قلب مهربانت می تپد  

وقتی صبح با تاخیر آمدی سرکلاس و زیر باران خیس شده بودی.موهای نمدارت به پیشانی روشن و نورانی ات چسبیده بود.صورتت تقریبا دیگر ریش داشت و زیر نور مهتابی های کلاس توی یک روز بارانی یه حالت خاص شده بود و تو توی قامت مشکی آدم را دیوانه می کردی.وقتی درد روی قلبت سنگینی می کرد و آنقدر مظلومانه از مصیبتی که به زندگی ات رسیده بود حرف می زدی پلک هایم داغ شده بود و فقط از ترس اینکه بچه ها دستم نیندازند "که فلانی دارد برای پسره گریه می کند" اشکهایم را نگه داش

ادامه مطلب  

عاشقانه ها  

هیچوقت این حرف را قبول نداشته ام که می گفتند آدم ها یا ذاتا زرنگ هستد یاذاتا تنبل.چیزی که آدم ها را به دو دسته کاملا متفاوت تقسیم می کند چیزی نیست جز انگیزه.شاید بشود اسم دیگرش را امید،انرژی یا هدف گذاشت.چیزی شبیه به محرک.اینکه وقتی من تا اواخر ترم دو با کراهت دانشگاه می رفتم و نشستن سرکلاس ها برایم زجر آور بود.اما یک روز بهاری توی کلاس طبقه سوم دانشکده دچار یک حال عجیب شدم و توی یک روز دیگر پشت درب همان کلاس با لبخند یک نفر به قول احسان خواجه ا

ادامه مطلب  

تشکر و عذر خواهی..  

سلام عزیزم.
دوباره مدتها فاصله افتاد بین پست هام البته به دلایل مختلف... عذر میخوام به هر حال..
اومدم اینجا که قبل از هر چیزی، ازت تشکر کنم! بخاطر همه چیز... از تحمل سختی هایی که من باعثش بودم گرفته تا لطف هایی که بهم کردی.. واقعا ممنونم که بازم بخاطر یه مسیر طولانی رو اومدی.. هر کاری خواستم انجام دادی، حتی خلاف میل خودت، هر چی خواستم فراهم کردی.. می دونم هیچ پسری این کارا رو نمیکنه... عشق تو به من ثابت شده س عزیزم.
و بعد اینکه.. باید ازت عذر بخوام بخاط

ادامه مطلب  

 

به سلامتی پسری که رفت سربازی مرد شد....  اما اومد دید اونی که دوستش داره زن شده...
ب سلامتی پسری که تو پادگان وقت شام به یاد دوست دخترش. اما دوست دخترش داره با یکی دیگه تو رستوران شام میخوره.
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ ..... ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺩﺭ ﺭﻭ - ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﺑﺴﺖ!....
سلاﻣﺘﯿﻪ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻖِ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ.....
 

ادامه مطلب  

تفاوت دختر در ایران و آمریكا !!! (طنز)  

آمریكا:


 جنس: دختر
 مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
 سن: بین بیست تا بیست و پنج
 تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
  موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
 یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.
 فعالیت های ا

ادامه مطلب  

من برم تیمارستان.. ؟  

پزشک قانونی به بیمارستان دولتی سرکی کشید و مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد وی را صدا کرد و با کمال مهربانی پرسید: می بخشید آقا شما را به چه علت به تیمارستان آوردند؟مرد در جواب گفت: آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری ۱۸ ساله داشت روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت از آن روز به بعد زن من، مادر زن پدر شوهرش شد و چندی بعد دختر زن من که زن پدرم بود، پسری زایید که نامش را چنگیز گذاشتند چنگیز برادر من شد زیرا پسر پدرم بود ام

ادامه مطلب  

 

سلام دوستان با یه پست جالب اومدم
فقط تو جه داشته باشید شوخیه لطفا کسی بدش نیاد
 
 
داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرشبنویسه اینم من بدون آرایش !خخخخای خدااااااااا- -- - -- - -- - -- - -- - -- - -- - -- -- - -- - -- - -- - -- - -- - --ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ ﻭ ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦﻧﺎﺧﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻦﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦﻛﻢ ﻛﻢ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﭘﺎﺭک ﺩﻭﺑﻞ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻦ ! - -- - -- - -- - -- - -- - -- - -- - --خیلی از

ادامه مطلب  

گزارش کلاس داوری درجه سه شهرستان بناب  

کلاس داوری درجه سه بسکتبال استان آذربایجان شرقی به میزبانی شهرستان بناب برگزار شد.
 
 
کلاس داوری درجه سه بسکتبال در استان آذربایجان شرقی با حضور 39 شرکت کننده از شهرستان های بناب،مراغه،مرند،اهر،میانه،ارومیه،سلماس و عجب شیر از تاریخ 12 لغایت 14 شهریورماه با حمایت و همکاری اداره کل ورزش و جوانان شهرستان بناب در سالن ولایت شهرستان بناب برگزار شد.
شرکت کنندگان کلاس داوری بسکتبال درجه سه زیر نظر ورژ آبکاریان رئیس کمیته داوران فدراسیون بسکتبال

ادامه مطلب  

مثبت بیندیش  

 

 
 
یکی از اساتید دانشگاه خاطره جالبی را که مربوط به سالها پیش بود نقل می کرد:
"چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده
شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای
 دانشجویان تعیین شد که در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.
دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم می نشست و اسمش
کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول

ادامه مطلب  

هفته اول  

اول مهر امسال با هر سال فرق داشت  هر سال شور و اشتیاق بچه ها  و رفتنشون به مدرسه من و به وجد میورد امسال کودکی که ددر آغوشم بود و میخواستم باهاش برم خونه بشب قبل که میشه گفت اصلا نخوابیدم تو بیمارستان در اصل دو شب بود نخوابیده بودم ولی شور و اشتیاق زیادی داشتم صبح ساعت ۵صبح واسم صبحانه اوردن مامان واسم لقمه گرفت و خوردم بعدم کوهیار رو گذاشت تو بغلم بهش شیر بدم بهترین حس دنیا بود نگاه کردن به فرشته زمینی شده 
باید راه میرفتم از تخت اومدم پایین

ادامه مطلب  

خاطرات روزهای آخر بارداری و روز زایمان  

یکشنبه ها وقت دکتر داشتم برای چکاب هفتگی 23شهریور برای خاله هم وقت گرفته بودم اونم میخواس بیاد دکتر با هم رفیم داخل و من رفتم برای معاینه دکتر گفت تکون های بچت کم شده یه ذره هم فشار خونم رفته بود بالا فرستاد برای ان اس تی.
ان اس تی اول خیلی بد بود تکون های بچه ترسیده بودم رفم ی چیز شیرین خوردم باز ان اس تی دادم ولی چنگی به دل نمیزد قرار شد فردا س مسومیت حاملگی بدم نمک رو قطع کنم و دوباره برم بیمارستان بهمن برای ان اس تی دکرم گفت این چند روز استراح

ادامه مطلب  

«همای رحمت»  

 
 
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را 
 
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ هما را 
 
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین 
 
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را 
 
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند 
 
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ بقا را 
 
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
 
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را 
 
برو ای گدای مسکین در خانه‌ علی زن
 
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را 
 
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
 
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدار

ادامه مطلب  

زنـــدگی بهانه استـــ ♥♥من هــوا را به امیـــد همنفســـی با تو تنفـــس میکنم♥♥  

          
 
پسری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ ...ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ

ادامه مطلب  

ب سلامتى...  

به سلامتی پسری که قشنگترین دختر دنیا رو تو خیابون دید سرش را انداخت پایین و زیرلب گفت میرم جلوتر شاید بهترشو دیدم
❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤
به سلامتیه لبخندی که کمکت میکنه برا همه توضیح ندی حالت داغونه!!!!!!!
 
❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤
 
به سلامتیه خودم ....که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم اما نگفتم ...به سلامتی خودم که که راحت میتونستم بهش خیانت کنم اما نکردم ... به سلامتی خودم که تو بهترین شرایط ترکش نکردم...
به سلامتی خودم که اینقدر صاف و ساده بودم....
❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

ادامه مطلب  

رمان دختری ک من باشم1  

 
 
سلام هرروز یه پست میذارم خودم هنو نخوندمش خدا کنه خوشتون بیاد
نظر هم فراموش نشه
خلاصه:در یه شب زمستونی پسری در حالی که عصبانیه پای پیاده از خونه مادر و پدرش بیرون میزنه و به سمت خونه خودش میره نزدیک خونه که میرسه متوجه صدایی میشه میره ببینه چه خبره که با صحنه دعوا رو به رو میشه همون طور که به سمت طرفین دعوا می دوه حاضرین با دیدن اون پا به فرار میذارن و تنها یه نفر رو زمین افتاده پسر لاغر و نحیفی که چاقو خورده اونو به خونش میبره و اونجاس که

ادامه مطلب  

ب سلامتی.........  

 هیچ وقت عاشق هیچ پسری نشید اگرم شدید آماده گریه کردن باشید
ب سلامتی عشق سابقم..........
بسلامتی اونی که فقط تو بغلش جای من بود
ب سلامتی اونی ک شبا تا صبح ب یادش گریه میکردم
ب سلامتی اونی ک ی روزی آقامون بود
ب ساامتی اونی ک باش واس آیندمون برنامه میریختیم
ب سلامتی اونی ک بغلش تنها جای امن منه
ب سلامتی اونی ک دستاش بهم ارامش میده و.........................

ادامه مطلب  

تقسیم میتوز  

 
 
 
میتوز  مرحله اساسی در جدا شدن دو سلول است و از جمله پدیده‌ هابی است که به کمک میکروسکوپ نوری می تواند مورد مشاهده قرار گیرد.عمر گلبول های قرمز خون  120 روز می‌باشد که باید پس از این مدت با گلبول های قرمز جدید جایگزین شوند. میتوز روشی برای تقسیم هسته سلول  است که شامل مراحل زیر است:
 متراکم شدن کروموزوم های دو کروماتیدی
تفکیک کروماتید های خواهر هر کروموزوم
تقسیم کروموزوم های هر سلول به دو دسته یکسان
انتقال هر دسته کروموزوم به یک قطب سلول


ادامه مطلب  

 

دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه تاکسی شدن و آروم کنار هم نشستن . . .
 
دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه . . .
 
دختر قبل از ای

ادامه مطلب  

اشعار خودم  

قـــدر وهــل اتـــی
سلام ای ماورای کل هستی
سلام ای بهترین مخلـــوق هستی
سلام ای بهترین مخلوق داور
سلام ای مادر ودخت پیامبـــر
تو قد روهل اتا هستی تو احمد
تو لیل ووالضحایی تو محمــد
تو سبحان الذی اسری تو نوری
تو انسان من چگویم بلکه حوری
تو نون والقلم تو حشر والنصر
تو یاسین وتو طاها فجر والعصر
تویی ام الا ئمه مام سادات
تو برپیغمبرانی باب حاجات
تو  توحیدی تو نور آسمانها
تو شمس المشرقینی در زمانها
تویی انسیه الحورای  تواحمــد
تویی روح وتویی جا

ادامه مطلب  

سرما  

هنوز سوز سرما رو حس نکرده ، گل پسری سرما خورد و  تب و سرفه مجبورش کرد یه هفته تمام تو خونه بمونه.
حسابی دلش واسه مهد تنگ شده بود .
  امروز که رفت مهد با استقبال دوستاش روبرو شد . سینا چنان محکم بغلش کرد و بوسیدش که منم کیف کردم.
آرزو می کنم  آرتین و همه بچه ها سالم و سلامت باشن.
--------------------
آرتین گلک ما تازگیها از کلمات قصار تو جملاتش استفاده می کنه . الان حضور ذهن ندارم . فقط بنده و جنابعالی یادمه

ادامه مطلب  

اندر احوالات ما  

تابستون رو با کلاس نقاشی آرتین ، کلاس ورزش من ، رفتن به پارک  و درست کردن کاردستی سر می کنیم . اونقدر زود می گذره که وقت کم می آریم.
 
 آرتین خان ما بزرگ شده و  دیگه به آرین حسودی نمی کنه  . هفته پیش خونه مامانم هی آرین رو می بوسید . وقتی هم داشتیم می رفتیم خونه مامانم می گفت وای یادمون رفت واسه آرین کادو بخریم!
درسته که گل پسری بزرگ شده اما بازیگوشیهاش هم زیاد شده و تو خونه و خیابون دایم با تفنگ خیالیش به همه شلیک می کنه و صداهای عجیب و غریب از خود

ادامه مطلب  

به سلامتی  

بزن به افتخار پسری که وقتی گشت ارشاد بهش گیر داد که
این خانوم چه نسبتی باهات داره ؟
سرشو بالا گرفت و گفت :
.
.
.
ایـــــــن بیژن دوستمه
زیر ابروهاشو برداشته و
یکمم موهاشو بلند کرده
رفتم رژ بخرم خعلی رنگای قشنگی داشت فروشنده
هی دست دست کردم و چنتا امتحان کردم ....
گفتم وای انتخابش چه سخته !!!!
یه رنگ قرمز قشنگ واسم اورد گفت خانوم ( پسرای ) هم سنه شما خععلی از این رنگ میبرن
.
.
.
خدایاامریکاواسراییل که حمله نمیکنن...
اسیدم که گیر نمیاد بخوریم...
یه هواپیما

ادامه مطلب  

مهدی محمد علی خانی  

یه پسری دارم تو کلاس ؛ شیرین زبونحرفاش مثل باقلوا شیرین اما امروز یه حرفی زد , اصلا موووووووووووووووووندم ...هر روز زنگ تفریح که میشه ، باید با التماس و دعوا و زور همه ی بچه ها رو کلاس بیرون کنم و موقعی که زنگ تفریح تموم میشه ؛ بازم باید با التماس و دعوا و زور تو کلاس نگهشون دارم .امروز زنگ تفریح دوم شد . طبق معمول بیرونشون کردم . مهدی و چند تا از بچه ها هنوز توی کلاس داشتند معطل می کردند که به بهانه ای بیرون نرن.همین موقع صدای آقا مدیر توی سالن پ

ادامه مطلب  

پسری ک ازت نپرسه....  

 
پسری کهـ ازتـــ نپرسهـ
 
کجـــا میـــری ... کجـــا میــای ... بهتــــ نگهـ زود میـــری خونهـ ...
نگهـ رسیدی زنگـــــ بـــزن...نگهـ روسریتـــو بکش جلـــو...
روزی 10 بار زنگـــ نزنهـ...جلوی دوستاش دستتــو سفتـــ تر نگیره...
نگهــ فقــط 5 min بیـــا جلـــوی در ببینمـتـــ ....نبرتتــــ برفــــ بازی...
واستــــ عروسکــــ و پاستیل نخـــره...
اصـَـــن پســـر نیس :|
شلغمهـ ...هویجهـ ... سیفی جاتهـ ...پلانکتونهـ ...
جزء اشیاء محسوبـــــ میشهـ :|
 

ادامه مطلب  

 

 

 
سلامتی دختری که رگ دستشو میزنه ولی نمیدونه دوست پسرش داره رگ گردن یکی دیگه رو لیس میزنه....
 
سلامتی پسری که واسه دوست دخترش لباس میخره ولی نمیدونه یکی دیگه داره از تنش در میاره....
 
سلامتی پسری که ب خاطر دوست دخترش عرق میخوره اما نمیدونه دوست دخترش داره زیر تن یکی دیگه عرق میکنه..
 
سلامتی همه عاشقا که به اونی که میخوستن نرسیدن ولی وقتی با یه غریبه میشینن میگن:
 
اهااای غریبه مواظب عشقم باش....!!!
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1