آخرین اخبار سایت

حاجی نرین!  

هو الحق
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند «اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست «حافظ»                                              «داش غلام» 85
حاجی نرین!
خانم 57 ساله ای داشت سوار تاکسی «داش غلام» می شد. خیابان سرازیری کمی داشت.
به محض اینکه «داش غلام» پایش را از روی ترمز برداشت، کمی تاکسی آهنگ حرکت به خود گرفت.
آن خانم مسافر ترسید و گفت؛ حاجی نرین نرین ...
پس از سوار شدن

ادامه مطلب  

حاجی  

حاجي...
شنیدم رفتی مکه
 خوش گذشت ؟ ... 
خدایت خوب بود، دینت کامل شد، سنگ هایت را به شیطان زدی؟! 
سفر چطور بود حاجی..؟؟ خوش گذشت....؟؟
حاجی خبر داری همین همسایه چند خانه بالاتر،،کلیه اش 
 را فروخته تا برای دخترش جهيزيه بخره...؟؟؟ 
دختری خودش را فروخت برای مریضی مادرش ؟
آن فاحشه را بی خیال حاجی ...اصل حالت چطور است...؟؟  
شنیدم دیشب شام مفصلی به مهمان ها داده ای..... 
چند کودک گرسنه دم در هی اذیت میکردند و غدا میخواستند... 
آنها را دیدی حاجی...؟؟ 
حاجی، با ا

ادامه مطلب  

درخواست دوره مجدد MSP  

دانشجویانی که متقاضی برگذاری کلاس MSP دارن در این پست در قسمت نظرات اسم خود را گذاشته ویا با بنده حضوری صحبت کنن
درصورتی که کلاسا به حدنصاب برسند(حد اقل 18نفر) 100 درصد برگذار خواهند شد.
هزینه کلاس نفری 20 تومان میباشد.
هزینه مدرک 30 تومان میباشد.
لیست دانشجویان متقاضی فعلی:
1-خانم حاجی زاده
2-خانم شیرویه
3- خانم ز گودرزی
4- حامد نظری
5- سجاد گودرزی
6- محسن گیوکی
7- علی عباسی
8- بهنام شیخ الملوکی

ادامه مطلب  

عید قربان ...  

سلام حاجی....
شنیدم حاج خانم برای چندمین بار دلش هوس طواف کعبه کرد 
شما هم از خدا خواسته لبیک گفتی... مکه خوش گذشت ؟ ...
خدایت خوب بود... دینت کامل شد، سنگ هایت را به شیطان زدی؟!حاجی سوغاتی هایت بوی ندامت می دهند؟! حاجی، لباست از جنس اعلاست؟ 
 حاجی عجب دمپایی سفیدی؟!سفر چطور بود حاجی..؟؟ خوش گذشت....؟؟
شنیدم حاج خانم بسیار ولخرجی کرده و چند النگو و سینه ریز گرانخریده....حاجی جان خبر داری آقا رضا
همین همسایه چند خانه بالاتر....
کلیه اش را فروخته تا برای

ادامه مطلب  

سلام حاجی  

سلام حاجی....
شنیدم حاج خانم برای چندمین بار دلش هوس طواف کعبه کرد 
شما هم از خدا خواسته لبیک گفتی...
 مکه خوش گذشت ؟ ...
خدایت خوب بود... دینت کامل شد، سنگ هایت را به شیطان زدی؟!
حاجی سوغاتی هایت بوی ندامت می دهند؟! حاجی، لباست از جنس اعلاست؟ 
 حاجی عجب دمپایی سفیدی؟!
سفر چطور بود حاجی..؟؟ خوش گذشت....؟؟
شنیدم حاج خانم بسیار ولخرجی کرده و چند النگو و سینه ریز گرانخریده....
حاجی جان خبر داری آقا رضا
همین همسایه چند خانه بالاتر....
کلیه اش را فروخته تا بر

ادامه مطلب  

برای...............  

 
عرق سردی سر و صورت حاجی رو گرفته بود.ومرتب تکرار می کرد:
 
العفو العفو یا الله......
 
حاج خانوم غلتی زد و بازوی حاجی رو به آرامی تکون داد. گفت: حاجی حاجی
 
پاشو داری خواب میبنی...
 
حاجی چشمانشو باز کردو با حالتی وحشت زده تو رختخوابش نشست.
 
درحالی که قطرات اشک از گوشه ی چشمانش سرازیر بودنگاهی به زنش انداخت.
 
حاج خانوم  فورا از پارچ آبی که کنارش بود.لیوان آبی ریخت و به دست حاجی داد
 
حاجی لیوانو اروم اروم سرکشید......
 
چی شده حاجی خواب بد دیدی؟
 
بد

ادامه مطلب  

شعری برای خانم بیگی جون[معاون]  

خانم بیگی جونم......
                                               بله.....
خانم بیگی جونم......
                                              سردِ.....
خانم بیگی جونم......
                                              کوفته.....  
خانم بیگی جونم......
                                                دردِ.....
خانم بیگی جونم......
                                               اخراج.....
خانم بیگی جونم......
                             

ادامه مطلب  

واقعه ای جالب از حاجی واشینگتن  

 
حاج صدر السلطنه که بعدها به حاجی واشینگتن معروف شد اولین سفیر ایران در آمریکا بود که در زمان 
ناصر الدین شاه قاجار به این سمت منصوب شد . حکایت های زیادی از او در امریکا نقل شده است 
ولی شاید جالب ترین آنها قربانی کردن حاجی در ایوان سفارت ایران در امریکا باشد که در ادامه مطلب
آمده است

ادامه مطلب  

نتایج مسابقه روزی حلال  

امام علی(علیه السلام) فرمودند:
شما به عمل به آنچه می دانید
بیشتر از دانستن آنچه نمی دانید محتاج هستید.
با تشکر از همکاران محترم شرکت کننده در مسابقه کتابخوانی
« رزق حلال» اسامی منتخبین به ترتیب امتیاز اعلام می گردد.
انشاا.. لوح تقدیر همراه با هدیه تقدیم این عزیزان خواهد شد.
خانم طیبه خدادادی 28
خانم مژگان حسنخانی 28
خانم سعیده سمندری 28
خانم الهه زمانیان 26
خانم مهری کاظمی

ادامه مطلب  

همت جان به گوشی......؟؟؟؟  

همت، همت ، مجنون...حاجی صدای منو میشنوید...همت ، همت ،  مجنونمجنون جان بگوشم..حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر...محاصره تنگ تر شده...اسیرامون خیلی زیاد شدن اخوی..خواهرا و برادرا رو دارن قیچی می کنناینجا شیاطین مدام شیمیایی می زننخیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره..عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمیده ، بوی گناه میده...همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جانفکر نمی کنم حتی هنوز نیمه راهم باشیم...حاجی اینجا به خو

ادامه مطلب  

ته دره-درام -طارم  

 
ته دره
 
عسگرخان درامی
 
نوشته شده توسط : محرمی
 
در زمان نادرشاه افشار چندین هزار خانوار از منطقه خراسان – که معروف به طایفه عمارلوئی بودند- مهاجرت نموده و در اطراف منجیل و رودبار سکونت نمودند. عده زیادی نیز بحومه خلخال و اردبیل رفته و آنجا را بعنوان محل زندگی انتخاب کردند... که جزئی از طایفه شاهسون نیز از همان طایفه عمارلوئی می باشند.چندین خانواده نیز منطقه طارم را مناسب برای زندگی خود دانستند. از جمله روستاهای شاهنشین، آببر ، تشویر، چورز

ادامه مطلب  

تو را سپاس..  

بنده از همین وبلاگ از تمامی عزیزانی که در جا انداختنِ  فرهنگِ نیک و پسندیده ی " از اون در هم میتونید پیاده بشید" صمیمانه سپاسگذارم!
 
+ قدیما اینجوری نبود که ! اون در اصلن کلن باز نمیشد ! تازه شیشه های عقب هم پایین نمیومد ینی بالابر نداشت! باس به راننده میگفتیم حاجی قربون دستت یه بالا بر میدی بعد اگه حاجی خیلی باهات حال میکرد بهت بالا بر میداد وگرنه تا رسیدن به مقصد قاعدتن از گرما و سایر ترکیبات موجود در فضای بسته ی خودرو نیم سوز میشدید ! 

ادامه مطلب  

همت همت مجنون  

همت همت مجنون
حاجی صدای منو میشنوید
همت همت مجنون
مجنون جان به گوشم
حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر
محاصره تنگ تر شده ...
اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی....
خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ....
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند....
خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره ...
عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده ...
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان
فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم ....


ادامه مطلب  

نوعي تنبيه  

شهید یدالله کلهُرهیچ وقت ندیده بودم حاج یدالله عصبانی شود یا کلام تندی از روی عصبانیت به کسی بگوید. آن روز توپخانه ی عراق، آتش سنگین خود را روی نیروهای ما گشده بود. از زمین و هوا، آتش و خاک و گلوله می بارید. یکی از بچه ها که حدود سیزده، چهارده سال داشت، بدون اجازه، موتور را برداشته بود. تمام منطقه زیر آتش بود. آن جوان با این حرکت، هم خودش را مجروح کرد و هم باعث جراحت کس دیگری شد. همه ی ما از این حرکت، ناراحت و خشمگین بودیم و شاید اگر شرایط دیگری ب

ادامه مطلب  

 

خود مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نقل فرمودند:بیش از هفت سال نداشتم که نزدیک غروب آفتاب یکی از روزهای ماه رمضان که با تابستانی گرم مصادف شده بود، به اتفاق پدرم، به خدمت استاد حاجی محمد صادق تخت فولادی (استاد شیخ حسنعلی)، مشرّف شدم. در این اثناء کسی نباتی را برای تبرک به دست حاجی داد. استاد نبات را تبرک و به صاحبش رد فرمود و مقداری خرده نبات که کف دستش مانده بود، به من داد و فرمود بخور، من بیدرنگ خوردم پدرم عرض کرد: حسنعلی روزه بود. حاجی به من فرم

ادامه مطلب  

واقعا فاجعه است !!!  

واقعا فاجعه است !!!دختر خانم چادری ... فاجعه است !!!دختر خانم چادری که جلوی موهایش را مثل یک تاج خروس بیرون می آورد !دختر خانم چادری ای که صدای قهقهه اش تا ده تا خانه آن طرف تر می رود !دختر خانم چادری که تمام اقوام و خویشانش برایش محرم محسوب می شوند !دختر خانم چادری که با صورت آرایش کرده از خانه بیرون می رود !دختر خانم چادری ای که توی دانشگاه با پسرای همکلاسی اش بگو و بخند دارد !دختر خانم چادری ای که حیا نمی کند که توی تاکسی کنار یک پسر بنشیند،... واقع

ادامه مطلب  

حاجی میترسی گاز بدی؟!  

هو الحق
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند «اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره»  «درد دلِ تمدّن ها!»
جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست «حافظ»                                              «داش غلام» 83
حاجی میترسی گاز بدی؟!
«داش غلام» از یک خیابان فرعی واردِ یک خیابان اصلی می شد. طبق معمول باید آهسته وارد خیابان اصلی شد و در همان سمت راست خیابان حرکت کرد تا کم کم سرعت گرفت و به خط وسط داخل شد.
در حالی که «داش غلام» در حال انجا

ادامه مطلب  

خواب و دیگر هیچ  

دوران دانشجویی حیاط جای خوبی بود برا درس خوندن هوا اونقدرا هم مثل الان گرم نبود یه فرش کوچیک با هر خوردنی قاقالی مانند که میشد تو کابینتای آشپزخونه پیداش کرد
تنها چیزی که همه خیال درسخوندنمو ناراحت می کرد سر و صدای نوه های حاجی خانم همسایه بود که از دیوار بهارخواب خونه میگذشت و...حالا همین سر وصداها تو حیاط خودمون میاد چندتا بچه قد ونیم قد جیغ زنون گرت هم میفتن یعنی یه اوضاعیه ولی خوب وقتی خسته ای خسته ای دیگه سرت رو میذاری رو بالشت و فقط کاف

ادامه مطلب  

حاجی برو...  

آهای حاجی زیارت قبول باشه..حاجی مکه خوش گذشت؟ به شیطان سنگ زدی؟ راستی دفعه چند بود رفتی؟ راستی حاجی به فکر فقیرا هم هستی؟ حواست هست بچه یتیم سرشو با شکم گرسنه زمین نذاره دیگه؟ حاجی میدونی همسایت داره کلیشو میفروشه واسه دخترش جهیزیه بخره؟حاجی میدونی عباس اقا مریضه ولی پول عمل نداره؟ حاجی میدونی پهلوان حیدر داره دختر13 ساله اش رو میده به یه پیر مرد تا پول تریاکش رو جور کنه؟ حاجی میدونی مهدی پسر اوس جعفرخدا بیامرز،واسه اینکه خرج خونوداشو در ب

ادامه مطلب  

کیف رمزدار  

-         این تازه اول قصه ما بود حاجی! برای هر کی تعریف می کنم، فقط می گویند برو خدایت را شکر کن که زود فهمیدی. شانس آوردی! خدا را شکر که زود تمامش کردم. فکرش را بکن اگر بچه داشتیم،  چه خاکی می خواستم توی سرم بریزم؟ جواب خدا را چه می دادم؟
-         ما که اصلاً نفهمیدیم شما کی عقد کردید. همه چی عجله عجله ... حالا هم که شروع نشده تمام شد.
-         والا حاجی خودش هم همین حرف شما را می گفت ولی من خیلی هول کرده بودم. خیلی خاطرش را می خواستم، حاجی! پاک خل

ادامه مطلب  

مشاورین رشته های فنی حرفه ای هنرستان ام البنین خمین  

 
مشاورین تخصصی رشته های فنی حرفه ای فقط در ایام هفته از طریق هنرستان پاسخگوی سوالات هستند
رشته کامپیوتر    خانم محمدی و خانم سجادی
رشته معماری    خانم اصغری و آقای هاشمی
رشته حسابداری  خانم اکبری و خانم شیخی
تماس با هنر اموزان با شماره تلفن هنرستان ۴۶۲۳۱۷۴      ۴۶۲۳۱۷۵
با تشکر از همکاری هنراموزان هنرستانام البنین

ادامه مطلب  

 

حج در دو بُعد ارتباطی بر حاجی تاثیر گذار است:—            1) بعد معنوی، ارتباطات معنوی در گذر خود به سمت خدا—            2) بعد ارتباطات جهان اسلام، درک حضور در عالم اسلامیهرچند مراسم حج مراسمی همگانی است اما به شدت در ارتباطات درون فردی حاجی تأثیر گذار است. حاجی با احرام بستن به فقر ذاتی خود توجه کرده، در عرفات و مشعر به خودشناسی و خدا شناسی می‌رسد و با قربانی کردن از خواسته‌ها و هوس های خود می‌گذرد. در منا لقاء الله را آرزو می‌کند و سپس با

ادامه مطلب  

حجیرو یا حاجی رو  

در زمانهای کودکی من بچه ترسان کلمه حجیرو بود و معمولا برای ترساندن اطفال از این کلمه استفاده  میکردند بهمین خاطر در ذهن بچگانه من حجیرو فردی ترسناک جلوه مینمود که برای ازار افریده شده تا اینکه چندی پیش از دوست دانشمندم اقای مشد قلی قزل سوال کردم .ایشان گفتند حجیرو همان حاجی رو است اینها افرادی متدین و با  تقوی هستند که از مناطق دور دست چندین ماه قبل از مناسک حج راهی سرزمین وحی میشدند چون ان مواقع کاروانسرا یا هتلی نبود و این افراد پس از طی م

ادامه مطلب  

♡خانم ح ♡  

تازگیا تو وبلاگم پامو دراز میکنم میشینم :دی خلوته منم راحتم !! :))) 
چه باکلاسه وبلاگم !:دی  یه مخاطب با کلاس دارم ، خانم ح :)) گاهی میاد میخونه که عزیزه منه آبجیه گل منه رفیق منههه :*** 
خانم ح ♡  آی لاوی لوووو وری ماچ و بوسه :دییی 

ادامه مطلب  

ورود god father(سهند)  

سهند نماینده صلح جو گروه جغرافیا برای بررسی وضعیت جایگاه حاجی و مشکل تنهایی رحیم که باعث افسردگی مفرط او شده و همچنین مذاکره و مهار اتاق مخوف و حاشیه ساز 5 ایثار و پاره ای از مسئل دیگر به خوابگاه ایثار وارد شد و با استقبال رسمی مسئولین خوابگاه مواجه شد و پس از ورود هنگامی که 90درصد از دانشجویان گروه جغرافیا را در حال خواب دید از آنها خواست تا فرشید سبیل را به عنوان الگو و یکی از وارثان رفتارهای حاجی برای خود بدانند که در ان اتاق مقدس به شکل فشر

ادامه مطلب  

خاطره ...  

...
چند روز قبل ازم خواستن برای انجام کاری چند نفر خانم را معرفی کنم...
پنج نفر اسم نوشتم...
اسم یکی از خانم ها "سارا" بود...
بعد اسامی را برای .... بردم تا چگونگی کار  را تشریح کنم وو...
...   طرف نگاه متعجبانه ای بهم کرد و با لبخند گفت: س..  اسم همه این ها  خانم ها " سارا" ست؟!!!!
و ...
فهمیدم که چه دسته گلی آب دادم...
..
 

ادامه مطلب  

خاطره  

یه روز بارونی تو کلاس به بچه ها گفتم چه بازیی کنیم اصرار به معلم بازی داشتن خودشونم از قبل مشخص کرده بودن کی مدیر، کی معاون، کی خانم درسیشون، کی خانم ورزش، کی خانم بهداشت و...
خیلی نقش هاشونو زیبا اجرا می کردن زنگ ورزش که خانم ورزش اومد شوکه شدم دیدم کپ جملات خودمو (حالتون خوبه، دماغا چاق، آماده این واسه ورزش، اول یه صلوات بفرستین )میگه و همه می خندن خودمم کلی خندیدم.

ادامه مطلب  

نتایج مسابقات نیشابور  

بسمه تعالی
اولین دوره مسابقات تیراندازی با کمان به میزبانی هیات شهرستان نیشابور با حضور تیراندازان شمال شرق کشور از استانهای گلستان(گرگان،کردکوی،گنبد و بندرگز) ،استان خراسان شمالی(بجنورد)،استان خراسان رضوی(پالایشگاه گاز سرخس) و شهرستان نیشابور برگزار گردید که در مسافت ۳۰ متر حرفه ای آقایان،جناب آقای رسول یحیی آبادی از باشگاه ارژن نیشابور به مقام اول و اقای علی اصغر بهرامی از کردکوی به مقام دوم و اقای پوریا حاجی بیگلو از باشگاه ارژن نیش

ادامه مطلب  

کلانتر در کردشولی-(کردشولی ها-6)  

 
کلانتر کردشولی:
      برنامه ریزی در این طایفه راباید از زمان ملا احمد پسر حاجی مولا (که بنابر گفته ها ،ایشان اصالتا از هفت لنگ ایل بختیاری آمده ) وبه این منطقه پناه آورده بود مد نظر داشت .بعد از او   یکی ازپسرهایش بنام ملا حاجی آقا چون مال وثروت داشته وآدم فهیم وشجاعی  بود توسط ایلخانی قشقائی به عنوان بلوک باشی سرحد 1وآسپاس انتخاب می شود و به همین خاطر مردم به او،روی آورده وبعنوان کلانتر کردشولی انتخابش می کنند (قابل ذکر است که حاجی مولا چن

ادامه مطلب  

زمان تحویل پروژه های مالی  

نام ونام خانوادگی
نمره
قابل توجه دانشجویان محترم :
۱) زمان تحویل پروژه ها تا پایان امتحانات ترم تمدید گردید
۲) نماینده ی هرکلاس موظف به جمع آوری پروژه ها می باشد که طبق لیست به مدرس تحویل نمایید. 
 نام نام خانوادگی  
نمره
 


فاطمه«وگوییی 
14 


سیده زهرا ابراهیمی   
10.5 
 
خانم نگار نجفی  
14.75 
خانم  معصمه بختیاری  
14
 
خانم ملیحه قاسمی 
14 
خانم آزاده  منصوری 
15
 
خانم سمیه رازگردانی  
12.5 
خانم سمیه جعفری  
13
 
خانم لیدا اکافان   


ادامه مطلب  

فحش ندین لطفا !  

من واقعا نمیدونم چه اتفاقی داره میفته!!! حاجی که معرف حضورتون هست؟! اگه نه مراجعه کنید به آرشیو فروردین و اردیبهشت! :-|
بعد از کمرنگ شدن روابطم با حاجی، خواستگاری اون آقاهه (دوست حاجی) پیش اومد و بعد به کلی رابطم با حاجی قطع شد و بی خبر بودم ازش این مدت! بعد درست فردای اون روزی که جواب "نه" به آقای خواستگار دادم، حاجی زنگید بهم!!! که زنگ زدن ایشون به آدم یکی از عجایب هشتگانه به شمار میره! و دیشب هم در کمال ناباوری من، بهم گفت میخواد رابطمون رو جدی کنی

ادامه مطلب  

انتخابات شورای مرکزی انجمن علمی مهندسی علوم باغبانی آذر ماه92  

درانتخابات شورای مرکزی انجمن علمی مهندسی علوم باغبانی در آذر ماه امسال، از میان 11کاندیدای انتخابات شورا 7نفربرگزیده شدند که شامل  5 نفر اعضای اصلی و2عضو علی البدل بوده است .اسامی اعضای منتخب به شرح زیر می باشد:خانم ساناز رئیسی (دبیر انجمن) خانم نجمه پورقارداشخانم زینب عبدالهیخانم زینب مسرورخانم بهاره ایزد مهرخانم مارال نصیری خانم مرجان مصلی نژاد

ادامه مطلب  

نمره در ویژوال بیسیک مدرسه شهید باهنر 2  

نمره درس ویژوال بیسیک مدرسه زیرتنگ سیاب ترم اول 92/93ردیف    نام و نام خانوادگی    نمره1        خانم  ل آدینه وند          152        خانم   ز آدینه وند           143        خانم   گلمحمدی           144        خانم   علیپوریانی           145        خانم   ز احمدی             136        خانم   م احمدی             127        خانم   ن آدینه ونذ           108        خانم    کونانی                109        خانم    جعفریانی             1010  

ادامه مطلب  

خاطره ای از شهید همت  

بین نماز ظهر و عصر کمی حرف زد. قرار بود فعلاً‌ خودش بماند و بقیه را بفرستند خط. توجیه‌هاش که تمام شد و بلند شد که برود، همه دنبالش راه افتادند. او هم شروع کرد به دویدن و جمعیت به دنبالش. آخر رفت توی یکی از ساختمان‌های دوکوهه قایم شد و ما جلوی در را گرفتیم. پیرمرد شصت ساله بود، ولی مثل بچه‌ها بهانه می‌گرفت که «باید حاجی رو ببینم. یه کاری دارم باهاش. » می‌گفتیم «به ما بگو کار تو،‌ ما انجام بدیم.» می‌گفت «نه. نمی‌شه. دلم آروم نمیشه. خودم باید ببی

ادامه مطلب  

ماجرایی جالب و واقعی در شیراز  

این ماجرایی که براتون تعریف میکنم برای یک خانم شیرازی اتفاق افتاده بود که دیدم بد نیست برای شما  اونو تعریف کنم . ماجرا از این قرار بود که :یک روز این خانم شیرازی برای رفتن به خانه اش که سوار اتوبوس شده بود در حالی که در افکار خود فرو رفته  روسری اش از روی سرش افتاد بطوری که متوجه نشد بعد از چند دقیقه متوجه شد و فوراً روسریش را درست کرد.خانمی که دقیقاً بغل دستش نشسته بود با لهجه غلیظ شیرازی گفت " من دیدم روسریتون از سرتون افتاده ولی حوصله ام نشد

ادامه مطلب  

اولین فارغ التحصیلان مجتمع  

  
 نفرات ایستاده ردیف عقب: کیارش رسام، میرعرفان حسینی، امیرعطا حسامی، سامان بحریه،عرشیا رابط، مراد روشنی
نفرات ایستاده ردیف جلو: هادی شکیبایی، دیاکو جواری، خانم فرشباف ، علی صادقی، ایلیار توکلی،   مهدی حشمتی
نفرات نشسته از راست: امیررضا حاجی پور، صدرا آبسواران، آریا صبحی، رسا محمدیان، وحید عبادی،صدرا صدقیانی
 

ادامه مطلب  

مرد  

مرد هم مردهاي قديم
پاك بودند و زياد سرو گوششان نمي جنبيد
زود عاشق مي شدند و با عشقشون ازدواج مي كردند و عاشقانه زندگي مي كردند
خدا بيامرزه آقا جونم رو ، چقدر قربان صدقه مامانجون مي رفتند 
خدا عمر با عزت به آقاجان بده مي گفتند خانم فقط يكي اونم خانم من ، حتي بعد از اينكه فوت شدند به خانم وفادار بودند
اما امروزه چه؟همش به رخ كشيدن قدرت است و بس 
آخر ديگر آتش بسسسسسسسس

ادامه مطلب  

نتایج مسابقات جایزه بزرگ کرج 93/2/19  

مسابقات جایزه بزرگ این هفته با حضور بازیکنان مطرح کرج و مهمانانی از سایر استانها برگزار گردید که در پایان میعاد لطفی و آقای ریز بند به ترتیب اول و دوم شدند و جوان آینده دار شهرمان آقای مسعود پور موسوی با غلبه بر آرمان حاجی ئی بازیکن ملی پوش جوانان کشورمان به مقام سوم رسید . در این مسابقات نونهال پرآتیه نظرابادی با یک برد 3-0 برابر بازیکنی از کرج و یک باخت 3-1 برابر امیر حسین رهگذر از گروه خود صعود نمود ولی در مرحله حذفی علیرغم بازی بسیار خوب برا

ادامه مطلب  

باشگاه پوریای ولی بندرعباس بر سکوی نخست ایستاد  

مسابقات جودوی استان در رده های سنی نونهالان، نوجوانان و جوانان با قهرمانی تیم باشگاه پوریای ولی بندرعباس به پایان رسید.در پایان مسابقات جودوی استان در رده های سنی نونهالان، نوجوانان و جوانان تیم پوریای ولی با کسب ۹ نشان طلا، ۷ نقره و ۹ برنز بر سکوی نخست ایستاد، تیم حاجی آباد با ۵ مدال طلا و ۵ برنز در جایگاه دوم قرار گرفت و تیم ابوموسی نیز با یک نشان طلا، ۴ نقره و ۲ برنز به مقام سوم دست یافت.در این پیکارهای یک روزه ۱۴۲ جودوکار در قالب ۹ تیم در ش

ادامه مطلب  

آدرس بدم؟!!  

آدرس بدم تشریف بیارید یه چایی در خدمت باشیم قلم کاغذ دستت باشه بگم ... سر همون خیابونی که دخترای شهرم واسه یه شب جای خواب منتظر یه ماشین شاسی بلندن ! همون ماشینی که حاجی با دور زدن مکه خریده واسه پسرش ! اون خیابونو مستقیم بیا ولی چشماتو ببند ! باز که باشه چشات،دلت سنگ میشه ! عادی میشه که واست که سر چهار راه محلمون دختر 9ساله داره میرقصه و پدرش داره دف میزنه واسه هزار تومنی که تو بهش نمیدی ... مستقیم بیا و هفت هشت تا دختر بچه ای که دستشونو به سمتت د

ادامه مطلب  

Bogzarrrrrrrrrr  

 



آدرس بدم تشریف بیارید یه چایی در خدمت باشیم
قلم کاغذ دستت باشه بگم ...
 
سر همون خیابونی که دخترای شهرم واسه یه شب جای خواب
منتظر یه ماشین شاسی بلندن !
همون ماشینی که حاجی با دور زدن مکه خریده واسه پسرش !
 
اون خیابونو مستقیم بیا ولی چشماتو ببند !
باز که باشه چشات،دلت سنگ میشه !
 
عادی میشه که واست که سر چهار راه محلمون دختر 9ساله داره میرقصه 
و پدرش داره دف میزنه واسه هزار تومنی که تو بهش نمیدی ...
 
مستقیم بیا و هفت هشت تا دختر بچه ای که دستشونو

ادامه مطلب  

بازگشت به سوی حق  

حاجی ماشاالله بیدگلی به رحمت خدا رفتحاجی ماشاالله بیدگلی عموی بزرگوارم(متولد1306) دیروزهمزمان باغروب خورشید، خورشیدزندگیش غروب کرد، او یکی ازانسانهای متدینی بودکه درسنین جوانی ضمن مطالعه کتابهای علمی ومذهبی مناجات پیش ازاذان صبح را در مسجد رحیم بیدگل میخواند این بزرگواردو سال خدمت سربازیش را در پادگان جلدیان آذربایجان بطور یکسره انجام داد وچه رنجهایی در زمان قحطی وفقرتحمل کرد و باهمیاری همسر بزرگوارش مرحومه (بانوسلیمان زاده) وبا داشتن

ادامه مطلب  

مسابقات فرم کامل بانوان گرامی داشت دهه فجر  

هیات تیر اندازی استان کردستان مسابقات تیر اندازی فرم کامل بانوان را در مورخ 92/11/16 بر گزار ودر خاتمه رده بندی نفرات برتر بشرح ذیل معرفی شدن.مسابقه تفنگ بادی :مقام اول : خانم لیلا علی پناهمقام دوم : خانم سهیلا  مرادیمقام سوم : خانمها ژینا نقشبندی ولیلا غفوریمسابقه تپانچه :مقام اول : خانم سروه عزیزیمقام دوم : خانم سمیره ساعدیمقام سوم : خانمها پرنیا چاوشی و مژگان محمدی

ادامه مطلب  

 

یه دانش آموز اول دبستانی از خانم معلمش پرسید میشه من به کلاس بالاتر برم
معلم گفت چرا
دانش آموز:چون من احساس میکنم بیشتر از حد و اندازه این کلاس میفهمم
خانم معلم اون رو پیش آقای مدیر مدرسه میبره تا بعد از تست دربارش تصمیم بگیره
مدیر ازش اینطوری سوال کرد
سه ضربدر چهار
دانش آموز:دوازده
مدیر:شش ضربدر شش
دانش آموز:سی و شش
مدیر:پایتخت ژاپن
دانش آموز:توکیو
و مدیر همینطور تا نیم ساعت ازش سوال پرسید و دانش آموز همه سوالات رو جواب داد اینجا خانم معلم اج

ادامه مطلب  

مردباش  

ادرس بدم تشریف بیارید یه چایی دور هم بزنیم...؟قلم کاغذ دستت باشه بگم...؟سر همون خیابونی که دخترای شهرم واسه یه شب جای خلوت منتظر یه ماشین شاسی بلندن...ماشینی که حاجی برای دور زدن مکه خریده برای پسرش...اون خیابون و مستقیم بیا ولی چشماتو ببند...باز که باشه چشات... دلت سنگ میشه...عادی میشه واست که سر محلمون دختر 9 ساله داره میرقصه و پدرش داره دف میزنه واسه هزار تومنی که تو بهش بدی...مستقیم بیا و هفت هشت دختری و که جلوت دستشونو به سمتت دراز کردن و رد کن...ب

ادامه مطلب  

حاج ماشاالله بیدگلی / نوشته محمد بیدگلی  

حاجی ماشاالله بیدگلی به رحمت خدا رفت .حاجی ماشاالله بیدگلی عموی بزرگوارم(متولد1306) دیروزهمزمان باغروب خورشید، خورشیدزندگیش غروب کرد، او یکی ازانسانهای متدینی بودکه درسنین جوانی ضمن مطالعه کتابهای علمی ومذهبی مناجات پیش ازاذان صبح را در مسجد رحیم بیدگل میخواند این بزرگواردو سال خدمت سربازیش را در پادگان جلدیان آذربایجان بطور یکسره انجام داد وچه رنجهایی در زمان قحطی وفقرتحمل کرد و باهمیاری همسر بزرگوارش مرحومه(بانوسلیمان زاده)وبا داشتن

ادامه مطلب  

128-کار از زن مزد به کام همسر  

همکار جوانی به جمع ما پیوسته بود که دارای دو پسر کوچک  بود .
در مدتی کوتاه متوجه اختلافات شدید وی با همسرش شدیم ....
اختلافاتی که بیشتر  ناشی از تند خویی همسر و کم حوصله بودن وزود قضاوت کردن  خانم ناشی می شد .
یکی دیگر از موارد اختلاف حقوق خانم بود که از همان ابتدای کار دسته چک در اختیار آقا قرار گرفته بود وتمام حقوق خانم توسط آقا دریافت می شد وهر روز صبح به اندازه  کرایه رفت وبرگشت به خانم پول  داده می شد واگر در طول مسیر بچه ها چیزی می خواستند خ

ادامه مطلب  

ولادت مولود کعبه  

بمناسبت مولود کعبه حضرت علی (ع)برنامه هایی به شرح زیر درمرکز برگزار گردید:معرفی وقایع و قصه گویی توسط خانم حسین زاده و کارگاه کارت سازی توسط خانم رنجبر برگزار گردید خانم رنجبر ابتدابا آنها کارتهایی درست کرد بعد ازآنها خواست بهترین جمله درباره پدر را بنویسند.

ادامه مطلب  

تبریک  

وقتی خدا ترا آفرید
جشن گرفت
ستارگان باقیمانده آتش بازی آن شبند 
تبرک به دوستان عزیزی  که متولد ین تیر ماه هستند
آقای سید عباس حاجی پور                                  خانم زهرا محمد لو
آقای محمد سالاری                                                خانم رقیه حسین زاده              
آقای حامد طالبی                                          خانم مهناز بیات
آقای بهرام خوش نیت                                      خانم راحله سالاری
 

ادامه مطلب  

شاید تکراری باشد...اما تلخ!!!  

 
 
همت همت مجنون حاجی صدای منو میشنوید همت همت مجنون مجنون جان به گوشم حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر محاصره تنگ تر شده ...اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی....خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ....اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند....خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره ...عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده ...همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1