آخرین اخبار سایت

خنکای بهشت گوارایتان ، دختران چادری  

تو می توانی روسری نصفه نیمه ات را ، هی برداری و دوباره بذاری
می توانی گاهی بادبزنش کنی
می توانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود
می توانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات 20 سانتیمتر فاصله داشته باشد
می توانی جوراب هم نپوشی
لاک هم لابد خنک کننده است
بستنی هم لیس بزن روی نیمکت پارک
بوی ادکلنت هم می تواند تا ده متر پشت سرت تعقیبت کند
فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند
فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما
فرض

ادامه مطلب  

اخلاق گند  

من اخلاق گند زیاد دارم
تا دلت بخواد . به قول خیلیییی ها
زندگی کردن با من سخته ! راستم میگن والا
من به اندازه موهای سرررررررررررررم این حرفو رو شنیدم
گووووه ترین مرد رو زمین منم انگار
اقا جان واسه چی اسم این پدیده رو گذاشتن سلیقه ؟؟؟؟؟؟؟؟
چون هر خری یه خری رو دوس داره دیگه
حالا من فاز غم و غصه و افسردگی و بگایی گوش میکنم همش
خودموو و خودموو و احسان و مهدی !!!
خب نفهم الاغ بیشعور ... آقای سعید الااااااااااااااع
دلیل نمیشه بقیه ام اینجوری دوس داشته ب

ادامه مطلب  

عاشقانه ترین آواز  

کلاغ لکه ننگی بود بر دامن آسمان و وصله ناجور بر لباس هستی
و صدای ناهموار وناموزونش خراشی بود بر صورت احساس.
با صدایش نه گلی می شکفت ونه لبخندی بر لبی می نشست.
صدایش اعتراضی بود که در گوش زمین می پیچید.
کلاغ خودش را دوست نداشت و بودنش را.
کلاغ فکر می کرد در دایره قسمت، نازیبایی ها تنها سهم اوست
و نظام احسن عبارتی است که او را شامل نمی شود.
کلاغ غمگینانه  گفت : کاش  خدا  این  لکهء سیاه  را  از  هستی  
می زدود.
خدا گفت : صدایت ترنمی است  که هر گوشی آن

ادامه مطلب  

کدام خانه ...  

آن خانه خیلی وقت است که مخروبه شده است ، هیچکس حاضر به خریدش نیست تا با آن بنایی جدید به پا کند و کسی هم حاضر نیست  و یا قصد ندارد که در آن آوار  سکنی بگیرد.
          
نمی دانم چرا گاهی به سمت آن خانه می روم در خانه را به صدا در می آورم ، مدتی به انتظار می ایستم و در نهایت با ناامیدی با قلمی بر روی در چوبین آن می نویسم " آمدم نبودید..." و هر بار به یک سمت دیگر و هر چه دورتر  و خیلی دیرتر محو می شوم...
بر روی تمام رویه در تنها اثری از نوشته هاو پیامهای

ادامه مطلب  

جوانان و آزادی  

جوانان و آزادی
 
 
جوانان گنجینه ای از سه گوهر گرانبها هستند: انرژی، امید و ابتکار. از این رو همیشه وجودی پرتلاطم و پرشور، سرزنده و ناآرام و بانشاط دارند و از خوردنی ها، پوشیدنی ها، نوشیدنی ها، گفتنی ها و شنیدنی ها لذت می برند و با هر چیزی که آن انرژی، امید و ابتکار و این شور و نشاط و لذت سرشار را ممنوع و محدود کند یا «امر و نهی» و «باید و نباید» نماید، سرِ آشتی ندارند.
گاه حدود و مرزهای موضوعاتی چون آزادی برای آنان به درستی و به گونه ای دقیق و ش

ادامه مطلب  

شنیسل مرغ یا دمپایی اسفنجی!  

توی رصدخونه دانشگاه فردوسی برادر جواد اومده بود آمار بگیره واسه شام چی بخریم. حرف همبرگر یا پتیزا بود که سحر خجسته گفت من لازانیا میخوام.وای توی اون تاریکی همه برگشتن سمت صدای سحر. همگی زدیم زیرخنده.خلاصه لیست دادیم دکتر خندان قرار شد با آ.تازیکه برن و بخرن و ما هم بریم هتل.رفتیم هتل و اتاقا رو بعد یه ماجرا خنده‌دار تحویل گرفتیم.
داخل گیومه: یکی از اتاقا قفلش خراب بود و رفتن درست کردن و قرار شد یکی بیاد دنبالمون تا یسری بریم توی اتاق مذکور. بر

ادامه مطلب  

معرفی کتاب « از الفبا تا هنر»  

اين كتاب در دو بخش است كه در بخش نخست به معرفي خط و کتابت، کتیبه، قطعه، سیاه مشق و سایر قالب های خوشنویسی پرداخته است و در بخش دوم نيز به معرفی خطوط پیش از اسلام توجه ويژه دارد.

جهت  کسب اطلاعات بیشتر  به سایت  «آثار هنرمندان ایران» مراجعه کنید.

ادامه مطلب  

سالاد لوبیا سفید و گوجه فرنگی  

به نام خدا
سالاد لوبیا سفید و گوجه فرنگی

۲ فنجان لوبیا سفید پخته
۱ عدد گوجه فرنگی بزرگ خورد شده
۱/۲ یک پیاز بنفش کوچک
۲ ق غ آبلیموی تازه
۲ ق غ سرکه سفید
۳ ق غ برگ گشنیز تازه خوردشده
۱ ق چ نمک
۱/۴ ق چ فلفل سیاه
۳ ق غ روغن کانولا یا زیتون
مواد سس رو در یک کاسه خوب هم می زنیم.
بقیه مواد سالاد رو در ظرف اصلی مخلوط می کنیم و سس رو اضافه و مخلوط می کنیم.
http://mazehha.blogfa.com

ادامه مطلب  

شب و درد و دل  

شب و درد و دل
شب بود ، شبی که
تصویری سیاهتر از گذشته ها داشت…
شبی که مهتابش
در پشت ابرهای سیاه به خواب رفته
بود.
شبی که گهگاهی ستاره های نادری
در آسمان سیاه و ابری می درخشیدند
.
ستاره هایی که نوری نداشتند…
شب سوت و کور شده بود ،
بدون مهتاب ، بدون ستاره!
ابرها به آرامی از کنار ماه می
گذشتند…
وقتی ابرهای سیاه بر روی ماه می
نشستند
احساس تنهایی و سیاهی در من بیشتر می
شد…
شب نمی گذشت ، بی پایان بود…
کاش هر چه زودتر این شب بی پایان ، پایان
داشت.
سکو

ادامه مطلب  

شخصیت شناسی با میوه  

آیا می دانید که می توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم ها را بشناسید و بر اساس میوه های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟ پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید !
چنانچه انواع میوه ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می کنید؟
پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو؛ یا گلابی ؟

ادامه مطلب  

(بر باد رفته)  

دریادت مانده ام هنوز؟
یا سالهاست که بر تنت پوشانده ای جامه ی سیاه سوگم را
چرا هنوز  یادت مرا جوان میکند
هرچند دیریست که غصه مرا پیر خود کرده است؟
وخوابم مدام آشفته ی تو میشود
مگر تو جز شکست چه با دلم نکرده ای؟
که من هنوز روی جای پای تو سجده میکنم
به هر زمان که دلم گرفته میشود
وبغض استخوانش را
می شکند در گلویم
وباز خوب میدانم
که
هم از یاد رفته ام
وهم
به باد رفته ام

ادامه مطلب  

کتاب: باران سیاه  

    نام کتاب: باران سیاه  نویسنده: ماسوجی ایبوسه  مترجم: قدرت اله ذاکری  قالب: رمان  ژانر:  رئال  چاپ:1392 - گیساخلاصه داستان: یاسوکو به همراه عمه و شوهر عمه اش(آقا و خانم شیگه ماتسو) ، از بازماندگان حمله اتمی به هیروشیما هستند. در جریان آمدن خواستگار برای یاسوکو، شایعه می شود که او به بیماری ناشی از بمب اتمی دچار است، بنابراین آقای شیگه ماتسو تصمیم می گیرد خاطرات روزهای بمبارانِ خود و یاسوکو را برای خواستگار بفرستد تا خلاف آن را ثابت کند ا

ادامه مطلب  

یک آقای بی شخصیت  

شما اگر توانستید توی کلاس درس تان
پای تخته سیاه
پشت به همکلاسهایتان
شلوارتان را بکشید پایین
و راحت برینید
بطوریکه یک ریدن خوب و کاملی داشته باشید
من هم می توانم ازدواج کنم، راحت باشم و زندگی خوب و کاملی داشته باشم.
زمانیکه 15 - 16 ساله بودم
گاهی وقت ها توی دستشویی
به این موضوع فکر میکردم که
مثلا یک عده پشت ام نشسته اند و دارند نگاهم میکنند.
و بعضی وقت ها این فکر آنقدر قوی میشد که شاش بند میشدم.

ادامه مطلب  

وقتی جواب هر سوالی که به رضایتمندی شما مربوط است، "نه" باشد.  

چند روز پیش فکر میکردم اینکه اینقدر شبیه خودم نیستم برای این است که مدتهاست انیمیشن ندیدم، امروز داشتم فکر میکردم "دلم میخواد خودم را بندازم توی نایلون سیاه و بروم توی جعبه و جعبه را بگذارم توی کمد" و خب این حس جدید نیست یعنی من در خود قدیمیم هم اینقدر هوس نبودن داشتم. با همه ی وجود دلم میخواهد نباشم، حتی دیشب کلی فکر کردم به زندگی  آدم های زندگیم بدون من، اگر از اول نبودم همه خوشبخت تر بودند، حداقل از نظر من.
به قول آقای همکنون، به جایی رسیده

ادامه مطلب  

 

4/4/2014بوی چمن میاد.چمنهای باغچه را با ماشین چمن زنی کوتاه کردیم.همسایه بذر گل داده بود کاشتم.خودم بذر داشتم اونا رو هم کاشتم.سبزی خوردن؟کاشتم.همه چی کاشتم آب پاشیدم نشستم چارقل میخونم از دل سیاه خاک بیان بیرون.الان فقط لاله های خوشرنگ دارم که امید زندگیم ان.تز؟:(ساعت چهار رفتم تو تخت گرم بشم خوابیم تا هشت.خوابم خیلی خوبه بی رویا می وابم.خواب و خوراکم تو این همه غم و غصه مثل ساعت کار میکنن.چشم نخورن یه فقط.پ.ن. تلفن نزد کاترین. مارو گذاشت تو خماری.

ادامه مطلب  

اگر می رفتی  

اگر می رفتی
تو هم شاید
صدمه می دیدی
تو هم شاید
تمام می شدی
تو هم سیاه می شدی .
تو هم شاید در تنهایی گریه می کردی
گریه هایت شاید به خاطر
از دست دادن یک عادت بود
عادت دیدن من
شاید هم به خاطر دلت بود که برای من می سوخت
اگر می رفتی
در خانه ی من شاید بسته می شد
شاید دوای درد من روی کاشی می شکست
و من برای خریدنش دیگر به بیرون نمی رفتم
شاید دیگر لباسهایم را نمی شستم
حمام نمی رفتم
برای خودم غذا نمی پختم
شاید اگر می رفتی
همان شب اول سکته می کردم
شاید هم گ

ادامه مطلب  

 

 مردم دارن واسه عید جوری برنامه ریزی می کنن که هم بتونن کنسرت ابی رو
برن ، هم آرش ، هم یه سر ونیز رو ببینن ،
من دغدغه
ی فکریم اینه که سریال پایتخت3 رو جوری ببینم که به باب اسفنجی و کلاه قرمزی دیدنم لطمه نزنه..والا....

ادامه مطلب  

 

همه چیز یا سیاه سیاه است یا سفید سفید. عده ای توهم دانایی تمام مغزشان را پر کرده و عده ای با تمام معلومات و دانایی ای که در سینه دارند دم بر نیاورده، چرا که آن دسته دیگر با بی عرضه گی هایش قدرت و انگیزه هایی دارند تا به شکلی مخصوص به خود آبرو و حیثیت هر چه عالم هست را ببرند. توهم دانایی در افرادی فوران می کند که در واقع بویی از معرفت و علم و هنر را نبرده اند آنها صرفا آموخته اند که خود را برتر از عالمیان بدانند و عالمیان را دون جایگاه خود. در حقیقت

ادامه مطلب  

معانی کمربندهای کاراته  

کاراته به معنای  هنر جنگیدن با
 ( کارا= هنر جنگیدن  و   ته= دستان خالی )
 
********************
ترتیب رنگ کمربند در کاراته به ترتیب دست خالی میباشد
زیر میباشد
1- سفید ۲- زرد  ۳- نارنجی  ۴- سبز  ۵- آبی  ۶- بنفش  ۷- قهوه ای 8- سیاه(مشکی)
 
***********************
فلسفه رنگ کمربند ها در کاراته:
{کمربند سفید:  به معنای پاکی است و جواز شروع فراگیری کاراته میباشد! سفید نشانه پاکی  صداقت  صلح و دوستی است}
 
{کمربند زرد:  نشانه این است که هنرجو مانند جوانه ای است در حال رشد!  جوا

ادامه مطلب  

باران  

 
بشتاب  ابر  تیره  بشتاب
برهوت جانم  تشنه  ی سرودن است
تشنه ی  نوازشهای  خیس  بارن بر پنجره  رویایی شعر
 بشتاب که  جان قلمم را سیراب
 ودشت  خشک  نگاهم را پر آب کنی
بشتاب
تایک بار دیگر  ثواب کنی
غصه ها را خواب کنی
های ابر سیاه  باران ساز !
بیا دوباره باز ،
 رو ی دفتر جانم
ترانه ای تازه بساز !
 
مژده ژیان

ادامه مطلب  

کهنه کاری روی ورق طلا  

 
ورق طلا یا ورق هاى فلزى مشابه آن مانند ورق نقره و مس لایه هاى بسیار نازکى از فلزات طلا، نقره و مس هستند. پوشش دادن وسایل با لایه نازکى از فلزات یکى از قدیمى ترین هنرها است که سابقه آن به هزاران سال پیش بازمى گردد. آثار آب کارى شده و طلاکارى قدیمى گرچه ساده  هستند اما آثارى کاملاً حرفه اى هستند. آب کارى وسایل با فلزات در خانه نیاز به وسایل و ابزار مخصوص دارد و اگر غیرممکن نباشد دست کم بسیار دشوار است. اما پوشش دادن وسایل گوناگون از هر جنسى

ادامه مطلب  

برگزیده از سایت تابناک  

 
خواهش می کنم این نوشته را در وبلاگ هایتان به اشتراک بگذارید تا اگر کسی می تواند و مایل به کمک مالی هست، خبردار شود.
 
چشم‌ «رقیه» به دستان سخاوتمندان 

 
 
 
از کدام درد بگویم که رقیه نکشیده باشد، از درد جسم که به وفور کشیده یا از درد روح که آبش کرده است؟به گزارش جام جم، رقیه، زاده شهر مردهک از توابع جبال بارز جنوبی است، جایی نزدیک عنبرآباد و جیرفت، نقطه‌ای کوچک روی نقشه وسیع کرمان. نگاهش که می‌کنم نگاهش را می‌دزدد و سرش را می‌اندازد پایین

ادامه مطلب  

وقتی عطر موهایت پخش می شود  

دیروز شنبه دوازده خرداد ساعت 5 عصر،چند دقیقه قبل از شروع توفان می دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد ، وقتی به غرب نگاه کردم ، میان ابرها توده ی قهو ه ای بزرگی را دیدم که دارد میاد و تهران را سیاه می کند ، شب میکند . و تهران تاریک شد ، و دل من تنگ تر شد و تو نبودی و من در های و هوی باد به جلو پرتاب می شدم ، از همه گذشته ها و از اشک ها و نبودن ها و نگاه مهربان تو به جلو پرتاب شدم ، به جایی که آنجا نبود .  اگر عشق باشد همه چیز آسان می شود ، توفان هم که درخت ها

ادامه مطلب  

آسته آسته ...  

 غم ها تاریخ مصرف دارند. از یک زمانی که بگذرند، همه چیز یکهویی سیاه نمی شود دیگر! خبری از بی قراری نیست، جیغ نمی کشی، مشت نمی کوبی، قیچی ور نمی داری و زلف هایت را به باد نمی دهی یکهو! از یک زمانی که بگذرند، دنیا دوباره آبی می شود و موها دوباره بلند... از یک زمانی که بگذرند، درست وقتی ده دقیقه از خوشحالی ِ صعود والیبال توی خیابان گذشته است، یا بعد از اینکه دو ساعت از کندن اتیکت ِ «ننه جونی خال خالی» ِ مانتوی تازه خریده ات، هاهاهاها خندیده ای؛ در

ادامه مطلب  

دختران چادری  

مےتوانے روسرے نصفہ نیمہ ات را هے بردارے و دوباره بزارے........... 
.مےتوانے گاهے بادبزنش کنے .....مےتوانے مانتوے سفید کوتاه نازک چسبان بپوشے تا گرمت نشود.....فرض کن اینہا بلد نیستند مثل تو باشند........فرض کن اینہا عادت کرده اند بہ این پارچہ ے سیاه در این گرما.......فرض کن گرمشان نمےشود.... فرض کن تو روشنفکرے و اینہا اُمُّل...
آخر تو چہ مےدانے چادر ترنم عطر یاس در فضاے غبار آلود دنیاست.......آخر تو چہ مےدانے حجاب خنکا و زیبایے بہ وجود هر دختر مےنشاند..... .تو مےتوا

ادامه مطلب  

گاهی...  

گاهی چادرم خاکی می شود...!چادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شود...!از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود...!از حرف های سیاه خاکی می شود...!وگاهی چادرم را خودم خاکی می کنم...!چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنم...!تا سنگینی نگاه ها را پاک کنم ...!باهمه ی این حرفها،چادرخاکی ام راباتمام وجودم،دوست دارم...وآن رابا افتخار،به سرمیکنم،بیادچادرخاکی مادرم زهرا(س)دربین کوچه های غریب مدینه...

ادامه مطلب  

با این خوراکی های سیاه دندان هایتان را سفید کنید  

کارشناسان و متخصصان دندانپزشکی به
افرادی که تمایل دارند دندان‌های سفید داشته باشند توصیه می‌کنند از شکلات
تلخ استفاده نمایند. گفتنی است، در ترکیب شکلات تلخ نوعی ماده‌ی شیمیایی
وجود دارد که باعث سخت‌تر شدن مینای دندان‌ها می‌شود.
 
بررسی‌ها نشان می‌دهند، علاوه بر شکلات تلخ، چای سبز نیز حاوی یک ماده
شیمیایی ویژه می‌باشد که سبب توقف چسبیدن باکتری‌ها به دندان می‌گردد.
بررسی‌ها نشان می‌دهند، علاوه بر چای سبز یک خوراکی دیگر، توت فر

ادامه مطلب  

روز پنج شنبه دوباره ...  

دستم می خوره و پلی می شه وگرنه تو حالت عادی انقدرم مریض روانی نیستم!
تو که تنهام نمی ذاشتی! 
ذهنم می ره توی پژوی 206 دودی رنگی که اولین بار این آهنگو توش شنیدم ..
چقدر خدارو شکر کردم که عقب نشسته بودم و می تونستم چشمامو قایم کنم
تا جایی که جا داشت چرخیدم سمت خیابون ..
بارون نم نم می بارید
منم و گریه بارون غربت خیس خیابون
دیگه می دونستم کم می مونم
دیگه می دونستم چیزی به رفتن نمونده
و باید دونه دونه رشته هایی که از جاهای مختلف به سمت چپ سینه ام پشت دند

ادامه مطلب  

تابستون  

تابستون که شروع میشه ، کفتر خیال آدمای نسل من و قبل از من پَر می کشه به دوران بچگی هاشون . کفتر بلندترین "کَنیسِه"ی کوچه رو پیدا می کنه تا همه چیزو خوب ببینه ،
پسرا تو کوچه ، دخترا تو خونه ، همه جمعشون جمع
پسرا دارن برنامه ی تابستونشونو می گَن .
احمد قصد داره "تَختَخون" بزاره ، هوشنگ میره شیشه بریِ دائیش، امیر با اینکه دو2 تا تجدیدی داره ولی باید تو نونوایی کار کنه، وقتی ازش می پرسن، گرمای تنور اذیتت نمی کنه ؟ می گِه: بیشتر از پسرخاله اش  که خونشون

ادامه مطلب  

دو ماه  

دو ماه گذشت...
--------
منتظرم!  اما دنیا 
خیلی آرام تر از آنچه فکر می کردم  پیش می رود!!  
  کاش یک قدم هم تو 
  ...می شنوی مرگ؟؟!
 
____________
پ.ن: آنقدر دنیام سیاه و تیره است که آمدن خورشید فردا ..یاد آور طلوع غم هایم است ...! لعنت بِ زندگیم!
پ.ن:  گفتــي فــرامــوش کـردن کــار ســاده ايسـت.. تــو فــرامــوش کــن.. مــن ايــن ســاده هـا را بلــد نيستــم ...
پ.ن: اﺯ ﻣﺰﺧﺮﻓﺘﺮﯾﻦ ﻧﺼﯿﺤﺘﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ : ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ

ادامه مطلب  

...  

نقاش باشی ...
چقدر می گیری بیایی صفحه های سیاه دلم را رنگ کنی؟ بعد ؛ برای دیوار اتاقم یک روز آفتابی بکشی ... که نور آفتاب تا میانه اتاق آمده باشد . راستی ... من روی صورتم یک خنده می خواهم ! نرخ خنده که گران نیست ؟
_____________________
پ. ن: شایـــــــــعه کنید : که  ختم  من است دلتنگش شـــده ام شاید اینــطور بیاید
پ.ن:تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست !!!     فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش کسی     با یاد کس دیگه ای بخوابی...

ادامه مطلب  

خیال ِ بی خیال ِ من..!  

روزهای خوبی نیست این روزها..!
 
سخت میگذرد
 
و دلتنگ..
 
و تنها...!
 
حق گلایه با من نیست
 
منی که خود تنهایی را برگزیدم..
 
تنهایی ای که پُر از خیالِ توست..!
 
واین روزها خیال های من وبی خیالی ِ تو کلافه ام کرده..
 
سرت کجای قصه گرم شده
 
که بود و نبود مرا در این گنبد ِ سیاه و کبود حس نمیکنی؟
 
و کجای قصه مرا به کلاغ فراموشی سپرده ای؟!
 
خیلی این روزها دلتنگم..
 
روزهای خوبی نیست
 
خوب نیست..

ادامه مطلب  

مادر  

بنام خدا و درود خدمت یکایک دوستان وهمراهان صمیمی ام عذر بابت تاخیر و اینکه  به علت ایجاد مشکل در رایانه ام نتونستم به دوستان عزیزم سر بزنم و براشون کامنت بذارم.بایک سه گانی و یک غزل عاشقانه ی کوتاه درخدمت دوستان عزیزم هستم...............در ابتدا سه گانی را تقدیم میکنم به بانوی دو عالم(س)1.درمحسنمادر..............و غزلی عاشقانه تقدیم به نگاه پر مهرتان:.......هراسان گشته شهری از کمان تیز ابرویتچه سازی میزند برخورد آن جفت النگویتچه بود آن کوچک مشکی که آتش زد ب

ادامه مطلب  

پنجره ام رو به سویِ طلوع باز می شود  

من پیامبرِ کوچکِ سبزپوشی هستم که مثلِ همین پنجره به نیامده ها خوش بینم.
*پی نوشت: مریم، یادت هست چه قدر برایِ تولدِ خورشید، آسمان سیاه شد؟ موهایت را بباف و پاهایت را از بلندی آویزان کن و فانوست را به دست بگیر! برایِ بادهایِ دوردست بوسه بفرست و به روزهایِ نیامده لبخند بزن. می بینی؟ لبخندت بویِ شعله زردهایِ ماه مبارکِ رمضان را می دهد.

ادامه مطلب  

ThE hiDdeN lOvE  

حس آدمایی رودارم که تو خواب راه میرن....
گیج و سرگردونم....
انگارخودم هم نمیدونم دارم چیکار میکنم..........
+رفت در" ظلمت غم" آن شب و شب های دگرهم...
نه گرفتی دگر از ""عاشق آزرده" خبرهم.....
نه کنی دیگر از آن کوچه گذرهم.....
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم............
+وقتی حس میکنی چیزی درونت در حال خورد شدنه.......
انگار رویاهای کودکانت هم پر می کشن از دنیای رنگیت......
همه جا سیاه و نابود میشه...............
وقتی دلتنگی.....
دل آشوبی.....
با همه ی وجود "خسته"ای......
نیاز دا

ادامه مطلب  

f*cK dIaRieS  

+دیروز تو یه مغازه ای آهنگ آشوب بنیامین روگذاشت....
اشک تو چشام جمع شد.....
امروز توی فست فودآهنگ تو راست میگی پاشایی رو گذاشت....
سرمو گرفتم پایین و چشامو بستم تا مریم اشکامونبینه.....
هرکدوم برام یک عدم حضوره....
عدم حضور دوست ناداشتنی یکی از دوست داشتنی های زندگیم....
امشب سرشار ازحس دلتنگی ام....
هر وقت اراده کنم اشکام روی گونه هام سرازیر میشه......
تشویش رو نزدیک حس میکنم.....
+آخر فیلم لئون.....
وقتی هنوز دارم به ماتیلدا فکر میکنم....
و اون گل....
یهو آهنگ shape

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1