آخرین اخبار سایت

حس نبودنت  

دیشب خیلی سعی کردم اشکام رو بازوهاش سرازیر نشه. بعد از 6 ماه دوباره دوری ، خوب اقتضای شغلش همینه.به هم خوب عادت کردیم . من باهمه صبوریهام چقد وقت رفتنت کم میارم.هرچقدر قوی هم باشم یک زنم با همه نازک دلیها و احساساتش ، از پس همه چیز بر میام الا حس تلخ و پرآشوب تو.چقدر بیچاره و وابسته تؤام من! ....

ادامه مطلب  

مرد من باش عشق من......  

روز به روز بیشتر عاشقش می شم......
باهمه ی وجودم از خداوند می خوام سرنوشت مارو به هم پیوند بزنه.....
قلبه مارو.....روحه مارو..... جسمه مارو به هم پیوند بزنه........منو به اون برسونه ......بجز اون با هیچ کس خوشبخت نمی شم.....
واقعا می خوامش.......می خوام خوشبختش کنم......
می خوام واسه همه ی زخماش مرهم بشم........
می خوام همه ی عشقمو بهش بدم........می خوام همه ی وجودمو بهش بدم.....چون لیاقتش رو داره......
خیلی خوبه خیلی خوب.........بهترین آدمیه که اومده تو زندگیم......
می خوام نگهش دار

ادامه مطلب  

 

بعضی وقتا به یه جایی میرسی که حتی گریتم نمیاد قلبت داره میترکهبی قراری بی حوصله ای باهمه سر جنگ داریقلبت پر پر میزنه به یه حس بی حسی میرسی داغون میشی میشی مث الان من خدا اون روزو نیاره واست که اینجوری شی که هیچ درمونی ندارهفقط یه درمون داره که اونم ...بی خیال فقط به پا مث من نشی...

ادامه مطلب  

خسته شدم....  

من اگه بزرگ نمیشدم....مادر هنوز زنده بود...دنبال بابابزرگ تو بهشت زهرا نمیگشتم....تابستونا دور باغچه مون دوچرخه سواری میکردم.....وقتی ناراحت بودم رو پله های تو حیاط مینشستم....  انقدر به بابام اصرار میکردم تاباهاش برم سر کارش....وقتی  دلم میگرفت گریه میکردم.....**باهمه این اتفاقا بچگیم برام سوخته حساب میشه....***من اگه بزرگ نمیشدم شعبانی معلمم نبود...

ادامه مطلب  

 

دیشب ساعت 11 بودکه اومدم سراغ گوشیم...نبودی...منم پیامای قبلیتو آوردم و نتونستم جلو اشکامو بگیرم...ساعت 12 بود که استو دیدم...اصلا نمیتونی فک کنی چقدر ذوووووووووووق کردم...ولی بازم تا پرسیدم "کجایی"رفتی...تا ساعت 1 منتظرت بودم...ساعت 3 از خواب پریدم ولی اس نداده بودی...5 دوباره...و الانم باهمه دعوا دارم!!!داداشم میگه تو امروز چته؟؟؟راستی خدا هروقت منو ناراحت میکنی جوابتو میده!!!ادیشب تا صبح با نظر بودم...!************

ادامه مطلب  

سال۱۳۹۳  

سلام سلاممن اومدم دیروووووز تولدم بووووود تولد تولد تولدم مبارررررررکچهارشنبه سوریتووووونم مباررررررررررررررکانشالله که به همه خوش گذشته باشهههه ،دوستان سال ۹۲باهمه ی خوبیا وخوشیاش داره تموم میشه اگه بدی چیزی دیدید حلال کنید خیلیییی دوستون دارممامیدوارم سال ۹۳پرازخوشی ،موفقیت وسلامتی برایه همه درکنارخانواده باشه دعا یادتون نرههههه منم برایه هکتون دعا میکنمبه آرزویه بهترین ها برایه همتون درسال جدیددوستوووون دارممممم خیلی زیااا

ادامه مطلب  

شبهای من  

امشب شب عمل و امل من بود.....
یک شیفت شب که نمیشود حتی یک لحظه چشم برهم بست/باید آنقدر بدوی و پایت درد بگیرد/اینقدر درد و دغدغه داشته باشی که مبادا نظری غفلت و جانی از دست رود/وآنگاه باهمه این دردهای جسم و روحت میشوی همانی که یک شب پرستاری اش هزارسال عبادت و مبرای از گناهان میشود/
سخت و شیرین است این سختی های شیرین را دوست دارم اگرچه میدانم شاید تاب توانش را ندارم اما دلخوشم به دعای دلهای شکسته شان.....
این شب زنده داریها و پرستاری از عبدان این معبو

ادامه مطلب  

شبهای من  

امشب شب عمل و امل من بود.....
یک شیفت شب که نمیشود حتی یک لحظه چشم برهم بست/باید آنقدر بدوی و پایت درد بگیرد/اینقدر درد و دغدغه داشته باشی که مبادا نظری غفلت و جانی از دست رود/وآنگاه باهمه این دردهای جسم و روحت میشوی همانی که یک شب پرستاری اش هزارسال عبادت و مبرای از گناهان میشود/
سخت و شیرین است این سختی های شیرین را دوست دارم اگرچه میدانم شاید تاب توانش را ندارم اما دلخوشم به دعای دلهای شکسته شان.....
این شب زنده داریها و پرستاری از عبدان این معبو

ادامه مطلب  

سال۱۳۹۳  

سلام سلاممن اومدم دیروووووز تولدم بووووود تولد تولد تولدم مبارررررررکچهارشنبه سوریتووووونم مباررررررررررررررکانشالله که به همه خوش گذشته باشهههه ،دوستان سال ۹۲باهمه ی خوبیا وخوشیاش داره تموم میشه اگه بدی چیزی دیدید حلال کنید خیلیییی دوستون دارممامیدوارم سال ۹۳پرازخوشی ،موفقیت وسلامتی برایه همه درکنارخانواده باشه دعا یادتون نرههههه منم برایه همتون دعا میکنمبه آرزویه بهترین ها برایه همتون درسال جدیددوستوووون دارممممم خیلی زیااا

ادامه مطلب  

نی نی کوشولو  

نی نی خواهر شوهر به دنیا اومد از پنجشنبه حسابی درگیر هستیم.پنج شنبه از سرکار مستقیم با همسر رفتیم بیمارستان و ایشون ساعتی بعد رفت و بعد از وقت ملاقات من و دوستش موندیم پیشش.ساعت 9 همسری که خاله رو از ترمینال آورده بود اومد دنبالمون هر کار کردیم دوستش نذاشت ما بمونیم و گفت خودش می مونه.همون شب باهمه ی خستگی ناهار فردا رو آماده کردم و صبح رفتیم خونشون تربچه هم موند پیش منو خاله و خواهرش اینا رفتن بیمارستان دیگه ما هم کاچی پزوندیم و برنج درست کرد

ادامه مطلب  

مطمئن باش  

یک روزی مال من میشی قسم میخورم!!!!!شاید دیر بشه اما میشه!!!!!!شاید پیر باشیم!!!!شاید جوان!!!!شاید متاهل!!!!!شاید مجرد!!!!!اما.....قسم میخورم تو باید مال من بشی......  میدونم الان پیش خودت فکر میکنی که فراموشت کردم و در حال فراموش کردن منی!!!اما به هرچی که تو میپرستی قسم یک لحظه ازیادت غافل نشدم.....نمیدونم این وبلاگ رو فراموش کردی یا نه اما تسکین دهنده دوری تو از من همین وبلاگه......الان پیش خودت میگی اگه میخوای باهم باشیم پس چرا هی رفتی.....  امامجبور بودم که مد

ادامه مطلب  

حرف مرد یکی است  

سالها پیش پدرم میگفت:علاقه زودگذر است زود فراموش میشود ((از دل  برود هر آنچه از دیده رود))مادرم میگفت:اولا:چه معنی دارد در این سن ازدواج کنی در ثانی اون دختره اصلا به آدم نگا نمیکنه مغروره.انگار از دماغ فیل افتاده1خواهرم میگفت:...............(ببخشید چیزی نمیگفت او به فکر جور کردن وصال دیگران بود )وهر کس چیزی میگفت:......من میگفتم یا او یا هیچکس!امسالپدرم میگوید شاید نباید تعلل میکردیممادرم میگوید:چند سالی است که دیگر خنده از ته دل تو را ندیده ام دلم برا

ادامه مطلب  

دلنوشته!  

بارهاشده درطول زندگی ام،درطول زیباترین وتلخ ترین لحظات عاشقی امخواستم ازدنیای بازیگری ام کناره گیری کنمبازی که فقط کارگردانم می گویدچه کنم بدون اینکه خودم بخواهم آننقش رابازی کنم..!هیچ چیزبرباب میل من پیش نمی رفت وهنوزدربی بابی های باورنکردنی ام سیرمیکنم...!همه چیزوقصه سوت وکوربوددرست مثل الان که ننوشتن هایت ملاکسکوت بیشم شده...!سکوتی عمیق وپرازدردوپرازحرف های ناگفته..!دراین قصه خیلی هانقش جنجالی کردنش رابه عهده داشتند،نقش شکستننقش رها

ادامه مطلب  

سلام سال93  

سلامسال هزار و سیصدو نود و دو خیلی اتفاقات برام افتاد.هرکدومشون یه مزه خاص و مخصوص به خودش رو داشت.زهرمار,تلخ,شیرین,گس,ملس,خنثی..حکایت ما آدما توی دنیا مثل وقتیه که میریم دست میکنیمتوی کندوی زنبور عسل,عسل میخوریم کاممون شیرین میشهولی زنبور هم نیشمون میزنه! خوشی و ناخوشی باهمه,کنار همهولی همیشه و همیشه تلخی بیشتر تو ذائقت میمونه تا شیرینیخاطرات تلخت رو بیشتر از شیرینهاش به خاطر میاری.... آرزو نوشت:امیدوارم اگه 93به قشنگی 92نباشه مزخرفتر هم نبا

ادامه مطلب  

سالگرد ازدواج  

توهدیه ای بودی که باهمه هدیه ها تفاوت
داشتی چراکه همه هدیه هاگذرا ولی توپایداری همه هدیه هاخاموش ولی تومثل ماه
میدرخشی همه هدیه هابی حس اماتوبااحساس ترینی که دراعماق وجودت عشق فوران
میکند... سالگرد ازدواجمان مبارک عشق من...پارسال همين موقع ها يعني 22/12/1391 ساعت 10:30 صبح بهت پيشنهاد دادم و تو بعده نيم ساعت سوال پيچ كردنم بله رو گفتي و اون لحظه برام شد عزيزترين و مقدس ترين لحظه زندگيم, آروم جوونم ديوانه وارانه دوستت دارم و تا ابد كنارتم :*‌:* ♥ ♥

ادامه مطلب  

اینک شوکران  

 جنگ
ها هرچقدرکه طولانی باشدبلاخره تمام میشودمردم به شهرهایشان برمی
گردندخانه هایشان رامی سازندمین هاراخنثی می کنندوجایش پارک می سازندیادرخت
هافوارهاوتاب وسرسره بلاخره هم ازیادمی برندکه اینجاروزی روزگاری میدان
جنگی بوده است.اماچیزی هست که.هیچ وقت ساخته نمی شود.جای خالیشان رانمی
شودباهیچ بنایی .درختی یافواره ای پرکرد.جای خالی خیلی خالی آدم ها
ادم هایی
که یک سروگردن ازمابالاتربودندپس مثل دیوارهای یک قلعه جلوایستادندتادیگران
پشت

ادامه مطلب  

غروب دلتنگی  

باز غروب می اید و از دورتماشا می کند باتمام ناباوری بامن کمی تا می کنددرغروب برزخ دلواپسی بعدتو تنها شدم در بی کسی بعد تودل باهمه ناباروری سرکرده بود ابر غصه دامن چشم مرا تر کرده بود مشق عشق نیمه کاره روی خط سرنوشت باز این رسم جدایی آخرین خط را نوشت ...                                                      شعراز مرضیه محمدی

ادامه مطلب  

دلتنگی  

  گاهى بايد رد شدبايد گذشت   گاهى بايد در اوج نياز نخواستگاهى بايد كوير شدباهمه ى تشنگىمنت هيچ  ابرى  را نكشيدگاهى براى بودنبايد محو شدبايد نيست شدگاهى براى بودنبايد نبود گاهى بايد چترت را بردارىو رهسپار كوچه هايى  بشى  كهخيلى وقته رهگذرى ازش عبور نكردهگاهى بايد نباشى...!

ادامه مطلب  

چادر خاکی زهرا س  

گاهی چادرم خاکی می شود...!چادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شود...!از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود...!از حرف های سیاه خاکی می شود...!وگاهی چادرم را خودم خاکی می کنم...!چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنم...!تا سنگینی نگاه ها را پاک کنم ...!باهمه ی این حرفها،چادرخاکی ام راباتمام وجودم،دوست دارم...وآن رابا افتخار،به سرمیکنم،بیادچادرخاکی مادرم زهرا(س)دربین کوچه های غریب مدینه...با تشکر از خواهر فاطمی خانوم هانیه ..

ادامه مطلب  

...  

عشق یعنی پاک ماندن در فسادآب ماندن در دمای انجماددر حقیقت عشق یعنی سادگیدر کمال برتری افتادگی******************************سربلندی گرتو خواهی باهمه یکرنگ باش،قالی از صدرنگ بودن زیر پا افتاده است******************************من یک دختر ایرانی ام...بدان:حوای کسی نمی شوم که به هوای دیگری برود...تنهایی ام را با کسی قسمت نمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...روح خداست که در من دمیده شده واحساس نام گرفته شده پس...ارزان نمی فروشمش...دستهایم بالین کودک فردایم خواهد شد،بی حرمتش نمی کن

ادامه مطلب  

چگونه نماز ما را از روزمرگی ودل مشغله های دنیا رها میسازد؟  

امروز داشتم با خودم فکر میکردم که براستی چقدر مشغول روزمرگیهای دنیا شده ایم که کمتر فرصتی برای تفکر عمیق پیدا می کنیم بخصوص اگر مسائلی که با آن دست وپنجه نرم میکنیم ناشی از مسائلی باشد که ما تنها یکی از عوامل موثر برآن باشیم وآنوقت است که برای حل یک مساله ساده بایستی بسیاری از وقت وانرژی خود راصرف کنی وازوقت گرانبهایی که می توانی برای فکر کردن بگذاری بزنی ولی در میان همه مشغله ها که غرق کارکردن هستیم ناگهان با صدای روحبخش اذان متوجه می شوی ک

ادامه مطلب  

من مادرشده ام  

وقتی بهار به دنیا آمد فکر میکردم مادر شده ام و همه مادر شدن را تجربه کرده ام . مادر شده بودم اما هنوز هم شورو شر مجردی ام همراهم بود کلاس،کار دانشگاه،... مادر شده بودم گاهی شب تا صبح بیدار بودم اما هنوز از خودم نگذشته بودم هنوز وقت هایم تقسیم کردنش برای خودم بود.اما حالا که مادر سه کودک هستم انگار مادر شدنم تکمیل شده. میفهمم مادرم وقتی میگفت هنوز مادر نشده ای یعنی چه :مادر که باشی دیگر ساعات روزت را کودکانت برایت تقسیم میکنندمادر که باشی اوقات ب

ادامه مطلب  

نامه گمشده  

عشق‌ِ من‌! بعد از تبعیدُ غربتی‌ دو ساله‌،امشب‌ تو را به‌ یاد آوردم‌!دیوانه‌ی‌ چشمان‌ ِ تو بودم‌ُ برگ‌های‌ نانوشته‌ی‌ خودوَ دیوانه‌ی‌ حضورِ عشق‌ُ حضورِ شعر...مانندِ مجنونی‌ در خنده‌ می‌گریستم‌وَ بدین‌ سبب‌ تو را به‌ یاد آورده‌اَم‌، بانو!شگفت‌آور است‌ به‌ یاد آوردنت‌!در میانه‌ی‌ جنگ‌،یادآوردن‌ِ چهره‌ی‌ زنی‌ که‌ دوستش‌ می‌داری‌ آسان‌ نیست‌چرا که‌ جنگ‌ حافظه‌ را می‌کشَد!در این‌ روزگارِ اُزگَل‌،دسته‌ کردن‌ گُ

ادامه مطلب  

شهادت مادرم  

                      بسم الله الرحمن الرحیم غریب شهر یثرب..یگانه همسرش را،آیه های کوثرش راپشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را..آهسته می شوید...کنار نیمه های پیکر خویشآهسته می شوید نیمه های دیگرش را...آهسته چرا؟؟؟مبادا از یادگاریهای در و دیوار خون بیاید!!!هر لحظه با هر شستشو می گرید اما!!!!!!!!مخفی میکند با آستین هایش بغض حنجره اش را!!!ای جانم زینبم!زینب آمد تا ببوسد کبودیهای روی مادرش را!!!غریب شهر یثرب...بر شانه های آفتابی اش گرفته مهتاب هیجده سالهپ

ادامه مطلب  

ششمین سالگردقراردادجاستین بادنیای موسیقی  

به نقل مجله ی RECORD:شش سال قبلجاستین اولین قراردادخودراباISLAND RECORDSامضاکردکه اون روزآغازنسل جدیددردنیای موسیقی به حساب می آید.باتوانایی های اسکوتربراونوآشرجاستین14ساله رووارددنیای مدرن وپرازستاره های بزرگ کردند اماجاستین باهمه ی آنان فرق داشتجاستین فردی بودکه بدون هیچ تجربه وتمرین قبلی ازهمان اول خوش درخشید.وباسینگل رادیو ی خودONE TIMEدرآمریکاکاملاشناخته شدودرمدت کوتاهی بسیاری ازوبسایت های خبری وکانال های لیالات متحدهخواهان مصاحبه بااو

ادامه مطلب  

♥به سلامتی♥  

به سلامتی پسری که رفت سربازی تامرد بشه وقتی برگشت دید دوست دخترش زن شده...به سلامتی اونایی که خودشون ثابت کردن لیاقت مارو ندارن...به سلامتی مامان بابام که از بچه شانسی نیاوردن...به سلامتی قدیما که بجای شماره به هم دل میدادن...به سلامتی اونایی که حالشون خوب نیست اما میخندن که حال بقیه گرفته نشه...به سلامتی اونایی که نامردیای زمونه نامردشون نکرد...به سلامتی ما دخترا که میگیم این یکی باهمه فرق میکنه بعد اونوقت پسره میگه:اینم یه خریه مثل بقیه...به سل

ادامه مطلب  

خداحافظ  

هی فلانیدیگر هوای برگرداندنت را ندارمهرجا که دلت میخواهد بروفقط آرزو میکنموقتی دوباره هوای من به سرت زدآنقدر آسمان دلت بگیردکه باهزار شب گریه  چشمانت  آرام نگیردواما من...برنمیگردمکه هیچ عطر تنم را هم از کوچه هایپشت سرم جمع میکنمکه نتوانی لم دهی روی مبل های راحتیباخاطراتم قدم بزنی....!!!من یک عذر خواهی به خودم بدهکارمبرای اینکهاحساساتی بودمبرای اینکه یک رو بودمبرای اینکه غرورم را شکستمبرای اینکه خوب بودمو ماندم باهمه آزارهایتبرای اینکه

ادامه مطلب  

گفته بودم چجوری میرم...  

ازت عذر خاهی کردم به هر روشی که بود.من بد گفتم اما تو هم بی تقصیر نبودی.من شروع کردم اما تو هم ادامه دادی.من مقصرم اما تو خدا نیستیدوباره یادم اوردی تو همون ادم خودخاهی هستی که از هیچی نمیگذری و من اون ادمی هستم که  از خیانت هم گذشتمو باهات زندگی کردمدوباره یادم اوردی که کار اشتباهی نکردم اگر منتی سرت گذاشتم چون انقدر نادیدم گرفتی و خودتو تو اسمونا  که همه چیزمو بردی زیر سوالمن دوستت دارم اینو همه میدونن برام سخته باهم نباشیم اما دوباره این ا

ادامه مطلب  

29 اسفند ملی شدن صنعت نفت ایران  

نهضت ملي نفت و تحريم هاي نفتي آمريكا،‌انگليس و شوروی
طرح
ملی شدن صنعت نفت ایران را اولین بار آقای رحیمیان نماینده قوچان در مجلس
چهاردهم مطرح کرد اما اشتغالات اساسی دولت و مجلس و ملاحظات سیاسی مدتی طرح
مسئله نفت را مسکوت گذاشت تا اینکه سالهای پایانی دهه 20 نفت به مسئله
اصلی سیاست ایران تبدیل شد. جریان ملی شدن نفت را دو تن از شخصیت های مذهبی
و سیاسی آن زمان یعنی آیت اله کاشانی و دکترمحمدمصدق رهبری می کردند و این
مردان بزرگ با این هدف ملی شد

ادامه مطلب  

عشق مردانه  

” مـــَـــردها ” در عین پیچــیدگیدر عـــاشقی روش ساده ای دارند !” تــو را بخواهند برایت می جنگند ”“تــو را نخواهند با تــو می جــنگند ”خانومم من به خاطر شما باهمه دنیا میجنگم و نمیزارم که خم به ابرو خانومم و خانواده ام بیاد

ادامه مطلب  

عیدتون مبارک  

نوروزی دیگر آمد؛ با همان حال‌وهوای عید. بهاری تازه در ساعت بیست و بیست‌وهفت دقیقه و هفت ثانیه.راستش هزاران سال است که بهار با تمام عظمتش میهمان خانه‌های دل ایرانیان است. پارسی‌زبانان در سراسر گیتی به استقبال مادر طبیعت می‌روند و عجیب است که انرژی مثبت هفته آخر اسفند هر سال، ناگهان با شلیک توپ تحویل سال آرام می‌شود و نوروز باستانی چنان خودنمایی می‌کند که عده‌ای تصور می‌کنند آخر دنیا شده است و از آن جالب‌تر این است که همه دست به قلم می‌

ادامه مطلب  

داستان زندگیه ما  

یکی بود یکی نبود.
این داستان زندگی ماست.همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود ...برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان "با هم بودن و با هم ساختن" نمی گنجد؟و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد!!!هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود ... همه با هم بودند.و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی ف

ادامه مطلب  

میرسد اینک بهار  

باورتون میشه به همین سرعت یکسال دیگه گذشت !!!!؟؟؟باهمه خوبیها و بدیهاش باهمه تلخ کامی ها و شادکامی هاش !!!درکل سال بدی نبود برام، درسته خیلی وقتها ناراحتی هایی برام به وجود اومد که حسابی منو شکست حسابی بابتشون بهم ریختم و برای خیلیاش هم اشک ریختم اما خداروشکر می کنم که چهارستون بدنم سالمهخوبیش به اینه که خوب و بدش میگذره نه روزهای خوبش موندنیه و نهروزهای بدشتو این سال دوستان زیادی پیدا کردم باخیلیاشون دیدار داشتم و باخیلیاشون هم تماس تلفنی و

ادامه مطلب  

اولین بیرون رفتن ما!!!......25/1/1393........توپ خونه........  

دیروز باآقایی رفتم  بیرون برای اولین بار..... ...آقایی کلی خندید .......نمی خواستم باهاش برم بیرون....آخه کار درستی نیست....  ولی از طرفی هم نمی تونستم از آقایی بگذرم... . عزیزم.....مجبورش کردم همون امام خمینی از مترو بریم بیرون.....عزیزم... چیزی نگفت...   فقط می خندید.....   همش می گفت مریم فردا بچمون ازمون بپرسه بابا واسه اولین بار با مامان کجارفتی بهش می گم هیچی بابایی رفتیم توپ خونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خیلی باحال بود......عاشقشم.......الآنم آقایییییییییی رفته دکتر......

ادامه مطلب  

سال نوشت  

to Eshgh دارم روزهایم را میشمارم برای ان روزی که دیدارمان نو میشود...باهم یک فنجان خاطره میخوریم در کافه لحظات همان روزی که من با یک دسته گل و یک شیشه گلاب می ایم...ببین من برای اینکه تو را ببینم باید 20 ساعت راه بیایم...خوب یک بار هم تو بیا...بیا اصلا دیگر با هم رفت و امد نکنیم...مثلا بیا و برنگرد...امیدوارم بعد از این هفت سال هنوز گوش هایت خوب کار کنند...باید 5 شنبه فارغ از هر جایی فقط به حرف های من گوش کنی و گرنه ... وگرنه مهریه ام را اجرا میگذارم...مهر دخت

ادامه مطلب  

رازآب  

 
بعضی وقتها درخلوت شبهایم طبع شعرم گل می کند وبرای خودم میسرایم.دل انسانها معمولا کوچکترونازکتر ازظواهر فریبنده آنها پرورش میابد...گاه آدمها باشنیدن جمله ای به اندازه تمام زندگیشان دگرگون می شوند...نمی دانم چرا می خواهم این موضوع بی ربط را برایتان تعریف کنم اما امیدوارم پای بی مطلبی وخالی نگذاشتن عریضه متصورنشود...
 یادم میاید پنج شش سال پیش توی ماشین نشسته بودم وبه رادیو گوش میدادم که گوینده رادیو این جمله را با لحنی خاص بیان کردکه: فرقي ن

ادامه مطلب  

تولدی دیگر  

امروز بیست وچهار اسفنده روزه تولدم
روزی که باتموم روزها وسالهای عمرم فرق داشت وسالی که نکوست از بهارش پیداست واز اولش همه چیز خوب بود...بلاخره دندونم رو پرکردم وقراره برم انقلاب پیش استاد وشاید بچه ها هم بیایند...امروز جلسه داریم خونه ساراحس خاصی ندارممقاله رو هم میفرستم امروز
فرداهم میرم تبلت بخرمبعد از عید هم حتما لپ تاپ مخرم.اخ که پدر خودموسراین لپ تاپ درآوردم حالم بهم میخوره میام اینجا ازاین چیزها میگمفردامیرم مرودشت۲روز دیگه هم میرم

ادامه مطلب  

قسمت دوم : ورود به راهنمایی  

وارد مقطع راهنمایی شدم از بس مثل پسرها فکر کرده بودم خصوصیات اخلاقیم شبیه به پسرها شده بود از دوستی با پسرها متنفر بودم دوست نداشتم شده بودم یه آدم گوشه گیر وتنها که تنها رفیقش اوستا کریمه (خدا) دوران ابتدایی جنش تکلیف که برای بچه ها میگرفتم من بیزاربودم از اینکه در یک جمع باشم یادم میاد اول باری که خواستم نماز بخونم مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفتم وهمین شد برام یه خاطره بد دیگه از اون به بعد هربار که میخواستم نماز بخونم اون تمسخر جلوی چشمام

ادامه مطلب  

درهای رحمت خداوند به سوی من باز است!  

سلام دوستان خوبماین روزها دوباره در اوجمخدا را صد هزار بار شکر که بابایی بهم داد که دلش به اندازه دریا دریا مهربونه که شوخ و پر انرژیه که هنوزم دوستم داره که اینهمهههههههههه بفکرمه!پریشب بخاطر موضوعی ذهنم درگیر بود که بابا هم در جریان بود ، شب با روحیه ای داغون رفتم بخوابم ، فایل دعای اخر کلاسای دکتر فرهنگ رو تو گوشیم پلی کردم و خوابیدم به ارامش نرسیدم اما بهتر شدم چشمامو بستم و سعی کردم به خوبی ها فکر کنم و کم کم چشمام داشتن گرم میشدن که سای

ادامه مطلب  

من، مادر ِ بچه هاى آيندمم :)  

"بسم رب النور"شايد برايتان جالب باشد كه من،هميشه از اينكه فردا روز كه مادرشدم بچه ام چه خواهد شد و چجورى تربيتش خواهم كرد مى ترسم. هميشه مى ترسم از اينكه بچـه ام خدايى نكرده آن جور كه من مى خواهم نشود. انقدر كه وقتى توى درس دينى از سخن امام صادق(ع) خـواندم كه: "6 چيز است كه مؤمن، بـعـد از مـرگ نيز از آن ها بهره مند مى شود و يكى از آنها فرزند صـالـحـى ست كه براى او طلب مغـفرت مى كند" ، توى فكـر فرو رفتم كه نكند بچه ام در آينده ... نكند مادر خوبى نباشم ...

ادامه مطلب  

 

دختر:عشقم شرط بندي كنيم؟پسر:باشه خانومم بكنيم....دختر:تو نميتوني 24ساعت بدون من بموني.....پسر: ميتونم.....دختر:ميبينيم...24ساعت شروع ميشه و پسر از سرطان خوني ك عشقش داشت و اينكه خيلي زود قراره بميره خبر نداشت......24ساعت تموم ميشه....پسر ميره جلوي در خونهي دختر.......در ميزنه ولي كسي در باز نميكنه.......داخل خونه ميشه.......دختر ميبينه ك روي مبل دراز كشسيده....وروش ي يادداشت هست.....يادداشت:24ساعت بدون من موندي پس يه عمرهم ميتوني بدون من بموني عشق من....... دوست دارم...

ادامه مطلب  

من چرا آمده ام روی زمین!؟؟  

در یکی روز عجیب، مثل هر روزِ دگر،
خسته و کوفته از کار،
شدم منزل خویش.
منزلم بی‌غوغا،
همسر وفرزندان، چند روزی است مسافر هستند، توی یک شهرغریب.
فرصتی عالی بود،
بهرِ یک شکوۀ تاریخی پر درد از او
پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:
باشما هستم من!
خالق هستیِ این عالم و آن بالاها .......!
من چرا آمده‌ام روی زمین؟
شده‌ام بازیچه؟ که شماحوصله‌تان سر نرود؟
بتوانید خدایی بکنید؟ و
شما ساخته‌اید این عالم،باهمه وسعت و ابعاد خودش،
تا به ما بنمائید
قدرت و هبیت

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای بابک مافی به نام عطر تو  

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای عماد طالب زاده به نام میخوامتمیخوامتبا تو به دنیا خوشبینموقتی روبروت میشینممیبینم چقدر درگیر تو اممیدونی وقتی دست تو دستم میذاریمیگی دوستم داریانگاری فهمیدیکه به تو وابسته شدممیخوامت روی تو حساسمتورو باور دارم باهمه احساسممیخوامت بی تو میرم از دستدل حساس من به چشات وابستستمیخوامتاز خواستنت جون میگیرمواسه ی لبخندت میمیرمتقدیرم توی اون چشمای توئه..میدونیتا دنیا هست به تو مدیونممن از تو یک دنیا ممنون

ادامه مطلب  

 

رئیس شورای عالی استان
کرمانشاه
ونایب رئیس شورای اسلامی شهر
اسلام آبادغرب:
خدمات و عملکرد شهرداری قابل
تحسین است
شورای
شهر بعنوان یک سیستم مردم نهاد که از دل آرا مردم بنا شده است،هدفش جلب رضایت مردم
و پاسخگویی به اعتماد آنها می باشد که شاکله ی اصلی در جلب رضایت عامه خدمات
شهرداری وشهردار منتخب می باشد به واقع شهردار نماینده شورا در راس شهرداری می
باشد و عملکرد مثبت یا منفی شهردار متوجه شورای منتخب مردم نیز می باشد،بعد از
انتخابات شورای اسل

ادامه مطلب  

جملاتی در مورد محمود و شهربانو  

یاد
 
کاش دراین یادکردنهاکسی تنهانبود
کاش دنیای من اینقدربی پروانبود
کاش مثل آن پروانه که پر زدبه بام عشق
من همچون اومیرفتم وراه چاره بود
کاش کس در تنهاییم یارم بود
کاش میمردم کسی فکرم بود.
 
 
لیلی مجنون
 
میخوام واسم مجنون بشی منم واست لیلی میشم
اگه بگی دوسم داری تودنیاهمه کست میشم
دلکم این دل من واست میمیره
بذارآسوده بگیره این دل خسته وتیره
میدونم که توی دنیابجزمن کسی نداری
چراباغروره نازت رو دل من پامیذاری؟
چراقایم میکنی عزیزه من محبتت

ادامه مطلب  

قسمت چهارم : دانشگاه واتفاقات بعد از آن  

دوران جدیدی از تحصیل داشت برای من آغاز میشد باید یه تحولی روی زندگی خودم میدادم وباید به آنچه که میخواستم میرسیدم در دانشگاه رشته حقوق قبول شدم خودم اوایل از این رشته خوشم میومد دوست داشتم چون عاشق وکالت بودم میخواستم حقوق مظلومان را بگیرم وازشون دفاع کنم....روز اول ثبت نام با هزار بدبختی تمام شد ومن رسما شده بودم یه دانشجو رشته حقوق قضائی که باید خیلی اعتماد به نفس داشته باشم از اونجا بود که ورزش رزمی به صورت حرفه ای ادامه دادم وشدم قهرمان ک

ادامه مطلب  

هزار تومانی  

کفشهاش رو از روی جاکفشی برمیداره وهمین که میخواد شروع کنه تا بندها  رو بهم گره
بزنه چشمش به انگشتر عقیقی که تو انگشت کوچکش هست میفته و یاد الهه نامزدش که
از مشهد براش سوغاتی اورده بود و به شوخی بهش گفته بود :"اینرو گرفتم که تا آخر
عمرت دستت باشه که هروقت هوس کردی شلوارتو دوتا بکنی یاد من بیفتی و ازم خجالت
بکشی".لبخند کوچکی روی لبانش میاد و زیر زبونی چند کلمه ای رو با خودش پچ پچ
میکنه.در خونه رو باز میکنه و قبل از اینکه پاش رو از در بذاره بیرون ب

ادامه مطلب  

آرزوی محال  

موندم از کجا شروع شد که تو رو دوباره دیدم
هنوز از راه نرسیده ته قصمون رسیدم
یکی جز من تو دلت بود واسه این بود برنگشتم
وقتی لبخند تو دیدم حتی از خودم گذشتم
این فداکاری من رو دیگه جز من کی میدونه؟
جز تویی که خوبی هامو دیگه یادت نمیمونه
شاید اصلا دیگه یادت بره که
مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الان تو مدیون منی
شاید اصلا دیگه یادت بره که
مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الان تو مدیون منی
وقتی محتاج تو بودم تو فداکاری نکردی
حال وروز من و

ادامه مطلب  

(آخرین روز ِدیدارسال92.. + سورپرایز ِآقایی ^_^ +سالی ک گذشت)  

برایت نمیمیرمبرایت میمانم...میمانم تا آنجاکه آخر دنیاست...!آخرین روزی ک قبل  از عید ِ 93 همو دیدیم...یــکــشــنــبــــه 92/12/25الان ک دارم اینو مینویسم آهنگ ماه عسل فرزاد فرزین ( من این ماه ُ ماه ِ عسل میکنم...) داره پخش میشه...یاد امروز افتادم ک چه اتفاقایی افتاد و دیگه نمیبینمش.... واقعا بغض دارم... هوایی رو ک تو نفس میکشیدارم راه میرم بغل میکنمتو با من بمون تا ته این سفرمن این ماه ُ ماه ِ عسل میکنمهوایی رو ک تو نفس میکشی...یاد ِ روزی افتادم ک تو پژی

ادامه مطلب  

اعتماد به نفس  

اعتماد به نفس       اغلب مردم معنای واقعی
کلمه ي "اعتماد به نفس"
را به خوبي درک نمي کنند ...
به همين دليل ان نوع از اعتماد
به نفس وخود
باوري را که مطلوب ومورد نظرشان
است
در زند گي تجربه نمي کنند چون
فکر مي کنند
اعتماد به نفس يعني اين که
ايمان واعتماد
به موفقيتها يي که در کارها به
دست مي اورند.
در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي
ان است که قبل از اين که در
کاري موفق
شويم نوعي اعتماد به توانايي
خود براي انجام آن کار داشته
باشیم .

منحصر به فرد يع

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1