوشدارو می‎نمود
بر لب ما زهر نیش مار شد
عیب از ما بود از یاران نبود
تا که یاری یار شد دل ز دل بیزار شد
عاقبت با ناله سوداگران
عشق هم کالای هر بازار شد
آب یکجا مانده ام دریا کجاست؟
مردم از بس زندگی تکرار شد...
 

ادامه مطلب  

رئیس جمهورم بودی، هستی، خواهی بود  

یه سریام هستن عاشق این مردن. خیلیا اون دوم خرداد رو بهترین روز زندگیشون میدونن. اون هشت سال رویایی.. اون آزادیا...اون عطاالله ها و اون فیلما.. مارمولک، آواز قو.. نه اختلاسی بود، نه تحریمی، نه نرخ تورم وحشتناک..اگه اون دوران ایشون رئیس جمهور نمیشد و ناطق نوری جاش میومد، شاید که نه، قطعا هنوزم جرم ماهواره داشتن 3 ماه زندان بود. ویدیو رو باید قایمکی جابجا میکردی، یا مثلا همچنان تو پارکا کمیته ای ها میومدن شلوار لی رو تو تن یارو جر میدادن. یا پیرهن آس

ادامه مطلب  

می‌خواهم در جهت معکوس زندگی کنم!  

در زندگی بعدی من می‌خواهم در جهت معکوس زندگی کنم!
با مردن شروع می‌کنی و می‌بینی که همه چیز خیلی عجیب است.سپس بیدار می‌شوی و می‌بینی که در خانه سالمندان هستی!
و هر روز که می‌گذرد حالت بهتر می‌شود!بعد از مدتی چون خیلی سالم و سرحال می‌شوی از آنجا اخراجت می‌کنند!!
بعد از آن می‌روی و حقوق بازنشستگی‌ات را می‌گیری و وقتی کارت را شروع
می‌کنی در همان روز اول یکساعت مچی طلا می‌گیری و یک میهمانی برایت ترتیب
داده می‌شود!40 سال آزگار کار می‌کنی تا

ادامه مطلب  

454-اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی  

اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی
به آرامي آغاز به مردن مي‌کنياگر سفر نکني،اگر کتابي نخواني، اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،اگر از خودت قدرداني نکني.
به آرامي آغاز به مردن مي‌کنيزماني که خودباوري را در خودت بکشي، وقتي نگذاري ديگران به تو کمک کنند.
به آرامي آغاز به مردن مي‌کنياگر برده‏ي عادات خود شوي، اگر هميشه از يک راه تکراري بروي …اگر روزمرّگي را تغيير ندهي،اگر رنگ‏هاي متفاوت به تن نکني،يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکني.
تو به آرامي آغاز

ادامه مطلب  

عاشقتم...  

خانه ای غرق سکوت و سرد و تارخانه انواع موجودات و مارشعله ای بی نور و اندک، نا امیدشعله داند وقت مردن می رسیدپنجره باز و ندارد شیشه ایدر کنارش یک گل بی ریشه ایتکه های شیشه بر روی زمینخشم انسانی درون آن ببینیک ورق کاغذ که می سوزد به دستدست آن کس که نه هشیار است نه مستقاب عکسی خالی و بی عکس یارساعتی خسته ندارد نای کاریک قلم بر روی دفتر بی دواتروی آن پژمرده شد شاخ نباتلاشه مرغان عشقی بی نوااین قفس با کس نکرد هرگز وفاکهنه فرشی این زمین دارد به تنبع

ادامه مطلب  

 

چه دریایی میان ماست ....
خوشادیدار ما در خواب....
چه امیدی به ساحل....
خوشا فریادزیر اب....
خوشا عشقو...
خوشاخون جگر خوردن....
خوشا مردن....
خوشا از عاشقی مردن....
اگر خوابم ...اگربیدار....
اگرمستم.....اگر هوشیار....
مرا یارای بودن نیست...
تویاری کن مرا ای یار....
تو ای خاتون خواب من....
منه تن خسته را دریاب...
مراهم خانه کن تاصبح....
نوازش کن مرا تاخواب...
همیشه خواب تو دیدن دلیل بودنه من بود... 
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود....
شعری از داریوش تقدیم به عشقم
/پرنسس

ادامه مطلب  

ب آرامی ...  

گابریل گارسیا مارکز: به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر سفر نکنی،کتابی نخوانی، به اصوات زندگی گوش ندهی،از خودت قدردانی نکنی. زمانی که خودباوری را در خود بکشی،اگر برده‏ عادات خود شوی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر به خود اجازه ندهی،که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی. تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی امروز زندگی را آغاز کن! مخاطره کن!کاری کن!نگذار که به آرامی بمیری!

ادامه مطلب  

اختتامیه جشن کانون رهپویان ولایت  

کانون رهپویان ولایت از اول تیرماه سالجاری شروع و در پانزدهم شهریورماه پایان یافت.در این کانون160 دانش آموز مقاطع ابتدایی،راهنمایی ومتوسطه عضو بودند ودر کلاسهای آموزشی شامل:قرآن،سبک زندگی،انقلاب اسلامی ،مشاور ه وکلاسهای هنری وصنایع  دستی مانند:گلسازی،گونی بافی،گرافیک،نقاشی،کاردستی همچنین کلاسهای ورزشی شامل:والیبال،بستکبال،آمادگی جسمانی و... شرکت نمودند.گفتنی است بوسیله این کانون دانش آموزان در مناسبت های مختلف ملی ومذهبی وفرهنگی حض

ادامه مطلب  

 

یه بار یه نفر اومد در خونمون واسه تبلیغ جارو برقی،
 
تا در رو باز کردم اومد داخل یه گونی پشکل ریخت رو قالی و گفت
اگه جارو برقی شرکت ما نتونست این پشکل ها رو جمع کنه
خودم حاضرم همشونو با سـس  بخورم!!!!
پرسیدم سس قــرمــز یا سـفـیـد ؟
پرسید چرا اینو میگی؟؟؟؟
گفتم آحه 2 روزه برق خونه ی ما رفته
 

ادامه مطلب  

... به احترام پاییز  

دلم گرفته دوباره لبم غزل خیز است
دوباره فصل من و تو دوباره پاییز است ...
طبیعت ریزان ، ریز ریز جان می دهد و لیک نفس ها برای مردن حبس نیست .
زمین به احترام پاییز مدتی به خاموشی خواهد گرایید ؛ پادشاه فصل ها قرار است
باری را به دوش خود حمل کند...تا زایشی دوباره .
پاییز با تمام غم پروری اش (!!) زیباست.                      31 / 6 / 1393

ادامه مطلب  

...  

هیچ کس را توی این دنیا ندارم که تورا نشانش بدهم و او هم سری تکان بدهد و بگوید که فوق العاده ای . من ... من هیچ زنی را ندارم که تو پیش چشمش راه بروی و او دستش را ببرد . ندارم شاهدی که شهادت دهد هرکس تورا میدید دلش میرفت . شاهد ندارم . من هیچکس را ندارم به او بگویم که تقصیر ِ من نبود . تقصیر دل من نبود . من هیچکس را ندارم شهادت بدهد همه ی آنچه دوستش دارم  نشسته در وجودِ تو ...همه ی آنچه همه دوستش دارند . کاش دلم به چیزی غیر ِ تو خوش بود که گاهی که حس میکنم از

ادامه مطلب  

تجربه جدید  

اینکه میگن زندگی با مردن تموم میشه کاملا غلطه
زندگی آدم موقعی تموم میشه که عزیز دلش تنهاش بزاره 
آدم موقعی احساس پیری میکنه که عزیز دلش رفته باشه
موقعی که کنار هم دیگه هستن شاید دعواون بشه دلخور بشن
اما اگه واقعا هم دیگرو دوست داشته باشن خوبیا جای بدی هارو میگیرن
و خیلی زود دلتنگ هم میشن 
حالا فکر کن برای یه مدت کوتاه چند روزه مثلا برای مسافرت 
از هم دیگه جدا بشن ، همش بهونه میگیرن دلتنگ میشن
رسما برای لحظه بهم رسیدن له له میزنن 
اما اگه این

ادامه مطلب  

یه سوال  

نمیدونم باید از کجا شروع کنم اما سوال های زیادی تو ذهنم هست . زندگی ام خیلی عادی شده هیچ تجربه ای ندارم نه عشقی نه هوسی نه جدایی نه بهم رسیدن هیچ لذتی ندارم هیچ تجربه ای ندارم خیلی وفته که ضربان قلبم بالا نرفته خیلی وقته که ارزوی دیدن کسی رو نکردم این سوال مدام تو ذهنم تکرار میشه باید با چه هدفی زندگی کنم؟نمیدانم قراره چه زندگی رو در اینده بسازم. به چی امید داشته باشم ؟ واقعا براچی زندگی میکنم؟ گاهی وقتا به ادم هایی که تو خانواده مشکلات ز

ادامه مطلب  

خدای مهربان  

الهی  توفیقم ده که بیش از طلب همدردی کنم .بیش از آنکه مرا بفهمند ، دیگران را درک کنم .پیش از آنکه دوست بدارند ، دوست بدارم .زیرا در عطا کردن است که می ستاییم ودر بخشیدن است که بخشیده می شویم  ودر مردن است که حیات ابدی می یابیم ...

ادامه مطلب  

رازها  

به نظر من اگر مرگ در دنیا نبود، بشر به آن محتاج بود و می بایست آن را خلق كند تا از چنگال كسالتهای زندگی رهایی یابد. در حقیقت بسیاری از ما پیش از مردن، مرده هستیم؛ برای اینكه همه چیز خود را از دست داده ایم...****ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوريمن همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذريقلب ميزارم كه جا بدياشك ميدم كه همراهيت كنهو مرگ كه بدوني ب

ادامه مطلب  

دلم کمی عروج میخواهد  

آغازی از تولدی دیگر
در پس نشانه ای گنگ
وگاه بی آغاز
شروع ورق های مچاله شده
گر چه این روزها هوای کاشانه ما بس بحرانی ست
لیک مرا کهنه گی بعضی روزها مسرور می دارد
عجیب است حالا به وسعت زمین خسته ام
 
خسته از زمین
خسته از خویش
خسته از وجدانم
اه دلم برای خویش تنگ شده دلم میخواهد خود را در اغوش کشم
وبرای خویش ساعتها بگریم...
خسته از گودی که مرا به بازی کشانده است
وباید اینده را با چوب دیگرانخوردن به سر انجام رساند
خسته ام
کمی مردن نیاز دارم
 چه دنیای ع

ادامه مطلب  

روزانه هایم ...  

سکوتی که تیک تیک ساعت خرابش میکنه...
فکرهایی که گاه باید در بطن خفه شود و گاه باید تبدیل به کلمه
لبخند هایی گاه از تمسخر گاه از تاسف 
نگاهی گاه از سرشوق گاه از پشت اشک
......
همیشه ناله میکنیم از نداشته ها از نداده ها از نخواسته هه
 
 
 
 
گاه فکر میکنم باید به داده ها به خواسته ها به داشته ها لبخند زد
 
 
پر ازسردی پر از تنفر پر اپوزخند پر از تمام چیزهایی که 
 
میخواستم نباشم و هستم ....
 
بارها کودکانه گاه ابلهانه از سردی گفتم از مردن دل از یخ زدگی اما

ادامه مطلب  

تلخ تر از زهر........  

بگذار نوشته هايم بروند جهنم!!!!
وقتى هيچکدامشان تو را به من بر نمى گردانند.......
دوستت دارم ,مثل طعم زيتون , که تلخش هم دوست داشتنى يه.....
تو رفته اى ,و من....
ميان ريخت و پاش نبودنت ,دنبال چه مى گردم؟؟؟!!!
شايد خودم!!!که با رفتنت گم شد....
با رفتن تو,
پر از غمم,
پر از بغض,
سرشار از سکوتى وهم آور....
تلخ ,تلخ, تلخ.....
بى تو.....
زندگى چيزى شبيه,
هر روز مردن است

ادامه مطلب  

شهیدی که هنگام شهادت پدر دو ماهه بود  

خلبان شهید یاسر محمدی هنگامی که پدرش به شهادت رسید، دو ماه بیشتر نداشت و امروز که خود به شهادت رسیده فرزندش چهار ماهه است.
به گزارش خبرگزاری فارس از خرم‌آباد، شهادت نه یک مردن بلکه یک انتخاب است: «ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله، اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون».(1)
  «کسی را که در راه خدا کشته و شهید شد، مرده نپندارید، بلکه او زنده و جاوید است، ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.»
 شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری

ادامه مطلب  

دست کرم.... داستان واقعی در محتوا با تغییراتی در فرم!!  

طرف کفش نداشت....چند سال بود که کفش نداشت و پول خریدشم نداشت.... این چند سال همه جا پا برهنه میرفت....اینقدر پابرهنه رفته بود که پوست کف پاش کلفت شده بود.... اون اولا یکم اذیت میشد.... یه مقدار هم از بی کفشی خجالت میکشید اما کم کم هر چی گذشت براش عادی شد.... دیگه کاملا به بی کفشی عادت کرده بود و برای این موضوع چندان ناراحت نبود فقط گاهی وقتی که یه خار به پاش میرفت یا گاهی که اشنایی به مهمونی که به مناسبت خرید کفش جدید دعوتش میکرد میرفت اون موقع یادش میامد

ادامه مطلب  

هیچ کس برایت نمی ماند  

هیچکس برایت نمی ماند ، باور کن هیچکس ، نه آنکه کینه تو را به دل دارد نه آن مجنونی که روزی هزار بار برایت لاف مردن میزند ، دنیا را به طوری ناعادلانه بسی متضاد خواهی یافت ....
به کدامین انگیزه میشود از خوبی ها گفت وقتی دنیا هزاران دلیل برای بد بودن به تو میدهد .....
گاهی دلت میخواهد نباشی وقتی تمام انگشت های اشاره دنیا به سمت توست وقتی باوری جز خودت دلخوشت نمیکند ، تنهایی شاید آخرین و بهترین راه باشد ...آری... تنهایی بهترین راه است .....

ادامه مطلب  

هیچ کس برایت نمی ماند  

هیچکس برایت نمی ماند ، باور کن هیچکس ، نه آنکه کینه تو را به دل دارد نه آن مجنونی که روزی هزار بار برایت لاف مردن میزند ، دنیا را به طوری ناعادلانه بسی متضاد خواهی یافت ....
به کدامین انگیزه میشود از خوبی ها گفت وقتی دنیا هزاران دلیل برای بد بودن به تو میدهد .....
گاهی دلت میخواهد نباشی وقتی تمام انگشت های اشاره دنیا به سمت توست وقتی باوری جز خودت دلخوشت نمیکند ، تنهایی شاید آخرین و بهترین راه باشد ...آری... تنهایی بهترین راه است .....

ادامه مطلب  

بلت کانوایر/نوار نقاله / تسمه نقاله  

 
ساخت و فروش نوار نقاله با بهترین قیمت بازار و در اسرع وقت
مشکلات خود را در حمل و نقل مواد به صورت بسته بندی و فله ای را با ما در میان بگذارید
طرحهای جالبی برای حل مشکلات شما داریم
نوار نقاله های بارگیری با قابلیت شمارش بسته و یا گونی
قابلیت تنظیم ارتفاع به صورت دستی و فول اتوماتیک
تماس و مشاوره رایگان:    04114316055
                                 04114316056
                                 09144027990

ادامه مطلب  

تیل زادگاه من  

 سلام 
 
تیل در لغتنامه ها به معنی خال و نقطه است ولی بیشتر بعنوان اسم گل کاربرد دارد ، اما معنی آن هرچی باشه برای من بعنوان زادگاه ، وطن ، قشنگترین نقطه جهان یا زیباترین خال روی زمین است. 
 
تیل یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان گونی غربی بخش تسوج شهرستان شبستر واقع شده‌است. این روستا مرکز دهستان گونی غربی می‌باشد. جمعیت تیل در سال ۱۳۴۵ بالغ بر ۲٬۹۰۰ نفر بوده که از شهرهای چابهار و بوشهر آن زمان بزرگ‌تر و پرجمعیت‌تر بوده

ادامه مطلب  

"خدا رو شکر میکنم برای..."  

 
"خدا رو شکر میکنم"
برای همسرم! که میگه امشب شام سوسیس داریم، چون امشب خونه پیش منه و نه بیرون با دوستاش برای شوهرم! که مثل یه گونی سیب زمینی افتاده روی مبل، چون خونه پیش منه و نه بیرون با زنهاي ديگر نيست برای فرزندم! که از شستن ظرفها شکایت دارد و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست. برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی! چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان. برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن! چون یعنی غذا برای خوردن دارم. برای سایه ای که شاهد

ادامه مطلب  

بحث زیبای آقای قرائتی با یک وهّابی  

یک وهّابی در قبرستانِ بقیع به آقای قرائتی گفت که چرا شما فاطمه یا حسن یا زین العابدین را صدا می زنید، وقتی آن ها مُرده اند و خاک هستند؟
آن وهّابی که می خواست شیعه را بِشکند، یک قلم برداشت. گفت ببین این قَـلَـمه. آی شیعه ها من این قلم رو میندازم زمین... و انداخت و گفت: "شما میگید 4تا امام اینجا خوابیده. ای امام زین العابدین، امام باقر، امام صادق، فاطمه زهرا، قلم رو به من بده؛ نداد! وقتی اینا نمیتونن یک قلم رو به من بدن، پس چطور شما متوسّل میشید؟ این

ادامه مطلب  

زخم ها حافظه دارند ...فراموش نمیکنن:(  

مگه نمیگفتن  زمان بگذره  فراموش میکنی.. پس  چرا  فراموش نمیکنم ؟زخم دلم  تازه تازه ست  ..انگاری همین دیروز... شب مثل دیووونه ها گردنبندو برداشتم هی بوسش کردم بعدشم تا میتونستم گریه کردم ...
 
+حرف از رفتن تو نیست!!!حرف از مردن است...مردن ِواژه عشق...باور......اعتماد!
 

ادامه مطلب  

همین که یک نفر اسمش شبیه اسم تو باشه بازم یاد تو می افـــــــتم  

همین که یک نفر از دور ، لباسش رنگ تو باشه
همین که تو مسیر من ، یه گلفروشی پیدا شه بازم یاد تو می افـــــــتم
همین که عصر یک جمعه ، آدم تو خونه تنها شه
همین که یک نفر اسمش شبیه اسم تو باشه بازم یاد تو می افـــــــتم..
با آهنگی که دوست داشتی، تموم کافه ها بازن تموم شهر همدستن منو یاد تو بندازن..
تو نیستی سرد و یخ بندون.. تموم فصلا پاییزه
گذشتن از تو واسه من ، گذشتن از همه چیزه
همین که عکس تنهایی کنار دریا میگیرم
بدون شب بخیر تو به خواب گریه ها میرم با

ادامه مطلب  

حماسه دفاع مقدس از دریچه دوربین ها  

حماسه دفاع مقدس از دریچه دوربین ها
صف نفت در تهران، در دورانی که مردم در اوج تحریم‌ها و سختی‌ها با هم و کنار هم بودند.
 
یک ساختمان در بلوار کشاورز تهران در زمان موشکباران. وقتی برای حفاظت، همه طبقات خانه ها پر از گونی های شن و ماسه شده بود.
 
خیابان ایرانشهر تهران دیوارهایی که تا دو متر با گونی پوشانده شده اند.
 
خیابان 12 فروردین تهران
 
آموزش نظامی به زنان برای حضور در مناطق جنگی
 

رژه زنان همراه با اسلحه در خیابان. زنان نیز در دوران جنگ حضور

ادامه مطلب  

تبریک روزجوان  

خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بربی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش سوگوار نباشم.. خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست...
 
 میلاد حضرت علی اکبر(ع) وروز جوان برهمه جوانان دیروز وامروز به خصوص دانش آموزان عزیزم مبارک

ادامه مطلب  

دفاع ازخاک ایران  

  امام علی علیه السلام:إن الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین و کل آتیه منیته کما کتب الله له فطوبی للمجاهدین فی سبیل و المقتولین فی طاعته؛براستی که خداوند برای گروهی کشته شدن را مقدر فرموده و برای دیگران مردن را. هر گروهی با همان سرنوشت که خداوند مقدر کرده است می رسد، پس، خوشا به سعادت مجاهدان در راه خدا و کشته شدگان در راه طاعت او.

ادامه مطلب  

مامور حفظ جان تپل های جهان  

 با این سرعت وحشتناک حیرت آور چندش آلود پیشرفت تکنولوژی های ارتباطی، اعتراف می کنم آنقدر که از بسته شدن اداره پست و بیکار شدن پستچی تپل محله مان و غصه خوردن و لاغر شدنش می ترسم، از بیکار شدن خودم و مردن در اثر بی پولی نمی ترسم!

ادامه مطلب  

چهار صد و پانزده  

خداروشکر کاری که میخواستم تا اینجا به خوبی پیش رفته...
بدون شک یکی از بدترین عادتهای من غذا خوردن در حال راه رفتنه...!
مگر اینکه بخوام با سعید یا بابا غذا بخورم که اون هم کمتر پیش میاد...در حال دور زدن خونه بدون اینکه اون لحظه کار مهمی داشته باشم و هر دفعه یک قاشق خوردن و باز قدم زنان...
حتی درس خوندنم هم همین مدل بود تمام اتاق یا خونه رو دور میزدم و میخوندم...به قول سعید میگفت اگه الاغ بودی و بهمین حال مبیستنت به سنگ آسیاب تا زمان فارق التحصیلیت هز

ادامه مطلب  

زنگ آخر  

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم  نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم  مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم که مویی از سرجودت به عالمی نفروشم  همیشه هوامو داشتی  هرچند سال یه بار میآیی با یه شکل  و ظاهر و هویت  در غالب یه شخص   با  یه حال  و هوایی تازه ...  البته اولش   بعدش  کم کم وابسته  ترم میکنی   بعدش کم کم   جدا  میشی   یکهو دوباره   خنجر تنهایی و نامردی  و ..... از این اومدن و رفتن ها   نمیدونی میخوای منو به چی برسونی به کمال  به زوال   ....  هر بار تو غا

ادامه مطلب  

..........پست جدید حامد کمیلی در اینستاگرام........  

سلام دوستان!
به
آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی ، اگر كتابی نخوانی ، اگر به اصوات زندگی
گوش ندهی ، اگر از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی زمانی كه
خودباوری را در خودت بكشی، وقتی نگذاری دیگران به تو كمک كنند. به آرامی آغاز به
مردن می‌كنی اگر برده‏ عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تكراری بروی، اگر
روزمرّگی را تغییر ندهی، اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی، یا اگر با افراد ناشناس
صحبت نكنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏كن

ادامه مطلب  

امشب...  

شبم شدچون شب يلدا، وليکن بي صفا امشب
شدم بي مونس و تنها ميان آشنا امشب
چو شمعي در بر پروانه‌اي مي‌سوختم دائم
چرا رفته‌است پروانه ز منزلگاه ما امشب
دل از مهر وصفا پر بود، بي رنگ و ريا بوديم
صفا و مهر رفت و آمده جور و جفا امشب
تنم از ترس مي‌لرزد چرا، چون بي‌کَس و تنها
دلم ازغصه پرخون شد، زدست بي وفا امشب
چه تاريک است اين محفل چو زندان بلا و غم
بلا و غم چه حد دارد بگو بر من خدا امشب
مثال مار مي پيچم به خود از بسکه دلتنگم
نمي‌آيد به چشمانم دمي خواب

ادامه مطلب  

جدال با آب و اتش - خط مقدم - قسمت دوم  

  خط مقدم فاو  شهید اسفند پور و آقایان شبانی و میرمحمدی
احمد نشست و رو به محمد گفت : با مهندسی تیپ تماس بگیر بگو گونی بیارند . این گونی های دیشبی کم بوده . آب داره سنگر مصطفی اباذری اینا را میگیره . شب به حسن بگید یه تعداد نیرو بفرسته کمک گروهان اقا مصطفی . بچه هاشون خسته شدن از بس خاک جابجا کردن . عراقیام دارن دایم آب پمپاژمیکنن . دیده بانشون دیده این گوشه خط را آب داره میبره .
 
خره زبون بسته هم دیشب با گونی خاک غلطیده تو آب گرفتکی بچه ها نتوستن بی

ادامه مطلب  

 

شهری که هیچ کس در آنجا اجازه مردن ندارد! + عکس
 
زندگی در شهر کوچک لانگیربینِ نروژ، کمی عجیب است . این شهر شمالی ترین شهر کره زمین است .
 
در این سرزمین دمای هوا هیچوقت از شش درجه سانتیگراد بالاتر نمی
 
رود و در زمستان هم سه ماه تاریکی انتظار مردم این شهر را می
 
کشد . لانگیربین سرزمین خرس های قطبی است و به همین خاطر هم
 
همه ساکنین شهر همیشه با خودشان اسلحه حمل می کنند .
 
 
 
از همه عجیب تر این که هیچکس حق ندارد در این شهر بمیرد ! اگر کسی در این شهر

ادامه مطلب  

چگونه زیستن  

خدایا: به من زیستنی عطا کن,که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه یی که برای زیستن گذشته است, 
 
حسرت نخورم و مردنی عطا کن, که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.
 
بگذار تا آن(مرگ) را, خود انتخاب کنم, اما آن چنان که تو دوست داری.
 
خدایا: ((چگونه زیستن))را, تو به من بیاموز.
 
        ((چگونه مردن))را, خود خواهم دانست.                                          (دکتر علی شریعتی)
 

ادامه مطلب  

قیاس مع الفارق  

 
یکی از مهندساش میگفت من تا چند وقت پیش یه ده چرخ داشتم که بعد دیدم دیگه نمیتونم اداره ش کنم فروختمش . میگفت حالا فقط یه اف دارم . بعد مثلا سرگرمیشم آخر هفته ها این بود که با دوستاش با جیپ بردارن برن شکار ! یه بارم تو کانکس که بودیم یکی از همکاراشون اومد تو گفت من یه بی ام و خریدم همه ش گذاشته گوشه ی خونه تازه فهمیدم بهش نیاز ندارم ، کی میخرش !؟ که همین مهندسه خریدش و این در حالی بود که خودش چندین و چند تا ماشین داشت و جالبیش اینجا بود که هنوز بچه ا

ادامه مطلب  

مرگ  

وقتی آدم تصمیم میگیره بمیره، دلیل نداره کسی نجاتش بده و ببرتش درمانگاه، خب که چی؟ من چندبار اقدام کردم و هربار نشد! خب کسی نبود بهشون بگه آهای شما که ایستادین دور و میگین لنگش کن پاشین بیاین و برای چند دقیقه جای من زندگی کنید! من میخاستم بمیرم و ای کاش مرده بودم! از مرگ میترسم و دلم زندگی میخاد! اما زندگی نه زنده به گور شدن من مردن رو به زنده بودن توی گور ترجیح می دم! لعنت .....

ادامه مطلب  

موزیک ویدیو سریال کوزی گونی  

دوست جونیام.امروز واستون موزیک ویدو
ترکی اصل سریال کوزی گونی آوردم
که خودم هم این سریال بودم
هم ایکو کارایال.
این آقایی که توی این عکس
با کیوانچ میبیند.این آقا
تویگار ایشیکلی
هست آهنگساز و خواننده ی
سریال های عشق ممنوع و
فاطما گل(فاطمه گل) و
کوزی گونی و ایزل و....
هست.توی این موزیک ویدیو
خواننده هم ایشون هستن.
موزیک ویدیو رو حتما دانلود کنید.
بی نهایت موزیک ویدیو قشنگی هست
اینم لینک دانلود موزیک ویدیو:
http://s5.picofile.com/file/8141489326/Toygar_Hayat_Gibi_Topnaz_com.MP4.html


ادامه مطلب  

450  

اصولا دوران مدرسه واسه هرکسی بیانگر یه سری خاطرات خوب و بده ، منم از این قائله مستثنی نیستم هرچند خاطرات خوبم خیلی بیشتره
مثلا یکیش اینکه من روز اول مدرسه ها ، جلوی در مدرسه، قبل از اینکه پامو بذارم تو مدرسه با دختری دوست شدم که شد بهترین دوست دوران دبستانم که همینم باعث کلی اتفاقات شیرین تو اون دوره شد
اووووم از خاطرات بد بخوام بگم ، خب یکیش این که کلاس اول که بودم انقدر کلاسمون شلوغ کرد که اخر معلممون رفت بیرون در قفل کرد ماهم مونده بودیم چ

ادامه مطلب  

همسفر(ترانه)  

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته/نبودنت فاجعه بودنت امنیته/تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی/که از قبیله من یه آسمون جدایی/اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی/توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی/پاکی آبی و ابر نه خدایا شبنمی/قد آغوش منی نه زیادی نه کمی/منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من/خوبه مثه تن تو با تو همسفر شدن/منو با خودت ببر من به رفتن قانع ام/خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانع ام/ای بوی تو گرفته تن پوشه کهنه ی من/چه خوبه با تو رفتن،رفتن همیشه رفتن/

ادامه مطلب  

با من حرف بزن(ترانه)  

همیشه بعد هر طوفان/میشه آرامش رو حس کرد/میشه به زندگی خندید/تو اوج یه غرور سرد/باید پرواز و باور کرد/قفس چیز عجیبی نیست/که تنها راه خوشبختی رهایی از غریبی نیست/توی اوج حادثه تنها با من حرف بزن/وقتی شب بی نفسه تنها با من حرف بزن/هنوزم ته نگات ته بغض و قفسه/تا سپیده برسه تنها با من حرف بزن/نميشه از کویری خشک مسیر رویش رو پرسید/باید از قطره ای بارون نگاه گندم رو فهمید/غم امروزمون راهی به سوی شادی فرداست/تحمل کردن سختی تو اوج خستگی زیباست/باید پژ مرد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1