آخرین اخبار سایت

خدایا  

خدایا...
میدونم من بدم...
من بدترین بنده توام خداروزمین...
ولی کمکم کن
خدایا....بامن بمون..
ازخواهش میکنم فقط مال من باش..
یک روز..بانگاهی....منویادم کن....
به من بفهمون....دوسم داری
نشون بده!!!
بگومنودوست داری!
نذارمنومتهم کنم که نداشتن فرزندبه خاطرگناه هامه
نذارفک کنم منودوست نداری؟؟؟؟
ای خدا...
من بدم...
ولی ازت خواهش میکنم
 نذارمامانم به خاطرمن غصه بخوره
خدایا!
خدایا شکرت میکنم..ای آرامش ابدی
ای که گل ها به شوق توبازمیشن
بهم کمک کن...
منوببخش واسه حرفا

ادامه مطلب  

باتوبودن ارزومه  

این پست رو دارم با گریه مینویسم نمیدونم چرادارم گریه میکنم شایداین ازدل تنگ بودنم یاشایدم ازعشقته احمد ولی بدون یه عمرگریه کردن به خاطرت شیرین ترازیه لحظه خندیدنه بدون تو نمیخوام حالتوبگیرم نه ولی خواستم بهت بگم که (بودن یه لحظه باتو ارزومه احمد)بخدا قسم من تاقبل اینکه توبشناسم نمیدونستم عشق ینی چی باتو فهمیدم قشنگ ترین لحظات عمرتوبایدبا اونی که دوستش داری بگذرونی احمدشایدیه سری اتفاقات افتادبینمون ولی به جون توهیچ وقت توروفراموش نکرد

ادامه مطلب  

 

كاش فقط دليل اي رفتارتوميدونستم آخه را من اينقده بدبودم من دلتنگي وتنهايي حتي قادر نيستم قدم بزنم موندم رو تخت توراتاقي كه شاهد تمام تنهاييامه شاهد تمام گريه هامه جاش ميشد دلموپيشت خالي كنم وبازتو مثل هميشه بهم ميگي شيماي من گريه نكن من محاله تنهات بزار م دارم ديوونه ميشم نميدونم چرا اينكارو بامن كردي دليلي پيدانميكنم .........خبلي حالم بده خيلي

ادامه مطلب  

 

ساعت چند دقیقه مونده به سه
صبح ساعت هشت امتحان ژنتیک مولکولی(لعنتی - که اگه نگم خنک نمی شم)
امشب دقیقا عین شب امتحان سلولیه - کاملا یادمه
هر چی خودمو کشتم دیگه مغزه غفل کرده بود
صبحش هم که گند ترین امتحان عمرمو دادم در حالی که می دونستم می افتم و افتادم!
امشب دارم می بینم که همون شبه
این مغزه غفل کرده
من به خدا نمی دونم چه جوری باید قسم بخورم و به کی باید اینو بگم که باور کنه سر من استثنائیه
وقتی مثل الان هنگ کرده هر کاری دارم می کنم درست نمی شه
نز

ادامه مطلب  

از اوج آسمان ها یک شب مرا صدا کن..  

دخترم.. باز هم بیدارم.. در واقع دیروز ساعت چهار خونه بودم.. دو ساعت بعدش هم خواب بودم تا ساعت ده شب.. نمی دونم چرا خواب و من با همدیگه بیگانه شدیم.. 
عسلم.. چند سال پیش تو دوران دوستی من و پدرت تنها فرصتی که برای بودن با همدیگه داشتیم صبح قبل از رفتن من به محل کار و بعد از ظهر تو مسیر برگشت به خونه بود.. اون موقعا از ساعت هفت و نیم صبح بابات سر خیابون خونه مون می ایستاد.. چندین اس به من می داد تا بالاخره بیدار می شدم و جواب می دادم.. اون وقت یه اس برام می

ادامه مطلب  

همه چیز خوبه...  

درد اونجایی بود که به عشق رفیق هر روز دوزم بالاتر رفت و همین رفیق واسه دوز بالام تنهام گذاشتدرد اونجا بود که زیر چرتای خماری اونو از دست دادم و اون از من دست کشیددرد اونجا بود که وقتی خواستمش بهم گفتن برو تا اون با معشوقش خوش باشهدرد اونجا بود که اون دیگه کسی نبود که من میشناختم درد اینجاست که واسه از یاد بردن این دردا تا صبح هم دود بگیرم اشباح نمیشم...باز من خودمو میزنم به خواب و خستگی رو بهونه میکنم و تو تا نیمه های صبح به رخ حالت سیگار دود میک

ادامه مطلب  

ایشالا به دل ِ خوش :))  

به احتمال زیاد اخر این هفته یا اوایل هفته ی اینده برم تهران واسه جهیزیه خریدن :))
راستش دلم گرفته که جور نمیشه همسری بیاد همراهم ...اواخر اسفند که رفته بودیم با هم جهیزیه خریدیم انقده برامون شیرین بود و خاطره انگیز که حد و حساب نداشت ...دیگه مزه اش رفته زیر زبونمون ...ولی خب هیچ رقمه همسری نمیتونه بیاد :((
 کی باشه این پروژه ی جهیزیه خریدن تموم بشه ..باید زودتر تموم بشه نمیخوام همه چیز بمونه دقیقه ی نود چون قبل از عروسی به اندازه ی کافی کار داریم ...چ

ادامه مطلب  

مجید خراطها - طوفان | Majid KharatHa - Toofan  

مجید خراطها - طوفان | Majid KharatHa - Toofan
واسه بدی هاتم دلم تنگهدلتنگ خون سردیت هنوز هستمهرچی که میگفتی نمی شنیدمرو تلخیات چشمامو می بستمیادش بخیر هر بار تو می رفتیمن بر می گشتم طبق عادت هاموقتی که خوب دنیامو می دیدمحس می کردم هستی ولی تنهامهرجا که حرفت میشه می خندمتا حس کنم پشتم بهت قرصهحتی سکوتم زجره وقتی کهیکی ازم حالتو می پرسهگرچه دلم تنگه برات امااز من نخواه پیش تو برگردموقتی شلوغ بود دورتو اونجااینجا توی تنهایی سر کردمهرجور تونستی من رو رنج

ادامه مطلب  

بی عنوان1  

بزارید یک کم فکر کنماهان اولش امروز رفتم باشگاه اسم نویسی کردم ک مثلا برم ورزشبعدشم واسه گواهی نامه رفتم دنبال مربی خبره گشتم یک خوبشو پیداااااااااااا کردم البته لازم بذکه ک مرحله افسرم اما چون چند ماه دنبالش نبودم یااااادم رفته این قوانین سختوالان تمام  نگرانیم درباره نمره هامه ک نیفتم   

ادامه مطلب  

...  

تنهایے یعنے وقتے ڪـہ پرستار گفت همراـہ بیمار ولے ڪسے نبود جواب بدـہ اهستـہ زیر
لب گفتم ببخشید ڪسے همراـہ من نیست مــــــــــــــــــن تنهایم
..................... حواســـت هست ای خدا؟..............M...............صدای هق
هق گریه هامه هه میشنوی؟............A.................از گلوی می آید که
خودتــــــ می گوی از از رگش به من نزدیکــــــ تری
!!!..............H..............حواســــت هست خدا
؟؟؟؟.............D................هر وقتــــــ صدای شکستن خودمو شنیدم گفتـــم
..............I..............گفتم باشه منم

ادامه مطلب  

این روزهای من (3)  

این روزها به طور ناخواسته وارد ماجراهای کاری عجیب غریبی شدم. همیشه دنبال کار تیمی و همکاریهای یک دله و یک جهت بودم اما نشد. اینجا هم همه چی بر عکس خواسته هامه. جایی که هر کس فقط سعی می کنه نشون بده کار خودش رو خوب انجام داده. این چند روز یکی از همکارها مشکلات زیادی براش پیش اومده و تقریبا یک خط در میون نیست. نتیجه اش این شده که کلی کار ایشون مونده و ارباب رجوع فوق العاده ناراضی هستن. من هم پرسنل کارآموز هستم و مسئولیت کار با من نیست علاوه بر اون ت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1