تاكسي خوب  

1: بارسلونا سوراخ شد همون طوري كه پيش بيني كردم . 
2 : سوار يه تاكسي شدم انقدر صداي نوحه اش بلند بود و بدتر از اون انقدر رو اعصاب بود صداي اين نوحه خونه كه پياده شدم . 
3 : سوار تاكسي بعدي كه شدم آهنگاي هايده و مهستي و گوگوش بود خلاصه يه عالمه حال داد اصلا فكر نميكردم انقدر خوش شانس باشم . تازه اصلا هم فكر نميكردم سليقه دو تا راننده اين همه فرق داشته باشه . 
4-روز بعدش سوار موتور شدم مسيري كه با ماشين يه ربع طول ميكشيد رو تو 3 دقيقه رفت . طرف هي برميگشت

ادامه مطلب  

یه شعر  

امروز تو دانشکده برامون دوباره جشن گرفتن یه نفر این شعر رو خوند . شاعرش یغما گلرویی هست
منم خوشم اومد گفتم بذارم اینجا 
 
############################################################
تو جوونیم کسی رو دوست داشتم، دختری که چشاش آبی بودپدرش تو اورکت آمریکایی، پشتِ ته ریشِ انقلابی بودمادرش مرز کفر و ایمان بود، شب دعای کمیل گوش می دادروزا که مردِ خونه بیرون بود، دل به آهنگای گوگوش می دادکوچه مون زخم جیره بندی داشت، بخشی از روزمون توی صف بودگاهی موشک به خوابمون می خورد، حال

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1