نقدی بر کتاب من زنده ام  

بسمه تعالی
نقدی بر کتاب من زنده­ام
لفته منصوری[1]
1) شناسه کتاب
      آباد، معصومه. من زنده­ام (خاطرات دوران اسارت). تهران: بروج. 552 ص. چاپ ششم، 1392.                   شابک 0-82-8683-946-978
2) مقدمه
به جرأت می­توان کتاب «من زنده­ام» را جزو اولین­های حوزه نشر خاطرات خود نگاشت زنان در دوران اسارت قلمداد کرد. در ادبیات پایداری، خاطرات خود نگاشت زنان در اسارت، بسیار کم و شاید منحصر به این کتاب باشد. این مسأله و اقبال عمومی از این اثر که یکسال پس از انتشار به

ادامه مطلب  

خوشم میادهام و خوشم نمیادهام!!!  

نمی یاد...
همه جور حشره،خزنده،پرنده،چرنده و...بخصوص ملخ و مارمولک/کته گوجه/پر حرفی/هوای گرم و شرجی/آخر هفته/لباس تیره/فیلم های مسعود ده نمکی/صدای علی اصحابی/کنجکاوی شدید/دعوا های بیخودی/زنایی که فکرشون فقط به این محدوده که اگه کسی خوب ظرف شست یعنی همه چی تمومه/آدمایی که فکر میکنن متوجه دروغ گفتنشون نمیشی/آدم خود نما(همون جیب خالی پز عالی)/سریال های تکراری تلویزیون/اینایی که فقط بلدن دستور بدن/زود قضاوت شدن/اخبار/کسی سر جای خودش نبودن/فیلم هفت

ادامه مطلب  

 

 
تقدیم به Yaghma Golrouee
« شاعر بی نقاب »
شاعرِ بی نقابِ من ، مردِ بارونی رویا !
چرا تنها نشستی توی سکوت و انزوا ؟
تو گفتی حق با گلوله نیس ، حق با پرنده هاس !
اما این حرفا برای مترسکا بی معناس !
 
اونی که لبات و دوخت ،
روز و شب دعا گوش می داد !
ولی وقتی تنها بود ،
دل به آهنگ گوگوش می داد !
 
شاعرِ بارونی من ، حرف تو حرف منه !
به تکیلا قسم ، این قرق با شعرای تو میشکنه !
حنجره ت تو سیم خاردار هنوزم ترانه میگه !
هنوز از جشنِ بارون ، از قصه ی شبانه میگه !
 
شاعر بی ن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1